352 نتیجه برای نوع مطالعه: مقاله ی اصیل
مانی یوسف وند، علیرضا زالی، سید سجاد رضوی، حجت رحمانی، سعید معنوی، نورالدین شریفی، الهام صالحیان، قاسم رجبی واسوکلایی، بهمن خسروی،
دوره 19، شماره 3 - ( 9-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از گزینههای جایگزین بازنگری کتاب ارزش نسبی فعلی اجرای کتاب اصلی 2018 امریکا است. این مطالعه با هدف بررسی تغییرات درآمدی ناشی از اجرای این کتاب در بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی انجام شد.
مواد و روشها: این پژوهش، به صورت مقطعی و بر اساس اطلاعات گذشتهنگر سال 1398در دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی انجام شد. دادههای مربوط به این مطالعه از پرونده بیماران با استفاده از سیستم اطلاعات بیمارستانی و سامانه مدیریت هوشمند بیمارستانی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی جمعآوری شد. جهت تجزیهوتحلیل دادهها از میانگین ریالی به ازای هر خدمت به تفکیک هر بیمارستان و نوع پذیرش استفاده شد.
نتایج: با اجرای کتاب ارزش نسبی 2018، درآمد کل بیمارستانهای موردمطالعه، 67/10 درصد رشد خواهد داشت. در بخش بستری موقت، سهم ارزش نسبی 68 درصد خواهد بود که از این میزان سهم جزء حرفهای 26 درصد، جزء فنی 41 درصد و بیهوشی 1 درصد میباشد، در بخش بستری نیز سهم ارزش نسبی 38 درصد از کل است که از این میزان سهم جزء حرفهای 19 درصد، جزء فنی 16 درصد و بیهوشی 3 درصد میباشد و در مجموع بستری و بستری موقت سهم ارزش نسبی 41 درصد از کل است که از این میزان سهم جزء حرفهای 20 درصد، جزء فنی 19 درصد و بیهوشی 4/2 درصد میباشد.
نتیجهگیری: رویکرد کتاب 2018 بیشتر به خدمات بستری موقت بوده و ارائهدهندگان را به عدم بستری بیماران برای دریافت خدمات تشویق میکند. همچنین در این کتاب رشد مناسب جزء فنی خدمات اتفاق خواهد افتاد که به عبارتی نشان از رویکرد و تشویق سرمایهگذاری در بخش بیمارستان داری میباشد
رامین دستاب، فرحناز فرنیا، سمیه زارع،
دوره 19، شماره 3 - ( 9-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: کیفیت زندگی یک موضوع ذهنی است که موجب میشود فرد تحت تأثیر عوامل مختلف از جمله خودکارآمدی قرار گیرد. الگوی راه گشا در این زمینه توانمندسازی خانواده محور است که هدف آن ارتقا سلامتی است. مطالعه حاضر با هدف تعیین تأثیر الگوی توانمندسازی خانواده محور بر کیفیت زندگی و خودکارآمدی بیماران پیوند کلیه انجام شده است.
مواد و روشها: این مطالعه به صورت کارآزمایی بالینی شاهددار تصادفی میباشد. تعداد 100 بیمار پیوند کلیه مراجعهکننده به کلینیک بیمارستان شهید هاشمینژاد تهران با روش نمونهگیری تصادفی در دو گروه کنترل و آزمون قرار گرفتند. ابزار جمعآوری دادهها پرسشنامه سه بخشی شامل مشخصات دموگرافیک، پرسشنامه کیفیت زندگی در بیماران پیوند کلیه و پرسشنامه استراتژی ارتقا سلامت برای بررسی خودکارآمدی مراقبت از خود بود که توسط هر دو گروه در بدو مطالعه و 5/1 ماه بعد از آزمون تکمیل شد. دادهها با نرم افزار SPSS ویراست 20، آزمون کایاسکوئر و تیتست تجزیه تحلیل شد.
نتایج: یافتهها نشان داد که دو گروه کنترل و آزمایش در بدو مطالعه از نظر مشخصات کیفی و کمی دموگرافیک و میانگین کیفیت زندگی و خودکارآمدی تفاوت معناداری نداشتند. میانگین نمرات کیفیت زندگی گروه آزمون نسبت به گروه کنترل افزایش داشته است و از نظر آماری تفاوت معناداری دارد (001/0>P). همچنین میانگین نمره خودکارآمدی در گروه آزمون نسبت به شاهد افزایش داشته است و از نظر آماری تفاوت معناداری دارد (003/0 P=).
نتیجهگیری: با توجه به تأثیر مثبت الگوی توانمندسازی خانواده محور بر خودکارآمدی بیماران پیوند کلیه و در نهایت بر کیفیت زندگی آنان، لازم است این الگو با هدف ارتقای سلامت بیماران در نظر گرفته شود.
سارا کرمی پارسا، لیلا نظری منش، محمود محمودی مجد آبادی فراهانی،
دوره 19، شماره 3 - ( 9-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: اهمیت کیفیت خدمات بیمارستانها در جهت استفاده بهینه از منابع موجود بر مدیران پوشیده نیست. این مسئله به ویژه در بخش زایمان به سبب دانسیته بالای بار مراجعات حائز اهمیت میباشد. از رویکردهای نوین بهبود خدمات بخش زایمان در کشور، اجرای LDR (Labor, Delivery, Recovery) می باشد. مطالعه با هدف ارزیابی اثربخشی سیستم LDR بر شاخصهای کیفیت خدمات بخش زایمان دو بیمارستان منتخب قم اجرا گردید.
مواد و روشها: این مطالعه توصیفی- پیمایشی و به لحاظ هدف کاربردی و به لحاظ زمان مقطعی بود که طی آن بهصورت مورد شاهدی، به مقایسه شاخصهای کیفیت خدمات یک بیمارستان دارای سیستم LDR با یک بیمارستان فاقد سیستم LDR پرداخته شد. دادهها با پرسشنامه استاندارد با نمونهگیری پواسون جمعآوری و با نرمافزار SPSS آنالیز گردید.
نتایج: بین دو بیمارستان به جز اجرای سیستم LDR، تمایز عمده دیگری وجود ندارد. بین اجرای LDR در بخش زایمان با شاخصهای کیفیت کلی خدمات (3 در مقابل 2.5) و نیز شاخصهای کیفی دروندادی، فرایندی و بروندادی ارتباط معنیداری مشاهده نشد اما اجرای LDR بر برخی از آیتمهای این شاخصها اثر معنیدار داشته است (سطح معنیداری=0.05).
نتیجهگیری: با توجه به یافتههای پژوهش، اجرای LDR بر کیفیت کلی خدمات اثر معنیدار نداشته اما بر زیرمولفههای این شاخصها اثرگذار است و رضایتمندی مادران در بسیاری از زمینهها در بیمارستان دارای LDR بالاتر بود اما مادران از هزینه تحمیل شده در بیمارستان دارای LDR رضایت پایینتری داشتند. لذا به نظر میرسد، لزوم سیاستگذاری مناسب مدیران جهت کنترل هزینههای دریافتی مربوط به اجرای این سیستم روشن است.
محمود بیگلر، حسین درگاهی، زهره قربانی، سیما گرشاسبی،
دوره 19، شماره 3 - ( 9-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: توانمندسازی کارکنان از بهترین و کارآمدترین راهبردهای توسعه و شکوفایی و افزایش بهرهوری نیروی انسانی در سازمانها است. لذا مطالعه حاضر با هدف تعیین ارتباط اثربخشی دورههای توانمندسازی کارکنان با بهرهوری نیروی انسانی در دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شده است.
مواد و روش ها: پژوهش حاضر از نوع توصیفی-تحلیلی بود که بهصورت مقطعی انجام شد. جامعه آماری این پژوهش کارکنان ستادی معاونتهای دانشگاه برابر 1452 نفر بود. حجم نمونه نیز با استفاده از جدول کرجسی و مورگان برابر 304 تعیین شد. ابزار گردآوری دادهها شامل دو پرسشنامه اثربخشی دورههای توانمندسازی Hersey ترجمهشده توسط جعفری و همکاران و بهرهوری نیروی انسانی هرسی و گلداسمیت بود. روایی محتوی و سازه شامل همگرا و واگرا و همچنین پایایی پرسشنامهها با ضریب 86/0 و 89/0 با استفاده از روش آلفا کرونباخ بدست آمد. تحلیل دادهها توسط نرمافزار SPSS نسخه 23 انجام شد و برای ارائه یافتههای توصیفی از جداول توزیع فراوانی و برای ارائه یافتههای تحلیلی از مدلسازی معادلات ساختاری و دیگر روشهای آمار استنباطی بهرهبرداری شد.
نتایج: میانگین اثربخشی دورههای توانمندسازی کارکنان و بهرهوری نیروی انسانی موردمطالعه از مطلوبیت نسبتاً بالا برخوردار بود. همچنین ارتباط مثبت و مستقیم دورههای توانمندسازی کارکنان با بهرهوری نیروی انسانی به اثبات رسید.
نتیجهگیری: استفاده از روشهای مختلف توانمندسازی کارکنان در بدو استخدام مانند جامعهپذیری سازمانی، آموزشهای مستمر ضمن خدمت بهصورت کارگاهی، حضوری و مجازی در جهت تقویت ویژگیهای شخصیتی خودباوری، سازگاری و نوآوری کارکنان به بهرهوری سازمانی و فردی کمک میکند.
مهسا محمودی، سید جعفر زنوزی، سید ابوالفضل ابوالفضلی،
دوره 19، شماره 4 - ( 10-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: این پژوهش با هدف بررسی عوامل مؤثر بر انتخاب پزشکان در تجویز دارو و استفاده از برند ملی یا خارجی بر اساس سبکهای تصمیمگیری مدل اسپرولز و کندال در بین پزشکان شهر ارومیه پرداخته است. با توجه به شیوع بیماری کرونا در کل جهان، تصمیمات پزشکان و ترجیحات آنان در تجویز دارو یک امر حیاتی تلقی میشود.
مواد و روشها: این پژوهش به لحاظ ماهیت از نوع کاربردی و از لحاظ اجرا پیمایشی به شمار میآید. نمونه آماری این پژوهش شامل 400 نفر از پزشکان عمومی، متخصص و فوق متخصص، شهر ارومیه بود. با استفاده از آزمون کلموگروف اسمیرنوف نرمال بودن دادهها مورد سنجش قرار گرفته است. همچنین برای پایایی پرسشنامه از روش آلفای کرونباخ استفاده شده است. برای اندازه گیری قدرت یا درجه رابطهی خطی بین دو متغیر مستقل از تجزیهوتحلیل رگرسیون استفاده شد. همچنین نرمافزار مورد استفاده SPSS بود.
نتایج: نتیجه بیانگر آن بود که از شش عامل، پنج عامل (عامل کیفیت، عامل نام تجاری، عامل جدید بودن، عامل قیمت، عامل وفاداری) و همچنین عامل صرفهجویی در وقت و انرژی نیز در بین پزشکان مؤثر شناسایی شد.
نتیجهگیری: با توجه به مطرح شدن 7 عامل مؤثر بر تصمیمگیری پزشکان نتایج بیانگر این بود که پزشکان در ترجیحات خود اهمیت زیادی به تجویز دارو با کیفیت میدهند از طرفی نام تجاری نیز در تصمیمگیریهای پزشکان جایگاه ویژهای را به خود اختصاص داده است که شرکتها و سازندگان دارو نیز باید به برندسازی محصولات خود اقدام کنند.
ابراهیم جعفری پویان، حجت رحمانی، محمد امین میرشکاری،
دوره 19، شماره 4 - ( 10-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: شناسایی چالشهای دفاتر بهبود کیفیت در برنامهریزی کیفیت خدمات بیمارستان و تلاش برای ارائه راهکار مناسب حل مشکلات این دفاتر علاوه بر تقویت دفاتر به افزایش کیفیت خدمات بالینی و غیر بالینی بیمارستان نیز کمک مینماید. این پژوهش با هدف بررسی چالشهای دفاتر بهبود کیفیت بیمارستانها و ارائه راهکار مناسب آنها انجام شده است.
مواد و روشها: پژوهش کیفی حاضر به روش پدیدارشناسی طراحی شده است. با استفاده از مصاحبههای نیمه ساختاریافته با 40 نفر از مدیران و روسای بیمارستانها، مترون ها، کارشناسان بهبود کیفیت بیمارستانها و کارشناسان دفاتر نظارت و اعتباربخشی دانشگاههای علوم پزشکی شهر تهران دادهها جمعآوری شد. روش تحلیل موضوعی برای تحلیل دادهها استفاده شد. با کمک نرمافزار Maxqda10 تحلیل و طبقهبندی دادههای جمعآوریشده صورت گرفت.
نتایج: با تحلیل مصاحبهها در حوزه چالشها و راهکارها کدهای استخراجشده در چهار حیطه مدیریت، استانداردها، ارزیابی و کارکنان طبقهبندی گردید که بیشترین کدها مربوط به مدیریت با 5 عنوان اصلی و 21 عنوان فرعی بود. بیشترین راهکارها مربوط به حیطه مدیریت بود.
نتیجهگیری: یافتههای مطالعه نشان میدهد غالب چالشها و راهکارها در حیطه مدیریت هستند و برای بهبود وضعیت دفاتر بهبود کیفیت تمرکز بر اصلاح این حیطه کمککننده خواهد بود.
فاطمه وحدتی، محمدرضا محمدخانی، امید خسروی زاده، رعنا سهیلی راد، سوگل ساریخانی، بهمن احدی نژاد،
دوره 19، شماره 4 - ( 10-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: بیمارستانهای آموزشی علاوه بر فراهم کردن خدمات اثربخش و عادلانه برای گروههای کمدرآمد، برای اینکه عملکرد عملیاتی متوازن و مثبتی داشته باشند، باید سهم قابل ملاحظهای از تقاضای گروههای پردرآمد را بدست آورند. این مطالعه با هدف بررسی میزان بازارگرایی مراکز آموزشی-درمانی قزوین انجام شده است.
مواد و روشها: این پژوهش مطالعهای توصیفی-تحلیلی است که در سال 1399 در مراکز آموزشی-درمانی دانشگاه علوم پزشکی قزوین بصورت مقطعی و دادهها در بازه یک ماهه، از طریق پیمایش پرسشنامهای گردآوری شد. جامعه موردمطالعه، کل کارکنان شاغل در 6 بیمارستان این دانشگاه بود که از روش نمونهگیری سهمی-تصادفی انتخاب گردید. اطلاعات موردنیاز با جمعآوری 411 پرسشنامه سنجش بازارگرایی، بدست آمده و در فضای نرمافزار SPSS 16 آنالیز شدند. برای مقایسه میانگینها از آنالیز واریانس یکطرفه با فاصله اطمینان 95 درصد، استفاده شد.
نتایج: میزان بازارگرایی کل بیمارستانها 88/2 از 5 بدست آمد. بعد توجه به مشتری بیشترین میانگین (32/3 از 5) و بعد توجه به رقیب کمترین میانگین (80/2 از 5) را داشتند. میانگین بعد هماهنگی بین وظایف نیز 86/2 از 5 بود. به غیر از بعد توجه به رقیب، ازنظر میزان بازارگرایی، توجه به مشتری و هماهنگی بین وظایف، تفاوت معنادار آماری دیده شد (05/0>p).
نتیجهگیری: این بیمارستانها از نظر میزان بازارگرایی، مشتریگرایی و توجه به رقیب به ترتیب در وضعیت متوسط، بالاتر و کمتر از متوسط هستند. برای بدست آوردن بازار خدمات پرسود، بیمارستانها باید برنامه راهبردی در مقابل رقبا پیاده و وظایف کارکنان را در جهت تقویت بازارگرایی هدایت کنند.
لیلا حسینی قوام آباد، عباس وثوق مقدم، روح الله زابلی، محسن اعرابی،
دوره 19، شماره 4 - ( 10-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: حاکمیت بالینی یکی از چارچوبهای مهم در زمینه ارتقا مستمر کیفیت و ایمنی در نظامهای بهداشتی و درمانی به شمار میرود. شناسایی محورهای این رویکرد با توجه به شرایط بومی، از اولویتهای مهم نظام سلامت است. مطالعه حاضر با هدف شناسایی دیدگاه ذینفعان در خصوص محورهای حاکمیت بالینی در مراقبتهای اولیه سلامت انجام گردید.
مواد و روشها: مطالعهی حاضر از نوع کیفی است که با روش تحلیل چارچوب مفهومی در سال 1398-1399 انجام شد. جامعه آماری مطالعه افراد کلیدی سیاستگذار وزارت بهداشت، معاونت بهداشتی دانشگاه، شبکه بهداشت و درمان شهرستان، انجمن پزشکان خانواده، پزشکان خانواده و مرکز پژوهشهای مجلس بودند. مشارکتکنندگان در این پژوهش به صورت هدفمند و گلوله برفی وارد مطالعه شدند. دادهها از طریق مصاحبهی نیمه ساختاریافته جمعآوری و تحلیل و کدگذاری آنها با کمک نرمافزار 11 MAXQDA انجام شد.
نتایج: با توجه به بررسی دیدگاه مصاحبهشوندگان، یافتههای پژوهش در 4 بعد اصلی: ابعاد حاکمیت بالینی، پیشنیازها و ساختارها، متولیان تصمیم گیر و ابعاد سنجش کیفیت و ایمنی، دستهبندی و در 17 درونمایه فرعی که شامل: مشارکت جامعه، ممیزی بالینی، اثربخشی بالینی، مدیریت کارکنان، آموزش، استفاده از اطلاعات، مدیریت خطر، راهنماها و دستورالعملها، ارتقاء شاخصهای سلامت، تجهیزات و امکانات، نظام ارجاع، تأمین مالی، متولیان دخیل در سیاستگذاری، اثربخشی، کارایی، انسانی بودن خدمات و عدالت بودند، شناسایی و استخراج گردیدند.
نتیجهگیری: با توجه به یافتهها جهت تسهیل اجرای حاکمیت بالینی راهکارهایی مانند زیرساختهای مناسب، تعهد مدیران، فرهنگ حمایتی، دانش کافی، پایش و ارزشیابی، فرهنگسازی مناسب، امکانات و تجهیزات و منابع مالی کافی پیشنهاد میگردد.
سجاد مشکی، شقایق وحدت، سمیه حسام،
دوره 19، شماره 4 - ( 10-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی علل مراجعه مجدد بیماران به بیمارستانهای تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی بم در سال 1398 انجام گرفته است.
مواد و روشها: پژوهش حاضر از نوع توصیفی تحلیلی بوده و جامعه پژوهش آن بیمارانی بوده است که در بیمارستانهای پاستور بم، جوادالائمه شهرستان نرماشیر و آیتالله هاشمیرفسنجانی شهرستان ریگان در بازه زمانی سال 1398، مراجعه مجدد داشتند. در این پژوهش، 312 پرونده بیمار به عنوان نمونه پژوهش به صورت تصادفی انتخاب گردید. ابزار جمعآوری اطلاعات چکلیست بود. تجزیهوتحلیل اطلاعات توسط نرمافزار SPSS نسخه 23 و با استفاده از آزمونهای توصیفی و تحلیلی (کای اسکوئر و تحلیل واریانس یکطرفه) انجام شد.
نتایج: بر اساس یافتههای مطالعه 34 درصد از مراجعات مجدد در بخش داخلی بودند. میانگین هزینههای بستری مراجعه مجدد برابر با 17،265،353 ریال بود. بیشترین علل مراجعات مجدد بیماری جدید (2/46 درصد) و عود بیماری (8/39 درصد) بوده است. یافتههای حاصل از آمار استنباطی رابطه معنیداری بین علل مراجعه مجدد با جنسیت (566/0=P)، سن (065/0=P) و هزینهها (625/0=P) نشان نداد اما بین علل مراجعه مجدد با وضعیت تأهل (049/0=P) رابطه معنیداری وجود داشت و افراد متأهل مراجعه مجدد بیشتری نسبت به افراد مجرد داشتند.
نتیجه گیری: لازم است به بخشی از مراجعات مجدد که مربوط به عود بیماری میباشد توجه بیشتری شود و با استاندارد نمودن فرایندها و ابزارهای بیمارستانی و آموزش کارکنان و استفاده از روشهای نوین تشخیص و درمان از بروز اینگونه از مراجعات مجدد جلوگیری نموده و کیفیت خدمات درمانی را افزایش داد.
سراج الدین گری، سعید بینات،
دوره 19، شماره 4 - ( 10-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: در ایران، نظام اعتباربخشی عمدتاً بر بیمارستانها متمرکزشده و هنوز موفق به ارائه استانداردهایی برای مراکز درمانی مستقل مانند درمانگاههای مستقل نشده است. مطالعه حاضر به گزارش تدوین چارچوب اعتباربخشی برای درمانگاههای مستقل وابسته به نیروهای مسلح کشور پرداخته است.
مواد و روشها: این سند یک مطالعه ترکیبی (کیفی-کمی) را گزارش نموده است. توافق متخصصین (30 نفر) در مورد نتایج حاصل از یک مرور نظاممند (201 گویه) با استفاده از پرسشنامه و سه جلسه متخصصین کسب گردید. ضروری بودن هریک از گویهها با روش نسبت روایی محتوا و وزن استانداردها و سرفصلها بر اساس میانگین محاسبه گردید.
نتایج: 201 گویه موجود، به 75 استاندارد در 13 سرفصل به عنوان استانداردهای نهایی به همراه وزن هر یک از آنها تبدیل گردید.
نتیجهگیری: این چارچوب میتواند بهعنوان ابزار مقایسه در میان مراکز درمانی مستقل بکار گرفته شود و برای اجرای آن تربیت ارزیابان، تمهید پیشنیازهای قانونی و سازمانی ضروری است.
هیوا میرزایی، حجت رحمانی، محمد عرب، جلال سعید پور،
دوره 20، شماره 1 - ( 3-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: گردشگری پزشکی سالهاست در کشور ما موردتوجه است. ورود بیماران بینالملل به کشور موجب رونق بخش گردشگری پزشکی میگردد ولی بایستی زیرساختهای لازم برای این امر ایجاد گردد. دستورالعمل تأسیس واحد بیماران بینالملل یکی از زیرساختهای قانونی برای استانداردسازی این حوزه میباشد. لذا این پژوهش با هدف تحلیل استراتژیک استقرار واحد بیماران بینالملل در بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد.
مواد و روشها: این مطالعه ترکیبی در سال 1398 در سه بیمارستان دانشگاه علوم پزشکی تهران که مجوز راهاندازی این واحد را داشتند انجام گرفت. در هر بیمارستان با افراد صاحبنظر در این زمینه مصاحبه عمیق صورت گرفت. سپس دادهها در چهار دسته نقاط قوت، نقاط ضعف، فرصتها و تهدیدها دستهبندی شد و با توجه به نتایج حاصل از تکنیک SWOT راهبردهای لازم ارائه گردید.
نتایج: فرصتهایی شامل هزینه پایین خدمات پزشکی در ایران، کمارزش بودن ریال و پیوندهای سیاسی و مذهبی با کشورهای منطقه وجود دارند. تهدیدهای مهم هم عبارت بودند از وجود رقبای حرفهای، فعالیت گسترده دلالان و وجود تعداد زیادی متولی برای این صنعت در داخل کشور. در آخر راهبردهای مناسب برای هر بیمارستان ارائه شد.
نتیجهگیری: این بازار در کشور ما با تهدیدهای زیادی مواجه است و نیازمند سیاستگذاریهای متناسب با شرایط موجود و اقدامات فوری میباشد. همچنین نتایج نشان داد که دو بیمارستان در حالت رقابتی و یک بیمارستان در حالت تدافعی قرار دارد.
محمود نکویی مقدم، آناهیتا بهزادی، خلیل کلوانی، زهرا نادرخواه،
دوره 20، شماره 1 - ( 3-1400 )
چکیده
مقدمه: برندینگ و بازاریابی یکی از نیازهای اساسی هر سازمان برای بقا و بالا بردن کیفیت محصولات و خدمات ارائه شده میباشد. امروزه حیطه کاربرد بازاریابی به سازمانهای بهداشتی و درمانی نیز رسیده و یکی از الزامات مهم برای ارتقای کیفیت خدمات سلامت ارائه شدهی بیمارستانها میباشد. هدف پژوهش حاضر بررسی عوامل مؤثر بر ارزش ویژه برند مبتنی بر مشتری در بیمارستان می باشد.
مواد و روشها: پژوهش حاضر از نوع توصیفی_تحلیلی بود. نمونه ایﻦ ﭘﮋوﻫﺶ، 350 ﻧﻔﺮ از بیماران بیمارستانهای خصوصی منتخب شهر تهران و کرمان در سال 1399 ﺑﻮد که با روش نمونهگیری تصادفی طبقهای انتخاب ﺷﺪند. اطلاعات نمونه منتخب ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از پرﺳﺸﻨﺎﻣﻪ مطالعهی چاهال و بالا که روایی و پایایی آن محاسبه شد جمعآوری ﮔﺮدیﺪ. ﺟﻬﺖ تجزیهوتحلیل دادهها از ورژن 14 نرمافزار Stata استفاده ﺷﺪ.
نتایج: میانگین ارزش ویژه برند مبتنی بر مشتری در گروه زنان و نیز گروه تحصیلی کمتر از دیپلم و گروه جراحی بیشتر بود. همچنین ارزش ویژه برند مبتنی بر مشتری از نظر جنسیت، نوع بیمه، علت بستری و میزان تحصیلات بین طبقات مختلف، اختلاف معناداری وجود داشت. ابعاد مختلف ارزش برند بیمارستان شامل کیفیت درک شده (در حد متوسط)، وفاداری بیمار (در حد متوسط)، تصویر برندینگ (در حد خوب) و ارزش برند خدمات (در حد خیلی خوب) ارزیابی شدند و میانگین ارزش ویژه برند مبتنی بر مشتری در حد بالایی قرار داشت.
نتیجهگیری: بیمارستانها با ارتقا خدمات ارائه شدهی خود از طریق ارتقا کیفیت و ارتقا تصویر برندینگ و ارزش برند خدمات، میتوانند در جهت جذب و حفظ بیماران و نیز ایجاد مزیت رقابتی نسبت به بیمارستانهای دیگر گام بردارند. نتایج این مطالعه نشان از تاثیر مثبت کیفیت درک شده، وفاداری بیمار، تصویر برند و ارزش برند خدمات بر ارزش ویژه برند مبتنی بر مشتری دارد.
حسین دهقان زاده، محمد مسگرپور، سیدمرتضی حسینی شکوه، محمدکریم بهادری، جواد خوش منظر،
دوره 20، شماره 1 - ( 3-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به ضرورت قانونی تغییر رویکرد دانشگاهها از نظام بودجهریزی سنتی به نظام بودجهریزی عملیاتی، این شیوه از بودجهریزی با چالشهایی همراه است. این مطالعه با هدف امکانسنجی و اولویتبندی ابعاد بودجهریزی عملیاتی در یک دانشگاه علوم پزشکی نظامی انجام شد.
مواد و روشها: مطالعه به صورت توصیفی-تحلیلی در سال 99 در دو مرحله انجام شد. در مرحله اول 68 نفر از مدیران، کارکنان و کارشناسان معاونت طرح و برنامه و امور مالی دانشگاه علوم پزشکی به روش سرشماری و در مرحله دوم 10 نفر از خبرگان به صورت هدفمند وارد مطالعه شدند. ابزار گردآوری دادهها دو پرسشنامه روا و پایا بود. دادهها در مرحله اول با استفاده از آزمون t و نرمافزار SPSS و در مرحله دوم با رویکرد AHP و نرمافزار Expert Choice تجزیهوتحلیل شد.
نتایج: میانگین نمره کلی بودجهریزی عملیاتی و هر یک از ابعاد توانایی، اختیار و پذیرش بودجهریزی عملیاتی به ترتیب 3/2، 39/2، 38/2 و 31/2 و در سطح نامطلوب قرار داشت (05/0> P). همچنین معیار توانایی با وزن 547/0، پذیرش با وزن 244/0 و اختیار با وزن 209/0 به ترتیب بیشترین وزن و اهمیت را در پیادهسازی نظام بودجهریزی عملیاتی دارند.
نتیجهگیری: بر اساس نتایج توجه به سه بعد اصلی توانایی، اختیار و پذیرش در پیادهسازی بودجهریزی عملیاتی در جامعه موردمطالعه ضروری است هر چند توجه به بعد توانائی و اجزاء آن شامل توانائی نیروی انسانی، توانائی فنی و توانائی ارزیابی عملکرد از اهمیت بیشتری برخوردار است.
آزاده صبح خیز کوزه کنان، زهرا حاجی انزهائی، فریده اشرف گنجوئی، محمدحسین پورغریب شاهی،
دوره 20، شماره 1 - ( 3-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه در نظام اطلاعات پزشکی، دادههای گوناگونی ذخیره شدهاند تا در مواقع لزوم تجزیهوتحلیل شده یا بازیابی شوند؛ لذا این پژوهش باهدف تعیین نیازمندیهای ذینفعان سامانه مدیریت اطلاعاتی پزشکی ورزشکاران بر اساس استانداردهای بینالمللی انجام شد.
مواد و روشها: جامعه پژوهش شامل ورزشکاران، ارائهدهندگان خدمات بالینی و مدیران مراکز پزشکی ورزشی کشور ایران بود. در این پژوهش، از جداول مقایسهای کشورهای منتخب، برای نیازسنجی از ذینفعان استفاده شد و بهصورت ترکیبی بود. برای تحلیل دادههای حاصل از پرسشنامه، تعداد پاسخهای کسبشده هر مؤلفه بر اساس مقیاس لیکرت مشخص و با توجه به فراوانی پاسخهای مربوط به گزینهها، درصد هر یک محاسبه شد و مؤلفههایی که توافق جمعی کاربران بیش از 50 درصد بود انتخاب شد.
نتایج: مجموعه داده اولیه، اجزاء کلی سامانه و موجودیتهای اولیه سامانه پرونده اطلاعات پزشکی ورزشی ورزشکاران را مشخص نمود. نتایج نشان داد که بیشترین توافق جمعی در مورد وجود نوع آلرژی دارویی و بیماری دیابت در سابقه بیماری خانواده در پرونده سلامت فردی ورزشکاران و کمترین توافق در مورد نحوه ورود به تیم حاصل شد. نیازهای ذینفعان در مقایسه با کشورهای منتخب، شامل جزئیات بیشتری از جمله اطلاعات سلامت روان بود که در مجموعه داده کشورهای منتخب، به آن توجه چندانی نشده بود.
نتیجهگیری: به نظر میرسد بر اساس یافتهها، دسترسی فرد به اطلاعات پزشکی ورزشی، نکته کلیدی است و فرد میتواند در یک درمان بیمارمحور، اطلاعات خود، مشکلات و نیازهای سلامت مرتبط با خود را مشاهده و دریافت نماید.
یوسف عیوضی، یداله حمیدی، علی اکبر فضائلی،
دوره 20، شماره 1 - ( 3-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: شاخص پذیرش غیر مقتضی و شاخص روز بستری غیر مقتضی، دو نشانه نامطلوب از نظر کنترل هزینههای بیمارستانی محسوب میشوند. این پژوهش با هدف تعیین میزان پذیرش و بستری غیر مقتضی و عوامل مرتبط با آن در بیمارستان شهدا کرمانشاه انجام شده است.
مواد و روشها: در این مطالعه توصیفی تحلیلی، جامعه آماری موردمطالعه بیماران بستریشده در بخشهای مختلف بیمارستان شهدا کرمانشاه در سال 1397 بوده است. 245 پرونده بیمار بستری با استفاده از فرمول کوکران و به روش نمونهگیری تصادفی طبقهبندیشده، انتخاب شدند. برای ارزیابی میزان پذیرش و بستری غیر مقتضی از پروتکل ارزیابی مناسب (AEP) استفاده گردید. ارتباط متغیرهای سن، جنس، نوع پذیرش، نوع بخش بستری، نوع درمان، میزان پوشش هزینه بستری بیمه، محل سکونت، با میزان پذیرش و بستری غیر مقتضی با استفاده از نرمافزار spss16 بررسی شد.
نتایج: 7/5% از پذیرشها و 4/21% از روز بستریها غیر مقتضی به دست آمد. پذیرش غیر مقتضی با جنسیت، نوع درمان از نظر جراحی یا طبی و نوع بخش بستری بهطور معنادار مرتبط بود. روز بستریهای غیر مقتضی نیز با نوع بخش بستری، نوع درمان و محل سکونت ارتباط معنادار داشت.
نتیجهگیری: با مشخص شدن میزان پذیرشها و بستریهای غیر مقتضی و عوامل مرتبط با آن برای سیاستگذاران و مدیران بیمارستانها و سازمانهای بیمهگر با اتخاذ تصمیمات مناسب، میتوان بدون کاهش کیفیت خدمات درمانی بیمارستانها، از هزینههای غیرضروری جلوگیری کرد.
سمانه داودآبادی، محمدحسن احمدپور، امیراشکان نصیری پور، حسین شهنوازی،
دوره 20، شماره 1 - ( 3-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر برنامهریزی استراتژیک منابع انسانی بر عملکرد کارکنان بیمارستان شهدای تجریش تهران انجام شده است.
مواد و روشها: این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی - عملی و از نظر ماهیت و روش توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل تمامی کارکنان دائم بیمارستان شهدای تجریش میباشد که با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی ساده و با توجه به فرمول کوکران، تعداد 184 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. در این پژوهش از پرسشنامه مدیریت استراتژیک منابع انسانی و پرسشنامه عملکرد برای جمعآوری دادهها استفاده شد. برای تائید روایی پرسشنامه، از نظرات خبرگان و برای سنجش پایایی از نرمافزار spss استفاده شد و آلفای کرونباخ 868/0 و 751/0 به دست آمد. جهت تجزیهوتحلیل دادهها از نرمافزار spss و رگرسیون خطی ساده استفاده گردید.
نتایج: نتایج نشان داد برنامهریزی، تأمین، توسعه، مدیریت عملکرد، پاداش و روابط کارکنان بر عملکرد کارکنان بیمارستان شهدای تجریش تهران تأثیر معناداری دارد.
نتیجهگیری: ازآنجاکه نتایج تحقیق حاکی از ارتباط بسیار قوی بین مدیریت استراتژیک منابع انسانی و عملکرد سازمان در بیمارستان شهدای تجریش میباشد لازم در مراکز بهداشتی و درمانی به امر مدیریت منابع انسانی توجه کافی مبذول گردد. همچنین لازم است به مقولاتی همچون آموزش و توسعه انسانی، تعامل و ارتباط مؤثر با کارکنان و کارمند یابی و استخدام توجه ویژهای اعمال گردد.
کامران ایراندوست، جعفر یحیوی دیزج، هیوا میرزایی، فاروق نعمانی،
دوره 20، شماره 2 - ( 6-1400 )
چکیده
مقدمه: ارائه خدمات به عنوان ملموسترین کارکرد نظام سلامت شناخته میشود و بیمارستانها بارزترین نمود این عملکرد میباشند. همچنین یکی از مهمترین عوامل ایجاد هزینههای کمرشکن سلامت، استفاده از خدمات بیمارستانی است؛ لذا در مطالعه حاضر تلاش شده است که به توصیف سهم هزینههای خدمات بیمارستانی از کل مخارج سلامت خانوار پرداخته شود.
مواد و روشها: مطالعه توصیفی حاضر، با استفاده از دادههای پیمایشی سالانه هزینه درآمد خانوار مرکز آمار ایران، برای دوره مطالعاتی 1390 تا 1394 به صورت گذشتهنگر انجام شد. بر اساس الگوی طراحی شده سهم هزینه خدمات بیمارستانی از هزینههای سلامت خانوار به تفکیک سال و نوع خدمات در مناطق شهری و روستایی مورد بررسی قرار گرفت.
نتایج: به طور متوسط 5/18 درصد خانوارها از خدمات بیمارستانی استفاده کرده بودند و نزدیک به 7/28 درصد از هزینههای سلامت خانوار صرف دریافت خدمات سلامت از بیمارستانها شده بود. به طور متوسط هزینه خدمات پزشکی بیمارستانی خانوارها در مناطق شهری 4/92 درصد و در مناطق روستایی 4/91 درصد بوده است. به طور متوسط 51 درصد هزینه خدمات پزشکی خانوارها در بیمارستان مربوط به بیمارستانهای عمومی است و بیشترین هزینه صرف شده توسط خانوارها در بیمارستانهای عمومی دولتی به اعمال جراحی اختصاص دارد.
نتیجهگیری: سهم هزینهای خدمات بیمارستانی و میزان استفاده از این خدمات در بین خانوارهای ایرانی قابل توجه است که ممکن است منجر به فقر و هزینههای کمرشکن ناشی از سلامت را به همراه داشته باشد. لذا لازم است تصمیمگیرندگان حوزه سلامت سیاستهایی مبتنی بر شواهد را برای مدیریت و کنترل این بخش از هزینههای سلامت طراحی و به کار گیرند
بهاره رحمانی منشادی، بختیار استادی، امیر حسین جلالی،
دوره 20، شماره 2 - ( 6-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: لیست انتظار لیستی از بیماران انتخابی در صف عمل جراحی است. اگر تقاضا بیش از ظرفیت باشد، لیست انتظار به سرعت رشد میکند که ممکن است منجر به انتظار غیرقابلقبول برای بیماران شود، خصوصاً آنهایی که به مراقبتهای حاد پزشکی نیاز دارند. کاهش زمان انتظار دریافت خدمات درمانی از جمله جراحی قلب از چالشهای نظام سلامت است. مطالعه حاضر با شناسایی راهکاری مؤثر برای کاهش طول صف بیماران کاندید جراحی قلب انجام شده است.
مواد و روشها: در این مقاله به بررسی و بهبود فرآیند نوبتدهی جراحی قلب باز بیمارستان شهید رجایی با رویکرد شبیهسازی گسسته پیشامد در نرمافزار شبیهسازی Arena پرداخته شد. بعد از طراحی فرآیند، گلوگاههای موجود منجر به مدتزمان انتظار زیاد بیماران شناسایی شد. زمان انتظار و تعداد بیماران ملاقات شده به عنوان تابع هدف تعیین شد و با ارائه سناریوهای بهبود و انتخاب بهترین سناریو جریان بیماران بهبود داده شد.
نتایج: نتایج شبیهسازی روی 66 بیمار انتخابی در 7 ماه از مهر 1399 تا 7 اردیبهشت 1400 نشان داده است که سناریو شماره 10 دارای بیشترین بهبود در معیارهای عملکرد است اما به علت محدودیتهای سیستم سناریو شماره 2 انتخاب گردید. اجرای این سناریو میتواند مدتزمان انتظار را 40 درصد کاهش دهد و باعث افزایش 21 درصدی تعداد بیماران شود.
نتیجهگیری: روشهای اولویتبندی بیماران باعث میشوند که بیماران با نیازهای بالاتر خدمات بیشتری را نسبت به افراد با نیاز فوری کمتری دریافت کنند اگرچه مدتزمان انتظار طولانی برای بیماران با نیاز فوری کم را نیز باعث میشود.
مرتضی حیدری مظفر، امین پاک،
دوره 20، شماره 2 - ( 6-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: ارائه خدمات درمانی و توزیع داروهای آگونیستی در مراکز درمان سوءمصرف مواد باعث کمتوجهی به برنامه درمان بیماران و تمرکز بیشتر به توزیع دارو گردیده است. بهمنظور تفکیک ارائه خدمات درمانی و دارویی به مددجویان ترک اعتیاد در این مراکز، پژوهشی با هدف مکانگزینی داروخانه منتخب جهت توزیع داروهای آگونیستی در منطقه 21 شهرداری تهران با رویکرد مکانی طرحریزیشده است.
مواد و روشها: این پژوهش از نوع کاربردی و به لحاظ روش از نوع توصیفی - تحلیلی میباشد. دادههای مکانی و توصیفی موردنیاز از طریق شهرداری تهران و معاونتهای درمان و غذا و دارو دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی ایران اخذ و با استفاده از نرمافزار ArcGIS و توابع تخمین تراکم کرنل، تحلیل سلسله مراتبی و مدل مکان – تخصیص در دو حالت منطقهای و ناحیهای با پوشش حداکثری مراکز سوءمصرف مواد موردبررسی و با استفاده از نرمافزار آماری SPSS و آزمون T نتایج مقایسه شدهاند.
نتایج: نتایج مکانیابی به روش تحلیل سلسله مراتبی و منطق فازی، نشان میدهد که کلیه داروخانههای موجود در منطقه مطالعاتی در محدودههای حائز شرایط انتخاب داروخانه توزیعکننده داروهای آگونیستی واقع شدهاند. همچنین نتایج مدل مکان – تخصیص نشان میدهد متوسط زمان و مسافت اقلیدسی دسترسی به داروخانه منتخب منطقهای به ترتیب 17 دقیقه و 9/5 کیلومتر و ناحیهای به ترتیب 2 دقیقه و 7/0 کیلومتر میباشد.
نتیجهگیری: تفکیک خدمات درمانی و توزیع داروهای آگونیستی امری ضروری است. همچنین توزیع داروهای آگونیستی از طریق داروخانههای منتخب ناحیهای باعث افزایش دسترسی به دارو و رضایتمندی مددجویان میگردد.
علیرضا گلابدوست، عباس منوریان، عباس نرگسیان،
دوره 20، شماره 2 - ( 6-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: رسانههای اجتماعی یکی از ابزارهای کمهزینه است که توسط بسیاری از سازمانها مورداستفاده قرار میگیرد. هدف از این تحقیق کیفی ارائه مدل پاسخگویی عمومی مبتنی بر بهکارگیری رسانههای اجتماعی در دانشگاههای دولتی علوم پزشکی شهر تهران است.
مواد و روشها: پژوهش حاضر با استفاده از روش داده بنیاد تحلیل موقعیت کلارک صورت پذیرفت. برای استخراج مؤلفههای اصلی این مدل با 21 نفر از خبرگان در سال 1400 مصاحبههای عمیقی انجام شده است. افراد مورد مطالعه این تحقیق را مدیران و کارشناسان دانشگاههای پزشکی شهر تهران (تهران، شهید بهشتی، ایران) تشکیل دادند که مشارکتکنندگان با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند از نوع نمونهگیری نظری انتخاب شدند.
نتایج: تحلیل موقعیت پاسخگویی در دانشگاههای علوم پزشکی نشان داد عرصه اصلی و تعیینکننده «دولت» است. این عرصه در دل خود «وزارت بهداشت» را دارد. عرصه سوم، خود «دانشگاههای علوم پزشکی» و جهانهای اجتماعی فعال در آن است. عرصه چهارم، «واحدهای روابط عمومی» است، اما در گوشه این عرصههای متداخل، عرصه «جامعه مخاطب» قرار دارد.
نتیجهگیری: اساس و پایه پاسخگویی بر دادن گزارش و اطلاعات است. دانشگاهها بایستی آزادی عمل لازم را به کارکنان خود در ارائه گزارش مستقیم بدهند. با توجه به یافتههای پژوهش پیشنهاد میشود که با شکلدهی یک دپارتمان تخصصی روابط عمومی در رابطه با پاسخگویی عمومی علاوه بر شناسایی ظرفیتها، نسبت به رفع موانع موجود اقدام نمایند.