علیرضا رحیمی،
دوره 24، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: اورژانس پیشبیمارستانی نقش اساسی در مدیریت شرایط حیاتی بیماران دارد، اما شواهد نشان میدهد این خدمات با چالشهای متعددی در سطوح مختلف انسانی، مدیریتی و زیرساختی روبهرو هستند. هدف پژوهش حاضر، انجام یک فراترکیب جامع بهمنظور شناسایی و تحلیل چالشهای خدمات اورژانس پیشبیمارستانی در ایران بر اساس شواهد پژوهشی موجود در بازه زمانی ۱۳۹۳ تا ۱۴۰۳ (۲۰۱۴ تا ۲۰۲۵) است.
مواد و روشها: این مطالعه با استفاده از روش فراترکیب و بر پایه چارچوب هفتگانه سندلوسکی و باروس (۲۰۰۶) انجام شد. جستجوی نظاممند در پایگاههای داده معتبر داخلی و خارجی با کلیدواژههای مرتبط منجر به شناسایی ۴۱۴ مقاله گردید. پس از غربالگری دقیق بر اساس معیارهای ورود و خروج و ارزیابی کیفیت، در نهایت ۲۵ مقاله برای تحلیل نهایی انتخاب شدند. یافتههای این مقالات با استفاده از تکنیک تحلیل محتوای مضمونی تحلیل و دستهبندی گردید.
نتایج: یافتهها نشان داد که چالشهای خدمات اورژانس پیشبیمارستانی در ایران در شش مضمون اصلی دستهبندی میشوند: چالشهای نیروی انسانی، چالشهای لجستیکی و زیرساختی، موانع سازمانی و مدیریتی، مسائل اجتماعی و فرهنگی و چالشهای آموزشی. یک تحلیل عمیقتر از مضامین، ماهیت چندوجهی و درهمتنیده چالشهای موجود را آشکار ساخت. تحلیل یافتهها همچنین نشان داد که این چالشها بهصورت منفرد وجود ندارند، بلکه در یک شبکه پیچیده از روابط علت و معلولی به یکدیگر متصل هستند.
نتیجهگیری: نتایج این پژوهش تأیید میکند که چالشهای سیستم اورژانس در ایران ماهیتی جهانی داشته و با مشکلات گزارششده در کشورهای با درآمد کم و متوسط همپوشانی دارند. حل این مشکلات نیازمند یک رویکرد جامع و سیستمی است که تمامی ابعاد انسانی، لجستیکی، سازمانی و اجتماعی ـ فرهنگی را بهصورت همزمان پوشش دهد و به آمادگی سیستم در برابر حوادث و بلایای احتمالی نیز توجه کند.
بهشته جبلی، محمد ورهرام، فاطمه کیوانی راد، سولماز زرینه، الهام قازانچایی،
دوره 24، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: حکمت در لغت به معنای دانش، دانایی، معرفت و عرفان بکار رفته است. خدمات بیمارستانی بیش از همه خدمات شناخته شده به نیروی انسانی وابسته است و ماهیت این خدمات به گونه ایست که کارکنان باید جهت کسب بیشترین کارایی و اثربخشی علاوه بر دارا بودن تخصص و مهارت، متعهد نیز باشند. در این منظر، بیمارستان حکمتبنیان بیمارستانی است که خدمات خود را بر مبنای سه اصل منزلت و کرامت انسانی، دانش و حکمت پزشکی و اخلاق و شئون اسلامی ارائه مینماید. لذا هدف از انجام این مطالعه شناسایی مؤلفههای مؤثر بر اعتباربخشی بیمارستانی با رویکرد بیمارستان حکمت بنیان میباشد.
مواد و روشها: این مطالعه، یک مطالعه کیفی به روش تحلیل محتوای گرانهایم و لاندمن میباشد که اطلاعات آن از طریق انجام مصاحبه از 62 پزشک و بیمار از بخشهای مختلف تا زمان اشباع دادهها جمعآوری گردید. در این مطالعه برای انتخاب مشارکتکنندگان از نمونهگیری هدفمند استفاده شد. به طوری که با افرادی مصاحبه شد که در زمینه پدیده مورد مطالعه یا جنبههایی از آن دارای اطلاعات و شناخت مناسب و نسبتا کافی بودند. در این مطالعه از بررسی کتابخانهای و اسناد بالادستی نظام سلامت از ابتدای انقلاب تاکنون نیز جهت جمعآوری دادههای مروری استفاده شد.
نتایج: در مطالعات کتابخانهای 20 سند بالادستی در رابطه با سلامت، پزشکی، آموزش و فرهنگ و تمدن استخراج گردید. همچنین از مصاحبههای انجام شده از 32 پزشک و 28 بیمار در رابطه با مؤلفههای مؤثر بر اعتباربخشی با رویکرد بیمارستان حکمت بنیان، 10 طبقه اصلی استخراج شد. طبقات اصلی استخراج شده از مصاحبه پزشکان و بیماران شامل مسائل اجتماعی، فرهنگی و اعتقادی، امکانات، تجهیزات و منابع انسانی، مهارتهای ارتباطی، چالشهای مالی و معیشتی بیماران، دانش، آموزش و آگاهی، عوامل ملموس، عوامل اقتصادی، عوامل فرهنگی، تابآوری روحی و روانی در بیماران و قابلیت اطمینان خدمات بود.
نتیجهگیری: درک متقابل احساسات و عقاید آمیخته با صبر و آرامش، برخورد همراه با احترام توسط طرفین و تبادل اطلاعات و دانش از انتظارات هر دو طرف پزشک و بیمار از یکدیگر محسوب میشود. لذا به نظر میرسد یک دسته از نیازهای اولیه و ثانویه وجود دارد که با برطرف شدن هر کدام از آنها امید دستیابی به بیمارستانی استاندارد همراه با چشمانداز طب و حکمت قابلانتظار باشد.