352 نتیجه برای نوع مطالعه: مقاله ی اصیل
دکتر عبدالرحیم افخم زاده، دکتر شرمین فاتح بابامیری،
دوره 16، شماره 3 - ( 8-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: تنش شغلی بخشی از زندگی پزشکان، پرستاران و مدیران اجرایی بیمارستان ها است. ماهیت پزشکی تنش زا است و تنش بر کیفیت زندگی و سلامت آپزشکان تأثیرگذار است. این مطالعه با هدف تعیین تنش شغلی و عوامل مرتبط با آن در دستیاران تخصصی دانشگاه علوم پزشکی کردستان اجرا شد.
مواد و روش ها: در یک مطالعه مقطعی، جامعه مورد مطالعه، دستیاران تخصصی دانشگاه علوم پزشکی کردستان در سال تحصیلی 1391-1390 (سال اول تا چهارم) شامل 71 نفر دستیار رشته های داخلی، زنان و زایمان، اطفال و روانپزشکی وارد مطالعه شدند. جمع آوری اطلاعات با استفاده از پرسشنامه استاندارد تنش شغلی Osipow انجام شد. در آنالیز توصیفی، برای متغیرهای کمی، میانگین، انحراف معیار و محدوده تعیین شد و برای آزمون فرضیات از تستهای t-test ، کای دو استفاده شد.
نتایج: میانگین سنی افراد مورد مطالعه 05/3±3/32 سال بود. 39 نفر (9/54 درصد) از دستیاران مونث و 32 نفر (1/45) مذکر بودند. استرس شغلی در 3/80 درصد موارد در حد متوسط تا شدید و 7/19 درصد در حد کم تا متوسط بود. میانگین استرس شغلی در خرده مقیاس های مختلف تقریبا یکسان بود. اما استرس در حیطه مسئولیت پذیری به نسبت سایر حیطه ها بیشتر بود. متغیر جنس، رشته تخصصی و کلیه خرده مقیاسهای عوامل تنش زای شغلی با تنش رابطه داشت(05/0 P<). اما بین سن، وضعیت تاهل و سال رزیدنتی با تنش شغلی رابطه ای دیده نشد(05/0 < P).
نتیجه گیری: با توجه به اینکه اکثر دستیاران استرس متوسط را تجربه می کنند، اعمال مداخلات در مدیریت برنامه آموزشی دستیاران دانشگاه علوم پزشکی کردستان در جهت کاهش دادن استرس ها ضروری به نظر می رسد.
ایوب فیضی، احسان عظیم پور، دکتر تقی زوار،
دوره 16، شماره 3 - ( 8-1396 )
چکیده
زمینه و هدف : پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش خودارزشیابی محوری و استقلال شغلی در عملکرد شغلی پرستاران بیمارستانهای دولتی شهر سنندج انجام شد.
مواد و روشها: روش مورد استفاده در پژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی میباشد. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه پرستاران شاغل در بیمارستانهای دولتی سطح شهر سنندج در سال 1395 بود که با استفاده از روش نمونه گیری طبقهای نسبتی تصادفی تعداد 213 نفر به عنوان حجم نمونه پژوهش انتخاب شد. برای گردآوری دادهها از مقیاس عملکرد شغلی پاترسون (1990)، مقیاس خودارزشیابی محوری جاج، اریز، بنو و ثورسن(2003) و مقیاس استقلال شغلی گانستر( 1989) استفاده شد. از آزمونهای همبستگی پیرسون و تجزیه و تحلیل رگرسیون و همچنین تحلیل واریانس چند متغیری(MANOVA) استفاده شد.
نتایج: یافتهها نشان داد که میانگین و انحراف معیار خود ارزشیابی محوری به ترتیب 52/5 ± 84/43، استقلال شغلی 26/10 ± 65/42 و عملکرد شغلی 85/5 ± 81/52 بود. به طوری که میانگین خود ارزشیابی محوری و عملکرد شغلی در سطح مطلوب و استقلال شغلی در سطح متوسط قرار داشتند. همچنین بین عملکرد شغلی پرستاران رابطه معنادار وجود داشت به طوری که این متغیر قادر بود 15% از واریانس عملکرد شغلی را پیشبینی کرد. در حالی که بین استقلال شغلی و عملکرد پرستاران رابطهای یافت نشد. همچنین، پژوهش نشان داد که بین پرستاران زن و مرد از لحاظ میانگین خودارزشیابی محوری و عملکرد شغلی تفاوت معنادار وجود داشت.
نتیجه گیری: با توجه نتایج این پژوهش نشان داد که خود ارزشیابی محوری به طور معناداری با عملکرد شغلی پرستاران رابطه دارد و این متغیر قادر است عملکرد شغلی آنها را پیشبینی کند
دکتر روح الله عسکری، نعیمه کی قبادی، فاطمه جعفری ندوشن، دکتر سیما رفیعی،
دوره 16، شماره 3 - ( 8-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از اصول اساسی در مراقبت کل نگر در پرستاری توجه به معنویت و مراقبت معنوی از بیماران میباشد که به عنوان عامل مهمی در موفقیت فرایندهای مراقبتی مطرح شده است. هدف از مطالعه حاضر تعیین نگرش پرستاران نسبت به معنویت و مراقبت معنوی در بیمارستانهای وابسته به دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد در سال 1395 بود.
مواد و روش ها: مطالعه حاضر از نوع توصیفی بوده که به صورت مقطعی در سال 1395 بر روی 133 نفر از پرستاران شاغل در سه بیمارستان آموزشی منتخب دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد انجام پذیرفت. جمعآوری دادهها در این مطالعه با استفاده از پرسشنامه استاندارد SSCRS (The Spirituality and Spiritual Care Rating Scale ) انجام گرفت که دارای دو بخش معنویت شامل 15 سؤال و مراقبت معنوی شامل 8 سؤال بود. داده های بدست آمده از پژوهش با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 22 در سطح معناداری کمتر از 05/0 مورد تجزیه تحلیل قرار گرفت.
نتایج: میانگین نمره نگرش پرستاران نسبت به معنویت و مراقبت معنوی به ترتیب 89/7+15/31 و 5/5 ± 05/21 بدست آمد. میان نگرش پرستاران نسبت به معنویت و مراقبت معنوی و عواملی چون رده شغلی(03/0 p=) و جنسیت(01/0=p) تفاوت معنادار آماری مشاهده شد. در حالیکه میان نگرش آنان با سایر ابعاد سن، تحصیلات، وضعیت استخدامی و وضعیت تأهل رابطه معناداری مشاهده نشد.
نتیجه گیری: بر اساس یافتههای بدست آمده از مطالعه، نگرش پرستاران نسبت به معنویت در مقایسه با مراقبت معنوی وضعیت مطلوبتری داشت. بنابراین با وجود نگرش مثبت پرستاران نسبت به معنویات، آموزش و اطلاعرسانی بیشتر در این خصوص به آنان میتواند تاثیرات بالقوه موثری بر مراقبتهای بالینی و کیفیت درمان گذارد.
سعید محمودی، زینب غلام پور نقندر، فرهاد حبیبی نوده، حسین صفری، پروین عباسی بروجنی،
دوره 16، شماره 4 - ( 11-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: طول مدت اقامت یکی از مهمترین و کاربردی ترین شاخصهای بیمارستانی است که امروزه به طور گستردهای در تحلیل عملکرد بیمارستانها بکار گرفته می شود. پژوهش حاضر با هدف شناسایی و اولویت بندی عوامل مؤثر بر طول مدت اقامت بیمار انجام گرفت.
مواد و روش ها: پژوهش حاضر توصیفی تحلیلی بود که در سال 1393 انجام شد. جامعهی پژوهش شامل 40 نفر از مدیران پرستاری و سوپروایزرهای 13 بیمارستان منتخب آموزشی با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزار گرد آوری داده ها پرسشنامهی مقایسات زوجی بود که روایی آن با نظر کارشناسان و اساتید و با استفاده از تکنیک لاوشه و پایایی آن بر اساس نرخ ناسازگاری 01/0 مورد تأیید قرار گرفت. تحلیل داده ها نیز به کمک نرم افزار Expert Choice11 انجام گرفت.
نتایج: نتایج نشان داد به طور کلی در بیمارستانهای مورد مطالعه، عامل «روش های تشخیص، معالجه و مراقبت (کارایی درمان)» با میانگین 214/0 بالاترین اولویت و «پذیرش و ترخیص در روزهای پایانی هفته و ایام تعطیل» با میانگین 036/0 پایین ترین اولویت را نسبت به سایر عوامل اثرگذار بر طول مدت اقامت بیمار کسب کرده اند.
نتیجه گیری: کارایی درمانهای ارائه شده و استفاده از امکانات و روشهای مناسب تشخیصی و درمانی و همچنین عوامل مرتبط با نیروی انسانی بیمارستانها، هم از نظر کمی و هم از بعد کیفی بر طول اقامت بیماران تاثیرگذار بودند و نیازمند برنامه ریزی و توجه بیشتر توسط مسؤولین بیمارستانها میباشند.
دکتر حجت رحمانی، قاسم رجبی واسوکلایی، دکتر جلال سعیدپور، دکتر مهدی رضایی، دکتر سمیه نیکان، بهمن خسروی،
دوره 16، شماره 4 - ( 11-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به نقش کلیدی مدیریت منابع انسانی در سازمان های بهداشتی و درمانی، بررسی و آسیب شناسی منابع انسانی ضروری است. بنابراین، این مطالعه با هدف آسیب شناسی منابع انسانی در مجتمع بیمارستانی امام خمینی تهران انجام شد.
مواد و روش ها: پژوهش حاضر به روش توصیفی – تحلیلی در سال 1395 انجام شد. در این پژوهش، تعداد 342 نفر از کارکنان مجتمع بیمارستانی امام خمینی انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه استاندارد مدل سه شاخگی جمع آوری، سپس با استفاده از رو شهای آماری توصیفی (فراوانی، درصد، میانگین، انحراف معیار) و استنباطی (ضریب همبستگی پیرسون) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
نتایج: یافته های مطالعه نشان داد بیشترین میانگین و انحراف معیار مربوط به بعد انگیزش و رضایت شغلی (02/1±51/3) و کمترین میانگین و انحراف معیار مربوط به بعد بهبود روش ها (84/0±81/2) است. از بین مولفه های مورد مطالعه؛ مولفه رفتاری بیشترین امتیاز(29/3) و مولفه زمینه ای کمترین امتیاز(91/2) را به خود اختصاص داده اند. همبستگی بین عوامل ساختاری، رفتاری و زمینه ای با مشخصات دموگرافیک نشان داد که رابطه این عوامل فقط با متغیر جنسیت از نظر آماری معنادار بود.
نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش، مدیران منابع انسانی باید به تمامی عوامل موثر در شناخت آسیب های سازمانی به ویژه فرهنگ سازمانی، انگیزش و رضایت شغلی، آموزش کارکنان، امنیت شغلی و مشتری گرایی با توجه به اهمیت و نقشی که در ارائه خدمات مطلوب دارند، توجه ویژه ای داشته باشند.
روح انگیز اسدی، دکتر مسعود اعتمادیان، دکتر پژمان شادپور، فاطمه سمنانی،
دوره 16، شماره 4 - ( 11-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: در سالهای اخیر، بیمارستان هاشمینژاد بعضی از خدمات غیردرمانی خود را یا برونسپاری کرده ویا تصمیم بر برونسپاری آن به بخش خصوصی دارد. انتخاب و ارزیابی تامینکننده موضوع بحرانی و اصلی در برونسپاری خدمات بیمارستانی میباشد. لذا در این پژوهش به انتخاب و ارزیابی تامینکنندگان برای خدمات برونسپاری شده در بیمارستانها پرداخته شد.
مواد و روش ها: جهت نیل به این هدف ابتدا با بررسی مطالعات و با استفاده از نظرات خبرگان و کارشناسان بیمارستانی متشکل از مدیریت بیمارستان، مدیر کیفیت، مدیر منابع انسانی، مسئولان بخشهای برونسپاری شده و سایر خبرگان و متخصصان مرتبط با این حوزه، معیارهای ارزیابی و انتخاب تامینکنندگان خدمات برونسپاری شده شناسایی شد که شامل 14 معیار بود. معیارهای شناسایی شده در سه حوزه ویژگیهای خدمت، ویژگیهای تامینکننده و معیارهای ارتباطات در زنجیرهتامین دستهبندی شدند. مساله انتخاب تامینکننده جز مسائل تصمیمگیری چند معیاره میباشد. بنابراین با استفاده از رویکرد تحلیل سلسله مراتبی و با کمک نرم افزار Expert choice 11 معیارها وزندهی و رتبهبندی شدند.
نتایج: بر اساس نتایج حاصل شده، زیر معیارهای کیفیت خدمات، سیستمهای مدیریتی، مشتریمداری، امنیت اطلاعات تاثیر بیشتری بر انتخاب تامینکنندگان داشتند و زیر معیارهای، موقعیت جغرافیایی، انعطافپذیری و توانایی حل مساله کمترین اولویت را به خود اختصاص دادند.
نتیجه گیری: تامینکننده C در معیار ارتباطات دارای بالاترین اولویت و تامین کننده A در دو معیار دیگر یعنی ویژگیهای خدمت و ویژگیهای تامینکننده دارای اولویت بالاتری برای انتخاب تامین کننده دارا بود. تامین کننده A در رتبه اول، تامین کننده C در رتبه دوم و تامین کننده B در رتبه بعد قرار گرفت.
سراج الدین گری، ابوالفضل روزبه، بهمن خسروی، فرهاد حبیبی نوده، آرزو رهبری، حسین صفری،
دوره 16، شماره 4 - ( 11-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: تخلفات اداری کارمندان در محیط کار منجر به ایجاد تضاد بین اهداف فردی و سازمانی میشود. با توجه به طولانی بودن روند رسیدگی به تخلفات اداری، این مطالعه با هدف شناسایی و ارائه راهکارهای کاهش زمان رسیدگی به این تخلفات در حوزه سلامت انجام شد.
مواد و روشها: مطالعه حاضر در سه مرحله انجام شد. در مرحله اول با استفاده از روش پژوهش کیفی (مصاحبه) علل تأخیر در رسیدگی به تخلفات و راهکار کاهش آنها استخراج گردید. در مرحله دوم، جهت بررسی میزان توافق خبرگان بر روی راهکارهای ارائهشده از تکنیک دلفی استفاده شد و در مرحله سوم، راهکارهای کاربردی شناساییشده در نتیجه تکنیک دلفی، با استفاده از فرایند تحلیل سلسله مراتبی اولویتبندی شدند.
نتایج: با استفاده از مصاحبه، 39 راهکار حاصل شد که پس از مشاوره و نظرسنجی از خبرگان در دور اول دلفی، در نهایت 23 راهکار مورد تأیید قرار گرفت. راهکارهای حاصل شده با استفاده از پرسشنامه خودساخته در اختیار 15 نفر از خبرگان مربوطه قرار گرفت و در نهایت 18 راهکار مورد تأیید نهایی قرار گرفت. راهکارها، به 6 گروه راهکارهای انگیزشی، تشکیلاتی، اداری، سازمانی، فرآیندی و راهکارهای مربوط به گروه تحقیق تقسیم شدند.
نتیجهگیری: آموزش به عنوان کلید اصلی جلوگیری از تأخیر میتواند در تمامی سطوح و فرآیند ارائه خدمات مؤثر واقع شود. استفاده از مدیران با آگاهی و دانش بالا در سطوح مختلف و همچنین بهکارگیری گروه تحقیق باتجربه و بادانش در زمینه تخلفات اداری میتواند موجب افزایش سرعت رسیدگی به پروندهها شود.
سودابه خسروی، دکتر سید ابوالفضل ذاکریان، دکتر خدیجه ادبی باویل علیایی، دکتر کمال اعظم، ابوالفضل علیاری،
دوره 16، شماره 4 - ( 11-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: ارزیابی قابلیت اطمینان انسان شامل استفاده از روش های کمی و کیفی جهت پیش بینی سهم انسان در بروز خطا می باشدلذا بکارگیری تکنیک های ارزیابی قابلیت اطمینان در محیط های کاری حساس جهت پیشگیری و محدود ساختن پیامدهای ناشی از خطاها لازم است. بهداشت و درمان یکی از حوزه های با ریسک بالا محسوب می شود. باتوجه به بالا بودن آمار انجام عمل سزارین در کشور، مطالعه حاضر با هدف ارزیابی قابلیت اطمینان انسان در طول این عمل انجام گرفت.
مواد و روش ها: این پژوهش یک مطالعه توصیفی از نوع کیفی بودهکه به صورت مقطعی با استفاده از تکنیک EMEA انجام شد.در این مطالعه ابتدا با روش تحلیل سلسله مراتبی وظایف، فرآیند عمل به وظایف و زیر وظایف تقسیم شد.سپس براساس دستورالعمل EMEA برگه کار برای تمامی پرسنل اتاق عمل تکمیل گردید.
نتایج:در مجموع 126 خطا،شامل 40 خطا(31.75%) مربوط به فعالیت های پرستار سیار،34 خطا(26.98%)مربوط به فعالیت بیهوشی و 33 خطا(26.19%) مربوط به فعالیت های پرستار دست شسته و19 خطا (15.08%)مربوط به فعالیت های جراح،شناسایی شدند.به طور کلی خطاهای مبتنی بر مهارت ،بیشترین میزان(51.59%)و خطاهای مبتنی بر قضاوت،کمترین میزان(1.59%)را تشکیل می دادند.
نتیجه گیری:با توجه به نتایج بدست آمده،برای وظایف سه گروه شغلی پرستار سیار،پرستار دست شسته و کارشناس بیهوشی،خطاهای مبتنی بر مهارت(با بیشترین درصد فراوانی)و برای وظایف شغلی جراح،خطاهای مبتنی بر دانش (بیشترین درصد فراوانی) باید در اولویت کنترل خطاها قرار بگیرند.
علی مرادی، خالد رحمانی، دکتر ابراهیم جعفری پویان، رسول یاراحمدی،
دوره 17، شماره 1 - ( 2-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: از آنجا که انتخاب نادرست یک مدیر ممکن است به انتخاب های ناصحیح در موارد دیگر سازمان منتج شود لازم است سازمانها به این مسئله مهم توجه نمایند و ساز و کارهای مدونی برای انتخاب مدیران در سطوح مختلف داشته باشند. با توجه به اهمیت این موضوع این مطالعه با هدف رتبه بندی شاخصهای کلیدی مرتبط با صلاحیت مدیران رده عملیاتی در دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد.
مواد و روش ها: در این مطالعه با استفاده از روش تاپسیس فازی(fuzzy TOPSIS)، یک روند منطقی و سیستماتیک برای رتبه بندی شاخصهای انتخاب مدیران عملیاتیآماده شد. برای دستیابی به معیارهای تأثیرگذار ابتدا شاخصهای مهم و مرتبط توسط خبرگان از میان فهرست مبسوط شاخص های مربوطه که از مرور متون، مستندات و گزارشات رسمی شناسائی شده بودند، انتخاب، سپس پرسشنامه ای براساس شاخصهای انتخابی طراحی و بعد از تایید روایی و پایایی (0.95=α) بین 50 نفر از مدیران میانی و عملیاتی توزیع گردید. در نهایت با کمک معیارهای SMART نسبت به وزن دهی و رتبه بندی شاخص ها اقدام و کلیدسازی شاخص ها انجام شد.
نتایج: از50 نفر شرکت کننده در این مطالعه 37(74%) نفر آنها مرد و بقیه زن بودند. میانگین و انحراف معیار سن شرکت کنندگان در مطالعه به ترتیب 68/41 و 06/7 سال بود. با مرور منابع و مطالعات انجام شده در این زمینه در مجموع 48 شاخص که با صلاحیت مدیران بیشتر تناسب داشتند، شناسائی شد. از شاخصهای شناسائی شده 36 شاخص بر اساس نظر اساتید و خبرگان علوم مدیریت و مدیران اجرایی که دارای اهمیت و تناسب بیشتری با صلاحیت مدیران رده عملیاتی داشتند، به عنوان شاخصهای کلیدی انتخاب شدند. در اکثر موارد همبستگی بین شاخصها مثبت بود. بر اساس تجزیه و تحلیلهای فازی شاخصهای تحصیلات عالی در رشته مدیریت، رعایت وقت و زمان، قدرت بیان، آراستگی و اعتقاد به نظم و قانون به ترتیب با ضرایب نزدیکی 205/0 ، 204/0 ، 203/0 ، 202/0 و 197/0 رتبه های اول تا پنجم را به خود اختصاص دادند.
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد، معیارهای تحصیلات عالی در زمینه علوم مدیریت و تسلط مدیر بر جنبه های فنی مدیریت سازمان در صدر ویژگیهای انتخاب مدیران قرار دارد. دانشگاههای علوم پزشکی و سازمانهای ارائه دهنده خدمات بهداشتی درمانی میتوانند جهت تدوین دستورالعمهای انتخاب مدیران از نتایج این تحقیق استفاده نمایند.
حجت شیخ بردسیری، غلام رضا خادمی پور، محسن امینی زاده، روح الله فاطمیان، محمد مهدی دوست محمدی،
دوره 17، شماره 1 - ( 2-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: خشونت خانگی اعم از فیزیکی وکلامی علیه کارکنان بیمارستانها مساله ای بسیار جدی و نگران کننده است که می تواند کیفیت مراقبت پرستاری و بالینی را دچار مخاطره سازد. امروزه، پیشگیری از بروز این مشکل و همچنین شناسایی عوامل مرتبط با خشونت خانگی علیه زنان در بسیاری از کشورها به عنوان یک اولویت سلامت زنان مورد توجه قرار گرفته است. با توجه به اهمیت موضوع، این مطالعه با هدف تعیین عوامل مرتبط با خشونت خانگی در میان کارکنان زن بیمارستان آموزشی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان انجام گردید.
مواد و روش ها: این پژوهش یک مطالعه توصیفی –تحلیلی از نوع مقطعی بود که بر روی 836 نفر از کارکنان زن که به صورت سرشماری وارد مطالعه شده بودند، انجام شد.جهت جمع آوری دادهها از پرسشنامه پژوهشگر ساخته استفاده گردید. این پرسشنامه دارای 34 سوال برای سنجش عوامل مرتبط با خشونت (جسمی،روانی –کلامی و جنسی) و همچنین سابقه، یادگیری و تجربه خشونت بود . تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون های آماری توصیفی وآزمون های آماری تحلیلی از جمله آنوا، تی تست ،کولموگرف اسمیرنوف، رگرسیون چندمتغیری و ضریب همبستگی پیرسون انجام شد. داده ها در نرم افزار آماری SPSS نسخه 16 وارد و تحلیل شد.
نتایج: در این مطالعه بیشترین نوع خشونت خانگی که مشارکت کنندگان مطالعه تجربه کرده بودند به ترتیب مربوط به خشونت روانی-کلامی(33/55 درصد)، فیزیکی (16/36 درصد) و جنسی (66/6 درصد) بود. نتایج مطالعه نشان داد بین فاصله سنی زوجین، درآمد، اجبار در ازدواج، اعتیاد، سابقه تجربه خشونت توسط همسر با انواع خشونت علیه زنان ارتباط آماری معناداری وجود داشت.
نتیجه گیری: مطالعه حاضر شیوع و عوامل مرتبط با خشونت خانگی علیه کارکنان زن رامشخص نمود. بنابراین ضروری است که مسئولین نظام سلامت به ویژه مدیران بیمارستان ها به این پدیده مهم توجه لازم را داشته و با بررسی وشناخت بیشتر این عوامل مرتبط با خشونت علیه زنان اقدامات لازم را در جهت پیشگیری و کاهش این عوامل از جمله برگزاری کارگاه مهارت زندگی، دوره های آموزشی و مشاوره ای برای زوجین انجام شود.
دکتر ابراهیم جعفری پویان، دکتر ابوالقاسم پور رضا، دکتر عباس رحیمی فروشانی، راحله ملکی،
دوره 17، شماره 1 - ( 2-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: موفقیت مدیران در بیمارستان، نه تنها منوط به توجه به محیط داخل بیمارستان، بلکه مستلزم در نظر داشتن محیط بیرونی آن می باشد. نظر به اهمیت مسئولیت اجتماعی بیمارستانها بعنوان یک مساله بیرون سازمانی، پژوهش حاضر با هدف ارزیابی میزان اهمیت مسئولیت اجتماعی و وضعیت اجرایی بیمارستانها، انجام گردید.
مواد و روش ها: این مطالعه پیمایشی در سال 1395 در همه بیمارستانهای آموزشی شهر کرمانشاه انجام شد. جامعه آماری این پژوهش کلیه مدیران در سطوح میانی و عملیاتی بودند که 150 نفر به روش سرشماری انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته بود که روایی و پایایی آن تائید گردید. تحلیل داده ها با نرم افزار SPSS نسخه 22و با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی انجام شد.
نتایج: میزان اهمیت و وضعیت اجرای مسئولیت اجتماعی از دید مدیران به ترتیب در سطح بالا(99/9±20/86درصد) و متوسط (41/12±62/60درصد) ارزیابی گردید. در بین حیطه ها، بیشترین اهمیت به حیطه محیط زیست (65/11±30/88درصد) و کمترین به تامین کنندگان (47/13±40/81درصد) گزارش شد. از منظر اجرا، بیشترین توجه به مسئولیت پذیری در حوزه بیماران (26/14±87/68درصد) و کمترین به فرایندهای سازمانی (47/14±02/42درصد) بدست آمد. وضعیت اجرا مسئولیت اجتماعی برحسب پست سازمانی و نوع استخدام تفاوت آماری معنادار داشت(05/0>p).
نتیجه گیری: نتایج نشان داد که میزان اجرای مسئولیت اجتماعی بیمارستان ها در حد متوسط بود. به نظر می آید که ارزیابی مدون از عملکرد مدیران و مسئولین و ارائه بازخورد عملکردی از سوی آنان و استفاده از تجارب سازمان های موفق در عرصه مسئولیت اجتماعی، ضروری است.
دکتر حسین درگاهی، صدیقه اسدی، دکتر بتول احمدی، دکتر محمود محمودی،
دوره 17، شماره 1 - ( 2-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه سازمان ها دریافته اند که عمر آنها تداوم نخواهد یافت مگر اینکه یک راهبرد برای مدیریت و ارزش گذاری دانش سازمانی خود داشته باشند. از عناصر جلوبرنده مدیریت دانش، فرهنگ سازمانی متکی به خلاقیت و نوآوری است. هدف از این مطالعه تعیین رابطه مدیریت دانش با خلاقیت و نوآوری سازمانی در بیمارستان های دانشگاه علوم پزشکی تهران بود.
مواد و روش ها: این پژوهش یک مطالعه مقطعی از نوع توصیفی تحلیلی بود که بر روی 120 نفر از کارکنان بیمارستان های آموزشی دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال 94-1393 انجام شد. جهت جمع آوری اطلاعات از فرم اطلاعات دموگرافیک، پرسشنامه مدیریت دانش Probst و همکاران، پرسشنامه خلاقیت سازمانی حسن بیگی، و پرسشنامه نوآوری سازمانی Patchen استفاده گردید. داده ها در نرم افزار SPSS نسخه 21 و با استفاده از آمار توصیفی، آزمون تی تست، آنالیز واریانس و همبستگی پیرسون در سطح معناداری کمتر از 05/0 تجزیه و تحلیل شد.
نتایج: نتایج نشان داد بین مدیریت دانش با خلاقیت سازمانی(001/0 p<،0.661r =) و نوآوری سازمانی(001/0 p< 0.325r =) از نظر آماری ارتباط معنی داری وجود دارد که این ارتباط نشان دهنده تاثیر پذیری بیشتر خلاقیت سازمانی نسبت به نوآوری سازمانی از متغیر مدیریت دانش بود.
نتیجه گیری: نتایج نشان داد با بهبود مدیریت دانش، خلاقیت و نوآوری سازمانی نیز افزایش می یابد بنابراین سیاست گذاران، رهبران و مدیران بیمارستان باید در جهت ایجاد نظام مدیریت دانش بکوشند تا بدینوسیله موجب بهبود خلاقیت و نوآوری در سازمان گردند و در نهایت کارایی اثر بخشی عملکرد بیمارستان نیز ارتقاء یابد.
بیتا جعفر یگانه، دکتر مرتضی قاسمی،
دوره 17، شماره 1 - ( 2-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: پژوهش حاضر با هدف امکان پذیری تحقق مولفه های بیمارستان مگنت و تاثیر آن بررضایت شغلی پرستاران انجام شد.
مواد و روش ها: از نظر هدف، کاربردی و در دسته تحقیقهای همبستگی بود. جامعه آماری کادر پرستاری بیمارستان قدس اراک بود که پرستاران بخش های اورژانس، اتاق عمل و آنژیوگرافی بدلیل تفاوت در اجرای کار از مطالعه خارج و تعداد 275 نفر انتخاب شد. ابزار گرداوری داده ها پرسشنامه چن، جوهانتگن و کرامر است. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماریSPSS انجام شد.
نتایج: نتایج نشان داد اثر"مؤلفه های بیمارستان مگنت" بر" رضایت شغلی" برابر با 567/0 بود. خودمختاری(015/0β=) ، خط مشی (515/0β=)، سبک مدیریت (295/0β=) و پیشرفت حرفه ای(103/0β=) بطور معنی داری توانستند 56 درصد از واریانس مشترک نتایج رضایت شغلی را تبیین نمایند و با افزایش یک واحد در " خودمختاری"، " خط مشی" ، "سبک مدیریت" و "پیشرفت حرفه ای" در بین پرستاران به ترتیب به اندازه 013/0، 427/0، 265/0 و 091/0 واحد به " رضایت شغلی" افزوده شد.
نتیجه گیری: حمایت مدیران در پیشرفت حرفه ای از طریق ایجاد یادگیری مستمر ، خودمختاری در انجام وظایف و افزایش قدرت رهبری پرستاران در رضایتمندی آنها تاثیر دارد. لذا برنامه ریزی جهت دستیابی به بیمارستان مگنت باید جزو مهمترین اولویت های مدیران پرستاری باشد.
دکتر علیرضا قلعه ای، دکتر بهناز مهاجران، علی عباس میرآقایی،
دوره 17، شماره 1 - ( 2-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف اصلی این پژوهش تعیین رابطه ساختاری سرمایه فکری، توانمندسازی روان شناختی، و یادگیری سازمانی با عملکرد کارکنان دانشگاه علوم پزشکی تهران در قالب یک مدل علی بود.
مواد و روشها: روش این تحقیق از نوع همبستگی بود. برای گردآوری داده ها از چهار مقیاس معتبر شامل مقیاس سرمایه فکری بنیتس، مقیاس توانمندسازی روان شناختی اسپریتزر، مقیاس یادگیری سازمانی نیفه، و مقیاس عملکرد هرسی و گلداسمیت استفاده شد. نمونه ای به حجم 450 نفر از جامعه فوق با استفاده از روش طبقه ای متناسب به منظور آزمون فرضیه ها و برازش مدل پیشنهادی تحقیق انتخاب شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزارهای SPSS24 و Smart PLS استفاده شد.
نتایج: تحلیل ها نشان داد که مدل اندازه گیری، مدل ساختاری، و مدل کلی از برازش مناسبی برخوردار هستند. میزان تاثیر مستقیم سرمایه فکری، توانمندسازی روان شناختی، یادگیری سازمانی بر عملکرد به ترتیب برابر با 22/0، 30/0، و 45/0 و میزان تاثیر غیرمستقیم سرمایه فکری و توانمندسازی روان شناختی بر عملکرد برابر با 27/0 و 26/0 بود.
نتیجه گیری: سرمایه فکری، توانمندسازی روان شناختی، و یادگیری سازمانی به صورت مستقیم بر عملکرد کارکنان تاثیر دارند. همچنین سرمایه فکری و توانمندسازی روان شناختی بر عملکرد سازمانی تاثیر غیر مستقیم نیز دارند. با توجه به نتایج تحقیق پیشنهاد می شود برنامه ها و سازوکارهای اندیشیده شود که به ارتقاء وضعیت سرمایه فکری، توانمندسازی روان شناختی، و یادگیری سازمانی کارکنان منجر شوند
دکتر پیوند باستانی، محمد قاسم نژاد، علی رضا یوسفی، دکتر احمد صادقی،
دوره 17، شماره 1 - ( 2-1397 )
چکیده
مقدمه و هدف: یکی از مولفه های اصلی کیفیت خدمات سلامت ایمنی بیمار می باشد. این مطالعه با هدف تعیین وضعیت فرهنگ ایمنی بیماران روان پزشکی از دیدگاه پرسنل درمانی بیمارستان های ابن سینا و حافظ شهر شیراز انجام پذیرفت.
مواد و روش ها: مطالعه حاضر از نوع توصیفی-تحلیلی که بصورت مقطعی در سال 1396 انجام شد. جامعه آماری شامل پرسنل درمانی بیمارستان های ابن سینا و حافظ شهر شیراز بوده که تمام آنها (165 نفر) بعنوان نمونه پژوهش با روش سرشماری انتخاب و وارد مطالعه شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه استاندارد سنجش فرهنگ ایمنی بیمار بود. داده ها با استفاده از آماره های توصیفی و آزمونهایT-test، ANOVA، ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی چندگانه با بهره گیری از نرم افزار SPSS نسخه 23 در سطح خطای 5%=α تحلیل گردید.
نتایج: میانگین وضعیت فرهنگ ایمنی بیمار 74/19±62/154 محاسبه شد. فرهنگ ایمنی بیمار در سطح قابل قبول برآورد شد(1/64%). ابعاد امور مربوط به پرسنل (36%) و پاسخ های غیر تنبیهی به خطاها (7/34%) در وضعیت نامطلوب قرار داشتند. بین رابطه استخدامی پرسنل با فرهنک ایمنی بیمار رابطه معنادار آماری مشاهده شد(P<0.05).
نتیجه گیری: علی رغم وضعیت قابل قبول فرهنگ ایمنی بیمار، با این حال ابعاد پاسخ غیرتنبیهی به خطا و امور مربوط به پرسنل در وضعیت نامطلوبی قرار داشته و نیازمند اقدامات مقتصی و سریع می باشند. پیشنهاد می گردد مسئولین بیمارستان مداخلات مورد نیاز از جمله فرهنگ سازی گزارش دهی خطاها، برگزاری برنامه های آموزشی جامع و بهبود مستمر نظام حاکمیت بالینی را در دستور کار قرار دهند
دکتر علی محمد مصدق راد، دکتر ابراهیم جعفری پویان، مهدی عباسی،
دوره 17، شماره 1 - ( 2-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: عملکرد مدیران نقش بسزایی در بهرهوری بیمارستانها دارد. این پژوهش، با هدف ارزشیابی عملکرد مدیران بیمارستانهای شهر ساری در سال 1396 انجام شد.
مواد و روشها: تعداد 294 نفر از مدیران ارشد، میانی و عملیاتی بیمارستانهای شهر ساری در این پژوهش توصیفی-تحلیلی و مقطعی بهصورت سرشماری شرکت داشتند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامهای محقق ساخته با روایی و پایایی بالا بود که عملکرد مدیران بیمارستانها را در هشت حیطه تصمیمگیری، برنامهریزی، سازماندهی، هماهنگی، رهبری، ارتباطات، بودجهبندی و کنترل سنجید. از نسخه 21 نرمافزار SPSS برای تحلیل دادهها استفاده شد.
نتایج: میانگین امتیاز عملکرد مدیران بیمارستانهای شهر ساری 87/3 از 5 امتیاز بود. مدیران در سازماندهی(12/4)، رهبری(06/4) و تصمیمگیری(97/3) بیشترین و در بودجهبندی(27/3)، برنامهریزی(83/3) و هماهنگی(84/3) کمترین امتیاز را کسب کردند. در این مطالعه، بین عملکرد مدیران بیمارستانها با متغیرهای سن، وضعیت تأهل، میزان تحصیلات و رشته تحصیلی آنها رابطه معنیداری مشاهده شد. مدیرانی که رشته تحصیلی آنها با پست سازمانی آنها مرتبط بود، عملکرد بهتری داشتند.
نتیجه گیری: عملکرد مدیران بیمارستانهای شهر ساری در انجام وظایف مدیریتی از دیدگاه خودشان خوب بوده است. ارزشیابی عملکرد مدیران، شناسایی نقاط قوت و ضعف آنها و بکارگیری اقدامات اصلاحی مورد نیاز نقش بسزایی در بهبود عملکرد بیمارستانها دارد.
دکتر نادر توکلی، میلاد امینی، دکتر مهسا محمودی نژاد، محمد ویسی، دکتر حسن امیری، یوسف سادات، علی طهماسبی،
دوره 17، شماره 1 - ( 2-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: ارزیابی مقتضی یا غیر مقتضی بودن خدمات ارائه شده در بیمارستان موضوعی بسیار مهم جهت بهبود تخصیص منابع می باشد. بنابراین در این پژوهش به بررسی پذیرش و اقامت غیرضروری بیماران در جهت اصلاح هزینه های اضافی و مدیریت کارآ منابع پرداخته شد.
مواد و روش ها: این مطالعه از نوع توصیفی تحلیلی بود که به روش مقطعی در نیمه اول سال 96 انجام گرفت. از ابزار پروتکل ارزیابی مناسبت برای جمع آوری داده ها استفاده شد. تعداد 420 بیمار بستری در بیمارستان هفت تیر و فیروزگر در بازه زمانی انجام مطالعه با استفاده از روش نمونه گیری طبقه بندی انتخاب شدند. پس از جمع آوری اطلاعات، داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 18در دو سطح آمار توصیفی و تحلیلی تجزیه و تحلیل شد.
نتایج: از تعداد حجم نمونه ، 391 مورد پذیرش مقتضی و 29 مورد پذیرش غیر مقتضی طبقه بندی شدند. میزان پذیرش غیرمقتضی در بیمارستان های مورد مطالعه در حدود 7% برآورد گردید. جنس زن، نوع پذیرش، طول بستری و محل سکونت بیمار در پیش بینی میزان پذیرش غیرمقتضی تاثیر داشت (p ≤0.05).
نتیجه گیری: با توجه به بالا بودن درصد اقامت و پذیرش غیرمقتضی بیماران در این بیمارستانها و همچنین هزینه های بالای خدمات سلامت بایستی این مشکلات را با برنامه ریزی درست، مدیریت پذیرش های بین بخش های بیمارستانی تا حد زیادی کاهش داد و تا حد امکان از پذیرش و اقامت غیر مقتضی جلوگیری نمود.
دکتر علی بزرگی امیری، آرین حسین زاده،
دوره 17، شماره 2 - ( 6-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه یکی از مهمترین مسائل درزمینه مکانیابی بیمارستانها، در نظر گرفتن عدالت است؛ هدف از این پژوهش ارائه مدلی چندهدفه جهت مکانیابی عادلانه بیمارستانها بود که بتواند هزینه را نیز درنظر بگیرد و برای احداث بیمارستانها در آینده، استفاده شود.
مواد و روشها: این پژوهش مطالعهای تحلیلی-توصیفی بود که در شهر رشت بهمنظور تعیین مکانهای عادلانه برای احداث بیمارستان انجام گرفت. به این منظور، پس از بررسی مطالعات انجام گرفته مدلی سههدفه شامل اهداف میانه (حداقل هزینه)، عدالت (حداقل حسادت) و بار کاری عادلانه ارائه گردید و به کمک تکنیک مجموع وزنی که در آن با توجه به اهمیت اهداف به آنها وزن داده میشود و با استفاده از دادههای واقعی شهر رشت که از شهرداری، اداره آمار و نقشههای هوایی گردآوری شدند، بهترین مکانها جهت احداث بیمارستان در این شهر پس از حل مدل با نرمافزار GAMS 24.1.2 مشخص گردید.
نتایج: این پژوهش به تصمیمگیرندگان کمک میکند تا در تصمیم خود مبنی بر انتخاب بهترین مکانها برای احداث بیمارستان، علاوه بر هزینه، عدالت را نیز درنظر بگیرند؛ برقراری عدالت شهروندی و افزایش کارایی بیمارستانها در کنار درنظر گرفتن ملاحظات هزینهای، از مهمترین دستاوردهای این پژوهش برای تصمیمگیرندگان در حوزه سلامت است.
نتیجهگیری: اگر به معیار عدالت در مکانیابی بیمارستانها توجه نشود، نتایج میتواند بسیار ناعادلانه باشد. مطالعه موردی صورت گرفته مؤید کارکرد مطلوب مدل پیشنهادی در مکانیابی بیمارستانهای شهر رشت با توجه به معیار عدالت شهروندی بود. نتایج میتواند بهعنوان مبنای مناسبی برای تصمیمگیری در اختیار مدیران قرار گیرد.
دکتر احمد صادقی، دکتر حسین روحانی، ساره داورزنی، زهرا داورزنی،
دوره 17، شماره 2 - ( 6-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: شکایات بیماران از سیستم درمانی می تواند با شناسایی نقاط ضعف، فرصت های بهتری را برای پاسخگویی به نیازهای بیماران فراهم آورد. در این تحقیق روند شکایات بیماران قبل و بعد از اجرای طرح تحول نظام سلامت در یک بیمارستان دولتی بررسی شد.
مواد و روش ها: پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی - تحلیلی بود که بصورت گذشته نگر به بررسی روند شکایات بیماران در دو مقطع قبل و بعد از اجرای طرح تحول سلامت ( سال های 1391 تا 1395 ) در یکی از بیمارستان های دولتی کشور پرداخت. به منظور جمع آوری و طبقه بندی موارد شکایت از چک لیستی که توسط وزارت بهداشت طراحی شده است، استفاده گردید. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 21 انجام شد. از آمار توصیفی و نیز آزمون آماری تحلیلی مانند آزمون chi-square استفاده گردید.
نتایج: نتایج نشان داد تعداد شکایات ثبت شده در بیمارستان مورد مطالعه قبل از طرح تحول نظام سلامت 29 مورد و بعد از اجرای طرح 198 مورد بود. اغلب شکایات مربوط به بخش اورژانس (31%) و حدود 40 درصد افراد مورد شکایت نیز پزشکان بودند. بیشتر شکایات ثبت شده مربوط به کیفیت خدمات ارائه شده (5/33 %) و برخورد پرسنل (30 %) بود. طبق نتایج، بین تعداد شکایات ثبت شده با فرد مورد شکایت قبل و بعد از اجرای طرح تحول سلامت تفاوت معنی داری مشاهده گردید (P<0.05).
نتیجه گیری: اجرای طرح تحول نظام سلامت منجر به ثبت نظام مند و توجه ویژه به شکایات در بیمارستان شده است. اغلب شکایات ثبت شده مربوط به بخش اورژانس بیمارستان بوده که لازم است مدیران و مسئولین بیمارستان به این بخش توجه ویژه داشته و در راستای ارتقای کیفت خدمات گام های موثر بردارند.
دکتر فرزاد فیروزی جهانتیغ، مجتبی قادری،
دوره 17، شماره 2 - ( 6-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: اورژانس هوایی با توجه بهسرعت بالا، دسترسی به مناطق صعبالعبور، امکان جابجایی بیماران بیشتر، ارائه کیفیت درمان بالاتر به بیمار در حال حمل و همچنین دسترسی به بیمارستان بدون مشکلاتی همچون ترافیک و تصادفات ناگهانی، یکی از مهمترین و مؤثرترین انواع اورژانسها در بخش بهداشت و درمان به شمار میرود. بنابراین مکانیابی صحیح با توجه به اصول علمی کارایی اورژانسهای هوایی را میافزاید.
مواد و روشها: پژوهش توصیفی-تحلیلی حاضر به منزله پژوهش کاربردی در استان سیستان و بلوچستان در بازه زمانی سال 1395 انجام شد. در ابتدا، شاخصهای تاثیرگذار در مکانیابی آمبولانسها شناسایی شدند. سپس با بهرهگیری از رویکرد تحلیل تصمیمگیری چندمعیاری و به کارگیری مدل فرآیند تحلیل شبکهای فازی در کنار تکنیک دیمتل فازی و تلفیق با سیستم اطلاعات جغرافیایی مکانیابی انجام شد.
نتایج: معیارهای انتخاب بهترین نقاط استقرار آمبولانسهای هوایی در استان سیستان و بلوچستان، نزدیکی به راههای مواصلاتی، شیب مناسب منطقه، نزدیکی به مراکز پرجمعیت، نزدیکی به معابر پرخطر و فاصله مناسب از مراکز خدمات فوریتهای پزشکی در نظر گرفته شدهاند. وزنهای خروجی تکنیک به کارگرفته شده برای اثردادن در نرمافزار GIS، به ترتیب به ترتیب 244/0، 083/0، 435/0، 182/0 و 057/0 محاسبه شدند.
نتیجه گیری: نتایج این تحقیق نشان داد که تعداد و سطح پوشش پایگاههای آمبولانس هوایی در شهرها و جادههای استان سیستان و بلوچستان مناسب نیستند. لذا نقشه حاصل از تلفیق فازی لایه های اطلاعاتی عوامل موثر شناسایی شده نشان میدهد که محدوده شهرهای زابل و ایرانشهر بهترین وضعیت معیارهای انتخابی را جهت تاسیس پایگاههای اورژانس هوایی در سطح استان سیستان و بلوچستان دارند