جستجو در مقالات منتشر شده


314 نتیجه برای بیمار

ابراهیم بهرامی نیا، رضا شمس اللهی، صدیقه غلامرضایی، محمد مهدی زارع شحنه،
دوره 23، شماره 1 - ( 3-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: بخش‌های رادیولوژی یکی از مهم‌ترین بخش‌های بیمارستان است که اهمیت بسزایی در شناسایی و درمان بیماری‌ها دارد. با این‌حال با توجه به تجهیزات گران‌قیمت این بخش‌ها و از طرفی درآمدزایی آن، بهبود ارائه خدمات و افزایش کارایی آن از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. هدف پژوهش حاضر ارزیابی کارایی اقتصادی واحدهای رادیولوژی بیمارستان‌های تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد می‌باشد.
مواد و روش‌ها: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و برحسب روش تحقیق، توصیفی از نوع پیمایشی است. اطلاعات در خصوص ورودی‌ها و خروجی‌های مدل از 9 بیمارستان دانشگاه علوم پزشکی یزد جمع‌آوری ‌شده است. متغیرهای ورودی مدل شامل تعداد کارکنان کارشناس، تعداد پزشکان بخش، تعداد دستگاه رادیولوژی و تعداد دستگاه سی‌تی‌اسکن می‌باشد. سه متغیر تعداد بیمار پذیرش‌شده، تعداد کلیشه ثبت‌شده و میزان درآمد نیز به‌عنوان ستانده در نظر گرفته شده است.
نتایج: میانگین نمره کارایی فنی و مقیاس برابر 910/0 حاصل شده است. 55 درصد واحدهای رادیولوژی بیمارستان‌های مورد مطالعه از لحاظ کارایی اقتصادی، کارا عمل نکرده بودند. بیمارستان شهید صدوقی دارای بازدهی نزولی نسبت به مقیاس می‌باشد. بیمارستان¬های شهید بهشتی تفت، خاتم‌الانبیاء ابرکوه، ولیعصر (عج) بافق، ضیائی اردکان دارای بازدهی صعودی و بیمارستان¬های شهید دکتر رهنمون، افشار، فاطمه الزهراء (س) مهریز، امام جعفر صادق (ع) میبد نیز دارای بازدهی ثابت نسبت به مقیاس می‌باشند.
نتیجه‌گیری: بنابراین حذف نیروی انسانی مازاد بر اساس نتایج روش تحلیل فراگیر داده‌ها نقش عمده‌ای در کاهش هزینه‌های بیمارستان و بخش بهداشت و درمان و افزایش کارایی بیمارستان‌ها ایفاء می‌نماید.

روح‌اله عسکری، حسن جعفری، عارفه دهقانی تفتی، ندا فتوحی تفتی،
دوره 23، شماره 1 - ( 3-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: پرستاران به عنوان نزدیک‌ترین افراد در حوزه سلامت نزد بیماران دارای محبوبیت زیادی هستند؛ لذا تقویت مهارت شایستگی مراقبت معنوی در این گروه از کارکنان بیمارستان حائز اهمیت می‌باشد. بر این اساس مطالعه حاضر با هدف تعیین وضعیت شایستگی مراقبت معنوی پرستاران شاغل در بیمارستان‌های آموزشی منتخب دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد در سال 1402 انجام گردید.
مواد و روش‌ها: پژوهش حاضر کاربردی-مقطعی بود که بر روی 262 نفر از پرستاران شاغل در بیمارستان‌های آموزشی منتخب (بیمارستان‌های شهید صدوقی، شهید رهنمون، افشار) انجام گرفت. داده‌ها با استفاده از پرسشنامه استاندارد شایستگی مراقبت معنوی (SCCS) جمع‌آوری و با استفاده از آزمون‌های ANOVA، Mann-whitney Test، Wallis Test Kruskal و ضریب همبستگی اسپیرمن و از طریق نرم‌افزار SPSS ورژن 21 تحلیل شد.
نتایج: بر اساس نتایج مطالعه میانگین و انحراف معیار نمره کلی شایستگی مراقبت معنوی پرستاران (2/18±9/83) بود که در سطح مطلوب ارزیابی شد. همچنین در بین ابعاد شایستگی مراقبت معنوی بعد حمایت شخصی و مشاوره با بیمار بالاترین نمره (2/5±8/18) و بعد ارتباطات پایین‌ترین نمره (6/1±3/7) را داشتند و بیشترین نمره شایستگی مراقبت معنوی نیز مربوط به بیمارستان شهید رهنمون (7/17±5/88) بود.
نتیجه‌گیری: هرچند میانگین نمره کلی شایستگی مراقبت معنوی پرستاران مورد مطالعه مطلوب ارزیابی شد اما پایین بودن نمره شایستگی پرستاران در بعد ارتباطات؛ لزوم برگزاری کارگاه‌های نحوه برقراری ارتباط مؤثر پرستار با بیمار را نشان می‌دهد. به نظر می‌رسد پرستاران با برخورداری از این مهارت‌ها نقش مهمی در ارتقای سلامت بیماران ایفا خواهند کرد.


سید محمد مهدی حیدری بغدادآبادی، علیرضا معطوفی، علی فرهادی محلی، مجتبی طبری،
دوره 23، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: بیمارستان‌ها به دلیلِ نقشی که در ارتقاء سلامت و بهداشت عمومی در بسترهای اجتماعی جوامع دارند، نیازمندِ استانداردهای مدونی هستند تا ضمن حفظ کیفیت درمان، به افزایش سطح رضایت اجتماعی منتج گردد. ارزیابی خط‌مشی اعتباری بیمارستانی به عنوان یک فرآیندِ سیستماتیک در این عرصه تلقی می‌شود که می‌تواند پیامدهای گسترده‌ای به لحاظ مطلوبیت اجتماعی و عملکردی بیمارستان‌ها داشته باشد. هدف این مطالعه ارائه‌ی الگوی ارزیابی خط‌مشیِ اعتباربخشی بیمارستانی بر اساس فرآیندِ پدیدارشناسی پارادایمی می‌باشد.
مواد و روش‌ها: در این مطالعه با الگوبرداری از رویکردِ هاسرل تلاش شد تا طی پنج گام تحلیلی، نسبت به ارائه‌ی الگوی پدیدارشناسی پارادایم‌های ارزیابی خط‌مشیِ اعتباربخشی بیمارستانی اقدام شود. برای این منظور ابتدا از طریق مصاحبه با خبرگان و کدگذاری باز، تلاش شد تا مضامین گزاره‌ای پدیده‌ی مورد بررسی، مشخص شود. سپس با تشکیل گروه کانونی جهت بحث و تبادل نظر برای تفکیک شناختی هریک از گزاره‌ها در قالب یک مؤلفه، از چک‌لیست ارزیابی کیو بهره برده شد تا هریک از گزاره‌ها در حد فاصل 6+ تا 6- امتیازبندی شوند و نسبت به شناسایی خوشه‌بندی‌های پارادایمی پدیده‌ی مورد بررسی اقدام لازم صورت گیرد.
نتایج: نتایج در بخش کیفی طی 20 مصاحبه انجام شده، تعداد 138 کد باز را مشخص ساخت که پس از حذف زوائد و تکرار کدهای باز مشابه، 50 مضمون گزاره‌ای تعیین شدند تا با اتکاء گام‌های پیاده‌سازی رویکردِ هاسرل (23)، خوشه‌بندی مفهومی در قالب چارچوب پدیدار شناسی پارادایمی تعیین شود.
نتیجه‌گیری: نتایج مطالعه شکل‌گیری الگوی ارزیابی خط‌مشیِ اعتباربخشی بیمارستانی مبتنی بر شرایط علّی، مداخله‌گر، زمینه‌ای، استراتژی‌ها و پیامدها تلقی نمود که می‌تواند در ارتقاء سطح اثربخشی ارائه‌ی خدمات بهداشت و درمانی در جامعه مؤثر باشد.

احسان عامری،
دوره 23، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: در طرح تحول نظام سلامت، اولین بسته خدمتی برنامه‌ای برای کاهش میزان پرداخت بیماران بستری در بیمارستان‌های وابسته به وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی بود؛ بنابراین هدف مطالعه حاضر، ارزیابی خط‌مشی کاهش میزان پرداختی بیماران بستری در "مراکز آموزشی درمانی" دانشگاه علوم پزشکی استان گلستان بود.
مواد و روش‌ها: پژوهش حاضر مقطعی از نوع توصیفی تحلیلی که در سال 1400 تا 1401 مورد بررسی قرار گرفته بود. نمونه آماری 384 نفر از کارکنان، کادر درمانی و پزشکان در "مراکز آموزشی درمانی" دانشگاه علوم پزشکی استان گلستان بودند که به‌صورت تصادفی ساده در این مطالعه شرکت کردند. ابزار جمعآوری داده‌ها پرسشنامه 35 سؤالی، محقق ساخته بود که بعد از تأیید روایی آن توسط خبرگان، اساتید راهنما و مشاور، پایایی آن با آزمون آلفای کرونباخ برآورد و عدد 83/0 به دست آمد که نشان‌دهنده پایایی پرسشنامه میباشد. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار spss22، آزمونهای کلموگروف– اسمیرنوف و آزمون تی تک نمونه تحلیل شد.
نتایج: در محور کاهش میزان پرداختی بیماران بستری در بیمارستان‌های وابسته به وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی طرح تحول نظام سلامت، بین وضعیت موجود و وضعیت مطلوب شکافی در حد 11/0- مشاهده می‌شود که با توجه به مجموع میانگین به‌دست‌آمده و این که بیانگر عدم دستیابی به اهداف اجرایی طرح تحول نظام سلامت در محور کاهش میزان پرداختی بیماران بستری است. نقطه تلاقی این دو وضعیت روی ماتریس بررسی شکاف، نشان‌دهنده شکاف در حوزه نظارتی میباشد.
نتیجهگیری: بررسی نتایج حاکی از آن است که طرح تحول سلامت توانسته میزان پرداختی بیماران را کاهش دهد، ولی این اثربخشی در حد تحقق اهداف محور اول طرح نبوده است و در این زمینه ساماندهی روند بیمه همگانی و منابع مالی مورد نیاز ضروری می‌باشد.

خاطره خانجانخانی، تینا صیرفی، سجاد بهاری نیا، عاطفه ابراهیمی، سید مسعود موسوی،
دوره 23، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: اشتباهات دارویی که احتمال رخداد آنان توسط کادر پرستاری بیشتر از سایر کارکنان بیمارستان است، می‌تواند عوارض جبران‌ناپذیری را برای بیماران ایجاد نماید. هدف از این مطالعه، بررسی عوامل مؤثر بر بروز خطاهای دارویی پرستاران در بیمارستان‌های منتخب دانشگاه علوم پزشکی یزد بود.
مواد و روش‌ها: این مطالعه از نوع توصیفی-تحلیلی بود که به صورت مقطعی در سال 1401 انجام پذیرفت. 302 پرستار از 4 بیمارستان آموزشی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی یزد انتخاب شدند. ابزار جمع‌آوری داده‌ها، پرسشنامه استاندارد بود که خطاهای دارویی را در سه حیطه عوامل مدیریتی، انسانی و محیطی مورد بررسی قرار می‌داد. داده‌ها با استفاده از آزمون‌های t، ANOVA و ضریب همبستگی پیرسون با بهره‌گیری از نرم‌افزار SPSS نسخه 26 تحلیل شد.
نتایج: عوامل مدیریتی مهم‌ترین عامل تأثیرگذار در وقوع خطای دارویی شناخته شد. مهم‌ترین علت خطای دارویی در سه حیطه عوامل مدیریتی، انسانی و محیطی به ترتیب شامل کمبود تعداد پرستار نسبت به تعداد بیمار (44/2±34/4)، خستگی ناشی از بارکاری (98/0±17/4) و تراکم زیاد کار در یک شیفت کاری (6-12 ساعت) بوده است. تنها بین عوامل محیطی مرتبط با بروز خطاهای دارویی با جنسیت (008/0=p) رابطه آماری معناداری مشاهده شد.
نتیجه‌گیری: بکارگیری راهکارهای کاهش خستگی ناشی از بارکاری نظیر برقراری تعادل در شیفت کاری پرستاران و همچنین افزایش نیروی کار به منظور ارتقای سطح توانمندی پرستاران پیشنهاد می‌گردد. از طرفی دیگر تدوین پروتکل‌های استاندارد، نظارت مستمر بر تجویز داروها به همراه ترویج فرهنگ کار تیمی، نقش مهمی در کاهش خطاها ایفا می‌کند.

لیلا والی، حجت فرهمندنیا، احمدرضا محمدپور،
دوره 23، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: با افزایش سن، اختلال عملکرد جسمانی بیشتر شده که این امر خود منجر به بروز مشکلات مختلف در سالمندان و افزایش نیاز به خدمات فوری پزشکی میشود. سالمندان عموماً از استفادهکنندگان مهم خدمات مراقبتهای بهداشتی و خدمات فوریت‌های پیش بیمارستانی هستند. تجارب ذهنی افراد از اورژانس تحت تأثیر نیاز آن‌ها به اطلاعات مرتبط و به موقع در رابطه با روش‌های اورژانس و وضعیت بالینی آن‌ها است. این نیازهای اطلاعاتی نیز توسط مراقبین افراد مسن در موقعیت اورژانس مورد نیاز است. این پژوهش با هدف تبیین تجربیات سالمندان از خدمات اورژانس پیش بیمارستانی در شهر شیراز انجام شده است.
مواد و روش‌ها: این پژوهش در 2 فاز انجام شد. فاز 1 مربوط به سالمندان بود که این قسمت از مطالعه به صورت کیفی انجام و جهت گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه ساختار یافته استفاده شد. روش نمونه‌گیری از میان سالمندان و تکنسین‌ها به صورت هدفمند و گلوله برفی بود و تا حد اشباع ادامه یافت و داده‌ها به روش کلایزی تحلیل شد. در فاز 2 مطالعه نیز جهت بررسی تجربیات مشارکت‌کنندگان و ارائه پیشنهاد، پنل خبرگان تشکیل شد.
نتایج: فاز اول مطالعه حاضر، بیان تجربیات 21 نفر از سالمندانی بود که از خدمات اورژانس پیش بیمارستانی استفاده کردند. متن مصاحبه‌ها مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفت و مضمون‌هایی از آن استخراج گردید. سپس مضمون‌ها به زیر مضمون‌های مربوطه دسته‌بندی شدند: " وضعیت آمبولانس، عملکرد تکنسین‌ها، عملکرد زمانی اورژانس و قوانین و مقررات اورژانس "؛ و در فاز دوم نیز ارائه راهکار توسط پنل خبرگان ارائه شده است.
نتیجه‌گیری: تجربیات سالمندان نشان‌دهنده مشکلاتی است که هنگام دریافت خدمات اورژانس پیش بیمارستانی آن‌ها را با مشکل مواجه می‌کند از جمله: وضعیت نامناسب آمبولانس‌ها، مشکلات مربوط به عملکرد تکنسین‌ها، عملکرد زمانی اورژانس و قوانین و مقرراتی که باعث نارضایتی آن‌ها شده است. پیشنهادهایی برای حل این مشکلات توسط پنل خبرگان ارائه شد که امید است بتواند در سیاست‌گذاری برای ارائه خدمات بهتر به سالمندان در اورژانس پیش بیمارستانی مورد استفاده قرار گیرد.


حسن جعفری، محمدکاظم رحیمی، فرنوش قمی، عطیه دهقان نیری،
دوره 23، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: هوش سیاسی بالا نزد مدیران، می‌تواند موجب افزایش بهره‌وری و عملکرد سازمانی و مهارت‌های مدیریتی از جمله مهارت‌های ارتباطی مدیران گردد. با توجه به اهمیت هوش سیاسی و مهارت‌های ارتباطی مدیران، مطالعه حاضر با هدف بررسی ارتباط هوش سیاسی با مهارت‌های ارتباطی در مدیران و مسئولان واحدهای بیمارستان‌های آموزشی شهر یزد انجام شد.
مواد و روش‌ها: این پژوهش به صورت توصیفی-مقطعی و از نوع کاربردی و بر روی 65 نفر از مدیران بیمارستان‌ها و به صورت سرشماری انجام شد. از دو پرسشنامه استاندارد استفاده و تحلیل داده‌ها با استفاده از آماره‌های توصیفی و آزمون‌های آماری تحلیلی در نرم افزار SPSS 26 انجام شد.
نتایج: میانگین و انحراف معیار هوش سیاسی برابر با (11.96±15.107) و مهارت‌های ارتباطی برابر با (7.46±59.46) و بالاتر از متوسط بود. بین میانگین نمره کلی هوش سیاسی با هیچ‌کدام از متغیر‌های دموگرافیک ارتباط معنی‌داری وجود نداشت. بین میانگین نمره کلی مهارت‌های ارتباطی با متغیرهای دموگرافیک نیز فقط در متغیر جنسیت ارتباط معنی‌داری مشاهده شد (P-value=0.029). از بین ابعاد هوش سیاسی بیشترین میانگین مربوط به بعد صداقت آشکار (3.21±31.87) و کمترین بازی‌های اجتماعی (3.59±20.47) و از بین ابعاد مهارت‌های ارتباطی بیشترین مربوط به مهارت کلامی (2.53±18.76) و کمترین مهارت بازخورد (2.96±19.84) بود. آزمون همبستگی اسپیرمن نیز نشان داد بین هوش سیاسی و مهارت‌های ارتباطی همبستگی مثبتی وجود دارد (0/527= r).
نتیجه‌گیری: تأکید بر ابعاد هوش سیاسی و مهارت‌های ارتباطی مدیران و شناسایی وضعیت و به‌کارگیری اقدامات اصلاحی در راستای ارتقای عملکرد آن‌ها، حائز اهمیت می‌باشد. همچنین با توجه به پایین‌تر بودن میانگین ابعاد بازی‌های اجتماعی از هوش سیاسی و مهارت بازخورد از مهارت‌های ارتباطی در این مطالعه، برنامه‌ریزی و اجرای برنامه‌های مناسب جهت ارتقا آن‌ها ضروری به نظر می‌رسد.

علی غفاریان، اعظم چراغی، مسعود فردوسی،
دوره 23، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: پیاده‌سازی اعتباربخشی به‌عنوان یکی از رایج‌ترین و معتبرترین روشهای ارزیابی کیفیت خدمات بیمارستانی، همواره برای بیمارستانها با چالشهایی همراه بوده است. هدف این پژوهش، شناسایی چالشهای اعتباربخشی در بیمارستانهای کوچک و تک تخصصی از دیدگاه افراد درگیر در این فرایند بود.
مواد و روش‌ها: این پژوهش یک مطالعه کیفی توصیفی با رویکرد تحلیل محتوا است که با مشارکت 30 نفر از کارکنان بیمارستانهای هدف، ارزیابان کشوری اعتباربخشی و کارشناسان ستادی دفتر نظارت و اعتباربخشی وزارت بهداشت انجام شد. مصاحبهها به‌صورت نیمه ساختاریافته و جلسات انفرادی برگزار شد. دادهها با روش تحلیل محتوا و با استفاده از نسخه 20 نرم‌افزار Max-QDA مورد تحلیل قرار گرفت.
نتایج: چالشهای اعتباربخشی بیمارستانهای کوچک در قالب 4 تم «فرایند اعتباربخشی»، «نیروی انسانی»، «ساختاری» و «مالی» طبقه‌بندی شدند. چالشهای اعتباربخشی بیمارستانهای تک تخصصی در قالب 3 تم «فرایند اعتباربخشی»، «نیروی انسانی» و «یکسان بودن سنجهها» طبقه‌بندی شدند. پایین بودن انگیزه کارکنان و آموزش ناکافی آنها در زمینه اعتباربخشی و چالشهای مرتبط با ارزیابان، چالشهای مشترک اعتباربخشی بین بیمارستانهای کوچک و بیمارستانهای تک تخصصی بودند.
نتیجه‌گیری: بیمارستانهای کوچک و بیمارستانهای تک تخصصی علاوه بر چالشهای عمومی اعتباربخشی، با توجه به شرایط خاص خود ازلحاظ تفاوتهای ماهیتی با سایر بیمارستانها، با چالشهای دیگری نیز مواجه هستند. به سیاست‌گذاران پیشنهاد میشود برای اجرای موفق این برنامه در ایران، جوانب مختلف تمامی چالشهای شناسایی‌شده را مطالعه و این نکات را در برنامهریزیها برای پیاده‌سازی برنامه اعتباربخشی بیمارستانی در سطح کشور مدنظر قرار دهند.

الهه ترابی، رضا میرزایی، احمد حیدری، جلیل جراحی فریز،
دوره 23، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: در این پژوهش تأثیر عوامل فیزیکی و ظاهری محیط بیمارستان بر استرس بیماران در قبل و بعد از عمل جراحی، مورد بررسی قرار گرفته است تا با رویکرد ارتقا کیفیت محیط‌های درمانی، به بهبود کیفیت محیط‌های درمانی و کاهش استرس بیماران کمک کند؛ و به نتایج قابل اعتماد و پیشنهادات عملی برای بهبود محیط‌های درمانی بپردازد.
مواد و روش‌ها: رویکرد پژوهش، توصیفی_تحلیلی می‌باشد. نمونه پژوهش بخش جراحی عمومی مورد توجه قرار گرفته است. برای جمع‌آوری اطلاعات از یک پرسشنامه (بیمار) قبل و بعد از عمل جراحی برای اولویت‌بندی متغیرها استفاده شده است. روایی پرسشنامه به وسیله نرم‌افزار 3Smart PLS و پایایی نیز با آلفای کرونباخ سنجیده شده است. اطلاعات گردآوری شده به کمک معادلات ساختاری تحلیل گردید.
نتایج: بیشترین تأثیرگذاری بر کاهش استرس بیماران مرد قبل از عمل جراحی به مؤلفه‌های حسی و کمترین تأثیرگذاری را مؤلفه شکلی دارد. بعد از عمل جراحی، بیشترین تأثیرگذاری را مؤلفه‌های حسی و کمترین تأثیر را پیکره‌بندی فضا دارد. در زنان نیز، بیشترین تأثیرگذاری قبل از عمل جراحی به مؤلفه معنایی و کمترین تأثیر را مؤلفه شکلی دارد. بعد از عمل جراحی در زنان، بیشترین تأثیر را مؤلفه معنایی و کمترین را مؤلفه شکلی دارد.
نتیجه‌گیری: جنسیت بیماران و عوامل کالبدی محیط بیمارستان می‌تواند در کاهش استرس بیماران عمل جراحی مؤثر باشد هویت و معنای فضاها (مانند تجهیز فضاهای انتظار با عناصر آرام‌بخش و آسایش‌بخش) نمادهای فرهنگی و مذهبی مرتبط با بهبود و ارتقای سلامت، القای احساس آرامش، امنیت و دلگرمی به بیماران، رنگ‌های آرام‌بخش، ایجاد صداهای آرام‌بخش صداهای طبیعی، استفاده از بوهای خوشایند، بهره‌گیری از بافت‌ها و بازتاب‌های نور طبیعی در طراحی محیط‌های بیمارستانی مدنظر قرار گیرند.

شادی خلیل اللهی، نسرین کاظمی، سعید بشارتی، عاطفه عابدینی، محمد ورهرام،
دوره 23، شماره 3 - ( 9-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: مقدمه: پیچیدگی و نوسانات شدید محیطی همراه با بروز سوانح و خطرات غیره منتظره، احتمال اختلال در زنجیره تأمین بیمارستان را افزایش داده است. تاب‌آوری زنجیره تأمین، یکی از راهبردهای مقابله با این چالش‌ها و تداوم ارائه خدمات مناسب و کارآمد بیمارستان در زمان فاجعه است. هدف این پژوهش تحلیل ساختاری عوامل مؤثر بر تاب‌آوری زنجیره تأمین تجهیزات پزشکی بیمارستانی با استفاده از میک مک فازی بود.
مواد و روش‌ها: این پژوهش کیفی - کمی، جامعه پژوهش اعضا هیئت‌علمی مطلع از موضوع در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، روسای اداره‌های تجهیزات پزشکی دانشگاه و معاونت درمان، مسئولین واحدهای تجهیزات پزشکی بیمارستان‌ها، مدیران شرکت‌های تولیدکننده تجهیزات پزشکی، مدیران شرکت‌های واردکننده تجهیزات پزشکی بودند. ابزار گردآوری اطلاعات چک‌لیست و مصاحبه بود. تجزیه‌وتحلیل داده‌ها به روش تکمیل ماتریس فازی و تحلیل ماتریس با نرم‌افزار میک-مک فازی انجام شد.
نتایج: عامل «مدیریت لجستیک» تأثیرگذاری بیشتری بر تاب‌آوری زنجیره تأمین تجهیزات پزشکی سرمایه‌ای بیمارستانی دارد. «عوامل یکپارچگی و هماهنگی و ایجاد روابط تعاونی، رقابت، انعطاف‌پذیری، مدیریت منابع انسانی و مدیریت ریسک مدیریت بحران» به عنوان عواملی که کمترین تأثیرگذاری را دارند شناخته شدند و عوامل «شرایط محیطی، شفافیت و حراست، سیستم اشتراک اطلاعات و مدیریت منابع انسانی» کمترین تأثیرپذیری را دارند. «عوامل اقتصادی» به عنوان یک عامل با تأثیر غیرمستقیم بسیار قوی، تأثیر مهمی بر تاب‌آوری زنجیره تأمین تجهیزات پزشکی بیمارستانی دارند.
نتیجهگیری: برای افزایش تاب‌آوری زنجیره تأمین تجهیزات پزشکی بیمارستانی، توجه به «مدیریت لجستیک و عوامل اقتصادی» بسیار حیاتی است. علاوه بر این، عواملی مانند «چابکی و سرعت، مدیریت ریسک-مدیریت بحران، رقابت، یکپارچگی و هماهنگی و ایجاد روابط تعاونی» نیز از تأثیر غیرمستقیم متوسطی برخوردارند.
 

فرخ لقا محمدی، دکتر ماندانا صاحب زاده، یحیی همت یار طباطبایی،
دوره 23، شماره 3 - ( 9-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: مقدمه: پیچیدگی و نوسانات شدید محیطی همراه با بروز سوانح و خطرات غیره منتظره، احتمال اختلال در زنجیره تأمین بیمارستان را افزایش داده است. تاب‌آوری زنجیره تأمین، یکی از راهبردهای مقابله با این چالش‌ها و تداوم ارائه خدمات مناسب و کارآمد بیمارستان در زمان فاجعه است. هدف این پژوهش تحلیل ساختاری عوامل مؤثر بر تاب‌آوری زنجیره تأمین تجهیزات پزشکی بیمارستانی با استفاده از میک مک فازی بود.
مواد و روش‌ها: این پژوهش کیفی - کمی، جامعه پژوهش اعضا هیئت‌علمی مطلع از موضوع در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، روسای اداره‌های تجهیزات پزشکی دانشگاه و معاونت درمان، مسئولین واحدهای تجهیزات پزشکی بیمارستان‌ها، مدیران شرکت‌های تولیدکننده تجهیزات پزشکی، مدیران شرکت‌های واردکننده تجهیزات پزشکی بودند. ابزار گردآوری اطلاعات چک‌لیست و مصاحبه بود. تجزیه‌وتحلیل داده‌ها به روش تکمیل ماتریس فازی و تحلیل ماتریس با نرم‌افزار میک-مک فازی انجام شد.
نتایج: عامل «مدیریت لجستیک» تأثیرگذاری بیشتری بر تاب‌آوری زنجیره تأمین تجهیزات پزشکی سرمایه‌ای بیمارستانی دارد. «عوامل یکپارچگی و هماهنگی و ایجاد روابط تعاونی، رقابت، انعطاف‌پذیری، مدیریت منابع انسانی و مدیریت ریسک مدیریت بحران» به عنوان عواملی که کمترین تأثیرگذاری را دارند شناخته شدند و عوامل «شرایط محیطی، شفافیت و حراست، سیستم اشتراک اطلاعات و مدیریت منابع انسانی» کمترین تأثیرپذیری را دارند. «عوامل اقتصادی» به عنوان یک عامل با تأثیر غیرمستقیم بسیار قوی، تأثیر مهمی بر تاب‌آوری زنجیره تأمین تجهیزات پزشکی بیمارستانی دارند.
نتیجهگیری: برای افزایش تاب‌آوری زنجیره تأمین تجهیزات پزشکی بیمارستانی، توجه به «مدیریت لجستیک و عوامل اقتصادی» بسیار حیاتی است. علاوه بر این، عواملی مانند «چابکی و سرعت، مدیریت ریسک-مدیریت بحران، رقابت، یکپارچگی و هماهنگی و ایجاد روابط تعاونی» نیز از تأثیر غیرمستقیم متوسطی برخوردارند.
 
الهام حق شناس، علی گنجعلی خان حاکمی، سمیرا رئوفی، سارا اخوان رضایت، سهیلا دمیری، سعید ناطقی، مریم رادین منش،
دوره 23، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: با توجه به بین‌رشته‌ای بودن نسخه‌نویسی الکترونیک و ذی‌نفعان متعدد آن فرآیند اجرا و پیاده‌سازی آن با پیچیدگی‌های فراوانی روبرو است از این رو این مطالعه با هدف تبیین چالش‌های نسخه‌نویسی و نسخه‌پیچی الکترونیک انجام شده است.
مواد و روش‌ها: مطالعه کیفی حاضر به روش تحلیل محتوا در سال 1400 انجام شد، داده‌های مطالعه از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با 25 نفر از افراد کلیدی در حوزه معاونت درمان و بیمارستان‌های دانشگاه علوم پزشکی تهران جمع‌آوری و از طریق نرم‌افزار MAXQDA-10 به روش تحلیل محتوای قراردادی تحلیل شدند.
نتایج: در این پژوهش حدود 350 کد اولیه شناسایی شد و کدها در 4 مضمون اصلی و 8 مضمون فرعی: آمادگی تدوین سیاست (تشکیل دبیرخانه سیاست‌گذاری، ایجاد توافقات سیاسی)، تدوین سیاست (تدوین محتوای سیاست و حمایت‌طلبی سیاست)، اجرای سیاست (تدوین برنامه سیاست و اجرای برنامه سیاست) و ارزشیابی سیاست (پایش سیاست و ارزشیابی سیاست) دسته‌بندی شده است.
نتیجه‌گیری: تأمین سلامت جمعیت هدف نهایی نظام سلامت است. الکترونیک سازی فرآیندها در راستای ایجاد پرونده الکترونیک سلامت می‌تواند در بهبود کیفیت خدمات بهداشت و درمان مؤثر باشد. سیاست‌گذاری‌های یکپارچه بین نهادهای مختلف درگیر در این حوزه، توجه بیشتر به زیرساخت‌های فنی، فرآیندی، آموزش نیروی انسانی، فرهنگ‌سازی برای جامعه، از جمله مواردی است که منجر به اجرایی شدن کارآمدتر نسخه الکترونیک و ارتقا کیفیت خدمات خواهد شد.
لیلا برنای آگاه، امین قاسم بگلو، اباسط میرزائی،
دوره 23، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: کشورهای در حال توسعه، در یک فضای رقابتی به دنبال راهکارهای جذب گردشگران پزشکی هستند. یکی از این روش‌ها، بازاریابی دیجیتال می باشد. هدف پژوهش حاضر تعیین معیارهای بازاریابی دیجیتال پزشکی و بررسی ارتباط آن با پذیرش گردشگران سلامت در بیمارستان‌های منتخب شهر تهران در سال 1401 می‌باشد.
مواد و روش‌ها: در این پژوهش توصیفی-تحلیلی از روش ترکیبی (کیفی-کمی) استفاده شده است. در بخش کیفی، با مرور جامع متون، معیارهای بازاریابی پزشکی دیجیتال در گردشگری سلامت شناسایی شده و با دلفی فازی، 5 عامل و 61 مفهوم مشخص شدند. در بخش کمی به منظور تعیین روایی و پایایی، پس از توزیع پرسشنامه‌ها در میان 30 نفر از اساتید و صاحب‌نظران، 25 سؤال معتبر باقی ماند. در این پژوهش حجم نمونه شامل 125 نفر از کارشناسان واحد گردشگری سلامت و کارکنان بخش‌های مختلف بیمارستان‌ها بود. با استفاده از ضریب همبستگی کندال و خی دو، ارتباط بین معیارهای دیجیتال پزشکی و جذب گردشگران مورد بررسی قرار گرفت، این آزمون با نرم‌افزار SPSS 18 انجام شد.
نتایج: معیارهای شناسایی شده در این مطالعه شامل وب سایت چندزبانه، محتوای سایت، سیستم عامل دیجیتالی، نیروی انسانی و جذب گردشگری سلامت بود. نتایج حاصل از بررسی همبستگی کندال نشان داد، عملکرد نیروی انسانی (413/0=r)، محتوای وب سایت (247/0=r) و وجود سیستم عامل (235/0=r) به ترتیب بیشتر ارتباط معنادار را با جذب گردشگر دارند (‌01/0>P). همچنین نتایج آزمون کای دو نشان داد که بین وجود وب سایت چند زبانه، محتوای وب سایت، وجود سیستم عامل‌های دیجیتالی و عملکرد نیروی انسانی با جذب گردشگران سلامت تفاوت معناداری وجود دارد ‌(‌‌01/0>P).
نتیجه‌گیری: پژوهش حاضر تأکید بر آن دارد که ارتقای کیفیت خدمات و محتوای وب سایت، عملکرد نیروی انسانی، سیستم عامل‌های دیجیتالی، عوامل مؤثر در جذب گردشگران سلامت می باشد. یافته‌های این پژوهش با تأیید نتایج مطالعات پیشین، نقش تعیین‌کننده مؤلفه‌های دیجیتال در موفقیت گردشگری سلامت را بار دیگر اثبات کرد.
عباس جهانگیری،
دوره 23، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: آلاینده‌های دارویی موجود در فاضلاب بیمارستانی یکی از مهم‌ترین تهدیدات زیست‌محیطی و بهداشتی محسوب می‌شوند. هدف این پژوهش، شناسایی و اولویت‌بندی استراتژی‌های حذف آلاینده‌های دارویی در فاضلاب بیمارستان‌های منتخب استان مرکزی بود.
مواد و روش‌ها: این پژوهش از نوع توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر رویکرد تصمیم‌گیری چندمعیاره است. ابتدا با مطالعه منابع علمی، مصاحبه با متخصصان و نظرخواهی از خبرگان حوزه بهداشت محیط و تصفیه فاضلاب، به کمک نرم‌افزار MAXQDA 2022 استراتژی‌ها و معیارهای مؤثر بر اولویت‌بندی آنان شناسایی شد. سپس، با استفاده از روش فرآیند تحلیل سلسله مراتبی و نسخه 11 نرم‌افزار Expert Choice، وزن معیارها و نیز امتیاز و رتبه‌ی هر استراتژی مشخص گردید.
نتایج: پنج استراتژی‌ شامل: «ترکیب روش‌های فیزیکی، شیمیایی و بیولوژیکی»، «اکسیداسیون پیشرفته»، «راکتورهای بیولوژیکی هوازی و بی‌هوازی»، «فیلتراسیون غشایی»، «جذب سطحی با کربن فعال» و پنج معیار شامل: «کارایی حذف آلاینده‌ها»، «سازگاری زیست‌محیطی»، «هزینه‌های اجرایی و عملیاتی»، «دوام و پایداری فناوری» و «پیچیدگی و امکان‌پذیری اجرایی» شناسایی و تحلیل شد. وزن معیارها به ترتیب 357/0، 241/0، 198/0، 123/0، 081/0 و امتیاز نهایی استراتژی‌ها به ترتیب 312/0، 256/0، 211/0، 134/0، 087/0 محاسبه شد.
نتیجه‌گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که استفاده از سیستم‌های ترکیبی که شامل ترکیب روش‌های بیولوژیکی، فیزیکی و شیمیایی است، بهترین استراتژی برای حذف آلاینده‌های دارویی در فاضلاب بیمارستان‌های منتخب در استان مرکزی محسوب می‌شود. این یافته‌ها می‌تواند به سیاست‌گذاران و مدیران بیمارستانی در انتخاب استراتژی‌های بهینه تصفیه فاضلاب کمک کند و در کاهش تأثیرات زیست‌محیطی آلاینده‌های دارویی و بهبود کیفیت منابع آبی مؤثر باشد.

امیرحسین عبدالعلی پور، معصومه میکائیلی، خدیجه علیزاده،
دوره 23، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: در این پژوهش، مدل یکپارچه‌ای برای بررسی نقش واسطه‌ای امور مالی در ارتباط میان شاخص‌های کیفیت، یادگیری و رشد و عملکرد خدمات مدیریت امکانات بیمارستانی ارائه‌شده است.
مواد و روش‌ها: جامعه آماری تحقیق حاضر مدیران بیمارستان‌های استان آذربایجان غربی است که بر اساس رابطه کوکران، 147 نمونه آماری به روش تصادفی در نظر گرفته شد.  برای آزمون فرضیه‌ها، از تحلیل معادلات ساختاری با نرم‌افزار اسمارت پی ال اس بهره‌برداری گردید. به‌منظور ارزیابی برازش مدل ساختاری، از حالت تخمین استاندارد بارهای عاملی استفاده شده و برای تفسیر نتایج، آزمون معناداری Z به کار رفت. درنهایت، قدرت پیش‌بینی کنندگی مدل با استفاده از معیارهای ضریب تعیین تعدیل‌شده و استون گیسر مورد بررسی قرار گرفت.
نتایج: ضرایب اثر غیرمستقیم  به‌دست‌آمده در تأثیر شاخص کیفیت، شاخص‌های یادگیری و رشد و شاخص‌های فرایندهای داخلی بر متغیر «شاخص‌های مالی» به ترتیب برابر با 41/2، 2/2 و 39/2 است که بالاتر از 96/1 بوده و این موضوع نشان‌دهنده نقش معنادار میانجی متغیر «شاخص‌های مالی» در تأثیرات مذکور بر عملکرد خدمات است. همچنین، با توجه به ضرایب استاندارد 201/0، 344/0، 359/0 و 805/0، مدل اثرات واسطه‌ای امور مالی در این زمینه‌ها با داده‌های تجربی به‌خوبی برازش یافته است.
نتیجه‌گیری: نتایج نشان می‌دهند که ارتقای شاخص‌های فرایندهای داخلی، کیفیت خدمات و یادگیری و رشد در بیمارستان‌های استان آذربایجان غربی، تأثیر معناداری بر بهبود وضعیت مالی و عملکرد خدمات مدیریت امکانات دارد. این بهبود، از طریق افزایش رضایت بیماران، ارتقای شهرت بیمارستان‌ها و کاهش هزینه‌های عملیاتی، منجر به افزایش درآمد و بازدهی مالی می‌گردد.

سارا امامقلی پور، فاطمه محمدی، بهزاد راعی،
دوره 24، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: ارزیابی کارایی بیمارستان‌ها به عنوان ابزار مؤثری برای سنجش آمادگی و واکنش نظام سلامت در مواجهه با بحران‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد. لذا مطالعه حاضر، کارایی و عملکرد بیمارستان‌های دانشگاه علوم پزشکی تهران را در مواجهه با کووید، طی سال‌های ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۱ را مورد بررسی قرار داده‌است.
مواد و روش‌ها: در مطالعه حاضر کارایی بیمارستان‌ها با استفاده از روش پابون لاسو طی بازه زمانی 1401-1398 مورد بررسی قرار گرفته و ضریب همبستگی بین تغییر در پذیرش‌های کووید-19 با تغییر در هزینه‌های بیمارستان‌ها، دریافتی‌های بیمارستان‌ها، متوسط طول مدت اقامت و درصد اشغال تخت، محاسبه شده است.
نتایج: شیوع کووید-۱۹ موجب بهبود موقت در شاخص‌های عملکردی و بهره‌برداری بهینه از منابع بیمارستانی شد اما پس از فروکش بحران، بیمارستان‌ها مجدداً به ساختار ناکارآمد گذشته بازگشتند. در سال ۱۴۰۱، ۱۴٪ از بیمارستان‌ها در ناحیه کارا (3) و 21% در ناحیه 2 قرار گرفتند که نسبت به 1398 تغییری نداشته است. همچنین در سال 1401، تعداد بیمارستان‌ها در مناطق 1 و 4 به ترتیب، 33 درصد افزایش و 17 درصد کاهش داشته‌‌اند. همچنین افزایش پذیرش بیماران کووید با افزایش هزینه‌ها و یارانه‌های دریافتی همراه بوده اما تأثیر قابل‌توجهی بر درآمد مستقیم بیمارستان‌ها از بیماران نداشته است و تأثیرات عملکردی محدود به کاهش جزئی مدت بستری و افزایش اندک درصد اشغال تخت‌ها بوده است.
نتیجه‌گیری: یافته‌ها نشان‌دهنده نبود سازوکار لازم برای تثبیت دستاوردهای مدیریت بحران و ارتقاء پایدار کارایی است. آمادگی سیستم سلامت در مواجهه با بحران‌ها از طریق بهره‌گیری مستمر از تجارب بحرانی، برنامه‌ریزی پیشگیرانه، تأمین منابع و ایجاد سازوکارهایی برای حفظ و ارتقاء بهره‌وری در تمامی شرایط قابل انجام است؛ بنابراین مدیریت بحران نباید صرفاً پاسخی مقطعی باشد، بلکه باید بخشی از رویکرد راهبردی و ساختار دائمی سازمان‌های درمانی محسوب گردد.


فاطمه تولایی، فتاح شریف زاده، رضا واعظی، سید جلال الدین فرجی،
دوره 24، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: بیماری‌های غیر واگیر عامل 76% مرگ‌ومیر در ایران و مدیریت آن وابسته به توانمندسازی جامعه و یکپارچهسازی ساختارها در ارائه خدمات پایدار است. تولید مشترک راهبردی نوین و بینرشتهای است که به حل نیازهای چندجانبه کاربران میپردازد. هدف پژوهش حاضر، شناسایی مضامین کلیدی تولید مشترک در مدیریت بیماریهای مزمن از دیدگاه مدیران اجرایی با تلفیق دو رویکرد اصول تولید مشترک و چارچوب ارزیابی واقعبینانه برای دستیابی به الگوی کاربردی برای بهبود سیاستگذاری و ارائه راهکارهای زمینه محور است.
مواد و روش‌ها: این پژوهش با به‌کارگیری روششناسی کیفی و استراتژی تحلیل مضمون، به بررسی داده‌های حاصل از مطالعات کتابخانهای و مصاحبه‌های نیمه ساختاریافته با ۱۷ مدیر اجرایی بهداشتی و درمانی به‌عنوان ذینفعان کلیدی خبره از طریق نمونه‌گیری هدفمند در 1403 به دست آمد.
نتایج: یافتهها نشان داد که این الگو شامل 71 مضمون پایه، 20 مضمون سازماندهنده و 6 مضمون فراگیر است. توسعه فرآیندهای مشارکتی در مداخلات بالینی، ایجاد خدمات جانبی عدالتمحور، شناسایی گروههای گوناگون، قابلیت ارائه‌دهندگان، واکنش کاربران و منافع مشترک بازیگران، مدیریت بیماریهای مزمن را عملیاتی میکند.
نتیجهگیری: این پژوهش، با تلفیقی نوآورانه، به بازتعریف مفاهیم اولیه و رفع ابهامات نظری، همچنین ارائه الگویی زمینه محور برای مدیریت بیماریهای مزمن پرداخت. پیشنهادات کاربردی شامل طراحی مشترک خدمات ترکیبی برای رفع چالشهای چندجانبه، توسعه شیوههای تعاملی و اختیارات در سطوح مختلف ساختار اجرایی برای رفع تمرکزگرایی، پایش هم‌زمان شاخصهای بالینی رفاهی از طریق پلتفرمهای امن داده و ایجاد مشوق در تمامی سطوح ساختاری است. پیشنهادات تئوریک شامل پژوهشهای طولی برای ارزیابی پیامدها در بلندمدت و به‌کارگیری سایر رویکردهای کیفی برای شمول دیدگاه بیماران و کارشناسان اجرایی است.
عباس جهانگیری،
دوره 24، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: زیرساخت‌های فاضلاب بیمارستانی نقش مهمی در حفظ سلامت عمومی و محیط زیست دارند و ضعف در مدیریت این سیستم‌ها می‌تواند منجر به بروز بحران‌های بهداشتی و زیست‌محیطی شود. هدف این پژوهش، شناسایی و اولویت‌بندی ریسک‌های سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های فاضلاب بیمارستانی بود.
مواد و روش‌ها: این مطالعه از نوع کاربردی و به روش مطالعه موردی در یکی از بیمارستان‌های عمومی شهر اراک در فروردین 1404 انجام شد. ابتدا ریسک‌ها با استفاده از مطالعات کتابخانه‌ای و مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با 14 نفر از خبرگان به کمک نرم‌افزار MAXQDA 2022 شناسایی شد. سپس با استفاده از چک‌لیست و رویکرد FMEA، شدت، احتمال وقوع و قابلیت کشف هر ریسک امتیازدهی شد و عدد اولویت ریسک (RPN) برای هر مورد با استفاده از نرم‌افزار Excel محاسبه گردید. در نهایت ریسک‌ها بر اساس عدد اولویت ریسک از بیشترین به کمترین مقدار رتبه‌بندی شدند.
نتایج: در مجموع ۲۳ ریسک کلیدی در پنج دسته طراحی، فنی، زیست‌محیطی، بهره‌برداری و مدیریتی شناسایی شد. بیشترین عدد اولویت ریسک مربوط به عدم پیش‌بینی سیستم پیش‌تصفیه، عدم پیش‌بینی ظرفیت کافی و نشت فاضلاب به خاک اطراف بود. ریسک‌های مدیریتی و بهره‌برداری مانند نبود بودجه کافی و کمبود نیروی متخصص نیز به عنوان عوامل تشدیدکننده سایر ریسک‌ها شناسایی شدند.
نتیجه‌گیری: نتایج نشان داد که بسیاری از ریسک‌های بحرانی زیرساخت فاضلاب بیمارستانی ریشه در ضعف طراحی و مدیریت دارند. استفاده از روش FMEA ابزاری مؤثر برای شناسایی و اولویت‌بندی ریسک‌ها فراهم می‌کند و می‌تواند به بهبود تصمیم‌گیری‌های مهندسی و مدیریتی و افزایش اثربخشی سرمایه‌گذاری‌ها کمک نماید.
علیرضا رحیمی،
دوره 24، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: اورژانس پیش‌بیمارستانی نقش اساسی در مدیریت شرایط حیاتی بیماران دارد، اما شواهد نشان می‌دهد این خدمات با چالش‌های متعددی در سطوح مختلف انسانی، مدیریتی و زیرساختی روبه‌رو هستند. هدف پژوهش حاضر، انجام یک فراترکیب جامع به‌منظور شناسایی و تحلیل چالش‌های خدمات اورژانس پیش‌بیمارستانی در ایران بر اساس شواهد پژوهشی موجود در بازه زمانی ۱۳۹۳ تا ۱۴۰۳ (۲۰۱۴ تا ۲۰۲۵) است.
مواد و روش‌ها: این مطالعه با استفاده از روش فراترکیب و بر پایه چارچوب هفت‌گانه سندلوسکی و باروس (۲۰۰۶) انجام شد. جستجوی نظام‌مند در پایگاه‌های داده معتبر داخلی و خارجی با کلیدواژه‌های مرتبط منجر به شناسایی ۴۱۴ مقاله گردید. پس از غربالگری دقیق بر اساس معیارهای ورود و خروج و ارزیابی کیفیت، در نهایت ۲۵ مقاله برای تحلیل نهایی انتخاب شدند. یافته‌های این مقالات با استفاده از تکنیک تحلیل محتوای مضمونی تحلیل و دسته‌بندی گردید.
نتایج: یافته‌ها نشان داد که چالش‌های خدمات اورژانس پیش‌بیمارستانی در ایران در شش مضمون اصلی دسته‌بندی می‌شوند: چالش‌های نیروی انسانی، چالش‌های لجستیکی و زیرساختی، موانع سازمانی و مدیریتی، مسائل اجتماعی و فرهنگی و چالش‌های آموزشی. یک تحلیل عمیق‌تر از مضامین، ماهیت چندوجهی و درهم‌تنیده چالش‌های موجود را آشکار ساخت. تحلیل یافته‌ها همچنین نشان داد که این چالش‌ها به‌صورت منفرد وجود ندارند، بلکه در یک شبکه پیچیده از روابط علت و معلولی به یکدیگر متصل هستند.
نتیجه‌گیری: نتایج این پژوهش تأیید می‌کند که چالش‌های سیستم اورژانس در ایران ماهیتی جهانی داشته و با مشکلات گزارش‌شده در کشورهای با درآمد کم و متوسط همپوشانی دارند. حل این مشکلات نیازمند یک رویکرد جامع و سیستمی است که تمامی ابعاد انسانی، لجستیکی، سازمانی و اجتماعی ـ فرهنگی را به‌صورت هم‌زمان پوشش دهد و به آمادگی سیستم در برابر حوادث و بلایای احتمالی نیز توجه کند.

بهشته جبلی، محمد ورهرام، فاطمه کیوانی راد، سولماز زرینه، الهام قازانچایی،
دوره 24، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: حکمت در لغت به معنای دانش، دانایی، معرفت و عرفان بکار رفته است. خدمات بیمارستانی بیش از همه خدمات شناخته شده به نیروی انسانی وابسته است و ماهیت این خدمات به گونه ایست که کارکنان باید جهت کسب بیشترین کارایی و اثربخشی علاوه بر دارا بودن تخصص و مهارت، متعهد نیز باشند. در این منظر، بیمارستان حکمت‌بنیان بیمارستانی است که خدمات خود را بر مبنای سه اصل منزلت و کرامت انسانی، دانش و حکمت پزشکی و اخلاق و شئون اسلامی ارائه می‌نماید. لذا هدف از انجام این مطالعه شناسایی مؤلفه‌های مؤثر بر اعتباربخشی بیمارستانی با رویکرد بیمارستان حکمت بنیان می‌باشد.
مواد و روش‌ها: این مطالعه، یک مطالعه کیفی به روش تحلیل محتوای گرانهایم و لاندمن می‌باشد که اطلاعات آن از طریق انجام مصاحبه از 62 پزشک و بیمار از بخش‌های مختلف تا زمان اشباع داده‌ها جمع‌آوری گردید. در این مطالعه برای انتخاب مشارکت‌کنندگان از نمونه‌گیری هدفمند استفاده شد. به طوری که با افرادی مصاحبه شد که در زمینه پدیده مورد مطالعه یا جنبه‌هایی از آن دارای اطلاعات و شناخت مناسب و نسبتا کافی بودند. در این مطالعه از بررسی کتابخانه‌ای و اسناد بالادستی نظام سلامت از ابتدای انقلاب تاکنون نیز جهت جمع‌آوری داده‌های مروری استفاده شد.

نتایج: در مطالعات کتابخانه‌ای 20 سند بالادستی در رابطه با سلامت، پزشکی، آموزش و فرهنگ و تمدن استخراج گردید. همچنین از مصاحبه‌های انجام شده از 32 پزشک و 28 بیمار در رابطه با مؤلفه‌های مؤثر بر اعتباربخشی با رویکرد بیمارستان حکمت بنیان، 10 طبقه اصلی استخراج شد. طبقات اصلی استخراج شده از مصاحبه پزشکان و بیماران شامل مسائل اجتماعی، فرهنگی و اعتقادی، امکانات، تجهیزات و منابع انسانی، مهارت‌های ارتباطی، چالش‌های مالی و معیشتی بیماران، دانش، آموزش و آگاهی، عوامل ملموس، عوامل اقتصادی، عوامل فرهنگی، تاب‌آوری روحی و روانی در بیماران و قابلیت اطمینان خدمات بود.
نتیجه‌گیری: درک متقابل احساسات و عقاید آمیخته با صبر و آرامش، برخورد همراه با احترام توسط طرفین و تبادل اطلاعات و دانش از انتظارات هر دو طرف پزشک و بیمار از یکدیگر محسوب می‌شود. لذا به نظر می‌رسد یک دسته از نیازهای اولیه و ثانویه وجود دارد که با برطرف شدن هر کدام از آن‌ها امید دستیابی به بیمارستانی استاندارد همراه با چشم‌انداز طب و حکمت قابل‌انتظار باشد.

صفحه 15 از 16     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه بیمارستان می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb