جستجو در مقالات منتشر شده


280 نتیجه برای بیمارستان

سارا کرمی پارسا، لیلا نظری منش، محمود محمودی مجد آبادی فراهانی،
دوره 19، شماره 3 - ( 9-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: اهمیت کیفیت خدمات بیمارستان‌ها در جهت استفاده بهینه از منابع موجود بر مدیران پوشیده نیست. این مسئله به ویژه در بخش زایمان به سبب دانسیته بالای بار مراجعات حائز اهمیت می‌باشد. از رویکردهای نوین بهبود خدمات بخش زایمان در کشور، اجرای LDR (Labor, Delivery, Recovery) می باشد. مطالعه با هدف ارزیابی اثربخشی سیستم LDR بر شاخص‌های کیفیت خدمات بخش زایمان دو بیمارستان منتخب قم اجرا گردید.
مواد و روش‌ها: این مطالعه توصیفی- پیمایشی و به لحاظ هدف کاربردی و به لحاظ زمان مقطعی بود که طی آن به‌صورت مورد شاهدی، به مقایسه شاخص‌های کیفیت خدمات یک بیمارستان دارای سیستم LDR با یک بیمارستان فاقد سیستم LDR پرداخته شد. داده‌ها با پرسشنامه استاندارد با نمونه‌گیری پواسون جمع‌آوری و با نرم‌افزار SPSS آنالیز گردید.
نتایج: بین دو بیمارستان به جز اجرای سیستم LDR، تمایز عمده دیگری وجود ندارد. بین اجرای LDR در بخش زایمان با شاخص‌های کیفیت کلی خدمات (3 در مقابل 2.5) و نیز شاخص‌های کیفی دروندادی، فرایندی و بروندادی ارتباط معنی‌داری مشاهده نشد اما اجرای LDR بر برخی از آیتم‌های این شاخص‌ها اثر معنی‌دار داشته است (سطح معنی‌داری=0.05).
نتیجه‌گیری: با توجه به یافته‌های پژوهش، اجرای LDR بر کیفیت کلی خدمات اثر معنی‌دار نداشته اما بر زیرمولفه‌های این شاخص‌ها اثرگذار است و رضایتمندی مادران در بسیاری از زمینه‌ها در بیمارستان دارای LDR بالاتر بود اما مادران از هزینه تحمیل شده در بیمارستان دارای LDR رضایت پایین‌تری داشتند. لذا به نظر می‌رسد، لزوم سیاست‌گذاری مناسب مدیران جهت کنترل هزینه‌های دریافتی مربوط به اجرای این سیستم روشن است.
ابراهیم جعفری پویان، حجت رحمانی، محمد امین میرشکاری،
دوره 19، شماره 4 - ( 10-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: شناسایی چالش‌های دفاتر بهبود کیفیت در برنامه‌ریزی کیفیت خدمات بیمارستان و تلاش برای  ارائه راهکار مناسب حل مشکلات این دفاتر علاوه بر تقویت دفاتر به افزایش کیفیت خدمات بالینی و غیر بالینی بیمارستان نیز کمک می‌نماید. این پژوهش با هدف بررسی چالش‌های دفاتر بهبود کیفیت بیمارستان‌ها و ارائه راهکار مناسب آن‌ها انجام شده است.
مواد و روش‌ها: پژوهش کیفی حاضر به روش پدیدارشناسی طراحی شده است. با استفاده از مصاحبه‌های نیمه ساختاریافته با 40 نفر از مدیران و روسای بیمارستان‌ها، مترون ها، کارشناسان بهبود کیفیت بیمارستان‌ها و کارشناسان دفاتر نظارت و اعتباربخشی دانشگاه‌های علوم پزشکی شهر تهران داده‌ها جمع‌آوری شد. روش تحلیل موضوعی برای تحلیل داده‌ها استفاده شد. با کمک نرم‌افزار Maxqda10 تحلیل و طبقه‌بندی داده‌های جمع‌آوری‌شده صورت گرفت.
نتایج: با تحلیل مصاحبه‌ها در حوزه چالش‌ها و راه‌کارها کدهای استخراج‌شده در چهار حیطه مدیریت، استانداردها، ارزیابی و کارکنان طبقه‌بندی گردید که بیشترین کدها مربوط به مدیریت با 5 عنوان اصلی و 21 عنوان فرعی بود. بیشترین راه‌کارها مربوط به حیطه مدیریت بود.
نتیجه‌گیری: یافته‌های مطالعه نشان می‌دهد غالب چالش‌ها و راه‌کارها در حیطه مدیریت هستند و برای بهبود وضعیت دفاتر بهبود کیفیت تمرکز بر اصلاح این حیطه کمک‌کننده خواهد بود.
فاطمه وحدتی، محمدرضا محمدخانی، امید خسروی زاده، رعنا سهیلی راد، سوگل ساریخانی، بهمن احدی نژاد،
دوره 19، شماره 4 - ( 10-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: بیمارستان‌های آموزشی علاوه‌ بر فراهم کردن خدمات اثربخش و عادلانه برای گروه‌های کم‌درآمد، برای اینکه عملکرد عملیاتی متوازن و مثبتی داشته باشند، باید سهم قابل ملاحظه‌ای از تقاضای گروه‌های پردرآمد را بدست آورند. این مطالعه با هدف بررسی میزان بازارگرایی مراکز آموزشی-درمانی قزوین انجام شده است.
مواد و روش‌ها: این پژوهش مطالعه‌ای توصیفی-تحلیلی است که در سال 1399 در مراکز آموزشی-درمانی دانشگاه علوم پزشکی قزوین بصورت مقطعی و داده‌ها در بازه یک ماهه، از طریق پیمایش پرسشنامه‌ای گردآوری شد. جامعه موردمطالعه، کل کارکنان شاغل در 6 بیمارستان این دانشگاه بود که از روش نمونه‌گیری سهمی-تصادفی انتخاب گردید. اطلاعات موردنیاز با جمع‌آوری 411 پرسشنامه سنجش بازارگرایی، بدست آمده و در فضای نرم‌افزار SPSS 16 آنالیز شدند. برای مقایسه میانگین‌ها از آنالیز واریانس یک‌طرفه با فاصله اطمینان 95 درصد، استفاده شد.
نتایج: میزان بازارگرایی کل بیمارستان‌ها 88/2 از 5 بدست آمد. بعد توجه به مشتری بیشترین میانگین (32/3 از 5) و بعد توجه به رقیب کمترین میانگین (80/2 از 5) را داشتند. میانگین بعد هماهنگی بین وظایف نیز 86/2 از 5 بود. به ‌غیر از بعد توجه به رقیب، ازنظر میزان بازارگرایی، توجه به مشتری و هماهنگی بین وظایف، تفاوت معنادار آماری دیده شد (05/0>p).
نتیجه‌گیری: این بیمارستان‌ها از نظر میزان بازارگرایی، مشتری‌گرایی و توجه به رقیب به ترتیب در وضعیت متوسط، بالاتر و کمتر از متوسط هستند. برای بدست آوردن بازار خدمات پرسود، بیمارستان‌ها باید برنامه راهبردی در مقابل رقبا پیاده و وظایف کارکنان را در جهت تقویت بازارگرایی هدایت کنند.

سجاد مشکی، شقایق وحدت، سمیه حسام،
دوره 19، شماره 4 - ( 10-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی علل مراجعه مجدد بیماران به بیمارستان­های تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی بم در سال 1398 انجام گرفته است.
مواد و روش­ها: پژوهش حاضر از نوع توصیفی تحلیلی بوده و جامعه پژوهش آن بیمارانی بوده است که در بیمارستان­های پاستور بم، جواد­الائمه شهرستان نرماشیر و آیت­الله هاشمی­رفسنجانی شهرستان ریگان در بازه زمانی سال 1398، مراجعه مجدد داشتند. در این پژوهش، 312 پرونده بیمار به عنوان نمونه پژوهش به صورت تصادفی انتخاب گردید. ابزار جمع­آوری اطلاعات چک­لیست بود. تجزیه‌وتحلیل اطلاعات توسط نرم‌افزار SPSS نسخه 23 و با استفاده از آزمون­های توصیفی و تحلیلی (کای اسکوئر و تحلیل واریانس یک­طرفه) انجام شد.
نتایج: بر اساس یافته­های مطالعه 34 درصد از مراجعات مجدد در بخش داخلی بودند. میانگین هزینه­های بستری مراجعه مجدد برابر با 17،265،353 ریال بود. بیشترین علل مراجعات مجدد بیماری جدید (2/46 درصد) و عود بیماری (8/39 درصد) بوده است. یافته­های حاصل از آمار استنباطی رابطه معنی­داری بین علل مراجعه مجدد با جنسیت (566/0=P)، سن (065/0=P) و هزینه­ها (625/0=P) نشان نداد اما بین علل مراجعه مجدد با وضعیت تأهل (049/0=P) رابطه معنی­داری وجود داشت و افراد متأهل مراجعه مجدد بیشتری نسبت به افراد مجرد داشتند.
نتیجه ­گیری: لازم است به بخشی از مراجعات مجدد که مربوط به عود بیماری می­باشد توجه بیشتری شود و با استاندارد نمودن فرایندها و ابزارهای بیمارستانی و آموزش کارکنان و استفاده از روش­های نوین تشخیص و درمان از بروز این­گونه از مراجعات مجدد جلوگیری نموده و کیفیت خدمات درمانی را افزایش داد.
هیوا میرزایی، حجت رحمانی، محمد عرب، جلال سعید پور،
دوره 20، شماره 1 - ( 3-1400 )
چکیده

زمینه و هدف: گردشگری پزشکی سال‌هاست در کشور ما موردتوجه است. ورود بیماران بین‌الملل به کشور موجب رونق بخش گردشگری پزشکی می‌گردد ولی بایستی زیرساخت‌های لازم برای این امر ایجاد گردد. دستورالعمل تأسیس واحد بیماران بین‌الملل یکی از زیرساخت‌های قانونی برای استانداردسازی این حوزه می‌باشد. لذا این پژوهش با هدف تحلیل استراتژیک استقرار واحد بیماران بین‌الملل در بیمارستان‌های­ دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد.
مواد و روش‌ها: این مطالعه ترکیبی در سال 1398 در سه بیمارستان دانشگاه علوم پزشکی تهران که مجوز راه‌اندازی این واحد را داشتند انجام گرفت. در هر بیمارستان با افراد صاحب‌نظر در این زمینه مصاحبه عمیق صورت گرفت. سپس داده­ها در چهار دسته نقاط قوت، نقاط ضعف، فرصت‌ها و تهدیدها دسته‌بندی شد و با توجه به نتایج حاصل از تکنیک SWOT راهبردهای لازم ارائه گردید.
نتایج: فرصت‌هایی شامل هزینه پایین خدمات پزشکی در ایران، کم‌ارزش بودن ریال و پیوندهای سیاسی و مذهبی با کشورهای منطقه وجود دارند. تهدیدهای مهم هم عبارت بودند از وجود رقبای حرفه­ای، فعالیت گسترده دلالان و وجود تعداد زیادی متولی برای این صنعت در داخل کشور. در آخر راهبردهای مناسب برای هر بیمارستان ارائه شد.
نتیجه‌گیری: این بازار در کشور ما با تهدیدهای زیادی مواجه است و نیازمند سیاست‌گذاری‌های متناسب با شرایط موجود و اقدامات فوری می­باشد. همچنین نتایج نشان داد که دو بیمارستان در حالت رقابتی و یک بیمارستان در حالت تدافعی قرار دارد.
محمود نکویی مقدم، آناهیتا بهزادی، خلیل کلوانی، زهرا نادرخواه،
دوره 20، شماره 1 - ( 3-1400 )
چکیده

مقدمه: برندینگ و بازاریابی یکی‌ از نیازهای اساسی‌ هر سازمان برای بقا و بالا بردن کیفیت محصولات و خدمات ارائه ‌شده می‌باشد. امروزه حیطه کاربرد بازاریابی به سازمان‌های بهداشتی و درمانی نیز رسیده و یکی از الزامات مهم برای ارتقای کیفیت خدمات سلامت ارائه شده­ی بیمارستان‌ها می‌باشد. هدف پژوهش حاضر بررسی عوامل مؤثر بر ارزش ویژه برند مبتنی بر مشتری در بیمارستان‌ می باشد.
مواد و روش‌ها: پژوهش حاضر از نوع توصیفی­­_تحلیلی بود. نمونه ایﻦ ﭘﮋوﻫﺶ، 350 ﻧﻔﺮ از بیماران بیمارستان‌های خصوصی منتخب شهر تهران و کرمان در سال 1399 ﺑﻮد که با روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای انتخاب ﺷﺪند. اطلاعات نمونه منتخب ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از پرﺳﺸﻨﺎﻣﻪ مطالعه‌ی چاهال و بالا که روایی و پایایی آن محاسبه شد جمع‌آوری ﮔﺮدیﺪ. ﺟﻬﺖ تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از ورژن 14 نرم‌افزار Stata استفاده ﺷﺪ.
نتایج: میانگین ارزش ویژه برند مبتنی بر مشتری در گروه زنان و نیز گروه تحصیلی کمتر از دیپلم و گروه جراحی بیشتر بود. همچنین ارزش ویژه برند مبتنی بر مشتری از نظر جنسیت، نوع بیمه، علت بستری و میزان تحصیلات بین طبقات مختلف، اختلاف معناداری وجود داشت. ابعاد مختلف ارزش برند بیمارستان شامل کیفیت درک شده (در حد متوسط)، وفاداری بیمار (در حد متوسط)، تصویر برندینگ (در حد خوب) و ارزش برند خدمات (در حد خیلی خوب) ارزیابی شدند و میانگین ارزش ویژه برند مبتنی بر مشتری در حد بالایی قرار داشت.
نتیجه‌گیری: بیمارستان­ها با ارتقا خدمات ارائه شده‌ی خود از طریق ارتقا کیفیت و ارتقا تصویر برندینگ و ارزش برند خدمات، می‌توانند در جهت جذب و حفظ بیماران و نیز ایجاد مزیت رقابتی نسبت به بیمارستان‌های دیگر گام بردارند. نتایج این مطالعه نشان از تاثیر مثبت کیفیت درک شده، وفاداری بیمار، تصویر برند و ارزش برند خدمات بر ارزش ویژه برند مبتنی بر مشتری دارد.
سمانه داودآبادی، محمدحسن احمدپور، امیراشکان نصیری پور، حسین شهنوازی،
دوره 20، شماره 1 - ( 3-1400 )
چکیده

زمینه و هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر برنامه­‌ریزی استراتژیک منابع انسانی بر عملکرد کارکنان بیمارستان شهدای تجریش تهران انجام شده است.
مواد و روش‌ها: این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی - عملی و از نظر ماهیت و روش توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل تمامی کارکنان دائم بیمارستان شهدای تجریش می‌باشد که با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی ساده و با توجه به فرمول کوکران، تعداد 184 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. در این پژوهش از پرسشنامه مدیریت استراتژیک منابع انسانی و پرسشنامه عملکرد برای جمع‌آوری داده­‌ها استفاده شد. برای تائید روایی پرسشنامه، از نظرات خبرگان و برای سنجش پایایی از نرم‌افزار spss استفاده شد و آلفای کرونباخ 868/0 و 751/0 به دست آمد. جهت تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از نرم‌افزار spss و رگرسیون خطی ساده استفاده گردید.
نتایج: نتایج نشان داد برنامه‌ریزی، تأمین، توسعه، مدیریت عملکرد، پاداش و روابط کارکنان بر عملکرد کارکنان بیمارستان شهدای تجریش تهران تأثیر معناداری دارد.
نتیجه‌گیری: ازآنجاکه نتایج تحقیق حاکی از ارتباط بسیار قوی بین مدیریت استراتژیک منابع انسانی و عملکرد سازمان در بیمارستان شهدای تجریش می‌باشد لازم در مراکز بهداشتی و درمانی به امر مدیریت منابع انسانی توجه کافی مبذول گردد. همچنین لازم است به مقولاتی همچون آموزش و توسعه انسانی، تعامل و ارتباط مؤثر با کارکنان و کارمند یابی و استخدام توجه ویژه‌ای اعمال گردد.
کامران ایراندوست، جعفر یحیوی دیزج، هیوا میرزایی، فاروق نعمانی،
دوره 20، شماره 2 - ( 6-1400 )
چکیده

مقدمه: ارائه خدمات به عنوان ملموس­ترین کارکرد نظام سلامت شناخته می­شود و بیمارستان‌ها بارزترین نمود این عملکرد می­باشند. همچنین یکی از مهم‌ترین عوامل ایجاد هزینه­های کمرشکن سلامت، استفاده از خدمات بیمارستانی است؛ لذا در مطالعه حاضر تلاش شده است که به توصیف سهم هزینه­های خدمات بیمارستانی از کل مخارج سلامت خانوار پرداخته شود.
مواد و روش‌ها: مطالعه توصیفی حاضر، با استفاده از داده­های پیمایشی سالانه هزینه­ درآمد خانوار مرکز آمار ایران، برای دوره مطالعاتی 1390 تا 1394 به صورت گذشته­نگر انجام شد. بر اساس الگوی طراحی شده سهم هزینه خدمات بیمارستانی از هزینه­های سلامت خانوار به تفکیک سال و نوع خدمات در مناطق شهری و روستایی مورد بررسی قرار گرفت.
نتایج: به طور متوسط 5/18 درصد خانوارها از خدمات بیمارستانی استفاده کرده بودند و نزدیک به 7/28 درصد از هزینه­های سلامت خانوار صرف دریافت خدمات سلامت از بیمارستان‌ها شده بود. به طور متوسط هزینه خدمات پزشکی بیمارستانی خانوارها در مناطق شهری 4/92 درصد و در مناطق روستایی 4/91 درصد بوده است. به طور متوسط 51 درصد هزینه خدمات پزشکی خانوارها در بیمارستان مربوط به بیمارستان‌های عمومی است و بیشترین هزینه صرف شده توسط خانوارها در بیمارستان‌های عمومی دولتی به اعمال جراحی اختصاص دارد.
نتیجه‌گیری: سهم هزینه­ای خدمات بیمارستانی و میزان استفاده از این خدمات در بین خانوارهای ایرانی قابل توجه است که ممکن است منجر به فقر و هزینه­های کمرشکن ناشی از سلامت را به همراه داشته باشد. لذا لازم است تصمیم­گیرندگان حوزه سلامت سیاست‌هایی مبتنی بر شواهد را برای مدیریت و کنترل این بخش از هزینه‌های سلامت طراحی و به کار گیرند

علیرضا گلابدوست، عباس منوریان، عباس نرگسیان،
دوره 20، شماره 2 - ( 6-1400 )
چکیده

زمینه و هدف: رسانه‌های اجتماعی یکی از ابزارهای کم‌هزینه است که توسط بسیاری از سازمان‌ها مورداستفاده قرار می‌گیرد. هدف از این تحقیق کیفی ارائه مدل پاسخگویی عمومی مبتنی بر به‌کارگیری رسانه‌های اجتماعی در دانشگاه‌های دولتی علوم پزشکی شهر تهران است.
مواد و روش‌ها: پژوهش حاضر با استفاده از روش داده بنیاد تحلیل موقعیت کلارک صورت پذیرفت. برای استخراج مؤلفه‌های اصلی این مدل با 21 نفر از خبرگان در سال 1400 مصاحبه‌های عمیقی انجام شده است. افراد مورد مطالعه این تحقیق را مدیران و کارشناسان دانشگاه‌های پزشکی شهر تهران (تهران، شهید بهشتی، ایران) تشکیل دادند که مشارکت‌کنندگان با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند از نوع نمونه‌گیری نظری انتخاب شدند.
نتایج: تحلیل موقعیت پاسخگویی در دانشگاه‌های علوم پزشکی نشان داد عرصه اصلی و تعیین‌کننده «دولت» است. این عرصه در دل خود «وزارت بهداشت» را دارد. عرصه سوم، خود «دانشگاه‌های علوم پزشکی» و جهان‌های اجتماعی فعال در آن است. عرصه چهارم، «واحدهای روابط عمومی» است، اما در گوشه این عرصه‌های متداخل، عرصه «جامعه مخاطب» قرار دارد.
نتیجهگیری: اساس و پایه پاسخگویی بر دادن گزارش و اطلاعات است. دانشگاه‌ها بایستی آزادی عمل لازم را به کارکنان خود در ارائه گزارش مستقیم بدهند. با توجه به یافته‌های پژوهش پیشنهاد می‌شود که با شکل‌دهی یک دپارتمان تخصصی روابط عمومی در رابطه با پاسخگویی عمومی علاوه بر شناسایی ظرفیت‌ها، نسبت به رفع موانع موجود اقدام نمایند.
حمید محمدی، شهرام توفیقی، مصطفی رجبی، حمیدرضا ایزدبخش، بهار حافظی،
دوره 20، شماره 2 - ( 6-1400 )
چکیده

زمینه و هدف: دورنمای مراقبت­های بیمارستانی به سرعت در حال تغییر است. محرک­های عرضه و تقاضا در سیستم خدمات سلامت با تحول شدیدی روبرو است. بخش سلامت سازمان­ تأمین اجتماعی نیز با تعداد فزاینده بیماران به چالش کشیده است. این مطالعه به منظور کمک به این سازمان با هدف طراحی مدل علی مفهومی از تعامل عرضه و تقاضای مراقبت­های سلامت انجام شد.
مواد و روش­ها: این پژوهش یک نوع مطالعه کیفی است که در سال 1399 و ارائه مدل مفهومی در دو گام انجام شد. در گام اول، از مصاحبه نیمه ساختاریافته برای استخراج عوامل مهم در عرضه و تقاضای خدمات سلامت در بیمارستان­های ملکی استفاده شد. در گام دوم، از رویکرد شبیه‌سازی سیستم استفاده و روابط بازخورد بین مسیرهای بیمار به بیمارستان و تأمین خدمات درمانی، ارائه شد.
نتایج: بر اساس فرضیه مطالعه به ترتیب، شیوع بیماری و تخصیص بودجه به عنوان شاخص نیاز پزشکی و تقاضای پزشکی مورد انتظار، به طور مثبتی بر مراجعات به بیمارستان­های سازمان تأمین اجتماعی تأثیر می­گذارد. بر این اساس چهار مدل فرعی جریان بیمار، بودجه مراقبت­های سلامت، کارکنان درمان (پزشک، پرستار ) و ظرفیت بیمارستان­ها استخراج شد.
نتیجه­گیری: بودجه­های درمانی اختصاص‌یافته به بیمارستان­ها برای بهبود امکانات درمانی و افزایش تعداد کارکنان، انتظارات مثبتی در مورداستفاده از خدمات بیمارستان­های ملکی در بیمه‌شده‌ها ایجاد کرده است. توجه به تأمین نیروی انسانی کافی (پزشک، پرستار ) و ظرفیت تخت با بودجه­ای که برای این سرویس هزینه می­شود، از شاخص­های بهبود کیفیت خدمات است.
سید محمد حسن صافی، محمد حسین صادقیان،
دوره 20، شماره 3 - ( 9-1400 )
چکیده

زمینه و هدف: مهم‌ترین و مشکل‌ترین فرایند در هر سازمان ایجاد تحول در سازمان است چرا که امروزه سازمان‌ها بایستی با توجه به تغییرات محیط واکنش نشان دهند. هدف این پژوهش بررسی تأثیر مدیریت تحول‌گرا در سازمان بر کیفیت زندگی کاری کارکنان بیمارستان شهدای تجریش تهران می‌باشد.
مواد و روش‌ها: پژوهش حاضر از نوع مطالعات توصیفی تحلیلی بود که به صورت مقطعی در بیمارستان شهدای تجریش در سال 1399 انجام شد. ابزار جمع‌آوری پرسشنامه مدیریت تحول‌گرا (باس وآولیو) و پرسشنامه کیفیت زندگی کاری (والتون 1973) بود. بر اساس فرمول کوکران تعداد 234 نفر از کارکنان بیمارستان شهدای تجریش تهران به عنوان نمونه آماری پژوهش انتخاب شدند. پایایی و روایی ابزارها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ و تحلیل عاملی تأییدی مورد تائید قرار گرفت. برای تجزیه‌وتحلیل داده­ها از آزمون همبستگی پیرسون و آزمون معادلات ساختاری استفاده شد.
نتایج: یافته­ها نشان داد که مدیریت تحول‌گرا همبستگی مثبت و معناداری بر محیط کاری دارای ایمنی و بهداشت، فرصت رشد و امنیت، پرداخت منصفانه و کافی، قانون‌گرایی کارکنان، وابستگی اجتماعی، یکپارچگی و انسجام اجتماعی، توسعه‌ی قابلیت‌های انسانی و فضای کلی زندگی کاری دارد. علاوه بر این 92 درصد واریانس کیفیت زندگی کاری توسط مدل تحقیق تبیین می‌شود.
نتیجه­گیری: مدیران ارشد با توجه به تأیید تأثیر مدیریت تحول‌گرا بر توسعه قابلیت‌های انسانی برنامه‌های مناسبی را برای اجرای کیفیت زندگی کاری تنظیم و اجرا نمایند و شرایطی را فراهم آورند تا کارکنان در سازمان و کار خود لذت ببرند.
افشین مؤیدی نیا، کریم کیاکجوری،
دوره 20، شماره 3 - ( 9-1400 )
چکیده

مقدمه: در عصر حاضر، پیاده­سازی فرآیند نوآوری باز برای هر سازمانی لازم و ضروری می­باشد و بیمارستان­ها به عنوان اصلی­ترین مراکز درمانی از این امر مستثنی نیستند. در واقع، بیمارستان­ها به عنوان واحدهای عملیاتی سلامت، همواره در معرض مستقیم تغییرات در حوزه خدمات درمانی هستند. از اینرو پژوهش حاضر به بررسی عوامل مؤثر بر نوآوری باز در بیمارستان­های دولتی استان گیلان پرداخته است.
مواد و روش‌ها: این پژوهش بر حسب هدف یک مطالعه کاربردی و بر حسب نحوه گردآوری داده­ها در دسته تحقیقات توصیفی قرار دارد که به صورت مقطعی در سال 1400 انجام شده است. جامعه آماری پژوهش، مدیران ارشد و کارکنان بیمارستان­های دولتی استان گیلان به تعداد 1600 نفر بودند. به منظور نمونه­گیری از روش نمونه­گیری غیرتصادفی قضاوتی به منظور دسترسی به اعضای جامعه (مدیران ارشد و کارکنان با حداقل مدرک کارشناسی) استفاده شد. 250 پرسشنامه جهت انجام آزمون مورد استفاده قرار گرفت. ابزار گرداوری داده‌ها پرسشنامه‌های استاندارد است. پایایی پرسشنامه از طریق آلفای کرونباخ و روایی پرسشنامه‌ها از طریق روایی صوری و محتوایی، روایی همگرا و واگرا مورد تائید قرار گرفت. جهت آزمون فرضیه‌های تحقیق از روش مدل‌سازی معادلات ساختاری استفاده شده است. نرم‌افزارهای مورد استفاده در این پژوهش، نرم­افزار SPSS 26 و نرم‌افزار Smart PLS3 می‌باشد.
نتایج: نتایج حاصل از آزمون مدل‌سازی معادلات ساختاری نشان داد که از بین عوامل برون­سازمانی همکاری با شرکا و کاربر، از بین عوامل سازمانی درون­سازمانی، ساختار سازمان، یادگیری اکتشافی و فرهنگ سازمان و در نهایت از بین عوامل فردی درون­سازمانی، انگیزه بر نوآوری باز بیمارستان­های دولتی استان گیلان تأثیرگذار هستند. تأثیر اعتماد بین شرکا، تکنولوژی، ویژگی­های شخصیتی و دانش بر نوآوری باز بیمارستان­ها رد شد.
نتیجه‌گیری: بیمارستان­ها باید به طور مشترک با سایر واحدهای خدمات بهداشتی، دانشگاه­ها و کاربران برای گذر از سیستم نوآوری بسته به سمت نوآوری باز، سیاست­های مناسبی تدوین کرده و اقدامات مؤثر در این راستا را مورد حمایت قرار دهند.
سوگل ساریخانی، امید خسروی زاده، بهمن احدی نژاد، محمدرضا محمدخانی، فاطمه وحدتی، رعنا سهیلی راد،
دوره 20، شماره 3 - ( 9-1400 )
چکیده

زمینه و هدف: مدیریت از مهم‌ترین عواملی است که می‌تواند بر عملکرد سازمانی مانند بیمارستان تأثیر بگذارد. بنابراین بررسی سبک مدیریت به کار گرفته در بیمارستان‌ها می‌تواند راه گشای بسیاری از مسائل بیمارستان باشد. در این مطالعه سبک‌های مدیریتی به‌کارگرفته شده در مراکز آموزشی- درمانی دانشگاه علوم پزشکی قزوین بررسی و تعیین شده است.
مواد و روش‌ها: در این مطالعه توصیفی تحلیلی، نمونه‌ای 411 نفری با استفاده از روش نمونه‌گیری سهمی تصادفی از جامعه 2265 نفری کارکنان شاغل در بیمارستان‌های دانشگاهی شهر قزوین انتخاب شد. داده‌های موردنیاز با استفاده از پرسشنامه معتبر سبک مدیریت کلارک و از طریق پیمایش ادراک کارکنان در سال 1399 گردآوری شدند. در نهایت اطلاعات به دست آمده در فضای نرم‌افزارهای استتا 15 و اس پی اس اس 16 مورد تحلیل قرار گرفت.
نتایج: سبک دستوری بیشترین میانگین کل (22/3) و سبک واگذارکننده کمترین میانگین کل (87/2) را به دست آوردند. افراد، بیشترین فراوانی (42 درصد) را برای گویه‌های مربوط به سبک دستوری و کمترین فراوانی (25 درصد) را برای گویه‌های سبک واگذارکننده گزارش کردند. به‌ غیر از سبک دستوری، از نظر میزان به‌کارگیری سبک‌های مشارکتی و واگذارکننده، بین بیمارستان‌ها تفاوت معنادار وجود داشت.(05/0>p).
نتیجه‌گیری: در تمام بیمارستان‌های موردمطالعه مدیران بیشتر از سبک دستوری استفاده می‌کردند. پیشنهاد می‌شود از طریق برگزاری کارگاه‌های دوره‌ای، مدیران بیمارستان‌ها با تکنیک‌ها و مزایای سبک‌های مشارکتی و واگذارکننده آشنا شوند.
سید هادی حسینی، سید محمد هادی موسوی، مصطفی اسماعیلی،
دوره 20، شماره 4 - ( 10-1400 )
چکیده

مقدمه: بیمارستان‌ها به دلیل ماهیت پیچیده محل تعارضات بوده و الزام به داشتن هوش هیجانی برای مدیریت اثربخش آن مطرح می‌باشد؛ یافته‌های متناقضی در همبستگی ویژگی‌های فردی با هوش هیجانی و مدیریت تعارض وجود دارد، لذا این مطالعه با هدف بررسی دقیق همبستگی این موارد در بین مدیران رده‌های مختلف بیمارستانی به انجام رسید.
مواد و روش‌ها: این مطالعه توصیفی-تحلیلی در سال 1398 در میان 100 نفر از مدیران ارشد و میانی 8 بیمارستان منتخب دانشگاه علوم پزشکی تهران با پرسشنامه سه‌قسمتی: ویژگی‌های فردی، هوش هیجانی و راهبردهای مدیریت تعارض به انجام رسید. جهت تحلیل نتایج از 20SPSS و آزمون‌های پیرسون، t و آنالیز واریانس استفاده گردید.
نتایج: میان حیطه‌های هوش هیجانی با حیطه راهبرد راه‌حل گرایی مدیریت تعارض رابطه معنادار مستقیم مشاهده شد (001/0 <). همچنین همبستگی معنادار مستقیم میان: سن، وضعیت تا هل، رشته تحصیلی، پست سازمانی، سابقه کار و سابقه کار در پست مدیریتی با هوش هیجانی مشاهده گردید و میان راهبردهای عدم مقابله و راه‌حل گرایی به ترتیب با سن و سابقه کار روابط مستقیم و معنادار برقرار بود. (05 /0 <)
نتیجه‌گیری: لازم است برای ارتقای هوش هیجانی و بهبود مدیریت تعارض در بیمارستان‌ها اقدام مقتضی صورت پذیرد و با توجه به روابط معنادار و مستقیم مشاهده شده می‌توان به ویژگی‌های فردی مرتبط با هوش هیجانی و مدیریت تعارض برای گزینش مدیران مربوطه توجه نمود.
عباسعلی رستگار، مهدیه ویشلقی،
دوره 20، شماره 4 - ( 10-1400 )
چکیده

زمینه و هدف: قلدری سازمانی منجر به ایجاد شرایط استرس‌زای غیرقابل کنترلی می‌شود که افراد نمی‌توانند با ذهنی آسوده وظایف خود را انجام دهند و دچار پریشانی و خستگی عاطفی و تحلیل­رفتگی می‌شوند. هدف از پژوهش حاضر، تعیین تأثیر قلدری سازمانی بر خستگی عاطفی با میانجی­گری­ پریشانی روانشناختی پرستاران می­باشد.
مواد و روش ها: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر نحوه جمع­آوری اطلاعات، توصیفی از نوع همبستگی می­باشد. جامعه آماری پژوهش، پرستاران بیمارستان شریعتی تهران می­باشند. بر مبنای نمونه گیری تصادفی ساده، 148 پرسشنامه صحیح عودت داده شد و با استفاده از نرم­افزارهای SPSS و AMOS داده­های پژوهش مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. برای سنجش متغیرهای پژوهش از پرسشنامه قلدری سازمانی اینرسن و همکاران (2009)، پریشانی روانشناختی کسلر و همکاران (2003) و خستگی عاطفی مسلج و جکسون (1981) استفاده شده است.
نتایج: قلدری سازمانی بر خستگی عاطفی پرستاران تأثیر مستقیم و معناداری دارد و به طور غیرمستقیم از طریق میانجی­گری پریشانی روانشناختی بر خستگی عاطفی پرستاران تأثیر معناداری دارد.
نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر در زمینه قلدری سازمانی و پریشانی روانشناختی پرستاران نوآوری‌هایی به همراه داشته است و به مدیران و سرپرستان بیمارستان‌ها در درک تأثیرگذاری قلدری سازمانی بر خستگی عاطفی پرستاران کمک می­کند تا با فراهم نمودن شرایط مساعد کاری مانع از بروز خستگی عاطفی در کارکنان شوند همچنین با توجه به تأثیر قلدری سازمانی بر پریشانی روانشناختی، مدیران با ایجاد جوی دوستانه باعث شوند تا چنین حالات روانشناختی در پرستاران رخ نداده و با روحیه و انگیزه بالایی بتوانند در راه خدمت به مردم گام بردارند.
بهشته جبلی، محمد ورهرام، مهدی کاظم پور، شیرین اسماعیلی، حبیب امامی، الهام قازانچایی،
دوره 20، شماره 4 - ( 10-1400 )
چکیده

مقدمه: پس از افزایش موارد ابتلا و گسترش جهانی ویروس کووید 19، مراکز درمانی بدنبال این بحران با تعدادی از مشکلات و چالش‌ها مواجه شدند. متولیان نظام سلامت در کشورهای مختلف جهان به منظور افزایش کیفیت و ایمنی خدمات درمانی و مدیریت بهینه آن‌ها چه در شرایط بحرانی و چه در شرایط غیر بحرانی روش‌های متعددی را به کار گرفته‌اند که تعهد سازمان را به ارتقای کیفیت افزایش می‌دهند.
مواد و روش ها: این مطالعه یک پژوهش مقطعی تحلیلی می‌باشد. اطلاعات از طریق پرسشنامه محقق ساخته بر اساس 903 استاندارد اعتباربخشی ابلاغی وزارت بهداشت با روش نمونه‌گیری در دسترس از 326 نفر از کارکنان مرکز مسیح دانشوری در سال 1399 جمع آوری شده است. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS ویرایش 22 تجزیه‌وتحلیل شدند.
نتایج: نتایج نشان داد از میانگین 8 حیطه مرتبط با استانداردهای اعتباربخشی، مشارکت‌کنندگان در حیطه‌های اخلاق حرفه‌ای و رعایت حقوق‌ گیرنده خدمت، کنترل عفونت، بهداشت محیط و پسماند بیشترین رعایت را در شرایط اضطرار کووید 19 ذکر نمودند و حیطه‌های مدیریت بالینی و ایمنی بیمار در رده‌های بعدی قرار گرفتند.
نتیجه‌گیری: بر اساس نظر مشارکت‌کنندگان، رعایت حیطه‌های بهداشت محیط و پسماند، حقوق‌گیرنده خدمت و کنترل عفونت در مواجهه با اپیدمی کرونا کاربردی‌تر بوده است. به نظر می‌رسد اصول اعتباربخشی به عنوان استاندارهای بهبود کیفیت مورد پذیرش قرار گرفته است و می‌تواند راهنمایی مؤثر در آمادگی مواجه مراکز درمانی در شرایط اضطرار باشد.

یحیی سلیمی، علی کاظمی کریانی، شاهین سلطانی، فرید نجفی، ژیلا عظیمی، بهمن روشنی، سینا احمدی، ستار رضایی،
دوره 21، شماره 1 - ( 3-1401 )
چکیده

زمینه و هدف: هدف مطالعه حاضر ارزیابی تأثیر طرح تحول نظام سلامت بر شیوع سزارین و زایمان طبیعی در بیمارستان­های دولتی استان کرمانشاه می‌باشد.
مواد و روش­ها: در مطالعه حاضر داده­های سزارین و زایمان طبیعی در 17 بیمارستان دولتی در دوره­ی زمانی 1388 تا 1398 جمع‌آ­وری و مورد ارزیابی قرار گرفت. متغیرهای اصلی این مطالعه شامل شیوع سزارین و شیوع زایمان طبیعی برای یک دوره‌ی 121 ماه بود که هر دو متغیر از تقسیم تعداد زایمان­های به صورت سزارین و طبیعی بر کل تعداد زایمان‌ها به دست آمد. برای ارزیابی تأثیر طرح تحول نظام سلامت بر روی شیوع سزارین و زایمان طبیعی از رویکرد سری زمانی منقطع و رگرسیون قطعه­ای استفاده شد.
نتایج: میانگین شیوع سزارین در دوره‌ی زمانی قبل و بعد از اجرای طرح تحول نظام سلامت به ترتیب برابر با 5/42 و 2/43 درصد بود. در ماه‌های قبل از شروع مداخله میزان سزارین 13/0 درصد در حال افزایش بود که از نظر آماری معنی‌دار بود. در اولین ماه بعد از اجرای مداخله، شیوع سزارین 6/3 درصد کاهش معنی‌دار یافت. سهم سزارین در ماه‌های بعد از اجرا طرح تحول نظام سلامت در مقایسه با قبل از مداخله به صورت ماهیانه 12/0 درصد افزایش را نشان داد که از لحاظ آماری هم معنی‌دار بود.
نتیجه­گیری: نتایج مطالعه نشان داد که در کوتاه‌مدت طرح تحول نظام سلامت منجر به کاهش معنی‌دار سزارین شده است اما در ماه‌های بعد از اجرای طرح شیوع سزارین دوباره افزایش یافته است.
زینب شاکر، زهره شاکر، محسن بارونی، اسما صابرماهانی،
دوره 21، شماره 1 - ( 3-1401 )
چکیده

زمینه و هدف: بیمارستان سازمان است که ارتقای عملکرد آن بسیار حائزِ اهمیت است. برای این کار باید میزان توزیع منابع و عملکرد بیمارستان‌ها را ارزیابی کنیم. یکی از راه‌های ارزیابی عملکرد بیمارستان‌ها محاسبه کارایی آن‌ها است. در این مطالعه کارایی توزیع منابع مالی و انسانی بیمارستان‌های دولتی به تفکیک استان‌ها مورد بررسی قرار می‌دهیم.
مواد و روش‌ها: در این مطالعه داده‌های 31 استان، کشور ایران جمع‌آوری شد. نهاده (شامل: تعداد پزشک، تعداد پرستار و تعداد تخت فعال تعدیل شده به ازای ده هزار نفر جمعیت) و ستانده (تعداد موارد بستری و تعداد موارد سرپایی به ازای هر ده هزار نفر) بود. داده‌ها از سالنامه‌های و مطالعات جمع‌آوری شد. کارایی بخش درمان استان‌ها با نرم‌افزار DEAP انجام شد.
نتایج: بیشترین میزان نهاده (پرستار، پزشک، تخت) مربوط به بیمارستان‌ها و مراکز بهداشتی درمانی استان‌های سمنان، یزد، مازندران می‌باشد؛ و کمترین میزان نهاده مربوط به استان‌های سیستان و بلوچستان، خوزستان، خراسان شمالی بود. بیشترین ستاده (بستری و سرپایی) مربوط به استان آذربایجان شرقی است و کمترین ستاده، مربوط به استان همدان بود. میانگین کارایی مقیاس، کارایی متغیر نسبت به مقیاس و کارایی ثابت نسبت به مقیاس برای کل بیمارستان‌های کشور به ترتیب 0.565، 0.813 و 0.47 می‌باشد.
نتیجه‌گیری: با توزیع مناسب و صحیح منابع بین استان‌ها می‌توانند کارایی توزیع منابع را افزایش دهیم.
مسلم محسن بیگی، محمد زارع زاده، خدیجه نصیریانی، محمد رنجبر، محمدرضا وفایی نسب،
دوره 21، شماره 1 - ( 3-1401 )
چکیده

زمینه و هدف: با وجود چالش‌های متعدد، مشارکت عمومی-خصوصی در بیمارستان‌ها به عنوان یکی از جذاب‌ترین بسترهای سرمایه‌گذاری برای بخش خصوصی شناخته می‌شود. پژوهش حاضر با هدف تبیین چالش‌های مشارکت بخش خصوصی با بیمارستان‌های دولتی با استفاده از مدل مشارکت دولتی- خصوصی در بیمارستان‌های دولتی شهر یزد انجام گرفت.
مواد و روش‌ها: پژوهش کیفی حاضر در سال 1400 انجام شد. دیدگاه 15 نفر از اعضای هیئت‌علمی، روسا، مدیران و کارشناسان عملیاتی در خصوص مشارکت بخش‌های خصوصی و امور مرتبط با واگذاری و انعقاد قراردادها و طرفین بخش خصوصی از طریق راهنمای مصاحبه کیفی نیمه ساختاریافته استخراج و با روش تحلیل محتوا در سه مرحله کدگذاری تحلیل شد.
نتایج: در مجموع 10 طبقه اصلی شامل مشکلات اقتصادی و سیاست‌گذاری، آمادگی ناکافی نیروی انسانی، کمبود مرجع پشتیبان، ضعف قوانین در زمینه مشارکت‌، کمبود دانش و تجربه در مدیران در زمینه مشارکت‌، کمبود شفافیت مالی، تعارض منافع، ضعف هماهنگی، کمبود آمادگی فرهنگی و اعتمادسازی و کمبود برنامه و نظارت در زمینه مشارکت‌ و 28 زیر طبقه استخراج شد.
نتیجهگیری: چالش‌های مرتبط با مسائل سیاستی و عدم ثبات ناشی از آن، ناهماهنگی واحدهای مختلف، عدم آمادگی نیروی انسانی و جزئیات قرارداد در به‌کارگیری مدل‌های مختلف مشارکت عمومی خصوصی در بیمارستان‌ها وجود داشته که در این زمینه استفاده از رویه‌های یکسان، شفاف‌سازی شرایط و الزامات بخش خصوصی جهت مشارکت و تدوین قوانین و قراردادهای عاری از هرگونه کاستی و ضعف که به زیان‌بخش دولتی منجر شود توصیه می‌گردد.
فاطمه محمدخانی غیاثوند، معصومه عباس آبادی عرب، حبیب الله طاهرپور کلانتری، حسین علیپور،
دوره 21، شماره 2 - ( 6-1401 )
چکیده

زمینه و هدف: بروز انواع خطاها و اشتباهات هزینه‌های زیادی را بر بیمارستان و جامعه تحمیل می‌نماید. سوت زنی و گزارش خطا، نقش مهمی در جلوگیری و کاهش خطاها دارد اما میزان گزارش دهی خطا در بیمارستان‌ها پایین است. این پژوهش به‌منظور بررسی تأثیر عوامل فردی منتخب بر سوت زنی کارکنان بیمارستان انجام گردید.
مواد و روش­ها: پژوهش به‌صورت مطالعه توصیفی همبستگی انجام گردید. تعداد 229 نفر از کارکنان پرستاری و پاراکلینیک یک بیمارستان در شهر تهران به‌صورت نمونه‌گیری تصادفی انتخاب شدند. پرسشنامه‌ای استاندارد با 69 گویه از پرسشنامه‌های معتبر عوامل منتخب شامل تعهد سازمانی، منبع کنترل، قضاوت اخلاقی، نوع‌دوستی، نگرش فرد به سوت زنی و قصد سوت زنی گردآوری و روایی و پایایی آن تأیید گردید. روش تحلیل داده‌ها تحلیل عاملی تأییدی و نرم‌افزارهای مورداستفاده SPSS و Amos بود.
نتایج: نتایج این مطالعه نشان داد متغیرهای تعهد سازمانی، نوع‌دوستی و نگرش فرد به سوت زنی بر قصد سوت زنی تأثیر دارند و قضاوت اخلاقی و منبع کنترل بر قصد سوت زنی تأثیری ندارند. همچنین متغیرهای فردی مانند سن، جنسیت و سابقه کار تأثیر معناداری بر قصد سوت زنی نداشتند.
نتیجه‌گیری: تقویت تعهد سازمانی، نوع‌دوستی کارکنان و نگرش مثبت فرد به سوت زنی، نقش مهمی در ارتقاء گزارش دهی خطاها دارد. شیوه مدیریت بیمارستان می‌توانند باعث تقویت و یا تضعیف این عوامل شود. سبک مدیریت مشارکتی، توانمندسازی شغلی، حمایت و ایجاد محیط امن برای گزارش دهی، ارتقاء اصول اخلاقی و حرفه‌ای کارکنان، انجام اقدامات اصلاحی برای پیشگیری از وقوع مجدد خطاها و ملموس نمودن نتایج گزارش‌ها از اقدامات مؤثر در ارتقاء سوت زنی می‌باشد.

صفحه 12 از 14     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه بیمارستان می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb