روحاله عسکری، حسن جعفری، عارفه دهقانی تفتی، ندا فتوحی تفتی،
دوره 23، شماره 1 - ( 3-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: پرستاران به عنوان نزدیکترین افراد در حوزه سلامت نزد بیماران دارای محبوبیت زیادی هستند؛ لذا تقویت مهارت شایستگی مراقبت معنوی در این گروه از کارکنان بیمارستان حائز اهمیت میباشد. بر این اساس مطالعه حاضر با هدف تعیین وضعیت شایستگی مراقبت معنوی پرستاران شاغل در بیمارستانهای آموزشی منتخب دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد در سال 1402 انجام گردید.
مواد و روشها: پژوهش حاضر کاربردی-مقطعی بود که بر روی 262 نفر از پرستاران شاغل در بیمارستانهای آموزشی منتخب (بیمارستانهای شهید صدوقی، شهید رهنمون، افشار) انجام گرفت. دادهها با استفاده از پرسشنامه استاندارد شایستگی مراقبت معنوی (SCCS) جمعآوری و با استفاده از آزمونهای ANOVA، Mann-whitney Test، Wallis Test Kruskal و ضریب همبستگی اسپیرمن و از طریق نرمافزار SPSS ورژن 21 تحلیل شد.
نتایج: بر اساس نتایج مطالعه میانگین و انحراف معیار نمره کلی شایستگی مراقبت معنوی پرستاران (2/18±9/83) بود که در سطح مطلوب ارزیابی شد. همچنین در بین ابعاد شایستگی مراقبت معنوی بعد حمایت شخصی و مشاوره با بیمار بالاترین نمره (2/5±8/18) و بعد ارتباطات پایینترین نمره (6/1±3/7) را داشتند و بیشترین نمره شایستگی مراقبت معنوی نیز مربوط به بیمارستان شهید رهنمون (7/17±5/88) بود.
نتیجهگیری: هرچند میانگین نمره کلی شایستگی مراقبت معنوی پرستاران مورد مطالعه مطلوب ارزیابی شد اما پایین بودن نمره شایستگی پرستاران در بعد ارتباطات؛ لزوم برگزاری کارگاههای نحوه برقراری ارتباط مؤثر پرستار با بیمار را نشان میدهد. به نظر میرسد پرستاران با برخورداری از این مهارتها نقش مهمی در ارتقای سلامت بیماران ایفا خواهند کرد.
مهشید زارع، زهرا کاوسی، صدیقه سادات طباطبائی فر،
دوره 23، شماره 1 - ( 3-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: همهگیری بیماری کووید-19، شوک بزرگی به نظام سلامت کشورها، از جمله ایران وارد کرد. سلامت روان پرستاران که در خط مقدم مبارزه با این ویروس قرار داشتند، تحت تأثیر قرار گرفت. این مطالعه، با هدف بررسی وضعیت سلامت روان پرستاران ایران در طی این همهگیری انجام شد.
مواد و روش ها: مطالعه حاضر با روش مروری سریع انجام شد. با جستجوی کلیدواژههای فارسی و انگلیسی نظیر سلامت روان، پرستار، کووید-19، Mental Health،Nurse و Covid-19 در پایگاههای اطلاعات علمی مگ ایران و سیویلیکا، پابمد، ساینس دایرکت و پروکوئست مقالات مورد نظر استخراج شدند؛ سپس با توجه به عنوان، چکیده و متن کامل، مقالات مرتبط با اهداف پژوهشی انتخاب شدند.
نتایج: بررسی مطالعات منتخب، انواع اختلالات روانی را در میان پرستاران مشغول در بخشهای کووید-19 نشان داد. استرس، اضطراب و افسردگی از شایعترین اختلالات روانی در پرستاران بود. عوامل مختلفی نظیر برخی اطلاعات دموگرافیک و بخش محل خدمت میتواند در علائم منفی سلامت روان تأثیر بگذارد. از آنجا که وضعیت سلامت روان پرستاران بر کیفیت خدمات، تابآوری و اشتیاق شغلی آنها تأثیرگذار است، راهکارهای متعددی جهت بهبود وضعیت سلامت روان آنان ارائه شده است.
نتیجهگیری: نتایج نشان میدهند که وضعیت سلامت روان پرستاران در سطح مطلوبی نیست و بیتوجهی در این زمینه باعث خساراتی در آینده نظام سلامت و اقتصاد آن خواهد داشت؛ در نتیجه پیشنهاد میشود مدیران و سیاستگذاران حوزه سلامت تمهیدات لازم را لحاظ فرمایند.
سید محمد مهدی حیدری بغدادآبادی، علیرضا معطوفی، علی فرهادی محلی، مجتبی طبری،
دوره 23، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: بیمارستانها به دلیلِ نقشی که در ارتقاء سلامت و بهداشت عمومی در بسترهای اجتماعی جوامع دارند، نیازمندِ استانداردهای مدونی هستند تا ضمن حفظ کیفیت درمان، به افزایش سطح رضایت اجتماعی منتج گردد. ارزیابی خطمشی اعتباری بیمارستانی به عنوان یک فرآیندِ سیستماتیک در این عرصه تلقی میشود که میتواند پیامدهای گستردهای به لحاظ مطلوبیت اجتماعی و عملکردی بیمارستانها داشته باشد. هدف این مطالعه ارائهی الگوی ارزیابی خطمشیِ اعتباربخشی بیمارستانی بر اساس فرآیندِ پدیدارشناسی پارادایمی میباشد.
مواد و روشها: در این مطالعه با الگوبرداری از رویکردِ هاسرل تلاش شد تا طی پنج گام تحلیلی، نسبت به ارائهی الگوی پدیدارشناسی پارادایمهای ارزیابی خطمشیِ اعتباربخشی بیمارستانی اقدام شود. برای این منظور ابتدا از طریق مصاحبه با خبرگان و کدگذاری باز، تلاش شد تا مضامین گزارهای پدیدهی مورد بررسی، مشخص شود. سپس با تشکیل گروه کانونی جهت بحث و تبادل نظر برای تفکیک شناختی هریک از گزارهها در قالب یک مؤلفه، از چکلیست ارزیابی کیو بهره برده شد تا هریک از گزارهها در حد فاصل 6+ تا 6- امتیازبندی شوند و نسبت به شناسایی خوشهبندیهای پارادایمی پدیدهی مورد بررسی اقدام لازم صورت گیرد.
نتایج: نتایج در بخش کیفی طی 20 مصاحبه انجام شده، تعداد 138 کد باز را مشخص ساخت که پس از حذف زوائد و تکرار کدهای باز مشابه، 50 مضمون گزارهای تعیین شدند تا با اتکاء گامهای پیادهسازی رویکردِ هاسرل (23)، خوشهبندی مفهومی در قالب چارچوب پدیدار شناسی پارادایمی تعیین شود.
نتیجهگیری: نتایج مطالعه شکلگیری الگوی ارزیابی خطمشیِ اعتباربخشی بیمارستانی مبتنی بر شرایط علّی، مداخلهگر، زمینهای، استراتژیها و پیامدها تلقی نمود که میتواند در ارتقاء سطح اثربخشی ارائهی خدمات بهداشت و درمانی در جامعه مؤثر باشد.
شادی خلیل اللهی، نسرین کاظمی، سعید بشارتی، عاطفه عابدینی، محمد ورهرام،
دوره 23، شماره 3 - ( 9-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: مقدمه: پیچیدگی و نوسانات شدید محیطی همراه با بروز سوانح و خطرات غیره منتظره، احتمال اختلال در زنجیره تأمین بیمارستان را افزایش داده است. تابآوری زنجیره تأمین، یکی از راهبردهای مقابله با این چالشها و تداوم ارائه خدمات مناسب و کارآمد بیمارستان در زمان فاجعه است. هدف این پژوهش تحلیل ساختاری عوامل مؤثر بر تابآوری زنجیره تأمین تجهیزات پزشکی بیمارستانی با استفاده از میک مک فازی بود.
مواد و روشها: این پژوهش کیفی - کمی، جامعه پژوهش اعضا هیئتعلمی مطلع از موضوع در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، روسای ادارههای تجهیزات پزشکی دانشگاه و معاونت درمان، مسئولین واحدهای تجهیزات پزشکی بیمارستانها، مدیران شرکتهای تولیدکننده تجهیزات پزشکی، مدیران شرکتهای واردکننده تجهیزات پزشکی بودند. ابزار گردآوری اطلاعات چکلیست و مصاحبه بود. تجزیهوتحلیل دادهها به روش تکمیل ماتریس فازی و تحلیل ماتریس با نرمافزار میک-مک فازی انجام شد.
نتایج: عامل «مدیریت لجستیک» تأثیرگذاری بیشتری بر تابآوری زنجیره تأمین تجهیزات پزشکی سرمایهای بیمارستانی دارد. «عوامل یکپارچگی و هماهنگی و ایجاد روابط تعاونی، رقابت، انعطافپذیری، مدیریت منابع انسانی و مدیریت ریسک – مدیریت بحران» به عنوان عواملی که کمترین تأثیرگذاری را دارند شناخته شدند و عوامل «شرایط محیطی، شفافیت و حراست، سیستم اشتراک اطلاعات و مدیریت منابع انسانی» کمترین تأثیرپذیری را دارند. «عوامل اقتصادی» به عنوان یک عامل با تأثیر غیرمستقیم بسیار قوی، تأثیر مهمی بر تابآوری زنجیره تأمین تجهیزات پزشکی بیمارستانی دارند.
نتیجهگیری: برای افزایش تابآوری زنجیره تأمین تجهیزات پزشکی بیمارستانی، توجه به «مدیریت لجستیک و عوامل اقتصادی» بسیار حیاتی است. علاوه بر این، عواملی مانند «چابکی و سرعت، مدیریت ریسک-مدیریت بحران، رقابت، یکپارچگی و هماهنگی و ایجاد روابط تعاونی» نیز از تأثیر غیرمستقیم متوسطی برخوردارند.
میلاد مهری، محمد عفت پناه، ابراهیم جعفری پویان، محمد عرب،
دوره 23، شماره 3 - ( 9-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: سوءاستفاده از سیستمهای بیمه درمانی یکی از چالشهای اساسی نظام سلامت است که میتواند آسیبهای جدی به همراه داشته باشد. این مطالعه به تحلیل موارد سوءاستفاده و ارائه راهکارهای کاهش آنها در فرآیندهای بیمه پایه سازمان بیمه سلامت ایران میپردازد.
مواد و روشها: مطالعه حاضر از نوع کاربردی و به روش کیفی میباشد که دادههای آن با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته جمعآوری شده است. برای انجام مصاحبهها از دیدگاه صاحبنظران سازمان بیمه سلامت ایران استفاده شد. برای تحلیل دادهها از تحلیل محتوای قراردادی با کمک نرمافزار MAXQDA 20 استفاده شد.
نتایج: مصادیق سوءاستفاده در بیمه سلامت ایران در دو دسته اصلی «ارائهدهندگان» و «گیرندگان خدمات سلامت» و ۱۸ زیرمجموعه طبقهبندی شد. سپس، علل و عوامل زمینهساز در دو بعد کلان (عوامل اقتصادی، فرهنگی-اجتماعی، قانونی و تکنولوژیک) و خرد (فرآیندهای اجرا، نظارت و ارائه خدمات) تحلیل گردید. در نهایت، راهکارهای کاهشی در سه حوزه اصلی «برنامهریزی»، «اجرایی» و «کنترلی» ارائه شد که شامل بازنگری و اصلاح قوانین و مقررات، توسعه زیرساختهای تکنولوژیک و تقویت اطلاعات در حوزه برنامهریزی، احراز هویت خدمتگیرندگان و ارائهدهندگان خدمات سلامت در حوزه اجرایی و تقویت نیروهای نظارتی و انجام بازرسیهای مستمر در حوزه کنترلی بود.
نتیجهگیری: بازنگری و اصلاح قوانین و مقررات در حوزه بیمهگری، بهبود و ارتقاء زیرساختهای فناوری، آموزش مستمر ارزیابان خسارت، بهبود ارتباطات بینسازمانی و تقویت نظارت بر عملکرد ارائهدهندگان خدمات سلامت میتواند از جمله راهکارهای مؤثر در جهت جلوگیری از بروز سوءاستفادهها در سازمان بیمه سلامت ایران بودند.
مرتضی قادری آذرخوارانی، محمدرضا خواجه امینیان، میلاد احمدی مرزاله، محمدحسین یارمحمدیان، سید مسعود موسوی، حسن نوری ساری،
دوره 23، شماره 3 - ( 9-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: مرکز هدایت عملیات اضطراری، مکانی برای تمرکز بخشیدن به فعالیتهای مدیریت بلایا است و در تمامی مراحل چرخه مدیریت بلایا مورداستفاده قرار میگیرد. این مراکز نقشی حیاتی در هماهنگی اطلاعات و منابع برای پاسخهای کارآمد و مؤثر دارند. هدف از این مطالعه تأکید بر ایجاد چارچوبی استاندارد برای مراکز هدایت عملیات اضطراری در دانشگاههای علوم پزشکی ایران و بررسی ابعاد آن میباشد.
مواد و روشها: این مطالعه یک مقاله تفسیری است که بر اساس جمعآوری اطلاعات مقالات منتشر شده پیرامون چارچوب مراکز هدایت عملیات اضطراری و با تمرکز بر دو چارچوب شناخته شده در جهان شامل چارچوب مرکز هدایت عملیات اضطراری بهداشت عمومی سازمان بهداشت جهانی و راهنمای مراکز هدایت عملیات اضطراری آژانس مدیریت اضطراری فدرال آمریکا، بر اهمیت ایجاد چارچوب استانداردی برای مراکز هدایت عملیات اضطراری در دانشگاههای علوم پزشکی ایران تأکید نموده است.
نتایج: ازآنجاکه مراکز هدایت عملیات اضطراری در مأموریتها، اختیارات و منابع متفاوت هستند، بنابراین چارچوبهای مورداستفاده برای این مراکز در کشورهای مختلف دارای طراحی کاملاً مشابهی نیستند و تا حد زیادی به الزامات حاکمیتی کشورها بستگی دارند.
نتیجهگیری: وجود یک چارچوب استاندارد و منطبق با شرایط و نیازهای کشور برای مراکز هدایت عملیات اضطراری دانشگاههای علوم پزشکی ایران ضروری است و میتواند موجب ارتقا قابلیتهای پاسخ این مراکز در زمان وقوع حوادث و بلایا شود.
شهرزاد راسخی، صدیقه سادات طباطبائی فر، عبدالصالح جعفری،
دوره 23، شماره 3 - ( 9-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف از انجام این مطالعه بررسی مدت زمان انتظار بیماران مراجعهکننده به بخش اورژانس و عوامل مؤثر بر آن در کشور بود.
مواد و روشها: در این پژوهش مروری، جستجو در پایگاههای اطلاعات علمی پابمد، ساینس دایرکت، پروکوئست، اسکوپوس، وب اف ساینس، مگ ایران و سیویلیکا با کلیدواژههای زمان انتظار، مدت زمان، اورژانس، ایران و غیره انجام شد. دوره زمانی سرچ تا 1402/11/17 بوده است. پس از اعمال استراتژی جستوجو 26 مطالعه وارد پژوهش شدند.
نتایج: یافتههای مطالعه مروری حاضر (مرور سریع) نشان داد متوسط زمان ورود بیمار به بخش اورژانس تا اولین ویزیت پزشک از حدود 2 دقیقه تا حدود 32 دقیقه، میانگین مدت زمان ورود بیمار به بخش اورژانس تا انجام اولین اقدام درمانی از 3/7 دقیقه تا 262 دقیقه، میانگین مدت زمان درخواست تا آماده شدن نتیجه اولین آزمایش از 20/17 تا 629/2 دقیقه، میانگین مدت زمان درخواست تا آماده شدن نتیجه اولین رادیولوژی از 5/85 دقیقه تا 1080 دقیقه و میانگین مدت زمان درخواست تا آماده شدن نتیجه اولین نوار قلب از 3/7 دقیقه تا 32/3 دقیقه متغیر بوده است. همچنین، مهمترین عوامل تأثیرگذار بر مدت زمان انتظار بیماران مراجعهکننده به بخش اورژانس شامل عوامل فردی مرتبط با بیمار، علت مراجعه، عوامل مرتبط با بیمارستان و اورژانس، عوامل مرتبط با نیروی انسانی در بخش اورژانس بودند.
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که مدت انتظار بیماران در اورژانس به عوامل مختلفی بستگی دارد. برای کاهش آن، بهبود تریاژ، مدیریت نیروی انسانی، استفاده از فناوریهای هوشمند، ارتقای زیرساختها و آموزش بیماران پیشنهاد میشود.
الهام حق شناس، علی گنجعلی خان حاکمی، سمیرا رئوفی، سارا اخوان رضایت، سهیلا دمیری، سعید ناطقی، مریم رادین منش،
دوره 23، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به بینرشتهای بودن نسخهنویسی الکترونیک و ذینفعان متعدد آن فرآیند اجرا و پیادهسازی آن با پیچیدگیهای فراوانی روبرو است از این رو این مطالعه با هدف تبیین چالشهای نسخهنویسی و نسخهپیچی الکترونیک انجام شده است.
مواد و روشها: مطالعه کیفی حاضر به روش تحلیل محتوا در سال 1400 انجام شد، دادههای مطالعه از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با 25 نفر از افراد کلیدی در حوزه معاونت درمان و بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی تهران جمعآوری و از طریق نرمافزار MAXQDA-10 به روش تحلیل محتوای قراردادی تحلیل شدند.
نتایج: در این پژوهش حدود 350 کد اولیه شناسایی شد و کدها در 4 مضمون اصلی و 8 مضمون فرعی: آمادگی تدوین سیاست (تشکیل دبیرخانه سیاستگذاری، ایجاد توافقات سیاسی)، تدوین سیاست (تدوین محتوای سیاست و حمایتطلبی سیاست)، اجرای سیاست (تدوین برنامه سیاست و اجرای برنامه سیاست) و ارزشیابی سیاست (پایش سیاست و ارزشیابی سیاست) دستهبندی شده است.
نتیجهگیری: تأمین سلامت جمعیت هدف نهایی نظام سلامت است. الکترونیک سازی فرآیندها در راستای ایجاد پرونده الکترونیک سلامت میتواند در بهبود کیفیت خدمات بهداشت و درمان مؤثر باشد. سیاستگذاریهای یکپارچه بین نهادهای مختلف درگیر در این حوزه، توجه بیشتر به زیرساختهای فنی، فرآیندی، آموزش نیروی انسانی، فرهنگسازی برای جامعه، از جمله مواردی است که منجر به اجرایی شدن کارآمدتر نسخه الکترونیک و ارتقا کیفیت خدمات خواهد شد.
مهدی حسینی، احد نوروززاده، فاطمه حسینی،
دوره 23، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: فناوری دیجیتال شامل ایجاد و استفاده از سیستمها، دستگاهها و روشهای دیجیتال یا رایانهای در انجام فعالیتهای سازمانی میباشد. تحقیقات در زمینه پذیرش فناوری دیجیتال در حوزه سلامت کم بوده و عمدتاً بر عوامل ساختاری متمرکز بودهاند. با توجه به اینکه پذیرش فناوری در نهایت توسط نیروی انسانی صورت خواهد گرفت و مقولههای رفتاری نقش تعیینکنندهای در این پذیرش ایفا خواهند کرد، هدف پژوهش حاضر شناسایی مهمترین موانع رفتاری پذیرش فناوریهای دیجیتال در حوزه سلامت میباشد.
مواد و روشها: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، پیمایشی میباشد. این پژوهش طی سه مرحله اجرا شده است. این مراحل عبارتاند از: شناسایی مهمترین موانع رفتاری پذیرش فناوریهای دیجیتال در حوزه سلامت، طراحی مدل این موانع با روش مدلسازی تفسیری ساختاری و در نهایت، آزمون فرضیههای حاصل از این مدل در یک نمونه 302 نفری.
نتایج: طبق مدل طراحی شده، موانع رفتاری پذیرش فناوریهای دیجیتال در حوزه سلامت عبارتاند از: کمبود سواد فناوری دیجیتال، پایین بودن ارزش درک شده فناوری، ریسک ادراک شده بالای استفاده از فناوری، نگرش منفی، مقاومت در برابر تغییر و عدم پذیرش فناوری دیجیتال. بر مبنای این مدل شش فرضیه پژوهشی تدوین گردید و برای آزمون فرضیهها از تحلیل رگرسیون استفاده شد. طبق نتایج، تمامی فرضیهها تائید شدند.
نتیجهگیری: کمبود سواد فناوری دیجیتال، اصلیترین مانع پیش روی پذیرش فناوری دیجیتال در حوزه سلامت میباشد. لذا جهت رفع این مانع پیشنهاداتی از جمله انجام پژوهش در مورد وضعیت سواد فناوری دیجیتال و برگزاری دورههای آموزشی به منظور ارتقاء سواد فناوری دیجیتال قابل طرح میباشد.
نیوشا پورسعادت، محمد علی چراغی، مریم اسماعیلی، فاطمه حاجی بابایی،
دوره 24، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از ابعاد زیباییشناسی در مدیریت و رهبری پرستاری، بهکارگیری عناصر زیباشناختی در تنظیم اسناد و مصنوعات سازمانی است؛ این اسناد و مصنوعات سازمانی نمودی از زیبایی در ساختار ظاهری و محتوای معنایی محیط نظام سلامتاند که توسط ارائهدهندگان خدمات سلامت خلق و از سوی ذینفعان دریافت و درک میشوند. این مطالعه با هدف تبیین جایگاه زیباییشناسی در اسناد و مصنوعات سازمانی از منظر مدیران و رهبران پرستاری در دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد.
مواد و روشها: این مطالعه کیفی با روش تحلیل محتوای مرسوم و رویکرد گرانهایم و لاندمن در سال ۱۴۰۲ انجام شد. دادهها از طریق مصاحبههای فردیِ عمیق نیمهساختارمند و چهرهبهچهره با تیم مدیریت و رهبری پرستاری بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی تهران جمعآوری شد. نمونهگیری هدفمند و گلولهبرفی بود و در مجموع ۲۸ مصاحبه انجام شد. تحلیل شامل بررسی تفکر و روح جاری در تنظیم اسناد و محیطآرایی سازمان از طریق مصاحبه، صدای تصاویر و مشاهده میدانی بود.
نتایج: از مجموع ۲۸ مصاحبه، ۱۹۱ کد استخراج شد که در شش طبقه شامل حفظ و نگهداشت، استانداردسازی، پاکیزه و زیباسازی، نظم و ترتیب، سازماندهی و والایی دستهبندی شدند.
نتیجهگیری: روح جاری زیباییشناسی رهبران زیباشناختگرا در تنظیم اسناد و ایجاد زیست سازمانی زیباشناختگرا توسط ذینفعان احساس میشود. این تجربه باعث لطافت در پندار، گفتار و کردار ارائهدهندگان و گیرندگان خدمات سلامت شده، مراقبت پرستاری زیباشناختگرا را تسهیل و احساس در خانه بودن را برای بیماران به ارمغان میآورد.
بهشته جبلی، محمد ورهرام، فاطمه کیوانی راد، سولماز زرینه، الهام قازانچایی،
دوره 24، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: حکمت در لغت به معنای دانش، دانایی، معرفت و عرفان بکار رفته است. خدمات بیمارستانی بیش از همه خدمات شناخته شده به نیروی انسانی وابسته است و ماهیت این خدمات به گونه ایست که کارکنان باید جهت کسب بیشترین کارایی و اثربخشی علاوه بر دارا بودن تخصص و مهارت، متعهد نیز باشند. در این منظر، بیمارستان حکمتبنیان بیمارستانی است که خدمات خود را بر مبنای سه اصل منزلت و کرامت انسانی، دانش و حکمت پزشکی و اخلاق و شئون اسلامی ارائه مینماید. لذا هدف از انجام این مطالعه شناسایی مؤلفههای مؤثر بر اعتباربخشی بیمارستانی با رویکرد بیمارستان حکمت بنیان میباشد.
مواد و روشها: این مطالعه، یک مطالعه کیفی به روش تحلیل محتوای گرانهایم و لاندمن میباشد که اطلاعات آن از طریق انجام مصاحبه از 62 پزشک و بیمار از بخشهای مختلف تا زمان اشباع دادهها جمعآوری گردید. در این مطالعه برای انتخاب مشارکتکنندگان از نمونهگیری هدفمند استفاده شد. به طوری که با افرادی مصاحبه شد که در زمینه پدیده مورد مطالعه یا جنبههایی از آن دارای اطلاعات و شناخت مناسب و نسبتا کافی بودند. در این مطالعه از بررسی کتابخانهای و اسناد بالادستی نظام سلامت از ابتدای انقلاب تاکنون نیز جهت جمعآوری دادههای مروری استفاده شد.
نتایج: در مطالعات کتابخانهای 20 سند بالادستی در رابطه با سلامت، پزشکی، آموزش و فرهنگ و تمدن استخراج گردید. همچنین از مصاحبههای انجام شده از 32 پزشک و 28 بیمار در رابطه با مؤلفههای مؤثر بر اعتباربخشی با رویکرد بیمارستان حکمت بنیان، 10 طبقه اصلی استخراج شد. طبقات اصلی استخراج شده از مصاحبه پزشکان و بیماران شامل مسائل اجتماعی، فرهنگی و اعتقادی، امکانات، تجهیزات و منابع انسانی، مهارتهای ارتباطی، چالشهای مالی و معیشتی بیماران، دانش، آموزش و آگاهی، عوامل ملموس، عوامل اقتصادی، عوامل فرهنگی، تابآوری روحی و روانی در بیماران و قابلیت اطمینان خدمات بود.
نتیجهگیری: درک متقابل احساسات و عقاید آمیخته با صبر و آرامش، برخورد همراه با احترام توسط طرفین و تبادل اطلاعات و دانش از انتظارات هر دو طرف پزشک و بیمار از یکدیگر محسوب میشود. لذا به نظر میرسد یک دسته از نیازهای اولیه و ثانویه وجود دارد که با برطرف شدن هر کدام از آنها امید دستیابی به بیمارستانی استاندارد همراه با چشمانداز طب و حکمت قابلانتظار باشد.