کاربران عمومی فقط به فهرست مقالات منتشر شده دسترسی دارند.
31 نتیجه برای موضوع مقاله:
احسان زارعی، فرشته فرزیانپور، بهروز پورآقا، پروین عباسی بروجنی، مریم محمدزاده جمالیان،
دوره 13، شماره 2 - ( 5-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: شناخت نیازهای توسعه ای اولین گام مهم و یک فرایند کلیدی در یک اقدام توسعه مدیریت سیستماتیک است. این مطالعه با هدف ارزیابی نیازهای توسعه و پرورش مدیران از دیدگاه مدیران میانی بیمارستان های دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد. مواد و روشها: این مطالعه مقطعی در بیمارستان های وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد. نمونه های مطالعه 227 نفر از مدیران میانی شاغل در 16 بیمارستان وابسته به این دانشگاه بودند. ابزار گردآوری داده ها، پرسش نامه 42 آیتمی بود که پایایی و روایی آن تایید شد. داده ها در نرم افزار SPSS نسخه 17 و با استفاده از روش تحلیل مؤلفه های اصلی مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج: در مؤلفه نقش های مدیریتی شاخص طراحی و نوآوری، در مؤلفه مهارت های مدیریتی شاخص مهارت های انسانی، در مؤلفه توانایی های مدیریتی شاخص توانایی های روحی روانی، در مؤلفه ویژگیهای شخصیتی شاخص اعتماد اجتماعی، در مؤلفه ذهنیت فلسفی شاخص جامعیت در تفکر و در مؤلفه دانش مدیریتی شاخص رهبری بیشترین اهمیت و نیاز را از دیدگاه مدیران میانی داشته است. نتیجه گیری: مدیران هر سازمانی برای انجام وظایف مدیریتی خود به ایفای نقش های مدیریتی خاص سازمان خود می پردازند. برای ایفای هر چه بهتر نقش های مدیریتی نیاز به توسعه مهارت ها، توانایی ها، دانش ، شخصیت و ذهنیت فلسفی دارند.
سيد امید خلیلی فر، بایرام نجاتی زرنقی، محمد بختیاری علی آباد، آمنه ولدخانی،
دوره 13، شماره 4 - ( 12-1393 )
چکیده
زمینه: امروزه یکی از روش های موثر ارایه خدمات، عقد قرارداد با خارج از سازمان و برونسپاری است.
هدف: هدف مطالعه حاضر، بررسی اثر برون سپاری بر عملکرد واحد تغذیه در بیمارستان های مورد مطالعه است.
روش کار: مطالعه توصیفی- تحلیلی حاضر در سال 1392، در دو بیمارستان غیر نظامی و دو بیمارستان نظامی انجام گرفت. 602 بیمار و 930 پرسنل بوسیله نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. گرد آوری داده ها بوسیله پرسشنامه رضایت بیمار و پرسنل از وضعیت تغذیه، چک لیست وضعیت بهداشت آشپزخانه و چک لیست بررسی زمان صرف شده توسط مدیر بیمارستان برای واحد تغذیه انجام شد. هزینه پرسنلی نیز از طریق حسابداری جمع آوری شدند. تحلیل داده ها بوسیله نرم افزار SPSS/19 انجام شد.
یافته ها: رضایت بیماران و پرسنل از خدمات تغذیه بیمارستان تخصصی غیر نظامی بیش از بیمارستان تخصصی نظامی (اختلاف معنی دار 03/0 برای بیماران، 021/0 برای پرسنل) و در بیمارستان جنرال غیر نظامی بیش از بیمارستان جنرال نظامی بود (اختلاف معنی دار 039/0 برای بیماران، 028/0 برای پرسنل). وضعیت بهداشتی آشپزخانه بیمارستان های غیرنظامی بهتر از بیمارستان های نظامی، زمان صرف شده توسط مدیریت برای امور تغذیه بیمارستان تخصصی نظامی 5/1 برابر بیمارستان تخصصی غیرنظامی و در بیمارستان جنرال نظامی 5/6 برابر بیمارستان جنرال غیرنظامی بود. هزینه پرسنلی در واحد تغذیه بیمارستانهای نظامی 5/1 برابر بیش از بیمارستانهای غیرنظامی بود.
نتیجه گیری: با توجه به تاثیر مثبت برون سپاری بر عملکرد واحد تغذیه در بیمارستان ها، پیشنهاد می گردد که این راهبرد در واحد تغذیه بیمارستان های نظامی بکار گرفته شود.
دکتر عباس زیاری، دکتر کامبیز عباچی زاده، دکتر مریم رسولی، دکتر محمد علی حیدر نیا، دکتر مریم محسنی،
دوره 13، شماره 4 - ( 12-1393 )
چکیده
زمینه و هدف :
روشهای مختلفی برای ارتقای کیفیت مراقبتهای سلامت پیشنهاد شده که یکی از آنها، حاکمیت بالینی میباشد. این سیستم در سال 1388 بعنوان الگویی کشوری معرفی و بیمارستانها موظف به اجرای آن شدند. در ارزیابی کشوری استقرار حاکمیت بالینی تنها دو بیمارستان از دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی مورد تایید قرار گرفتند. این پژوهش با هدف بررسی موانع استقرار برنامه حاکمیت بالینی در بیمارستانهای آموزشی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی انجام شده است.
مواد و روشها :
این مطالعه با رویکردی کیفی به روش تحلیل محتوای قراردادی و با مشارکت 25 نفر از افراد درگیر در اجرای برنامه، شامل پرستاران، پزشکان، مدیران و کارشناسان بیمارستانها و وزارت بهداشت، با روش نمونه گیری هدفمند انجام شد. داده ها از طریق مصاحبه عمیق نیمه ساختار یافته جمع آوری و بطور همزمان تحلیل شد. صحت و استحکام داده ها توسط شرکت کنندگان و کنترل خارجی تایید گردید.
یافته ها :
یافته ها در 9 درونمایه چالشهای نیروی انسانی، کمبود منابع مالی، کامل نبودن سیستم های ثبت و مستندسازی، فرهنگ سازمانی نامناسب ، کمبود آگاهی مدیران و کارکنان، نقص در رویه ها و خط مشی های مدون، نظارت و ارزشیابی نامناسب، فقدان هماهنگی بین بخشی و رهبری سازمانی ضعیف بدست آمده، در دو حیطه درونداد و فرایند قرار داده شدند.
نتیجه گیری :
یافته های مطالعه نشاندهنده وجود مشکلات و موانع متعددی در استقرار این برنامه میباشد که لازم است اولویت بندی شده و برای رفع آنها راهکارهای مناسب ارائه شود.
کلید واژه ها :
بیمارستان، حاکمیت بالینی، کیفیت، تحلیل محتوای قراردادی، مطالعه کیفی
لیلا عظیمی، دکتر نادر مرکزی مقدم، دکتر خلیل رستمی، عاطفه طالبی، آتوسا اسکندری کیا، عبدالله میرزایی، محمد اسماعیل عظیمی،
دوره 15، شماره 2 - ( 3-1395 )
چکیده
زمینه و هدف:امروزه یکی از مفاهیم اساسی در سیستم ارائه خدمات سلامت، ایمنی بیمار است بنابر این شناسایی عوامل موثر نظیر ناخوانا بودن دستورات، اشتباه در نوشتن دوز دارو و طریقه مصرف دارو، ممکن است بتواندعوارض جدی که منجر به مرگ، ناتوانی یا طولانی شدن زمان بستری بیمارمی شود را کاهش دهد.
مواد و روش ها: مطالعه حاضر از نوع توصیفی- تحلیلی به شیوه مقطعی انجام شد. نمونه ای به میزان 1800 پرونده بیماران بستری یکسال در یک بیمارستان آموزشی انتخاب و اولین دستور پزشک توسط چک لیستی خودساخته از نظر مشخصات پزشک، شیفت و متغیرهایی نظیر خوانایی، نوشتن دوز دارو بررسی شدند و داده ها با نرم افزار SPSS و روشهای آماری توصیفی و آماری تحلیلی تجزیه و تحلیل شد.
نتایج: از میان 1800 پرونده بستری، 3/66% از آنها توسط مردان، 6/17% از دستورات ناخوانا، 2/3% بدون مهر، 2/8% بدون امضا، 9/11% بدون ساعت و 9/4% بدون تاریخ بودند.23% از دستورات پزشکان از نظر پیوستگی نامطلوب و 5/69% از آنها بدون اشاره به اجزای اولیه، 8/17% بدون اشاره به دوز دارو، 8/21% بدون ثبت فرم دارو، 5/11% بدون ثبت زمان مصرف دارو، 9/25% بدون روش مصرف دارو، 3/14% دارای خط خوردگی و 13% فاقد شماره گذاری بودند. همچنین بین مشخصات دموگرافیک و برخی از خطاهای ثبت پزشکی رابطه معنی داری وجود داشت.
نتیجه گیری: اهتمام پزشکان بیمارستان در ارتقاء مستندسازی پرونده ها ضروری بوده و برای این منظور، می توان از راهکارهایی نظیر، آموزش اولیه برای دستیاران تازه وارد، روش های تشویقی و ارزیابی دوره ای پرونده ها بهره جست.
دکتر حمید رواقی، دکتر سیما رفیعی، دکتر مریم محسنی، دکتر پیغام حیدرپور، دکتر محمد عرب،
دوره 15، شماره 3 - ( 5-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: حاکمیت بالینی چارچوبی است که سازمانهای ارائه دهنده خدمات سلامت را موظف به پاسخگویی در برابر حفظ و ارتقای کیفیت خدمات بالینی مینماید. هدف این مطالعه تعیین چالشهای موجود در مسیر ارزیابی برنامه حاکمیت بالینی از دیدگاه ارزیابان کشوری این برنامه بود.
مواد و روشها: این مطالعه از نوع پژوهش کیفی بوده که در سال 1392 با مشارکت ارزیابان کشوری برنامه حاکمیت بالینی انجام گرفته است. دادهها از طریق مصاحبه چهره به چهره با ارزیابان جمعآوری شد و به روش تحلیل محتوا مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
نتایج: یافتههای مطالعه در سه تم اصلی شامل مشکلات مرتبط با استانداردهای حاکمیت بالینی، چالشهای موجود در مسیر ارزیابی برنامه و پیشنهاداتی جهت بهبود فرایند ارزیابی طبقهبندی شد. از نقطه نظر ارزیابان، مهم ترین چالشهای موجود در مسیر ارزیابی برنامه حاکمیت بالینی نبود دانش و مهارتهای کافی در برخی ارزیابان، فقدان هماهنگیهای لازم میان تیم ارزیاب، مقاومت برخی دانشگاهها و مراکز ارزیابی شونده از فرایند ارزیابی و نبود دستورالعملی جامع با هدف پاسخگویی به ابهامات موجود در مسیر ارزیابی و هدایت هر چه موثرتر ارزیابان بود.
نتیجه گیری: تقویت فرهنگ ارتقای کیفیت در بیمارستان ها و افزایش حساسیت کارکنان نسبت به استمرار برنامه، انتخاب صحیح ارزیابان و اطمینان از آگاهی آنان نسبت به مسئولیتها و اختیارات خود، به روز نگاه داشتن آموزشهای ارائه شده به ارزیابان و اعمال شاخصهای یکسان در ارزیابی پیشرفت برنامه حاکمیت بالینی به بهبود فرایند ارزیابی و رفع مشکلات مرتبط با آن کمک شایان توجهی می کند.
دکتر سیما مرزبان، مهشید معینی نایینی، سید حسین اردهالی، جابر حکمت یار، علی امیر سوادکوهی،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: آسیبهای ناشی از شکست یا خطاهای ناشی از مداخلات بالینی دوره بستری بیمار در بیمارستان از دلایل عمده مرگ و میر در جهان بشمار میرود. در مطالعه حاضر سعی شده با بهره گیری از روش ارزیابی شکست ها و آثار آن، به شناسایی و مستند سازی فرآیندها و گلوگاه های خطر بالقوه و بررسی آثار و علل خطرات، کمی سازی نرخ وخامت (Severity)، احتمال وقوع (Occurrence) و نرخ احتمال کشف خطر و اولویت دهی ریسک پرداخته شود.
مواد و ورش ها: این پژوهش جهت شناسایی وضع موجود از روش تحلیل شکستها و آثار آنها (FMEA) و برای طراحی نظام مدیریت ایمنی بیمار از منطق ولره volere) ) بهره می گیرد . این مطالعه در بخش ICU بیمارستان لقمان حکیم تهران انجام شد.
یافته ها : نتایج این مطالعه شامل شناسایی 16 شکست رایج و اولویت بندی آنها بود که مهمترین آنها عبارتند از اشتباه در پذیرش یا عدم پذیرش بیماران، اشتباه در زمان ترخیص بیمار، عدم رعایت اصول کنترل عفونت، اشتباه در تجویز دارو و شیوه دستوردهی برای بیماران، که با اعداد اولویت ریسک ) (RPNبترتیب 1000، 1000 ، 1000 ، 800 بعنوان شکستهای مهم بخش مراقبت ویژه اولویت بندی شدند.
نتیجه گیری: طراحی استانداردها و راهنماهای بالینی در بخش و تدوین معیارهای پذیرش یا عدم پذیرش بیماران بر پایه پزشکی مبتنی بر شواهد، تدوین راهنمای کنترل عفونت در بخش مراقبتهای ویژه و آموزش آنها از جمله پیش بینی استانداردهای فضای فیزیکی، راهنمای شستشوی دست و فرآیند استاندارد ضدعفونی ابزار و تجهیزات بعنوان نیازمندیهای اصلی نظام مدیریت ایمنی شناخته شدند.
محمد مهدی قائمی، دکتر حمید مقدسی، دکتر علیرضا کاظمی،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1396 )
چکیده
زمینه و هدف : علی رغم آن که تنها یک سوم از دردهای قفسه سینه منشاء قلبی دارند ولی پزشکان برای این که کمترین خطر برای بیمار بوجود آید با کمترین شک به قلبی بودن درد، بیمار را بستری میکنند. سیستمهای تصمیمیار پزشکی قادرند با افزایش دقت تشخیص دردهای قلبی در این تصمیم گیری به پزشکان کمک نمایند. این مطالعه به مرور مقالات مرتبط با این موضوع می پردازد.
مواد و روش ها: پایگاه اطلاعاتی گوگل اسکولار و پاب مد در خصوص مقالات مرتبط مورد جستجو قرار گرفت. از 90 مقاله که بر اساس عنوان، چکیده و واژگان کلیدی مورد بررسی قرار گرفتند 28 مورد که از اعتبار مناسب محتوایی برخوردار بودند برای مطالعه حاضر انتخاب شدند.
نتایج:مجموعه مقالات بررسی شده در این مطالعه در دو گروه مدیریت منابع بیمارستان و افزایش دقت تشخیص پزشک دسته بندی گردید. نتایج مطالعات گروه اول نشان داد استفاده از سیستمهای تصمیم یار تا 30% پذیرش و ارجاع و تا 26% زمان بستری را کاهش می دهد.همچنین در مطالعات گروه دوم حداکثر میزان صحت گزارش شده 97درصد و بیشترین میزان حساسیت و ویژگی به ترتیب 100 درصد و 43/89 درصد بود. حتی در یک مطالعه دقت سیستم تصمیم یار در تشخیص درد های قلبی از غیر قلبی در مقایسه با متخصصین قلب بیشتر بود.
نتیجهگیری: باتوجه به نقش سیستمهای تصمیمیار پزشکی در مدیریت منابع بیمارستانی و بهبود دقت تشخیص درد قلبی، پیشنهاد میشود اورژانسها و مراکز غربالگری بیماریهای قلب به این سیستمها تجهیز گردند.
دکتر احسان زارعی، دکتر بهروز پورآقا، دکتر سهیلا خداکریم، علی رضا موسی زاده نصرآبادی،
دوره 16، شماره 3 - ( 8-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از اهداف اصلی طرح تحول سلامت، کاهش میزان پرداخت از جیب مردم برای خدمات بیمارستانی در بخش دولتی است. این مطالعه با هدف تعیین میزان پرداخت از جیب بیماران بستری در بیمارستان های دولتی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در سال 1394 انجام شد.
مواد و روش ها: در این مطالعه توصیفی– تحلیلی، 405 بیمار ترخیص شده از چهار بیمارستان دولتی و آموزشی به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. داده های مطالعه با استفاده از چک لیست محقق ساخته و بررسی صورت حساب بیمارستانی جمع آوری شد. برای تحلیل داده ها از روش های آمار توصیفی و مدل رگرسیون در نرم افزار 16 SPSS استفاده شد.
نتایج: میزان پرداخت از جیب بیماران 2/10 درصد بود که 9/9 درصد آن پرداخت رسمی، 2/0 درصد هزینه ارجاع به بیرون از بیمارستان برای خرید کالا و 1/0 درصد آن پرداخت غیررسمی بود. بیشترین سهم هزینه ای از صورتحساب مربوط به لوازم پزشکی و دارو، اعمال جراحی و هتلینگ به ترتیب با 7/32، 20 و 4/17 درصد بود. نوع بیمارستان، داشتن عمل جراحی، تعداد اعضای خانوار و جنسیت بر میزان پرداخت از جیب تاثیر معنی دار داشت(05/0p≤ ).
نتیجه گیری: میزان پرداخت از جیب بیماران بستری در بیمارستان های دولتی مطابق هدف تعیین شده در برنامه تحول سلامت بود که حمایت مناسب دولت را نشان می دهد. برای کاهش پایدار پرداخت از جیب، باید برنامه هایی کلان در سطح ملی برای خدمات سرپایی و بخش خصوصی نیز طراحی و اجرا شود.
دکتر نادر توکلی، میلاد امینی، دکتر مهسا محمودی نژاد، محمد ویسی، دکتر حسن امیری، یوسف سادات، علی طهماسبی،
دوره 17، شماره 1 - ( 2-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: ارزیابی مقتضی یا غیر مقتضی بودن خدمات ارائه شده در بیمارستان موضوعی بسیار مهم جهت بهبود تخصیص منابع می باشد. بنابراین در این پژوهش به بررسی پذیرش و اقامت غیرضروری بیماران در جهت اصلاح هزینه های اضافی و مدیریت کارآ منابع پرداخته شد.
مواد و روش ها: این مطالعه از نوع توصیفی تحلیلی بود که به روش مقطعی در نیمه اول سال 96 انجام گرفت. از ابزار پروتکل ارزیابی مناسبت برای جمع آوری داده ها استفاده شد. تعداد 420 بیمار بستری در بیمارستان هفت تیر و فیروزگر در بازه زمانی انجام مطالعه با استفاده از روش نمونه گیری طبقه بندی انتخاب شدند. پس از جمع آوری اطلاعات، داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 18در دو سطح آمار توصیفی و تحلیلی تجزیه و تحلیل شد.
نتایج: از تعداد حجم نمونه ، 391 مورد پذیرش مقتضی و 29 مورد پذیرش غیر مقتضی طبقه بندی شدند. میزان پذیرش غیرمقتضی در بیمارستان های مورد مطالعه در حدود 7% برآورد گردید. جنس زن، نوع پذیرش، طول بستری و محل سکونت بیمار در پیش بینی میزان پذیرش غیرمقتضی تاثیر داشت (p ≤0.05).
نتیجه گیری: با توجه به بالا بودن درصد اقامت و پذیرش غیرمقتضی بیماران در این بیمارستانها و همچنین هزینه های بالای خدمات سلامت بایستی این مشکلات را با برنامه ریزی درست، مدیریت پذیرش های بین بخش های بیمارستانی تا حد زیادی کاهش داد و تا حد امکان از پذیرش و اقامت غیر مقتضی جلوگیری نمود.
دکتر عبدالرضا شقاقی، حسن محمودی، حسین شهریاری،
دوره 17، شماره 3 - ( 8-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: طرح بیمارستان های ارتقاء دهنده سلامت به تغییر رویکرد بیمارستانهای سنتی در ارائه خدمات تاکید دارد. هدف این مطالعه ایجاد مستندات علمی مورد نیاز برای اجرای استانداردهای طرح بیمارستان های ارتقاء دهنده سلامت در مراکز آموزشی و درمانی کشور بود.
مواد و روش ها: این مطالعه توصیفی-تحلیلی در ده مرکز آموزشی و درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تبریز در میان300 نفر از متخصصان سلامت شاغل طی سال 1395مورد بررسی قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از روشهای آماری توصیفی و رگرسیون لجستیک به روش Enter در SPSS نسخه 22 انجام شد. سطح معناداری 05/0>P در نظر گرفته شد.
نتایج: میانگین و انحراف معیار نمره کل شاخص قابل اجرا بودن استانداردهای بیمارستان ارتقاء دهنده سلامت 51/17±06/66 بود. متغیرهای جنس (40/8-33/1= CI 95% و 19/3=OR)، نوع شغل (70/0-65/0= CI 95% و 50/1=OR)، نوع فعالیت بیمارستان (61/2-97/1= CI 95% و 59/1=OR)، تعداد تخت های بیمارستان (42/9-53/1= CI 95% و 84/3=OR) و برخورداری از دانش قبلی در مورد طرح بیمارستانهای های ارتقاء دهنده سلامت (80/4-31/1= CI 95% و 81/2=OR) پیش گویی کننده های قوی تری برای داشتن نظر مساعد در خصوص قابل اجرا بودن استانداردهای ارتقاء دهنده سلامت بود.
نتیجه گیری: با توجه به نتایج ، مراکز آموزشی و درمانی مورد بررسی از آمادگی لازم برای اجرای استانداردهای بیمارستان های ارتقاء دهنده سلامت برخوردار نمی باشند. آماده سازی کارکنان ارائه دهنده خدمات سلامت کشور از بعد روانی و عاطفی به منظور همگامی با برنامه بیمارستان های ارتقاء دهنده سلامت می تواند مورد توجه برنامه ریزان بخش سلامت قرار گیرد.
دکتر محمد فتحی، طاهره حریری، دکتر نادر مرکزی مقدم،
دوره 18، شماره 4 - ( 11-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: خطاهای پزشکی بیانگر مشکل جدی در مراقبتهای ویژه است و سبب افزایش طول اقامت و مرگ بیماران می گردد. ردیابی خطاها در بیمارستان بر مواردی تمرکز دارد که بصورت داوطلبانه گزارش میشوند. اما این موارد 20- 10درصدخطاها را شامل می شوند که 95 – 90 درصد آن سبب هیچ آسیبی به بیمار نمی شوند. این پژوهش با هدف شناسایی خطاهای درمانی در بخش مراقبتهای ویژه با ابزار سرنخ عمومی (GTT) در سال 1397 انجام شد.
موادو روش ها: این پژوهش، گذشته نگر، توصیفی کاربردی بود و در بخش مراقبت ویژه یک بیمارستان دولتی درتهران انجام شد. در سال1397، طی 13 هفته، 127 پرونده با استفاده از چک لیست موسسه بهبود سلامت (IHI) توسط دو پرستار بصورت مجزا بررسی شد و تایید نهایی توسط پزشک صورت گرفت. داده ها با استفاده از نرم افزارSPSS تحلیل شد.
نتایج: 622 سرنخ، 277 حادثه ناگوار مرتبط با سرنخها و 121 حادثه ناگوار بدون سرنخ و در مجموع 398 مورد حادثه ناگوار شناسایی شد. از 127 پرونده، 93 پرونده دارای حادثه ناگوار و رخداد حوادث 2/73 درصد بود. بروزحوادث ناگوار در هر بیمار 13/3، و در هر 100 روز بیمار 8/24 مورد بود. از این تعداد بیشترین فراوانی آسیب به ترتیب درحوزه مراقبت عمومی، مراقبت ویژه، جراحی و دارویی بود.
نتیجه گیری: با توجه به نتایج حاصل از این مطالعه و میزان بالای آسیب های وارده به بیمار که نیازمند مداخلات پزشکی بوده و نیز نتایج پژوهش های مشابه می توان اظهار داشت این ابزار، در مقایسه با سایر روش ها نظیر خوداظهاری، در شناسایی خطاها از درجه اطمینان بالاتری برخوردار است.
علی اکبری ساری، فرهاد حبیبی، بهمن خسروی، پژمان حموزاده، مانی یوسف وند،
دوره 19، شماره 1 - ( 2-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: ارزیابی عملکرد و ارزشیابی کیفیت خدمات ارائهشده موجب تحقق اهداف سازمانی و ارتقاء سطح توانایی کارکنان میشود. این مطالعه به منظور تدوین پرسشنامه جامع ارزیابی عملکرد اورژانسهای بیمارستانی به انجام رسید.
مواد و روشها: این مطالعه از نوع مطالعات کاربردی است که در پنج مرحله شامل شناسایی استانداردها و شاخصهای کلیدی ارزشیابی اورژانسها؛ تهیه نسخه پیشنویس پرسشنامه؛ اجماع خبرگان و تهیه نسخه نهایی پرسشنامه؛ سازگاری درونی پرسشنامه و تکرارپذیری پرسشنامه انجام شد. جهت بررسی روایی، سازگاری درونی و تکرارپذیری پرسشنامه، به ترتیب از روشهای روایی محتوایی، ضریب آلفای کرونباخ و باز آزمون استفاده شد. دادهها با استفاده از نرمافزار Excel و SPSS تجزیهوتحلیل گردید.
نتایج: پرسشنامه نهایی با 105 سؤال و در 8 حیطه؛ شامل مدیریت و رهبری (15)؛ منابع انسانی (22)؛ فضا و تسهیلات فیزیکی (18)؛ دارو و تجهیزات پزشکی (6)؛ دستورالعملها و خطمشیها (17)؛ بیمار محوری (10)؛ ثبت مستندات در پرونده بیمار (5) و شاخصهای زمانی در اورژانس (12) تدوین شد. نتایج نشان داد که پرسشنامه نهایی پایا (89/0) و تکرارپذیر (98/0=ICC) میباشد.
نتیجهگیری: پرسشنامه ارزیابی عملکرد اورژانسهای بیمارستانی، ابزاری روا و پایا است و میتواند برای ارزیابی عملکرد اورژانسهای بیمارستانی کشور مورد استفاده قرار گیرد.
مانی یوسف وند، علیرضا زالی، سید سجاد رضوی، حجت رحمانی، سعید معنوی، نورالدین شریفی، الهام صالحیان، قاسم رجبی واسوکلایی، بهمن خسروی،
دوره 19، شماره 3 - ( 9-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از گزینههای جایگزین بازنگری کتاب ارزش نسبی فعلی اجرای کتاب اصلی 2018 امریکا است. این مطالعه با هدف بررسی تغییرات درآمدی ناشی از اجرای این کتاب در بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی انجام شد.
مواد و روشها: این پژوهش، به صورت مقطعی و بر اساس اطلاعات گذشتهنگر سال 1398در دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی انجام شد. دادههای مربوط به این مطالعه از پرونده بیماران با استفاده از سیستم اطلاعات بیمارستانی و سامانه مدیریت هوشمند بیمارستانی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی جمعآوری شد. جهت تجزیهوتحلیل دادهها از میانگین ریالی به ازای هر خدمت به تفکیک هر بیمارستان و نوع پذیرش استفاده شد.
نتایج: با اجرای کتاب ارزش نسبی 2018، درآمد کل بیمارستانهای موردمطالعه، 67/10 درصد رشد خواهد داشت. در بخش بستری موقت، سهم ارزش نسبی 68 درصد خواهد بود که از این میزان سهم جزء حرفهای 26 درصد، جزء فنی 41 درصد و بیهوشی 1 درصد میباشد، در بخش بستری نیز سهم ارزش نسبی 38 درصد از کل است که از این میزان سهم جزء حرفهای 19 درصد، جزء فنی 16 درصد و بیهوشی 3 درصد میباشد و در مجموع بستری و بستری موقت سهم ارزش نسبی 41 درصد از کل است که از این میزان سهم جزء حرفهای 20 درصد، جزء فنی 19 درصد و بیهوشی 4/2 درصد میباشد.
نتیجهگیری: رویکرد کتاب 2018 بیشتر به خدمات بستری موقت بوده و ارائهدهندگان را به عدم بستری بیماران برای دریافت خدمات تشویق میکند. همچنین در این کتاب رشد مناسب جزء فنی خدمات اتفاق خواهد افتاد که به عبارتی نشان از رویکرد و تشویق سرمایهگذاری در بخش بیمارستان داری میباشد
حجت رحمانی، قاسم رجبی واسوکلایی، رجبعلی درودی، مانی یوسف وند، زینب فکورفرد،
دوره 19، شماره 4 - ( 10-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به اهمیت و جایگاه بخش بهداشت و درمان در برنامههای توسعه اقتصادی-اجتماعی، آگاهی از وضعیت موجود، شناخت مسائل و مشکلات آن ضروری است. مشخص نمودن هزینهها و میزان سودآوری و یا حتی زیان دهی در بخش سلامت کمک بسیار زیادی به مدیریت هزینهها مینماید. هدف از این مطالعه بررسی قیمت تمامشده خدمات آزمایشگاهی متداول و مقایسه آن با تعرفههای مصوب وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی در بیمارستان منتخب دانشگاه علوم پزشکی تهران میباشد.
مواد و روشها: مطالعه حاضر به صورت مقطعی و گذشتهنگر انجام گرفت. در این مطالعه از تکنیک هزینهیابی بر مبنای فعالیت استفاده شد. جامعه مطالعه، آزمایشگاه بیمارستان منتخب دانشگاه علوم پزشکی تهران بود. ابزار گردآوری دادهها فرمهای اطلاعاتی، مصاحبه و مشاهده مستقیم بود. تجزیهوتحلیل با استفاده از نرمافزار Excel انجام و در نهایت قیمت تمامشده با تعرفه مصوب مقایسه گردید.
نتایج: یافتهها بیانگر این است که بیشترین و کمترین هزینهها به ترتیب مربوط به هزینه نیروی انسانی و هزینه حاملهای انرژی است. بیشترین قیمت تمامشده مربوط به آزمایش آنالیز ادرار و کمترین مربوط به آزمایشهای سدیم و پتاسیم بود.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان میدهد قیمت تمامشده خدمات آزمایشگاهی متداول در بیمارستان منتخب دانشگاه علوم پزشکی تهران با تعرفههای مصوب وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی در سال 1398 متفاوت می باشد.
پگاه سلیمی پرمهر، مانی یوسف وند، مهناز میرصانع، ناصر یوسف زاده کندوانی،
دوره 20، شماره 4 - ( 10-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: این پژوهش با هدف تدوین پرسشنامهی رضایت شغلی و بررسی روایی و پایایی آن در راستای ایجاد ابزاری مناسب برای اندازهگیری رضایت شغلی در میان کارکنان مجتمع بیمارستانی یاس انجام شده است.
مواد و روشها: در این مطالعه مقطعی، از روایی صوری، نسبت روایی محتوایی و شاخص روایی محتوایی برای بررسی روایی و جهت بررسی پایایی پرسشنامه از آلفای کرونباخ و روش دو نیمه کردن در بین 150 نفر از پرسنل درمانی استفاده شد. در پرسشنامه نهایی چهار حیطه: سبک رهبری، ماهیت شغل، نظام پاداش، ارزیابی عملکرد و جو سازمانی به عنوان حیطههای اصلی مورد بررسی قرار گرفت. برای گزارش میانگین متغیرهای کمی در سطوح مختلف متغیرهای کیفی به وسیله آزمون آنالیز واریانس (آنوا) آزمون و بررسی شد.
نتایج: از تعداد 150 نفر شرکتکننده در مطالعه تعداد 111 زن و 39 مرد بودند. نسبت روایی محتوایی و شاخص روایی محتوایی دارای مقادیر قابل قبول بوده است. پایایی پرسشنامه نیز از روش آلفای کرونباخ برابر با 0.92 گزارش شد که نشان از قابل قبول بودن همسانی درونی پرسشنامه دارد. حیطه سبک رهبری با میانگین (4.91 ± 10.53) کمترین میزان رضایت و حیطه ماهیت شغل با میانگین (7.05 ± 21.24) بیشترین میزان رضایت را به همراه داشت.
نتیجهگیری: نتایج نشان داد که پرسشنامه رضایت شغلی یاس از اعتبار و قابلیت اطمینان کافی برای ارزیابی میزان رضایت شغلی در میان کارکنان مراکز درمانی برخوردار است. همچنین میزان رضایت شغلی در اکثر حیطههای بررسی شده متوسط بوده است.
بهشته جبلی، محمد ورهرام، مهدی کاظم پور، شیرین اسماعیلی، حبیب امامی، الهام قازانچایی،
دوره 20، شماره 4 - ( 10-1400 )
چکیده
مقدمه: پس از افزایش موارد ابتلا و گسترش جهانی ویروس کووید 19، مراکز درمانی بدنبال این بحران با تعدادی از مشکلات و چالشها مواجه شدند. متولیان نظام سلامت در کشورهای مختلف جهان به منظور افزایش کیفیت و ایمنی خدمات درمانی و مدیریت بهینه آنها چه در شرایط بحرانی و چه در شرایط غیر بحرانی روشهای متعددی را به کار گرفتهاند که تعهد سازمان را به ارتقای کیفیت افزایش میدهند.
مواد و روش ها: این مطالعه یک پژوهش مقطعی تحلیلی میباشد. اطلاعات از طریق پرسشنامه محقق ساخته بر اساس 903 استاندارد اعتباربخشی ابلاغی وزارت بهداشت با روش نمونهگیری در دسترس از 326 نفر از کارکنان مرکز مسیح دانشوری در سال 1399 جمع آوری شده است. دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS ویرایش 22 تجزیهوتحلیل شدند.
نتایج: نتایج نشان داد از میانگین 8 حیطه مرتبط با استانداردهای اعتباربخشی، مشارکتکنندگان در حیطههای اخلاق حرفهای و رعایت حقوق گیرنده خدمت، کنترل عفونت، بهداشت محیط و پسماند بیشترین رعایت را در شرایط اضطرار کووید 19 ذکر نمودند و حیطههای مدیریت بالینی و ایمنی بیمار در ردههای بعدی قرار گرفتند.
نتیجهگیری: بر اساس نظر مشارکتکنندگان، رعایت حیطههای بهداشت محیط و پسماند، حقوقگیرنده خدمت و کنترل عفونت در مواجهه با اپیدمی کرونا کاربردیتر بوده است. به نظر میرسد اصول اعتباربخشی به عنوان استاندارهای بهبود کیفیت مورد پذیرش قرار گرفته است و میتواند راهنمایی مؤثر در آمادگی مواجه مراکز درمانی در شرایط اضطرار باشد.
ساناز زرگر بالای جمع، نادر مرکزی مقدم، حسام الدین شریف نیا، مهرداد خوشیان،
دوره 22، شماره 3 - ( 9-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: تصویربرداری پزشکی به دلیل استفاده از تکنولوژی برتر، پرسنل متخصص و رعایت مقررات حفاظتی خاص، یکی از گرانترین بخشهای بیمارستان است که تأثیر مستقیمی در تشخیص و درمان بیماریها دارد. هزینهیابی بر مبنای فعالیت زمانگرا با ایجاد نمای کلی از فعالیتهای بیمارستان، امکان شناسایی هزینهها و مدیریت منابع را با کمترین هزینه و با دقت و سهولت بیشتر فراهم میکند. هدف این مطالعه بررسی هزینه تمام شده خدمات و ظرفیت بلااستفاده منابع جهت استفاده مدیران بیمارستان در راهکارهای مدیریت مالی میباشد.
مواد و روشها: این مطالعه توصیفی و گذشتهنگر بر روی آمار و دادههای حسابداری یک بیمارستان عمومی شهر تهران در سال 1398 انجام شد که با توجه به امکان استفاده از نتایج در مدیریت مالی و مصرف منابع در دسته مطالعات کاربردی قرار میگیرد. روش گردآوری دادهها شامل بررسی اسناد و صورتهای مالی و زمانسنجی کلیه فعالیتهای بخش تصویربرداری و محاسبات بروش هزینهیابی بر مبنای فعالیت زمانگرا، با استفاده از نرمافزار اکسل و با حذف هزینه منابع بلاستفاده انجام شد.
نتایج: در این مطالعه هزینه تمام شده عمدتاً کمتر از تعرفه مصوب بوده و مؤلفههای اصلی آن شامل 34 درصد نیروی انسانی، 23 درصد سربار، 22 درصد تجهیزات و 15 درصد مواد مصرفی بود. یافتهها نشان داد که تنها 58 درصد مخارج تأمین منابع در تعیین هزینه تمام شده خدمات نقش داشته است.
نتیجهگیری: یافتههای این پژوهش نشان میدهد کاهش ظرفیت بلااستفاده منابع و اصلاح سازمان میتواند موجب کاهش هزینه تمام شده خدمات، سودآوری و استفاده بهینه از منابع در جهت افزایش کیفیت خدمات بیمارستانی گردد.
مهران لک، فرناز وثوق، کیانوش صابری، شهناز شریفی، هادی پاشاپور،
دوره 22، شماره 4 - ( 11-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: عفونتهای مرتبط با عدم رعایت مراقبتهای بهداشتی میتواند اثرات نامطلوبی بر سیستمهای مراقبتی بهداشتی بگذارد. این مطالعه با هدف تعیین شکاف بین وضعیت موجود شستن دست و سطح استاندارد از طریق تعیین دفعات شستن دست در کارکنان بیمارستان شهید مدرس تهران صورت گرفته است.
مواد و روشها: این مطالعه به روش توصیفی-مقطعی در بخشهای بیمارستان شهید مدرس در بین سالهای ۱۳۹۸ الی ۱۳۹۹ صورت گرفت. ابزار شامل دو بخش اطلاعات شغلی و موارد رعایت بهداشت دست در زمانهای مختلف و اقدامات خاص بود. مشاهدهگر به صورت مستقیم عمل میکرد و در هر شیفت، تمامی کارکنان به صورت سرشماری بررسی شدند. هر ستون به امتیاز رعایت بهداشت دست توسط یک گروه خاص حرفهای تعلق داشت و نحوه عملکرد همزمان قابل سنجیده شدن بود.
نتایج: از ۶۴۰ موقعیت پیش آمده، ۲۰۲ مورد از مواد ضدعفونیکننده، ۲۵۵ مورد شستوشو، ۱۱۱ مورد از دستکش و در ۷۱ مورد رعایت بهداشت دست صورت نگرفت. بیشترین زمان انجام رفتار زمانی است که افراد قصد تماس با بدن بیمار را داشته و کمترین میزان رعایت آن پس از عمل جراحی بر روی بیمار میباشد.
نتیجهگیری: با توجه به حضور چشمگیر پرستاران در انجام مداخلات درمانی، باید مداخلات چندوجهی آموزش و تدوین خطمشی بهداشت دست و آگاهسازی مسئولان بخشها با اولویت این گروه از کارکنان صورت گیرد تا بتوان هر چه بیشتر به سطح استانداردهای مطلوب نزدیک و از عواقب ناخواسته جلوگیری کرد.
شادی خلیل اللهی، نسرین کاظمی، سعید بشارتی، عاطفه عابدینی، محمد ورهرام،
دوره 23، شماره 3 - ( 9-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: مقدمه: پیچیدگی و نوسانات شدید محیطی همراه با بروز سوانح و خطرات غیره منتظره، احتمال اختلال در زنجیره تأمین بیمارستان را افزایش داده است. تابآوری زنجیره تأمین، یکی از راهبردهای مقابله با این چالشها و تداوم ارائه خدمات مناسب و کارآمد بیمارستان در زمان فاجعه است. هدف این پژوهش تحلیل ساختاری عوامل مؤثر بر تابآوری زنجیره تأمین تجهیزات پزشکی بیمارستانی با استفاده از میک مک فازی بود.
مواد و روشها: این پژوهش کیفی - کمی، جامعه پژوهش اعضا هیئتعلمی مطلع از موضوع در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، روسای ادارههای تجهیزات پزشکی دانشگاه و معاونت درمان، مسئولین واحدهای تجهیزات پزشکی بیمارستانها، مدیران شرکتهای تولیدکننده تجهیزات پزشکی، مدیران شرکتهای واردکننده تجهیزات پزشکی بودند. ابزار گردآوری اطلاعات چکلیست و مصاحبه بود. تجزیهوتحلیل دادهها به روش تکمیل ماتریس فازی و تحلیل ماتریس با نرمافزار میک-مک فازی انجام شد.
نتایج: عامل «مدیریت لجستیک» تأثیرگذاری بیشتری بر تابآوری زنجیره تأمین تجهیزات پزشکی سرمایهای بیمارستانی دارد. «عوامل یکپارچگی و هماهنگی و ایجاد روابط تعاونی، رقابت، انعطافپذیری، مدیریت منابع انسانی و مدیریت ریسک – مدیریت بحران» به عنوان عواملی که کمترین تأثیرگذاری را دارند شناخته شدند و عوامل «شرایط محیطی، شفافیت و حراست، سیستم اشتراک اطلاعات و مدیریت منابع انسانی» کمترین تأثیرپذیری را دارند. «عوامل اقتصادی» به عنوان یک عامل با تأثیر غیرمستقیم بسیار قوی، تأثیر مهمی بر تابآوری زنجیره تأمین تجهیزات پزشکی بیمارستانی دارند.
نتیجهگیری: برای افزایش تابآوری زنجیره تأمین تجهیزات پزشکی بیمارستانی، توجه به «مدیریت لجستیک و عوامل اقتصادی» بسیار حیاتی است. علاوه بر این، عواملی مانند «چابکی و سرعت، مدیریت ریسک-مدیریت بحران، رقابت، یکپارچگی و هماهنگی و ایجاد روابط تعاونی» نیز از تأثیر غیرمستقیم متوسطی برخوردارند.
بهشته جبلی، محمد ورهرام، فاطمه کیوانی راد، سولماز زرینه، الهام قازانچایی،
دوره 24، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: حکمت در لغت به معنای دانش، دانایی، معرفت و عرفان بکار رفته است. خدمات بیمارستانی بیش از همه خدمات شناخته شده به نیروی انسانی وابسته است و ماهیت این خدمات به گونه ایست که کارکنان باید جهت کسب بیشترین کارایی و اثربخشی علاوه بر دارا بودن تخصص و مهارت، متعهد نیز باشند. در این منظر، بیمارستان حکمتبنیان بیمارستانی است که خدمات خود را بر مبنای سه اصل منزلت و کرامت انسانی، دانش و حکمت پزشکی و اخلاق و شئون اسلامی ارائه مینماید. لذا هدف از انجام این مطالعه شناسایی مؤلفههای مؤثر بر اعتباربخشی بیمارستانی با رویکرد بیمارستان حکمت بنیان میباشد.
مواد و روشها: این مطالعه، یک مطالعه کیفی به روش تحلیل محتوای گرانهایم و لاندمن میباشد که اطلاعات آن از طریق انجام مصاحبه از 62 پزشک و بیمار از بخشهای مختلف تا زمان اشباع دادهها جمعآوری گردید. در این مطالعه برای انتخاب مشارکتکنندگان از نمونهگیری هدفمند استفاده شد. به طوری که با افرادی مصاحبه شد که در زمینه پدیده مورد مطالعه یا جنبههایی از آن دارای اطلاعات و شناخت مناسب و نسبتا کافی بودند. در این مطالعه از بررسی کتابخانهای و اسناد بالادستی نظام سلامت از ابتدای انقلاب تاکنون نیز جهت جمعآوری دادههای مروری استفاده شد.
نتایج: در مطالعات کتابخانهای 20 سند بالادستی در رابطه با سلامت، پزشکی، آموزش و فرهنگ و تمدن استخراج گردید. همچنین از مصاحبههای انجام شده از 32 پزشک و 28 بیمار در رابطه با مؤلفههای مؤثر بر اعتباربخشی با رویکرد بیمارستان حکمت بنیان، 10 طبقه اصلی استخراج شد. طبقات اصلی استخراج شده از مصاحبه پزشکان و بیماران شامل مسائل اجتماعی، فرهنگی و اعتقادی، امکانات، تجهیزات و منابع انسانی، مهارتهای ارتباطی، چالشهای مالی و معیشتی بیماران، دانش، آموزش و آگاهی، عوامل ملموس، عوامل اقتصادی، عوامل فرهنگی، تابآوری روحی و روانی در بیماران و قابلیت اطمینان خدمات بود.
نتیجهگیری: درک متقابل احساسات و عقاید آمیخته با صبر و آرامش، برخورد همراه با احترام توسط طرفین و تبادل اطلاعات و دانش از انتظارات هر دو طرف پزشک و بیمار از یکدیگر محسوب میشود. لذا به نظر میرسد یک دسته از نیازهای اولیه و ثانویه وجود دارد که با برطرف شدن هر کدام از آنها امید دستیابی به بیمارستانی استاندارد همراه با چشمانداز طب و حکمت قابلانتظار باشد.