314 نتیجه برای بیمار
دکتر پیوند باستانی، محمد قاسم نژاد، علی رضا یوسفی، دکتر احمد صادقی،
دوره 17، شماره 1 - ( 2-1397 )
چکیده
مقدمه و هدف: یکی از مولفه های اصلی کیفیت خدمات سلامت ایمنی بیمار می باشد. این مطالعه با هدف تعیین وضعیت فرهنگ ایمنی بیماران روان پزشکی از دیدگاه پرسنل درمانی بیمارستان های ابن سینا و حافظ شهر شیراز انجام پذیرفت.
مواد و روش ها: مطالعه حاضر از نوع توصیفی-تحلیلی که بصورت مقطعی در سال 1396 انجام شد. جامعه آماری شامل پرسنل درمانی بیمارستان های ابن سینا و حافظ شهر شیراز بوده که تمام آنها (165 نفر) بعنوان نمونه پژوهش با روش سرشماری انتخاب و وارد مطالعه شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه استاندارد سنجش فرهنگ ایمنی بیمار بود. داده ها با استفاده از آماره های توصیفی و آزمونهایT-test، ANOVA، ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی چندگانه با بهره گیری از نرم افزار SPSS نسخه 23 در سطح خطای 5%=α تحلیل گردید.
نتایج: میانگین وضعیت فرهنگ ایمنی بیمار 74/19±62/154 محاسبه شد. فرهنگ ایمنی بیمار در سطح قابل قبول برآورد شد(1/64%). ابعاد امور مربوط به پرسنل (36%) و پاسخ های غیر تنبیهی به خطاها (7/34%) در وضعیت نامطلوب قرار داشتند. بین رابطه استخدامی پرسنل با فرهنک ایمنی بیمار رابطه معنادار آماری مشاهده شد(P<0.05).
نتیجه گیری: علی رغم وضعیت قابل قبول فرهنگ ایمنی بیمار، با این حال ابعاد پاسخ غیرتنبیهی به خطا و امور مربوط به پرسنل در وضعیت نامطلوبی قرار داشته و نیازمند اقدامات مقتصی و سریع می باشند. پیشنهاد می گردد مسئولین بیمارستان مداخلات مورد نیاز از جمله فرهنگ سازی گزارش دهی خطاها، برگزاری برنامه های آموزشی جامع و بهبود مستمر نظام حاکمیت بالینی را در دستور کار قرار دهند
دکتر علی محمد مصدق راد، دکتر ابراهیم جعفری پویان، مهدی عباسی،
دوره 17، شماره 1 - ( 2-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: عملکرد مدیران نقش بسزایی در بهرهوری بیمارستانها دارد. این پژوهش، با هدف ارزشیابی عملکرد مدیران بیمارستانهای شهر ساری در سال 1396 انجام شد.
مواد و روشها: تعداد 294 نفر از مدیران ارشد، میانی و عملیاتی بیمارستانهای شهر ساری در این پژوهش توصیفی-تحلیلی و مقطعی بهصورت سرشماری شرکت داشتند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامهای محقق ساخته با روایی و پایایی بالا بود که عملکرد مدیران بیمارستانها را در هشت حیطه تصمیمگیری، برنامهریزی، سازماندهی، هماهنگی، رهبری، ارتباطات، بودجهبندی و کنترل سنجید. از نسخه 21 نرمافزار SPSS برای تحلیل دادهها استفاده شد.
نتایج: میانگین امتیاز عملکرد مدیران بیمارستانهای شهر ساری 87/3 از 5 امتیاز بود. مدیران در سازماندهی(12/4)، رهبری(06/4) و تصمیمگیری(97/3) بیشترین و در بودجهبندی(27/3)، برنامهریزی(83/3) و هماهنگی(84/3) کمترین امتیاز را کسب کردند. در این مطالعه، بین عملکرد مدیران بیمارستانها با متغیرهای سن، وضعیت تأهل، میزان تحصیلات و رشته تحصیلی آنها رابطه معنیداری مشاهده شد. مدیرانی که رشته تحصیلی آنها با پست سازمانی آنها مرتبط بود، عملکرد بهتری داشتند.
نتیجه گیری: عملکرد مدیران بیمارستانهای شهر ساری در انجام وظایف مدیریتی از دیدگاه خودشان خوب بوده است. ارزشیابی عملکرد مدیران، شناسایی نقاط قوت و ضعف آنها و بکارگیری اقدامات اصلاحی مورد نیاز نقش بسزایی در بهبود عملکرد بیمارستانها دارد.
دکتر معصومه عرفانی خانقاهی، دکتر فربد عبادی فرد آذر،
دوره 17، شماره 2 - ( 6-1397 )
چکیده
زمینه و هدف : مدل پابن لاسو یکی از کاربردی ترین مدلهای ارزیابی کارایی بیمارستانها می باشد. مطالعات متعددی با استفاده از این مدل در بیمارستانهای ایران انجام گرفته است. از این رو هدف مطالعه حاضر مرور نظام مند و متاآنالیز کارایی بیمارستانهای ایران با استفاده از مدل پابن لاسو بود.
مواد و روش ها: اطلاعات مورد نیاز با استفاده از کلید واژه های مرتبط با موضوع در پایگاه های اطلاعاتیPubMed, SID, Medlib, IranDoc, MagIran, IranMedex Scopus, Elsevier, Google Scholar, جمع آوری گردید. بازه زمانی انتخاب شده برای جستجوی مقالات سالهای 1395- 1380 بود. معیارهای ورود به مطالعه عبارت از مقالات انتشار یافته به زبان فارسی و انگلیسی، اشاره حداقل به یکی از سه شاخص مدل پابن لاسو در ایران، امکان دسترسی به متن کامل مقاله بود. معیارهای خروج از مطالعه عبارت از مقالات ارزیابی کارایی غیر از بیمارستانی و مقالات ارائه شده در همایش ها و کنفرانس ها، گزارش های موردی، نامه به سردبیر و مقالات آموزشی بود. جهت محاسبه شاخص های کارایی مدل پابن لاسو (ضریب اشغال تخت، نسبت گردش تخت و میانگین مدت بستری)، از روش های آماری مرتبط با متاآنالیز و جهت انجام متاآنالیز از نرم افزار CMA:2(Comprehensive Meta-Analysis) استفاده گردید.
نتایج:از 396 مقاله یافت شده در ابتدای مطالعه در نهایت از 27 مقاله یررسی شده مشخص گردیدکه به طور میانگین 79.9 (22.9 درصد) بیمارستان در ناحیه اول، 75.8 (21.7 درصد) بیمارستان در ناحیه دو، 117.8 (33.8 درصد) بیمارستان در ناحیه سوم و 74.6 (21.4 درصد) بیمارستان در ناحیه چهار مدل پابن لاسو قرار داشتند. متوسط مدت بستری 4/3 روز(CI 95%، 7/3-3)، ضریب اشغال تخت 63 درصد(CI95%، 95-41) و نسبت گردش تخت4/78 (CI95%، 2/8-85/71) بار در سال برآورد گردید.
نتیجه گیری: نتایج مطالعه نشان داد که بر اساس مدل پابن لاسو فقط حدود یک سوم بیمارستانهای ایران در ناحیه سه(ناحیه کارایی خوب) قرار داشتند. وضعیت عملکرد بیمارستانها در زمینه متوسط مدت بستری نزدیک به استانداردهای وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی، در زمینه نسبت گردش تخت بالاتر از استاندارد و در زمینه ضریب اشغال تخت کمتر از استاندارد بود.
دکتر ابراهیم جعفری پویان، طاهره شریفی، دکتر سارا امامقلی پور، دکتر میر سعید یکانی نژاد، سمانه اسماعیلی،
دوره 17، شماره 2 - ( 6-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: اعتباربخشی بیمارستانی روشی موثر جهت ارزشیابی در نظام سلامت کشورهاست که با هدف بهبود کیفیت خدمات و ارتقاء عملکرد و کارایی آنها انجام می شود. پژوهش حاضر، درصدد تعیین ارتباط بین درجه اعتباربخشی با کارایی فنی بیمارستانها می باشد.
مواد و روش ها: برای محاسبه کارایی فنی شاخص های کلیدی دروندادی و بروندادی بیمارستان شامل مواردی از قبیل نسبت پزشک به تخت، میزان مرگ و میر و عفونت بیمارستانی شناسایی گردید. به منظور نزدیک کردن کارایی فنی به عملکرد بیمارستان، در کنار شاخصهای معمول جهت سنجش کارایی، از شاخص کیفیت خدمات نیز استفاده گردید. برای اندازه گیری کیفیت نمونه ای (554 نفر) از بیماران بیمارستانها به روش تصادفی طبقه ای تحت مطالعه قرار گرفتند. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه توسعه یافته کیفیت خدمات بستری، چک لیست استخراج شاخص های عملکردی بود. سپس همبستگی بین نمرات کارایی فنی و درجه اعتباربخشی بیمارستانها با استفاده از نرم افزار DEAP و SPSS بررسی گردید.
نتایج: میانگین کارایی فنی بیمارستان ها 94/0 بدست آمد که نشان دهنده وجود 1/5 درصد ظرفیت افزایش کارایی بیمارستانها بود. میانگین کیفیت در بیمارستانهای تحت مطالعه 4.13 (حداقل 3.9 تا حداکثر 4.3) ارزیابی شد. همبستگی معناداری بین درجه اعتباربخشی و کارایی فنی بیمارستان ها یافت نشد.
نتیجه گیری: پیشنهاد می گردد در دوره های آتی اعتباربخشی، توجه به کارایی بیمارستانها نیز در سنجه ها گنجانده شود تا اعتباربخشی به اهداف خود، که ارتقاء کارایی یکی از آنهاست، دست یابد. ضمن آنکه بهتر است در محاسبات کارایی بیمارستان، از شاخص هایی که نشانگر بهتری برای عملکرد بیمارستانهاست، نیز استفاده گردد.
دکتر علی بزرگی امیری، آرین حسین زاده،
دوره 17، شماره 2 - ( 6-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه یکی از مهمترین مسائل درزمینه مکانیابی بیمارستانها، در نظر گرفتن عدالت است؛ هدف از این پژوهش ارائه مدلی چندهدفه جهت مکانیابی عادلانه بیمارستانها بود که بتواند هزینه را نیز درنظر بگیرد و برای احداث بیمارستانها در آینده، استفاده شود.
مواد و روشها: این پژوهش مطالعهای تحلیلی-توصیفی بود که در شهر رشت بهمنظور تعیین مکانهای عادلانه برای احداث بیمارستان انجام گرفت. به این منظور، پس از بررسی مطالعات انجام گرفته مدلی سههدفه شامل اهداف میانه (حداقل هزینه)، عدالت (حداقل حسادت) و بار کاری عادلانه ارائه گردید و به کمک تکنیک مجموع وزنی که در آن با توجه به اهمیت اهداف به آنها وزن داده میشود و با استفاده از دادههای واقعی شهر رشت که از شهرداری، اداره آمار و نقشههای هوایی گردآوری شدند، بهترین مکانها جهت احداث بیمارستان در این شهر پس از حل مدل با نرمافزار GAMS 24.1.2 مشخص گردید.
نتایج: این پژوهش به تصمیمگیرندگان کمک میکند تا در تصمیم خود مبنی بر انتخاب بهترین مکانها برای احداث بیمارستان، علاوه بر هزینه، عدالت را نیز درنظر بگیرند؛ برقراری عدالت شهروندی و افزایش کارایی بیمارستانها در کنار درنظر گرفتن ملاحظات هزینهای، از مهمترین دستاوردهای این پژوهش برای تصمیمگیرندگان در حوزه سلامت است.
نتیجهگیری: اگر به معیار عدالت در مکانیابی بیمارستانها توجه نشود، نتایج میتواند بسیار ناعادلانه باشد. مطالعه موردی صورت گرفته مؤید کارکرد مطلوب مدل پیشنهادی در مکانیابی بیمارستانهای شهر رشت با توجه به معیار عدالت شهروندی بود. نتایج میتواند بهعنوان مبنای مناسبی برای تصمیمگیری در اختیار مدیران قرار گیرد.
دکتر احمد صادقی، دکتر حسین روحانی، ساره داورزنی، زهرا داورزنی،
دوره 17، شماره 2 - ( 6-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: شکایات بیماران از سیستم درمانی می تواند با شناسایی نقاط ضعف، فرصت های بهتری را برای پاسخگویی به نیازهای بیماران فراهم آورد. در این تحقیق روند شکایات بیماران قبل و بعد از اجرای طرح تحول نظام سلامت در یک بیمارستان دولتی بررسی شد.
مواد و روش ها: پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی - تحلیلی بود که بصورت گذشته نگر به بررسی روند شکایات بیماران در دو مقطع قبل و بعد از اجرای طرح تحول سلامت ( سال های 1391 تا 1395 ) در یکی از بیمارستان های دولتی کشور پرداخت. به منظور جمع آوری و طبقه بندی موارد شکایت از چک لیستی که توسط وزارت بهداشت طراحی شده است، استفاده گردید. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 21 انجام شد. از آمار توصیفی و نیز آزمون آماری تحلیلی مانند آزمون chi-square استفاده گردید.
نتایج: نتایج نشان داد تعداد شکایات ثبت شده در بیمارستان مورد مطالعه قبل از طرح تحول نظام سلامت 29 مورد و بعد از اجرای طرح 198 مورد بود. اغلب شکایات مربوط به بخش اورژانس (31%) و حدود 40 درصد افراد مورد شکایت نیز پزشکان بودند. بیشتر شکایات ثبت شده مربوط به کیفیت خدمات ارائه شده (5/33 %) و برخورد پرسنل (30 %) بود. طبق نتایج، بین تعداد شکایات ثبت شده با فرد مورد شکایت قبل و بعد از اجرای طرح تحول سلامت تفاوت معنی داری مشاهده گردید (P<0.05).
نتیجه گیری: اجرای طرح تحول نظام سلامت منجر به ثبت نظام مند و توجه ویژه به شکایات در بیمارستان شده است. اغلب شکایات ثبت شده مربوط به بخش اورژانس بیمارستان بوده که لازم است مدیران و مسئولین بیمارستان به این بخش توجه ویژه داشته و در راستای ارتقای کیفت خدمات گام های موثر بردارند.
دکتر علی محمد مصدق راد، مهناز افشاری، رحمان نصراللهی، ساره دانشگر، رسول کرانی بهادر،
دوره 17، شماره 2 - ( 6-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: سازمانهای بیمهگر در صورت عدم انطباق صورتحسابهای مالی بیماران با قرارداد منعقد شده مبالغی را به اسم کسورات به بیمارستانها پرداخت نمیکنند. این پژوهش به مقایسه کسورات اعمال شده از سوی سازمان بیمه تأمین اجتماعی به صورتحسابهای بیماران مجتمع بیمارستانی امام خمینی قبل و بعد از ابلاغ کتاب تعرفه ارزشهای نسبی خدمات بیمارستانی میپردازد.
مواد و روشها: دادههای این مطالعه توصیفی- تحلیلی از گزارشات کسورات اعمال شده به اسناد بیماران بستری و سرپایی بیمه تأمین اجتماعی در شش ماهه دوم 1392 (قبل از اعمال تعرفه ارزشهای نسبی خدمات) و شش ماهه دوم سال 1393 (بعد از اعمال آن) بدست آمد. اطلاعات با استفاده از نرم افزار SPSS و آزمون تی تست زوجی تحلیل شد.
نتایج: میانگین کسورات شش ماهه دوم سالهای 1392 و 1393 برابر با 9/2 و 1/11 درصد بود. میزان کسورات اعمال شده بعد از اجرای کتاب تعرفه ارزشهای نسبی خدمات به میزان 8/282 درصد افزایش یافت. میزان کسورات اعمال شده به ازای هر پرونده بستری 6 برابر و برای هر مورد سرپایی 12 برابر شد. بیشترین کسور اعمال شده در سال 1392 مربوط به خدمات جراحی و آزمایشگاه و در سال 1393 مرتبط با خدمات رادیوتراپی، شیمیدرمانی و هتلینگ بود.
نتیجهگیری: کسورات اعمال شده به صورتحسابهای ارسالی بیمارستان از سوی سازمان بیمه تأمین اجتماعی بعد از اجرای کتاب تعرفه ارزشهای نسبی به شدت افزایش یافت. شناسایی علل کسورات جدید بیمهای، آموزش کارکنان و پزشکان در این زمینه و ارتقای فرایندهای مربوطه برای کاهش کسورات بیمهای ضروری است.
بهاره جفائی، دکتر لیلا نظری منش، دکتر کامران حاجی نبی،
دوره 17، شماره 2 - ( 6-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: پاسخگویی بهعنوان یکی از اهداف اصلی نظام سلامت برای سیاستگذاران و مدیران موضوع بسیار مهمی است. قابلیتهای فناوری اطلاعات عملکرد سازمان را در مواردی چون پاسخگویی به مشتری را تحت تأثیر قرار میدهد و مدارج بالاتر کسبوکار آن را فراهم میکنند. هدف پژوهش حاضرتعیین رابطه قابلیتهای فناوری اطلاعات با پاسخگویی بیمارستان بهارلو تهران بود.
مواد و روشها: پژوهش حاضر ازلحاظ روش از نوع توصیفی- پیمایشی و ازلحاظ هدف کاربردی بود. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه بود. نمونه آماری پژوهش 248 نفر از کارکنان در ارتباط با فناوری اطلاعات بخشها و 381 نفر از بیماران 26 بخش منتخب بیمارستان بهارلو بود که بهصورت تصادفی طبقهای انتخاب شدند. دادههای این پژوهش با استفاده از آمار توصیفی و آزمونهای پیرسون و رگرسیون تحلیل شد.
نتایج: مطابق یافتههای پژوهش مقدار پاسخگویی کلی بیمارستان در سطح بالاتر از متوسط (میانگین 3.82) و مقدار قابلیت فناوری اطلاعات بیمارستان در سطح متوسط (میانگین 3.07) بود. مطابق نتایج آزمون رگرسیون در سطح اطمینان 95 درصد (خطای کمتر از 5 درصد) قابلیت فناوری اطلاعات با ابعاد معماری فناوری اطلاعات (020/0 =p)، زیرساخت فناوری اطلاعات(004/0 =p) ،منابع انسانی فناوری اطلاعات (001/0 p<) و منابع ارتباطی فناوری اطلاعات (001/0 p<) با پاسخگویی بیمارستان بهارلو ارتباط مثبت داشت.
نتیجهگیری: ارتباط مثبت تمامی ابعاد و کل قابلیت فناوری اطلاعات با پاسخگویی بیمارستان گویای آن است که قابلیت فناوری اطلاعات همانند دیگر صنایع امروزی در بیمارستانها بهعنوان یک شایستگی کلیدی مطرح است . بنابراین واضح است که مدیران بیمارستانها بایستی به ارتقاء این شایستگی کلیدی جهت بهبود پاسخگویی در بیمارستان تحت مدیریت خود توجه جدی داشته باشند.
محمدرضا منتظرالحجه، دکتر احمد اخلاصی،
دوره 17، شماره 2 - ( 6-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: در سالهای اخیر، تلاشهای بسیاری صورت گرفته است تا طراحی بیمارستانها ؛که ازجمله محیطهای پراسترس به شمار میروند؛ بر اساس افزایش رضایتمندی بیماران، کاهش استرس و ارتقاء سلامت و بهبود بیماران صورت پذیرد. پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل فیزیکی و ذهنی مؤثر بر دیدگاه بیماران در بیمارستانهای شهر یزد شهر انجامشد.
مواد و روش ها: این پژوهش از حیث هدف، جزء پژوهشهای کاربردی و از روش پژوهش پیمایشی و همبستگی استفاده شد. در این راستا از آزمون آماری کولموگراف – اسمیرنف جهت تشخیص نرمال بودن توزیع دادههای پژوهش و از آزمونهای آماری رگرسیون خطی چندگانه و آزمون همبستگی پیرسون جهت تعیین رابطه و شدت و جهت رابطه بین متغیرها استفاده شد. علاوه بر این جهت تبیین معناداری مدل رگرسیونی چندگانه از روش تحلیل واریانس ANOVA استفاده شد. جهت گرداوری دادهها از مطالعات اسنادی و کتابخانهای و ابزار پرسشنامه بهره گرفته شد.
نتایج: نتایج نشان داد که عوامل فیزیکی در بخشهای بستری با سطح معناداری (p<0.05) دارای ارتباط معنادار و بالایی با میزان رضایتمندی افراد بود درحالیکه این ارتباط معنادار بین عوامل ذهنی و رضایتمندی بیماران دیده نشد.
نتیجه گیری: به نظر می رسد لازم است شرایط و امکاناتی را در بخشهای بستری فراهم آورد تا علاوه بر ارتقاء عوامل فیزیکی، به عوامل ذهنی نیز توجه شده و شاهد کاهش استرس و افزایش رضایتمندی بیماران در این محیطها بود. همچنین، از دیدگاه بیماران تأثیرگذارترین عوامل کالبدی بر کاهش استرس و افزایش رضایتمندی بیماران، استفاده از رنگهای مناسب، فراهم ساختن سرگرمیهای مثبت (فیلمها و کتب طنز) و برخورداری از تهویه مناسب و هوای تازه در بخشهای بستری میباشد.
پرنیان نیک منش، دکتر زهرا کاوسی، دکتر احمد صادقی، علی رضا یوسفی،
دوره 17، شماره 2 - ( 6-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: ارتباطات یکی از مفاهیم مرکزی در پرستاری و بخش مهم اقدام این حرفه محسوب میشود. این پژوهش با هدف تعیین تأثیر آموزش مهارتهای ارتباطی پرستاران بر رضایتمندی مراجعهکنندگان از خدمات پرستاری در بیمارستانهای آموزشی دانشگاه علوم پزشکی شیراز انجام پذیرفت.
مواد و روش ها: پژوهش حاضر یک مطالعه مقایسه ای بود که بهصورت کاربردی در سال 1396 انجام شد. جامعه پژوهش شامل پرستاران بیمارستان های آموزشی و بیماران مراجعهکننده به این بیمارستان ها بود. 400 بیمار به روش نمونهگیری در دسترس،100 پرستار آموزشدیده در زمینه مهارت های ارتباطی و 100 پرستار آموزش ندیده بهصورت تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامههای استاندارد تعامل پرستار-بیمار و رضایتمندی بیمار بود. دادهها در نرمافزار SPSS23 با استفاده از آزمونهایT-Test ، ANOVA ،Tukey و ضریب همبستگی پیرسون در سطح معنیداری 5%=α تحلیل گردید.
نتایج: میانگین نمره تعامل پرستار- بیمار و رضایتمندی از خدمات پرستاری در میان بیماران تحت نظر پرستاران آموزش دیده به ترتیب 08/21± 51/93 و 14/22 ± 24/176 و در بیماران تحت نظر پرستاران آموزش ندیده به ترتیب 83/18 ± 76/81 و 10/41 ± 36/166 بود. بین شاخص تعامل پرستار-بیمار و رضایتمندی مراجعهکنندگان از خدمات پرستاری ارتباط معناداری مشاهده شد(681/0r=،023/0P=). رضایت بیماران تحت مراقبت پرستاران آموزشدیده بیشتر از بیمارانی بود که تحت نظر پرستاران آموزش ندیده بودند(012/0P=). بین رضایتمندی بیماران با متغیرهای سن (001/0>P) و وضعیت تاهل (031/0P=) رابطه معناداری وجود داشت.
نتیجهگیری: آموزش مهارتهای ارتباطی به پرستاران سبب افزایش رضایتمندی مراجعهکنندگان میشود. پیشنهاد میگردد مدیران و مسئولین بیمارستانها ارتقاء مهارتهای ارتباطی پرستاران را موردتوجه قرار دهند
فریبا اسدی، سیده سارا افرازنده، مریم ابراهیمی،
دوره 17، شماره 3 - ( 8-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از اهداف بیمارستان ها تامین سلامتی افراد جامعه با حداکثر کیفیت مطلوب می باشد و رضایت بیمار به عنوان یکی ازشاخصهای کیفیت مراقبتهای سلامتی در مراکز درمانی تمامی کشورها به حساب می آید.پژوهش حاضر با هدف تعیین میزان رضایتمندی بیماران از طرح تحول نظام سلامت و عوامل مرتبط با آن در بیمارستانهای آموزشی درمانی استان خراسان جنوبی در سال 1395صورت گرفت.
مواد و روش ها: این مطالعه از نوع توصیفی مقطعی بود که طی آن 410 بیمار بستری در 7 بیمارستان آموزشی درمانی ستان خراسان جنوبی به روش در دسترس طی یک دوره یک ماهه توسط پرسشنامه استاندارد سنجش رضایتمندی بیماران مورد بررسی قرار گرفتند.داده ها توسط نرم افزار SPSS نسخه 22 با استفاده از آمارتوصیفی و استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
نتایج : میزان رضایت 5/51 درصد بیماران در سطح عالی،1/37 درصد از بیماران در سطح خوب و9/9 درصد در سطح متوسط و6/1 در سطح کم ارزیابی شد. نتایج آنالیز رگرسیون نشان داد میانگین نمره رضایتمندی با یک واحد تغییر در سطح تحصیلی و وضعیت اقتصادی به ترتیب 63/0 و82/0 واحد کاهش پیدا می کند (05/0>p). بین سایر متغیرهای دموگرافیک با سطح رضایت ارتباط معنی داری در سطح 5 درصد دیده نشد.
نتیجه گیری: با توجه به نتایج مطالعه حاضر می توان گفت که طرح تحول نظام سلامت بنا به دیدگاه بیماران تا حد بالایی توانسته است به اهداف خود دست یابد و موفق به کسب رضایتمندی بیماران و کاهش هزینه های پرداختی بیماران شود. پیشنهاد می شود جهت افزایش رضایتمندی بیماران، توجه بیشتری در حیطه امکانات رفاهی و تغذیه صورت گیرد و میزان رضایتمندی در سایر گروهها( پرستاران، پزشکان و پرسنل) نیز مورد بررسی قرار گیرد.
دکتر عبدالرضا شقاقی، حسن محمودی، حسین شهریاری،
دوره 17، شماره 3 - ( 8-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: طرح بیمارستان های ارتقاء دهنده سلامت به تغییر رویکرد بیمارستانهای سنتی در ارائه خدمات تاکید دارد. هدف این مطالعه ایجاد مستندات علمی مورد نیاز برای اجرای استانداردهای طرح بیمارستان های ارتقاء دهنده سلامت در مراکز آموزشی و درمانی کشور بود.
مواد و روش ها: این مطالعه توصیفی-تحلیلی در ده مرکز آموزشی و درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تبریز در میان300 نفر از متخصصان سلامت شاغل طی سال 1395مورد بررسی قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از روشهای آماری توصیفی و رگرسیون لجستیک به روش Enter در SPSS نسخه 22 انجام شد. سطح معناداری 05/0>P در نظر گرفته شد.
نتایج: میانگین و انحراف معیار نمره کل شاخص قابل اجرا بودن استانداردهای بیمارستان ارتقاء دهنده سلامت 51/17±06/66 بود. متغیرهای جنس (40/8-33/1= CI 95% و 19/3=OR)، نوع شغل (70/0-65/0= CI 95% و 50/1=OR)، نوع فعالیت بیمارستان (61/2-97/1= CI 95% و 59/1=OR)، تعداد تخت های بیمارستان (42/9-53/1= CI 95% و 84/3=OR) و برخورداری از دانش قبلی در مورد طرح بیمارستانهای های ارتقاء دهنده سلامت (80/4-31/1= CI 95% و 81/2=OR) پیش گویی کننده های قوی تری برای داشتن نظر مساعد در خصوص قابل اجرا بودن استانداردهای ارتقاء دهنده سلامت بود.
نتیجه گیری: با توجه به نتایج ، مراکز آموزشی و درمانی مورد بررسی از آمادگی لازم برای اجرای استانداردهای بیمارستان های ارتقاء دهنده سلامت برخوردار نمی باشند. آماده سازی کارکنان ارائه دهنده خدمات سلامت کشور از بعد روانی و عاطفی به منظور همگامی با برنامه بیمارستان های ارتقاء دهنده سلامت می تواند مورد توجه برنامه ریزان بخش سلامت قرار گیرد.
دکتر ابراهیم جعفری پویان، دکتر علیمحمد مصدق راد، عباس سالاروند،
دوره 17، شماره 3 - ( 8-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: اعتباربخشی از سیستم های ارزشیابی در نظام سلامت است که با هدف ارتقا کیفیت بکارگرفته می شود. هدف این مطالعه شناسایی نقاط قوت و ضعف ارزیابان اعتباربخشی می باشد.
مواد و روش ها: این مطالعه یک پژوهش کیفی است که در مقطع زمانی 96-1395 در سطح تمامی ذینفعان برنامه اعتباربخشی بیمارستان های تهران صورت گرفت. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته جمع آوری و با روش تحلیل موضوعی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
نتایج: نقاط قوت ارزیابان در قالب 7 تم دسته بندی شدند. که مهم ترین آنها شامل؛ پذیرش اعتباربخشی از سوی ارزیابان، روحیه آموزش دادن، خوش نامی، تلاش فردی در جهت توسعه دانش و مهارت ها و وجود ارزیابان ارشد بود. نقاط ضعف ارزیابان در قالب 8 تم دسته بندی شدند. که مهمترین آنها شامل؛ ضعف های دانشی، تجربی، مهارتی، نگرشی و شحصیتی بود. به طور کلی عملکرد ارزیابان اعتباربخشی در دو دوره ی ابتدایی اجرای این برنامه در سطح زیر متوسط ارزیابی شد و مصاحبه شوندگان اعلام کردند که این مسئله از عوامل مهم اثرگذار بر سطح اعتبار نتایج اعتباربخشی بیمارستان های کشور بوده است.
نتیجه گیری: بکارگیری ارزیابان براساس شایستگی های کلیدی یک ارزیاب حرفه ای، آموزش و توانمندسازی آنها و کنترل عملکرد آنها می تواند به منصفانه و معتبر شدن نتایج اعتباربخشی بیمارستان ها کمک کند؛ تفاوت کیفی بین بیمارستان ها را مشخص تر نماید؛ و نهایتا منجر به افزایش تعهد بیمارستان ها به کیفیت گردد.
دکتر ادریس حسن پور، دکتر علی جنتی، دکتر معصومه قلی زاده، دکتر الهه حق گشایی،
دوره 17، شماره 3 - ( 8-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: مدیریت مبتنی بر شواهد به عنوان یک مدل مدیریتی در راستای بهبود تصمیمات مدیریتی توسعه یافته است. تصمیمات مدیران بیمارستان ها، تاثیر مهمی در اثربخشی خدمات ارایه شده دارد. هدف این مطالعه تعیین منابع شواهد مورد استفاده در تصمیمگیریهای مدیران بیمارستان بر مبنای مدل مدیریت مبتنی بر شواهد بود.
مواد و روش ها: این مطالعه از نوع توصیفی-مقطعی بود که در سال 1396 با بررسی 183 مدیر بیمارستان های دولتی، در 8 قطب آموزشی وزارت بهداشت انجام شد. ابزار پژوهش، پرسشنامه مدیریت مبتنی بر شواهد با 20 گویه و 6 حیطه اصلی بود. تحلیل دادهها با استفاده از آزمونهای توصیفی و استنباطی به وسیله SPSS نسخه 21 انجام شد.
نتایج: 172 نفر (94 %) شرکت کنندگان مرد بودند. میانگین سنی و سابقه افراد به ترتیب 28/45 و30/19 سال بود. کمترین نمره، مربوط به گویهی «استفاده از مجلات دانشگاهی» بود (56/52 %). در حالی که مدیران بیشترین اتکاء را به «برنامههای وزارت بهداشت» (98/80 %) داشتند. میانگین استفاده از شواهد علمی-پژوهشی، اطلاعات و آمار بیمارستانی، برنامههای توسعهی ملی، شواهد تجربی و حرفهای، شواهد اخلاقی-رفتاری و شواهد مرتبط با ذینفعان به ترتیب برابر70/59، 43/62، 30/75، 36/71، 83/71 و 00/73 درصد بود.
نتیجه گیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که مدیران در تصمیم گیریهای بیمارستانی کمتر از شواهد علمی-پژوهشی استفاده میکنند که امری نگرانکننده است و باید مدیران به ارتقای سطح آموزش و پژوهش خویش بیشتر اهمیت دهند. با استفاده از شش ضلعی شواهد، مدیران بیمارستان می توانند بهترین شواهد موجود را شناسایی و بهترین تصمیمات را در یک فرآیند تصمیمگیری مبتنی بر شواهد اتخاذ نمایند.
مهدیه توکلی، محسن قنواتی نژاد، فاطمه جلالی فر، دکتر الهام یاوری،
دوره 17، شماره 4 - ( 11-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: واحد پذیرش، ورودی اصلی بیمارستان است و اولین ارتباط بیمار با بیمارستان از طریق این واحد صورت میگیرد. زمان انتظار بیماران که از پیامدهای اصلی عملکرد این واحد است که نه تنها یکی از عوامل مهم تاثیرگذار بر رضایتبیماران بهشمار میآید بلکه از شاخصهای ارزیابی کیفیت خدمات بیمارستان نیز میباشد. هدف این پژوهش ارائه سناریوهایی به منظور کاهش زمانانتظار بیماران بود.
مواد و روشها: پژوهش از دیدگاه شیوه، توصیفی و از دیدگاه هدف، کاربردی بود. این تحقیق بهطور مقطعی روی 110 بیمارنوبتدار مراجعهکننده بهپذیرش بیمارستان محبمهر انجام شد. دادهها در مدت 70 روز و بهطور یکنواخت در همه روزهای هفته ازطریق مشاهده مستقیم، جمعآوری شده و در کاربرگهای از پیش تهیه شده ثبت گردیدهاند. مدل شبیهسازی، در نرمافزار Arena14 طراحی و اجرا شد.
نتایج: براساس یافتههای پژوهش، واحد پاراکلینیک و قسمت انتظار برای خالی شدن تخت، دو گلوگاه اصلی زمان در سیستم مورد مطالعه بودند. به منظور حل مساله، برای هر یک از واحدهای فوق یک سناریو طراحی و در محیط شبیهسازی آزمایش شد. اجرای این آزمایشها، نشان میدهد که سناریوهای پیشنهادی به طور مجزا و توامان، در مقایسه با شرایط موجود، نتایج بهتری در کاهش زمانانتظار و همچنین افزایش تعداد افراد بستریشده بهدنبال داشتند.
نتیجهگیری: بهبود فرآیندهای درمانی ازطریق شناخت سیستم خدماترسانی بیمارستان و تجزیهوتحلیل گلوگاهها و نقاطضعف آن حاصل میشود. مطابق با نتایج، افزایش تعدادکارکنان واحد پاراکلینیک و تختهای آزاد بیمارستان، عملکرد واحد پذیرش بیمارستان را بهبود میدهد. اجرای سناریوهای فوق، زمانانتظار بیماران را حدود 78% و زمانانتظار خالیشدن تخت را حدود 50% کاهش میدهد.
دکتر بختیار استادی، رضا مختاریان دلوئی، دکتر محمد مهدی سپهری،
دوره 17، شماره 4 - ( 11-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه بیمارستانها با درخواستهای زیادی برای ارائه خدمات باکیفیت روبرو شدهاند؛ این درحالیست که هزینههای آنها به صورت فزایندهای رو به رشد میباشد. این امر ضرورت توجه بیشتر مدیران بیمارستان را به منظور کاهش هزینههای خدمات درمانی بارزتر کرده و لزوم استفاده از یک روش هزینهیابی دقیق را آشکارتر مینماید. هزینهیابی بر مبنای فعالیت اطلاعات مناسبی در زمینه فعالیتهای مورد نیاز برای ارائه یک خدمت باکیفیت فراهم میسازد، اما نظر به اینکه مبنای اطلاعات این سیستم تحت شرایط اطمینان ارائه میشود، کاربرد آن در شرایط عدماطمینان به شدت کاهش مییابد. از اینرو هدف از این مطالعه پیشنهاد چارچوب جدیدی تحت عنوان هزینهیابی برمبنای فعالیت فازی (FL-ABC) است.
مواد و روشها: از آنجایی که فرآیند هزینهیابی در بیمارستان اغلب تحت شرایط عدمقطعیت انجام میشود، از منطقفازی در مدل ABC به منظور برآوردهای دقیقتر از هزینهها و افزایش قابلیت اطمینان از دقت و صحت نتایج، استفاده شد.
نتایج: مدل پیشنهادی در یک نمونه مربوط به بخش آزمایشگاه بیمارستان بکارگرفته شده و نتایج آن با سیستم ABC مورد مقایسه قرارگرفت. نتایج حاصل نشان دهنده بیشترین تفاوت در هزینههای تعیین شده به ترتیب در آزمایشهای بیوشیمی و انگلشناسی به ترتیب به ارزش 77708951.89 و 67508112.57 ریال میباشد که این تفاوتها در اثر عدم قطعیت در هزینههای اختصاص یافته به هر فعالیت ایجاد شدهاند.
نتیجهگیری: سیستم FL-ABC با درنظرگرفتن عدم قطعیت در پارامترهای هزینه، تخمینهای دقیقتری از هزینه فعالیتها، تحت شرایط عدم اطمینان فراهم میسازد که سبب میگردد تا هزینههای خدمات درمانی به طور دقیقتر قابل شناسایی گردد.
دکتر سودابه وطن خواه، قاسم رجبی واسوکلایی، دکتر سوگند تورانی، سمیرا رئوفی، سوسن رحیمی،
دوره 17، شماره 4 - ( 11-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: توسعه بخش گردشگری و به صورت اختصاصی گردشگری سلامت می تواند موجب بهبود سیاست های تولید ناخالص داخلی، بدون نفت شود. در این راستا مطابق با سیاست های وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی زیرساخت ایجاد واحد بیماران بین الملل به منظور تسهیل و توسعه گردشگری سلامت در بیمارستان های زیر مجموعه ایجاد شد. این مطالعه با هدف ارزیابی عملکرد واحد بیماران بین الملل بیمارستان های وابسته به دانشگاه های علوم پزشکی شهر تهران و تاثیر آن ها بر جذب گردشگران پزشکی انجام شد.
مواد و روش ها: مطالعه توصیفی تحلیلی حاضر به صورت مقطعی و در سال 1396 طراحی و انجام شد. جامعه آماری این پژوهش کلیه بیمارستان های دانشگاه های علوم پزشکی تهران، ایران و شهید بهشتی بود. معیار ورود بیمارستان ها در این مطالعه برخورداری از گواهینامه واحد بیماران بین الملل بود. داده های مطالعه نیز از طریق چک لیست ارزیابی گردشگری سلامت مورد تایید و ابلاغ وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی جمع آوری شد. به منظور تجزیه و تحلیل توصیفی و استنباطی داده ها از نرم افزار SPSS ویرایش 24 بهره گرفته شد.
نتایج: یافته های پژوهش نشان داد عملکرد کلی واحد های گردشگری سلامت بیمارستان های وابسته به دانشگاه های علوم پزشکی شهر تهران در سطح مطلوب ارزیابی شد(امتیاز 5/87). بیمارستان ها در گروه شاخص هتلینگ بیشترین امتیاز را به خود اختصاص دادند(100/95) و در رعایت شاخص های آیین نامه ای و عملکردی به ترتیب امتیاز 03/87 و 2/81 را کسب نمودند. تحلیل داده ها نشان داد بین بیمارستان های دانشگاه علوم پزشکی تهران، ایران و شهید بهشتی تفاوت معنی داری به لحاظ عملکردی وجود نداشت و ایجاد واحد بیماران بین الملل تاثیری بر جذب گردشگران سلامت نداشت.
نتیجه گیری: با عنایت به هدف و رسالت واحد های بین الملل در جهت تسهیل ارائه خدمات با کیفیت و رضایت بخش، پیشنهاد می شود سازوکار های مدیریتی و نظارتی در جهت اجرای کامل استاندارد ها نظیر پذیرش بیماران، پیگیری پس از درمان در کشور مبدا، توسعه سیاست های بازاریابی بیمارستان در دستور کار قرار گیرد تا زمینه جذب بیماران بین الملل و افزایش در آمد بیمارستانی فراهم شود.
علی رضا یوسفی، زهرا ابراهیم، بهجت محمد زاده، دکتر پیوند باستانی،
دوره 17، شماره 4 - ( 11-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: وفاداری به برند یکی از مهم ترین عوامل موثر در حفظ، ماندگاری و موفقیت سازمان های عظیمی همچون بیمارستان به شمار می رود. این مطالعه با هدف تعیین مولفه های موثر بر وفاداری بیماران به برندهای بیمارستانی در بیمارستان های آموزشی دانشگاه علوم پزشکی شیراز انجام پذیرفت.
مواد و روش ها: این مطالعه توصیفی-تحلیلی در سال 1396 انجام شد. جامعه پژوهش را بیماران ترخیصی که در بازه زمانی فروردین ماه تا اسفندماه سال 1396 در بیمارستان های آموزشی شیراز تحت مراقبت های بستری بودند، در بر گرفت که تعداد 385 نفر به صورت تصادفی طبقه ایی به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. اطلاعات با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته جمع آوری شد و داده ها با استفاده از آماره های توصیفی و آزمونهایT-test ، ANOVA و رگرسیون خطی چندگانه با بهره گیری از نرم افزار SPSS نسخه 23 در سطح معنی داری 5%=α تحلیل گردید.
نتایج: سه متغیر رضایت بیماران (333/0 β=، 0.001>P)، اعتماد به برند (265/0 β=، 007/0P=) و تعهد به رابطه (181/0 β=، 011/0P=)، تاثیر مستقیم و معناداری بر وفاداری بیماران به برند بیمارستانی داشتند.
نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش حاضر، مدیران بیمارستانی می بایستی با برنامه ریزی صحیح شرایطی همچون دادن اطلاعات کافی در رابطه با درمان به بیماران، پیگیری وضعیت سلامتی آنان پس از ترخیص و تقویت روابط با پرسنل بیمارستان را در راستای بهبود وضعیت و ارتقاء سه مولفه رضایت بیماران، اعتماد و تعهد به رابطه در بیمارستان خود فراهم آورند تا بدین طریق شاهد افزایش وفاداری بیماران به برندهای بیمارستانی باشند
رضا جهانبازی، دکتر مسعود لطفی زاده،
دوره 18، شماره 1 - ( 2-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: پرستاری یکی از ارکان نظام سلامت است و خدمات پرستاری بر شاخص های سلامت و بیماری مؤثر می باشد. هدف از انجام این پژوهش تعیین رابطه رفتار حرفه ای و بهزیستی شغلی پرستاران شاغل در دو بیمارستان آموزشی شهرکرد در سال 1396 بود.
مواد و روش ها: این مطالعه توصیفی- تحلیلی (مقطعی) در بین پرستاران دو بیمارستان آموزشی شهرکرد انجام گرفت. 269 پرستار مرد و زن به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای نسبی وارد مطالعه شدند. از دو پرسشنامه استاندارد حرفه ای پرستاران گُز و بهزیستی شغلی دمو و پاسکال استفاده شد و دادهها در نرمافزار SPSS نسخه 22 با استفاده از آزمونهای T-Test، ANOVA، کولموگروف اسمیرنوف، همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی ساده و در سطح معنیداری 05/0 تحلیل گردید.
نتایج: میانگین سنی افراد مورد مطالعه 2/33 سال بود که 48 درصد بین 31 تا 40 سال (بیشترین فراوانی) و 3 درصد بیش از 50 سال (کمترین فراوانی) سن داشتند، 58 درصد زن و 42 درصد مرد بودند. میانگین نمره رفتار حرفه ای 8/17±5/104(متوسط به بالا) و بهزیستی شغلی 9/12±3/89 (متوسط) بود، نتایج نشان داد که با یک واحد افزایش در رفتار حرفهای پرستاران، 661/0 واحد به بهزیستی شغلی افزوده می شود، همچنین بین "رفتار حرفه ای" با "بهزیستی شغلی" همبستگی وجود داشت (328/0=2R).
نتیجه گیری: برنامه جامع ملی باید به نحوی تدوین گردد که ضمن توجه بیشتر به ایجاد زیرساخت های لازم جهت ارتقاء رفتار حرفه ای که در درازمدت پیامدهای بهبود بهزیستی شغلی را بهمراه دارد، ارتقاء مولفه های بهزیستی شغلی نیز مدنظر قرار دهد.
سعیده علیدوست، دکتر عزیز رضاپور، رحیم سهرابی، رقیه محمدیبخش، دکتر علی سرابی آسیابر، نرگس رفیعی،
دوره 18، شماره 1 - ( 2-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به افزایش روزافزون افراد بیمهشده، اتکای بیمارستانها به منابع حاصل از سازمانهای بیمهگر افزایش مییابد که سهم نسبتاً زیادی از این درآمدها به دلایل مختلف دریافت نمیشود و به عنوان کسورات درآمدی بیمارستانها محسوب میشود. لذا این مطالعه باهدف تعیین علل کسورات درآمدی و راهکارهای کاهش آنها در بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی ایران انجام شد.
مواد و روشها: این مطالعه کیفی بر اساس رویکرد پدیدارشناسی در سال 1396 انجام شد. دادهها به روش مصاحبه نیمهساختارمند با 17 نفر از مسئولین و کارشناسان امور مالی و درآمد بیمارستانها جمعآوری شد و با استفاده از نرمافزار MAXQDA.10 و روش تحلیل چارچوبی گاله (2013) تحلیل شد.
نتایج: بر اساس تحلیل چارچوبی، 2 طبقه برای علل اصلی کسورات شامل علل مستقیم و علل ریشهای شناسایی شد. همچنین 8 طبقه برای راهکارهای کاهش کسورات شامل تعامل با سازمانهای بیمهگر؛ ارزیابی، تحلیل و پسخوراند وضعیت کسورات؛ هماهنگی و توانمندسازی نیروی انسانی؛ سازماندهی صحیح نیروی انسانی؛ تقویت کانالهای نظارتی؛ اقدامات انگیزشی، برنامهریزی صحیح و ساختارسازی شناسایی شدند.
نتیجهگیری: کسورات در کل فرآیند تبدیل خدمت به درآمد صورت میگیرد و مهمترین عامل مؤثر در آن عدم آگاهی و انگیزه کارکنان برای کنترل کسورات میباشد. برای کنترل کسورات مشارکت همه صاحبان فرآیند در بیمارستان و سازمانهای بیمهگر و بهویژه تعهد مدیریت ارشد بیمارستان ضروری است.