48 نتیجه برای بخش
دکتر سیما مرزبان، مهشید معینی نایینی، سید حسین اردهالی، جابر حکمت یار، علی امیر سوادکوهی،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: آسیبهای ناشی از شکست یا خطاهای ناشی از مداخلات بالینی دوره بستری بیمار در بیمارستان از دلایل عمده مرگ و میر در جهان بشمار میرود. در مطالعه حاضر سعی شده با بهره گیری از روش ارزیابی شکست ها و آثار آن، به شناسایی و مستند سازی فرآیندها و گلوگاه های خطر بالقوه و بررسی آثار و علل خطرات، کمی سازی نرخ وخامت (Severity)، احتمال وقوع (Occurrence) و نرخ احتمال کشف خطر و اولویت دهی ریسک پرداخته شود.
مواد و ورش ها: این پژوهش جهت شناسایی وضع موجود از روش تحلیل شکستها و آثار آنها (FMEA) و برای طراحی نظام مدیریت ایمنی بیمار از منطق ولره volere) ) بهره می گیرد . این مطالعه در بخش ICU بیمارستان لقمان حکیم تهران انجام شد.
یافته ها : نتایج این مطالعه شامل شناسایی 16 شکست رایج و اولویت بندی آنها بود که مهمترین آنها عبارتند از اشتباه در پذیرش یا عدم پذیرش بیماران، اشتباه در زمان ترخیص بیمار، عدم رعایت اصول کنترل عفونت، اشتباه در تجویز دارو و شیوه دستوردهی برای بیماران، که با اعداد اولویت ریسک ) (RPNبترتیب 1000، 1000 ، 1000 ، 800 بعنوان شکستهای مهم بخش مراقبت ویژه اولویت بندی شدند.
نتیجه گیری: طراحی استانداردها و راهنماهای بالینی در بخش و تدوین معیارهای پذیرش یا عدم پذیرش بیماران بر پایه پزشکی مبتنی بر شواهد، تدوین راهنمای کنترل عفونت در بخش مراقبتهای ویژه و آموزش آنها از جمله پیش بینی استانداردهای فضای فیزیکی، راهنمای شستشوی دست و فرآیند استاندارد ضدعفونی ابزار و تجهیزات بعنوان نیازمندیهای اصلی نظام مدیریت ایمنی شناخته شدند.
دکتر رقیه بایرامی، علیرضا رضازاده، دکتر حسین ابراهیمی پور،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1396 )
چکیده
مقدمه و هدف: بخش اورژانس به عنوان قلب بیمارستان و یکی از نخستین نقاط تماس بیماران با سیستم ارائه خدمات درمانی، با مسائل و مشکلات گوناگونی روبرو است. این مطالعه با هدف تبیین چالشهای موجود در بخشهای اورژانس بیمارستانهای آموزشی دانشگاه علوم پزشکی مشهد انجام گرفت.
روش کار: مطالعه حاضر از نوع مطالعات کیفی بود که به شیوه فنومنولوژی در سال 1393 در مشهد انجام گرفت. بیست پرستار و دو متخصص طب اورژانس که با نمونه گیری هدفمند از چهار بیمارستان آموزشی شهر مشهد انتخاب شدند؛ با حضور در مصاحبههای نیمهساختار یافته، درک و تجارب خود را پیرامون چالشهای بخشهای اورژانس بیان کردند. بعد از پیاده سازی مصاحبه ها، دادهها از طریق روش کولیزی با نرم افزار MAXQDA 3 مورد تحلیل قرارگرفت.
یافته ها: از تحلیل دادهها سه درون مایه مشتمل بر "چالشهای مربوط به منابع انسانی"(ویژگیهای فردی، ویژگیهای حرفه ای،کمبود نیروی انسانی)، " نارضایتی پرستاران" (حداقل هتلینگ و خدمات رفاهی در بیمارستان برای پرسنل، عدم تناسب حقوق و مزایا با حجم کاری ، عدم حمایت از پرستاران) و "چالشهای مدیریتی اورژانس" (چالشهای ساختاری، چالشهای عملکردی ، چالشهای مدیریتی نیروی انسانی) استخراج شد.
نتیجه گیری: کمبود نیروی انسانی، نارضایتی پرستاران و ضعف مدیریت از مهمترین چالشهای بخشهای اورژانس بودند. تامین نیروی انسانی کافی، ایجاد حمایت از پرستاران، تعیین دستورالعمل و فرایند برای مراقبتهای پرستاری میتواند در کاهش چالشهای موجود در بخشهای اورژانس بیمارستانی موثر باشد.
دکتر علی محمد مصدق راد، عرفان شکیبایی،
دوره 16، شماره 3 - ( 8-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: اعتباربخشی استراتژی مناسبی برای بهبود کیفیت، ایمنی و اثربخشی خدمات بیمارستانی است. سیستم اعتباربخشی بیمارستانی ایران به صورت دولتی و اجباری از سال 1391 شروع شد. هدف این پژوهش تعیین پیش نیازهای اجرای اعتباربخشی در بیمارستانهای استان تهران بود.
مواد و روشها: این مطالعه در سال 1395 با روش کیفی و از طریق مصاحبههای نیمه ساختار یافته با 72 نفر از مدیران سطوح مختلف 15 بیمارستان دانشگاهی، خصوصی، تأمین اجتماعی، نظامی و خیریه استان تهران انجام شد. بیمارستانها به صورت هدفمند از بین بیمارستانهای استان تهران انتخاب شدند. تحلیل دادهها به روش تحلیل محتوایی انجام شد.
نتایج: پایلوت اجرایی استانداردهای اعتباربخشی قبل از ابلاغ به بیمارستانها، آموزش مدیران و کارکنان در زمینه اجرای استانداردهای اعتباربخشی، تأمین منابع مورد نیاز برای اجرای اعتباربخشی، اختصاص زمان کافی و در نظر گرفتن مکانیزمهای انگیزشی برای اجرای استانداردهای اعتباربخشی در بیمارستانها از پیش نیازهای اصلی اعتباربخشی بیمارستانی است. عدم تأمین این الزامات و پیش نیازها منجر به بروز چالشهای زیادی برای مدیران و کارکنان بیمارستانها به هنگام اجرای اعتباربخشی شد.
نتیجهگیری: تأمین پیشنیازها و الزامات اعتباربخشی توسط وزارت بهداشت و معاونت درمان دانشگاهها قبل از ابلاغ اعتباربخشی به بیمارستانها منجر به تسهیل اجرای اعتباربخشی در بیمارستانها و در نهایت منجر به بهبود کیفیت، ایمنی و اثربخشی خدمات بیمارستانها خواهد شد.
یوسف پاشایی اصل، دکتر علی جنتی، دکتر معصومه قلی زاده، دکتر ابراهیم جعفری پویان، محمد تقی خدایاری، دکتر محمد عرب،
دوره 16، شماره 4 - ( 11-1396 )
چکیده
زمینه و هدف : رشد روز افزون گردشگری پزشکی و نیز رقابتی شدن این کارکرد، لزوم توسعه و ارتقا کمی و کیفی خدمات پزشکی مورد نیاز گردشگران را انکار ناپذیر نموده است. این پژوهش با هدف تعیین میزان رضایتمندی گردشگران پزشکی مراجعه کننده به شهر تبریز جهت درمان صورت گرفت.
مواد و روش ها : این مطالعه توصیفی- تحلیلی بر روی 82 نفر از گردشگران پزشکی مراجعه کننده به کلیه بخش های بستری بیمارستان های منتخب تبریز انجام گرفت. در این مطالعه از پرسشنامه روا و پایای محقق ساخته 28 سوالی ، برای جمع آوری داده ها استفاده شد.ضریب آلفای کرونباخ برای تایید پایایی عدد 708/0 به دست آمد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار آماری SPSS نسخه 23 استفاده شد. از روش نمونه گیری در دسترس برای جمع آوری داده ها استفاده شد. ازضریب همبستگی اسپیرمن برای بررسی ارتباط بین ابعاد مختلف رضایت بیماران نیز استفاده گردید.
نتایج :رضایت در هر کدام از محور ها شامل فرهنگی(88/51 درصد)، ساختاری(50/57 درصد)،نظام پرداخت بیمه ای(04/16 درصد)، نظام اطلاع رسانی و کانال های ارتباطی(34/41 درصد) و اقتصادی و مالی(35/50 درصد) بدست آمد. بعد نظام اطلاع رسانی و کانالهای ارتباطی تاثیر زیادی در بعد اقتصادی و مالی داشت(001/0 p <).
نتیجه گیری: برای تبدیل شهرتبریز به قطب گردشگری پزشکی وافزایش توسعه اقتصادی منطقه ، توجه مدیران و سیاست گذاران سلامت به میزان رضایتمندی گردشگران خارجی ورفع چالش ها ی پیش روی آنان ضروری به نظر می رسد.
دکتر ابراهیم جعفری پویان، طاهره شریفی، دکتر سارا امامقلی پور، دکتر میر سعید یکانی نژاد، سمانه اسماعیلی،
دوره 17، شماره 2 - ( 6-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: اعتباربخشی بیمارستانی روشی موثر جهت ارزشیابی در نظام سلامت کشورهاست که با هدف بهبود کیفیت خدمات و ارتقاء عملکرد و کارایی آنها انجام می شود. پژوهش حاضر، درصدد تعیین ارتباط بین درجه اعتباربخشی با کارایی فنی بیمارستانها می باشد.
مواد و روش ها: برای محاسبه کارایی فنی شاخص های کلیدی دروندادی و بروندادی بیمارستان شامل مواردی از قبیل نسبت پزشک به تخت، میزان مرگ و میر و عفونت بیمارستانی شناسایی گردید. به منظور نزدیک کردن کارایی فنی به عملکرد بیمارستان، در کنار شاخصهای معمول جهت سنجش کارایی، از شاخص کیفیت خدمات نیز استفاده گردید. برای اندازه گیری کیفیت نمونه ای (554 نفر) از بیماران بیمارستانها به روش تصادفی طبقه ای تحت مطالعه قرار گرفتند. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه توسعه یافته کیفیت خدمات بستری، چک لیست استخراج شاخص های عملکردی بود. سپس همبستگی بین نمرات کارایی فنی و درجه اعتباربخشی بیمارستانها با استفاده از نرم افزار DEAP و SPSS بررسی گردید.
نتایج: میانگین کارایی فنی بیمارستان ها 94/0 بدست آمد که نشان دهنده وجود 1/5 درصد ظرفیت افزایش کارایی بیمارستانها بود. میانگین کیفیت در بیمارستانهای تحت مطالعه 4.13 (حداقل 3.9 تا حداکثر 4.3) ارزیابی شد. همبستگی معناداری بین درجه اعتباربخشی و کارایی فنی بیمارستان ها یافت نشد.
نتیجه گیری: پیشنهاد می گردد در دوره های آتی اعتباربخشی، توجه به کارایی بیمارستانها نیز در سنجه ها گنجانده شود تا اعتباربخشی به اهداف خود، که ارتقاء کارایی یکی از آنهاست، دست یابد. ضمن آنکه بهتر است در محاسبات کارایی بیمارستان، از شاخص هایی که نشانگر بهتری برای عملکرد بیمارستانهاست، نیز استفاده گردد.
محمدرضا منتظرالحجه، دکتر احمد اخلاصی،
دوره 17، شماره 2 - ( 6-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: در سالهای اخیر، تلاشهای بسیاری صورت گرفته است تا طراحی بیمارستانها ؛که ازجمله محیطهای پراسترس به شمار میروند؛ بر اساس افزایش رضایتمندی بیماران، کاهش استرس و ارتقاء سلامت و بهبود بیماران صورت پذیرد. پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل فیزیکی و ذهنی مؤثر بر دیدگاه بیماران در بیمارستانهای شهر یزد شهر انجامشد.
مواد و روش ها: این پژوهش از حیث هدف، جزء پژوهشهای کاربردی و از روش پژوهش پیمایشی و همبستگی استفاده شد. در این راستا از آزمون آماری کولموگراف – اسمیرنف جهت تشخیص نرمال بودن توزیع دادههای پژوهش و از آزمونهای آماری رگرسیون خطی چندگانه و آزمون همبستگی پیرسون جهت تعیین رابطه و شدت و جهت رابطه بین متغیرها استفاده شد. علاوه بر این جهت تبیین معناداری مدل رگرسیونی چندگانه از روش تحلیل واریانس ANOVA استفاده شد. جهت گرداوری دادهها از مطالعات اسنادی و کتابخانهای و ابزار پرسشنامه بهره گرفته شد.
نتایج: نتایج نشان داد که عوامل فیزیکی در بخشهای بستری با سطح معناداری (p<0.05) دارای ارتباط معنادار و بالایی با میزان رضایتمندی افراد بود درحالیکه این ارتباط معنادار بین عوامل ذهنی و رضایتمندی بیماران دیده نشد.
نتیجه گیری: به نظر می رسد لازم است شرایط و امکاناتی را در بخشهای بستری فراهم آورد تا علاوه بر ارتقاء عوامل فیزیکی، به عوامل ذهنی نیز توجه شده و شاهد کاهش استرس و افزایش رضایتمندی بیماران در این محیطها بود. همچنین، از دیدگاه بیماران تأثیرگذارترین عوامل کالبدی بر کاهش استرس و افزایش رضایتمندی بیماران، استفاده از رنگهای مناسب، فراهم ساختن سرگرمیهای مثبت (فیلمها و کتب طنز) و برخورداری از تهویه مناسب و هوای تازه در بخشهای بستری میباشد.
دکتر ابراهیم جعفری پویان، دکتر علیمحمد مصدق راد، عباس سالاروند،
دوره 17، شماره 3 - ( 8-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: اعتباربخشی از سیستم های ارزشیابی در نظام سلامت است که با هدف ارتقا کیفیت بکارگرفته می شود. هدف این مطالعه شناسایی نقاط قوت و ضعف ارزیابان اعتباربخشی می باشد.
مواد و روش ها: این مطالعه یک پژوهش کیفی است که در مقطع زمانی 96-1395 در سطح تمامی ذینفعان برنامه اعتباربخشی بیمارستان های تهران صورت گرفت. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته جمع آوری و با روش تحلیل موضوعی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
نتایج: نقاط قوت ارزیابان در قالب 7 تم دسته بندی شدند. که مهم ترین آنها شامل؛ پذیرش اعتباربخشی از سوی ارزیابان، روحیه آموزش دادن، خوش نامی، تلاش فردی در جهت توسعه دانش و مهارت ها و وجود ارزیابان ارشد بود. نقاط ضعف ارزیابان در قالب 8 تم دسته بندی شدند. که مهمترین آنها شامل؛ ضعف های دانشی، تجربی، مهارتی، نگرشی و شحصیتی بود. به طور کلی عملکرد ارزیابان اعتباربخشی در دو دوره ی ابتدایی اجرای این برنامه در سطح زیر متوسط ارزیابی شد و مصاحبه شوندگان اعلام کردند که این مسئله از عوامل مهم اثرگذار بر سطح اعتبار نتایج اعتباربخشی بیمارستان های کشور بوده است.
نتیجه گیری: بکارگیری ارزیابان براساس شایستگی های کلیدی یک ارزیاب حرفه ای، آموزش و توانمندسازی آنها و کنترل عملکرد آنها می تواند به منصفانه و معتبر شدن نتایج اعتباربخشی بیمارستان ها کمک کند؛ تفاوت کیفی بین بیمارستان ها را مشخص تر نماید؛ و نهایتا منجر به افزایش تعهد بیمارستان ها به کیفیت گردد.
دکتر محمد حکاک، سید علی حزنی، ندا شاه سیاه، طاهره اخلاقی،
دوره 17، شماره 3 - ( 8-1397 )
چکیده
زمینه و هدف : بیمارستانها به عنوان مهمترین و بزرگترین نهاد ارایه در سیستم سلامت هر کشوری هستند که خدمات درمانی، در سطح وسیعی را آنها انجام می شود. یکی از مهمترین فرآیندهای ارتقا کیفیت خدمات نظام سلامت در کشور اعتبار بخشی است هدف این تحقیق شناسایی چالشها، موانع و ارایه راهکار اعتبار بخشی بیمارستانی بود.
مواد و روش ها: این پژوهش از نوع پژوهش های کیفی بود که با استفاده ازمصاحبه های عمیق رویکرد تحلیل محتوی در سال 1396در شمال کشور انجام شد. با استفاده از رویکرد نمونه گیری هدفمند تعداد 25 نفر شامل دوریس بیمارستان،سه مدیر بیمارستان،سه مترون،چهار سوپروایزر،ده پرستارو سه نفر مسوول اعتبار بخشی به عنوان مشارکت کنندگان در پژوهش انتخاب شدند. بعد از انجام مصاحبه با نرم افزار Maxqda کدگذاری و تحلیل لازم صورت گرفت. برای به دست آوردن اعتبار و روایی دادهها از دو روش بازبینی مشارکت کنندگان و مرور خبرگان غیر شرکت کننده در پژوهش استفاده شد.
نتایج: داده ها پس از تجزیه و ترکیب در قالب 98 کد اولیه ،16 مفهوم و 5 مقوله اصلی دسته بندی گردید.کدهای اصلی شامل چالش های منابع،چالش های سازمانی،چالش های فنی،پیامدهای منفی و راهکارها بودند.
نتیجه گیری : عارضه یابی به سازمان کمک میکند مواردی که سازمان باید روی آنها متمرکز شود را تعیین کند و با گردآوری و تحلیل دادهها و شناسایی گرههای کور راه توسعه و حل مشکل را فرا روی مدیران قرار میدهد خصوصا اجرای صحیح فرآیند اعتبار بخشی میتواند به تعالی بالینی همه جانبه منجر شود.
مهدیه توکلی، محسن قنواتی نژاد، فاطمه جلالی فر، دکتر الهام یاوری،
دوره 17، شماره 4 - ( 11-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: واحد پذیرش، ورودی اصلی بیمارستان است و اولین ارتباط بیمار با بیمارستان از طریق این واحد صورت میگیرد. زمان انتظار بیماران که از پیامدهای اصلی عملکرد این واحد است که نه تنها یکی از عوامل مهم تاثیرگذار بر رضایتبیماران بهشمار میآید بلکه از شاخصهای ارزیابی کیفیت خدمات بیمارستان نیز میباشد. هدف این پژوهش ارائه سناریوهایی به منظور کاهش زمانانتظار بیماران بود.
مواد و روشها: پژوهش از دیدگاه شیوه، توصیفی و از دیدگاه هدف، کاربردی بود. این تحقیق بهطور مقطعی روی 110 بیمارنوبتدار مراجعهکننده بهپذیرش بیمارستان محبمهر انجام شد. دادهها در مدت 70 روز و بهطور یکنواخت در همه روزهای هفته ازطریق مشاهده مستقیم، جمعآوری شده و در کاربرگهای از پیش تهیه شده ثبت گردیدهاند. مدل شبیهسازی، در نرمافزار Arena14 طراحی و اجرا شد.
نتایج: براساس یافتههای پژوهش، واحد پاراکلینیک و قسمت انتظار برای خالی شدن تخت، دو گلوگاه اصلی زمان در سیستم مورد مطالعه بودند. به منظور حل مساله، برای هر یک از واحدهای فوق یک سناریو طراحی و در محیط شبیهسازی آزمایش شد. اجرای این آزمایشها، نشان میدهد که سناریوهای پیشنهادی به طور مجزا و توامان، در مقایسه با شرایط موجود، نتایج بهتری در کاهش زمانانتظار و همچنین افزایش تعداد افراد بستریشده بهدنبال داشتند.
نتیجهگیری: بهبود فرآیندهای درمانی ازطریق شناخت سیستم خدماترسانی بیمارستان و تجزیهوتحلیل گلوگاهها و نقاطضعف آن حاصل میشود. مطابق با نتایج، افزایش تعدادکارکنان واحد پاراکلینیک و تختهای آزاد بیمارستان، عملکرد واحد پذیرش بیمارستان را بهبود میدهد. اجرای سناریوهای فوق، زمانانتظار بیماران را حدود 78% و زمانانتظار خالیشدن تخت را حدود 50% کاهش میدهد.
دکتر نسرین شعربافچی زاده، دکتر علیرضا جباری، مهری هاشمیان،
دوره 18، شماره 2 - ( 5-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: محاسبه بهای تمام شده خدمات، موجب می شود بتوان منابع موجود را با کاراترین و موثرترین وجه ممکن به کار برد. هزینه یابی بر مبنای فعالیت زمان گرا، روشی است که علاوه بر هزینه یابی، میزان کارایی و ظرفیت بلا استفاده منابع را نیز محاسبه می کند. هدف از پژوهش، استفاده از این روش جهت محاسبه بهای تمام شده خدمات رادیولوژی و سیتی اسکن در دو بیمارستان بود.
مواد و روش ها: پژوهش حاضر از نوع کمی است که به صورت مقطعی و گذشته نگر به شیوه توصیفی– تحلیلی در سال 1396 بر روی دو بیمارستان وابسته به دانشگاه علوم پزشکی اصفهان انجام گرفت. اطلاعات در قالب فرم های اکسل طراحی شده، جمع آوری و بهای تمام شده خدمات از طریق مدل هزینه یابی بر مبنای فعالیت زمان گرا (TDABC) محاسبه گردید.
نتایج: بهای تمام شده اکثر خدمات رادیولوژی و کل خدمات سیتی اسکن در واحد دولتی بیشتر از واحد واگذار شده بود. ظرفیت بلا استفاده منابع نیز در بخش دولتی بیشتر از خصوصی بود. زمان انجام خدمات در دو بیمارستان به غیر از رده شغلی تکنسین در بقیه موارد تقریبا مشابه بود. میانگین بهای تمام شده خدمات رادیولوژی در بیمارستان (الف)، 223324 و در بیمارستان (ب)، 194094 ریال بود. میانگین بهای خدمات سیتی اسکن در بیمارستان (الف)، 600522 و در بیمارستان (ب)، 485230 ریال بود.
نتیجه گیری: بر اساس یافته های مطالعه، نیاز به مدیریت منابع انسانی جهت کاهش ظرفیت بلا استفاده و افزایش کارایی و نیز بهبود فرآیندهای ارایه خدمت برای کاهش زمان ارایه خدمات ضروری به نظر می رسد. جایگزینی منابع با هزینه پایین راه حل دیگری است که در کاهش هزینه ها موثر می باشد. استانداردهای کاراترین بیمارستان ها و مراکز ارایه دهنده خدمات سلامت، اغلب ارزش این را دارند که سرمشق قرار گیرند
سیده صفورا مرتضوی، دکتر پروانه سموئی، سیده زهره مرتضوی، علیرضا منیری،
دوره 18، شماره 3 - ( 7-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: بخش مراقبت ویژه یکی از حساسترین بخشهای بیمارستان است که خدمات ارائه شده به بیماران در آن دارای اهمیت زیادی است. از آنجا که پرستاران این بخش از حجمکاری بالایی برخوردارند و باید در سریعترین زمان به بیماران پاسخ دهند، وجود یک برنامه کاری مدون ضروری است. از اینرو، با برنامهریزی مناسب میتوان از خستگی و نارضایتی ناشی از بالا بودن حجمکاری پرستاران کاست.
مواد و روشها: در این پژوهش کلیه فعالیتهایی که پرستاران بخش مراقبت ویژه در طول شیفتهای مختلف برای بیماران انجام میدهند، زمانسنجی و شبکه گرت آنها رسم شده است. زمان هر فعالیت در 4 حالت خوشبینانه، متوسط، محتمل و بدبینانه محاسبه گردید. همچنین زمان کل فعالیتهایی که در یک روز از ابتدا تا انتهای شیفت توسط پرستار برای یک بیمار میتواند صورت گیرد با توجه به این 4 حالت محاسبه شد و از یک روش ابتکاری برای برنامهریزی فعالیت پرستاران استفاده گردید.
نتایج: محاسبات نشان داد زمان کل فعالیتهایی که پرستاران انجام دهند با یکدیگر تفاوت معناداری دارند. لذا به کمک الگوریتم ابتکاری ارائه شده فعالیتها به گونهای به پرستاران تخصیص یافت که تعادل زمانی ایجاد کرد و انحراف معیار و دامنه زمانی فعالیتهای تخصیصی را به طور چشمگیری کاهش داد.
نتیجهگیری: روش ارائه شده نشان داد بهتر است در این بخش به جای تخصیص بیمار به پرستار، کارهای بیماران به پرستاران تخصیص داده شود. این کار باعث میشود تمام پرستاران با حجم کاری نسبتاً برابری روبهرو شوند که این امر میتواند باعث رضایت بیشتر پرستاران و بالا رفتن سطح کیفیت خدمات شود.
دکتر مسعود اعتمادیان، دکتر حسین شاهرخ، دکتر آیدین آرین خصال،
دوره 18، شماره 4 - ( 11-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: این مطالعه با هدف تبیین فرایند ایجاد یک بیمارستان غیردولتی و غیرانتفاعی به عنوان یک بیماستان شرکتی و ارائه مدلی برای ایجاد بیمارستانهای مستقل و شرکتی انجام شد.
مواد و روش ها: مطالعه از نوع کیفی و موردی بود. داده ها با مصاحبه با بنیانگذاران بیمارستان محب مهر، کارکنان و برخی مسئولان دانشگاه و سازمانهای خیریه جمع آوری شد. روش تحلیل داده ها تئوری بنیادی بود و داده ها در سه مرحله باز، محوری و انتخابی کدگذاری شدند.
نتایج: عوامل اولیه ایجاد بیمارستان محب مهر پایین بودن پرداختی پزشکان و اشتغال همزمان پزشکان در بخش دولتی و خصوصی بود. وجود فضاهای مرده در بیمارستان هاشمی نژاد و امکان قرارداد با بیمه های تکمیلی عوامل ثانویه بودند. واکنشها شامل استقبال پزشکان بیمارستان و مخالفت دولت و وزارت بهداشت بود. به دلیل پایین تر بودن تعرفه ها نسبت به بخش خصوصی و پذیرش بیمه های پایه و تکمیلی، دسترسی خوبی برای بیماران ایجاد شد. نظرات منفی دولت و وزارت بهداشت به تدریج تعدیل شد.
نتیجه گیری: فرایند تمرکز زدایی بخش دولتی در بیمارستانها باید به صورت پایین به بالا صورت گیرد. بهتر است به جای تبدیل بیمارستان های دولتی به مستقل یا شرکتی، آنها را از نو به شکل مستقل یا شرکتی ایجاد کرد. همینطور قبل از هرگونه اقدام تمرکز زدایی، باید ثبات مالی و مدیریتی در سازمانها ایجاد شود. برای تمرکز زدایی در سیستم اداره بیمارستانها، منافع کارکنان باید حفظ شود. بهتر است به جای دریافت اعتبارات دولتی، از ظرفیت اوقاف و دریافت وام های بانکی استفاده شود
سارا کرمی پارسا، لیلا نظری منش، محمود محمودی مجد آبادی فراهانی،
دوره 19، شماره 3 - ( 9-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: اهمیت کیفیت خدمات بیمارستانها در جهت استفاده بهینه از منابع موجود بر مدیران پوشیده نیست. این مسئله به ویژه در بخش زایمان به سبب دانسیته بالای بار مراجعات حائز اهمیت میباشد. از رویکردهای نوین بهبود خدمات بخش زایمان در کشور، اجرای LDR (Labor, Delivery, Recovery) می باشد. مطالعه با هدف ارزیابی اثربخشی سیستم LDR بر شاخصهای کیفیت خدمات بخش زایمان دو بیمارستان منتخب قم اجرا گردید.
مواد و روشها: این مطالعه توصیفی- پیمایشی و به لحاظ هدف کاربردی و به لحاظ زمان مقطعی بود که طی آن بهصورت مورد شاهدی، به مقایسه شاخصهای کیفیت خدمات یک بیمارستان دارای سیستم LDR با یک بیمارستان فاقد سیستم LDR پرداخته شد. دادهها با پرسشنامه استاندارد با نمونهگیری پواسون جمعآوری و با نرمافزار SPSS آنالیز گردید.
نتایج: بین دو بیمارستان به جز اجرای سیستم LDR، تمایز عمده دیگری وجود ندارد. بین اجرای LDR در بخش زایمان با شاخصهای کیفیت کلی خدمات (3 در مقابل 2.5) و نیز شاخصهای کیفی دروندادی، فرایندی و بروندادی ارتباط معنیداری مشاهده نشد اما اجرای LDR بر برخی از آیتمهای این شاخصها اثر معنیدار داشته است (سطح معنیداری=0.05).
نتیجهگیری: با توجه به یافتههای پژوهش، اجرای LDR بر کیفیت کلی خدمات اثر معنیدار نداشته اما بر زیرمولفههای این شاخصها اثرگذار است و رضایتمندی مادران در بسیاری از زمینهها در بیمارستان دارای LDR بالاتر بود اما مادران از هزینه تحمیل شده در بیمارستان دارای LDR رضایت پایینتری داشتند. لذا به نظر میرسد، لزوم سیاستگذاری مناسب مدیران جهت کنترل هزینههای دریافتی مربوط به اجرای این سیستم روشن است.
سراج الدین گری، سعید بینات،
دوره 19، شماره 4 - ( 10-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: در ایران، نظام اعتباربخشی عمدتاً بر بیمارستانها متمرکزشده و هنوز موفق به ارائه استانداردهایی برای مراکز درمانی مستقل مانند درمانگاههای مستقل نشده است. مطالعه حاضر به گزارش تدوین چارچوب اعتباربخشی برای درمانگاههای مستقل وابسته به نیروهای مسلح کشور پرداخته است.
مواد و روشها: این سند یک مطالعه ترکیبی (کیفی-کمی) را گزارش نموده است. توافق متخصصین (30 نفر) در مورد نتایج حاصل از یک مرور نظاممند (201 گویه) با استفاده از پرسشنامه و سه جلسه متخصصین کسب گردید. ضروری بودن هریک از گویهها با روش نسبت روایی محتوا و وزن استانداردها و سرفصلها بر اساس میانگین محاسبه گردید.
نتایج: 201 گویه موجود، به 75 استاندارد در 13 سرفصل به عنوان استانداردهای نهایی به همراه وزن هر یک از آنها تبدیل گردید.
نتیجهگیری: این چارچوب میتواند بهعنوان ابزار مقایسه در میان مراکز درمانی مستقل بکار گرفته شود و برای اجرای آن تربیت ارزیابان، تمهید پیشنیازهای قانونی و سازمانی ضروری است.
بهشته جبلی، محمد ورهرام، مهدی کاظم پور، شیرین اسماعیلی، حبیب امامی، الهام قازانچایی،
دوره 20، شماره 4 - ( 10-1400 )
چکیده
مقدمه: پس از افزایش موارد ابتلا و گسترش جهانی ویروس کووید 19، مراکز درمانی بدنبال این بحران با تعدادی از مشکلات و چالشها مواجه شدند. متولیان نظام سلامت در کشورهای مختلف جهان به منظور افزایش کیفیت و ایمنی خدمات درمانی و مدیریت بهینه آنها چه در شرایط بحرانی و چه در شرایط غیر بحرانی روشهای متعددی را به کار گرفتهاند که تعهد سازمان را به ارتقای کیفیت افزایش میدهند.
مواد و روش ها: این مطالعه یک پژوهش مقطعی تحلیلی میباشد. اطلاعات از طریق پرسشنامه محقق ساخته بر اساس 903 استاندارد اعتباربخشی ابلاغی وزارت بهداشت با روش نمونهگیری در دسترس از 326 نفر از کارکنان مرکز مسیح دانشوری در سال 1399 جمع آوری شده است. دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS ویرایش 22 تجزیهوتحلیل شدند.
نتایج: نتایج نشان داد از میانگین 8 حیطه مرتبط با استانداردهای اعتباربخشی، مشارکتکنندگان در حیطههای اخلاق حرفهای و رعایت حقوق گیرنده خدمت، کنترل عفونت، بهداشت محیط و پسماند بیشترین رعایت را در شرایط اضطرار کووید 19 ذکر نمودند و حیطههای مدیریت بالینی و ایمنی بیمار در ردههای بعدی قرار گرفتند.
نتیجهگیری: بر اساس نظر مشارکتکنندگان، رعایت حیطههای بهداشت محیط و پسماند، حقوقگیرنده خدمت و کنترل عفونت در مواجهه با اپیدمی کرونا کاربردیتر بوده است. به نظر میرسد اصول اعتباربخشی به عنوان استاندارهای بهبود کیفیت مورد پذیرش قرار گرفته است و میتواند راهنمایی مؤثر در آمادگی مواجه مراکز درمانی در شرایط اضطرار باشد.
مرضیه نجفی، مرتضی نظری، حجت رحمانی، قاسم رجبی وسکولایی، بهروز پورآقا، سیما فیض اله زاده، رویا رجایی،
دوره 21، شماره 4 - ( 11-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از چالش های اصلی مدیریت منابع انسانی در بیمارستان ها توزیع مناسب پرستاران که لازمه ارتقای کارایی و کیفیت خدمات سلامت است می باشد. در این مطالعه به مرور و مقایسه تخصیص پرستار به ازای تخت در ایران و سایر کشورها می پردازیم تا شاید با ترسیم وضعیت موجود راهنمایی برای سیاستگذاران نظام سلامت در برنامه ریزی های نیروی انسانی فراهم شود.
مواد و روش ها: این مطالعه به صورت مرور حیطه ای در سال 1399 با هدف مقایسه استانداردهای توزیع پرستار به تخت/بخش در در مطالعات منتخب انجام شد. جستجو با کلیدواژه های مرتبط در پایگاه داده های"Scopus" ,"Web of Science", "PubMed" و بدون محدودیت زمانی انجام شد.
نتایج: توزیع نیروی پرستاری به ازای تخت در کشورهای استرالیا، انگلستان، ایرلند شمالی، ولز، اسرائیل، امریکا، ایالت کالیفرنیا، پنسیلوانیا و نیوجرسی گزارش شد. در ایران، نرخ پرستار به تخت ویژه اندکی بالاتر از میانگین و نسبت پرستار به تخت عادی و اورژانس کمتر از میانگین سایر کشورهای منتخب بود.
نتیجه گیری: توزیع پرستاران در ایران به طور کلی پایینتر از میانگین سایر کشورها بود و این نسبت در برخی از بخش ها کمتر و در برخی از بخش ها بیشتر از میانگین بود. توصیه می شود جذب و بازتوزیع مناسب نیرو در بخش های مختلف با الگوبرداری از روند توزیع نیروی انسانی از کشورهای موفق انجام شود.
حسن نیرومند سعداباد، علی وفایی نجار، الهه هوشمند، جمشید جمالی، زهرا کیوانلو، مهدی دهنوی،
دوره 21، شماره 4 - ( 11-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به نقش مهم پزشکان در تحقق استانداردهای اعتباربخشی و ضرورت جلب مشارکت پزشکان در این فرایند، این مطالعه بهمنظور شناسایی دیدگاه پزشکان در خصوص چالشهای مشارکت در برنامههای اعتباربخشی در بیمارستانهای تأمین اجتماعی شهر مشهد انجام شده است.
مواد و روشها: این مطالعه یک پژوهش توصیفی_ تحلیلی است که بهصورت مقطعی در سال 1400 با استفاده از پرسشنامه استاندارد طراحی شده که روایی و پایایی آن تائید شده بود، در دو بیمارستان متعلق به سازمان تأمین اجتماعی شهر مشهد انجام گردید. شرکتکنندگان 56 نفر از پزشکان شاغل تماموقت با حداقل یک سال تجربه کاری در بیمارستان بودند. تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه 26 انجام شد.
نتایج: در بین چالشهای مشارکت پزشکان در برنامههای اعتباربخشی ابعاد سازوکار انگیزشی (63/0±96/3)، تأمین منابع مناسب جهت اجرای اعتباربخشی (78/0±83/3)، برنامههای توانمندسازی پزشکان (73/0±78/3) و نقش دفتر بهبود کیفیت در جلب مشارکت پزشکان (74/0±75/3) از دیدگاه پزشکان مهمتر بود و ابعاد مطالبه گری بیماران (75/0±90/2) و ابهام در نقش (96/0±77/2)، اهمیت کمتری از نظر آنها داشت.
نتیجهگیری: جهت موفقیت در برنامه اعتباربخشی مدیران لازم است به سازوکارهای انگیزشی توجه بیشتری داشته باشند و منابع مناسب را با توجه به استانداردها تأمین نمایند، جهت توانمندسازی پزشکان در اجرای استانداردهای اعتباربخشی و همچنین فعالتر بودن دفاتر بهبود کیفیت برای تعامل با پزشکان و جلب مشارکت آنان برنامهریزی نمایند.
سید محمد مهدی حیدری بغدادآبادی، علیرضا معطوفی، علی فرهادی محلی، مجتبی طبری،
دوره 23، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: بیمارستانها به دلیلِ نقشی که در ارتقاء سلامت و بهداشت عمومی در بسترهای اجتماعی جوامع دارند، نیازمندِ استانداردهای مدونی هستند تا ضمن حفظ کیفیت درمان، به افزایش سطح رضایت اجتماعی منتج گردد. ارزیابی خطمشی اعتباری بیمارستانی به عنوان یک فرآیندِ سیستماتیک در این عرصه تلقی میشود که میتواند پیامدهای گستردهای به لحاظ مطلوبیت اجتماعی و عملکردی بیمارستانها داشته باشد. هدف این مطالعه ارائهی الگوی ارزیابی خطمشیِ اعتباربخشی بیمارستانی بر اساس فرآیندِ پدیدارشناسی پارادایمی میباشد.
مواد و روشها: در این مطالعه با الگوبرداری از رویکردِ هاسرل تلاش شد تا طی پنج گام تحلیلی، نسبت به ارائهی الگوی پدیدارشناسی پارادایمهای ارزیابی خطمشیِ اعتباربخشی بیمارستانی اقدام شود. برای این منظور ابتدا از طریق مصاحبه با خبرگان و کدگذاری باز، تلاش شد تا مضامین گزارهای پدیدهی مورد بررسی، مشخص شود. سپس با تشکیل گروه کانونی جهت بحث و تبادل نظر برای تفکیک شناختی هریک از گزارهها در قالب یک مؤلفه، از چکلیست ارزیابی کیو بهره برده شد تا هریک از گزارهها در حد فاصل 6+ تا 6- امتیازبندی شوند و نسبت به شناسایی خوشهبندیهای پارادایمی پدیدهی مورد بررسی اقدام لازم صورت گیرد.
نتایج: نتایج در بخش کیفی طی 20 مصاحبه انجام شده، تعداد 138 کد باز را مشخص ساخت که پس از حذف زوائد و تکرار کدهای باز مشابه، 50 مضمون گزارهای تعیین شدند تا با اتکاء گامهای پیادهسازی رویکردِ هاسرل (23)، خوشهبندی مفهومی در قالب چارچوب پدیدار شناسی پارادایمی تعیین شود.
نتیجهگیری: نتایج مطالعه شکلگیری الگوی ارزیابی خطمشیِ اعتباربخشی بیمارستانی مبتنی بر شرایط علّی، مداخلهگر، زمینهای، استراتژیها و پیامدها تلقی نمود که میتواند در ارتقاء سطح اثربخشی ارائهی خدمات بهداشت و درمانی در جامعه مؤثر باشد.
علی غفاریان، اعظم چراغی، مسعود فردوسی،
دوره 23، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: پیادهسازی اعتباربخشی بهعنوان یکی از رایجترین و معتبرترین روشهای ارزیابی کیفیت خدمات بیمارستانی، همواره برای بیمارستانها با چالشهایی همراه بوده است. هدف این پژوهش، شناسایی چالشهای اعتباربخشی در بیمارستانهای کوچک و تک تخصصی از دیدگاه افراد درگیر در این فرایند بود.
مواد و روشها: این پژوهش یک مطالعه کیفی توصیفی با رویکرد تحلیل محتوا است که با مشارکت 30 نفر از کارکنان بیمارستانهای هدف، ارزیابان کشوری اعتباربخشی و کارشناسان ستادی دفتر نظارت و اعتباربخشی وزارت بهداشت انجام شد. مصاحبهها بهصورت نیمه ساختاریافته و جلسات انفرادی برگزار شد. دادهها با روش تحلیل محتوا و با استفاده از نسخه 20 نرمافزار Max-QDA مورد تحلیل قرار گرفت.
نتایج: چالشهای اعتباربخشی بیمارستانهای کوچک در قالب 4 تم «فرایند اعتباربخشی»، «نیروی انسانی»، «ساختاری» و «مالی» طبقهبندی شدند. چالشهای اعتباربخشی بیمارستانهای تک تخصصی در قالب 3 تم «فرایند اعتباربخشی»، «نیروی انسانی» و «یکسان بودن سنجهها» طبقهبندی شدند. پایین بودن انگیزه کارکنان و آموزش ناکافی آنها در زمینه اعتباربخشی و چالشهای مرتبط با ارزیابان، چالشهای مشترک اعتباربخشی بین بیمارستانهای کوچک و بیمارستانهای تک تخصصی بودند.
نتیجهگیری: بیمارستانهای کوچک و بیمارستانهای تک تخصصی علاوه بر چالشهای عمومی اعتباربخشی، با توجه به شرایط خاص خود ازلحاظ تفاوتهای ماهیتی با سایر بیمارستانها، با چالشهای دیگری نیز مواجه هستند. به سیاستگذاران پیشنهاد میشود برای اجرای موفق این برنامه در ایران، جوانب مختلف تمامی چالشهای شناساییشده را مطالعه و این نکات را در برنامهریزیها برای پیادهسازی برنامه اعتباربخشی بیمارستانی در سطح کشور مدنظر قرار دهند.
بهشته جبلی، محمد ورهرام، فاطمه کیوانی راد، سولماز زرینه، الهام قازانچایی،
دوره 24، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: حکمت در لغت به معنای دانش، دانایی، معرفت و عرفان بکار رفته است. خدمات بیمارستانی بیش از همه خدمات شناخته شده به نیروی انسانی وابسته است و ماهیت این خدمات به گونه ایست که کارکنان باید جهت کسب بیشترین کارایی و اثربخشی علاوه بر دارا بودن تخصص و مهارت، متعهد نیز باشند. در این منظر، بیمارستان حکمتبنیان بیمارستانی است که خدمات خود را بر مبنای سه اصل منزلت و کرامت انسانی، دانش و حکمت پزشکی و اخلاق و شئون اسلامی ارائه مینماید. لذا هدف از انجام این مطالعه شناسایی مؤلفههای مؤثر بر اعتباربخشی بیمارستانی با رویکرد بیمارستان حکمت بنیان میباشد.
مواد و روشها: این مطالعه، یک مطالعه کیفی به روش تحلیل محتوای گرانهایم و لاندمن میباشد که اطلاعات آن از طریق انجام مصاحبه از 62 پزشک و بیمار از بخشهای مختلف تا زمان اشباع دادهها جمعآوری گردید. در این مطالعه برای انتخاب مشارکتکنندگان از نمونهگیری هدفمند استفاده شد. به طوری که با افرادی مصاحبه شد که در زمینه پدیده مورد مطالعه یا جنبههایی از آن دارای اطلاعات و شناخت مناسب و نسبتا کافی بودند. در این مطالعه از بررسی کتابخانهای و اسناد بالادستی نظام سلامت از ابتدای انقلاب تاکنون نیز جهت جمعآوری دادههای مروری استفاده شد.
نتایج: در مطالعات کتابخانهای 20 سند بالادستی در رابطه با سلامت، پزشکی، آموزش و فرهنگ و تمدن استخراج گردید. همچنین از مصاحبههای انجام شده از 32 پزشک و 28 بیمار در رابطه با مؤلفههای مؤثر بر اعتباربخشی با رویکرد بیمارستان حکمت بنیان، 10 طبقه اصلی استخراج شد. طبقات اصلی استخراج شده از مصاحبه پزشکان و بیماران شامل مسائل اجتماعی، فرهنگی و اعتقادی، امکانات، تجهیزات و منابع انسانی، مهارتهای ارتباطی، چالشهای مالی و معیشتی بیماران، دانش، آموزش و آگاهی، عوامل ملموس، عوامل اقتصادی، عوامل فرهنگی، تابآوری روحی و روانی در بیماران و قابلیت اطمینان خدمات بود.
نتیجهگیری: درک متقابل احساسات و عقاید آمیخته با صبر و آرامش، برخورد همراه با احترام توسط طرفین و تبادل اطلاعات و دانش از انتظارات هر دو طرف پزشک و بیمار از یکدیگر محسوب میشود. لذا به نظر میرسد یک دسته از نیازهای اولیه و ثانویه وجود دارد که با برطرف شدن هر کدام از آنها امید دستیابی به بیمارستانی استاندارد همراه با چشمانداز طب و حکمت قابلانتظار باشد.