جستجو در مقالات منتشر شده


352 نتیجه برای نوع مطالعه: مقاله ی اصیل

مهدی حسینی، احد نوروززاده، فاطمه حسینی،
دوره 23، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: فناوری دیجیتال شامل ایجاد و استفاده از سیستم‌ها، دستگاه‌ها و روش‌های دیجیتال یا رایانه‌ای در انجام فعالیت‌های سازمانی می‌باشد. تحقیقات در زمینه پذیرش فناوری دیجیتال در حوزه سلامت کم بوده و عمدتاً بر عوامل ساختاری متمرکز بوده‌اند. با توجه به اینکه پذیرش فناوری در نهایت توسط نیروی انسانی صورت خواهد گرفت و مقوله‌های رفتاری نقش تعیین‌کننده‌ای در این پذیرش ایفا خواهند کرد، هدف پژوهش حاضر شناسایی مهم‌ترین موانع رفتاری پذیرش فناوری‌های دیجیتال در حوزه سلامت می‌باشد.
مواد و روش‌ها: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، پیمایشی می‌باشد. این پژوهش طی سه مرحله اجرا شده است. این مراحل عبارت‌اند از: شناسایی مهم‌ترین موانع رفتاری پذیرش فناوری‌های دیجیتال در حوزه سلامت، طراحی مدل این موانع با روش مدل‌سازی تفسیری ساختاری و در نهایت، آزمون فرضیه‌های حاصل از این مدل در یک نمونه 302 نفری.
نتایج: طبق مدل طراحی شده، موانع رفتاری پذیرش فناوری‌های دیجیتال در حوزه سلامت عبارت‌اند از: کمبود سواد فناوری دیجیتال، پایین بودن ارزش درک شده فناوری، ریسک ادراک شده بالای استفاده از فناوری، نگرش منفی، مقاومت در برابر تغییر و عدم پذیرش فناوری دیجیتال. بر مبنای این مدل شش فرضیه پژوهشی تدوین گردید و برای آزمون فرضیه‌ها از تحلیل رگرسیون استفاده شد. طبق نتایج، تمامی فرضیه‌ها تائید شدند.
نتیجه‌گیری: کمبود سواد فناوری دیجیتال، اصلی‌ترین مانع پیش روی پذیرش فناوری دیجیتال در حوزه سلامت می‌باشد. لذا جهت رفع این مانع پیشنهاداتی از جمله انجام پژوهش در مورد وضعیت سواد فناوری دیجیتال و برگزاری دوره‌های آموزشی به منظور ارتقاء سواد فناوری دیجیتال قابل طرح می‌باشد.
فاطمه محمدی، حسین درگاهی، سارا امامقلی پور سفید دشتی، محمدمهدی علاءالدین،
دوره 23، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: پیشرفت سریع در زمینه‌های گوناگون علمی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، صنعت بهداشت و درمان را نیز دستخوش تغییرات عظیمی کرده است. سازمان بهداشت جهانی، توسعه تجهیزات و لوازم و ملزومات پزشکی را برای کاهش نابرابری‌ها بهداشتی و دستیابی به اهداف نظام سلامت ضروری دانسته و به کشورهای عضو توصیه کرده است تا بخش اعظمی از هزینه‌های نظام سلامت را به این امر اختصاص دهند. لذا مطالعه حاضر با هدف تعیین سهم هزینه‌های دارو و ملزومات مصرفی پزشکی از کل هزینه‌های نظام سلامت ایران انجام شده است.
مواد و روش‌ها: این مطالعه از نوع توصیفی، مقطعی و گذشته‌نگر است که به جمع‌آوری و تحلیل داده‌های سوابق پزشکی بیماران سرپایی و بستری در طول سال‌های 1397 تا 1399 پرداخته است. هزینه‌های وسایل و لوازم مصرفی ترکیبی در نظام سلامت، از داده‌های حساب‌های ملی سلامت و داشبورد SPAS استخراج شد. سپس تحلیل آماری پیشرفته با استفاده از نرم‌افزار اکسل برای تعیین سهم هزینه‌های بهداشتی درمانی و هزینه‌های دارو و لوازم مصرفی ترکیبی در نظام سلامت انجام شد.
نتایج: در طی سال‌های 1397 لغایت 1399، هزینه‌های دارو و لوازم مصرفی پزشکی برای بیماران بستری 12% از هزینه‌های کل سلامت را تشکیل می‌دهد که به طور سالانه 8/1% کاهش داشته است. همچنین هزینه‌های سرپایی 5/19% از کل هزینه‌ها را به خود اختصاص داده که به طور سالانه 7/0% افزایش دارد. بیمه سلامت پایه حدود 3/10% از بودجه خود را برای این هزینه‌ها تخصیص داده است که به طور کلی برابر با 5/31% از هزینه‌های کل نظام بهداشتی درمانی کشور است.
نتیجه‌گیری: مدیریت مؤثر زنجیره تأمین و برنامه‌ریزی استراتژیک برای کاهش وابستگی به واردات، پاسخگویی مناسب به تقاضاهای فزاینده بهداشتی درمانی، نظارت و پایش بر قیمت‌های دارو و ملزومات مصرفی پزشکی و کاهش اثرات سوء تورم، تحریم و کمبود نقدینگی، افزایش سهم بودجه بهداشت و درمان از تولید ناخالص داخلی و گسترش پوشش بیمه‌ای به منظور ایجاد حفاظت مالی از افراد جامعه و دستیابی به پوشش همگانی سلامت را در نظام سلامت بسیار حیاتی است.
نیوشا پورسعادت، محمد علی چراغی، مریم اسماعیلی، فاطمه حاجی بابایی،
دوره 24، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: یکی از ابعاد زیبایی‌شناسی در مدیریت و رهبری پرستاری، به‌کارگیری عناصر زیباشناختی در تنظیم اسناد و مصنوعات سازمانی است؛ این اسناد و مصنوعات سازمانی نمودی از زیبایی در ساختار ظاهری و محتوای معنایی محیط نظام سلامت‌اند که توسط ارائه‌دهندگان خدمات سلامت خلق و از سوی ذی‌نفعان دریافت و درک می‌شوند. این مطالعه با هدف تبیین جایگاه زیبایی‌شناسی در اسناد و مصنوعات سازمانی از منظر مدیران و رهبران پرستاری در دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد.
مواد و روش‌ها: این مطالعه کیفی با روش تحلیل محتوای مرسوم و رویکرد گرانهایم و لاندمن در سال ۱۴۰۲ انجام شد. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های فردیِ عمیق نیمه‌ساختارمند و چهره‌به‌چهره با تیم مدیریت و رهبری پرستاری بیمارستان‌های دانشگاه علوم پزشکی تهران جمع‌آوری شد. نمونه‌گیری هدفمند و گلوله‌برفی بود و در مجموع ۲۸ مصاحبه انجام شد. تحلیل شامل بررسی تفکر و روح جاری در تنظیم اسناد و محیط‌آرایی سازمان از طریق مصاحبه، صدای تصاویر و مشاهده میدانی بود.
نتایج: از مجموع ۲۸ مصاحبه، ۱۹۱ کد استخراج شد که در شش طبقه شامل حفظ و نگهداشت، استانداردسازی، پاکیزه و زیبا‌سازی، نظم و ترتیب، سازماندهی و والایی دسته‌بندی شدند.
نتیجه‌گیری: روح جاری زیبایی‌شناسی رهبران زیباشناخت‌گرا در تنظیم اسناد و ایجاد زیست سازمانی زیباشناخت‌گرا توسط ذی‌نفعان احساس می‌شود. این تجربه باعث لطافت در پندار، گفتار و کردار ارائه‌دهندگان و گیرندگان خدمات سلامت شده، مراقبت پرستاری زیباشناخت‌گرا را تسهیل و احساس در خانه بودن را برای بیماران به ارمغان می‌آورد.
سارا امامقلی پور، فاطمه محمدی، بهزاد راعی،
دوره 24، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: ارزیابی کارایی بیمارستان‌ها به عنوان ابزار مؤثری برای سنجش آمادگی و واکنش نظام سلامت در مواجهه با بحران‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد. لذا مطالعه حاضر، کارایی و عملکرد بیمارستان‌های دانشگاه علوم پزشکی تهران را در مواجهه با کووید، طی سال‌های ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۱ را مورد بررسی قرار داده‌است.
مواد و روش‌ها: در مطالعه حاضر کارایی بیمارستان‌ها با استفاده از روش پابون لاسو طی بازه زمانی 1401-1398 مورد بررسی قرار گرفته و ضریب همبستگی بین تغییر در پذیرش‌های کووید-19 با تغییر در هزینه‌های بیمارستان‌ها، دریافتی‌های بیمارستان‌ها، متوسط طول مدت اقامت و درصد اشغال تخت، محاسبه شده است.
نتایج: شیوع کووید-۱۹ موجب بهبود موقت در شاخص‌های عملکردی و بهره‌برداری بهینه از منابع بیمارستانی شد اما پس از فروکش بحران، بیمارستان‌ها مجدداً به ساختار ناکارآمد گذشته بازگشتند. در سال ۱۴۰۱، ۱۴٪ از بیمارستان‌ها در ناحیه کارا (3) و 21% در ناحیه 2 قرار گرفتند که نسبت به 1398 تغییری نداشته است. همچنین در سال 1401، تعداد بیمارستان‌ها در مناطق 1 و 4 به ترتیب، 33 درصد افزایش و 17 درصد کاهش داشته‌‌اند. همچنین افزایش پذیرش بیماران کووید با افزایش هزینه‌ها و یارانه‌های دریافتی همراه بوده اما تأثیر قابل‌توجهی بر درآمد مستقیم بیمارستان‌ها از بیماران نداشته است و تأثیرات عملکردی محدود به کاهش جزئی مدت بستری و افزایش اندک درصد اشغال تخت‌ها بوده است.
نتیجه‌گیری: یافته‌ها نشان‌دهنده نبود سازوکار لازم برای تثبیت دستاوردهای مدیریت بحران و ارتقاء پایدار کارایی است. آمادگی سیستم سلامت در مواجهه با بحران‌ها از طریق بهره‌گیری مستمر از تجارب بحرانی، برنامه‌ریزی پیشگیرانه، تأمین منابع و ایجاد سازوکارهایی برای حفظ و ارتقاء بهره‌وری در تمامی شرایط قابل انجام است؛ بنابراین مدیریت بحران نباید صرفاً پاسخی مقطعی باشد، بلکه باید بخشی از رویکرد راهبردی و ساختار دائمی سازمان‌های درمانی محسوب گردد.


مجید صفایی لاری، علی اکبر محمدی، حمید رئیسی، زکیه رئیسی،
دوره 24، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: در ایران، صندوق رفاه دانشجویان وزارت بهداشت متولی ارائه تسهیلات مالی به دانشجویان علوم پزشکی می‌باشد. با توجه به رشد تقاضا برای این خدمات و محدودیت منابع مالی دولت، محاسبه هزینه تمامشده این تسهیلات از اهمیت فزایندهای برخوردار است.
مواد و روشها: پژوهش حاضر از نوع کاربردی، توصیفی و هزینه‌یابی گذشته‌نگر است و از دیدگاه صندوق رفاه دانشجویان وزارت بهداشت انجام شده است. جامعه پژوهش شامل کلیه اسناد تسهیلات دانشجویی می‌باشد. داده‌های مربوط به سال مالی ۱۴۰3 و تنها وام‌های در حال اجرا و قابل پرداخت در این سال مورد بررسی قرار گرفت. برای محاسبه هزینه تمام شده از روش ترکیبی بالا به پایین و پایین به بالا استفاده شد. اطلاعات هزینهای از داده‌های داخلی صندوق و منابع آنلاین برای اقلام تجهیزاتی و مصرفی استخراج شد. تحلیل دادهها با استفاده از Microsoft Excel انجام گرفت.
نتایج: هریک از اسناد وام تحصیلی مجردی و یا ضروری با هزینه 335,38,137 ریال کمترین و هر یک سند ودیعه مسکن با 56,743,475 ریال بیشترین هزینه تمام شده را دارند. هزینه تمام شده تمامی اسناد وام دانشجویی بررسی و پرداخت شده در سال 1403 مبلغ 124,222,283,295 ریال میباشد.
نتیجه‌گیری: کمترین زمان برای بررسی و تأیید اسناد، مربوط به وام تحصیلی و بیشترین زمان مربوط به وام ودیعه مسکن می‌باشد. همچنین، نیروی انسانی عمده‌ترین سهم را در هزینه تمام‌شده فرایند پرداخت وام دارد. با این حال، مقایسه میان هزینه تمام‌شده و کارمزد دریافتی نشان می‌دهد که فرایندهای اجرایی و عملکرد نیروی انسانی در مجموع از کارایی قابل قبولی برخوردار است.


فاطمه تولایی، فتاح شریف زاده، رضا واعظی، سید جلال الدین فرجی،
دوره 24، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: بیماری‌های غیر واگیر عامل 76% مرگ‌ومیر در ایران و مدیریت آن وابسته به توانمندسازی جامعه و یکپارچهسازی ساختارها در ارائه خدمات پایدار است. تولید مشترک راهبردی نوین و بینرشتهای است که به حل نیازهای چندجانبه کاربران میپردازد. هدف پژوهش حاضر، شناسایی مضامین کلیدی تولید مشترک در مدیریت بیماریهای مزمن از دیدگاه مدیران اجرایی با تلفیق دو رویکرد اصول تولید مشترک و چارچوب ارزیابی واقعبینانه برای دستیابی به الگوی کاربردی برای بهبود سیاستگذاری و ارائه راهکارهای زمینه محور است.
مواد و روش‌ها: این پژوهش با به‌کارگیری روششناسی کیفی و استراتژی تحلیل مضمون، به بررسی داده‌های حاصل از مطالعات کتابخانهای و مصاحبه‌های نیمه ساختاریافته با ۱۷ مدیر اجرایی بهداشتی و درمانی به‌عنوان ذینفعان کلیدی خبره از طریق نمونه‌گیری هدفمند در 1403 به دست آمد.
نتایج: یافتهها نشان داد که این الگو شامل 71 مضمون پایه، 20 مضمون سازماندهنده و 6 مضمون فراگیر است. توسعه فرآیندهای مشارکتی در مداخلات بالینی، ایجاد خدمات جانبی عدالتمحور، شناسایی گروههای گوناگون، قابلیت ارائه‌دهندگان، واکنش کاربران و منافع مشترک بازیگران، مدیریت بیماریهای مزمن را عملیاتی میکند.
نتیجهگیری: این پژوهش، با تلفیقی نوآورانه، به بازتعریف مفاهیم اولیه و رفع ابهامات نظری، همچنین ارائه الگویی زمینه محور برای مدیریت بیماریهای مزمن پرداخت. پیشنهادات کاربردی شامل طراحی مشترک خدمات ترکیبی برای رفع چالشهای چندجانبه، توسعه شیوههای تعاملی و اختیارات در سطوح مختلف ساختار اجرایی برای رفع تمرکزگرایی، پایش هم‌زمان شاخصهای بالینی رفاهی از طریق پلتفرمهای امن داده و ایجاد مشوق در تمامی سطوح ساختاری است. پیشنهادات تئوریک شامل پژوهشهای طولی برای ارزیابی پیامدها در بلندمدت و به‌کارگیری سایر رویکردهای کیفی برای شمول دیدگاه بیماران و کارشناسان اجرایی است.
کارن فتاحی،
دوره 24، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: آسایش حرارتی پرستاران در محیط‌های درمانی بر عملکرد و کیفیت مراقبت از بیمار تأثیر مستقیم دارد. هدف پژوهش حاضر بررسی نقش شدت نور و دمای همبسته رنگ نور محیطی بر احساس آسایش حرارتی پرستاران حین انجام کار در فضاهای درمانی است.
مواد و روش‌ها: این پژوهش به‌صورت آزمایشگاهی و با مشارکت 60 پرستار زن سالم در شهر ایلام طی چهار ماه (آذر تا اسفند 1403) انجام شد. هدف اصلی مطالعه، بررسی تأثیر هم‌زمان دو عامل شدت نور (در دو سطح 300 و 750 لوکس) و دمای رنگ نور (در سه سطح 2700، 4000 و 7800 کلوین) بر احساس آسایش حرارتی پرستاران در محیط‌های درمانی بود. داده‌های جمع‌آوری‌شده با استفاده از آزمون ANOVA دوطرفه (تحلیل واریانس فاکتوریال) در نرم‌افزار SPSS-27 مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفت.
نتایج: یافته‌ها نشان داد سطوح فاکتور میزان لوکس نوری، دمای همبسته رنگ نور و تعامل آن‌ها تأثیر معناداری بر احساس آسایش حرارتی پرستاران در محیط کار دارند (P<0.05). در دمای رنگ نور 4000 کلوین با شدت نور 300 و 750 لوکس، احساس آسایش حرارتی در محدوده آسایش است. در دمای 2700 کلوین، شدت نور 300 لوکس در محدوده آسایش و 750 لوکس خارج از آن است. در دمای 7800 کلوین، شدت نور 300 لوکس خارج از محدوده آسایش و 750 لوکس در محدوده آسایش حرارتی قرار دارد.
نتیجه‌گیری: نتایج نشان داد سطوح میزان لوکس نوری و دمای همبسته رنگ نور و تعامل آن‌ها تأثیر معناداری بر احساس آسایش حرارتی پرستاران دارند. تنظیم بهینه این عوامل، به ویژه در دمای 4000 کلوین با شدت نور 300 و 750 لوکس، باعث حفظ آسایش حرارتی می‌شود.
محمود زیوری رحمان، جواد سیاه مشتهء، نیلوفر میکائیلی،
دوره 24، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: طرحواره‌های ناسازگار اولیه الگوهای عمیق شناختی هستند که می‌توانند بر کیفیت زندگی بیماران مبتلا به سرطان اثر منفی داشته باشند. هدف پژوهش حاضر تعیین تأثیر طرحواره‌های ناسازگار اولیه بر کیفیت زندگی بیماران مبتلا به سرطان و نقش میانجی سواد سلامت بود.
مواد و روش‌ها: روش پژوهش تحلیلی همبستگی بر اساس روش مدل‌سازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل تمامی بیماران 20 تا 60 ساله مبتلا به سرطان مراجعه‌کننده به مراکز درمانی خصوصی شهر در سال 1404 بوده که 665 نفر با روش نمونهگیری نمونه در دسترس به‌عنوان نمونه انتخاب شده‌‌اند. از پرسشنامههای طرح‌واره‌های ناسازگار اولیه، سواد سلامت بزرگسالان و کیفیت زندگی مرتبط با سلامتی استفاده شده است. داده‌ها در سطح معناداری 05/0 با استفاده از مدل‌سازی معادلات ساختاری، در نرمافزارهای spss25 وAmos24 تحلیل شدند.
نتایج: اثرات مستقیم طرح‌واره‌های ناسازگار اولیه بر سواد سلامت (001/0 p< ، 85/0-=β) و بر کیفیت زندگی (001/0 p< ، 56/0-= β) و سواد سلامت بر کیفیت زندگی (001/0 p< ، 51/0=β) معنادار بودند. از طرفی سواد سلامت در رابطه بین طرح‌واره‌های ناسازگار اولیه و کیفیت زندگی بیماران نقش میانجی داشته (001/0> p،   26/0= β) و شاخص‌های نکویی برازش گویای برازش مناسب مدل بود (94/3= X2/Df ، 913/0 GFI = ، 903/0 IFI = ، 901/0 CFI = و 067/0=RMSEA).
نتیجهگیری: نتایج نشان داد طرح‌واره‌های ناسازگار اولیه تأثیر منفی بر کیفیت زندگی مرتبط با سلامتی بیماران مبتلا به سرطان دارند. سواد سلامت به‌عنوان متغیر میانجی این اثر منفی را تعدیل کرده و ارتقای آن می‌تواند به بهبود کیفیت زندگی بیماران کمک کند.
علی مدبر، حبیب جلیلیان، بهنام قلی زاده، اسماعیل موسوی اصل، فرزاد فرجی خیاوی،
دوره 24، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: دریافت پایدار خدمات سلامت برای بیماران مبتلا به فشارخون بالا در شرایط پاندمی و بحران از اهمیت حیاتی برخوردار است. این مطالعه به منظور ارزیابی تاب‌آوری خدمات مراکز جامع سلامت به این بیماران در دوران پاندمی انجام شد.
مواد و روش‌ها: این مطالعه‌ی توصیفی-مقطعی در سال ۱۴۰۲ در ۱۰ مرکز خدمات جامع سلامت استان مرکزی انجام شد. ۲۵۰ نفر از بیماران مبتلا به فشارخون بالا به روش تصادفی سیستماتیک انتخاب شدند. ابزار پژوهش، پرسشنامه‌ی محقق‌ساخته‌ در ۴ بعد کیفیت، دسترسی، تداوم و هماهنگی بود. داده‌ها با استفاده از آمار توصیفی و رگرسیون خطی چندمتغیره در نرم‌افزار SPSS24 تحلیل شدند.
نتایج: امتیاز تاب‌آوری ارائه خدمات درکل (32/±0) 95/2 و نسبتاً ضعیف برآورد گردید. میانگین نمره ابعاد به ترتیب؛ کیفیت (0/41±) 93/2، دسترسی (0/28±) 08/3، تداوم (0/35±) 88/2 و هماهنگی (0/76±) 03/3 بود. نتایج رگرسیون چندمتغیره نشان داد که چهار بعد پرسشنامه در مجموع 1/96 درصد از واریانس تاب‌آوری را تبیین می‌کنند. ابعاد دسترسی (۴۷۸/۰ = β)، کیفیت (۳79/۰ = β)، تداوم خدمات (352/۰ = β) و هماهنگی (178/۰ = β) به ترتیب بیشترین سهم را در پیش‌بینی تاب‌آوری خدمات داشتند.
نتیجه‌گیری: تاب‌آوری خدمات مراکز جامع سلامت به بیماران مبتلا به فشارخون بالا در دوران پاندمی و بحران در سطح "نسبتاً ضعیف" ارزیابی شد. این یافته ضرورت توجه فوری و برنامه‌ریزی عملیاتی را برای سیاست‌گذاران و مدیران سلامت آشکار می‌سازد. تدوین برنامه عملیاتی برای تضمین تداوم خدمات و توسعه زیرساخت‌های مراقبت از راه دور، به عنوان اولویت‌های اصلی برای بهبود تاب‌آوری پیشنهاد می‌گردد.
یوسف حمیدزاده اربابی، محمد پناهی توسنلو، رقیه فرخی، امین احمدی،
دوره 24، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: خشونت در محیط کار یک عامل تهدیدکننده شغلی بوده و به‌طور فزایندهای به‌عنوان یک بحران جدی شناخته میشود. سازمانهای بهداشتی درمانی به دلیل ماهیت خدمات آنها، بیش از سایر سازمانها مستعد بروز این پدیده هستند. هدف مطالعه حاضر بررسی خشونت محل کار و نقش آن در رضایتمندی کارکنان حوزه بهداشت شهرستان اردبیل بود.
مواد و روش‌ها: مطالعه حاضر از نوع توصیفی تحلیلی بود که به‌صورت مقطعی در شش ماهه دوم سال 1402 انجام شد. 300 نفر به روش نمونهگیری طبقهای و به‌صورت تصادفی از کارکنان تحت پوشش مرکز بهداشت شهرستان اردبیل وارد مطالعه شدند. دادهها با استفاده از دو پرسشنامه رضایت شغلی مینه سوتا و خشونت شغلی در بخش بهداشت و درمان جمعآوری شد. تحلیل داده‌‌ها با استفاده از نرمافزار SPSS 20 و آزمونهای تی تست، انووا، آزمونهای تعقیبی، ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی انجام گرفت.
نتایج: میزان رضایت شغلی 75/58 درصد بود. 8/63 درصد کارکنان در طی یک سال گذشته حداقل یک‌بار مورد خشونت شغلی قرار گرفته بودند. میزان خشونت شغلی تجربه شده 35/27 درصد گزارش شد که خشونت روانی با 5/51 درصد و خشونت فیزیکی با 4/9 درصد به ترتیب بیشترین و کمترین بودند. بین برخی از ویژگیهای دموگرافیک با خشونت و رضایت شغلی و نیز بین این دو متغیر ارتباط آماری معنادار یافت شد (p<0.05). خشونت شغلی در مقایسه با نظام پرداخت (Beta= 0.482) و فرصت پیشرفت (Beta= 0.312) در مرتبه سوم عوامل تأثیرگذار بر رضایت شغلی شناسایی شد (Beta= 0.181).
نتیجه‌گیری: نتایج مطالعه نشان داد که کارکنان حوزه بهداشتی، وجود خشونت شغلی را به‌عنوان جزئی از ماهیت حرفه خود پذیرفتهاند و رضایت شغلی آنها بیش از آنکه تحت تأثیر منفی این پدیده باشد، متأثر از میزان درآمد و نظام پرداخت در سازمان محل خدمت است.
علیرضا رحیمی،
دوره 24، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: اورژانس پیش‌بیمارستانی نقش اساسی در مدیریت شرایط حیاتی بیماران دارد، اما شواهد نشان می‌دهد این خدمات با چالش‌های متعددی در سطوح مختلف انسانی، مدیریتی و زیرساختی روبه‌رو هستند. هدف پژوهش حاضر، انجام یک فراترکیب جامع به‌منظور شناسایی و تحلیل چالش‌های خدمات اورژانس پیش‌بیمارستانی در ایران بر اساس شواهد پژوهشی موجود در بازه زمانی ۱۳۹۳ تا ۱۴۰۳ (۲۰۱۴ تا ۲۰۲۵) است.
مواد و روش‌ها: این مطالعه با استفاده از روش فراترکیب و بر پایه چارچوب هفت‌گانه سندلوسکی و باروس (۲۰۰۶) انجام شد. جستجوی نظام‌مند در پایگاه‌های داده معتبر داخلی و خارجی با کلیدواژه‌های مرتبط منجر به شناسایی ۴۱۴ مقاله گردید. پس از غربالگری دقیق بر اساس معیارهای ورود و خروج و ارزیابی کیفیت، در نهایت ۲۵ مقاله برای تحلیل نهایی انتخاب شدند. یافته‌های این مقالات با استفاده از تکنیک تحلیل محتوای مضمونی تحلیل و دسته‌بندی گردید.
نتایج: یافته‌ها نشان داد که چالش‌های خدمات اورژانس پیش‌بیمارستانی در ایران در شش مضمون اصلی دسته‌بندی می‌شوند: چالش‌های نیروی انسانی، چالش‌های لجستیکی و زیرساختی، موانع سازمانی و مدیریتی، مسائل اجتماعی و فرهنگی و چالش‌های آموزشی. یک تحلیل عمیق‌تر از مضامین، ماهیت چندوجهی و درهم‌تنیده چالش‌های موجود را آشکار ساخت. تحلیل یافته‌ها همچنین نشان داد که این چالش‌ها به‌صورت منفرد وجود ندارند، بلکه در یک شبکه پیچیده از روابط علت و معلولی به یکدیگر متصل هستند.
نتیجه‌گیری: نتایج این پژوهش تأیید می‌کند که چالش‌های سیستم اورژانس در ایران ماهیتی جهانی داشته و با مشکلات گزارش‌شده در کشورهای با درآمد کم و متوسط همپوشانی دارند. حل این مشکلات نیازمند یک رویکرد جامع و سیستمی است که تمامی ابعاد انسانی، لجستیکی، سازمانی و اجتماعی ـ فرهنگی را به‌صورت هم‌زمان پوشش دهد و به آمادگی سیستم در برابر حوادث و بلایای احتمالی نیز توجه کند.

بهشته جبلی، محمد ورهرام، فاطمه کیوانی راد، سولماز زرینه، الهام قازانچایی،
دوره 24، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: حکمت در لغت به معنای دانش، دانایی، معرفت و عرفان بکار رفته است. خدمات بیمارستانی بیش از همه خدمات شناخته شده به نیروی انسانی وابسته است و ماهیت این خدمات به گونه ایست که کارکنان باید جهت کسب بیشترین کارایی و اثربخشی علاوه بر دارا بودن تخصص و مهارت، متعهد نیز باشند. در این منظر، بیمارستان حکمت‌بنیان بیمارستانی است که خدمات خود را بر مبنای سه اصل منزلت و کرامت انسانی، دانش و حکمت پزشکی و اخلاق و شئون اسلامی ارائه می‌نماید. لذا هدف از انجام این مطالعه شناسایی مؤلفه‌های مؤثر بر اعتباربخشی بیمارستانی با رویکرد بیمارستان حکمت بنیان می‌باشد.
مواد و روش‌ها: این مطالعه، یک مطالعه کیفی به روش تحلیل محتوای گرانهایم و لاندمن می‌باشد که اطلاعات آن از طریق انجام مصاحبه از 62 پزشک و بیمار از بخش‌های مختلف تا زمان اشباع داده‌ها جمع‌آوری گردید. در این مطالعه برای انتخاب مشارکت‌کنندگان از نمونه‌گیری هدفمند استفاده شد. به طوری که با افرادی مصاحبه شد که در زمینه پدیده مورد مطالعه یا جنبه‌هایی از آن دارای اطلاعات و شناخت مناسب و نسبتا کافی بودند. در این مطالعه از بررسی کتابخانه‌ای و اسناد بالادستی نظام سلامت از ابتدای انقلاب تاکنون نیز جهت جمع‌آوری داده‌های مروری استفاده شد.

نتایج: در مطالعات کتابخانه‌ای 20 سند بالادستی در رابطه با سلامت، پزشکی، آموزش و فرهنگ و تمدن استخراج گردید. همچنین از مصاحبه‌های انجام شده از 32 پزشک و 28 بیمار در رابطه با مؤلفه‌های مؤثر بر اعتباربخشی با رویکرد بیمارستان حکمت بنیان، 10 طبقه اصلی استخراج شد. طبقات اصلی استخراج شده از مصاحبه پزشکان و بیماران شامل مسائل اجتماعی، فرهنگی و اعتقادی، امکانات، تجهیزات و منابع انسانی، مهارت‌های ارتباطی، چالش‌های مالی و معیشتی بیماران، دانش، آموزش و آگاهی، عوامل ملموس، عوامل اقتصادی، عوامل فرهنگی، تاب‌آوری روحی و روانی در بیماران و قابلیت اطمینان خدمات بود.
نتیجه‌گیری: درک متقابل احساسات و عقاید آمیخته با صبر و آرامش، برخورد همراه با احترام توسط طرفین و تبادل اطلاعات و دانش از انتظارات هر دو طرف پزشک و بیمار از یکدیگر محسوب می‌شود. لذا به نظر می‌رسد یک دسته از نیازهای اولیه و ثانویه وجود دارد که با برطرف شدن هر کدام از آن‌ها امید دستیابی به بیمارستانی استاندارد همراه با چشم‌انداز طب و حکمت قابل‌انتظار باشد.

صفحه 18 از 18    
...
18
بعدی
آخرین
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه بیمارستان می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb