جستجو در مقالات منتشر شده


352 نتیجه برای نوع مطالعه: مقاله ی اصیل

بهاره جفائی، دکتر لیلا نظری منش، دکتر کامران حاجی نبی،
دوره 17، شماره 2 - ( 6-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: پاسخگویی به‌عنوان یکی از اهداف اصلی نظام سلامت برای سیاست­گذاران و مدیران موضوع بسیار مهمی است. قابلیت­های فناوری اطلاعات عملکرد سازمان را در مواردی چون پاسخگویی به مشتری را تحت تأثیر قرار می­دهد و مدارج بالاتر کسب‌وکار آن را فراهم می­کنند. هدف پژوهش حاضرتعیین رابطه قابلیت­های فناوری اطلاعات با پاسخگویی بیمارستان بهارلو تهران بود.
مواد و روش­ها: پژوهش حاضر ازلحاظ روش از نوع توصیفی- پیمایشی و ازلحاظ هدف کاربردی بود. ابزار گردآوری داده­ها پرسشنامه بود. نمونه آماری پژوهش 248 نفر از کارکنان در ارتباط با فناوری اطلاعات بخش­ها و 381 نفر از بیماران 26 بخش منتخب بیمارستان بهارلو بود که به‌صورت تصادفی طبقه‌ای انتخاب شدند. داده­های این پژوهش با استفاده از آمار توصیفی و آزمون­های پیرسون و رگرسیون تحلیل شد.
نتایج: مطابق یافته­های پژوهش مقدار پاسخگویی کلی بیمارستان در سطح بالاتر از متوسط (میانگین 3.82) و مقدار قابلیت فناوری اطلاعات بیمارستان در سطح متوسط (میانگین 3.07) بود. مطابق نتایج آزمون رگرسیون در سطح اطمینان 95 درصد (خطای کمتر از 5 درصد) قابلیت فناوری اطلاعات با ابعاد معماری فناوری اطلاعات (020/0 =p)، زیرساخت فناوری اطلاعات(004/0 =p) ،منابع انسانی فناوری اطلاعات (001/0 p<) و منابع ارتباطی فناوری اطلاعات (001/0 p<) با پاسخگویی بیمارستان بهارلو ارتباط مثبت داشت.
نتیجه­گیری: ارتباط مثبت تمامی ابعاد و کل قابلیت فناوری اطلاعات با پاسخگویی بیمارستان گویای آن است که قابلیت فناوری اطلاعات همانند دیگر صنایع امروزی در بیمارستان­ها به‌عنوان یک شایستگی کلیدی مطرح است . بنابراین واضح است که مدیران بیمارستان­ها بایستی به ارتقاء این شایستگی کلیدی جهت بهبود پاسخگویی در بیمارستان تحت مدیریت خود توجه جدی داشته باشند.
 
پرنیان نیک منش، دکتر زهرا کاوسی، دکتر احمد صادقی، علی رضا یوسفی،
دوره 17، شماره 2 - ( 6-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: ارتباطات یکی از مفاهیم مرکزی در پرستاری و بخش مهم اقدام این حرفه محسوب می‌شود. این پژوهش با هدف تعیین تأثیر آموزش مهارت‌های ارتباطی پرستاران بر رضایتمندی مراجعه‌کنندگان از خدمات پرستاری در بیمارستان‌های آموزشی دانشگاه علوم پزشکی شیراز انجام پذیرفت.
مواد و روش ها: پژوهش حاضر یک مطالعه مقایسه ای بود که به‌صورت کاربردی در سال 1396 انجام شد. جامعه پژوهش شامل پرستاران بیمارستان های آموزشی و  بیماران مراجعه‌کننده به این بیمارستان ها بود. 400 بیمار به روش نمونه‌گیری در دسترس،100 پرستار آموزش‌دیده در زمینه مهارت های ارتباطی و 100 پرستار آموزش ندیده به‌صورت تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها پرسشنامه‌های استاندارد تعامل پرستار-بیمار و رضایتمندی بیمار بود. داده‌ها در نرم‌افزار SPSS23 با استفاده از آزمون‌هایT-Test ، ANOVA ،Tukey و ضریب همبستگی پیرسون در سطح معنی‌داری 5%=‏α تحلیل گردید.
نتایج: میانگین نمره تعامل پرستار- بیمار و رضایتمندی از خدمات پرستاری در میان بیماران تحت نظر پرستاران آموزش دیده به ترتیب 08/21± 51/93 و 14/22 ± 24/176 و در بیماران تحت نظر پرستاران آموزش ندیده به ترتیب 83/18 ± 76/81 و 10/41 ± 36/166 بود. بین شاخص تعامل پرستار-بیمار و رضایتمندی مراجعه‌کنندگان از خدمات پرستاری ارتباط معناداری مشاهده شد(681/0r=،023/0P=). رضایت بیماران تحت مراقبت پرستاران آموزش‌دیده بیشتر از بیمارانی بود که تحت نظر پرستاران آموزش ندیده بودند(012/0P=). بین رضایتمندی بیماران با متغیرهای سن (001/0>P) و وضعیت تاهل (031/0P=) رابطه معناداری وجود داشت.
نتیجه‌گیری: آموزش مهارت‌های ارتباطی به پرستاران سبب افزایش رضایتمندی مراجعه‌کنندگان می‌شود. پیشنهاد می‌گردد مدیران و مسئولین بیمارستان‌ها ارتقاء مهارت‌های ارتباطی پرستاران را موردتوجه قرار دهند
فریبا اسدی، سیده سارا افرازنده، مریم ابراهیمی،
دوره 17، شماره 3 - ( 8-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: یکی از اهداف بیمارستان ها تامین سلامتی افراد جامعه با  حداکثر کیفیت مطلوب می باشد  و رضایت بیمار به عنوان یکی ازشاخصهای کیفیت مراقبتهای سلامتی در مراکز درمانی تمامی کشورها به حساب می آید.پژوهش حاضر با هدف تعیین میزان رضایتمندی بیماران از طرح تحول نظام سلامت و عوامل مرتبط با آن در بیمارستانهای آموزشی درمانی استان خراسان جنوبی  در سال 1395صورت گرفت.
مواد و روش ها: این مطالعه از نوع توصیفی  مقطعی بود که طی آن 410 بیمار بستری در 7 بیمارستان آموزشی درمانی ستان خراسان جنوبی به روش در دسترس طی یک دوره یک ماهه توسط پرسشنامه  استاندارد سنجش رضایتمندی بیماران مورد بررسی قرار گرفتند.داده ها توسط نرم افزار SPSS نسخه 22 با استفاده از آمارتوصیفی و استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
نتایج : میزان رضایت 5/51 درصد بیماران در سطح عالی،1/37 درصد از بیماران در سطح خوب و9/9 درصد در سطح متوسط و6/1 در سطح کم ارزیابی شد. نتایج آنالیز رگرسیون نشان داد میانگین نمره رضایتمندی با یک واحد تغییر در سطح تحصیلی و وضعیت اقتصادی به ترتیب 63/0 و82/0 واحد کاهش پیدا می کند (05/0>p). بین سایر متغیرهای دموگرافیک با سطح رضایت ارتباط معنی داری در سطح 5 درصد دیده نشد.
نتیجه گیری: با توجه به نتایج مطالعه حاضر می توان گفت که طرح تحول نظام سلامت بنا به دیدگاه بیماران تا حد بالایی توانسته است به اهداف خود دست یابد و موفق به کسب رضایتمندی بیماران و کاهش هزینه های پرداختی بیماران شود. پیشنهاد می شود جهت افزایش رضایتمندی بیماران، توجه بیشتری در حیطه امکانات رفاهی و تغذیه صورت گیرد و میزان رضایتمندی در سایر گروهها( پرستاران، پزشکان و پرسنل) نیز مورد بررسی قرار گیرد.
 
دکتر عبدالرضا شقاقی، حسن محمودی، حسین شهریاری،
دوره 17، شماره 3 - ( 8-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: طرح بیمارستان های ارتقاء دهنده سلامت به تغییر رویکرد بیمارستانهای سنتی در ارائه خدمات تاکید دارد. هدف این مطالعه ایجاد مستندات علمی مورد نیاز برای اجرای استانداردهای طرح بیمارستان های ارتقاء دهنده سلامت در مراکز آموزشی و درمانی کشور بود.
مواد و روش ها: این مطالعه توصیفی-تحلیلی در ده مرکز آموزشی و درمانی وابسته به  دانشگاه علوم پزشکی تبریز در میان300 نفر از متخصصان سلامت شاغل طی سال 1395مورد بررسی قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از روشهای آماری توصیفی و رگرسیون لجستیک به روش Enter در SPSS نسخه 22 انجام شد. سطح معناداری 05/0>P در نظر گرفته شد.
نتایج: میانگین و انحراف معیار نمره کل شاخص قابل اجرا بودن استانداردهای بیمارستان ارتقاء دهنده سلامت 51/17±06/66 بود. متغیرهای جنس (40/8-33/1= CI 95% و 19/3=OR)، نوع شغل (70/0-65/0= CI 95% و 50/1=OR)، نوع فعالیت بیمارستان (61/2-97/1= CI 95% و 59/1=OR)، تعداد تخت های بیمارستان (42/9-53/1= CI 95% و 84/3=OR) و برخورداری از دانش قبلی در مورد طرح بیمارستانهای های ارتقاء دهنده سلامت (80/4-31/1= CI 95% و 81/2=OR) پیش گویی کننده های قوی تری برای داشتن نظر مساعد در خصوص قابل اجرا بودن استانداردهای ارتقاء دهنده سلامت بود.
نتیجه گیری: با توجه به نتایج ، مراکز آموزشی و درمانی مورد بررسی از آمادگی لازم برای اجرای استانداردهای بیمارستان های ارتقاء دهنده سلامت برخوردار نمی باشند. آماده سازی کارکنان ارائه دهنده خدمات سلامت کشور از بعد روانی و عاطفی به منظور همگامی با برنامه بیمارستان های ارتقاء دهنده سلامت می تواند مورد توجه برنامه ریزان بخش سلامت قرار گیرد.
 
دکتر محمد حکاک، سید علی حزنی، ندا شاه سیاه، طاهره اخلاقی،
دوره 17، شماره 3 - ( 8-1397 )
چکیده

زمینه و هدف : بیمارستانها به عنوان مهمترین و بزرگترین نهاد ارایه در سیستم سلامت هر کشوری هستند که خدمات درمانی، در سطح وسیعی را آنها انجام می شود. یکی از مهمترین فرآیندهای ارتقا کیفیت خدمات نظام سلامت در کشور اعتبار بخشی است هدف این تحقیق شناسایی چالش­ها، موانع و ارایه راهکار اعتبار بخشی بیمارستانی بود.
مواد و روش ها: این پژوهش از نوع پژوهش های کیفی بود که با استفاده ازمصاحبه های عمیق رویکرد تحلیل محتوی در سال 1396در شمال کشور انجام شد. با استفاده از رویکرد نمونه گیری هدفمند تعداد 25 نفر شامل دوریس بیمارستان،سه مدیر بیمارستان،سه مترون،چهار سوپروایزر،ده پرستارو سه نفر مسوول اعتبار بخشی به عنوان مشارکت کنندگان در پژوهش انتخاب شدند. بعد از انجام مصاحبه با نرم افزار Maxqda کدگذاری و تحلیل لازم صورت گرفت. برای به دست آوردن اعتبار و روایی داده­ها از دو روش بازبینی مشارکت کنندگان و مرور خبرگان غیر شرکت کننده در پژوهش استفاده شد.
نتایج: داده ها پس از تجزیه و ترکیب در قالب 98 کد اولیه ،16 مفهوم و 5  مقوله اصلی دسته بندی گردید.کدهای اصلی  شامل چالش های منابع،چالش های سازمانی،چالش های فنی،پیامدهای منفی و راهکارها بودند.
نتیجه گیری : عارضه یابی به سازمان کمک می­کند مواردی که سازمان باید روی آنها متمرکز شود را تعیین کند و با گردآوری و تحلیل داده­ها و شناسایی گره­های کور راه توسعه و حل مشکل را فرا روی مدیران قرار  می­دهد خصوصا اجرای صحیح فرآیند اعتبار بخشی میتواند به تعالی بالینی همه جانبه منجر شود.
 
دکتر ابراهیم جعفری پویان، دکتر علیمحمد مصدق راد، عباس سالاروند،
دوره 17، شماره 3 - ( 8-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: اعتباربخشی از سیستم های ارزشیابی در نظام سلامت است که با هدف ارتقا کیفیت بکارگرفته می شود. هدف این مطالعه شناسایی نقاط قوت و ضعف ارزیابان اعتباربخشی می باشد.
 
مواد و روش ها: این مطالعه یک پژوهش کیفی است که در مقطع زمانی 96-1395 در سطح تمامی ذینفعان برنامه اعتباربخشی بیمارستان های تهران صورت گرفت. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته جمع آوری و با روش تحلیل موضوعی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
 
نتایج: نقاط قوت ارزیابان در قالب 7 تم دسته بندی شدند. که مهم ترین آنها شامل؛ پذیرش اعتباربخشی از سوی ارزیابان، روحیه آموزش دادن، خوش نامی، تلاش فردی در جهت توسعه دانش و مهارت ها و وجود ارزیابان ارشد بود. نقاط ضعف ارزیابان در قالب 8 تم دسته بندی شدند. که مهمترین آنها شامل؛ ضعف های دانشی، تجربی، مهارتی، نگرشی و شحصیتی بود. به طور کلی عملکرد ارزیابان اعتباربخشی در دو دوره ی ابتدایی اجرای این برنامه در سطح زیر متوسط ارزیابی شد و مصاحبه شوندگان اعلام کردند که این مسئله از عوامل مهم اثرگذار بر سطح اعتبار نتایج اعتباربخشی بیمارستان های کشور بوده است.
 
نتیجه گیری: بکارگیری ارزیابان براساس شایستگی های کلیدی یک ارزیاب حرفه ای، آموزش و توانمندسازی آنها و کنترل عملکرد آنها می تواند به منصفانه و معتبر شدن نتایج اعتباربخشی بیمارستان ها کمک کند؛ تفاوت کیفی بین بیمارستان ها را مشخص تر نماید؛ و نهایتا منجر به افزایش تعهد بیمارستان ها به کیفیت گردد.
مینو افشانی، دکتر حجت وحدتی، دکتر محمد حکاک، دکتر سید نجم الدین موسوی،
دوره 17، شماره 3 - ( 8-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: افشاگری به عنوان ابزاری کنترلی در جهت جلوگیری از فعالیت ها و تخلفات غیرقانونی و غیراخلاقی سازمان که در نهایت به ضرر جامعه خواهد بود ، لازم است در سازمان تشویق شود. ویژگی های شخصیتی افراد عاملی اثرگذار در قصد افشاگری تخلفات می باشد. پژوهش حاضر به بررسی رابطه بین چهار ویژگی شخصیتی افراد ( کانون کنترل درونی، هویت اخلاقی، برون گرایی و مسئولیت پذیری) و قصد افشاگری کارکنان، در دانشگاه علوم پزشکی مشهد می پردازد.
مواد و روش ها: این پژوهش یک مطالعه ی مقطعی از نوع توصیفی تحلیلی است. این مطالعه بر روی 251 نفر ازکارکنان سازمان مرکزی دانشگاه علوم پزشکی مشهد انجام شده است. جهت جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه محقق ساخته بر مبنای اطلاعات پیشین در مورد پژوهش استفاده گردید. داده ها با استفاده از نرم افزار اسمارت پی ال اس( Smart PLS ) به منظور مدل یابی به روش حداقل مربعات جزئی، تجزیه و تحلیل شد.
نتایج: نظر به اینکه مقدار ضریب استاندارد شده میان متغیرهای مستقل یعنی کانون کنترل درونی، هویت اخلاقی، برونگرایی و مسئولیت پذیری و قصد افشاگری به عنوان متغیر وابسته به لحاظ آماری معنادار (P< 0.005) می باشد، تمامی متغیرهای مستقل دارای تاثیر مثبت و معناداری بر قصد کارکنان برای افشاگری تخلفات سازمانی هستند.
نتیجه گیری: با توجه به اینکه  افراد با کانون کنترل درونی، برونگرا و مسئولیت پذیر و پایبند به ارزش های اخلاقی در مقابل مشاهده تخلفات سازمانی نمی توانند سکوت اختیار کنند، بهتر است سازمان ها برای جلوگیری از تخلفات احتمالی در سازمان و جلوگیری از لطمه به بقاء سازمان و آسیب به جامعه، از کارکنانی که دارای این ویژگی های اخلاقی هستند در پست های حساس تر و یا در جایگاه هایی که احتمال تخلفات سازمانی در آن بالاست استفاده کنند.
 
دکتر فرهاد حبیبی نوده، ابوالفضل روزبه، سراج الدین گری، قاسم رجبی واسوکلایی، محمد پناهی توسنلو، بهمن خسروی،
دوره 17، شماره 3 - ( 8-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: تخلفات اداری، یک رفتار فرد محور می باشد که هنجارهای سازمانی را نقض نموده و در نتیجه می تواند سلامت سازمان را تهدید نماید. بنابراین، مطالعه حاضر با هدف شناسایی علل طولانی شدن زمان رسیدگی به تخلفات اداری در کارکنان مراکز تحت پوشش وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی صورت گرفت.
مواد و روش ها: این مطالعه به صورت کیفی و از نوع آنالیز محتوا انجام گرفت. برای انتخاب افراد از روش نمونه گیری در دسترس، هدفمند و گلوله برفی استفاده شد. حجم نمونه تا به اشباع رسیدن اطلاعات مصاحبه با هر گروه از افراد ادامه یافت. جمع‌آوری داده‌ ها با کمک سوالات باز و با استفاده از مصاحبه‌های نیمه ساختاریافته انجام گرفت و در نهایت تمامی مصاحبه ها با استفاده از نرم افزار MAXQDA مورد تحلیل قرار گرفتند.
یافته ها: پس از پیاده سازی و تجزیه و تحلیل داده ها، علل مربوط به افزایش زمان رسیدگی به تخلفات اداری در هیات های بدوی و تجدید نظر، به پنج دسته اصلی شامل «ویژگی های اعضا»؛ «جریان واقعی رسیدگی»؛ «عوامل اجتناب ناپذیر»؛ «عوامل قانونی» و «عوامل سازمانی» تقسیم شد.
نتیجه گیری: بر اساس بررسی ها و نظرات خبرگان ، در فرآیند رسیدگی به تخلفات اداری بیشترین مشکلات مربوط به زمان تاخیر مربوطه در مراحل ابلاغ اتهام و تحقیق و کارشناسی می باشد. آموزش اعضا، کار تیمی و بکارگیری اعضا با تخصص های مختلف می توانند از در فرآیند رسیدگی به تخلفات اداری کارکنان جلوگیری کنند.
دکتر ادریس حسن پور، دکتر علی جنتی، دکتر معصومه قلی زاده، دکتر الهه حق گشایی،
دوره 17، شماره 3 - ( 8-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: مدیریت مبتنی بر شواهد به عنوان یک مدل مدیریتی در راستای بهبود تصمیمات مدیریتی توسعه یافته است. تصمیمات مدیران بیمارستان ها، تاثیر مهمی در اثربخشی خدمات ارایه شده دارد. هدف این مطالعه تعیین منابع شواهد مورد استفاده در تصمیم‌گیری‌های مدیران بیمارستان بر مبنای مدل مدیریت مبتنی بر شواهد بود.
مواد و روش ها: این مطالعه از نوع توصیفی-‌مقطعی بود که در سال 1396 با بررسی 183 مدیر بیمارستان های دولتی، در 8 قطب آموزشی وزارت بهداشت انجام شد. ابزار پژوهش، پرسش‌نامه مدیریت مبتنی بر شواهد با 20 گویه و 6 حیطه اصلی بود. تحلیل داده‌ها با استفاده از آزمون‌های توصیفی و استنباطی به وسیله SPSS نسخه 21 انجام شد.
نتایج: 172 نفر (94 %) شرکت کنندگان مرد بودند. میانگین سنی و سابقه افراد به ترتیب 28/45 و30/19 سال بود. کمترین نمره، مربوط به گویه‌ی «استفاده از مجلات دانشگاهی» بود (56/52 %). در حالی که مدیران بیشترین اتکاء را به «برنامه‌های وزارت بهداشت» (98/80 %) داشتند. میانگین استفاده از شواهد علمی-پژوهشی، اطلاعات و آمار بیمارستانی، برنامه‌های توسعه‌ی ملی، شواهد تجربی و حرفه‌ای، شواهد اخلاقی-‌رفتاری و شواهد مرتبط با ذینفعان به ترتیب برابر70/59، 43/62، 30/75، 36/71، 83/71 و 00/73 درصد بود.
نتیجه گیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که مدیران در تصمیم گیری‌های بیمارستانی کمتر از شواهد علمی-پژوهشی استفاده می‌کنند که امری نگران‌کننده است و باید مدیران به ارتقای سطح آموزش و پژوهش خویش بیشتر اهمیت دهند. با استفاده از شش ضلعی شواهد، مدیران بیمارستان می توانند بهترین شواهد موجود را شناسایی و بهترین تصمیمات را در یک فرآیند تصمیم‌گیری مبتنی بر شواهد اتخاذ نمایند.
 
دکتر بختیار استادی، رضا مختاریان دلوئی، دکتر محمد مهدی سپهری،
دوره 17، شماره 4 - ( 11-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: امروزه بیمارستان‌ها با درخواست‌های زیادی برای ارائه خدمات با‌کیفیت روبرو شده‌اند؛ این درحالیست که هزینه‌های آن‌ها به صورت فزاینده‌ای رو به رشد می‌باشد. این امر ضرورت توجه بیشتر مدیران بیمارستان را به منظور کاهش هزینه‌های خدمات درمانی بارزتر کرده و لزوم استفاده از یک روش هزینه‌یابی دقیق را آشکارتر می‌نماید. هزینه‌یابی بر مبنای فعالیت اطلاعات مناسبی در زمینه فعالیت‌های مورد‌ نیاز برای ارائه یک خدمت با‌کیفیت فراهم می‌سازد، اما نظر به اینکه مبنای اطلاعات این سیستم تحت شرایط‌ اطمینان ارائه می‌شود، کاربرد آن در شرایط عدم‌اطمینان به شدت کاهش می‌یابد. از اینرو هدف از این مطالعه پیشنهاد چارچوب جدیدی تحت عنوان هزینه‌یابی بر‌مبنای فعالیت فازی (FL-ABC) است.
مواد و روش‌ها: از آنجایی که فرآیند هزینه‌یابی در بیمارستان اغلب تحت شرایط عدم‌قطعیت انجام می‌شود، از منطق‌فازی در مدل ABC به منظور برآورد‌های دقیق‌تر از هزینه‌ها و افزایش قابلیت اطمینان از دقت و صحت نتایج، استفاده شد.
نتایج: مدل پیشنهادی در یک نمونه مربوط به بخش آزمایشگاه بیمارستان بکارگرفته شده و نتایج آن با سیستم ABC مورد مقایسه قرار‌گرفت. نتایج حاصل نشان‌ دهنده بیشترین تفاوت در هزینه‌های تعیین شده به ترتیب در آزمایش‌های بیوشیمی و انگل‌شناسی به ترتیب به ارزش 77708951.89 و 67508112.57 ریال می‌باشد که این تفاوت‌ها در اثر عدم قطعیت در هزینه‌های اختصاص یافته به هر فعالیت ایجاد شده‌اند.
نتیجه‌گیری: سیستم FL-ABC با درنظرگرفتن عدم قطعیت در پارامتر‌های هزینه، تخمین‌های دقیق‌تری از هزینه فعالیت‌ها، تحت شرایط عدم اطمینان فراهم می‌سازد که سبب می‌گردد تا هزینه‌های خدمات درمانی به طور دقیق‌تر قابل شناسایی گردد.

ایمان دهقان، دکتر بختیار استادی، دکتر سعید حسینی،
دوره 17، شماره 4 - ( 11-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: اتاق‌های عمل در هر مرکز درمانی از حساس‌ترین واحدهای مرکز می‌باشند که زمانبندی و برنامه‌ریزی عملیات آنها از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده و بهینه‌سازی آنها تاثیر بسزایی در بهینه سازی کل مجموعه دارد. زمانبندی جراحی قلب علاوه بر محدودیت‌های نیروی انسانی، زمانی و تسهیلاتی، شامل محدودیت ضرب‌الاجل جراحی بیمار نیز می‌باشد که در این پژوهش هدف زمانبندی جراحی‌ها با درنظر گرفتن این پارامتر می‌باشد.
مواد و روش‌ها: در این پژوهش کمی که از مطالعات نوع مقالات پژوهشی اصیل می‌باشد یک الگوریتم ۱+3 فازی پیشنهاد شد. این الگوریتم علاوه‌بر پایش محدودیت ها و ضرب‌الاجل جراحی، به عدم قطعیت نیز توجه دارد. لازم به ذکراست بیماران نیز به دو دسته اورژانسی و غیر اورژانسی تقسیم گردیدند که این الگوریتم صرفا به زمانبندی موارد غیر اورژانسی می‌پردازد. در این پزوهش 343 بیمار مورد ارزیابی قرار گرفتند.
نتایج: با بررسی اطلاعات مربوط به یک دوره ۶ ماهه از مرکز قلب و عروق شهید رجایی تهران، بهبود ۱۱ درصدی نسبت به فرایند نوبت‌دهی موجود در پایش ضرب‌الاجل بیماران ایجاد شده است. میزان بهینه‌سازی اغلب مربوط به تفاوت در انتخاب بیماران براساس ضرب‌الاجل آنها جهت جراحی می‌باشد که در الگوریتم حاضر سهم عمده‌ای از بیماران انصرافی مورد خدمت‌دهی قرار داده شده اند. همچنین دیگر مزیت الگوریتم پیشنهادی نسبت به فرایند موجود پویای الگوریتم و اعمال عکس‌العمل مناسب در برابر تغییرات بوجود آمده می‌باشد.
نتیجه‌گیری: درصورت پایش قطعی ضرب‌الاجل‌ها، هرچه طول صف بیشتر باشد، احتمال پذیرش بیماران غیراورژانسی با ضرب‌الاجل کوتاه‌تر کاهش می‌یابد.
دکتر سیما رفیعی، محمد زکریا کیائی، پژمان صادقی، وحید مختومی، دنیا اصغری،
دوره 17، شماره 4 - ( 11-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: یکی از مهم­ترین عواملی که بر عملکرد شغلی پرستاران در محیط­های کاری اثر گذاشته و توان آنان را برای انجام موثر وظایف و مسئولیت­های شغلی تحت الشعاع قرار می­دهد، فرسودگی شغلی است. هدف از مطالعه حاضر بررسی نقش واسطه­ای فرسودگی شغلی در رابطه میان کیفیت زندگی کاری و عملکرد شغلی پرستاران شاغل در مراکز آموزشی درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی قزوین در سال 1396 بود.
مواد و روش­ها: مطالعه حاضر از نوع توصیفی- مقطعی بوده که در بین 178 نفر از پرستاران شاغل در بخش­های اورژانس بیمارستان­های آموزشی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی قزوین انجام گرفت. برای سنجش متغیرهای اصلی پژوهش از سه پرسشنامه استاندارد کیفیت زندگی کاری Walton (Quality of Working Life/QWL)، فرسودگی شغلی Maslach and Jackson (Job Burnout) و عملکرد شغلی Paterson (Job Performance) استفاده شد و داده­های حاصل توسط نرم افزار SPSS نسخه 20 با آزمون های آماری توصیفی، ضریب همبستگی پیرسون، رگرسیون خطی چندگانه و تعدیل یافته مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و سطح معناداری زیر 0.05 در نظر گرفته شد.
نتایج: نتایج بدست آمده از مطالعه حاضر نشان داد که اکثریت پرستاران از کیفیت زندگی کاری پائینی برخوردار بوده، تا حد متوسطی توجهی فرسودگی شغلی را تجربه کرده و عملکرد شغلی در حد متوسط به بالا داشته­اند. همچنین کیفیت زندگی کاری پرستاران عامل 21% (R2=  0.21 p=0.04) از تغییرات در متغیر عملکرد شغلی آنها بوده است و از سویی این ارتباط تحت تاثیر نقش واسطه­ای متغیر فرسودگی شغلی نیز قرار داشته است (≠0, p=0.02β).
نتیجه­ گیری: توجه به اهمیت کیفیت زندگی کاری و تلاش در جهت ایجاد بسترهای مناسب در راستای تقویت ابعاد مختلف کیفیت زندگی کاری می­تواند نقش موثری در بهره­وری کارکنان داشته و شرایط لازم برای پیشبرد اهداف عملکردی آنان را فراهم سازد.
دکتر ابوالقاسم پوررضا، دکتر بتول احمدی، دکتر جمیل صادقی فر، محسن محمدی، محمد ویسی،
دوره 17، شماره 4 - ( 11-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: عمل جراحی شکستگی فمور از اعمال شایع و پرهزینه و عمل جراحی شکستگی ساعد از اعمال جراحی شایع مرکز درمانی امام خمینی ایلام می باشند. این مطالعه به بررسی تفاوت هزینه واقعی و تعرفه گلوبال این اعمال جراحی می پردازد. همچنین عوامل مرتبط با هزینه های واقعی اعمال جراحی مذکور شناسایی می شوند.
مواد و روش ها: پژوهش حاضر از نوع مقطعی و توصیفی  بود که روی عوامل مرتبط با هزینه های واقعی اعمال جراحی شکستگی فمور  و ساعد گلوبال انجام شد. روش هزینه یابی بر مبنای فعالیت مبانی هزینه ای مرتبط با این اعمال جراحی را در شش گام مشخص می کند. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار Excel 2016 انجام شد.
نتایج: متوسط هزینه واقعی عمل جراحی شکستگی فمور گلوبال 953 هزار و 700 تومان، کد 2 ساعد 444 هزار و 400 تومان و کد 1 ساعد 337 هزار و 800 تومان بود. هزینه واقعی عمل جراحی شکستگی فمور به ازای هر واحد عمل جراحی میزان 406 هزار و 400 تومان پایین تر از تعرفه وزارت بهداشت بود. اما هزینه واقعی کد 2 ساعد 33 هزار تومان بالاتر و همچنین کد 1 ساعد 20 هزار تومان بالاتر از تعرفه گلوبال اعلام شده توسط وزارت بهداشت بود.
نتیجه گیری: در مجموع می توان گفت بین هزینه صرف شده در بیمارستان و تعرفه گلوبال وزارت بهداشت تفاوت های قابل توجهی وجود دارد. می توان با اصلاح عملکرد بیمارستان و همچنین با دقت و مطالعه بیشتر در مورد هزینه اعمال جراحی گلوبال در مورد اصلاح نظام تعرفه گذاری تصمیم گیری نموده و میزان هزینه واقعی را به میزان تعرفه نزدیک تر نمود.
 
دکتر معصومه عرفانی خانقاهی، سودابه طایری،
دوره 17، شماره 4 - ( 11-1397 )
چکیده

سلامت زنان مفهوم وسیعی داشته و عوامل مختلف زیستی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و محیطی بر آن مؤثرند(1). شواهد تجربی مانند امید به زندگی بالاتر در زنان نظریه زیست‌شناختی راتایید می‌کند. از سوی دیگر، مدل زیست روانی- اجتماعی، سلامت زنان را نتیجه تجارب انها در طی دوره‌های مختلف زندگی و تحت تأثیر عوامل فرهنگی، روان‌شناختی و اجتماعی می‌داند(2). نظریه‌های رفتاری سبک زندگی را به‌عنوان متغیر اصلی و تعیین‌کننده در تفاوت سلامت بین زن و مرد می‌دانند. برخی نظریه‌های رفتاری معتقدند زنان توان کمتری برای مقابله با استرس و موقعیت‌های تنش‌زا دارند و به همین دلیل بیشتر در معرض بیماری‌های روانی نظیر افسردگی قرار می‌گیرند. تفاوت در زمینه نوع و میزان مشارکت در فعالیت‌های اجتماعی نیز به‌عنوان یک عامل رفتاری روی وضعیت سلامتی زنان مؤثر است. فعالیت‌های زنان بیشتر در خانه بوده و از پیوندهای اجتماعی کمتری برخوردارند و بیشتر در معرض آسیب‌های روانی و نیز مشکلات جسمانی ناشی از این آسیب‌ها قرار می‌گیرند(3). در تبیین ذهنی یا فرهنگی سلامت، معنای بیماری یا سلامتی، از ارزش‌ها و هنجارهای حاکم بر جامعه، انتظارات و وظایفی که جامعه از او دارد، تأثیر می‌گیرد و افراد بر آن اساس خود را سالم یا بیمار می‌دانند(3). نظر به اهمیت سلامت زنان و تاثیر آن بر سلامت افراد جامعه، این مطالعه با هدف اولویت‌بندی عوامل مؤثر ور اهکارهای ارتقای سلامت زنان، ارائه مدل تصمیم‌گیری و انتخاب بهترین گزینه برای سیاست‌گذاران، تصمیم گیران و برنامه ریزان نظام سلامت جهت دستیابی به هدف ارتقاء سلامت زنان صورت گرفت.
 
علی رضا یوسفی، زهرا ابراهیم، بهجت محمد زاده، دکتر پیوند باستانی،
دوره 17، شماره 4 - ( 11-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: وفاداری به برند یکی از مهم ترین عوامل موثر در حفظ، ماندگاری و موفقیت سازمان های عظیمی همچون بیمارستان به شمار می رود. این مطالعه با هدف تعیین مولفه های موثر بر وفاداری بیماران به برندهای بیمارستانی در بیمارستان های آموزشی دانشگاه علوم پزشکی شیراز انجام پذیرفت.
مواد و روش ها: این مطالعه توصیفی-تحلیلی در سال 1396 انجام شد. جامعه پژوهش را بیماران ترخیصی که در بازه زمانی فروردین ماه تا اسفندماه سال 1396 در بیمارستان های آموزشی شیراز تحت مراقبت های بستری بودند، در بر گرفت که تعداد 385 نفر به صورت تصادفی طبقه ایی به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. اطلاعات با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته جمع آوری شد و داده ها با استفاده از آماره های توصیفی و آزمون‌هایT-test ، ANOVA و رگرسیون خطی چندگانه با بهره گیری از نرم افزار SPSS نسخه 23 در سطح معنی داری 5%=‏α تحلیل گردید.
نتایج: سه متغیر رضایت بیماران (333/0 β=، 0.001>P)، اعتماد به برند (265/0 β=، 007/0P=) و تعهد به رابطه (181/0 β=، 011/0P=)، تاثیر مستقیم و معناداری بر وفاداری بیماران به برند بیمارستانی داشتند. 
نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش حاضر، مدیران بیمارستانی می بایستی با برنامه ریزی صحیح شرایطی همچون دادن اطلاعات کافی در رابطه با درمان به بیماران، پیگیری وضعیت سلامتی آنان پس از ترخیص و تقویت روابط با پرسنل بیمارستان را در راستای بهبود وضعیت و ارتقاء سه مولفه رضایت بیماران، اعتماد و تعهد به رابطه در بیمارستان خود فراهم آورند تا بدین طریق شاهد افزایش وفاداری بیماران به برندهای بیمارستانی باشند
دکتر سیما رفیعی، محمد زکریا کیائی، پژمان صادقی، زهرا رحمتی،
دوره 18، شماره 1 - ( 2-1398 )
چکیده

زمینه و هدف: یکی از مهم­ترین ارکان سلامتی، بعد معنوی و توجه به آن در کنترل تنش و اضطراب­های ناشی از محیط­های کاری می­باشد که به عنوان عامل مهمی در موفقیت عملکرد شغلی پرستاران و تضمین سلامت جسمی و روانی آنان مطرح است. هدف از مطالعه حاضر پیش­بینی نقش سلامت معنوی در استرس شغلی پرستاران شاغل در مرکز آموزشی درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی قزوین در سال 1396 بود.
مواد و روش­ها: مطالعه حاضر از نوع توصیفی مقطعی بود که بر روی پرستاران شاغل در بیمارستان ولایت شهر قزوین انجام پذیرفت. جمع­آوری داده­هااز طریق دو پرسشنامه استاندارد سلامت معنوی و استرس شغلی پرستاران انجام گرفت. داده­های بدست آمده از طریق نرم افزارSPSS  نسخه 22 و با استفاده از روش­های آمار توصیفی و آزمون­ ضریب همبستگی پیرسون و مدل رگرسیون چند­متغیره در سطح معناداری کمتر از 05/0 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
نتایج: وضعیت سلامت معنوی پرستاران و استرس شغلی آنان با میانگین  در حد متوسط به ترتیب 2/5±8/70 و 3/2±6/77 ارزیابی شد. سلامت معنوی در هر دو بعد سلامت مذهبی و وجودی، جنسیت، سابقه کاری و وضعیت استخدامی پرستاران با استرس شغلی ارتباط آماری معنادار داشت (p<0.05). همچنین نتایج بدست آمده از مدل رگرسیون چندگانه نشان دادکه این متغیرها 25% از واریانس استرس شغلی را پیش‌بینی می‌ نمایند.
نتیجه­گیری: با توجه به نقش سلامت معنوی بر استرس شغلی پرستاران، تقویت این بعد از سلامت افراد از طریق آگاهی­رسانی به آنان در این خصوص و بیان تاثیرات بالقوه­ای که می­تواند بر سلامت جسمی و روانی آنها و عملکرد شغلی­شان داشته باشد توصیه می­شود.
 
رضا جهانبازی، دکتر مسعود لطفی زاده،
دوره 18، شماره 1 - ( 2-1398 )
چکیده

زمینه و هدف: پرستاری یکی از ارکان نظام سلامت است و خدمات پرستاری بر شاخص های سلامت و بیماری مؤثر می باشد. هدف از انجام این پژوهش تعیین رابطه رفتار حرفه ای و بهزیستی شغلی پرستاران شاغل در دو بیمارستان آموزشی شهرکرد در سال 1396 بود.
مواد و روش ها: این مطالعه توصیفی- تحلیلی (مقطعی) در بین پرستاران دو بیمارستان آموزشی شهرکرد انجام گرفت. 269 پرستار مرد و زن به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای نسبی وارد مطالعه شدند. از دو پرسشنامه استاندارد حرفه ای پرستاران گُز و بهزیستی شغلی دمو و پاسکال استفاده شد و داده‌ها در نرم‌افزار SPSS نسخه 22 با استفاده از آزمون­های T-Test، ANOVA، کولموگروف اسمیرنوف، همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی ساده و در سطح معنی‌داری 05/0 تحلیل گردید.
نتایج: میانگین سنی افراد مورد مطالعه 2/33 سال بود که 48 درصد بین 31 تا 40 سال (بیشترین فراوانی) و 3 درصد بیش از 50 سال (کمترین فراوانی) سن داشتند، 58 درصد زن و 42 درصد مرد بودند. میانگین نمره رفتار حرفه ای 8/17±5/104(متوسط به بالا) و بهزیستی شغلی 9/12±3/89 (متوسط) بود، نتایج نشان داد که با یک واحد افزایش در رفتار حرفه­ای پرستاران، 661/0 واحد به بهزیستی شغلی افزوده می شود، همچنین بین "رفتار حرفه ای" با "بهزیستی شغلی" همبستگی وجود داشت (328/0=2R).
نتیجه گیری: برنامه جامع ملی باید به نحوی تدوین گردد که ضمن توجه بیشتر به ایجاد زیرساخت های لازم جهت ارتقاء رفتار حرفه ای که در درازمدت پیامدهای بهبود بهزیستی شغلی را بهمراه دارد، ارتقاء مولفه های بهزیستی شغلی نیز مدنظر قرار دهد.


دکتر حسین درگاهی، رستم زالوند،
دوره 18، شماره 1 - ( 2-1398 )
چکیده

زمینه و هدف: حضور تمام وقت پزشکان با ارتقا بسیاری از شاخص های عملکرد بیمارستان ها ارتباط دارد. با توجه به چالش های موجود، پژوهش حاضر با هدف تحلیل موقعیت طرح تمام وقت جغرافیایی پزشکان با استفاده از مدل SWOT و ارائه مدل ماتریس TOWS در دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد.
 
مواد و روش‌ها: مطالعه حاضر یک مطالعه توصیفی ـ تحلیلی به روش مقطعی بود که در سال 96-95 انجام شد. بر اساس‌ فرمول‌ کوکران‌ حجم نمونه‌ به‌ تعداد 234 نفر از پزشکان شاغل در این طرح به روش تصادفی ساده انتخاب‌ گردید. ابزار جمع آوری داده ها، پرسشنامه محقق­ساخته بود که روایی صوری و پایایی آن مورد تائید قرار گرفت. داده ها پس از جمع­آوری، توسط نرم­افزارهای SPSS و با استفاده از مدل SWOT مورد تحلیل قرار گرفت و راهبردهای TOWS ارائه گردید.
 
نتایج: مهمترین نقاط ضعف طرح، افزایش حجم­کاری پزشکان، همکاری نامناسب پزشکان متخصص و نبود نظام مناسب پرداخت جبران خدمت و مهمترین نقطه قوت آن نیز جذب و بکارگیری پزشکان جوان و آموزش بهتر دانشجویان پزشکی بود. از مهمترین فرصت ها و تهدیدهای این طرح نیز به ترتیب ایجاد رقابت بخش دولتی با بخش خصوصی و خروج پزشکان با تجربه از بخش دولتی و جذب آن در بخش خصوصی عنوان شد.
 
نتیجه گیری: بر اساس یافته­های این تحقیق، راهبردهای مدل TOWS می تواند مبنای پیشنهادات نویسندگان این پژوهش جهت ارتقای طرح مزبور باشد
علی علیزاده زوارم، دکتر علیرضا پویا، دکتر زهرا ناجی عظیمی، دکتر علی وفایی نجار،
دوره 18، شماره 1 - ( 2-1398 )
چکیده

زمینه و هدف: در سازمان­های خدماتی نظیر بیمارستان­ها، منابع انسانی نقش کلیدی در کیفیت ارائه خدمات دارند. فقدان نگرش سیستمی با لحاظ پویایی­های سیستم، برنامه‌ریزی­های منابع انسانی را تا حدودی از واقعیت دور خواهد کرد. در راستای رفع چنین مسأله­ای، هدف تحقیق حاضر، مدل­سازی پویایی­های سیستم مدیریت ظرفیت منابع انسانی در خدمات درمانی بود.
مواد و روش ها: مورد مطالعه یکی از درمانگاه‌های مربوط به بیمارستان تخصصی چشم خاتم­الانبیاء مشهد می‌باشد که به منظور مدل سازی از رویکرد پویایی­های سیستم بهره گرفته شد. در فرایند اجرایی، پس از مدل­سازی و فرموله کردن در نرم افزار Vensim ، به اعتبارسنجی مدل پرداخته شد و با بررسی نتایج شبیه­سازی، سیاست­های مناسب شناسایی گردید.
نتایج: یافته های شبیه سازی نشان داد که وجود شکاف بین ظرفیت خدمت با ظرفیت مطلوب منجر به ایجاد فشار کاری شده و به تبع آن زمان انجام هر خدمت نسبت به زمان استاندارد هر خدمت (333/0 ساعت معادل 20 دقیقه) به عنوان مبنای اصلی کیفیت خدمت کاهش یافته است (برش گوشه های زمانی). برای مقابله با چنین وضعیتی، با استفاده از تحلیل حساسیت، سیاست­های مناسب مبتنی بر تغییر نرخ پذیرش بیمار و تغییر منابع انسانی شناسایی شد که منجر به کاهش برش گوشه های زمانی گردید.
نتیجه گیری: مدل پیشنهاد شده برای مدیران بیمارستانی این شرایط را فراهم می آورد که بتوانند در شرایط مشابه، با دیدگاهی مبنی بر روابط علی و معلولی با لحاظ پویایی­های سیستم، مدیریت مناسبتری بر منابع انسانی خود داشته باشند
سعیده علیدوست، دکتر عزیز رضاپور، رحیم سهرابی، رقیه محمدی‌بخش، دکتر علی سرابی آسیابر، نرگس رفیعی،
دوره 18، شماره 1 - ( 2-1398 )
چکیده

زمینه و هدف:  با توجه به افزایش روزافزون افراد بیمه‌شده، اتکای بیمارستان‌ها به منابع حاصل از سازمان‌های بیمه‌گر افزایش می‌یابد که سهم نسبتاً زیادی از این درآمدها به دلایل مختلف دریافت نمی‌شود و به عنوان کسورات درآمدی بیمارستان‌ها محسوب می‌شود. لذا این مطالعه باهدف تعیین علل کسورات درآمدی و راهکارهای کاهش آن‌ها در بیمارستان‌های دانشگاه علوم پزشکی ایران انجام شد.
مواد و روش‌ها: این مطالعه کیفی بر اساس رویکرد پدیدارشناسی در سال 1396 انجام شد. داده‌ها به روش مصاحبه نیمه‌ساختارمند با 17 نفر از مسئولین و کارشناسان امور مالی و درآمد بیمارستان‌ها جمع‌آوری شد و با استفاده از نرم‌افزار MAXQDA.10 و روش تحلیل چارچوبی گاله (2013) تحلیل شد.
نتایج: بر اساس تحلیل چارچوبی، 2 طبقه برای علل اصلی کسورات شامل علل مستقیم و علل ریشه‌ای شناسایی شد. همچنین 8 طبقه برای راهکارهای کاهش کسورات شامل تعامل با سازمان‌های بیمه‌گر؛ ارزیابی، تحلیل و پس‌خوراند وضعیت کسورات؛ هماهنگی و توانمندسازی نیروی انسانی؛ سازمان‌دهی صحیح نیروی انسانی؛ تقویت کانال‌های نظارتی؛ اقدامات انگیزشی، برنامه‌ریزی صحیح و ساختارسازی شناسایی شدند.
نتیجه‌گیری: کسورات در کل فرآیند تبدیل خدمت به درآمد صورت می‌گیرد و مهم‌ترین عامل مؤثر در آن عدم آگاهی و انگیزه کارکنان برای کنترل کسورات می‌باشد. برای کنترل کسورات مشارکت همه صاحبان فرآیند در بیمارستان و سازمان‌های بیمه‌گر و به‌ویژه تعهد مدیریت ارشد بیمارستان ضروری است.
 

صفحه 10 از 18     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه بیمارستان می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb