جستجو در مقالات منتشر شده


102 نتیجه برای سل

مریم زاهدی، سیدمحسن بنی هاشمی، صدیقه محمد اسماعیل، منصور شریفی،
دوره 19، شماره 2 - ( 6-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: رشد فناوری اطلاعات و ارتباطات، بر حوزه پزشکی و سلامت نیز تاثیر گذاشته است و استفاده از پرونده الکترونیکی سلامت، درمان، پیشگیری و تشخیص را تسهیل کرده اما مزایا و معایبی نیز دارد که در این تحقیق بدان پرداخته شده است.
مواد و روش‌ها: برای بررسی جامعه­شناختی پرونده الکترونیکی سلامت از روش کیفی و تئوری زمینه­ای استفاده‌شده است. برای رسیدن به تئوری جامع در این زمینه با استفاده از روش اشباع نظری 20 نفر از متخصصین حوزه­های پزشکی، سیاست‌گذاری، جامعه­شناسی و انفورماتیک که با پرونده الکترونیک سلامت آشنا بودند به عنوان جامعه آماری از جامعه هدف انتخاب شدند و با استفاده از کدگذاری سه مرحله­ای باز، محوری و گزینشی مفاهیم و مقولات مهم در هر مرحله استخراج شدند.
نتایج: مهم­ترین نتیجه حاصل از تحقیق چندوجهی بودن تأثیرات پرونده الکترونیکی سلامت است. پرونده الکترونیکی سلامت با تأثیر بر کنش عاطفی و اولویت دادن به داده‌های ثبت‌شده، صمیمت بیمار و پزشک را می‌تواند کاهش داده و نوعی ترس از انگ اجتماعی و افشا را به همراه داشته باشد خصوصاً زمانی که امنیت سیستم، سرمایه­گذاری برای آن و آموزش کارکنان با مشکل مواجه است و تغییرات مداوم مدیران قدرت ریسک­پذیری و تأثیرات مثبت آنان را می­کاهد.
نتیجه‌گیری: برای داشتن یک سیستم درست و استفاده همه­جانیه و فراگیر از پرونده الکترونیکی سلامت تغییرات فرهنگی، مدیریتی و تکنولوژیکی لازم است. بسترسازی فرهنگی در جامعه و در بین افراد، مدیریت ریسک­پذیر و کارآمد و استفاده از سیستم­های یکپارچه اطلاعات در کنار امنیت سیستم می­تواند کارایی آن را افزایش داده و زمینه تحقیق و توسعه و پیشرفت را به همراه داشته باشد
حسین علائی، نیلوفر امیری قلعه رشیدی، مجتبی امیری،
دوره 19، شماره 3 - ( 9-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: برنامه پزشک خانواده از مهم‌ترین تلاش‌های نظام سلامت ایران برای ایجاد نظام ارجاع در کشور، تدوین و در چند استان به اجرا درآمد، ولی به دلایلی چند با چالش‌های اساسی روبرو شد که موجب عدم پیشرفت برنامه گردید لذا پژوهش حاضر با هدف تحلیل برنامه‌ مذکور به منظور شناسایی علل و چالش‌های عدم پیشرفت برنامه صورت گرفت.
مواد و روش‌ها: مطالعه گذشته‌نگر حاضر از نوع تحلیل سیاست، یک پژوهش کیفی است، در آن نمونه‌گیری مبتنی بر هدف بوده و جمع‌آوری داده‌ها با استفاده از تحلیل اسناد و مصاحبه نیمه‌باز انجام شده است. تحلیل داده‌ها از طریق تحلیل تم در چارچوب مثلث سیاست‌گذاری و با استفاده از نرم‌افزار MAXQDA انجام شد.
نتایج: بر اساس چارچوب مطالعه، چالش‌‌های برنامه در بعد زمینه عبارت‌اند از: تضاد منافع، قائم به فرد بودن برنامه‌‌ها، عدم ثبات در مدیریت و برنامه‌ها، توجه ناکافی به فرهنگ‌سازی و منابع و زیرساخت‌‌ها، در بعد محتوا عبارت‌اند از: رویکرد اجرایی نامتناسب، عدم بومی‌سازی، انتخاب ابزار نامناسب، شفافیت ناکافی و ابهام در اهداف، وظایف و مسئولیت‌ها. در بعد فرآیند؛ چالش‌های فرآیند بر اساس چرخه خط‌‌مشی‌گذاری مورد بررسی قرار گرفت.
نتیجه‌گیری: اجرای برنامه پزشک خانواده متأثر از عوامل فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و مدیریتی است. از آنجا که این برنامه‌ مجدداً مورد توجه وزارت بهداشت قرار گرفته است، لازم است سیاست‌گذاران و تصمیم گیران نظام سلامت با در نظر گرفتن موانع و چالش‌های مطرح شده به اصلاح محتوا و روش‌های اجرای برنامه اهتمام ورزند.
لیلا حسینی قوام آباد، عباس وثوق مقدم، روح الله زابلی، محسن اعرابی،
دوره 19، شماره 4 - ( 10-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: حاکمیت بالینی یکی از چارچوب‌های مهم در زمینه ارتقا مستمر کیفیت و ایمنی در نظام‌های بهداشتی و درمانی به شمار می‌رود. شناسایی محور‌های این رویکرد با توجه به شرایط بومی، از اولویت‌های مهم نظام سلامت است. مطالعه حاضر با هدف شناسایی دیدگاه ذی‌نفعان در خصوص محورهای حاکمیت بالینی در مراقبت‌های اولیه سلامت انجام گردید.
مواد و روش‌ها: مطالعه‌ی حاضر از نوع کیفی است که با روش تحلیل چارچوب مفهومی در سال 1398-1399 انجام شد. جامعه آماری مطالعه افراد کلیدی سیاست‌گذار وزارت بهداشت، معاونت بهداشتی دانشگاه، شبکه بهداشت و درمان شهرستان، انجمن پزشکان خانواده، پزشکان خانواده و مرکز پژوهش‌های مجلس بودند. مشارکت‌کنندگان در این پژوهش به صورت هدفمند و گلوله برفی وارد مطالعه شدند. داده‌ها از طریق مصاحبه‌ی نیمه ساختاریافته جمع‌آوری و تحلیل و کدگذاری آن‌ها با کمک نرم‌افزار 11 MAXQDA انجام شد.
نتایج: با توجه به بررسی دیدگاه مصاحبه‌شوندگان، یافته‌های پژوهش در 4 بعد اصلی: ابعاد حاکمیت بالینی، پیش‌نیازها و ساختارها، متولیان تصمیم گیر و ابعاد سنجش کیفیت و ایمنی، دسته‌بندی و در 17 درون‌مایه فرعی که شامل: مشارکت جامعه، ممیزی بالینی، اثربخشی بالینی، مدیریت کارکنان، آموزش، استفاده از اطلاعات، مدیریت خطر، راهنماها و دستورالعمل‌ها، ارتقاء شاخص‌های سلامت، تجهیزات و امکانات، نظام ارجاع، تأمین مالی، متولیان دخیل در سیاست‌گذاری، اثربخشی، کارایی، انسانی بودن خدمات و عدالت بودند، شناسایی و استخراج گردیدند.
نتیجه‌گیری: با توجه به یافته‌ها جهت تسهیل اجرای حاکمیت بالینی راهکارهایی مانند زیرساخت‌های مناسب، تعهد مدیران، فرهنگ حمایتی، دانش کافی، پایش و ارزشیابی، فرهنگ‌سازی مناسب، امکانات و تجهیزات و منابع مالی کافی پیشنهاد می‌گردد.
سراج الدین گری، سعید بینات،
دوره 19، شماره 4 - ( 10-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: در ایران، نظام اعتباربخشی عمدتاً بر بیمارستان‌ها متمرکزشده و هنوز موفق به ارائه استانداردهایی برای مراکز درمانی مستقل مانند درمانگاه‌های مستقل نشده است. مطالعه حاضر به گزارش تدوین چارچوب اعتباربخشی برای درمانگاه‌های مستقل وابسته به نیروهای مسلح کشور پرداخته است.
مواد و روش‌ها: این سند یک مطالعه ترکیبی (کیفی-کمی) را گزارش نموده است. توافق متخصصین (30 نفر) در مورد نتایج حاصل از یک مرور نظام‌مند (201 گویه) با استفاده از پرسشنامه و سه جلسه متخصصین کسب گردید. ضروری بودن هریک از گویه‌ها با روش نسبت روایی محتوا و وزن استانداردها و سرفصل‌ها بر اساس میانگین محاسبه گردید.
نتایج: 201 گویه موجود، به 75 استاندارد در 13 سرفصل به عنوان استانداردهای نهایی به همراه وزن هر یک از آن‌ها تبدیل گردید.
نتیجه‌گیری: این چارچوب می‌تواند به‌عنوان ابزار مقایسه در میان مراکز درمانی مستقل بکار گرفته شود و برای اجرای آن تربیت ارزیابان، تمهید پیش‌نیازهای قانونی و سازمانی ضروری است.
هیوا میرزایی، حجت رحمانی، محمد عرب، جلال سعید پور،
دوره 20، شماره 1 - ( 3-1400 )
چکیده

زمینه و هدف: گردشگری پزشکی سال‌هاست در کشور ما موردتوجه است. ورود بیماران بین‌الملل به کشور موجب رونق بخش گردشگری پزشکی می‌گردد ولی بایستی زیرساخت‌های لازم برای این امر ایجاد گردد. دستورالعمل تأسیس واحد بیماران بین‌الملل یکی از زیرساخت‌های قانونی برای استانداردسازی این حوزه می‌باشد. لذا این پژوهش با هدف تحلیل استراتژیک استقرار واحد بیماران بین‌الملل در بیمارستان‌های­ دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد.
مواد و روش‌ها: این مطالعه ترکیبی در سال 1398 در سه بیمارستان دانشگاه علوم پزشکی تهران که مجوز راه‌اندازی این واحد را داشتند انجام گرفت. در هر بیمارستان با افراد صاحب‌نظر در این زمینه مصاحبه عمیق صورت گرفت. سپس داده­ها در چهار دسته نقاط قوت، نقاط ضعف، فرصت‌ها و تهدیدها دسته‌بندی شد و با توجه به نتایج حاصل از تکنیک SWOT راهبردهای لازم ارائه گردید.
نتایج: فرصت‌هایی شامل هزینه پایین خدمات پزشکی در ایران، کم‌ارزش بودن ریال و پیوندهای سیاسی و مذهبی با کشورهای منطقه وجود دارند. تهدیدهای مهم هم عبارت بودند از وجود رقبای حرفه­ای، فعالیت گسترده دلالان و وجود تعداد زیادی متولی برای این صنعت در داخل کشور. در آخر راهبردهای مناسب برای هر بیمارستان ارائه شد.
نتیجه‌گیری: این بازار در کشور ما با تهدیدهای زیادی مواجه است و نیازمند سیاست‌گذاری‌های متناسب با شرایط موجود و اقدامات فوری می­باشد. همچنین نتایج نشان داد که دو بیمارستان در حالت رقابتی و یک بیمارستان در حالت تدافعی قرار دارد.
حسین دهقان زاده، محمد مسگرپور، سیدمرتضی حسینی شکوه، محمدکریم بهادری، جواد خوش منظر،
دوره 20، شماره 1 - ( 3-1400 )
چکیده

زمینه و هدف: با توجه به ضرورت قانونی تغییر رویکرد دانشگاهها از نظام بودجهریزی سنتی به نظام بودجهریزی عملیاتی، این شیوه از بودجهریزی با چالش‌هایی همراه است. این مطالعه با هدف امکان‌سنجی و اولویت‌بندی ابعاد بودجهریزی عملیاتی در یک دانشگاه علوم پزشکی نظامی انجام شد.
مواد و روشها: مطالعه به صورت توصیفی-تحلیلی در سال 99 در دو مرحله انجام شد. در مرحله اول 68 نفر از مدیران، کارکنان و کارشناسان معاونت طرح و برنامه و امور مالی دانشگاه علوم پزشکی به روش سرشماری و در مرحله دوم 10 نفر از خبرگان به صورت هدفمند وارد مطالعه شدند. ابزار گردآوری داده‌ها دو پرسشنامه روا و پایا بود. داده‌ها در مرحله اول با استفاده از آزمون‌ t و نرم‌افزار SPSS و در مرحله دوم با رویکرد AHP و نرم‌افزار Expert Choice تجزیه‌وتحلیل شد.
نتایج: میانگین نمره کلی بودجه‌ریزی عملیاتی و هر یک از ابعاد توانایی، اختیار و پذیرش بودجه‌ریزی عملیاتی به ترتیب 3/2، 39/2، 38/2 و 31/2 و در سطح نامطلوب قرار داشت (05/0> P). همچنین معیار توانایی با وزن 547/0، پذیرش با وزن 244/0 و اختیار با وزن 209/0 به ترتیب بیشترین وزن و اهمیت را در پیاده­سازی نظام بودجه­ریزی عملیاتی دارند.
نتیجهگیری: بر اساس نتایج توجه به سه بعد اصلی توانایی، اختیار و پذیرش در پیاده‌سازی بودجه‌ریزی عملیاتی در جامعه موردمطالعه ضروری است هر چند توجه به بعد توانائی و اجزاء آن شامل توانائی نیروی انسانی، توانائی فنی و توانائی ارزیابی عملکرد از اهمیت بیشتری برخوردار است.
ابراهیم جعفری پویان، ریاض علائی کلجاهی، فرهاد حبیبی، شیوا طلوعی رخشان،
دوره 20، شماره 1 - ( 3-1400 )
چکیده

مقدمه: تنوع موجود در واژگان به کار رفته جهت معرفی واحد های عملی رشته مدیریت خدمات بهداشتی درمانی منجر به ایجاد چندگانگی در نحوه اجرای واحد های عملی این رشته شده است. توجه کافی به تفاوت ها، اشتراکات موجود بین واژگان مختلف موجود در ادبیات علمی همچنین الزامات هر کدام می تواند دید بهتری به اساتید و سیاستگذران جهت آموزش بهتر دانشجویان این رشته بیانجامد. بدین منظور، مروری بر عناوین واحد های عملی رشته مدیریت خدمات بهداشتی و درمانی در دانشگاه های معتبر دنیا انجام گرفت.
روش کار: دانشگاه های مختلفی در اقصی نقاط جهان مورد بررسی قرار گرفتند. از بین 50 دانشگاه بررسی شده در نقاط مختلف جهان در زمینه دوره های عملی رشته مدیریت خدمات بهداشتی و درمانی (سلامت) با تنوع گسترده ای از اصطلاحات و واژگان مربوط به این لغات مواجه شدیم. از این رو، سعی شد تا دسته بندی مناسبی ارائه گردد تا دانشجویان و متخصصین این رشته، دید خوبی نسبت به این نامگذاری ها پیدا کند.
یافته ها: عناوین “Practicum”،“Capstone”، “Residency”، “Internship” رایج ترین اصطلاحات به کار رفته برای نامگذاری دوره های عملی این رشته بودند. همچنین، اصطلاحاتی چون " Field training "، " Assistanceship "و" Field practicum" نیز در بین ادبیات موضوع در برخی از موارد دیده شد.
نتیجه گیری: در نهایت، تناسب دوره با شرایط حاکم نظام آموزشی- سلامتی کشور، تعیین دقیق اهداف دوره، وظایف هر کدام از طرفین (دانشجو، ناظر میدانی، ناظر دانشگاهی)، استاندارد های رفتاری، معیارهای شفاف ارزشیابی، درگیر کردن دانشجو با نیاز های واقعی بایستی در حین طراحی دوره به خوبی مورد توجه قرار گیرند.
کامران ایراندوست، جعفر یحیوی دیزج، هیوا میرزایی، فاروق نعمانی،
دوره 20، شماره 2 - ( 6-1400 )
چکیده

مقدمه: ارائه خدمات به عنوان ملموس­ترین کارکرد نظام سلامت شناخته می­شود و بیمارستان‌ها بارزترین نمود این عملکرد می­باشند. همچنین یکی از مهم‌ترین عوامل ایجاد هزینه­های کمرشکن سلامت، استفاده از خدمات بیمارستانی است؛ لذا در مطالعه حاضر تلاش شده است که به توصیف سهم هزینه­های خدمات بیمارستانی از کل مخارج سلامت خانوار پرداخته شود.
مواد و روش‌ها: مطالعه توصیفی حاضر، با استفاده از داده­های پیمایشی سالانه هزینه­ درآمد خانوار مرکز آمار ایران، برای دوره مطالعاتی 1390 تا 1394 به صورت گذشته­نگر انجام شد. بر اساس الگوی طراحی شده سهم هزینه خدمات بیمارستانی از هزینه­های سلامت خانوار به تفکیک سال و نوع خدمات در مناطق شهری و روستایی مورد بررسی قرار گرفت.
نتایج: به طور متوسط 5/18 درصد خانوارها از خدمات بیمارستانی استفاده کرده بودند و نزدیک به 7/28 درصد از هزینه­های سلامت خانوار صرف دریافت خدمات سلامت از بیمارستان‌ها شده بود. به طور متوسط هزینه خدمات پزشکی بیمارستانی خانوارها در مناطق شهری 4/92 درصد و در مناطق روستایی 4/91 درصد بوده است. به طور متوسط 51 درصد هزینه خدمات پزشکی خانوارها در بیمارستان مربوط به بیمارستان‌های عمومی است و بیشترین هزینه صرف شده توسط خانوارها در بیمارستان‌های عمومی دولتی به اعمال جراحی اختصاص دارد.
نتیجه‌گیری: سهم هزینه­ای خدمات بیمارستانی و میزان استفاده از این خدمات در بین خانوارهای ایرانی قابل توجه است که ممکن است منجر به فقر و هزینه­های کمرشکن ناشی از سلامت را به همراه داشته باشد. لذا لازم است تصمیم­گیرندگان حوزه سلامت سیاست‌هایی مبتنی بر شواهد را برای مدیریت و کنترل این بخش از هزینه‌های سلامت طراحی و به کار گیرند

مرتضی حیدری مظفر، امین پاک،
دوره 20، شماره 2 - ( 6-1400 )
چکیده

زمینه و هدف: ارائه خدمات درمانی و توزیع داروهای آگونیستی در مراکز درمان سوءمصرف مواد باعث کم‌توجهی به برنامه درمان بیماران و تمرکز بیشتر به توزیع دارو گردیده است. بهمنظور تفکیک ارائه خدمات درمانی و دارویی به مددجویان ترک اعتیاد در این مراکز، پژوهشی با هدف مکان‌‌گزینی داروخانه منتخب جهت توزیع داروهای آگونیستی در منطقه 21 شهرداری تهران با رویکرد مکانی طرح‌ریزی‌‌شده است.
مواد و روش‌ها: این پژوهش از نوع کاربردی و به لحاظ روش از نوع توصیفی - تحلیلی می‌باشد. داده‌های مکانی و توصیفی موردنیاز از طریق شهرداری تهران و معاونتهای درمان و غذا و دارو دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی ایران اخذ و با استفاده از نرم‌افزار ArcGIS و توابع تخمین تراکم کرنل، تحلیل سلسله مراتبی و مدل مکان‌ تخصیص در دو حالت منطقه‌ای و ناحیه‌ای با پوشش حداکثری مراکز سوءمصرف مواد موردبررسی و با استفاده از نرم‌افزار آماری SPSS و آزمون T نتایج مقایسه شده‌اند.
نتایج: نتایج مکان‌‌یابی‌ به روش تحلیل سلسله مراتبی و منطق فازی، نشان می‌دهد که کلیه داروخانه‌های موجود در منطقه مطالعاتی در محدوده‌های حائز شرایط انتخاب داروخانه توزیع‌کننده داروهای آگونیستی واقع ‌شده‌اند. همچنین نتایج مدل مکان‌ تخصیص نشان می­دهد متوسط زمان و مسافت اقلیدسی دسترسی به داروخانه منتخب منطقه‌ای به ترتیب 17 دقیقه و 9/5 کیلومتر و ناحیه‌ای به ترتیب 2 دقیقه و 7/0 کیلومتر می‌باشد.
نتیجهگیری: تفکیک خدمات درمانی و توزیع داروهای آگونیستی امری ضروری است. همچنین توزیع داروهای آگونیستی از طریق داروخانه‌های منتخب ناحیه‌ای باعث افزایش دسترسی به دارو و رضایتمندی مددجویان می‌گردد.
حمید محمدی، شهرام توفیقی، مصطفی رجبی، حمیدرضا ایزدبخش، بهار حافظی،
دوره 20، شماره 2 - ( 6-1400 )
چکیده

زمینه و هدف: دورنمای مراقبت­های بیمارستانی به سرعت در حال تغییر است. محرک­های عرضه و تقاضا در سیستم خدمات سلامت با تحول شدیدی روبرو است. بخش سلامت سازمان­ تأمین اجتماعی نیز با تعداد فزاینده بیماران به چالش کشیده است. این مطالعه به منظور کمک به این سازمان با هدف طراحی مدل علی مفهومی از تعامل عرضه و تقاضای مراقبت­های سلامت انجام شد.
مواد و روش­ها: این پژوهش یک نوع مطالعه کیفی است که در سال 1399 و ارائه مدل مفهومی در دو گام انجام شد. در گام اول، از مصاحبه نیمه ساختاریافته برای استخراج عوامل مهم در عرضه و تقاضای خدمات سلامت در بیمارستان­های ملکی استفاده شد. در گام دوم، از رویکرد شبیه‌سازی سیستم استفاده و روابط بازخورد بین مسیرهای بیمار به بیمارستان و تأمین خدمات درمانی، ارائه شد.
نتایج: بر اساس فرضیه مطالعه به ترتیب، شیوع بیماری و تخصیص بودجه به عنوان شاخص نیاز پزشکی و تقاضای پزشکی مورد انتظار، به طور مثبتی بر مراجعات به بیمارستان­های سازمان تأمین اجتماعی تأثیر می­گذارد. بر این اساس چهار مدل فرعی جریان بیمار، بودجه مراقبت­های سلامت، کارکنان درمان (پزشک، پرستار ) و ظرفیت بیمارستان­ها استخراج شد.
نتیجه­گیری: بودجه­های درمانی اختصاص‌یافته به بیمارستان­ها برای بهبود امکانات درمانی و افزایش تعداد کارکنان، انتظارات مثبتی در مورداستفاده از خدمات بیمارستان­های ملکی در بیمه‌شده‌ها ایجاد کرده است. توجه به تأمین نیروی انسانی کافی (پزشک، پرستار ) و ظرفیت تخت با بودجه­ای که برای این سرویس هزینه می­شود، از شاخص­های بهبود کیفیت خدمات است.
علی رضاپور، فروغ رودگرنژاد، نیما رنجی جیفرودی،
دوره 20، شماره 3 - ( 9-1400 )
چکیده

زمینه و هدف: گردشگری سلامت به­عنوان یکی از صنایع درآمدزا و رقابتی در دنیا مطرح شده و از حوزه­های نوین گردشگری است. هدف مطالعه حاضر، ارائه مدل مفهومی  تأثیرات توسعه گردشگری سلامت در بهزیستی جامعه می­باشد.
مواد و روش­ها: این پژوهش به­صورت کیفی و از نوع اکتشافی می­باشد. جامعه پژوهش شامل اساتید دانشگاهی و مدیران گردشگری سلامت بود. 15 نفر به روش نمونه گیری غیراحتمالی هدفمند و از طریق مصاحبه­های نیمه ساختاریافته و عمیق در مطالعه مشارکت نمودند. تحلیل داده­ها با نرم­افزار MAXQDA10 و با رویکرد نظریه داده بنیاد بر مبنای سه مرحله کدگذاری باز، محوری و گزینشی انجام گرفت. برای بررسی روایی، به دو شیوه بازخور مشارکت­کننده و دریافت نظرات همکاران و برای اطمینان از پایایی در مصاحبه­ها، به دو روش بازآزمون و دو کدگذار عمل شد.
نتایج: مبنای تحلیل داده­ها 100 کلیدواژه (کدهای باز) بود که با شناسایی ارتباط بین کدها، مفاهیم مشترک در 18 مفهوم طبقه­بندی شد. مفاهیم اصلی با روش کدگذاری محوری، در جایگاه و مقوله­های مناسب قرارگرفت. از آن­جا که ردپای امکانات پزشکی و بهداشتی، زیرساخت­های گردشگری سلامت و سیاست­های توسعه روابط، در اغلب داده­ها و نقل قول­های مصاحبه­شوندگان مشاهده گردید، به­عنوان زیر مقوله­های محوری گردشگری سلامت انتخاب و این سه مورد در مرکز مدل قرار گرفته و سایر مقوله­ها با آن مرتبط شدند.
نتیجه­گیری: توسعه گردشگری سلامت، ابزاری برای توسعه جامعه محسوب شده و موجب افزایش سرمایه­گذاری در بخش­های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی جامعه، اشتغال­زایی، افزایش درآمد و رضایت و نشاط مردم می­شود و موجبات توسعه رفاه، بهبود کیفیت زندگی و بهزیستی را فراهم می­آورد.
یوسف مسعودیان، قاسم رجبی واسوکلایی،
دوره 20، شماره 3 - ( 9-1400 )
چکیده

اهمیت نظام سلامت به عنوان زیربنای اساسی نظامات اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و ... در همه گیری کووید19 بر تصمیم سازان، تصمیم گیران و سیاست گذاران مبرهن و آشکار شده است. از این رو با توجه به پویایی و تحول این حوزه و شرایطی که همه گیری کووید-19 به وجود آورده است؛ نقش مدیران بیمارستان ها به عنوان نقشی محوری در دستیابی به اهداف نظام سلامت و اداره مطلوب و موثر بیمارستان ها مهم شمرده می شود و نقشی تعیین کننده و جایگزین ناپذیری در موفقیت یا شکست راهبرد ها و برنامه های ملی و دانشگاهی دارند. در شرایط کنونی که کشور با تحریم اقتصادی روبرو است، رعایت عدالت در انتخاب، انتصاب و تغییرات مدیریتی  و به کارگیری شایسته و موثر مدیران بیمارستان ها می تواند راهبرد مقابله  ای اثر بخش با مشکلات و چالش های ناشی از آن که گریبان گیر نظام سلامت نیز است، باشد. می توان بیان کرد عواملی نظیر سبک رهبری و مدیریتی، فرهنگ سازمانی، مدیریت مطلوب کارکرد های مدیریت منابع انسانی و شناخت بستر های شایسته گزینی می تواند به ارتقاء عملکرد کمک نماید. [1]
مدیران بیمارستان ها باید شایستگی های خود را تقویت نمایند تا بتوانند در راستای ارتقا بهره وری فردی و سازمانی ایفای نقش کنند. تجربه نشان داده است که شایستگی هایی نظیر همگامی با سیاست های کلان و راهبرد های ترسیمی دولت، وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، دانشگاه ها؛ برخورداری از تحصیلات و دانش مرتبط با حوزه مدیریت و اقتصاد سلامت؛ قدرت برنامه ریزی راهبردی و عملیاتی؛ توانایی مدیریت بحران و حوادث غیر قابل پیش بینی؛ وجود تعهد فردی و سازمانی در ویژگی فردی و شخصیتی؛ حق مداری و اجرای عدالت در تصمیمات، سیاست گذاری ها و برنامه های مدیریتی- اجرایی؛ برخورداری از بینش سیاسی و اجتماعی؛ توانایی تفکر تحلیلی و سیستمی؛ توانایی ایجاد تغییر، خلاقیت و نوآوری؛ بهره مندی از مهارت آینده نگری؛ برخورداری از قدرت تصمیم گیری و رهبری افراد؛ مهارت شبکه سازی و مدیریت زمان؛ توجه به عدم تعارض منافع؛ توانایی اقناع سازی و رفع تعارض؛ روزآمدی و برخورداری از مهارت کار با فناوری و تکنولوژی؛ بهره مندی از ویژگی پاسخگویی فردی و سازمانی؛ مهارت مالی، بیمه ای، بودجه ریزی و اقتصاد سلامت و همچنین خلق و صیانت از منابع مالی؛ توانایی و دانش اعتبار بخشی، نظارت و ارزیابی عملکرد؛ آشنا به مسائل عمرانی و مدیریت منابع فیزیکی می تواند مبنای انتصاب و انتخاب مدیران بیمارستان ها باشد. اساسا تغییر نگرش سیاستگذاران و مجریان به کاربرد این شایستگی ها در انتخاب مدیران در ارائه خدمات مطلوب به مردم در راستای افزایش پاسخگویی، ایجاد فراهمی و دسترسی عادلانه به خدمات و حفاظت مالی از گیرندگان خدمت پیشنهاد می گردد تا در شرایط  کنونی که کشور با مشکلات اقتصادی عدیده ای روبرو است، اختلالی در روند ارائه خدمات صورت نپذیرد.
 
[1] Sarshar E, Samiee R. present a meritocratic process model in administrative system with human resources improvement approach at Golestan University of Medical Sciences. Career and Organizational Counseling. 2020;12(43):199-216.

یحیی سلیمی، علی کاظمی کریانی، شاهین سلطانی، فرید نجفی، ژیلا عظیمی، بهمن روشنی، سینا احمدی، ستار رضایی،
دوره 21، شماره 1 - ( 3-1401 )
چکیده

زمینه و هدف: هدف مطالعه حاضر ارزیابی تأثیر طرح تحول نظام سلامت بر شیوع سزارین و زایمان طبیعی در بیمارستان­های دولتی استان کرمانشاه می‌باشد.
مواد و روش­ها: در مطالعه حاضر داده­های سزارین و زایمان طبیعی در 17 بیمارستان دولتی در دوره­ی زمانی 1388 تا 1398 جمع‌آ­وری و مورد ارزیابی قرار گرفت. متغیرهای اصلی این مطالعه شامل شیوع سزارین و شیوع زایمان طبیعی برای یک دوره‌ی 121 ماه بود که هر دو متغیر از تقسیم تعداد زایمان­های به صورت سزارین و طبیعی بر کل تعداد زایمان‌ها به دست آمد. برای ارزیابی تأثیر طرح تحول نظام سلامت بر روی شیوع سزارین و زایمان طبیعی از رویکرد سری زمانی منقطع و رگرسیون قطعه­ای استفاده شد.
نتایج: میانگین شیوع سزارین در دوره‌ی زمانی قبل و بعد از اجرای طرح تحول نظام سلامت به ترتیب برابر با 5/42 و 2/43 درصد بود. در ماه‌های قبل از شروع مداخله میزان سزارین 13/0 درصد در حال افزایش بود که از نظر آماری معنی‌دار بود. در اولین ماه بعد از اجرای مداخله، شیوع سزارین 6/3 درصد کاهش معنی‌دار یافت. سهم سزارین در ماه‌های بعد از اجرا طرح تحول نظام سلامت در مقایسه با قبل از مداخله به صورت ماهیانه 12/0 درصد افزایش را نشان داد که از لحاظ آماری هم معنی‌دار بود.
نتیجه­گیری: نتایج مطالعه نشان داد که در کوتاه‌مدت طرح تحول نظام سلامت منجر به کاهش معنی‌دار سزارین شده است اما در ماه‌های بعد از اجرای طرح شیوع سزارین دوباره افزایش یافته است.
سراج الدین گری، سعید بینات،
دوره 21، شماره 1 - ( 3-1401 )
چکیده

سردبیر محترم
ارائه خـدمات تمام سازمان‌های حوزه سلامت نیازمند یک سیسـتم هدفمند و ناظر بر کیفیت خدمات است. در صنایع مختلف، اعتباربخشی به عنوان نماد کیفیت شناخته می‌شود که از طریق آن، سازمان به استانداردهای عملکردی مشخصی دست می‌یابد و فرصتی برای سازمان مهیا می‌شود که عملیات خود را در برابر استانداردهای ملی یا بین المللی ارتقا دهد[1].
با عنایت به تأثیر مدیران اجرایی هر سازمان در اداره و اخذ تصمیم‌گیری‌های سازمانی، مدیران و دیدگاه اجرایی آنان به استانداردها، نقش به‌سزایی در روند اجرایی این فرآیند خواهد داشت. لذا در بخشی از مطالعه‌ای که با هدف «تدوین چارچوب اعتباربخش برای درمانگاه‌های مستقل نظامی» انجام شد[2]، پس از انتخاب اولیه 95 استاندارد از طریق مرور نظامند، لازم بود تا نظرات مدیران باسابقه کاری مرتبط (میانگین سابقه کار 14.5 سال) در خصوص ضرورت هر یک از استانداردها اخذ گردد. همه افراد مشارکت کننده در این قسمت، مدیران ستادی یا مدیران ارشد درمانگاه‌های مستقل نظامی بودند.
از میان 95 گویه 57 گویه مورد توافق متخصصین قرار گرفت. تیم پژوهشگر گویه‌های «تایید نشده» را نیز مورد بررسی قرار دادند. با وجود اینکه هدف از مطالعه و فلسفه اعتباربخشی به صراحت برای افراد مشارکت کننده شرح داده شده بود ولی با این حال استانداردهایی در نظرخواهی رد شده بودند که به مقولات مهم و ارزشمندی مانند آموزش و بررسی وضعیت سلامت افراد تحت پوشش درمانگاه‌ها اشاره داشتند. از گویه‌های حذف شده می‌توان به این موارد اشاره کرد. «در درمانگاه در بازه‌های زمانی مختلف کلاس‌های آموزشی متناسب با بیماری‌های شایع منطقه برای بیماران مزمن و دائمی‌برگزار می‌گردد.»؛ «درمانگاه گزارش بیماری‌های واگیر و غیر واگیر مشخص‌شده توسط سازمان‌های بالادست را به‌موقع گزارش می‌کند.»؛ «در درمانگاه بسته‌های آموزشی عمومی‌متناسب با تخصص‌های موجود و بیماری‌های شایع منطقه تهیه‌شده است (تصاویر، پمفلت،....).» و «شواهد نشان می‌دهد که اطلاعات مربوط به کیفیت و ایمنی بیمار در این درمانگاه ثبت، تحلیل و در اختیار مسئولین مربوطه قرار گرفته و برای بهبود مستمر استفاده می‌شود.»
به طور کلی، تئوری‌های مربوط به عملکرد سازمان‌ها که مبتنی بر «رویکرد سازمان محور» هستند تأیید می‌کنند که ویژگی‌ها و نگاه افراد در خطوط تولید مختلف و یا سازمان‌های مختلف می‌تواند بر میزان و کیفیت تولید سازمان اثرگذار باشد[3]. به عبارت دیگر این گروه از مطالعات بیان می‌کنند که سازمان‌های مشابه با مدیران متفاوت می‌توانند نتایج متفاوت به دست آورند که ناشی از ویژگی‌های فکری و شخصی مدیران است.
نتایج مطالعه ما نشان داد که توافق افراد در مورد استانداردهایی که برای ارتقا و سلامت‌محوری جامعه تحت پوشش مهم هستند پایین است و این یعنی از نظر این افراد این استانداردها اهمیت کم تری ‌دارند. در حالی که مجموعه اقدامات این مدیران در مراکز خود، سمت و سوی خدمات مراکز درمانی تحت مدیریت آن‌ها را مشخص می‌کند 4 و ترکیب این دو در بلند مدت می‌تواند سلامت افراد تحت پوشش مراکز را تحت تأثیر قرار دهد.
تأمین منابع کشور در حال و آینده منوط به پیاده سازی طرح‌ها و برنامه‌های دقیق راهبردی بر اساس یک دوراندیشی، آینده‌نگری و روشن‌بینی عمیق است*. به طور خلاصه اگر استراتژی کلان یک سازمان سلامت محور شدن اقدامات مراکز وابسته ‌باشد، لازم است تا دیدگاه مدیران میانی به واسطه آموزش‌های لازم تصحیح گردد و بدین وسیله سلامت افراد تحت پوشش ارتقا یابد.
 
[1] Safdari, R. and Z. Meidani (2007). "Health Services Accreditation Standards for information management in Canada, New Zealand and USA: a comparative study." Qazvin Uni Med Sci 11(1): 73-78.
[2] Gray, S. and S. Bayyenat (2021). "Accreditation framework for military independent clinical centers in Iran." Hospital 19(4): 65-76.
[3] Bloom, N., & Van Reenen, J. (2007). Measuring and explaining management practices across firms and countries. The quarterly journal of Economics, 122(4), 1351-1408.
* مهدیان و ترکاشوند. (1399). تبیینِ نظام‌مندِ اندیشه‌ی دفاعی مقام معظم فرماندهی کل قوا (حفظ‌الله تعالی). فصلنامه مدیریت نظامی, 20(80), 1-30

سید احمد احمدی، سید محمدمهدی پاک نژاد ریزی، پوران رئیسی،
دوره 21، شماره 2 - ( 6-1401 )
چکیده

مقدمه: گردشگری سلامت شکل جدیدی از صنعت گردشگری است که با هدف حفظ بهبودی و به دست آوردن مجدد سلامتی جسمی و روانی انجام می‌گیرد و در سال‌های اخیر به طور فزاینده‌ای رشد پیدا کرده است. بر این اساس پژوهش حاضر با هدف بررسی عوامل مؤثر بر بازاریابی گردشگری سلامت در بیمارستان‌های تابعه دانشگاه علوم پزشکی ایران صورت گرفت.
مواد و روش‌ها: پژوهش حاضر تحلیلی_توصیفی بوده و در مقطعی از سال 1400 انجام شد. جامعه پژوهش شامل تمامی روسا، مدیران، مترون‌ها، مسئولین کیفیت و مسئولین واحد بیماران بین‌الملل بیمارستان‌های دولتی و خصوصی تابعه دانشگاه علوم پزشکی ایران به تعداد 270 نفر بودند. ابزار جمع‌آوری داده‌ها پرسش‌نامه محقق ساخته با دو بخش ویژگی‌های جمعیت شناختی و عامل‌های مربوط به بازاریابی گردشگری سلامت بود که روایی و پایایی آن مورد تائید قرار گرفت. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS نسخه 23 مورد تحلیل قرار گرفتند.
نتایج: نتایج نشان داد همه عامل‌های مورد بررسی تأثیر مثبت و معناداری بر روی بازاریابی گردشگری سلامت داشتند (05/0>P-value). در این میان عامل‌های افراد، شواهد فیزیکی و محصول بیشترین تأثیر و عامل ترفیع کمترین اثر را در بازاریابی گردشگری سلامت داشته است. نتایج بررسی عامل‌ها در بین بیمارستان‌های خصوصی و دولتی تابع دانشگاه علوم پزشکی ایران حاکی از تفاوت معنادار بین مؤلفه‌های قیمت، کانال توزیع (مکان)، ترفیع و افراد در دو نوع مرکز بود (05/0>P-value). درحالی‌که بین سایر مؤلفه‌ها (محصول، شواهد فیزیکی و فرایند) تفاوت معناداری مشاهده نشد (05/0<P-value).
نتیجه‌گیری: شناخت نیازهای گردشگران پزشکی و برآوردن آن نیازها، افزایش رضایت مخاطبان را به همراه خواهد داشت؛ بنابراین توجه به عوامل مؤثر در بازاریابی و تلاش در رفع کاستی‌های این حوزه می‌تواند در جذب گردشگران سلامت و تبدیل شدن ایران به یک مقصد توریستی پزشکی بسیار مؤثر باشد.
محمد حسین صادقیان، مرتضی عبدالوند،
دوره 21، شماره 3 - ( 9-1401 )
چکیده

زمینه و هدف: از آنجایی که کادر بهداشتی و درمانی در دوران شیوع پاندمی کووید 19 به طور مداوم در معرض وضعیت‌های بحرانی و تنش­زا هستند، مطالعه حاضر با هدف بررسی ارتباط بین سلامت معنوی با تاب­آوری در پرسنل بیمارستان­های پذیرش کننده مبتلایان به ویروس کرونا تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی تهران صورت گرفت.
مواد و روش‌ها: مطالعه حاضر از نوع مطالعات توصیفی تحلیلی است که به صورت مقطعی در سال 1399 انجام گرفت. جامعه پژوهش در این مطالعه کارکنان درمان شامل پزشک، پرستار، پیراپزشک، بهیار و نیروهای خدماتی بود که در مبارزه با بیماری کووید ۱۹ مشارکت داشته‌اند. به منظور سنجش میزان تاب‌آوری از پرسشنامه کانر و دیویدسون و برای سنجش سلامت معنوی، از پرسشنامه سلامت معنوی پولوتزین و الیسون استفاده شد. تعداد 145 پرسشنامه وارد مطالعه شد. از آزمون‌های آماری میانگین، انحراف معیار، ضریب همبستگی پیرسون، آنالیز واریانس و تی مستقل استفاده شد.
نتایج: میانگین نمره تاب­آوری در بین افراد مورد پژوهش 3/64 می‌باشد. نتایج نشان‌دهنده آن بود که تاب‌آوری در حیطه تأثیرات معنوی با میانگین 07/3 بالاترین و در حیطه تحمل اثرات منفی و قوی بودن در برابر تنش با میانگین 33/2 پایین­ترین میانگین را کسب کردند. سلامت معنوی 9/55 درصد از واحدهای مورد پژوهش در سطح متوسط بود و هیچ‌کدام سلامت معنوی در سطح پایین نداشتند. تاب­آوری و همه حیطه­های آن با سلامت معنوی و حیطه­هایش همبستگی معنی­دار آماری مثبت داشتند.
نتیجه‌گیری: توجه مدیران به سلامت معنوی کارکنان مراکز بهداشتی و درمانی می‌تواند استرس­ها و فشارهای ناشی از کار در شرایط بحرانی را کاهش داده و در جهت بهره­وری بیشتر نیروی انسانی گامی مؤثر باشد.
احد نوروززاده،
دوره 21، شماره 3 - ( 9-1401 )
چکیده

زمینه و هدف: آمارهای جهانی نشان می‌دهد که گردشگری سلامت تا پیش از شیوع کرونا رشد قابل‌توجهی داشت اما با آغاز همه‌گیری و بسته شدن مرزهای کشورها به روی مهاجران، این روند با اُفت قابل‌توجهی مواجه شده که در همین راستا پژوهش حاضر با هدف شناسایی موانع و تنگناهای گردشگری پزشکی سلامت در شرایط شیوع کووید 19 و ارائه راهکارهای علمی در جهت توسعه آن، در دو مرحله تحلیل مضمون و پیمایشی انجام گرفته است.
مواد و روش‌ها: این پژوهش از لحاظ هدف، اکتشافی و از لحاظ نوع، توصیفی است که به روش میدانی اجرا گردید. جامعه‌ی آماری در دو مرحله؛ مرحله اول 20 نفر از پزشکان باسابقه بیش از 15 سال استان اردبیل، به شیوه نمونه‌گیری گلوله برفی و مرحله دوم 200 نفر از کارکنان شاغل در دانشگاه علوم پزشکی استان که به صورت تصادفی طبقه‌ای انتخاب شدند. برای تجزیه‌وتحلیل اطلاعات در مرحله اول از روش تحلیل مضمون در 6 مرحله و در مرحله دوم از آزمون تحلیل عاملی تأییدی مرتبه‌ی اول و دوم استفاده شده است.
نتایج: یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد 9 تِم اصلی و 29 تِم فرعی به عنوان موانع و تنگناهای گردشگری پزشکی سلامت شناسایی شدند و 23 راهکار علمی نیز برای کاهش موانع و تنگناهای گردشگری پزشکی سلامت در شرایط شیوع کووید 19 ارائه گردیده است.
نتیجه‌گیری: شاخص‌های برازش تطبیقی مطلوب بوده و مقدار RMSEA برابر 047/0 به دست آمده که نشان می‌دهد مدل از برازش مطلوب و مناسبی برخوردار است.
ابراهیم جعفری پویان، مریم بابایی آقبلاغ، فرنوش عزیزی، آیدا اصغری،
دوره 21، شماره 3 - ( 9-1401 )
چکیده

مدیریت یکی از ارکان مهم در جهت دستیابی به اهداف نظام سلامت است که همانند سایر حوزه‌ها نیازمند افرادی متخصص است. ایجاد یک ساختار کارآمد برای شناسایی، به‌کارگیری، آموزش، ارتقا، نظارت و ارزشیابی عملکرد مدیران می‌تواند به تخصصی شدن مدیریت در این حوزه کمک نماید و تا حدود زیادی از روندهای انتخاب غیرتخصصی و اعمال سلیقه شخصی جلوگیری کند. مدیران حوزه سلامت به فراخور سطح مدیریتی که در آن ایفای نقش می‌کنند باید شایستگی‌ها و ویژگی‌های مناسب آن سطح را داشته باشند و این مهم از طریق نظام‌مند شدن فرایندها حاصل می‌شود. کشورهای پیشرو در حوزه سلامت دارای ساختارهای می‌باشند که افرادی متخصص در حوزه مدیریت به صورت سیستمی در جایگاه مدیریت قرار گرفته و به سطوح بالاتر ارتقا می‌یابند. هر جامعه‌ای می‌تواند از تجارب کشورهای پیشرو استفاده کرده و متناسب با بستر اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی خود، ساختار مناسب نظام سلامت خود را طراحی نماید تا به اهداف نظام سلامت دست یابد.
احمد عربخانی، حسین درگاهی، راهب قربانی، اسرافیل رشدی،
دوره 22، شماره 1 - ( 3-1402 )
چکیده

زمینه و هدف: توسعه نظام سلامت موجب افزایش سطح سلامتی افراد جامعه می­گردد. مطالعـه حاضر بـا هـدف طراحـی و روان‌سنجی "مقیاس توسعه­یافتگی نظام سلامت " انجام شد.
مواد و روش‌ها: روش پژوهـش حاضـر از نـوع ترکیبی (کیفی کمی) می‌باشد. در بخـش کیفـی، مصاحبـه نیمـه سـاختاریافته بـا 11 تـن از خبرگان به صورت هدفمند با حداکثر تنوع انجـام و نتایج به روش کدگذاری باز، محوری و انتخابی تجزیه‌وتحلیل گردید. در بخـش کمـی، ابتدا روایـی صـوری پرسشنامه از طریق مصاحبه با 10 تـن از خبرگان انجام شد. در نهایت روایـی سـازه بـا نظر 220 تـن از متخصصین امر بـه روش تحلیـل عاملـی اکتشـافی (با مقیاس کایزر-مایر-الکین) و تأییدی (به صورت روایی واگرا، همگرا و شاخص‌های برازش) بـا اسـتفاده از نرم‌افزارهای SPSS و لیـزرل انجام شـد. پایایی نیز بـا محاسـبه ضریـب آلفـا کرونبـاخ و پایایی ترکیبی اندازه‌گیری شـد.
نتایج: "مقیاس توسعه­یافتگی نظام سلامت " بـا 40 عبارت حاصل از یافته‌های مطالعه کیفی طراحی شـد. در بخـش کمـی نسبت روایـی صـوری و محتوایی ابعاد پرسشنامه به صورت کیفی تائید شد (بــرای تمام عبــارات بین 80/0 تا 0/1). روایـی سـازه بـه روش تحلیـل عاملـی اکتشـافی و تأییدی انجام گردید و روایی همگرا بیـن 53/0 تـا 75/ 0 و روایی واگرا بین 54/0 تا 1، به دست آمـد. سازگاری درونی ابزار با ضریـب آلفـا کرونبـاخ بیـن 75/0 تـا 86/0 و ضریب پایایی ترکیبی بین 72/0 تا 80/0 به دست آمد.
نتیجه­گیری: روایی و پایایی "مقیـاس توسعه­یافتگی در نظام سلامت " در این مطالعه تائید شـد. در نتیجه اسـتفاده از آن جهت سـنجش میـزان توسعه­یافتگی در نظام سلامت توسط پژوهشگران این حوزه پیشنهاد می‌گردد.

مسلم شریفی، جلال سعیدپور، محمدجواد کبیر، عبدالله پورصمد، مهدی ابراهیمی، بهمن خسروی،
دوره 22، شماره 1 - ( 3-1402 )
چکیده

زمینه و هدف: با استقرار یک سامانه جامع اطلاعات سلامت (سامانه سیب) در بخش بهداشت نظام سلامت ایران، یکی از برنامه‌های مهم این کشور برای بهبود مراقبت‌های سلامت از طریق یکپارچه‌سازی اطلاعات سلامت کلید خورد. این مطالعه به تحلیل عملکرد این برنامه از دیدگاه کاربران نهایی سامانه در مراکز بهداشتی شهرستان بویراحمد پرداخته است.
مواد و روش‌ها: این مطالعه یک پژوهش کیفی بود که با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته و جلسات گروه کانونی با کاربران سامانه، مسئولین پشتیبانی و کارشناسان ستادی در سطوح مختلف، مرور مستندات مرتبط و همچنین مشاهده عملکرد کاربران، انجام شد. روش نمونه‌گیری گلوله برفی و به صورت هدفمند و شبکه‌ای انجام شد. از تحلیل محتوای کیفی برای تحلیل داده‌ها استفاده شده است. برای ثبت، سازمان‌دهی و مدیریت داده‌های مطالعه پس از جمع‌آوری، از نرم‌افزار MAXQDA10  استفاده شد.
نتایج: یافته‌های این مطالعه نشان داد که استقرار این سامانه از دیدگاه کاربران حاوی نکات مثبت و منفی بسیاری است که در پنج محور کلی، سیستم مدیریت داده‌ها، عملکرد مراقبین، مدیریت مراقبت‌ها، کیفیت مراقبت و زیرساخت‌ها قابل دسته‌بندی است. مهم‌ترین چالش‌های سامانه شامل نارسایی‌های فنی، نارسایی‌های عملیاتی، چالش آمار و گزارش دهی و زیرساخت‌های فنی و اجتماعی و مهم‌ترین مزایای آن بهبود کیفیت مراقبت، قابلیت پیگیری و گزارش دهی، تسهیل فرایند مراقبت و بهبود عملکرد مراقبین بود.
نتیجه‌گیری: از دیدگاه کاربران، سامانه سیب به عنوان یک تجربه مثبت در ارتقاء کیفیت مراقبت‌های سلامت قابل‌تأمل است اما به دلیل وجود چالش‌های متعدد با اهداف نهایی خود فاصله بسیار دارد.

صفحه 4 از 6     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه بیمارستان می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb