جستجو در مقالات منتشر شده



مهدی کوچک زاده، زهره سهرابی، علی محمد مصدق راد،
دوره 14، شماره 3 - ( 6-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: هوش هیجانی پرستاران بر روی بسیاری از مهارت های رفتاری آن ها تاثیر دارد. نظر به این قابلیت هوش هیجانی و اهمیت مهارت های ارتباطی، در این مطالعه رابطه بین هوش هیجانی و مهارت های ارتباطی پرستاران بخش اورژانس مورد بررسی قرار گرفت.

مواد و روش‌ها: 253 نفر از پرستاران شاغل در 15 بیمارستان دانشگاه علوم پزشکی ایران بصورت سرشماری انتخاب و در مطالعه مقطعی-تحلیلی حاضر شرکت کرده و پرسشنامه های هوش هیجانی گلمن و مهارت های ارتباطی محقق ساخته را تکمیل کردند. روایی و پایایی ابزار در طول مطالعه سنجیده شد. جهت انجام آزمون های آماری تحلیل واریانس و همبستگی پیرسون و اسپیرمن بر روی داده ها از SPSS نسخه 18 استفاده شد.

نتایج: میانگین کل امتیاز هوش هیجانی 31/78 برآورد شد که بیشترین و کمترین امتیاز به ترتیب مربوط به بعد خودآگاهی 83/20 و بعد خودمدیریتی 19/18 بود. میانگین کل امتیاز مهارت های ارتباطی 91/70 برآورد شد. بین امتیاز کل هوش هیجانی و امتیاز کل مهارت های ارتباطی، ارتباط معناداری مشاهده شد (001/0>p، 775/0= r). همچنین بین ابعاد چهارگانه هوش هیجانی و امتیاز کل مهارت های ارتباطی نیز رابطه معنادار قوی مشاهده شد.

نتیجه گیری: نتایج نشان داد هوش هیجانی و ابعاد آن بر مهارت های ارتباطی پرستاران بخش اورژانس بیمارستان ها رابطه معنی دار وجود داشت. مدیران بیمارستان ها می توانند با برگزاری جلسات آموزشی هوش هیجانی را تقویت نموده و امکان بهبود مهارت های ارتباطی را در پرستاری ارتقا دهند و زمینه های بهبود مستمر خدمات اورژانس بیمارستانها را فراهم نمایند


مسلم شریفی، بهمن خسروی، سارا فروتن، روزبه هژبری، امر الله روزبهی، میلاد شریفی،
دوره 14، شماره 4 - ( 10-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: بیمارستانهای امروز، در یک محیط متغیر و رقابتی فعالیت می کنند . برای حضور موفق در این محیط، نیاز به شناخت نقاط قوت و ضعف خود داشته تا بر اساس آن راهبردهای مناسب را طراحی کنند. در این مطالعه تلاش می شود با استفاده از مدل وایزبورد محیط داخلی یک بیمارستان ارزیابی شده و سپس رابطه آن با مولفه های موفقیت سازمانی تحلیل شود.

مواد و روش ها: مطالعه حاضر یک مطالعه مقطعی- تحلیلی و کاربردی بود. ابزار جمع آوری داده ها، پرسشنامه ترکیبی مشتمل بر سه بخش اطلاعات فردی، پرسشنامه مدل وایزبورد و ارزیابی مولفه های موفقیت سازمانی بود. نمونه ای به حجم 150 نفر از کارکنان شاغل در بیمارستان صنعت نفت گچساران انتخاب گردید که از این میان 124 نفر با تکمیل پرسشنامه در مطالعه شرکت نمودند. برای تحلیل داده ها از آمار توصیفی و آزمون همبستگی پیرسون استفاده گردید.

نتایج: بیمارستان مورد مطالعه در ابعاد هدف گذاری (62/3 امتیاز) و رهبری (65/3 امتیاز) داری قوت نسبی و در ابعاد پاداش ها (67/4 امتیاز) و ارتباطات(11/4 امتیاز) دارای ضعف نسبی بود. از نظر مولفه های موفقیت در ابعاد سرعت (28/3 امتیاز) و انعطاف(83/3 امتیاز) وضعیت بهتری نسبت به نوآوری (12/4 امتیاز) و انسجام(05/4 امتیاز) داشت. ماتریس همبستگی بین متغیر های محیط داخلی با شاخصهای موفقیت نشاندهنده رابطه مثبت و معنادار بین کلیه مولفه ها بود. به طورکلی موفقیت بیمارستان قویترین رابطه را بعد ارتباطات با ضریب همبستگی 521/0 داشت.

نتیجه گیری: بیمارستانها می توانند با شناخت دقیق نقاط ضعف و قوت خود و تلاش برای اصلاح نقاط ضعف خود برای کسب موفقیت سازمانی در عرصه های رقابت، اقدام نمایند. سپس با اجرای برنامه های بهبود در جهت بهینه سازی شرایط در همه ابعاد قدم بردارند. 


احمد عامریون، مصطفی شهابی نژاد،
دوره 14، شماره 4 - ( 10-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: برنامه استراتژیک دربیمارستانها به خودی خود به اجرا در نخواهد آمد و مدیرانی که می خواهند برنامه ریزی استراتژیک را برای دستیابی به موفقیت مورد استفاده قرار دهند، موانعی بر سر راه اجرای آن دارند . هدف از این پژوهش آن است که با بررسی دیدگاه مدیران، موانع اجرای برنامه استراتژیک در بیمارستانها شناسایی شود.

 مواد و روش ها: این پژوهش به صورت توصیفی- مقطعی در تمامی بیمارستانهای شهرکرمان در سال1393 انجام شد. تعداد کل نمونه ها 53 نفر از رؤسا ، مدیران داخلی ، بهبود کیفیت ، دفاتر پرستاری و مجریان برنامه استراتژیک بیمارستانها بود و انتخاب نمونه ها بصورت سرشماری صورت گرفت. داده ها با استفاده از پرسشنامه شامل اطلاعات دموگرافیک و عوامل انسانی ، فرایندی ، ساختاری  و نهادی تاثیر گذار در اجرای استراتژی ها، جمع آوری گردید. تجزیه و تحلیل داده ها با SPSS  نسخه 21 انجام شد.

نتایج: نتایج نشان داد که موانع اجرای برنامه استراتژیک به ترتیب مرتبط با عوامل ساختاری(68/6±71/27)، عوامل فرایندی (06/10±54/19) ، عوامل انسانی (37/5±09/19) و عوامل نهادی (52/4±73/15) بود. بین میزان سوابق مدیریت و موانع اجرای برنامه استراتژیک در بیمارستانها ، ارتباط معنی داری وجود نداشت(05/0> P).

نتیجه گیری: رؤسا و مدیران بیمارستانها بایستی از موانع یا عوامل شکست تصمیمات استراتژیک دربیمارستانها آگاهی کامل داشته تا در زمان اجرای فرایند مدیریت استراتژیک، با آینده نگری و مدیریت بهتر یا تغییر رویکردها بتوانند به نتایج دلخواه دست یابند.


دکتر علی محمد مصدق راد، مریم سعادتی،
دوره 15، شماره 1 - ( 3-1395 )
چکیده

زمینه ­و ­هدف:­ امروزه به کارگیری ­­متخصصان ­کتابداری ­و­ اطلاع ­رسانی ­پزشکی ­و­ کتابداران ­بالینی ­در ­بیمارستان ­ها برای تامین ­نیازهای ­اطلاعاتی­ و­ دسترس پذیرساختن اطلاعات ­مبتنی ­بر­ شواهد ­امری ­ضروری ­می­باشد. ­­­لذا ­این ­مطالعه ­با هدف ­تعیین وضعیت ­به­­ کار­گیری  متخصصان­ کتابداری ­و ­اطلاع ­رسانی ­پزشکی ­در­ بیمارستان­های­ شهر ­تهران در سال­ 1392 انجام شد.مواد ­و­ روش­ها: مطالعه­ از ­نوع توصیفی- مقطعی ­بود.­ جامعه ­پژوهش ­شامل­ کل 152 بیمارستان ­مستقر در ­شهر­ تهران­ بود.­ داده ­ها ­با استفاده ­از ­پرسشنامه­ گردآوری ­و­ توسط­ آمار­ توصیفی ­و­ با کمک­ نرم­افزار­SPSS  ­نسخه­  18­تحلیل شد.نتایج: تنها سیزده ­تن از  ­کارکنان ­در­کتابخانه­های ­بیمارستانی ­دارای ­مدرک­ تحصیلی ­کتابداری ­و­ اطلاع­ رسانی ­پزشکی­ بودند. ­28  نفر­ از کارکنان نیز از ­فارغ ­التحصیلان ­کتابداری ­دانشگاه­های ­­وزارت ­علوم ­و­ مابقی ­از ­رشته­های ­غیر­مرتبط­ در­کتابخانه­های ­بیمارستانی اشتغال ­داشتند­­.­ اکثر­ کارکنان ­(3/51%) ­مشغول­  به کار در­کتابخانه­های ­بیمارستانی ­که­ دارای­ تحصیلات ­دانشگاهی ­در ­رشته­ مرتبط نبودند؛ ­به ­صورت ­تجربی ­آموزش ­دیده ­و­ بقیه­ با ­روش­های ­دیگر ­در ­این­ حرفه­ مشغول­ به­ کار ­شده ­بودند. ­همچنین ­اکثر ­آنان­ طی ­مراحل رسمی ­استخدام ­و ­از ­طریق ­معرفی ­دوستان ­و ­آشنایان­ به­کار­گرفته­ شده­ بودند.

نتیجه­ گیری:­ ­کتابخانه های ­بیمارستانی شهر ­تهران از نظر ­نیروی­ تخصص مرتبط با رشته کتابداری ­پزشکی دارای کمبود اساسی ­می­باشند. لذا­، این کتابخانه­ها نمی توانند ­د­ر ­انجام­ وظایف ­حرفه­ای ­خود ­از­ جمله ­اطلاع­رسانی ­و­ رفع نیازهای ­اطلاعاتی­ کادر ­درمان ­به ­خوبی ­عمل ­کنند. ­­­ضروری ­است،­ مدیران­ بیمارستان­ها ­در ­به کارگیری ­و ­رفع ­موانع اشتغال­ کتابداران ­پزشکی ­در­ کتابخانه های بیمارستانی ­توجه ­بیشتری­ داشته ­­باشند.


لیلا عظیمی، دکتر نادر مرکزی مقدم، دکتر خلیل رستمی، عاطفه طالبی، آتوسا اسکندری کیا، عبدالله میرزایی، محمد اسماعیل عظیمی،
دوره 15، شماره 2 - ( 3-1395 )
چکیده

زمینه و هدف:امروزه یکی از مفاهیم اساسی در سیستم ارائه خدمات سلامت، ایمنی بیمار است بنابر این شناسایی عوامل موثر نظیر ناخوانا بودن دستورات، اشتباه در نوشتن دوز دارو و طریقه مصرف دارو، ممکن است بتواندعوارض جدی که منجر به مرگ، ناتوانی یا طولانی شدن زمان بستری بیمارمی شود را کاهش دهد.

مواد و روش ها: مطالعه حاضر از نوع توصیفی- تحلیلی به شیوه مقطعی انجام شد. نمونه ای به میزان 1800 پرونده بیماران بستری یکسال در یک بیمارستان آموزشی انتخاب و اولین دستور پزشک توسط چک لیستی خودساخته از نظر مشخصات پزشک، شیفت و متغیرهایی نظیر خوانایی، نوشتن دوز دارو بررسی شدند و داده ها با نرم افزار SPSS و روشهای آماری توصیفی و آماری تحلیلی  تجزیه و تحلیل شد.

نتایج: از میان 1800 پرونده بستری، 3/66% از آنها توسط مردان، 6/17% از دستورات ناخوانا، 2/3% بدون مهر، 2/8% بدون امضا، 9/11% بدون ساعت و 9/4% بدون تاریخ بودند.23% از دستورات پزشکان از نظر پیوستگی نامطلوب و 5/69% از آنها بدون اشاره به اجزای اولیه، 8/17% بدون اشاره به دوز دارو، 8/21% بدون ثبت فرم دارو، 5/11% بدون ثبت زمان مصرف دارو، 9/25% بدون روش مصرف دارو، 3/14% دارای خط خوردگی و 13% فاقد شماره گذاری بودند. همچنین بین مشخصات دموگرافیک و برخی از خطاهای ثبت پزشکی رابطه معنی داری وجود داشت. 

نتیجه گیری: اهتمام پزشکان بیمارستان در ارتقاء مستندسازی پرونده ها ضروری بوده و برای این منظور، می توان از راهکارهایی نظیر، آموزش اولیه برای دستیاران تازه وارد، روش های تشویقی و ارزیابی دوره ای پرونده ها بهره جست. 


دکتر حبیب ابراهیم پور، دکتر نورمحمد یعقوبی، سید سعید زاهدی،
دوره 15، شماره 2 - ( 3-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: یادگیری سازمانی در نظریه‌ها و مدلهای مختلف در بعد نظری و تجربی تاثیر زیادی در تحولات سازمانها داشته است وزمینه مساعدی برای تسهیل هر نوع تغییر و تحولی فراهم می‌کند.این  قابلیت می‌تواند در اجرای حاکمیت بالینی نیز  نقش اساسی ایفا نماید.

موارد و روش‌ها:مطالعه حاضر مطالعه‌ای توصیفی-تحلیلی  بودو به شیوه مقطعی درشش ماه اول سال 93 انجام شد.جامعه آماری کارکنان بیمارستان تامین اجتماعی اردبیل بود. برای انتخاب نمونه از نمونه گیری تصادفی ساده استفاده شد و تعداد نمونه 170 نفر به دست آمد. از پرسشنامه16 سوالی گومژوهمکاران برای سنجش قابلیت یادگیری در چهار بعد وازپرسشنامه35 سوالی محقق ساخته برای سنجش حاکمیت بالینی در هفت بعد استفاده گردید.برای تحلیل داده‌ها از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندمتغیره استفاده گردید. تحلیل داده‌ها با نرم‌افزار SPSS نسخه  18 انجام شد.

نتایج: نتایج تحقیق نشان داد که قابلیت یادگیری با اجرای حاکمیت بالینی با ضریب  507/0 رابطه معنی‌داری دارد این ضریب برای تعهد مدیریت 644/0، دید سیستمی 498/0، فضای باز و آزمایشگری 446/0 و انتقال و یکپارچگی دانش 261/0 بود.

نتیجه‌گیری: با توجه به نقش تاثیرگذار قابلیت یادگیری در اجرای حاکمیت بالینی پیشنهاد می‌شود زمینه لازم برای تقویت قابلیت یادگیری سازمانی در چهار بعد بویژه در بعد حمایت مدیریتی و دید سیستمی فراهم شود تا حاکمیت بالینی با اثربخشی بیشتر اجرا گردد.


دکتر سید حسام سیدین، دکتر روح اله زابلی، زینب مالمون، فاطمه رجبی فرد،
دوره 15، شماره 2 - ( 3-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: امروزه به علت تنوع در ساختار و فرهنگ هر سازمان، اصل تنوع در مدیریت بحران یکی از اصول اساسی است. تنوع مدیریت بحران شش مولفه شامل انعطاف پذیری، شمول،اعتماد، درک ریسک، انصاف و سازگاری است. هدف این پژوهش تعیین ادراک مدیران از مولفه های مدیریت بحران در بیمارستان های دانشگاه علوم پزشکی تهران و ایران بود.

مواد و روش ها: این مطالعه از نوع مقطعی بود. گردآوری داده ها با پرسش نامه مولفه های مدیریت بحران و در مقیاس لیکرت بصورت 5 گزینه ای انجام شد. روایی و پایایی پرسشنامه با استفاده از روایی محتوا و آلفای کرونباخ با ضریب اطمینان 5% محاسبه شد. تعداد کل پرسشنامه های جمع آوری شده شامل 66 پرسشنامه بود. در تحلیل داده ها از نرم افزار Spss و از آزمون های آنالیز واریانس، تی مستقل استفاده شد.

نتایج: بالاترین میزان ادراک مدیران مولفه انصاف و برابری با میانگین و انحراف معیار 51/0 ±19/3 و پایین ترین میزان از مولفه انطباق پذیری با میانگین و انحراف معیار 75/0±73/2 بود. بین میانگین امتیازات مولفه های مدیریت بحران ومتغیر های جنسیت و نوع مشاغل از لحاظ آماری تفاوت معنی دار وجود داشت. بالاترین میزان اهمیت مربوط به دامنه شمول و فراگیری برنامه و میزان اعتماد متقابل بین کارکنان و مدیران و کمترین میزان، انطباق پذیری برنامه های مدیریت بحران در بیمارستان بود.

نتیجه گیری: افراد شاغل در جایگاه های گوناگون کاری تعاریف متعددی از انطباق پذیری در بحران ها دارند. ضروری است تا با تحقیقات بیشتر در این زمینه آموزش های متناسب با مدیران بیمارستان در مشاغل گوناگون صورت پذیرد. 


دکتر حسین درگاهی، علی اکبر رازقندی، زینب رجب نژاد،
دوره 15، شماره 2 - ( 3-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: با توجه به اهمیت یادگیری تیمی و تغییر فرآیندها، لازم است تا کارکنان آزمایشگاه های بالینی با فرآیند یادگیری سازمانی آشنا شوند. لذا این پژوهش با هدف ارزیابی و تعیین قابلیت یادگیری سازمانی در کارکنان آزمایشگاه های بالینی بیمارستان های دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام  شد.

مواد و روش ها: پژوهش حاضر از نوع توصیفی–تحلیلی بود که  به صورت مقطعی در سال 93-1392 بر روی 85 نفر از کارکنان آزمایشگاه‌های بالینی تعداد پنج بیمارستان که با استفاده از فرمول کوکران انتخاب شده بودند انجام شد. ابزار پژوهش در این مطالعه، پرسشنامه Gomez و همکاران در چهار بعد تعهد مدیریت، دیدگاه نظام مند، فضای باز و آزمایشگری، و انتقال دانش  و 17 گویه بود. رتبه بندی سوالات پرسشنامه با استفاده از مقیاس لیکرت  پنج تایی بود. جهت تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS نسخه 19 و تستهای آماری T-test و ضریب همبستگی پیرسون ، Welch استفاده گردید.

نتایج: میانگین کلی یادگیری سازمانی در کارکنان آزمایشگاه‌های مورد مطالعه برابر 11/3 بود که نشان دهنده وضعیت نسبتاً مطلوب در این زمینه بود. هم چنین مشخص شد که بین آزمایشگاه ها از نظر قابلیت تعهد مدیریت اختلاف معنی داری وجود داشت)002/0(P=. بین سطح تحصیلات کارکنان با بعد انتقال و یکپارچه سازی دانش نیز ارتباط معنی داری دیده شد(04/0(P=.

نتیجه گیری: فرآیند قابلیت یادگیری سازمانی در آزمایشگاه های بالینی بیمارستان‌های دانشگاه علوم پزشکی تهران وضعیت چندان مطلوبی ندارد. لذا استقرار نظام ایمنی بیمار، راه اندازی نظام ثبت خطا و اشتباهات، و تشویق کارکنان به گزارش خطا از اهم عناصری است که باید به منظور استقرار کامل نظام یادگیری سازمانی در آزمایشگاه های بالینی مورد توجه قرار گیرد. 


دکتر بختیار استادی، اسرین نویدی،
دوره 15، شماره 2 - ( 3-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: از آنجاکه مصرف انرژی به ازای هر متر مربع در بیمارستانها بیشتر از انواع دیگر موسسات خدماتی است، در این تحقیق با تعریف و اولویت­ بندی پروژه­های بهبود مصرف انرژی در بیمارستان، اقداماتی در راستای بهینه­ سازی آن انجام شد.

مواد و روشها: لزوم بهینه سازی مصرف انرژی بر اساس شاخصهای میانگین مصرف و هزینه آب، برق و گاز به ازای تخت روزاشغالی و تخت فعال تشریح شده و در بیمارستان مورد مطالعه این شاخصها محاسبه گردید. سپس، اقدامات بهبود با کمک ممیزی انرژی، مصاحبه با خبرگان بیمارستان و تحقیقات انجام شده در بیمارستانها شناسایی شد. در ادامه، پروژه های بااهمیت بالا براساس میزان تاثیر بر روی شاخصهای مصرف انرژی، نظر خبرگان، تجمیع پروژه ها، امکان پذیری و محدودیت های پیش نیازی، همزمانی و پس نیازی مشخص گردید. درنهایت، معیارهای خاص در سه بعد معیارهای تاثیر بر میزان مصرف انرژی، تلاش برای اجرای پروژه و ریسک شناسایی و پروژه ها با استفاده از پرسشنامه و روش تحلیل سلسله مراتبی فازی اولویت بندی شد.

نتایج: نتایج نشان داد مصرف انرژی در بیمارستان مذکور بالاتر از استاندارد جهانی بوده و لزوم بهینه­ سازی مصرف انرژی و استفاده از سیستم­های مدیریت انرژی در بیمارستان مذبور ثابت شد. براساس نتایج اولویت­ بندی پروژه­های با رتبه­ های اول تا چهارم مشخص شدند.

نتیجه گیری:صرفه­ جویی در مصرف انرژی از طریق اجرای پروژه­های بهبود در بیمارستانها ضروری به نظر می­رسد. اما با توجه به تعداد و محدودیت منابع، بیمارستانها می­توانند با متد پیشنهادی براساس اولویت و بودجه موجود، هر ساله تعداد پروژه­هایی با ریسک و دوره بازگشت سرمایه کمتر جهت اجرا انتخاب نماید


دکتر سهیلا رشادت، علیرضا زنگنه، شهرام سعیدی، الهام صوفی، نادر رجبی گیلان، رامین قاسمی،
دوره 15، شماره 2 - ( 3-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: توزیع نامتناسب خدمات درمانی باعث نابرابری در دسترسی به این خدمات در کشورهای در حال توسعه شده است. هدف این پژوهش، بررسی نابرابری در دسترسی به امکانات درمانی در کلانشهر کرمانشاه بود.

مواد و روش­ها: روش تحقیق پژوهش، توصیفی ـ تحلیلی و کاربردی است. با توجه به ماهیت فضایی ـ مکانی این پژوهش، از سیستم­ اطلاعات جغرافیایی  استفاده شد. داده­های مورد نیاز تحلیل دسترسی، مراکز بیمارستانی موجود و اطلاعات جمعیتی بلوک­های آماری سال 1390 کلانشهر کرمانشاه بود که با استفاده از نرم افزار GIS/Arc مورد ارزیابی قرار گرفت.

نتایج: نتایج مطالعه نشان داد که پراکنش فضایی مراکز بیمارستانی در کلانشهر کرمانشاه از الگوی تصادفی پیروی می­کند و مکانیسم خاصی جهت توزیع فضایی بیمارستان ها در این کلانشهر وجود نداشته است. این کلانشهر تا سال 1393 در مجموع دارای 13 بیمارستان با 2342 تخت بیمارستانی است که بیشترین تخت­ها (1755) مربوط بیمارستان­های عمومی می‌باشد. آمارها نشان داد که در شرایط موجود تعداد بیمارستان‌های موجود، تنها 51/48% از افراد شهر کرمانشاه را تحت پوشش قرار می‌دهند و  49/51%  از خانوارها فاقد دسترسی هستند. تعداد بیمارستان‌های موجود نمی‌تواند از منظر خدمات رسانی نیاز شهروندان را برآورده کند. در این تحقیق مکان فعلی اکثر مراکز درمانی (بیمارستان­ها) نیز با معیارهای استاندارد و ضرورت­های این کاربری مطابق نبوده است.

نتیجه‌گیری: آنچه از نتایج می‌توان استنباط نمود این است که تمام ساکنان شهر به مراکز بیمارستانی دسترسی یکسانی ندارند و توزیع مراکز بیمارستانی متناسب با توزیع جمعیت و خانوارها نیست. بی‌عدالتی در دسترسی به امکانات درمانی (بیمارستان) در کلانشهر کرمانشاه وجود دارد.


دکتر محمد عرب، پژمان حموزاده، مانی یوسفوند، فاروق نعمانی، مهسا عبدی،
دوره 15، شماره 3 - ( 5-1395 )
چکیده

زمینه و هدف:موضوع بیمارمحوری همواره به­عنوان یکی از پایه‌های اصلی کیفیت در زمینه ارائه خدمات سلامت مطرح است و می­توان ادعا کرد بهترین پیامد را برای بیماران به ارمغان می‌آورد.این مطالعه با هدف مقایسه وضعیت بیمار محوری در بیمارستان‌های منتخب تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی تهران از دیدگاه پرستاران و بیماران در سال 1393 به انجام رسید.

مواد و روش‌ها: این پژوهش توصیفی- تحلیلی به شیوه مقطعی در میان220 نفر از پرستاران(103 نفر)وبیماران(117 نفر) بستری در بیمارستان‌های منتخب تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد. ابزارگردآوری داده‌ها، پرسشنامه‌ای پژوهشگر ساخته بود. روایی پرسشنامه با استفاده از نظرات صاحب‌نظران مورد تأیید قرار گرفت و پایایی آن با روش آلفای کرونباخ، 96/0 به دست آمد. این پرسشنامه هفت بُعدِ بیمارمحوری را مورد سنجش قرار داد. تجزیه‌ و تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار آماریSPSSو به کمک آزمون‌ آنالیز واریانس یک‌طرفه انجام گردید.

نتایج:میانگین امتیاز بیمارمحوری از دیدگاه پرستاران،79/2 و از دیدگاه بیماران87/2 بود. از دیدگاه پرستاران و بیماران ابعاد حفظ اسرار بیمار و رعایت شأن و احترام بیمار بیشترین امتیاز و بُعد قدرت انتخاب بیمار کمترین امتیاز را به خود اختصاص دادند. بر اساس نتایج آزمون آنالیز واریانس یک‌طرفه، در ابعاد کیفیت محیط ارائه خدمت و حمایت اجتماعی از بیمار تفاوت آماری معناداری بین میانگین امتیاز پرستاران و بیماران مشاهده شد (05/0>p).

نتیجه‌گیری:قدرت انتخاب بیمار،کیفیت محیط و توجه سریع به‌عنوان اولویت‌های اقدام برای بهبود وضعیت بیمارمحوری بیمارستان‌های مورد بررسی مشخص شد. توصیه می‌گردد مسئولین بیمارستان‌ها به‌منظور افزایش سطح رضایت‌مندی و وفاداری بیماران، این ابعاد را که در آن وضعیت نامناسبی دارنددر اولویت قرار دهند.


صهبا سروندی، دکتر کامبیز شاهرودی،
دوره 15، شماره 3 - ( 5-1395 )
چکیده

زمینه و هدف:افزایش تقاضا برای خدمات سلامتی و نیز افزایش هزینه های مرتبط، موجب تلاش بیمارستان ها برای ارتقاء و سازماندهی فرآیندها شده است.هدف از انجام این پژوهش تعیین فرآیند بستری و ترخیص بیمار بر اساس رویکرد کایزن و ارزیابی تصمیم گیری بر اساس معیار های چندگانه (MCDM) در بخش داخلی یک بیمارستان بود.

مواد و روش ها:دراین مطالعه توصیفی–تحلیلی،ده نفر از مدیران پرسشنامه های مربوط به کیفیت فرآیندهای بستری و ترخیص را تکمیل نموده و به سه سوال باز در مورد روش های پیشنهادی بر اساس اصول کایزن پاسخ دادند. سپس میزان رضایتمندی 100 بیمار، با استفاده از پرسشنامه (پایایی93/0=α)،موردسنجش قرارگرفت. در مرحله سوم، پس از بررسی راه حل های پیشنهادی با روش فرآیند تحلیل سلسله مراتبی AHP، مدیران راه حل ها را با توجه به شاخص های هزینه، زمان و اثربخشی اولویت دهی نمودند.

نتایج:نتایج نشان داد که میانگین نمره فرآیند بستری از دیدگاه مدیران 52/88 و فرآیند ترخیص 33/90 (از 100) بود که نشان دهنده میزان مطابقت بالا با رویکرد کایزن بود. همچنین میانگین رضایت بیماران از بستری 75/76 (از 100) واز ترخیص 6/78 بود که نشاندهنده رضایت مناسبی است. نتایج روش MCDM و AHP نشان داد که از دیدگاه مدیران شاخص اثربخشی به عنوان مهمترین و سپس زمان و هزینه  اولویت های بعدی برای اجرای راه حل های پیشنهادی هستند.

نتیجه گیری:این مطالعه نشان داد فرآیندهای بستری و ترخیص در بخش داخلی بیمارستان مورد پژوهش، اگرچه از وضعیت نسبتا مطلوبی برخوردار بودند اما همچنان لازم است برای بهبود فرآیندهای بستری و ترخیص،بهترین راه حل ها از نظر اثربخشی، زمان و هزینه  اتخاذ و اجرا شوند تا رضایت کامل بیماران را به همراه داشته باشند.


دکتر سید مسعود موسوی نزاد، دکتر امید عادلی، طاهره حریری، ندا ولی پور، زهرا مشکانی،
دوره 15، شماره 3 - ( 5-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: بسیاری از بیمارستانهای کشور از ظرفیت های درمانی خود در زمینه جذب گردشگران پزشکی استفاده نموده و باعث درآمد زایی و افزایش کارایی بیمارستانهای تحت پوشش خود شده اند. این موضوع منافع بسیاری برای بیمارستان و گردشگران در بردارد. هدف مطالعه حاضر تعیین قابلیت یکی از بیمارستانهای نیروهای مسلح در زمینه جذب گردشگران پزشکی بود.

روش کار: مطالعه حاضر از نوع مطالعات توصیفی – تحلیلی بوده و از داده های ثانویه جهت تحلیل موضوع بهره گرفته شد.اطلاعات مورد نیاز از دفتر بهبود کیفیت،امور مالی –حسابداری و واحدهای حقوق گیرندگان خدمت و مدیریت اطلاعات سلامت از ابتدای سال 93 تا سه ماهه نخست سال 94 اخذ شد. به منظور تحلیل فرصت ها و نقاط قوت، سند برنامه استراتژیک بیمارستان مورد مطالعه قرار گرفت.

نتایج: میانگین شاخص های عملکردی بیمارستان مورد مطالعه ضریب اشغال تخت 4/68 درصد، متوسط مدت اقامت 3/3روز، وقفه تخت 5/1روز، نسبت پذیرش به تخت 6/6، مرگ و میر و زخم بستر 5/2 درصد ، عفونت بیمارستانی1 درصد ، خطای دارویی 69 درصد ، حقوق بیمار 9/74 درصد و رضایتمندی بیماران 70 درصد بود.تخصص های متنوع، تجهیزات به روز و حداقل زمان انتظار از جمله نقاط قوت بیمارستان مورد مطالعه بود.

نتیجه گیری: بیمارستان مورد مطالعه به دلیل داشتن منابع انسانی و فیزیکی و خصوصا داشتن تجهیزات به روز، نیاز به سرمایه گذاری های کلان در زمینه جذب گردشگران پزشکی نخواهد داشت. این موضوع باعث افزایش تعداد پذیرش ها، بهره وری، رضایتمندی مراجعین و پرسنل خواهد شد.


محمدجواد نائیجی، فاطمه غلامی،
دوره 15، شماره 4 - ( 10-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: اگر چه نقش معنویت در ادبیات کارآفرینی اجتماعی مورد تائید قرار گرفته است، اما در کمتر پژوهشی به صورت تجربی رابطه هوش معنوی و نیات خیرین بخش بهداشت و درمان بررسی شده است. در این راستا، هدف این مقاله ارائه و سنجش تجربی یک مدل نظری مبنی بر رابطه معنویات با محوریت هوش معنوی بر نیات خیرین بیمارستان‌ساز بود.

         

مواد و روشها: این مطالعه از نوع توصیفی بود و داده‌های آن از 164 خیر بیمارستان‌ساز گردآوری و با استفاده از روش تحلیل مسیر آزمون شد. برای سنجش هوش معنوی، از ارزیابی 360 درجه استفاده شد.

نتایج: نتایج تحقیق بیانگر این بود که هوش معنوی و سایر متغیرهای مدل، قدرت تبیین 41 درصد از تغییرات نیات خیرین بیمارستان‌ساز را دارا بود (41/۰(R2= که در مطالعات رفتاری، بسیار قابل توجه می باشد. همچنین این موضوع که داشتن فلسفه اجتماعی و مسئولیت‌پذیری اجتماعی، نقش میانجی در رابطه هوش معنوی و نیات خیرین بیمارستان‌ساز دارد نیز مورد پشتیبانی کامل قرار گرفت.

نتیجه گیری: با فرصتهایی که برای سرمایه گذاری‌های سودآور اقتصادی فراهم است، خیرین بیمارستان‌ساز باید از سطوح بالایی از هوش معنوی برخوردار باشند تا انگیزه کافی برای ارزش‌آفرینی اجتماعی به دست آورند. در این راستا، به سیاستگذاران نظام سلامت نیز پیشنهاد می‌شود برای افزایش فعالیتهای خیرخواهانه، بر شکوفایی و ارتقای سطح هوش معنوی در بخش بهداشت‌و‌درمان تمرکز کنند.


یگانه حیاطی، دکتر الهام موحد، دکتر محمد عرب،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: مدیران بیمارستانها خواه ناخواه تاثیر مهمی بر سلامت کارکنان خود دارند و از انجایی که همبستگی و انسجام حرفه ای در سایه تعادل روانی فراهم می گردد؛ برخورداری از سلامت روان در میان پرسنل بیمارستان حائز اهمیت بسیاری است. پژوهش حاضر با هدف تعیین وضعیت سبک رهبری مدیران و ارتباط آن با سلامت روان کارکنان بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی تهران تدوین شد.

مواد و روش ها:  پژوهش حاضر توصیفی-تحلیلی-مقطعی بوده و حجم نمونه شامل 91 مدیر اجرائی، میانی و 320 کارمند بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی تهران و ابزار پژوهش پرسشنامه های سبک رهبری فیدلر و سلامت عمومی بود. داده های بدست آمده با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی به وسیله نرم افزار SPSS ویرایش 22 موردتجزیه و تحلیل قرار گرفت.

نتایج: نرخ پاسخدهی 85% بود. اکثر مدیران سبک رهبری وظیفه مدار را اتخاذ نمودند. میان سبک رهبری مدیران با سلامت روان، مشکلات جسمانی، اضطراب، کارکرد اجتماعی و افسردگی پرسنل رابطه آماری معناداری برقرار بود(05/0>P). 

نتیجه گیری: مدیران با اتخاذ سبک رهبری رابطه مدار می توانند در ارتقای سلامت روان پرسنل اثرگذار باشند و در راستای پیشگیری و کاهش اختلالات سلامت روان در میان کارکنان ضروری بنظر می رسد که آموزش مدیران در مباحث رهبری و به کارگیری الگو ها و سبک های رهبری مناسب در موقعیت های گوناگون مورد توجه قرار گیرد.


دکتر رقیه بایرامی، علیرضا رضازاده، دکتر حسین ابراهیمی پور،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1396 )
چکیده

مقدمه و هدف: بخش اورژانس به عنوان قلب بیمارستان و  یکی از نخستین نقاط تماس بیماران با سیستم ارائه خدمات درمانی،  با مسائل و مشکلات گوناگونی روبرو است. این مطالعه با هدف تبیین چالش­های موجود در بخش­های اورژانس بیمارستان­های آموزشی دانشگاه علوم پزشکی مشهد انجام گرفت.

روش کار: مطالعه حاضر از نوع مطالعات کیفی بود که به شیوه فنومنولوژی در سال 1393 در مشهد انجام گرفت. بیست پرستار و دو متخصص طب اورژانس که با نمونه گیری هدفمند از چهار بیمارستان آموزشی  شهر مشهد انتخاب شدند؛ با حضور در مصاحبه­های نیمه­ساختار یافته، درک و تجارب خود را پیرامون چالش­های بخشهای اورژانس بیان کردند. بعد از پیاده سازی مصاحبه ها، داده­ها از طریق روش کولیزی  با نرم افزار MAXQDA 3  مورد تحلیل قرارگرفت.

یافته ها:  از تحلیل داده­ها سه درون مایه مشتمل بر  "چالش­های مربوط به منابع انسانی"(ویژگی­های فردی،  ویژگی­های حرفه ای،کمبود نیروی انسانی)، " نارضایتی پرستاران" (حداقل هتلینگ و خدمات رفاهی در بیمارستان  برای پرسنل،  عدم تناسب حقوق و مزایا با حجم کاری ، عدم حمایت از پرستاران)  و "چالش­های مدیریتی اورژانس" (چالش‌های ساختاری، چالش‌های عملکردی ، چالش‌های مدیریتی نیروی انسانی) استخراج شد.

نتیجه گیری:  کمبود نیروی انسانی، نارضایتی پرستاران و ضعف مدیریت از مهمترین چالش­های بخش­های اورژانس بودند. تامین نیروی انسانی کافی، ایجاد حمایت از پرستاران، تعیین دستورالعمل و فرایند برای مراقبت­های پرستاری می‌تواند در کاهش چالش‌های موجود در بخشهای اورژانس بیمارستانی موثر باشد.


محمدرضا توکلی، دکتر سعید کریمی، دکتر مرضیه جوادی، دکتر علیرضا جباری،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1396 )
چکیده

زمینه و هدف:در سال 1374 دستورالعمل اداره نظام نوین امور بیمارستان ها(کارانه) ابلاغ گردید و این طرح به مدت 20 سال در بیمارستانها اجرا شد. در اوایل مهر 1393 دستورالعمل جدید طرح کارانه با عنوان طرح مبتنی بر عملکرد با هدف رفع نواقص طرح قبلی مورد بازبینی قرار گرفت و  به اجرا درآمد. هدف اصلی پژوهش تعیین راهکارهای اصلاحی ارتقا عملکرد نظارت و بهبود اجرای دستورالعمل جدید طرح کارانه در سال1394بود.

مواد و روش ها:تحقیق حاضر به شیوه کیفی از نوع فنومنولوژی بود. از مصاحبه عمیق برای گردآوری داده ها استفاده شد. نمونه های مورد بررسی یازده نفر از مدیران میانی  و ارشد و اساتید دانشگاه علوم پزشکی اصفهان بودند که به روش هدفمند انتخاب شدند. روش تحلیل داده ها تحلیل محتوایی بود.

یافته ها:در این پژوهش،  هشت تم اصلی و ده تم فرعی  به دست آمد که هشت تم اصلی عبارت از سیاستگذاری صحیح، اصلاح سیستم مدیریت در نظام سلامت، بسترسازی فرهنگی در حمایت از نظارت، برنامه ریزی صحیح، ایجاد انگیزه در پزشکان، اصلاح زیرساختها، بهبود سیستم آموزش و اطلاع رسانی و ایجاد تعاملات سازنده مدیران ارشد و مسئولان مراکز بود.

نتیجه گیری:.به منظورکارآمدتربودن سیستم سلامت، بایستی نقاط ضعف دستورالعمل جدید طرح کارانه به خوبی بررسی شود وبا برطرف کردن چنین نقاط ضعفی بتوان بااجرای طرح جدیدباعث رضایت مندی بیشتر پزشکان وپرسنل رافراهم نمود. پیشنهادمیگردد برای بهتر اجرایی شدن طرح از راهکارهای اصلاحی موجود در این پژوهش استفاده شده و همچنین پایش مستمرونظارت قویتربرطرح ادامه پیدا کند تاطرح به اهداف اصلی خودکه رضایت پرسنل و بیماران است برسد.


سارا صالحی، دکتر فرناز خاتمی، دکتر سیامند انوری، دکتر نگار امیدی، دکتر مجتبی صداقت سیاهکل، دکتر محمد عفت پناه،
دوره 16، شماره 2 - ( 4-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: تصمیم گیری در خصوص توقف یا ادامه درمان، پس از آگاهی از عوارض و خطرات احتمالی از حقوق بیماران می باشد.  از طرفی دیگر، ترک بیمارستان با مسئولیت شخصی می تواند سلامت بیماران را تهدید نماید. لذا این مطالعه جهت تعیین علل ترک با مسئولیت شخصی، بمنظور جلوگیری از اثرات منفی آن بر بیماران و افزایش هزینه ها انجام گرفت.

مواد و روش ها:  در این تحقیق 342 بیماری که با مسئولیت شخصی بیمارستان  را ترک کرده بودند وارد مطالعه شدند. حداکثر تا 48 ساعت پس از ترک، با بیماران تماس تلفنی برقرار و با کسب رضایت، در مورد علل ترک و آگاهی از خطرات و عوارض احتمالی مورد پرسش قرار گرفتند. همچنین علل ترک بیمارستان با مسئولیت شخصی در سه حیطه بیمار، شرایط بیمارستانی و علل ترکیبی طبقه بندی گردید.

نتایج: یافته های مطالعه نشان داد 48.5% بیماران با دلایل شخصی (حیطه بیمار)، 26%  به دلیل نارضایتی از خدمات (شرایط بیمارستانی) و 25.5% به دلیل ترکیبی از علل بیمارستان را با مسئولیت شخصی ترک کردند. بیشتر بیماران ترک با مسئولیت شخصی در اورژانس بستری بودند (0.001>p). از طرفی یافته ها حاکی از وجود ارتباط بین نوع بیماری (0.037=p) و شیفت مراجعه بیماران (0.002=p) با نوع ترخیص  بود.

نتیجه گیری: با توجه به نتایج بدست آمده، بنظر میرسد برنامه ریزی جهت تأمین و حفظ نیروی انسانی، آموزش با تاکید بر پرسنل جدیدالورود، نظارت بر عملکرد کادر درمان و ساماندهی سیستم تریاژ از اقدامات کنترلی ضروری در ترک با مسئولیت شخصی میباشند


علی رضا حاتم سیاهکل محله، دکتر سجاد رضایی، زهرا خاکساری، ژاله جمشیدی مقدم،
دوره 16، شماره 3 - ( 8-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: آموزش کارکنان و ایجاد آمادگی برای رسیدن افراد به اهداف شخصی و سازمانی (کار راهه شغلی) اهمیت دارد و کیفیت عملکرد منتور/ مربی در این‌راستا تعیین‌کننده است. حساسیت این موضوع در بیمارستان‌ها می‌تواند در کانون توجه باشد. مطالعه حاضر قصد دارد رابطه‌ی هوش هیجانی، رضایت شغلی، عدالت و تعهد سازمانی درک‌شده از سوی آنان را با عملکرد منتورینگ در کارکنان بیمارستانی بیازماید.

مواد و روش‌ ها: مطالعه حاضر یک مطالعه مقطعی است که جامعه پژوهش آن را کلیه پزشکان، پرستاران، کارکنان بخش رادیولوژی، اداری و نیروهای خدماتی بیمارستان دولتی پورسینای شهر رشت تشکیل می داد . 403 نفر به‌شیوه نمونه‌گیری سهمیه‌ای انتخاب و به‌پرسشنامه‌های اطلاعات جمعیت‌شناختی، هوش هیجانی، عدالت سازمانی، رضایت از شغل، تعهد سازمانی و کارکرد منتورینگ پاسخ دادند. کلیه داده‌ها بانسخه 20 نرم‌افزارSPSS تحلیل گردید.

نتایج: تحلیل‌های ‌رگرسیون سلسله مراتبی به روش ورود همزمان نشان داد، هرسه مولفه‌ی عدالت سازمانی یعنی عدالت توزیعی ، عدالت مراوده‌ای ،عدالت رویه‌ای، از مولفه‌های عدالت سازمانی؛ یک مولفه‌ی رضایت شغلی یعنی رضایت از سرپرست و یک مولفه‌ی هوش‌ هیجانی یعنی خودمدیریتی به‌طور معنی‌داری توانستند 60% از واریانس مشترک نتایج عملکرد منتورینگ را تبیین نمایند (0001/0P<، 18/26F=).

نتیجه‌گیری: درک کارکنان از عدالت سازمانی و رضایت از سرپرست و نیز توانایی افراد در کنترل هیجان‌ها و واکنش‌پذیری مناسب در وضعیت‌های مختلف بیمارستانی با کیفیت عملکرد منتور/ مربی مرتبط است. با توجه به نتایج بدست آمده و متغیرهای تاثیرگذار بر منتورینگ، پیشنهاد می‌شود برای مداخلات بیمارستانی/مدیریتی مرتبط با هوش‌هیجانی، عدالت سازمانی و رضایت ‌شغلی تصمیم‌گیری شود. 


دکتر احسان زارعی، دکتر بهروز پورآقا، دکتر سهیلا خداکریم، علی رضا موسی زاده نصرآبادی،
دوره 16، شماره 3 - ( 8-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: یکی از اهداف اصلی طرح تحول سلامت، کاهش میزان پرداخت از جیب مردم برای خدمات بیمارستانی در بخش دولتی است. این مطالعه با هدف تعیین میزان پرداخت از جیب بیماران بستری در بیمارستان های دولتی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در سال 1394 انجام شد.

مواد و روش ها: در این مطالعه توصیفی تحلیلی، 405 بیمار ترخیص شده از چهار بیمارستان دولتی و آموزشی به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. داده های مطالعه با استفاده از چک لیست محقق ساخته و بررسی صورت حساب بیمارستانی جمع آوری شد. برای تحلیل داده ها از روش های آمار توصیفی و مدل رگرسیون در نرم افزار 16 SPSS استفاده شد.

نتایج: میزان پرداخت از جیب  بیماران 2/10 درصد بود که 9/9 درصد آن پرداخت رسمی، 2/0 درصد هزینه ارجاع به بیرون از بیمارستان برای خرید کالا و 1/0 درصد آن پرداخت غیررسمی بود. بیشترین سهم هزینه ای از صورتحساب مربوط به لوازم پزشکی و دارو، اعمال جراحی و هتلینگ به ترتیب  با 7/32، 20 و 4/17 درصد بود. نوع بیمارستان، داشتن عمل جراحی، تعداد اعضای خانوار و جنسیت بر میزان پرداخت از جیب تاثیر معنی دار داشت(05/0p≤ ).

نتیجه گیری: میزان پرداخت از جیب بیماران بستری در بیمارستان های دولتی مطابق هدف تعیین شده در برنامه تحول سلامت بود که حمایت مناسب دولت را نشان می دهد. برای کاهش پایدار پرداخت از جیب، باید برنامه هایی کلان در سطح ملی برای خدمات سرپایی و بخش خصوصی نیز طراحی و اجرا شود.



صفحه 2 از 6     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه بیمارستان می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb