314 نتیجه برای بیمار
زهرا طهماسبی، دکتر مریم تاجور، دکتر محمد عرب،
دوره 18، شماره 1 - ( 2-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: بدلیل وجود اقلام با ارزش و گرانقیمت در انبارهای بیمارستانها، مدیریت علمی انبار و ارزشیابی مداوم آنها نقش مهمی در حفظ و بهبود عملکرد آنها و عملکرد بخشهای بیمارستانی دارد. مطالعه حاضر با هدف ارزشیابی عملکرد انبارهای مرکزی بیمارستانهای تابعه دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد.
مواد و روش ها : برای انجام این مطالعه مقطعی، چک لیستی طراحی و اعتبارسنجی گردید که با استفاده از آن، وضعیت 39 انبار مرکزی واقع در 14 بیمارستان از ابعاد ساختاری، فرآیندی و پیامدی مورد ارزیابی قرار گرفت. با استفاده از آنالیزهای توصیفی وضعیت عملکرد انبارها ارزیابی شد و از آزمونهای همبستگی برای بررسی ارتباط بین نمره ارزشیابی عملکرد انبارها و ویژگی های انبارها و انبارداران استفاده شد.
نتایج: وضعیت انبارهای بیمارستانها بطور کلی در حد قابل قبولی قرار داشت. با این حال نواقص و مشکلاتی بخصوص از ابعاد ساختاری و سپس فرآیندی مشاهده شد که نیاز به توجه و رسیدگی فوری داشت. همچنین نتایج مطالعه نشان داد که بین عملکرد انبارها با تعداد تخت های مصوب بیمارستان، مساحت انبار و تعداد کارکنان انبارها همبستگی مثبت و معناداری وجود داشت (p<0/05).
نتیجه گیری: با وجود شرایط نسبتا مطلوب انبارها، بعضی از آیتم ها، بخصوص در بعد ساختاری و سپس بعد فرآیندی در وضعیت نامناسبی قرار داشتند و به دلیل اهمیت ویژه آنها نیازمند رسیدگی سریع می باشند. همچنین از آنجا که بیمارستانهای با تخت بیشتر که دارای انبارهای بزرگتر و کارکنان بیشتری در انبارها بودند، نمرات بالاتری در ارزشیابی کسب کردند، انبارهایی که چنین شرایطی نداشند باید در اولویت توجه و رسیدگی قرار گیرند.
دکتر حسین درگاهی، کامران ایراندوست، سید مرتضی مجتبائیان،
دوره 18، شماره 2 - ( 5-1398 )
چکیده
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف ارزیابی میزان آمادگی بیمارستان های منتخب دانشگاه علوم پزشکی تهران برای اجرای برنامه های ارتقای کیفیت و ممیزی بالینی از دیدگاه مدیران انجام شده است.
مواد و روش ها: مطالعه حاضر مطالعهای توصیفی-تحلیلی از نوع کاربردی می باشد که به صورت مقطعی در سال 1397 در چهار بیمارستان منتخب دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد. جامعه آماری20 نفر از مدیران بیمارستان های منتخب بودند که به روش سرشماری انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه دو قسمتی بود که روایی و پایایی آن مورد تایید قرار گرفت. در این مطالعه از نرم افزار SPSS نسخه 23 و همچنین از آزمونهای آماری بهره گرفته شد.
نتایج: میزان اثربخشی و آمادگی بیمارستان ها در اجرای برنامه ممیزی بالینی درحیطه مربوط به داده ها و اطلاعات، کارتیمی و بازخورد هر کدام برابر60%، منابع، طراحی و اجرا، مدیریت ممیزی بالینی و شواهد و استانداردها هر کدام برابر 55%، بیماری و آموزش برابر 50 % و نیروی انسانی برابر 45% می باشد. همچنین با افزایش تعداد دفعات ممیزی های بالینی، آمادگی بیمارستان ها برای پروژه های بهبود کیفیت افزایش می یابد.
نتیجه گیری: با توجه به اثر بخشی و آمادگی کم بیمارستانها در اجرای برنامه ممیزی بالینی به خصوص در حیطه منابع انسانی (45%) لازم است که مدیران و برنامهریزان برنامه های ممیزی بالینی در بیمارستان ها با شناخت دقیق این عوامل در جهت کنترل محیط سازمانی به بهبود اثربخشی برنامه های ممیزی کمک کنند.
عباس جهانگیری، محمد جهانگیری،
دوره 18، شماره 2 - ( 5-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: مطالعهی روش های پژوهش مقالات چاپ شده در یک مجله یکی از مهمترین شیوه ها برای ارتقای کمّی و کیفی آن مجله می باشد. هدف از این تحقیق بررسی روش تحقیق مقالات مجلهی علمی پژوهشی بیمارستان بود.
مواد و روش ها: در این مطالعهی توصیفی روش پژوهش تمامی مقالات چاپ شده در مجلهی علمی پژوهشی بیمارستان از پاییز 95 تا پاییز 97 از حیث کیفی یا کمّی بودن، میدانی یا کتابخانه ای بودن، نحوهی گردآوری داده ها، نرم افزار تحلیل داده ها، محل انجام تحقیق، ماهیت تحقیق (توصیفی، تحلیلی و ... بودن)، موضوع و همچنین از حیث تعداد نویسندگان مورد بررسی قرار گرفته شد.
نتایج: داده های 29/55 درصد مقالات کیفی تبدیل شده به کمّی، 06/47 درصد مقالات به صورت توصیفی-تحلیلی، داده های 24/68 درصد مقالات به صورت میدانی، 76/51 درصد مقالات از ابزار پرسشنامه، 08/52 درصد مقالات از نرم افزار SPSS، محل انجام 45/45 درصد مقالات استان تهران و نهایتاً موضوع 53/23 درصد مقالات سیاست گذاری، برنامه ریزی، رهبری و مدیریت در بیمارستان ها بود.
نتیجه گیری: اکثر نویسندگان مقالات طی دوره زمانی ذکر شده، از یک روش تحقیق بسیار مشابه پیروی نموده اند. لذا ایجاد تنوع در ماهیت تحقیقات، جایگزین نمودن دیگر روش های جمع آوری اطلاعات به جای پرسشنامه، انجام تحقیقات کتابخانه ای بیشتر و همچنین محدود نکردن محل تحقیقات به استان تهران مهمترین پیشنهادهایی به محققین آتی می باشد.
عباس جهانگیری، دکتر حجت رحمانی، شیوا طلوعی رخشان،
دوره 18، شماره 2 - ( 5-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: طرح تحول سلامت از سال 1393 با هدف حفاظت مالی از مردم، ایجاد عدالت در دسترسی به خدمات سلامت و ارتقای کیفیت خدمات در بیمارستانها اجرا شد. ارزیابی عملکرد بیمارستانها به منظور پایش طرح تحول سلامت ضروری است. یکی از ابزارهای ارزیابی عملکرد استفاده از روش پویای تصمیمگیری چندشاخصه میباشد. هدف از این تحقیق استفاده از روش تصمیمگیری چند شاخصه پویا به منظور ارزیابی عملکرد بیمارستان پیش و پس از طرح تحول نظام سلامت است.
مواد و روشها: در این مطالعه مقطعی موردی، عملکرد بیمارستان شریعتی تهران طی 48 ماه متوالی( 24 ماه قبل و 24 ماه بعد از طرح تحول نظام سلامت،1394-1391) با استفاده از مدل تصمیم گیری چند شاخصه پویا مورد ارزیابی قرار گرفت که هرماه به عنوان یک گزینه در ماتریس تصمیم در نظر گرفته شد و با در نظرگیری 6 شاخص مهم با استفاده از روش "ارزیابی محصول جمع شده با وزن" به صورت پویا با کمک نرم افزار2010EXCEL سنجیده شد.
نتایج: نمرات عملکرد بیمارستان افت و خیزهایی در طی زمان داشت ولی به طور کلی یک روند افزایشی را در طول چهل و هشت ماه نشان داد. بیشترین و کمترین مقدار به ترتیب مربوط به ماههای 42 و 13 بود (0.4932و 0.9408). علاوه بر این در فروردین هر سال عملکرد بیمارستان کاهش داشت.
نتیجه گیری: تغییرات نمرات عملکردی بیمارستان در طی بازه زمانی مورد بررسی حاکی از بهبود عملکرد بیمارستان میباشد. اما به طور قطع این روند افزایشی را نمیتوان نتیجه مثبت طرح تحول نظام سلامت دانست. بنابراین، در عین توجه به بهبود مستمر روند کنونی، تداوم ارزشیابی و اصلاح عملکرد بیمارستان میتواند منجر به ارتقا عملکرد بیمارستان شود.
افسانه خادمی جلگه نژاد، دکتر رضا احمدی کهنعلی، دکتر علی حیرانی،
دوره 18، شماره 2 - ( 5-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: پیچیدگی و نوسانات شدید محیطی همرا با بروز سوانح و خطرات غیره منتظره، احتمال اختلال در زنجیره تامین بیمارستان را افزایش داده است. تاب آوری زنجیره تامین، یکی از راهبردهایی مقابله با این چالش ها و تداوم ارائه خدمات مناسب و کارآمد، بیمارستان در زمان فاجعه است. این پژوهش به منظور شناسایی عوامل موثر بر تاب آوری زنجیره تامین بیمارستان انجام شده است.
مواد و روشها: مطالعهی حاضر از نوع کیفی است که با روش تحلیل محتوا و در سال 1397 در بیمارستانهای دانشگاهی بندرعباس انجام گرفت. مشارکت کنندگان در آن 14 نفر از خبرگان بودند که به صورت هدفمند و گلوله برفی انتخاب شدند و نمونهگیری تا رسیدن دادهها به حد اشباع ادامه پیدا کرد. دادهها از طریق مصاحبهی نیمه ساختاریافته جمع آوری و تحلیل و کدگذاری آنها با کمک نرمافزار MAXQDA انجام شد.
نتایج: پس از تحلیل دادهها، عوامل مؤثر بر تابآوری زنجیره تأمین بیمارستان در 6 مؤلفه اصلی و 30 درونمایه شناسایی شد که مؤلفههای اصلی شامل: «حضور و شایستگی کارکنان»، «ایمنی زیرساختها»، «مدیریت فاجعه»، «سیستمهای پشتیبانی و ظرفیت»، «تأمینکنندگان کالا و خدمات مورد نیاز بیمارستان» و «عوامل بیرونی» هستند.
نتیجهگیری: عوامل مربوط به تمرینات کافی کارکنان، برنامهریزی مدیریت فاجعه، سیستم فرماندهی و ظرفیت بالقوه بیشترین تاثیر را بر تابآوری زنجیره تأمین بیمارستان دارند. لذا پیشنهاد می شود بیشترین تمرکز بر این عوامل گذاشته شود تا تاب آوری زنجیره تامین بیمارستان در زمان بحران ارتقاء یابد.
دکتر حسین درگاهی، سجاد اله دادی، عباس سالاروند،
دوره 18، شماره 3 - ( 7-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: نیروی انسانی، اساس نظامهای بهداشتی- درمانی را تشکیل میدهد و پرستاران بخش وسیعی از این جامعه هستند؛ بنابراین توجه و رسیدگی به عوامل تأثیرگذار بر عملکرد پرستاران ضروری است. هدف از این پژوهش تعیین رابطه ابعاد سلامت روانی با تعهد سازمانی و اخلاق کاری پرستاران بیمارستانهای عمومی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران بود. همچنین وضعیت سلامت روانی در بین پرستاران بررسی شد.
مواد و روشها: این تحقیق از نوع توصیفی-همبستگی بود و جامعه آن شامل پرستاران بیمارستانهای عمومی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران در تابستان 1393 بود. 242 نفر از پرستاران بیمارستانهای سینا، بهارلو، امام خمینی، ولیعصر و امیراعلم از طریق نمونهگیری طبقهای انتخاب شدند و به پرسشنامههای خود گزارشی GHQ-28، تعهد سازمانی آلن و مییر (OCQ) و اخلاق کاری (Petty, 1995) پاسخ دادند. دادهها با نرمافزار SPSS-23 و با استفاده از Pearson correlation coefficient ، ANOVA، One-Sample t-test و Independent t-test تجزیهوتحلیل شد.
نتایج: ابعاد اختلال در کارکرد اجتماعی (01/0P≤، 19/0-=r) و افسردگی (01/0P≤، 23/0-=r) با اخلاق کاری رابطه دارند. بعد نشانههای جسمانی هم با تعهد سازمانی پرستاران رابطه دارد (05/0P≤، 15/0-=r). میانگین ابعاد نشانههای جسمانی (28/0±45/7)، اضطراب و بیخوابی (27/0±97/6) و اختلال در کارکرد اجتماعی (19/0±53/6) در بین پرستاران زن بالاتر از حد متوسط است.
نتیجهگیری: ابعاد سلامت روانی پرستاران با تعهد سازمانی و اخلاق کاری آنها رابطه دارد. همچنین وضعیت سلامت روانی در بین پرستاران نامطلوب است. بنابراین رسیدگی به مسائل و مشکلات پرستاران در سطوح بالا مثل وزارت بهداشت و سازمان نظام پرستاری و سطوح پایین مثل مدیریت پرستاری بیمارستانها ضروری است.
محسن قنواتی نژاد، مهدیه توکلی، دکتر محمدمهدی سپهری،
دوره 18، شماره 3 - ( 7-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه با افزایش تقاضای درمان، بیماران با کمک اینترنت اشیا مراقبت و پایش میشوند. فناوریهای پایش جسمی بیمار در محیط اینترنت اشیا شامل اندازهگیری ضربان قلب، فشارخون، قند خون و دیگر علائم حیاتی هستند. هدف مقاله، ارائه مدل خوشهبندی فناوریهای مذکور با استفاده از تکنیکهای دادهکاوی است تا مناسبترین فناوری، طبق نیازها و ویژگیهای کاربر انتخاب شود.
مواد و روشها: پژوهش حاضر، مروری و از منظر نتیجه کاربردی میباشد. دادهها شامل شش مشخصه منحصربهفرد 60 فناوری منتخب، شامل کاربرد، قیمت، نحوه اتصال، منبع تغذیه، مکان استفاده و نوع استفاده میباشد که از سایتهای توسعه و تبلیغات فناوریها و همچنین بررسی مقالات مرتبط استخراج شده است. روش تجزیهوتحلیل دادهها، تکنیک خوشهبندی و الگوریتم K-medoids است. همچنین برای شناسایی مؤثرترین مشخصهها، از الگوریتم جنگل تصادفی استفاده شده است.
یافتهها: مدل ارائه شده، با در نظر گرفتن مشخصههای انتخاب شده کاربر به عنوان ورودی، خوشهای از فناوریها را به عنوان خروجی مدل ارائه میدهد. مطابق با الگوریتم، دادهها در بهترین حالت در چهار دسته خوشهبندی شدند. شاخص سیلوئت برای چهار خوشه، مقدار 45/0 شده است که اعتبار مدل را نشان میدهد. با اجرای الگوریتم جنگل تصادفی، نوع کاربرد و پس از آن قیمت، بیشترین تاثیر را در خوشهبندی داشتهاند.
نتیجهگیری: توسط مدل پیشنهادی پژوهش، بیماران یا کاربران میتوانند مناسبترین فناوری را بر حسب نوع بیماری و دیگر ویژگیهای موثر همچون قیمت، بیابند و به این ترتیب با پایش جسمی درست و لحظهبهلحظه، آمار پیشروی بیماریها کمتر و پیشگیری آنها بهتر انجام گیرد
دکتر علیمحمد مصدقراد، دکتر پروانه اصفهانی،
دوره 18، شماره 3 - ( 7-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: برنامهریزی استراتژیک میتواند منجر به بهبود عملکرد بیمارستانها و افزایش میزان پاسخگویی مدیران بیمارستانها شود. برنامهریزی استراتژیک بهصورت اجباری در راستای اجرای استانداردهای اعتباربخشی از سال ۱۳۹۱ در بیمارستانهای ایران بکار گرفته شد و با چالشهایی همراه بوده است. این مطالعه با هدف شناسایی پیشنیازهای برنامهریزی استراتژیک در بیمارستان انجام شد.
مواد و روشها: این مطالعه در سال ۱۳۹۵ با روش کیفی و از طریق مصاحبههای نیمه ساختاریافته با ۴۷ نفر از تیم برنامهریزی استراتژیک بیمارستانهای استان تهران انجام شد. تحلیل دادهها به روش تحلیل محتوایی با رویکرد استقرایی انجام شد.
نتایج: توجیه ضرورت برنامهریزی استراتژیک، معرفی مدل مناسب برنامهریزی استراتژیک، آموزش مدیران و کارکنان در زمینه برنامهریزی استراتژیک، تأمین منابع موردنیاز برنامهریزی استراتژیک، تعهد و حمایت مدیران و کارکنان بهویژه پزشکان در تدوین و اجرای برنامه استراتژیک، فرهنگ و روحیه کار مشارکتی و در نظر گرفتن مکانیزمهای انگیزشی برای تدوین و اجرای برنامه استراتژیک در بیمارستانها از پیشنیازهای اصلی برنامهریزی استراتژیک در بیمارستانهای استان تهران بود.
نتیجهگیری: سیاستگذاران نظام سلامت و مدیران ارشد بیمارستانها باید ابتدا پیشنیازهای برنامهریزی استراتژیک را تأمین کنند و سپس، نسبت به تدوین و اجرای برنامه استراتژیک اقدام کنند. عدم تأمین این الزامات و پیشنیازها منجر به بروز چالشهای زیادی به هنگام تدوین و اجرای برنامه استراتژیک میشود
سید مصطفی کوهستانی، دکتر حجت رحمانی، دکتر شیدا نوربخش، دکتر فرهاد حبیبی، قاسم رجبی واسوکلایی،
دوره 18، شماره 3 - ( 7-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: عفونتهای بیمارستانی به عنوان شایعترین عارضه مراقبتهای بهداشتی درمانی شناخته میشود که ایمنی بیمار را در نظام سلامت هر کشوری در سراسر جهان و با هر سطح توسعهیافتگی، مورد تهدید قرار میدهد. این مطالعه با هدف اپیدمیولوژی و تعیین عوامل ایجاد کننده عفونت های بیمارستانی یک بیمارستان آموزشی در شهر تهران طراحی و پیاده سازی شد.
مواد و روشها: این مطالعه توصیفی- تحلیلی، به صورت مقطعی در سال 1398 در یک بیمارستان آموزشی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی ایران طراحی شد. از دادههای مربوط به سامانه ثبت عفونتهای بیمارستانی در سالهای 1396 و 1397 بهره گرفته شد. به منظور تجزیهوتحلیل دادهها، از نرمافزار SPSS و آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار، فراوانی و درصد فراوانی) و آزمون تحلیلی (ANOVA) استفاده شد.
نتایج: شایعترین عفونتهای بیمارستانی به ترتیب شامل دستگاه ادراری (76/39%)، مرتبط با ونتیلاتور (92/20%)، جریان خون (71/20%) میباشند و عفونت پوست و بافت نرم (7/0%) کمترین میزان شیوع را به خود اختصاص داده است. بالاترین بروز عفونت بیمارستانی مربوط به بخش مراقبت ویژه (ICU) با 200 بیمار و پایینترین بروز نیز مربوط به بخش گوش، حلق و بینی با 1/23 بیمار و بروز کلی عفونت بیمارستانی 9/84 بیمار در ده هزار بیمار-روز بود.
نتیجهگیری: طراحی اقدامات و مداخلات اصلاحی کنترل عفونت، حساس سازی در مدیران و کارکنان بیمارستان، برگزاری برنامههای آموزشی تخصصی، توجه به طراحی اصولی ساختار فیزیکی بخشهای بیمارستانی، ایجاد سازوکارهای انگیزشی و نگرشی از مؤثرترین راههای مقابله با عفونتهای بیمارستانی است.
دکتر محسن شفیعی نیکابادی، سیده فرشته حسینی،
دوره 18، شماره 4 - ( 11-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: بیمارستان ها به عنوان بزرگترین و پرهزینه ترین واحد عملیاتی نظام بهداشت و درمان از اهمیتی خاص برخوردارند. پژوهش حاضر با هدف تعیین کارایی بیمارستانهای شهر مشهد تدوین شده است.
مواد وروشها: این تحقیق توصیفی-پیمایشی در سال 96-1395 انجام شد. جامعه پژوهش شامل مراجعه کنندگان به بیمارستانهای مشهد است. جهت گردآوری داده ها از اسناد موجود در بیمارستان ها و پرسشنامه سروکوال استفاده شد و تحلیل داده ها در نرم افزار گمز صورت گرفت.
نتایج: نتایج مطالعه حاکی از این است که در بخش سروکوال سه بعد همدلی، پاسخدهی و ضمانت مهمترین ابعاد بودند. همچنین سه ویژگی از مجموع 26 ویژگی کیفی خدمات به عنوان«جذاب» طبقه بندی شدند. چهار ویژگی کیفی خدمات به عنوان «ضروری» و 16 ویژگی در « تک بعدی» دسته بندی شدند. رتبههای به دست آمده در روش شبکهای دوبخشی، تقریبا با یکدیگر یکسان بوده و فقط در مورد چهار رتبه آخر تفاوت وجود دارد که توسط روش رأیگیری با اوزان مساوی رتبه بندی نهایی انجام می شود و مشخص شد بیمارستان شماره (3) کمترین و بیمارستان شماره (5) دارای بهترین عملکرد می باشد.
نتیجه گیری:
این پژوهش با ترکیب روش سروکوال فازی با تحلیل پوششی دادههای شبکهای قادر است نقاط ضعف موجود در انتخاب شاخصها در لایههای مختلف تحلیلپوششی شبکهای را برطرف نموده و کارایی چنین شبکههای را محاسبه نماید. بیمارستانها با الگو قراردادن بیمارستانی که بالاترین کارایی را دارد و استفاده بهینه از منابع و هزینهکرد بهینه، کارایی خود را باید افزایش داده و برنامهریزی مناسبی انجام دهند.
دکتر فرامرز پوراصغر، نسا کواکبی،
دوره 18، شماره 4 - ( 11-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: کاربرد فنآوری اطلاعات در حوزه سلامت در حال افزایش است. هدف این مطالعه ارائه مدل علمی برای طراحی سامانه الکترونیکی مدیریت اعزام بیماران است.
مواد و روشها: این مطالعه از نوع کیفی اکتشافی است. ابتدا بررسی متون برای شناسایی شاخصهای بالینی، مدیریتی و فرآیندی اعزام بیمار انجام شد. سپس30 نفر از کارشناسان با تجربه در اعزام به روش نمونهگیری مبتنی بر هدف انتخاب شدند. از طریق بحثهای گروهی متمرکز و مصاحبههای نیمهساختاریافته، نیازهای اطلاعاتی آنها استخراج گردید. شاخصهای بالینی حاصل از مرور متون و نیازهای اطلاعاتی حاصل از مصاحبهها در قالب پرسشنامه دلفی در اختیار 51 نفر از متخصصان قرار داده شدند. شاخصهای فرآیندی نیز در اختیار 35 نفر از کارشناسان قرار گرفتند تا شاخصهای نهایی برای طراحی سامانه اعزام بیمار تعیین شوند. در گام آخر مدل توسط پانل خبرگان تصویب گردید.
نتایج: 38 شاخص فرآیندی و 249 مولفه بالینی و مدیریتی برای طراحی سامانه نهایی شدند. شاخصهای فرآیندی و مدیریتی در طراحی بخشهای نظارت بر اعزام و گزارشات و مولفههای بالینی برای طراحی بخشهای اصلی سامانه شامل درخواست اعزام، الگوریتم تعیین خودکار بیمارستان مقصد، چرخه تبادل اطلاعات و مستندسازی استفاده گردیدند. مدل نهایی شامل رابطهای کاربری متناسب با مسئولیت کاربران میباشد.
نتیجه گیری: مدل پیشنهادی با دارا بودن ابزارهای لازم میتواند اطلاعات بالینی ضروری را بین بیمارستانها مبادله نماید و با فراهم کردن بستری مناسب، فرآیند اعزام بیمار را ارتقا بخشد.
دکتر سیامند انوری، دکتر اسماعیل اسدی، گیلدا رجبی دماوندی، دکتر ماشااله ولی خانی، دکتر بهرنگ شادلو، سپیده مسعودسینکی،
دوره 18، شماره 4 - ( 11-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف از این پژوهش بررسی عوامل کیفیت زندگی کارکنان شاغل در بیمارستان روانپزشکی بود که با شناسایی آن در راستای ارتقا بهره وری منابع انسانی گامی برداشته شود.
مواد و روشها: پژوهش حاضر، مطالعه ای توصیفی - مقطعی است که در سال 96 در بیمارستان روزبه انجام شد. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران محاسبه و 112 پرسشنامه تحلیل شد. در این مطالعه برای گردآوری داده ها از پرسشنامه استاندارد SF-36 استفاده شده است. تجزیه و تحلیل داده ها نیز با نرم افزار SPSS و روش های آماری توصیفی و تحلیل کروسکال والیس، کای اسکوئر و آزمون تعقیبی وی کرامر استفاده شد.
نتایج: نتایج پژوهش نشان داد که کیفیت زندگی کارکنان بیمارستان روانپزشکی روزبه درسطح متوسط 8/68 درصد) قرار دارد. بیشترین میانگین نمرات ارزیابی ابعاد کیفیت زندگی مربوط به مولفه عملکرد جسمانی برابر با 2/84 درصد و کمترین میانگین نمرات ارزیابی ابعاد کیفیت زندگی مربوط به مولفه خستگی یا نشاط برابر با 7/58 درصد بود. همچنین یافته های پژوهش نشان می دهد که بین گروه های تحصیلی و کیفیت زندگی در بعد عملکرد جسمانی (007/0 > P-Value)؛ بین میزان سابقه کاری و کیفیت زندگی در بعد عملکرد اجتماعی (02/0> P-Value) و ؛ بین داشتن ارتباط مستقیم با بیمار و همراه بیمار و کیفیت زندگی در بعد خستگی یا نشاط و درد بدنی (005/0 ،05/0 > P-Value)؛ درکارکنان بیمارستان روانپزشکی روزبه تفاوت معناداری وجود دارد.
نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش کیفیت زندگی کارکنان بیمارستان روانپزشکی روزبه در سطح متوسطی قرار دارد و مداخلات آموزشی و درمانی جهت ارتقاء کیفیت زندگی کارکنان پیشنهاد می گردد.
دکتر مسعود اعتمادیان، دکتر حسین شاهرخ، دکتر آیدین آرین خصال،
دوره 18، شماره 4 - ( 11-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: این مطالعه با هدف تبیین فرایند ایجاد یک بیمارستان غیردولتی و غیرانتفاعی به عنوان یک بیماستان شرکتی و ارائه مدلی برای ایجاد بیمارستانهای مستقل و شرکتی انجام شد.
مواد و روش ها: مطالعه از نوع کیفی و موردی بود. داده ها با مصاحبه با بنیانگذاران بیمارستان محب مهر، کارکنان و برخی مسئولان دانشگاه و سازمانهای خیریه جمع آوری شد. روش تحلیل داده ها تئوری بنیادی بود و داده ها در سه مرحله باز، محوری و انتخابی کدگذاری شدند.
نتایج: عوامل اولیه ایجاد بیمارستان محب مهر پایین بودن پرداختی پزشکان و اشتغال همزمان پزشکان در بخش دولتی و خصوصی بود. وجود فضاهای مرده در بیمارستان هاشمی نژاد و امکان قرارداد با بیمه های تکمیلی عوامل ثانویه بودند. واکنشها شامل استقبال پزشکان بیمارستان و مخالفت دولت و وزارت بهداشت بود. به دلیل پایین تر بودن تعرفه ها نسبت به بخش خصوصی و پذیرش بیمه های پایه و تکمیلی، دسترسی خوبی برای بیماران ایجاد شد. نظرات منفی دولت و وزارت بهداشت به تدریج تعدیل شد.
نتیجه گیری: فرایند تمرکز زدایی بخش دولتی در بیمارستانها باید به صورت پایین به بالا صورت گیرد. بهتر است به جای تبدیل بیمارستان های دولتی به مستقل یا شرکتی، آنها را از نو به شکل مستقل یا شرکتی ایجاد کرد. همینطور قبل از هرگونه اقدام تمرکز زدایی، باید ثبات مالی و مدیریتی در سازمانها ایجاد شود. برای تمرکز زدایی در سیستم اداره بیمارستانها، منافع کارکنان باید حفظ شود. بهتر است به جای دریافت اعتبارات دولتی، از ظرفیت اوقاف و دریافت وام های بانکی استفاده شود
جعفر یحیوی دیزج، دکتر سارا امام قلی پور سفید دشتی، فاروق نعمانی، رضا هاشم پور،
دوره 18، شماره 4 - ( 11-1398 )
چکیده
مقدمه: با توجه به اینکه یکی از مهمترین و مسألهسازترین موضوعات حوزه سلامت و دغدغه برنامهریزان و سیاستگذاران سلامت، افزایش روزافزون هزینههای سلامت در همه سطوح به ویژه مراقبتهای بیمارستانی و خدمات پاراکلینیکی میباشد؛ مطالعه حاضر با هدف تعیین سهم هزینههای خدمات پیراپزشکی از کل مخارج سلامت خانوار طراحی و اجرا گردید.
مواد و روشها: در مطالعه توصیفی-تحلیلی حاضر، سهم خانوار و سهم هزینه خدمات پیراپزشکی از هزینه های سلامت خانوار به تفکیک سال در مناطق شهری و روستایی، در دوره مطالعاتی 5 ساله، با استفاده از داده های پیمایشی سالانه هزینه-درآمد خانوار (مرکز آمار ایران) طی سالهای1390-1394، به کمک نرم افزار کاربردی MSExcel_2013، استخراج و محاسبه گردید.
یافته ها: بر اساس نتایج این مطالعه، به طور متوسط 20 درصد کل هزینههای سلامت خانوار، به خدمات پیراپزشکی در مناطق شهری و روستایی اختصاص یافته است. به طور متوسط هزینه خدمات پیراپزشکی بیمارستانی در مناطق شهری و روستایی حدود 10 درصد از کل هزینه های خدمات پیراپزشکی را به خود اخصاص داده و به طور متوسط 90 درصد مابقی هزینههای خدمات پیراپزشکی از مراکز غیر بیمارستانی بوده است. مجموعه خدمات تصویربرداری و مجموعه خدمات آزمایشگاهی به ترتیب با 1/48 درصد و 6/25 درصد، بیشترین سهم را در هزینه های مربوط به خدمات پیراپزشکی بیمارستانی و غیر بیمارستانی داشتند.
بحث و نتیجه گیری: براساس نتایج مطالعه حاضر، توجه به مجموعه خدمات تصویربرداری و آزمایشگاهی به عنوان عمده خدمات پیراپزشکی در سبد خدمات سلامت خانوار، میتواند در کاهش هزینه های سلامت و کاهش پرداخت مستقیم از جیب هزینههای سلامت خانوار موثر واقع گردد
دکتر محمد علی زحل، دکتر سیما رفیعی، ندا اسماعیل زاده ها، ساناز جمشیدی، نفیسه راستگو،
دوره 18، شماره 4 - ( 11-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به سیر مزمن بیماری انسدادی مزمن ریوی و مشکلات متعددی که برای فرد و جامعه ایجاد میکند، مطالعه حاضر با هدف تحلیل نقش متغیرهای سبک زندگی بر عود بیماری و بستری بیمارستانی در این مبتلایان انجام شده است.
روش بررسی: مطالعه حاضر از نوع آینده نگر بود که طی آن، مبتلایان به بیماری انسدادی مزمن ریوی مراجعه کننده به مرکز سرپایی تخصصی ریه در شهر قزوین که با تشخیص بیماری COPD بر اساس تاریخچه بالینی بیمار و نتایج بدست آمده از تست اسپیرومتری طی سه ماهه پائیز 96 مورد معاینه و ویزیت قرار گرفتند، در مطالعه شرکت داده شدند. به منظور جمعآوری اطلاعات پژوهش، از پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک بیماران، پرسشنامه فعالیت فیزیکی و نیز پرسشنامه سنجش وضعیت تغذیه استفاده شد. از آزمون رگرسیون لاجستیک جهت شناسایی عوامل خطر موثر در عود بیماری و میزان تاثیر آنها بر این متغیر وابسته استفاده شد.
یافتهها: در مطالعه حاضر 128 بیمار مبتلا به بیماری انسدادی مزمن ریوی (1/78% مرد با میانگین سنی 9/11±3/65) مورد پژوهش قرار گرفتند. میان متغیرهای فعالیت فیزیکی، وضعیت تغذیهای، مصرف سیگار، BMI بیماران و عود بیماری منجر به بستری بیمارستانی ارتباط آماری معنادار وجود داشت (p<0.05)؛ به نحویکه با افزایش سن بیماران، کاهش BMI، مصرف سیگار به تعداد سالهای بیشتر و انجام فعالیت فیزیکی محدود احتمال بستری بیمارستانی مبتلایان افزایش مییافت.
نتیجهگیری: شواهد نشان میدهد تاکید بر رویکردهای سلامت محور میتواند در کاهش بار مراجعات بیمارستانی مبتلایان به بیماری انسدادی مزمن ریوی موثر باشد. این قبیل راهبردها در عین اثربخشی به دلیل کم هزینه بودن از هزینه اثربخشی قابل توجهی نیز برخوردارند
سمیه فدائی، مصطفی کاظمی، فاطمه نژادشکوهی،
دوره 19، شماره 1 - ( 2-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: ارزشیابی و ارتقا کیفیت خدمات در بیمارستانها که با سلامتی انسانها سروکار دارند، اهمیت زیادی دارد. پژوهش حاضر با هدف شناسایی و وزندهی معیارهای سنجش کیفیت و رتبهبندی بیمارستانهای مشهد انجام شدهاست.
مواد و روشها: پژوهش حاضر از نوع مطالعات کاربردی است که به صورت مقطعی در زمستان سال 1396 انجام شد. در این مطالعه با بررسی ادبیات پژوهش، ابعاد کیفیت خدمات در بیمارستان شناسایی شد. سپس با استفاده از پرسشنامه مقایسه زوجی از گروه خبرگان (شامل 8 نفر( نظرخواهی به عمل آمد و ضرایب اهمیت هر یک از ابعاد از طریق فرایند تحلیل سلسلهمراتبی در محیط فازی (FAHP) محاسبه شد. پرسشنامه ماتریس تصمیم به روش نمونهگیری دردسترس توسط نمونه 400 نفره از همراهان بیمار چهار بیمارستان تکمیل گردید. سپس با استفاده از روش GRA-TOPSIS بیمارستانها رتبهبندی شدند. روایی هر دو پرسشنامه توسط خبرگان تایید شد.
نتایج: نتایج FAHP نشان میدهد بعد کیفیت دانش و مهارت پزشکی بیشترین ضریب اهمیت را دارد. همچنین با تحلیل دادهها با استفاده از GRA-TOPSIS بیمارستان سوم، رتبه چهارم را در ارائه خدمات بدست آورد. همچنین نتایج نشان میدهد که در بیمارستان سوم کیفیت دسترسی نیازمند بیشترین بهبود است.
نتیجهگیری: روش GRA-TOPSIS علاوه بر رتبهبندی بیمارستانها بر اساس معیارهای کیفیت خدمات قادر است نقاط ضعف هر بیمارستان در هر یک از معیارها مشخص نماید. در نتیجه اولویتهای بهبود کیفیت خدمات در هر بیمارستان مشخص شد و بر اساس آن مدیر بیمارستان می تواند برای بهبود عملکرد در معیارهای که عملکرد پایینی نسبت به سایر بیمارستانها کسب کرده است، تلاش نماید.
زیبا خلیلی، محمد پناهی توسنلو، بهمن خسروی، ناصر ایروانی منش، رضوان کاظمی دستجرده ئی، لقمان آزموده، رامین احمدزاده، ابولقاسم پوررضا،
دوره 19، شماره 1 - ( 2-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: تعارض بین کارکنان سلامت مشکلی مهم در واحدهای مراقبت بهداشتی در سراسر دنیاست. مطالعه حاضر با هدف شناسایی علل تعارض بین کارکنان پرستاری با سایر گروههای شغلی در بیمارستان انجام شد.
مواد و روشها: مطالعه حاضر به صورت توصیفی–تحلیلی در سال 1397 انجام شد. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامه محققساخته استفاده شد. این پرسشنامه در دو قسمت مشخصات دموگرافیک و علل تعارض بین کارکنان پرستاری با سایر گروههای شغلی در مقیاس لیکرت 5 گزینهای طراحی شد. پرسشنامه در اختیار 120 نفر از کارکنان پرستاری بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی اردبیل که بهصورت تصادفی متناسب انتخاب شده بودند، قرار گرفت. برای تجزیهوتحلیل دادهها از آمار توصیفی و تحلیلی در نرمافزار 15SPSS استفاده شد.
نتایج: بیشترین میزان تعارض گزارش شده توسط پرستاران مربوط به تعارض با گروه مدیران (94/0±17/4) و کمترین میزان با کارکنان اداری، مالی و پشتیبانی (13/1±55/3) بود. مهمترین علت ایجاد تعارض بین کارکنان پرستاری با گروههای مختلف به ترتیب عبارت بود از: تحمیل نقشهای غیرتخصصی (مثل تکمیل مستندات پروندهای پزشکان)؛ احساس نابرابری در حجم و فشار کاری؛ درک ناکافی از شرایط کاری حوزه پرستاری؛ اختلاف نامتعارف درآمد و مزایای دریافتی و عدم توزیع عادلانه نیروی انسانی. همچنین بین سطح تعارض با وضعیت تأهل، تجربه کاری و گروه سنی همبستگی معنادار آماری وجود داشت (p<0.05).
نتیجهگیری: نتایج مطالعه حاضر نقش تعدادی از عوامل ایجادکننده تعارض بین کارکنان پرستاری با سایر گروههای شغلی را نشان داد. این یافتهها میتواند راهنمای عملی برای مدیران ارشد بیمارستانها در جهت اخذ تصمیمات و راهکارهای کاربردی در راستای مدیریت تعارضهای محیط کار باشد.
علی محمد مصدق راد، فاطمه خلج،
دوره 19، شماره 1 - ( 2-1399 )
چکیده
سابقه و هدف: دستگاه الکتروکوتر یک ابزار مهم در جراحی مدرن است. سوختگی ناشی از دستگاه الکتروکوتر یکی از عوارض شایع حین عمل جراحی است. مدیریت کیفیت یک استراتژی سازمانی برای ارتقای کیفیت و ایمنی خدمات است. هدف این مطالعه بررسی میزان تأثیر مدیریت کیفیت بر کاهش سوختگی ناشی از دستگاه الکتروکوتر بود.
مواد و روشها: این پژوهش با استفاده از روش اقدام پژوهی مشارکتی در بازده زمانی دوساله 1392 و 1393 در بخش اتاق عمل یکی از بیمارستانهای شهر تهران انجام شد. تیم بهبود کیفیت بخش اعمال جراحی بیمارستان تشکیل و با استفاده از مدل مدیریت کیفیت استراتژیک، برنامه بهبود کیفیت فرایندهای کاری بخش تدوین، اجرا و ارزشیابی شد. میزان سوختگی ناشی از دستگاه الکتروکوتر قبل و بعد از اجرای مدیریت کیفیت سنجیده و با هم مقایسه شد.
نتایج: میزان سوختگی ناشی از دستگاه الکتروکوتر در سال ۱۳۹۱ برابر با 4/0 درصد بود. خیس بودن بیمار به دلیل تعریق و شستشوی حین عمل، پوزیشن نادرست بیمار، سالم نبودن تشکهای آنتی استاتیک و استفاده طولانی از دستگاه الکتروکوتر از مهمترین علل ایجاد سوختگی ناشی از دستگاه کوتر بود. تیم بهبود کیفیت یک برنامه عملیاتی برای رفع مشکلات مذکور تدوین و اجرا کرد. میزان سوختگی ناشی از دستگاه الکتروکوتر با اجرای مدیریت کیفیت به 21/0 درصد در سال ۱۳۹۲و 02/0 درصد در سال ۱۳۹۳ کاهش یافت. اجرای مدیریت کیفیت منجر به کاهش 95 درصدی میزان سوختگی ناشی از دستگاه کوتر در یک بازه زمانی دو ساله شد.
نتیجهگیری: استراتژی مدیریت کیفیت منجر به کاهش سوختگی ناشی از الکتروکوتر و افزایش ایمنی بیمار میشود. اجرای صحیح اصول مدیریت کیفیت نظیر بیمارمحوری، فرایند گرایی و کار تیمی منجر به ارتقای کیفیت و ایمنی خدمات بیمارستانها میشود
آرش مفرح ذات، علی اکبر فضائلی، یداله حمیدی،
دوره 19، شماره 1 - ( 2-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: سل یک بیماری واگیردار و بزرگترین علت مرگ ناشی از بیماری های عفونی تک عاملی است. هدف از این پژوهش برآورد هزینههای اقتصادی این بیماری و عوامل موثر بر ابتلای آن در استان همدان بود.
مواد و روشها: پژوهش حاضر مطالعهای توصیفی و تحلیلی بود که درمقطع زمانی24 ماهه در سالهای1393 و 1394 انجام گرفت. جامعه مورد پژوهش بیماران مبتلا به سل شناسایی شده در سطح استان همدان در گروه های ریوی گسترده خلط مثبت و خارج ریوی استان همدان می باشد. استخراج داده های مورد نیاز از طریق بررسی پرونده بیماران مسلول در مراکز خدمات جامع سلامت شهری و روستایی و نیز بیماران بستری در بخشهای عفونی صورت گرفت. همچنین با استفاده از مدل لاجیت و نرم افزار Stata15، عوامل اجتماعی و اقتصادی خانوارهایی که احتمال بیشتری در مواجه شدن با این بیماری دارند، مطالعه گردید.
نتایج: در پژوهش انجام شده، مجموع 173 بیمار مسلول شناسایی شد که هزینههای مستقیم برآورد شده درمان بیماران مبلغ 8307 میلیون ریال بود. همچنین نتایج مدل لاجیت نشان داد که افراد ساکن شهر، بالای 65، کم سواد و افراد مبتلا به ویروس ایدز به ترتیب 22،14،18و 6 درصد احتمال مواجهه با بیماری سل بیشتری خواهند داشت.
نتیجه گیری: هزینه تمام شده بیماری سل علاوه بر تخصیص مبلغ قابل توجهی از منابع بهداشتی و درمانی استان، هزینههای غیر مستقیم زیادی را نیز به خانوارها تحمیل می کند. تبعات اجتماعی و اقتصادی حاصل از این هزینهها منجر به بسیاری از ناهنجاریها مانند طرد شدن زنان مبتلا از خانواده یا ترک تحصیل فرزندان افراد مبتلا می شود.
مسعود اعتمادیان، علیمحمد مصدقراد، محمود رضا محقق دولت آبادی، حامد دهنوی،
دوره 19، شماره 1 - ( 2-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: مشارکت بخش دولتی و خصوصی در تأسیس و راهاندازی بیمارستان، استراتژی مناسبی برای ارائه خدمات با کیفیت سلامت به مردم با هزینه کم برای دولت است. با این وجود، چالشهایی در مسیر مشارکت بخش دولتی و خصوصی در تأسیس و راهاندازی بیمارستانهای ایران وجود دارد. این پژوهش با هدف شناسایی و تبیین چالشهای تأسیس و تجهیز بیمارستان جامع زنان محب یاس انجام شد.
مواد و روشها: این مطالعه کیفی با منطق استقرایی و به صورت مورد پژوهی با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته و بررسی اسناد در سال 1397 انجام شد. تعداد 24 نفر از ذینفعان کلیدی، مدیران و کارکنان مشارکتکننده در تأسیس و تجهیز بیمارستان جامع زنان محب یاس به صورت هدفمند و گلوله برفی انتخاب شدند. از روش تحلیل موضوعی برای تحلیل دادههای پژوهش استفاده شد.
نتایج: چالشهای مشارکت عمومی- خصوصی در ساخت و تجهیز بیمارستان جامع زنان محب یاس عبارت بودند از مدل نامناسب مشارکت عمومی- خصوصی، فراهم نبودن بستر مشارکت عمومی- خصوصی، اعتماد کم به بخش خصوصی، مشکلات تأمین مالی پروژه ساخت بیمارستان، تخریب ساختمان نیمهساخته بیمارستان، افزایش هزینه ساخت بیمارستان، ادغام و انتزاع دانشگاه علوم پزشکی تهران و ایران، مشکلات دریافت پروانه تأسیس بیمارستان، ادغام بیمارستان محب یاس با بیمارستان میرزا کوچک خان، تغییر کاربری بیمارستان و مشکلات تأمین و مدیریت تجهیزات و کارکنان بیمارستان.
نتیجهگیری: اگرچه مشارکت عمومی- خصوصی مزایایی برای نظام سلامت به دنبال دارد، ولیکن، به دلیل اهداف، انگیزهها و سبک مدیریت متفاوت بخش دولتی و خصوصی با چالشهای متعددی همراه است. نتایج این پژوهش اطلاعات ارزشمندی را در اختیار سیاستگذاران و مدیران ارشد نظام سلامت در مورد عوامل کلیدی موفقیت و موانع اجرایی مشارکت بخش دولتی و خصوصی در بخش سلامت ارائه میکند.