مرضیه خراسانی گرده کوهی، سید محمود طاهری، محمد علی چراغی،
دوره 21، شماره 1 - ( 3-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: شناسایی صلاحیتها، مبانی بسیار بااهمیتی برای طراحی یک برنامه جانشینپروری و مدیریت کارآمد منابع انسانی است. بررسیها نشان میدهد این امر مهم با استفاده از مدل صلاحیت در سطح مدیران میانی مغفول واقعشده است. روشهای مبتنی بر منطق فازی امکان صورتبندی ریاضی مفاهیم مبهم، همچون صلاحیت را فراهم مینماید؛ مطالعه حاضر باهدف طراحی مدل صلاحیت مدیران میانی پرستاری با استفاده از دلفی فازی در نیمه دوم 1399 انجام شد.
روش کار: مطالعه ازنظر هدف، کاربردی و از نوع مطالعات مدیریت سیستم بهداشتی بود. جامعه پژوهش شامل تمامی مدیران خدمات پرستاری (مترونها) بیمارستانهای تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی تهران بودند. روش نمونهگیری سرشماری و نمونههای پژوهش، شامل 14 نفر از مدیران خدمات پرستاری (خبرگان) بودند. پس از بررسی متون، مدل مفهومی اولیه طراحی شد. در گام اول مطالعه جهت دریافت نظرات خبرگان مبنی بر تأیید سطحبندی مدل از فرم نظرخواهی استفاده شد. در گام دوم شاخصها، به روش دلفی فازی غربالگری شدند.
نتایج: تمامی شرکتکنندگان خانم و 9 نفر دارای مدرک کارشناسی ارشد بودند. میزان موافقت خبرگان با سطحبندی مدل، 90 درصد بود که دلالت بر تأیید آن داشت. در روش دلفی فازی، شاخصها با مقادیر قطعی بالاتر از 7/0 توسط خبرگان تأیید شد. مدل طراحیشده مشتمل بر 3 بُعد فنی، ارتباطی، ادراکی، 6 مؤلفه، 14 شاخص و 28 زیر شاخص بود.
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد معیارهای لازم جهت انتخاب مدیران میانی پرستاری، ابعاد یا حیطههای مختلف صلاحیت ازجمله فنی، ارتباطی و ادراکی را شامل میشوند. مدیران ارشد میتوانند جهت دستیابی به طرحریزی مناسب برای برنامه جانشینپروری از نتایج این تحقیق استفاده نمایند.
سراج الدین گری، سعید بینات،
دوره 21، شماره 1 - ( 3-1401 )
چکیده
سردبیر محترم
ارائه خـدمات تمام سازمانهای حوزه سلامت نیازمند یک سیسـتم هدفمند و ناظر بر کیفیت خدمات است. در صنایع مختلف، اعتباربخشی به عنوان نماد کیفیت شناخته میشود که از طریق آن، سازمان به استانداردهای عملکردی مشخصی دست مییابد و فرصتی برای سازمان مهیا میشود که عملیات خود را در برابر استانداردهای ملی یا بین المللی ارتقا دهد.
با عنایت به تأثیر مدیران اجرایی هر سازمان در اداره و اخذ تصمیمگیریهای سازمانی، مدیران و دیدگاه اجرایی آنان به استانداردها، نقش بهسزایی در روند اجرایی این فرآیند خواهد داشت. لذا در بخشی از مطالعهای که با هدف «تدوین چارچوب اعتباربخش برای درمانگاههای مستقل نظامی» انجام شد، پس از انتخاب اولیه 95 استاندارد از طریق مرور نظامند، لازم بود تا نظرات مدیران باسابقه کاری مرتبط (میانگین سابقه کار 14.5 سال) در خصوص ضرورت هر یک از استانداردها اخذ گردد. همه افراد مشارکت کننده در این قسمت، مدیران ستادی یا مدیران ارشد درمانگاههای مستقل نظامی بودند.
از میان 95 گویه 57 گویه مورد توافق متخصصین قرار گرفت. تیم پژوهشگر گویههای «تایید نشده» را نیز مورد بررسی قرار دادند. با وجود اینکه هدف از مطالعه و فلسفه اعتباربخشی به صراحت برای افراد مشارکت کننده شرح داده شده بود ولی با این حال استانداردهایی در نظرخواهی رد شده بودند که به مقولات مهم و ارزشمندی مانند آموزش و بررسی وضعیت سلامت افراد تحت پوشش درمانگاهها اشاره داشتند. از گویههای حذف شده میتوان به این موارد اشاره کرد. «در درمانگاه در بازههای زمانی مختلف کلاسهای آموزشی متناسب با بیماریهای شایع منطقه برای بیماران مزمن و دائمیبرگزار میگردد.»؛ «درمانگاه گزارش بیماریهای واگیر و غیر واگیر مشخصشده توسط سازمانهای بالادست را بهموقع گزارش میکند.»؛ «در درمانگاه بستههای آموزشی عمومیمتناسب با تخصصهای موجود و بیماریهای شایع منطقه تهیهشده است (تصاویر، پمفلت،....).» و «شواهد نشان میدهد که اطلاعات مربوط به کیفیت و ایمنی بیمار در این درمانگاه ثبت، تحلیل و در اختیار مسئولین مربوطه قرار گرفته و برای بهبود مستمر استفاده میشود.»
به طور کلی، تئوریهای مربوط به عملکرد سازمانها که مبتنی بر «رویکرد سازمان محور» هستند تأیید میکنند که ویژگیها و نگاه افراد در خطوط تولید مختلف و یا سازمانهای مختلف میتواند بر میزان و کیفیت تولید سازمان اثرگذار باشد[3]. به عبارت دیگر این گروه از مطالعات بیان میکنند که سازمانهای مشابه با مدیران متفاوت میتوانند نتایج متفاوت به دست آورند که ناشی از ویژگیهای فکری و شخصی مدیران است.
نتایج مطالعه ما نشان داد که توافق افراد در مورد استانداردهایی که برای ارتقا و سلامتمحوری جامعه تحت پوشش مهم هستند پایین است و این یعنی از نظر این افراد این استانداردها اهمیت کم تری دارند. در حالی که مجموعه اقدامات این مدیران در مراکز خود، سمت و سوی خدمات مراکز درمانی تحت مدیریت آنها را مشخص میکند 4 و ترکیب این دو در بلند مدت میتواند سلامت افراد تحت پوشش مراکز را تحت تأثیر قرار دهد.
تأمین منابع کشور در حال و آینده منوط به پیاده سازی طرحها و برنامههای دقیق راهبردی بر اساس یک دوراندیشی، آیندهنگری و روشنبینی عمیق است. به طور خلاصه اگر استراتژی کلان یک سازمان سلامت محور شدن اقدامات مراکز وابسته باشد، لازم است تا دیدگاه مدیران میانی به واسطه آموزشهای لازم تصحیح گردد و بدین وسیله سلامت افراد تحت پوشش ارتقا یابد.
Safdari, R. and Z. Meidani (2007). "Health Services Accreditation Standards for information management in Canada, New Zealand and USA: a comparative study." Qazvin Uni Med Sci 11(1): 73-78.
Gray, S. and S. Bayyenat (2021). "Accreditation framework for military independent clinical centers in Iran." Hospital 19(4): 65-76.
Bloom, N., & Van Reenen, J. (2007). Measuring and explaining management practices across firms and countries. The quarterly journal of Economics, 122(4), 1351-1408.
مهدیان و ترکاشوند. (1399). تبیینِ نظاممندِ اندیشهی دفاعی مقام معظم فرماندهی کل قوا (حفظالله تعالی). فصلنامه مدیریت نظامی, 20(80), 1-30
مسلم محسن بیگی، محمد زارع زاده، خدیجه نصیریانی، محمد رنجبر، محمدرضا وفایی نسب،
دوره 21، شماره 1 - ( 3-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: با وجود چالشهای متعدد، مشارکت عمومی-خصوصی در بیمارستانها به عنوان یکی از جذابترین بسترهای سرمایهگذاری برای بخش خصوصی شناخته میشود. پژوهش حاضر با هدف تبیین چالشهای مشارکت بخش خصوصی با بیمارستانهای دولتی با استفاده از مدل مشارکت دولتی- خصوصی در بیمارستانهای دولتی شهر یزد انجام گرفت.
مواد و روشها: پژوهش کیفی حاضر در سال 1400 انجام شد. دیدگاه 15 نفر از اعضای هیئتعلمی، روسا، مدیران و کارشناسان عملیاتی در خصوص مشارکت بخشهای خصوصی و امور مرتبط با واگذاری و انعقاد قراردادها و طرفین بخش خصوصی از طریق راهنمای مصاحبه کیفی نیمه ساختاریافته استخراج و با روش تحلیل محتوا در سه مرحله کدگذاری تحلیل شد.
نتایج: در مجموع 10 طبقه اصلی شامل مشکلات اقتصادی و سیاستگذاری، آمادگی ناکافی نیروی انسانی، کمبود مرجع پشتیبان، ضعف قوانین در زمینه مشارکت، کمبود دانش و تجربه در مدیران در زمینه مشارکت، کمبود شفافیت مالی، تعارض منافع، ضعف هماهنگی، کمبود آمادگی فرهنگی و اعتمادسازی و کمبود برنامه و نظارت در زمینه مشارکت و 28 زیر طبقه استخراج شد.
نتیجهگیری: چالشهای مرتبط با مسائل سیاستی و عدم ثبات ناشی از آن، ناهماهنگی واحدهای مختلف، عدم آمادگی نیروی انسانی و جزئیات قرارداد در بهکارگیری مدلهای مختلف مشارکت عمومی خصوصی در بیمارستانها وجود داشته که در این زمینه استفاده از رویههای یکسان، شفافسازی شرایط و الزامات بخش خصوصی جهت مشارکت و تدوین قوانین و قراردادهای عاری از هرگونه کاستی و ضعف که به زیانبخش دولتی منجر شود توصیه میگردد.
سید احمد احمدی، سید محمدمهدی پاک نژاد ریزی، پوران رئیسی،
دوره 21، شماره 2 - ( 6-1401 )
چکیده
مقدمه: گردشگری سلامت شکل جدیدی از صنعت گردشگری است که با هدف حفظ بهبودی و به دست آوردن مجدد سلامتی جسمی و روانی انجام میگیرد و در سالهای اخیر به طور فزایندهای رشد پیدا کرده است. بر این اساس پژوهش حاضر با هدف بررسی عوامل مؤثر بر بازاریابی گردشگری سلامت در بیمارستانهای تابعه دانشگاه علوم پزشکی ایران صورت گرفت.
مواد و روشها: پژوهش حاضر تحلیلی_توصیفی بوده و در مقطعی از سال 1400 انجام شد. جامعه پژوهش شامل تمامی روسا، مدیران، مترونها، مسئولین کیفیت و مسئولین واحد بیماران بینالملل بیمارستانهای دولتی و خصوصی تابعه دانشگاه علوم پزشکی ایران به تعداد 270 نفر بودند. ابزار جمعآوری دادهها پرسشنامه محقق ساخته با دو بخش ویژگیهای جمعیت شناختی و عاملهای مربوط به بازاریابی گردشگری سلامت بود که روایی و پایایی آن مورد تائید قرار گرفت. دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه 23 مورد تحلیل قرار گرفتند.
نتایج: نتایج نشان داد همه عاملهای مورد بررسی تأثیر مثبت و معناداری بر روی بازاریابی گردشگری سلامت داشتند (05/0>P-value). در این میان عاملهای افراد، شواهد فیزیکی و محصول بیشترین تأثیر و عامل ترفیع کمترین اثر را در بازاریابی گردشگری سلامت داشته است. نتایج بررسی عاملها در بین بیمارستانهای خصوصی و دولتی تابع دانشگاه علوم پزشکی ایران حاکی از تفاوت معنادار بین مؤلفههای قیمت، کانال توزیع (مکان)، ترفیع و افراد در دو نوع مرکز بود (05/0>P-value). درحالیکه بین سایر مؤلفهها (محصول، شواهد فیزیکی و فرایند) تفاوت معناداری مشاهده نشد (05/0<P-value).
نتیجهگیری: شناخت نیازهای گردشگران پزشکی و برآوردن آن نیازها، افزایش رضایت مخاطبان را به همراه خواهد داشت؛ بنابراین توجه به عوامل مؤثر در بازاریابی و تلاش در رفع کاستیهای این حوزه میتواند در جذب گردشگران سلامت و تبدیل شدن ایران به یک مقصد توریستی پزشکی بسیار مؤثر باشد.
سارا صوری، محمد غفاری، حسین شیرازی، سید حمید خدادادحسینی،
دوره 21، شماره 3 - ( 9-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: رفتار شهروندی برند یکی از مفاهیم جدید در حوزه برندسازی با تاکید بر نقش کارکنان است. این مطالعه قصد دارد تا مدلی برای توسعه رفتار شهروندی برند، به نحوی که با فضای بومی گردشگری پزشکی ایران سازگار باشد ارائه کند.
مواد و روشها: راهبرد پژوهش حاضرکیفی، مبتنی بر روش داده بنیاد نظاممند است. دادههای مورد نیاز از طریق مصاحبه نیمهساختار یافته با 16 نفر از افراد صاحبنظر در رابطه با گردشگری پزشکی و خبرگان دانشگاهی با روش نمونهگیری قضاوتی، گلوله برفی و در دسترس و با رعایت قاعده اشباع گردآوری شد. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از مدل اشتراوس و کوربین و در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام شد.
نتایج: رفتارشهروندی برند در نتیجه وجود شرایط علی شامل عوامل مربوط به کارکنان، سازمان و گردشگر ایجاد میشود و از طریق راهبردهای پشتیبانی منابع انسانی و برنامهریزی جامع بازاریابی و برندسازی با تاثیرپذیری از عوامل مداخلهگر شامل ساختار سازمانی، عملکرد مدیریت، ویژگیهای صنعت درمان، عوامل محیطی، سابقه شغلی و کیفیت زندگی شخصی در بستر سرمایه اجتماعی سازمان، عدالت سازمانی، کیفیت زندگی کاری، جو رقابتی محیط کار، مسئولیت اجتماعی سازمان اجرایی میشود و به پیامدهای مرتبط به گردشگر، سازمان، کارکنان و فراسازمان میانجامد.
نتیجهگیری: مدل حاصل از این پژوهش بیانگر تاثیرگذاری عوامل متعدد در شکلگیری رفتار شهروندی برند کارکنان حوزه درمان میباشد که در صورت مورد توجه واقع شدن از سوی مدیران منجر به رضایت و جذب گردشگران و کسب مزیت رقابتی خواهد شد.
نوشین کهن، فاطمه کشمیری، روح اله عسکری،
دوره 21، شماره 3 - ( 9-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: انتظار میرود دانشآموختگان مدیریت خدمات بهداشتی و درمانی، شایستگیهای لازم را جهت ایفای پستهای مختلف مدیریتی و اداری داشته باشند. این مطالعه با هدف طراحی و تدوین چهارچوب ارزشیابی دانشجویان بر اساس استانداردهای آموزشی در دوره کارآموزی، انجام پذیرفته است.
مواد و روشها: مطالعه حاضر در چهار فاز انجام شده است: در فاز اول به منظور شناسایی مشکل و نیازسنجی، به بررسی کوریکولوم و سرفصلهای موجود و همچنین مطالعات انجام شده در این زمینه پرداخته شده است. در فاز دوم، از دیدگاه ذینفعان بهمنظور تکمیل و اصلاح چهارچوب اولیه استفاده شده است. در فاز سوم، کاربرگ های ثبت فعالیتهای یادگیری کارآموزی برای دانشجویان تهیه و چکلیستی از اهداف آموزشی و یادگیری، مهارتهای فردی و مدیریتی و مهارتهای توسعه صلاحیتهای حرفهای تدوین شده است؛ و در نهایت از پانل تخصصی برای تعیین نوع آزمونهای تکوینی و پایانی استفاده شده است.
نتایج: مشکلات و چالشهای کارآموزیها در 4 حیطه قابل بررسی میباشد: برنامهریزی نامناسب دوره، دانشکده، گروه - اساتید و بیمارستان. در طراحی ابزار ارزشیابی نیز، 9 معیار مدنظر قرار گرفته است؛ و از آزمونهای طراحی شده در چهارچوب تدوینی به عنوان آزمونهای تکوینی و از آزمونهای استدلالی به عنوان آزمونهای پایانی استفاده شده است.
نتیجهگیری: چهارچوب تدوین شده میتواند بهعنوان ابزاری معتبر و جامع برای ارزیابی صلاحیت و توانمندیهای عملی دانشجویان مدیریت خدمات بهداشتی و درمانی در طول دوره کارآموزی مورد استفاده قرار گیرد.
محمد زارع زاده، اشکان امرایی، محمد صادق ابوالحسنی،
دوره 21، شماره 4 - ( 11-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: این پژوهش با هدف تعیین ارتباط میان اجرای برنامه استراتژیک با عملکرد بیمارستان انجام شد. اهمیت آگـاهی از عوامـل مؤثر بر اجرای برنامهریزی اسـتراتژیک و شناسایی آن منجر به برنامهریزی بهتر و اجرای درسـت فرآیند برنامهریزی استراتژیک میشود.
مواد و روشها: پژوهش حاضر یک پژوهش توصیفی تحلیلی، از نظر زمان مقطعی و از نظر نتایج کاربردی میباشد و در سال 1398 انجام گرفته است. جامعه پژوهش تمام افرادی هستند که در تألیف برنامه استراتژیک نقش داشتهاند این پژوهش از سرشماری استفاده کرده است که در صد بالایی از جامعه آماری پرسشنامه را پرکردهاند. پس از جمعآوری دادهها اطلاعات وارد نرمافزار شد و برای تجزیهوتحلیل دادهها از نرمافزار SPSS ویرایش 16 استفاده شده است.
نتایج: رابطه بین اجرای برنامه استراتژیک و عملکرد بیمارستان مستقیم و قوی است. در بین تمام بخشهای برنامه استراتژیک، مدیریت مشتریان نقش مهمتری نسبت به سایر بخشهای برنامه استراتژیک در بهبود عملکرد بیمارستان دارد.
نتیجهگیری: برای داشتن بیمارستانی با عملکرد مطلوب نیازمند برنامهریزی استراتژیک دقیق هستیم که این برنامه باید با دقت و نظارت مناسب اجرا شود تا بتواند ما را به عملکرد مطلوب برساند.
ناصر سیف الهی، سیدعلی نقوی،
دوره 21، شماره 4 - ( 11-1401 )
چکیده
مقدمه و هدف: اﻣﺮوزه ﺑﺎزار ﮔﺮدﺷﮕﺮی ﭘﺰﺷﻜﻲ ﺑﻪﻋﻨﻮان ﻳﻜﻲ از ﺻﻨﺎﻳﻊ درآﻣﺪزا و رﻗﺎﺑﺘﻲ در دﻧﻴﺎ ﻣﻄﺮح ﺷﺪه و از ﺣﻮزهﻫﺎی ﻧﻮﻳﻦ ﮔﺮدﺷﮕﺮی ﭘﻴﺸﺮﻓﺘﻪ اﺳﺖ. یﮑﯽ از روشﻫﺎی اﻓﺰایﺶ ﺟﺬب ﮔﺮدﺷﮕﺮ و ﺗأﺛﯿﺮﮔﺬاری ﺑﺮ ﺗﺼﻤﯿﻢﮔﯿﺮی ﮔﺮدﺷﮕﺮان ﺑﺮای اﻧﺘﺨﺎب ﻣﻘﺼﺪ، ﺗﺒﻠﯿﻐﺎت اﺳﺖ. اﻳﻦ ﭘﮋوﻫﺶ ﺑﺎ ﻫﺪف، شبیهسازی تأثیر تبلیغات بر جذب گردشگران پزشکی در ﺑﻴﻤﺎرﺳﺘﺎنﻫﺎی شهر یزد اﻧﺠﺎم ﮔﺮﻓﺖ.
مواد و روشها: پژوهش حاضر از نوع هدف، کاربردی و از نظر روششناسی در دسته تحقیقات توصیفی - تحلیلی قرار دارد. جامعه آماری پژوهش را استادان دانشگاه و متخصصان صاحبنظر در حوزه گردشگری پزشکی، مدیران بیمارستانها و مراکز درمانی در شهر یزد تشکیل داد. برای نمونهگیری از روش گلوله برفی استفاده شد. گردآوری اطلاعات از طریق مرور متون، پرسشنامه و مصاحبه نیمه ساختاریافته با خبرگان انجام شد. برای تحلیل دادهها از رویکرد تلفیقی و نوآورانهی مدلسازی عامل محور و روش تاگوچی بهره گرفته شد و نرمافزارهای مورد استفاده اَنیلاجیک و مینیتب بود.
نتایج: نتایج پژوهش حاصل از اجرای سناریوها نشان داد که از بین ابزارهای تبلیغات، میزان تأثیرگذاری تبلیغات اینترنتی از سایر ابزارها بیشتر است و تبلیغات تلویزیونی، مجلات تخصصی گردشگری و سمینار و کنفرانسها در رتبههای بعدی تأثیرگذاری قرار دارند. بهعنوان خروجی نهایی پژوهش، بررسی اثرات اصلی مربوط به هر ابزار تبلیغاتی منجر به شناسایی سطح مناسب هریک از ابزارها و ارائه مطلوبترین سناریو مبتنی بر برنامه تبلیغاتی بیمارستانهای شهر یزد شد.
نتیجهگیری: با توجه به آنکه از بین ابزارهای تبلیغاتی، تبلیغات اینترنتی بیشترین میزان تأثیرگذاری بر جذب گردشگر پزشکی دارد، مدیریت بیمارستانها برای جذب بیشتر گردشگران در حوزه پزشکی، باید بر تبلیغات اینترنتی تأکید ویژه داشته باشند تا از این طریق اطلاعات بیشتری در اختیار گردشگران قرار گیرد و تقاضا برای گردشگری پزشکی افزایش یابد.
حسن نیرومند سعداباد، علی وفایی نجار، الهه هوشمند، جمشید جمالی، زهرا کیوانلو، مهدی دهنوی،
دوره 21، شماره 4 - ( 11-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به نقش مهم پزشکان در تحقق استانداردهای اعتباربخشی و ضرورت جلب مشارکت پزشکان در این فرایند، این مطالعه بهمنظور شناسایی دیدگاه پزشکان در خصوص چالشهای مشارکت در برنامههای اعتباربخشی در بیمارستانهای تأمین اجتماعی شهر مشهد انجام شده است.
مواد و روشها: این مطالعه یک پژوهش توصیفی_ تحلیلی است که بهصورت مقطعی در سال 1400 با استفاده از پرسشنامه استاندارد طراحی شده که روایی و پایایی آن تائید شده بود، در دو بیمارستان متعلق به سازمان تأمین اجتماعی شهر مشهد انجام گردید. شرکتکنندگان 56 نفر از پزشکان شاغل تماموقت با حداقل یک سال تجربه کاری در بیمارستان بودند. تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه 26 انجام شد.
نتایج: در بین چالشهای مشارکت پزشکان در برنامههای اعتباربخشی ابعاد سازوکار انگیزشی (63/0±96/3)، تأمین منابع مناسب جهت اجرای اعتباربخشی (78/0±83/3)، برنامههای توانمندسازی پزشکان (73/0±78/3) و نقش دفتر بهبود کیفیت در جلب مشارکت پزشکان (74/0±75/3) از دیدگاه پزشکان مهمتر بود و ابعاد مطالبه گری بیماران (75/0±90/2) و ابهام در نقش (96/0±77/2)، اهمیت کمتری از نظر آنها داشت.
نتیجهگیری: جهت موفقیت در برنامه اعتباربخشی مدیران لازم است به سازوکارهای انگیزشی توجه بیشتری داشته باشند و منابع مناسب را با توجه به استانداردها تأمین نمایند، جهت توانمندسازی پزشکان در اجرای استانداردهای اعتباربخشی و همچنین فعالتر بودن دفاتر بهبود کیفیت برای تعامل با پزشکان و جلب مشارکت آنان برنامهریزی نمایند.
روح اله حسینی، انیس جوانمرد،
دوره 22، شماره 1 - ( 3-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: تحقق اهداف و توسعه خدمات بیمارستان منوط به شایستگی و مدیریت بهینه است. مدیرانی شایسته خواهند بود که بتوانند در ایفای نقشهای مدیریتی موفق عمل کنند. ایفای نقشها، مدیریت را در جهت کارآمدی، اداره و راهبری بهینه بیمارستان پشتیبانی میکند. هدف از مطالعه حاضر، ارزیابی و اولویتبندی نقشهای مدیریت در بیمارستان از دیدگاه صاحبنظران است.
مواد و روشها: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از رویکرد توصیفی تحلیلی برخوردار است. نمونه آماری پژوهش، شامل 65 نفر از صاحبنظران بیمارستان امام خمینی (ره) الشتر بودند که بر اساس روش نمونهگیری گلوله برفی و انتخابی شناسایی شدند. در این مطالعه از پرسشنامه ماتریسی خودساخته که روایی آن از منظر خبرگان تائید شده است برای گرداوری دادهها استفاده شد. جهت تحلیل دادهها از تکنیک تاپسیس استفاده شد. در این مطالعه پنج معیار و سه نقش اصلی که شامل 10 نقش فرعی میباشند شناسایی شد.
نتایج: تحلیل دادهها نشان داد که ارتقای تعهد سازمانی با درصد اهمیت (%2/23) با اهمیتترین معیار و سپس معیارهای بهبود سازمانی (%9/20)، هماهنگی و انسجام (%4/19)، ارتقای انگیزه شغلی کارکنان (%7/18) و ارتقای بهرهوری عملکرد (%4/18) به ترتیب به عنوان شاخصهای مؤثر در رتبهبندی قرار دارند. همچنین نقش فرعی ناظر تحلیلگر (926/0) بهعنوان مهمترین نقش در بین نقشهای فرعی مدیریت در بیمارستان معرفی شد.
نتیجهگیری: با توجه به اینکه نقش تصمیمگیری مهمترین نقش معرفی شد و همچنین تبعات تصمیمات بر حال و آینده بیمارستان، لازم است مدیریت بیمارستان در ایفای نقش تصمیمگیری به منظور اتخاذ تصمیمات بهینه توجه و اهمیت بیشتری معطوف نماید.
حسین رحیمی کلور، سیدعلی نقوی،
دوره 22، شماره 1 - ( 3-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: چابکی یک بیمارستان نشاندهندهی پاسخگویی آن در هنگام مواجهه با تغییرات داخلی و خارجی است و عامل مهمی برای اثربخشی بیمارستان است. بر این اساس، پژوهش حاضر ﺑﺎ ﻫﺪف اراﺋﻪ ﻣﺪﻟﯽ ﻋﺎﻣﻞ مبنا ﮐﻪ ﺑﺘﻮاﻧﺪ ﺑﺎ در نظر گرفتن ﻋﻮاﻣﻞ مؤثر، توسعه چابکی سازمانی در بیمارستانهای استان اردبیل را شبیهسازی ﮐﻨﺪ، انجام گرفت.
مواد و روشها: ایﻦ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ از ﻧﻈﺮ ﻫﺪف یﮏ ﭘﮋوﻫﺶ اﮐﺘﺸﺎﻓﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺎ روش ﭘﮋوﻫﺶ آﻣﯿﺨﺘﻪ و ﻣﺒﺘﻨﯽ ﺑﺮ اﺳﺘﺪﻻل ﻗﯿﺎﺳﯽ ـ اﺳﺘﻘﺮایﯽ صورت ﮔﺮﻓﺘﻪ اﺳﺖ. نمونه آﻣﺎری ﭘﮋوﻫﺶ ﺷﺎﻣﻞ 10 ﻧﻔﺮ از ﺧﺒﺮﮔﺎن ﻧﻈﺮی و ﺧﺒﺮﮔﺎن ﺗﺠﺮﺑﯽ بود. ﻧﻤﻮﻧﻪﮔﯿﺮی ﺑﻪ روش ﻏﯿﺮاﺣﺘﻤﺎﻟﯽ و ﺑﻪﺻﻮرت ﻫﺪﻓﻤﻨﺪ ﺑﻮده و اﺑﺰار ﮔﺮدآوری دادهﻫﺎ، ﻣﺼﺎﺣﺒﻪ و ﭘﺮﺳﺸﻨﺎﻣﻪ بود. در ﺑﺨﺶ ﮐﯿﻔﯽ ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده روش ﺗﺤﻠﯿﻞ تم ﺑﻪ ﺷﻨﺎﺳﺎیﯽ عوامل مؤثر بر چابکی سازمانی ﭘﺮداﺧﺘﻪ ﺷﺪ. ﺳﭙﺲ در بخش کمی عوامل مؤثر شناسایی شده ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از روش دلفی فازی اولویتبندی شد. در نهایت ﻣﺪل توسعه چابکی سازمانی ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از رویﮑﺮد ﻣﺪلﺳﺎزی ﻋﺎﻣﻞ مبنا شبیهسازی شده است.
نتایج: بر اساس نتایج پژوهش 50 کد اولیه، 15 تم فرعی و 5 تم اصلی احصا شد. نتایج نشان داد که از بین عوامل مؤثر بر چابکی سازمانی، میزان تأثیرگذاری مدیریت سازمان از سایر عوامل بیشتر است. همچنین خروجی ﺷﺒﯿﻪﺳﺎزی نشان داد، ﻣﺪل اراﺋﻪﺷﺪه ﻣﯽﺗﻮاﻧﺪ ﺑـﺮآورد ﻣﻨﺎﺳـﺒﯽ از آﺗﯿـﻪ توسعه چابکی سازمانی در بیمارستانهای استان اردبیل را اراﺋﻪ دهد.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج پژوهش، توصیه میشود مدیران بیمارستانها برای توسعه چابکی سازمانی، توجه ویژهای روی عوامل مؤثر شناسایی شده داشته باشند.
عیسی نیازی، فاطمه چورلی،
دوره 22، شماره 2 - ( 6-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: در شرایط تغییر محیط خارجی به منظور تثبیت برتری رقابتی، سازمان باید به تجدید منابع با ارزش خود بپردازد. تواناییهای پویا برای سازمانها این امکان را فراهم میآورند تا بر این تغییرات مداوم تاثیرگذار باشند. در واقع، تواناییهای پویا منجر به جهتگیری رفتاری پایدار سازمان در یکپارچه سازی، صورتبندی مجدد، تجدید و بازسازی منابع و قابلیتهای خود و بویژه منجر به بهبود و نوسازی قابلیتهای مرکزی در پاسخ به محیط متغیر برای نائل شدن به مزیت رقابتی پایدار میگردد. این مطالعه به بررسی تأثیر تواناییهای پویا در همکاری سازنده و عملکرد زنجیره تأمین در مراکز درمانی پرداخته است.
مواد و روشها: این مطالعه از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی – پیمایشی بوده و جامعه آماری تحقیق، کارکنان بیمارستان آیتالله طالقانی گنبدکاووس میباشند. همچنین پرسشنامه تحقیق از مطالعه ماندال (2022) بر گرفته شده است. جهت سنجش روایی پرسشنامه از روش همگرایی و واگرایی و برای تعیین پایایی پرسشنامه از روش محاسبه آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی استفاده و مورد تأیید قرار گرفته است. به منظور تجزیهوتحلیل دادهها از روش تحلیل معادلات ساختاری و نرمافزار اسمارت پیالاس استفاده گردید.
نتایج: نتایج حاصل از تحلیل دادهها نشان داد که بین یادگیری، هماهنگی و ادغام بیمارستان و همکاری سازنده رابطه معنیداری وجود دارد ولی بین دیدگاه حساسیت و همکاری سازنده رابطه معنیداری وجود ندارد و همچنین بین همکاری سازنده و عملکرد زنجیره تأمین نظام سلامت رابطه معنیداری وجود دارد و جهتگیری فنآوری رابطه بین دیدگاه حساسیت و یادگیری با همکاری سازنده را تعدیل نمیکند، اما رابطه بین دیدگاه هماهنگی و ادغام با همکاری سازنده را تعدیل میکند.
نتیجهگیری: بهبود همکاری مشترک در بخشهای مختلف بیمارستان، کاهش ریسک خطای پزشکی، بهبود کیفیت خدمات و ارتقا جایگاه حرفهای پرسنل از جمله پیامدهای ارزیابی عملکرد زنجیره تأمین پایدار بیمارستانها بود.
رضا پیرایش، حامد رستگارنیا، فاطمه علیلو،
دوره 22، شماره 2 - ( 6-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: خلاقیت کارکنان، مؤلفهای کلیدی برای دستیابی به مزیت رقابتی پایدار در سازمانهای خصوصی و عمومی میباشد. از اینرو، هدف این مطالعه بررسی تأثیر سبکهای رهبری و رفتار بازخوردی بر رشد خلاقیت کارکنان با نقش متغیر میانجی مکانیزم ارتباطی در بین کارکنان درمانگاههای دولتی است.
مواد و روشها: این مطالعه از نظر هدف کاربردی و بر اساس ماهیت توصیفی – پیمایشی است. جمعآوری دادهها از طریق مشاهده میدانی، توزیع پرسشنامه و مطالعات کتابخانهای مرتبط با متغیرهای پژوهش انجام شده است. جامعهی آماری این پژوهش شامل کلیه کارکنان درمانگاههای دولتی شهر زنجان میباشد. با استفاده از فرمول کوکران تعداد اعضای نمونه با دقت برآورد 5 درصد، از 209 نفر جامعهی آماری، ۱۳۵ نفر به صورت تصادفی انتخاب شده و پرسشنامهها بین آنها توزیع و تکمیل شد. دادههای جمعآوریشده توسط پرسشنامه با استفاده از روش مدلسازی معادلات ساختاری و نرمافزارهای PLS و SPSS تجزیهوتحلیل شده است.
نتایج: رفتار بازخوردی با ضریب ۲۵۶/۰، سبکهای رهبری با ضریب ۵۴۳/۰ و مکانیزم ارتباطی با ضریب ۱۲۶/۰ بر خلاقیت کارکنان و همچنین رفتار بازخوردی با ضریب ۲۶۷/۰ و سبکهای رهبری با ضریب ۳۴۸/۰ بر مکانیزم ارتباطی تأثیر معناداری دارد. همچنین نتایج نشان داد که مکانیزم ارتباطی با ضریب ۰۴۴/۰ در مسیر سبکهای رهبری و رشد خلاقیت کارکنان و با ضریب ۰۳۴/۰ در مسیر رفتار بازخوردی بر رشد خلاقیت کارکنان توانست میانجیگری و تأثیر معناداری را ایجاد نماید.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج بهدست آمده از تحقیق سبکهای رهبری و رفتار بازخوردی بر رشد خلاقیت کارکنان با نقش میانجی مکانیزم ارتباطی تأثیر معناداری دارد. مدیران سازمانها بایستی از عوامل ذکر شده در جهت رشد خلاقیت کارکنان خود، استفاده نمایند.
امیر فاضل، بهنام کرمشاهی، آزین هرندی،
دوره 22، شماره 3 - ( 9-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه بکارگیری تکنیکهای حسابداری مدیریت راهبردی در فضای سازمانها به سرعت در حال گسترش میباشند. با این وجود پیادهسازی این تکنیکها و بررسی متغیرهای تأثیرگذار بر آنها در بیمارستانها ناشناخته باقیمانده است. بر این اساس هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر شبکه سازی حسابداران بر بکارگیری تکنیکهای حسابداری مدیریت راهبردی با توجه به نقش سیستمهای اطلاعات بیمارستانی و فرهنگ سازمانی است.
مواد و روشها: این تحقیق از نوع توصیفی- همبستگی است. ابزار پژوهش پرسشنامهای 43 سؤالی است که روایی و پایایی آن مورد تائید قرار گرفت. جامعه آماری تحقیق، کلیه کارکنان و حسابداران بخش مالی و حسابداری بیمارستانهای شهر کرمان است که تعداد این افراد 141 نفر به دست آمد. از سرشماری برای تکمیل پرسشنامه استفاده شد که نهایتا تعداد 139 پرسشنامه برگشت شد. به منظور آزمون الگوی تحقیق، از مدلسازی معادلات ساختاری و نرمافزار Smart PLS 3 استفاده شد.
نتایج: شاخصهای آماری برازش مناسب مدل (738/0GOF=) را تائید نمودند. شبکه سازی حسابداران، سیستم اطلاعات بیمارستانی و فرهنگ نتیجه گرا تأثیر مثبت بر بکارگیری تکنیکهای حسابداری مدیریت راهبردی دارند، اما فرهنگ نوآورانه هیچگونه تأثیری ندارد. همچنین سیستم اطلاعات بیمارستانی و فرهنگ نتیجه گرا بر رابطه بین شبکه سازی حسابداران و پیاده سازی تکنیکهای حسابداری مدیریت راهبردی دارای اثر تعدیلی مثبت بوده، اما فرهنگ نوآورانه هیچگونه اثر تعدیلی بر این رابطه ندارد.
نتیجهگیری: این پژوهش به گسترش تکنیکهای حسابداری مدیریت راهبردی در بیمارستان کمک نموده و اهمیت عوامل اثرگذار بر آن را روشن می سازد. بیمارستانها بایستی این تکنیکها را به کارگیرند و در عین حال به عوامل تأثیرگذار بر آن نیز توجه کافی نمایند.
سعیده افشاری، شقایق وحدت، ایروان مسعودی اصل، سمیه حسام،
دوره 22، شماره 4 - ( 11-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به اهمیت منابع انسانی شایسته در پیشرفت سازمانی عصر حاضر، سازمانها، ضمن سعی در انتخاب و جذب نیروهای کارا، درصددند توانمندیهای آنان را ارتقا دهند؛ لذا تفکر شایستهسالاری، یکی از دغدغههای سازمانهای امروزی است.
مواد و روشها: مطالعهی حاضر از نوع کیفی است که با روش تحلیل محتوا در سال 1399 انجام شد. جامعه آماری مطالعه افراد کلیدی تصمیمگیرنده و سیاستگذار در سازمانهای موفق و مطرح کشور در جانشین پروری و دارای مطالعات معتبر همچون سپاه و بانکداری بودند. مشارکتکنندگان در این پژوهش 15 نفر از خبرگان بودند که به صورت هدفمند و گلوله برفی مطالعه شدند و نمونهگیری تا رسیدن دادهها به حد اشباع ادامه پیدا کرد. دادهها از طریق مصاحبهی ساختاریافته جمعآوری و تحلیل و کدگذاری آنها با کمک نرمافزار 11 MAXQDA انجام شد.
نتایج: با توجه به بررسیها، یافتهها در پنج موضوع اصلی: اهداف استراتژیک و تحلیل نیازها در یک راستا، ارتباطات راهبردی و ساختار سازمانی، استعدادیابی و توانمندسازی، توسعه و تعالی شایستگان و پایش برنامههای جانشین پروری و 13 درونمایه فرعی استخراج گردید.
نتیجهگیری: پیشنهاد میگردد سازمانها و مدیران حمایت و تعهد همهجانبه در اجرای برنامه جانشین پروری را به کار بگیرند تا منجر به بهبود تصمیمات و سیاستهای سازمانی گردد و افراد توانمند و شایسته در پستهای کلیدی و مهم به کار گرفته شوند. همچنین به دنبال آن افزایش کیفیت کاری، افزایش انگیزه پرسنل، کاهش اتلاف منابع و ارتقای مسیر کاری کارکنان حاصل گردد.
سید مسعود موسوی، سجاد بهاری نیا، آیسا مردانی، نجمه باقیان،
دوره 22، شماره 4 - ( 11-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: تعهد سازمانی پرستاران به عنوان یکی از مهمترین جنبههای کارکنان بیمارستان تحت تأثیر عوامل زیادی از جمله دلبستگی شغلی است که باعث ایجاد احساس انگیزه و تعهد در آنها و افزایش کیفیت خدمات میشود. در این پژوهش به بررسی ارتباط بین تعهد سازمانی و دلبستگی شغلی در پرستاران شاغل در بیمارستانهای آموزشی منتخب دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد در سال 1401 پرداخته شده است.
مواد و روشها: این مطالعه توصیفی و تحلیلی بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه پرستاران بیمارستان شهید صدوقی یزد بود که بر اساس فرمول کوکران 298 نفر مورد بررسی قرار گرفتند. گردآوری دادهها با پرسشنامههای شغلی ادواردز و کیلپاتریک (1984) و تعهد سازمانی آلن و مییر (1990) انجام شد. دادهها با استفاده از آزمون مجذور کای و با نرم افزار SPSS نسخه 21 و همچنین نرم افزار معادلات ساختاری لیزرل تجزیهوتحلیل شدند.
نتایج: %17/43 پرستاران از شغل خود راضی بودند و %17/40 دارای تعهد سازمانی بودند. یافتهها نشان داد بین دلبستگی شغلی و تعهد سازمانی ارتباط معنیداری وجود داشت (P<0.001). میانگین نمره بعد عاطفی (76/0 ± 75/3)، بعد مستمر (26/0 ±97/3)، بعد تکلیفی (36/0 ± 65/3) و دلبستگی شغلی (93/0 ± 74/3) به دست آمده است.
نتیجهگیری: با در نظر گرفتن رابطه معنیداری مستقیم رضایت شغلی پرستاران با فعالیت سازمانی و ارتباط مستقیم بین آنها، مدیران باید به عوامل مؤثر بر رضایت شغلی توجه داشته باشند زیرا رضایت شغلی مسئولیتپذیری کارکنان را افزایش میدهد.
عسگر آقایی هشجین، علی نعمتی، سید محمد طباطبائی جبلی، پوریا فرخی،
دوره 22، شماره 4 - ( 11-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: کشور ایران یکی از 10 کشور جهان از منظر میزبانی از جمعیت پناهندگان و مهاجران در جهان محسوب میگردد. پناهندگان و مهاجران از مهمترین گروههای آسیبپذیر در همهگیری کرونا بودند. مطالعه حاضر باهدف بررسی میزان بهره-مندی پناهندگان و مهاجران از خدمات سلامت در همهگیری کرونا در مراکز بهداشتی درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی ایران انجام گرفت.
مواد و روشها: این مطالعه نیمه تجربی در سال 1400 در شهر تهران انجام گرفت. محیط پژوهش شامل تمام شبکههای بهداشت و درمان، بیمارستانهای عمومی و تخصصی بود. دادهها از طریق بررسی اسناد و اطلاعات ثبتشده در سامانه سینا جمعآوری شدند. کل خدمات ارائهشده در چهار گروه خدمات مراقبتهای اولیه، سرپایی، اورژانس و بستری بیمارستانی دستهبندی شدند. برای تحلیل دادهها از آزمون chow و مدل Interrupted time series با استفاده از بستههای نرمافزاری Wats و Sctest با نرمافزارR نسخه4.3.0 انجام گرفت.
نتایج: با شروع همهگیری کرونا، کاهش در میزان بهرهمندی پناهندگان و مهاجران از خدمات سرپایی، اورژانس و بستری بیمارستانی معنیدار (001/0P-value<) بوده است درحالیکه این کاهش برای خدمات مراقبتهای اولیه معنیدار گزارش نشد. همچنین بعد از شروع همهگیری کرونا فقط میزان بهرهمندی از خدمات بستری (013/0P-value<) یکروند افزایشی معنیدار را نشان داد.
نتیجهگیری: با شیوع همهگیری کرونا میزان بهرهمندی پناهندگان و مهاجران از کلیه خدمات سلامت شامل مراقبتهای اولیه، سرپایی، اورژانس و بستری کاهشیافته است. پوشش بیمهای کامل پناهندگان، درمان رایگان پناهندگان کمبضاعت، افزایش آگاهی پناهندگان برای استفاده بیشتر از خدمات سلامت، کاهش موانع اجتماعی اقتصادی موجود و تسهیل تعامل بین ارائهدهندگان و پناهندگان پیشنهاد میگردد.
مهرک پورمطهری، سعاد محفوظ پور، شهرام توفیقی، شقایق وحدت، ایروان مسعودی اصل،
دوره 22، شماره 4 - ( 11-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: در حالیکه منابع سلامت بطور فزاینده با محدودیت بیشتری مواجه میشود، استفاده از خدمات تصویربرداری پزشکی به میزان معناداری افزایش یافته است. بهصورت میانگین، هزینههای مرتبط با خدمات تشخیصی حدود 10% کل مخارج سلامت را تشکیل میدهد و این مقدار مدام در حال افزایش است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی علل بهرهمندی غیرمنطقی از خدمات تصویربرداری پزشکی و ارائه راهکارهای اصلاحی اجرا شده است.
مواد و روشها: با رویکرد توصیفی- پیمایشی پژوهش، در گام اول با استفاده از رویکرد کتابخانهای مطالعات صورت گرفته در این حوزه در پایگاههای داده بینالمللی و ملی، با استفاده از کلیدواژهها در بازه زمانی 1990 تا نوامبر 2021 جستجو شد. در گام دوم با تدوین پرسشنامه، مجموعهای از مصاحبه نیمه ساختاریافته با کارشناسان و متخصصان انجام شد. برای تحلیل دادهها از رویکرد شش مرحلهای تماتیک براون و کلارک و نرمافزار MAXQDA استفاده شد.
نتایج: ابتدا 605 مطالعه شناسایی شد که در مجموع هفت مورد آنها واجد شرایط ورود به مطالعه بودند. در بخش دوم در مجموع 12 مصاحبه عمیق اجرا و در مجموع 65 کد استخراج شد که در قالب 12 تم، دستهبندی شدند. روشهای مختلفی برای کنترل بهرهمندی غیر مقتضی از خدمات تشخیصی و درمانی معرفی شدهاند، از جمله مداخلات سیاستی، پایش و ارزیابی و آموزش.
نتیجهگیری: استفاده غیر مقتضی از خدمات سلامت در اکثر کشورها چالش مهمی محسوب میشود؛ که مهمترین عوامل مؤثر شامل: پوشش ناکامل بیمهها و پرداخت از جیب بیماران، نگرانیهای حقوقی و پزشکی تدافعی و پر کردن شکاف دانشی میباشند.
محمدامین زر فروش، زینب پرتوی شایان، قاسم رجبی واسکولایی،
دوره 23، شماره 1 - ( 3-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: واحد لاندری یکی از مهمترین واحدهای پشتیبانی بیمارستان میباشد. ارتقا فرآیندها و مدیریت اصولی این واحد میتواند نقش به سزایی در مدیریت هزینهها داشته باشد. پژوهش حاضر به بررسی ابعاد مختلف واحد رختشویخانه میپردازد.
مواد و روشها: این پژوهش در بیمارستانهای آموزشی دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شده است. در ابتدا با پرسش از 20 نفر از صاحبنظران با استفاده از تکنیک دلفی فازی مهمترین معیارهای عملکرد این واحد مشخص شده و با استفاده از روش SWARA به معیارها وزن دهی شد و در نهایت با استفاده از روش VIKOR بیمارستانها رتبهبندی شدند.
نتایج: امتیاز معیارهای اصلی در واحد لاندری، "معیار عملکرد" 56%، "معیار تجهیزات و امکانات" 28% و "معیار مدیریت هزینهها" 16% حائز اهمیت بودهاند. در بین زیرمعیارها، زیرمعیار "فرآیندی" با وزن 285/0 اولویت اول، "ضوابط کلی بخش لاندری" با وزن 155/0 اولویت دوم، " ایمنی و بهداشت " با وزن 139/0 اولویت سوم و " عمومی " با وزن 081/0 اولویت چهارم را دارند.
نتیجهگیری: با توجه به اینکه زیرمعیار "فرآیندی " بیشترین اهمیت در رختشویخانه ها را دارد، پیشنهاد میشود دستورالعملهای جمعآوری، شستشو نگهداری و توزیع بهروزرسانی گردد. همچنین معیار "ضوابط کلی بخش لاندری " اولویت دوم را داشت لذا جداسازی مسیر کثیف و تمیز در واحد لاندری و ثبت آمار البسه و توزین البسه دریافتی بصورت مستمر، میتواند در مدیریت فرآیند کلی و نیز مدیریت هزینهها بسیار مؤثر باشد.
سعید مرادی، محمدرضا ربیعی مندجین، محمد محمدی،
دوره 23، شماره 1 - ( 3-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: اجرای مؤلفههای مؤثر بر شایسته گزینی و برخوردار از توانمندیهای لازم برای پستهای کلیدی و حساس و توجه به اصل شایستهسالاری در توزیع قدرت و تقسیم وظایف و مسئولیتها میان نخبگان جامعه، افزون بر آنکه در ثبات و رشد و پیشرفت کشور مؤثر است از رموز موفقیت و ماندگاری زمامداران به حساب میآید. از این رو هدف مقاله حاضر تبیین مؤلفههای مؤثر بر شایسته پروری مدیران بیمارستانهای دولتی با رویکرد سیاستهای کلی نظام سلامت می¬باشد.
مواد و روشها: روش تحقیق مورد استفاده به لحاظ هدف، توسعه¬ای؛ و از نظر روش انجام کیفی که در آن از روش تحلیل مضمون استفاده شد. جامعه آماری پژوهش کتب، مقالات، اسناد و منابع آگاه انسانی مشتمل بر خبرگان مدیریت دولتی، مدیران بیمارستانها با مدرک تحصیلی کارشناسی ارشد یا بالاتر و حداقل سابقه ده سال سابقه کاری در زمینه مدیریت بیمارستانها هستند. در تحقیق حاضر رویکرد هدفمند و روش مصاحبه نیمه ساختاریافته و ابزار تحقیق پروتکل مصاحبه با خبرگان تا رسیدن به اشباع نظری بود (16 مصاحبه).
نتایج: در مجموع 18 عامل شایسته پروری در 75 مؤلفه و 671 بُعد شناسایی شد؛ که با پیادهسازی مدل اشتراوس کوربین؛ شرایط علی عبارت از؛ رئیس، پزشکان و کارکنان. شرایط مداخلهگر نیز شامل اقتصاد، فناوری پژوهش و آموزش محسوب شدند. علاوه بر این اهداف و رسالتها، بستر سازمانی، خلاقیت، خدمات و ساختار در شرایط زمینهای در نظر گرفته شدند. عوامل مدیریت منابع انسانی، روابط عمومی و مذهب، راهبردها شناخته شد و پیامدهای حاصل، تخصص، اقتصاد دانشبنیان، بینالمللی شدن طبقهبندی شد.
نتیجهگیری: با توجه به یافته¬های پژوهش، به نظر می¬رسد جهت پیشرفت، ارتقا، تعالی بیمارستانها که در سلامت افراد جامعه دخیل هستند می¬توان با استفاده از عوامل فوق، موجب گسترش شایسته پروری مدیران، بیمارستانهای دولتی گردید.