48 نتیجه برای بخش
محمد عرب، مصطفی حسینی، محمد پناهی توسنلو، زیبا خلیلی،
دوره 14، شماره 2 - ( 5-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: پرستاران بزرگترین گروه ارائه کننده خدمات مراقبتی در نظام بهداشت و درمان می باشند و بخش اورژانس جزء بخشهای با ریسک بالا از نظر آسیبهای شغلی شناخته می شود. هدف مطالعه حاضر شناسایی مخاطرات شغلی کادر پرستاری بخش اورژانس می باشد.
مواد و روشها: مطالعه بر روی 250 نفر از کادر پرستاری بخش اورژانس بیمارستانهای آموزشی دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد. روش نمونه گیری تصادفی و ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه ای بود که اعتبار و روایی آن مورد تأیید قرار گرفت. برای تحلیل داده ها از آمار توصیفی و استنباطی استفاده شد.
نتایج: سطح آسیبهای شغلی افراد مورد مطالعه با میانگین 55/0± 87/2 در حد متوسط ارزیابی شد. بین ابعاد مخاطرات شغلی، مخاطرات روانی_ اجتماعی و سازمانی و مخاطرات ارگونومیکی به ترتیب با میانگین 47/0± 58/3 و 71/0± 57/3 مهمترین و مخاطرات شیمیایی (78/0± 99/1) کم اهمیت ترین منبع آسیب شغلی گزارش شدند. از بین متغیرهای مورد بررسی بین بیمارستان، سابقه خدمت، میزان تحصیلات، وضعیت استخدامی و گذراندن دوره آموزشی مخاطرات شغلی با میزان آسیبهای شغلی ارتباط آماری معناداری وجود داشت(05/0>p ).
نتیجه گیری: پرستاران در زمینه آسیبهای شغلی با عوامل خطرساز متعددی در حیطه های مختلف رو به رو هستند. برای از بین بردن این عوامل خطرساز نیاز به راهکارهایی در حیطه های مختلف است. بکارگیری ملاحظات ارگونومیک، تدوین برنامه های آموزشی مناسب، فراهم نمودن آموزش های کافی در این زمینه و ...، می تواند منجر به کاهش این آسیبهای شغلی و افزایش بهره وری آنها گردد.
فرناز عطار جان نثار نوبری، ترانه یوسفی نژادی، فرانک بهزادی گودری، محمد عرب،
دوره 14، شماره 2 - ( 5-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف از مدیریت خطاهای بالینی، ارتقاء کیفیت مراقبت سازمان های بهداشتی و درمانی و اطمینان از ایمنی بیماران می باشد. به این منظور، این مطالعه به شناسایی و ارزیابی حالات خطای ممکن در بخش مراقبت های ویژه (ICU) یکی از بیمارستان های تهران با رویکرد تحلیل حالات و اثرات خطا (FMEA) با هدف کاهش وقوع خطرات می پردازد.
مواد و روش ها: پژوهش حاضر مطالعه ای توصیفی است که داده های آن به صورت کیفی و از طریق مشاهده مستقیم، بررسی سوابق و اسناد و بحث گروهی متمرکز (FGD) با صاحبان فرآیند در بخش مراقبت های ویژه یکی از بیمارستان های غیردولتی تهران در سال 93 گردآوری شد. تحلیل داده ها مطابق با روش FMEA، بر اساس عدد اولویت ریسک (RPN) به صورت کمی انجام شد.
نتایج: طبق روش FMEA، 378 حالت خطای ممکن در 180 فعالیت بخش مراقبت های ویژه، شناسایی و ارزیابی گردید. سپس با تعیین قابلیت اطمینان 90%، مجموعاً 18 حالت خطا با 100RPN≥ به عنوان خطاهای با ریسک غیرقابل قبول شناسایی و تحلیل شد.
نتیجه گیری: شناسایی 18 خطا با ریسک غیرقابل قبول از بین 378 حالت خطاهای شناسایی شده، علت یابی آنها و ارائه اقدامات اصلاحی، همگی حاکی از قابلیت بالای روش FMEA در شناسایی، ارزیابی، الویت بندی و تحلیل خطاهای ممکن در بخش حساس و پیچیده ای نظیر بخش مراقبت های ویژه در بیمارستان می باشد.
فرناز خاتمی، مجتبی صداقت سیاهکل،
دوره 14، شماره 4 - ( 10-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: این مطالعه با هدف تعیین طول مدت بستری در بخش مراقبتهای ویژه (آیسییو) و عوامل مؤثر بر آن، بعنوان گامی در جهت کمک به بازنگری سیاستهای بیمارستانی، استفاده مناسب تر از منابع و بهبود کارایی در سیستم سلامت شکل گرفت.
مواد و روش ها: این پژوهش بصورت مقطعی و در 9 بخش آی سی یو جنرال از بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی تهران و بر روی 246 بیمار انجام گردید. متغیرهایی مثل سن، نوع بیماری، وجود عفونت بیمارستانی، APACHE II score (Acute Physiology and Chronic Health Evaluation II)، و غیره مورد بررسی قرار گرفتند. از نرم افزار SPSS جهت انجام آزمونهای غیر پارامتریک Mann Witney U و رگرسیون استفاده گردید.
نتایج: میانگین طول مدت بستری بیماران 19.2±8.6 و میانه آن (7-1) 2 روز بود. مرگ و میر بیماران 19.9% (49 بیمار) بود. میانگین سن 22.07±52.7 بود که با افزایش سن طول مدت بستری افزایش یافت (0.35=r، 0.001< p). میانگینAPACHE II score بیماران 6±14.2 بود و ملاحظه گردید که با افزایش امتیاز طول مدت بستری افزایش می یافت (0.19=r ، 0.01=p). در بیماران با تشخیصهای جراحی، میانگین طول مدت بستری 6.71 روز کمتر بود. از جمله عوامل مؤثر دیگر عفونت بیمارستانی (0.001p<)، نیاز به تهویه مکانیکی در 24 ساعت اول بستری (0.001p<) و سابقه بیماری قبلی (0.012=p) بودند که بصورت معنی داری باعث افزایش طول مدت بستری شدند.
نتیجه گیری:از جمله مهمترین عوامل تأثیر گذار بر طول مدت بستری در این مطالعه نوع بیماری، عفونت بیمارستانی و سن بیماران بودند. لذا اجرای مداخلات اثربخش تر در حفظ ایمنی و سلامت بیماران از جمله اقدامات پیشنهادی می باشد. با توجه به اینکه نیمی از بیماران کمتر از دو روز بستری بودند،گذاشتن پروتکلهایی برای استفاده بهتر از منابع آیسییو برای بیمارانی که واقعاً نیازمند هستند امری ضروری میباشد.
رضا گودرزی، صفیه یعقوبی، محسن بارونی، عباس اطمینان، محمدرضا بانشی، بهزاد محمدی،
دوره 14، شماره 4 - ( 10-1394 )
چکیده
زمینه و هدف:بیماری نارسایی مزمن کلیوی در حال حاضر به عنوان یک معضل برای سلامتی محسوب می شود .به دلیل افزایش شیوع و بار اقتصادی بالایی که بر جامعه تحمیل می کند، مدیران نظام سلامت به این بیماری به عنوان یک دغدغه عمومی سلامت نگاه می کنند.این مطالعه با هدف مقایسه هزینه اثربخشی دو روش درمانی استفاده همودیالیز به مدت طولانی و پیوند کلیه با استفاده از شاخص دالی انجام شد.
مواد و روشها: این پژوهش به صورت توصیفی- تحلیلی به منظور مقایسه هزینه اثربخشی دو روش درمانی استفاده همودیالیز به مدت طولانی و پیوند کلیه با استفاده از شاخص دالی در بیمارستان افضلیپور کرمان سال 91 انجام شد.مدل درخت تصمیم گیری و نرم افزار TreeAge11 برای تحلیل یافتههااستفاده شد.هزینهها و پیامدها در این پژوهش از دیدگاه بیمار مورد بررسی قرار گرفت.
نتایج:هزینه پیوند کلیه 165 میلیون ریال، اثربخشی پیوند کلیه4.40 دالی، هزینه دیالیز مزمن1میلیارد و 283میلیون ریال و اثربخشی دیالیز مزمن6.52 دالی بدست آمد. نسبت هزینه اثربخشی برای دیالیز196میلیون ریال/ دالی و برای پیوند کلیه 37 میلیون ریال/ دالی بدست آمد. با توجه به یافته های مطالعه پیوندکلیه از دیالیز هزینه اثربخشتر است.
نتیجهگیری:این مطالعه پیوندکلیه را به دلیل کیفیت زندگی بهتر و امید به زندگی بیشتر نسبت به دیالیز پیشنهاد می کند. نتایج بدست آمده میتواند به تصمیم گیری دولت برای اینکه منابع بیشتری را به پیوند اختصاص بدهد کمک کند. همچنین روش مورد استفاده در این پژوهش میتواند در تحلیل هزینه اثربخشی پیوند دیگر ارگانها بکار گرفته شود.
راضیه بیرانوند، دکتر فربد عبادی فرد آذر، دکتر سارا امامقلی پور، دکتر محمد عرب،
دوره 15، شماره 2 - ( 3-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه بیمارستانها با چالش کمبود منابع و افزایش هزینه ها مواجه هستند، بنابراین اطلاعات هزینه ای و قیمت تمام شده خدمات بیمارستانی می تواند در تخصیص بهینه منابع، اصلاح بودجه و نرخ تعرفه کارساز باشد. هدف این پژوهش،محاسبه قیمت تمام شده خدمات و درآمد واحد فیزیوتراپی بیمارستان سینا و مقایسه آنها با تعرفه ها،در سال 92 بود.
مواد و روش ها: پژوهش حاضر به صورت مقطعی و گذشته نگر انجام گرفت. در این مطالعه قیمت تمام شده 13خدمت فیزیوتراپی، با استفاده از روش هزینه یابی بر مبنای فعالیت برای بخش فیزیوتراپی بیمارستان سینا تهران در سال 1392 محاسبه شد. ابزار گردآوری داده ها، فرم های مربوط به فهرست هزینه های خدمات فیزیوتراپی و مراکز فعالیت مرتبط بود. همچنین برای برآورد سهم هزینه های سایر بخش ها در خدمات بخش فیزیوتراپی، مبناهای تسهیم متناسب تعیین و سپس با استفاده از روش تسهیم مستقیم، هزینه ها برآورد گردید.
نتایج: قیمت تمام شده اکثر خدمات ارائه شده در این واحد کمتر از تعرفه های سال 92 بود. در کل مجموع هزینه های منتسب به خدمات بخش فیزیوتراپی 794286777 ریال برآورد شد که بیشترین سهم مربوط به هزینه نیروی انسانی (4/48 درصد) و سپس هزینه انرژی و استهلاک تجهیزات بود و این با وابسته به تجهیزات بودن خدمات واحد فیزیوتراپی قابل توجیه است.
نتیجه گیری: مطالعه حاضر نشان داد که بین قیمت واقعی خدمات واحد مورد مطالعه و تعرفه ها تفاوت وجود دارد، لذا بهتر است برای قیمت گذاری صحیح تر خدمات، از روش های دقیق محاسبه هزینه ها مانند روش هزینه یابی بر مبنای فعالیت استفاده شود. با توجه به سهم بالای هزینه های پرسنلی و سرمایه ای، توجه ویژه به این منابع، استفاده صحیح و مناسب از آنها و شناسایی و حذف هزینه های هرز، می تواند گام های مؤثری در جهت افزایش کارایی و صرفه جویی در هزینه ها باشد.
علیرضا عرب، دکتر آرمین منیرعباسی، باقر دستیار،
دوره 15، شماره 2 - ( 3-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: مشارکت بخش دولتی و خصوصی همکاری بین نهادهای این دو بخش بوده که جهت تحقق اهدافی مشترک و از میان برداشتن محدودیت ها انجام می گیرد. هدف پژوهش حاضر بررسی معیارهای مهم در جلب مشارکت بخش خصوصی در بخش بهداشت بود.
مواد و روش ها: برپایه مطالعات و نمونه نظرسنجی های انجام گرفته مقامات دولتی دارای نقش اساسی در قالب بندی سیاست های سلامت و برنامه های مخصوص شرایط هر کشور می باشند. درسال های اخیر، هزینه ارائه مراقبت های بهداشتی به صورت نمایی افزایش یافته است و دولت ها به دنبال مکانیزم های جایگزین برای کاهش هزینه ها هستند در حالی که افزایش ظرفیت برنامه های اجتماعی با سرمایه گذاری های قابل توجه در زیرساخت ها همراه هستند. این مقاله با مطالعه پژوهش های پیشین در زمینه مشارکت بخش دولتی و خصوصی، به کارگیری انواع مختلف این مدل ها را مورد بررسی قرار داده و به تعیین معیارهای کلیدی و حیاتی در موفقیت یا شکست این پروژه ها پرداخته است. هرچند هنوز تجربه به کارگیری آن در کشور ما بسیار محدود است و ارزیابی دقیقی بر مبنای مطالعات موردی از آن وجود ندارد.
نتایج: بر اساس نتایج این تحقیق معیارهایی مانند امکان بازگرداندن بخشی از هزینه های شرکت در مناقصه برای مناقصه گران، وضوح اهداف و مسئولیت، اشتراک و تخصیص ریسک صحیح و منصفانه بین طرفین، کاهش هزینه بخش دولتی از طریق کاهش تصدی گری، انگیزش بخش خصوصی، مکانیزم روشن نظارت و حل اختلاف فیمابین و پشتیبانی سیاسی از سرمایه گذاری بخش خصوصی نقش مهمی در موفقیت پروژه های مشارکت بخش خصوصی و دولتی را دارند که لازم است به آن ها توجه ویژه ای شود.
نتیجه گیری: دولت ها می توانند جهت جلوگیری از افزایش هزینه های موردنیاز برای بازسازی، نگهداری و راه اندازی امکانات همگانی مانند بیمارستان ها و افزایش محدودیت ها در بودجه های دولتی، داشتن نوآوری از طریق فرصت طلبی بخش خصوصی و همچنین مدیریت بهتر ریسک ها با این بخش مشارکت مناسبی داشته باشند.
میلاد شفیعی، محمدحسین غفوری، فاطمه ابویی، سارا فروتن، محمد عرب،
دوره 15، شماره 4 - ( 10-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: اندازه گیری کیفیت، بخصوص در مورد خدمات بیمارستانی امری مهم ولی پیچیده میباشد. روشهای تصمیم گیری چند معیاره(MCDM) جهت دستیابی به این هدف ما را یاری میدهند. هدف مطالعه حاضر شناسایی و وزن دهی شاخصهای سنجش کیفیت و رتبه بندی بخشهای بستری یکی از بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی تهران با استفاده از تکنیکهای تحلیل سلسله مراتبی(AHP) و تاپسیس(TOPSIS) بود.
مواد و روش ها : این پژوهش یک مطالعه توصیفی- تحلیلی به روش مقطعی بود. ابتدا با مروری بر ادبیات و استفاده از نظر خبرگان، شاخصهای کیفیت گزینش شدند. سپس با استفاده از نظر نخبگان و روش تحلیل سلسله مراتبی فازی وزن دهی شاخصها انجام شد. در مرحله نهایی با استفاده از تکنیک تاپسیس و نمونهای 300 نفری از بیماران بستری در بخشهای منتخب بیمارستان مورد نظر، بخشها از نظر کیفیت ارائه خدمت رتبه بندی شدند. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه خبرگان و بیماران بود.
نتایج: هشت حیطه اصلی (پاسخگویی، ایمنی و مدیریت بحران، ملموسات، توجه به بیمار، ارتباطات سلامت، شایستگی و حرفه ای بودن، دسترسی، اعتبار و تضمین) برای سنجش کیفیت گزینش شد. از این شاخصها شایستگی دارای بیشترین و توجه به بیمار دارای کمترین الویت بودند. همچنین بخش قلب دارای بالاترین کیفیت و بخش مغز و اعصاب دارای کمترین کیفیت بودند.
نتیجه گیری: انتخاب و استفاده از شاخصهای مناسب کیفیت و وزن دهی آنها و سنجش کیفیت خدمات به شیوهای صحیح و با ابزارهای مناسب، با توجه به نقش بسیار مهم کیفیت خدمات در رضایتمندی بیماران میتواند نقشی اساسی در سیاستهای سلامت ایفا نماید.
دکتر محمد عرب، سید مسعود موسوی، دکتر آیدین آرین خصال، دکتر علی اکبری ساری،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: در راستای نیل به هدف بهبود کیفیت، استانداردهای اعتبار بخشی متمرکز بر خدمات بالینی و غیر بالینی به اجرا گذاشته شده است. تأثیر یک مداخلهی کشوری مانند اعتباربخشی میتواند بر سنجههایی که میتواند نقش تعیینکننده در ارائه خدمات با کیفیت دارند، تأثیرگذار باشد و به عنوان عاملی مؤثر در سیاست گذاری کلان در حوزه سلامت مطرح شود. هدف اصلی این مطالعه تعیین تأثیر اجرای فرآیند اعتباربخشی در بیمارستان های دانشگاه علوم پزشکی تهران بر شاخص های کلیدی عملکردی بیمارستان بود.
مواد و روش ها: این پژوهش توصیفی – تحلیلی و نیمه تجربی بود که به صورت طولی و به روش تحلیل سری های زمانی منقطع (Interrupted Time Series Analysis) انجام شد. داده های مربوط به شاخص های کلیدی عملکرد شامل(شاخص های متوسط مدت اقامت بیماران، درصد سزارین، فاصله چرخش تخت، درصد رضایت بیماران، درصد اشغال تخت،ترخیص با میل شخصی از اورژانس و درصد مرگ و میر خالص) دربازه زمانی سال 91-93 است که از طریق مراجعه به بیمارستان ها جمع آوری شد. به منظور تحلیل داده ها از نرم افزار STATA نسخه 12استفاده شد.
نتایج: نتایج حاصل از پژوهش نشان داد در نتیجه اجرای طرح اعتباربخشی شاخص های متوسط مدت اقامت بیماران، درصد سزارین و فاصله چرخش تخت کاهش و شاخصهای درصد رضایت بیماران و درصد اشغال تخت افزایش یافتهاند. همچنین شاخصهای ترخیص با میل شخصی از اورژانس و درصد مرگ و میر خالص هیچ تغییر معناداری نداشته اند.
نتیجه گیری: به طور کلی میتوان نتیجه گرفت که نظام سلامت تا حدودی به قسمتی از اهداف خود یعنی ارتقاء شاخص های کلیدی عملکرد بیمارستان ها در نتیجه اجرای طرح اعتباربخشی در بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی تهران دست یافته است. جهت بررسی دقیقتر چگونگی و نحوه اثرگذاری این طرحها، بررسی جنبههای مختلف شاخصهای عملکردی بیمارستانها و چگونگی تغییر آنها در زمان طولانیتر ضروری به نظر میرسد.
دکتر سیما مرزبان، مهشید معینی نایینی، سید حسین اردهالی، جابر حکمت یار، علی امیر سوادکوهی،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: آسیبهای ناشی از شکست یا خطاهای ناشی از مداخلات بالینی دوره بستری بیمار در بیمارستان از دلایل عمده مرگ و میر در جهان بشمار میرود. در مطالعه حاضر سعی شده با بهره گیری از روش ارزیابی شکست ها و آثار آن، به شناسایی و مستند سازی فرآیندها و گلوگاه های خطر بالقوه و بررسی آثار و علل خطرات، کمی سازی نرخ وخامت (Severity)، احتمال وقوع (Occurrence) و نرخ احتمال کشف خطر و اولویت دهی ریسک پرداخته شود.
مواد و ورش ها: این پژوهش جهت شناسایی وضع موجود از روش تحلیل شکستها و آثار آنها (FMEA) و برای طراحی نظام مدیریت ایمنی بیمار از منطق ولره volere) ) بهره می گیرد . این مطالعه در بخش ICU بیمارستان لقمان حکیم تهران انجام شد.
یافته ها : نتایج این مطالعه شامل شناسایی 16 شکست رایج و اولویت بندی آنها بود که مهمترین آنها عبارتند از اشتباه در پذیرش یا عدم پذیرش بیماران، اشتباه در زمان ترخیص بیمار، عدم رعایت اصول کنترل عفونت، اشتباه در تجویز دارو و شیوه دستوردهی برای بیماران، که با اعداد اولویت ریسک ) (RPNبترتیب 1000، 1000 ، 1000 ، 800 بعنوان شکستهای مهم بخش مراقبت ویژه اولویت بندی شدند.
نتیجه گیری: طراحی استانداردها و راهنماهای بالینی در بخش و تدوین معیارهای پذیرش یا عدم پذیرش بیماران بر پایه پزشکی مبتنی بر شواهد، تدوین راهنمای کنترل عفونت در بخش مراقبتهای ویژه و آموزش آنها از جمله پیش بینی استانداردهای فضای فیزیکی، راهنمای شستشوی دست و فرآیند استاندارد ضدعفونی ابزار و تجهیزات بعنوان نیازمندیهای اصلی نظام مدیریت ایمنی شناخته شدند.
دکتر رقیه بایرامی، علیرضا رضازاده، دکتر حسین ابراهیمی پور،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1396 )
چکیده
مقدمه و هدف: بخش اورژانس به عنوان قلب بیمارستان و یکی از نخستین نقاط تماس بیماران با سیستم ارائه خدمات درمانی، با مسائل و مشکلات گوناگونی روبرو است. این مطالعه با هدف تبیین چالشهای موجود در بخشهای اورژانس بیمارستانهای آموزشی دانشگاه علوم پزشکی مشهد انجام گرفت.
روش کار: مطالعه حاضر از نوع مطالعات کیفی بود که به شیوه فنومنولوژی در سال 1393 در مشهد انجام گرفت. بیست پرستار و دو متخصص طب اورژانس که با نمونه گیری هدفمند از چهار بیمارستان آموزشی شهر مشهد انتخاب شدند؛ با حضور در مصاحبههای نیمهساختار یافته، درک و تجارب خود را پیرامون چالشهای بخشهای اورژانس بیان کردند. بعد از پیاده سازی مصاحبه ها، دادهها از طریق روش کولیزی با نرم افزار MAXQDA 3 مورد تحلیل قرارگرفت.
یافته ها: از تحلیل دادهها سه درون مایه مشتمل بر "چالشهای مربوط به منابع انسانی"(ویژگیهای فردی، ویژگیهای حرفه ای،کمبود نیروی انسانی)، " نارضایتی پرستاران" (حداقل هتلینگ و خدمات رفاهی در بیمارستان برای پرسنل، عدم تناسب حقوق و مزایا با حجم کاری ، عدم حمایت از پرستاران) و "چالشهای مدیریتی اورژانس" (چالشهای ساختاری، چالشهای عملکردی ، چالشهای مدیریتی نیروی انسانی) استخراج شد.
نتیجه گیری: کمبود نیروی انسانی، نارضایتی پرستاران و ضعف مدیریت از مهمترین چالشهای بخشهای اورژانس بودند. تامین نیروی انسانی کافی، ایجاد حمایت از پرستاران، تعیین دستورالعمل و فرایند برای مراقبتهای پرستاری میتواند در کاهش چالشهای موجود در بخشهای اورژانس بیمارستانی موثر باشد.
دکتر علی محمد مصدق راد، عرفان شکیبایی،
دوره 16، شماره 3 - ( 8-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: اعتباربخشی استراتژی مناسبی برای بهبود کیفیت، ایمنی و اثربخشی خدمات بیمارستانی است. سیستم اعتباربخشی بیمارستانی ایران به صورت دولتی و اجباری از سال 1391 شروع شد. هدف این پژوهش تعیین پیش نیازهای اجرای اعتباربخشی در بیمارستانهای استان تهران بود.
مواد و روشها: این مطالعه در سال 1395 با روش کیفی و از طریق مصاحبههای نیمه ساختار یافته با 72 نفر از مدیران سطوح مختلف 15 بیمارستان دانشگاهی، خصوصی، تأمین اجتماعی، نظامی و خیریه استان تهران انجام شد. بیمارستانها به صورت هدفمند از بین بیمارستانهای استان تهران انتخاب شدند. تحلیل دادهها به روش تحلیل محتوایی انجام شد.
نتایج: پایلوت اجرایی استانداردهای اعتباربخشی قبل از ابلاغ به بیمارستانها، آموزش مدیران و کارکنان در زمینه اجرای استانداردهای اعتباربخشی، تأمین منابع مورد نیاز برای اجرای اعتباربخشی، اختصاص زمان کافی و در نظر گرفتن مکانیزمهای انگیزشی برای اجرای استانداردهای اعتباربخشی در بیمارستانها از پیش نیازهای اصلی اعتباربخشی بیمارستانی است. عدم تأمین این الزامات و پیش نیازها منجر به بروز چالشهای زیادی برای مدیران و کارکنان بیمارستانها به هنگام اجرای اعتباربخشی شد.
نتیجهگیری: تأمین پیشنیازها و الزامات اعتباربخشی توسط وزارت بهداشت و معاونت درمان دانشگاهها قبل از ابلاغ اعتباربخشی به بیمارستانها منجر به تسهیل اجرای اعتباربخشی در بیمارستانها و در نهایت منجر به بهبود کیفیت، ایمنی و اثربخشی خدمات بیمارستانها خواهد شد.
یوسف پاشایی اصل، دکتر علی جنتی، دکتر معصومه قلی زاده، دکتر ابراهیم جعفری پویان، محمد تقی خدایاری، دکتر محمد عرب،
دوره 16، شماره 4 - ( 11-1396 )
چکیده
زمینه و هدف : رشد روز افزون گردشگری پزشکی و نیز رقابتی شدن این کارکرد، لزوم توسعه و ارتقا کمی و کیفی خدمات پزشکی مورد نیاز گردشگران را انکار ناپذیر نموده است. این پژوهش با هدف تعیین میزان رضایتمندی گردشگران پزشکی مراجعه کننده به شهر تبریز جهت درمان صورت گرفت.
مواد و روش ها : این مطالعه توصیفی- تحلیلی بر روی 82 نفر از گردشگران پزشکی مراجعه کننده به کلیه بخش های بستری بیمارستان های منتخب تبریز انجام گرفت. در این مطالعه از پرسشنامه روا و پایای محقق ساخته 28 سوالی ، برای جمع آوری داده ها استفاده شد.ضریب آلفای کرونباخ برای تایید پایایی عدد 708/0 به دست آمد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار آماری SPSS نسخه 23 استفاده شد. از روش نمونه گیری در دسترس برای جمع آوری داده ها استفاده شد. ازضریب همبستگی اسپیرمن برای بررسی ارتباط بین ابعاد مختلف رضایت بیماران نیز استفاده گردید.
نتایج :رضایت در هر کدام از محور ها شامل فرهنگی(88/51 درصد)، ساختاری(50/57 درصد)،نظام پرداخت بیمه ای(04/16 درصد)، نظام اطلاع رسانی و کانال های ارتباطی(34/41 درصد) و اقتصادی و مالی(35/50 درصد) بدست آمد. بعد نظام اطلاع رسانی و کانالهای ارتباطی تاثیر زیادی در بعد اقتصادی و مالی داشت(001/0 p <).
نتیجه گیری: برای تبدیل شهرتبریز به قطب گردشگری پزشکی وافزایش توسعه اقتصادی منطقه ، توجه مدیران و سیاست گذاران سلامت به میزان رضایتمندی گردشگران خارجی ورفع چالش ها ی پیش روی آنان ضروری به نظر می رسد.
دکتر ابراهیم جعفری پویان، طاهره شریفی، دکتر سارا امامقلی پور، دکتر میر سعید یکانی نژاد، سمانه اسماعیلی،
دوره 17، شماره 2 - ( 6-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: اعتباربخشی بیمارستانی روشی موثر جهت ارزشیابی در نظام سلامت کشورهاست که با هدف بهبود کیفیت خدمات و ارتقاء عملکرد و کارایی آنها انجام می شود. پژوهش حاضر، درصدد تعیین ارتباط بین درجه اعتباربخشی با کارایی فنی بیمارستانها می باشد.
مواد و روش ها: برای محاسبه کارایی فنی شاخص های کلیدی دروندادی و بروندادی بیمارستان شامل مواردی از قبیل نسبت پزشک به تخت، میزان مرگ و میر و عفونت بیمارستانی شناسایی گردید. به منظور نزدیک کردن کارایی فنی به عملکرد بیمارستان، در کنار شاخصهای معمول جهت سنجش کارایی، از شاخص کیفیت خدمات نیز استفاده گردید. برای اندازه گیری کیفیت نمونه ای (554 نفر) از بیماران بیمارستانها به روش تصادفی طبقه ای تحت مطالعه قرار گرفتند. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه توسعه یافته کیفیت خدمات بستری، چک لیست استخراج شاخص های عملکردی بود. سپس همبستگی بین نمرات کارایی فنی و درجه اعتباربخشی بیمارستانها با استفاده از نرم افزار DEAP و SPSS بررسی گردید.
نتایج: میانگین کارایی فنی بیمارستان ها 94/0 بدست آمد که نشان دهنده وجود 1/5 درصد ظرفیت افزایش کارایی بیمارستانها بود. میانگین کیفیت در بیمارستانهای تحت مطالعه 4.13 (حداقل 3.9 تا حداکثر 4.3) ارزیابی شد. همبستگی معناداری بین درجه اعتباربخشی و کارایی فنی بیمارستان ها یافت نشد.
نتیجه گیری: پیشنهاد می گردد در دوره های آتی اعتباربخشی، توجه به کارایی بیمارستانها نیز در سنجه ها گنجانده شود تا اعتباربخشی به اهداف خود، که ارتقاء کارایی یکی از آنهاست، دست یابد. ضمن آنکه بهتر است در محاسبات کارایی بیمارستان، از شاخص هایی که نشانگر بهتری برای عملکرد بیمارستانهاست، نیز استفاده گردد.
محمدرضا منتظرالحجه، دکتر احمد اخلاصی،
دوره 17، شماره 2 - ( 6-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: در سالهای اخیر، تلاشهای بسیاری صورت گرفته است تا طراحی بیمارستانها ؛که ازجمله محیطهای پراسترس به شمار میروند؛ بر اساس افزایش رضایتمندی بیماران، کاهش استرس و ارتقاء سلامت و بهبود بیماران صورت پذیرد. پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل فیزیکی و ذهنی مؤثر بر دیدگاه بیماران در بیمارستانهای شهر یزد شهر انجامشد.
مواد و روش ها: این پژوهش از حیث هدف، جزء پژوهشهای کاربردی و از روش پژوهش پیمایشی و همبستگی استفاده شد. در این راستا از آزمون آماری کولموگراف – اسمیرنف جهت تشخیص نرمال بودن توزیع دادههای پژوهش و از آزمونهای آماری رگرسیون خطی چندگانه و آزمون همبستگی پیرسون جهت تعیین رابطه و شدت و جهت رابطه بین متغیرها استفاده شد. علاوه بر این جهت تبیین معناداری مدل رگرسیونی چندگانه از روش تحلیل واریانس ANOVA استفاده شد. جهت گرداوری دادهها از مطالعات اسنادی و کتابخانهای و ابزار پرسشنامه بهره گرفته شد.
نتایج: نتایج نشان داد که عوامل فیزیکی در بخشهای بستری با سطح معناداری (p<0.05) دارای ارتباط معنادار و بالایی با میزان رضایتمندی افراد بود درحالیکه این ارتباط معنادار بین عوامل ذهنی و رضایتمندی بیماران دیده نشد.
نتیجه گیری: به نظر می رسد لازم است شرایط و امکاناتی را در بخشهای بستری فراهم آورد تا علاوه بر ارتقاء عوامل فیزیکی، به عوامل ذهنی نیز توجه شده و شاهد کاهش استرس و افزایش رضایتمندی بیماران در این محیطها بود. همچنین، از دیدگاه بیماران تأثیرگذارترین عوامل کالبدی بر کاهش استرس و افزایش رضایتمندی بیماران، استفاده از رنگهای مناسب، فراهم ساختن سرگرمیهای مثبت (فیلمها و کتب طنز) و برخورداری از تهویه مناسب و هوای تازه در بخشهای بستری میباشد.
دکتر ابراهیم جعفری پویان، دکتر علیمحمد مصدق راد، عباس سالاروند،
دوره 17، شماره 3 - ( 8-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: اعتباربخشی از سیستم های ارزشیابی در نظام سلامت است که با هدف ارتقا کیفیت بکارگرفته می شود. هدف این مطالعه شناسایی نقاط قوت و ضعف ارزیابان اعتباربخشی می باشد.
مواد و روش ها: این مطالعه یک پژوهش کیفی است که در مقطع زمانی 96-1395 در سطح تمامی ذینفعان برنامه اعتباربخشی بیمارستان های تهران صورت گرفت. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته جمع آوری و با روش تحلیل موضوعی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
نتایج: نقاط قوت ارزیابان در قالب 7 تم دسته بندی شدند. که مهم ترین آنها شامل؛ پذیرش اعتباربخشی از سوی ارزیابان، روحیه آموزش دادن، خوش نامی، تلاش فردی در جهت توسعه دانش و مهارت ها و وجود ارزیابان ارشد بود. نقاط ضعف ارزیابان در قالب 8 تم دسته بندی شدند. که مهمترین آنها شامل؛ ضعف های دانشی، تجربی، مهارتی، نگرشی و شحصیتی بود. به طور کلی عملکرد ارزیابان اعتباربخشی در دو دوره ی ابتدایی اجرای این برنامه در سطح زیر متوسط ارزیابی شد و مصاحبه شوندگان اعلام کردند که این مسئله از عوامل مهم اثرگذار بر سطح اعتبار نتایج اعتباربخشی بیمارستان های کشور بوده است.
نتیجه گیری: بکارگیری ارزیابان براساس شایستگی های کلیدی یک ارزیاب حرفه ای، آموزش و توانمندسازی آنها و کنترل عملکرد آنها می تواند به منصفانه و معتبر شدن نتایج اعتباربخشی بیمارستان ها کمک کند؛ تفاوت کیفی بین بیمارستان ها را مشخص تر نماید؛ و نهایتا منجر به افزایش تعهد بیمارستان ها به کیفیت گردد.
دکتر محمد حکاک، سید علی حزنی، ندا شاه سیاه، طاهره اخلاقی،
دوره 17، شماره 3 - ( 8-1397 )
چکیده
زمینه و هدف : بیمارستانها به عنوان مهمترین و بزرگترین نهاد ارایه در سیستم سلامت هر کشوری هستند که خدمات درمانی، در سطح وسیعی را آنها انجام می شود. یکی از مهمترین فرآیندهای ارتقا کیفیت خدمات نظام سلامت در کشور اعتبار بخشی است هدف این تحقیق شناسایی چالشها، موانع و ارایه راهکار اعتبار بخشی بیمارستانی بود.
مواد و روش ها: این پژوهش از نوع پژوهش های کیفی بود که با استفاده ازمصاحبه های عمیق رویکرد تحلیل محتوی در سال 1396در شمال کشور انجام شد. با استفاده از رویکرد نمونه گیری هدفمند تعداد 25 نفر شامل دوریس بیمارستان،سه مدیر بیمارستان،سه مترون،چهار سوپروایزر،ده پرستارو سه نفر مسوول اعتبار بخشی به عنوان مشارکت کنندگان در پژوهش انتخاب شدند. بعد از انجام مصاحبه با نرم افزار Maxqda کدگذاری و تحلیل لازم صورت گرفت. برای به دست آوردن اعتبار و روایی دادهها از دو روش بازبینی مشارکت کنندگان و مرور خبرگان غیر شرکت کننده در پژوهش استفاده شد.
نتایج: داده ها پس از تجزیه و ترکیب در قالب 98 کد اولیه ،16 مفهوم و 5 مقوله اصلی دسته بندی گردید.کدهای اصلی شامل چالش های منابع،چالش های سازمانی،چالش های فنی،پیامدهای منفی و راهکارها بودند.
نتیجه گیری : عارضه یابی به سازمان کمک میکند مواردی که سازمان باید روی آنها متمرکز شود را تعیین کند و با گردآوری و تحلیل دادهها و شناسایی گرههای کور راه توسعه و حل مشکل را فرا روی مدیران قرار میدهد خصوصا اجرای صحیح فرآیند اعتبار بخشی میتواند به تعالی بالینی همه جانبه منجر شود.
مهدیه توکلی، محسن قنواتی نژاد، فاطمه جلالی فر، دکتر الهام یاوری،
دوره 17، شماره 4 - ( 11-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: واحد پذیرش، ورودی اصلی بیمارستان است و اولین ارتباط بیمار با بیمارستان از طریق این واحد صورت میگیرد. زمان انتظار بیماران که از پیامدهای اصلی عملکرد این واحد است که نه تنها یکی از عوامل مهم تاثیرگذار بر رضایتبیماران بهشمار میآید بلکه از شاخصهای ارزیابی کیفیت خدمات بیمارستان نیز میباشد. هدف این پژوهش ارائه سناریوهایی به منظور کاهش زمانانتظار بیماران بود.
مواد و روشها: پژوهش از دیدگاه شیوه، توصیفی و از دیدگاه هدف، کاربردی بود. این تحقیق بهطور مقطعی روی 110 بیمارنوبتدار مراجعهکننده بهپذیرش بیمارستان محبمهر انجام شد. دادهها در مدت 70 روز و بهطور یکنواخت در همه روزهای هفته ازطریق مشاهده مستقیم، جمعآوری شده و در کاربرگهای از پیش تهیه شده ثبت گردیدهاند. مدل شبیهسازی، در نرمافزار Arena14 طراحی و اجرا شد.
نتایج: براساس یافتههای پژوهش، واحد پاراکلینیک و قسمت انتظار برای خالی شدن تخت، دو گلوگاه اصلی زمان در سیستم مورد مطالعه بودند. به منظور حل مساله، برای هر یک از واحدهای فوق یک سناریو طراحی و در محیط شبیهسازی آزمایش شد. اجرای این آزمایشها، نشان میدهد که سناریوهای پیشنهادی به طور مجزا و توامان، در مقایسه با شرایط موجود، نتایج بهتری در کاهش زمانانتظار و همچنین افزایش تعداد افراد بستریشده بهدنبال داشتند.
نتیجهگیری: بهبود فرآیندهای درمانی ازطریق شناخت سیستم خدماترسانی بیمارستان و تجزیهوتحلیل گلوگاهها و نقاطضعف آن حاصل میشود. مطابق با نتایج، افزایش تعدادکارکنان واحد پاراکلینیک و تختهای آزاد بیمارستان، عملکرد واحد پذیرش بیمارستان را بهبود میدهد. اجرای سناریوهای فوق، زمانانتظار بیماران را حدود 78% و زمانانتظار خالیشدن تخت را حدود 50% کاهش میدهد.
دکتر نسرین شعربافچی زاده، دکتر علیرضا جباری، مهری هاشمیان،
دوره 18، شماره 2 - ( 5-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: محاسبه بهای تمام شده خدمات، موجب می شود بتوان منابع موجود را با کاراترین و موثرترین وجه ممکن به کار برد. هزینه یابی بر مبنای فعالیت زمان گرا، روشی است که علاوه بر هزینه یابی، میزان کارایی و ظرفیت بلا استفاده منابع را نیز محاسبه می کند. هدف از پژوهش، استفاده از این روش جهت محاسبه بهای تمام شده خدمات رادیولوژی و سیتی اسکن در دو بیمارستان بود.
مواد و روش ها: پژوهش حاضر از نوع کمی است که به صورت مقطعی و گذشته نگر به شیوه توصیفی– تحلیلی در سال 1396 بر روی دو بیمارستان وابسته به دانشگاه علوم پزشکی اصفهان انجام گرفت. اطلاعات در قالب فرم های اکسل طراحی شده، جمع آوری و بهای تمام شده خدمات از طریق مدل هزینه یابی بر مبنای فعالیت زمان گرا (TDABC) محاسبه گردید.
نتایج: بهای تمام شده اکثر خدمات رادیولوژی و کل خدمات سیتی اسکن در واحد دولتی بیشتر از واحد واگذار شده بود. ظرفیت بلا استفاده منابع نیز در بخش دولتی بیشتر از خصوصی بود. زمان انجام خدمات در دو بیمارستان به غیر از رده شغلی تکنسین در بقیه موارد تقریبا مشابه بود. میانگین بهای تمام شده خدمات رادیولوژی در بیمارستان (الف)، 223324 و در بیمارستان (ب)، 194094 ریال بود. میانگین بهای خدمات سیتی اسکن در بیمارستان (الف)، 600522 و در بیمارستان (ب)، 485230 ریال بود.
نتیجه گیری: بر اساس یافته های مطالعه، نیاز به مدیریت منابع انسانی جهت کاهش ظرفیت بلا استفاده و افزایش کارایی و نیز بهبود فرآیندهای ارایه خدمت برای کاهش زمان ارایه خدمات ضروری به نظر می رسد. جایگزینی منابع با هزینه پایین راه حل دیگری است که در کاهش هزینه ها موثر می باشد. استانداردهای کاراترین بیمارستان ها و مراکز ارایه دهنده خدمات سلامت، اغلب ارزش این را دارند که سرمشق قرار گیرند
سیده صفورا مرتضوی، دکتر پروانه سموئی، سیده زهره مرتضوی، علیرضا منیری،
دوره 18، شماره 3 - ( 7-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: بخش مراقبت ویژه یکی از حساسترین بخشهای بیمارستان است که خدمات ارائه شده به بیماران در آن دارای اهمیت زیادی است. از آنجا که پرستاران این بخش از حجمکاری بالایی برخوردارند و باید در سریعترین زمان به بیماران پاسخ دهند، وجود یک برنامه کاری مدون ضروری است. از اینرو، با برنامهریزی مناسب میتوان از خستگی و نارضایتی ناشی از بالا بودن حجمکاری پرستاران کاست.
مواد و روشها: در این پژوهش کلیه فعالیتهایی که پرستاران بخش مراقبت ویژه در طول شیفتهای مختلف برای بیماران انجام میدهند، زمانسنجی و شبکه گرت آنها رسم شده است. زمان هر فعالیت در 4 حالت خوشبینانه، متوسط، محتمل و بدبینانه محاسبه گردید. همچنین زمان کل فعالیتهایی که در یک روز از ابتدا تا انتهای شیفت توسط پرستار برای یک بیمار میتواند صورت گیرد با توجه به این 4 حالت محاسبه شد و از یک روش ابتکاری برای برنامهریزی فعالیت پرستاران استفاده گردید.
نتایج: محاسبات نشان داد زمان کل فعالیتهایی که پرستاران انجام دهند با یکدیگر تفاوت معناداری دارند. لذا به کمک الگوریتم ابتکاری ارائه شده فعالیتها به گونهای به پرستاران تخصیص یافت که تعادل زمانی ایجاد کرد و انحراف معیار و دامنه زمانی فعالیتهای تخصیصی را به طور چشمگیری کاهش داد.
نتیجهگیری: روش ارائه شده نشان داد بهتر است در این بخش به جای تخصیص بیمار به پرستار، کارهای بیماران به پرستاران تخصیص داده شود. این کار باعث میشود تمام پرستاران با حجم کاری نسبتاً برابری روبهرو شوند که این امر میتواند باعث رضایت بیشتر پرستاران و بالا رفتن سطح کیفیت خدمات شود.
دکتر مسعود اعتمادیان، دکتر حسین شاهرخ، دکتر آیدین آرین خصال،
دوره 18، شماره 4 - ( 11-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: این مطالعه با هدف تبیین فرایند ایجاد یک بیمارستان غیردولتی و غیرانتفاعی به عنوان یک بیماستان شرکتی و ارائه مدلی برای ایجاد بیمارستانهای مستقل و شرکتی انجام شد.
مواد و روش ها: مطالعه از نوع کیفی و موردی بود. داده ها با مصاحبه با بنیانگذاران بیمارستان محب مهر، کارکنان و برخی مسئولان دانشگاه و سازمانهای خیریه جمع آوری شد. روش تحلیل داده ها تئوری بنیادی بود و داده ها در سه مرحله باز، محوری و انتخابی کدگذاری شدند.
نتایج: عوامل اولیه ایجاد بیمارستان محب مهر پایین بودن پرداختی پزشکان و اشتغال همزمان پزشکان در بخش دولتی و خصوصی بود. وجود فضاهای مرده در بیمارستان هاشمی نژاد و امکان قرارداد با بیمه های تکمیلی عوامل ثانویه بودند. واکنشها شامل استقبال پزشکان بیمارستان و مخالفت دولت و وزارت بهداشت بود. به دلیل پایین تر بودن تعرفه ها نسبت به بخش خصوصی و پذیرش بیمه های پایه و تکمیلی، دسترسی خوبی برای بیماران ایجاد شد. نظرات منفی دولت و وزارت بهداشت به تدریج تعدیل شد.
نتیجه گیری: فرایند تمرکز زدایی بخش دولتی در بیمارستانها باید به صورت پایین به بالا صورت گیرد. بهتر است به جای تبدیل بیمارستان های دولتی به مستقل یا شرکتی، آنها را از نو به شکل مستقل یا شرکتی ایجاد کرد. همینطور قبل از هرگونه اقدام تمرکز زدایی، باید ثبات مالی و مدیریتی در سازمانها ایجاد شود. برای تمرکز زدایی در سیستم اداره بیمارستانها، منافع کارکنان باید حفظ شود. بهتر است به جای دریافت اعتبارات دولتی، از ظرفیت اوقاف و دریافت وام های بانکی استفاده شود