کاربران عمومی فقط به فهرست مقالات منتشر شده دسترسی دارند.
69 نتیجه برای موضوع مقاله:
دکتر محمد عرب، سید مسعود موسوی، دکتر آیدین آرین خصال، دکتر علی اکبری ساری،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: در راستای نیل به هدف بهبود کیفیت، استانداردهای اعتبار بخشی متمرکز بر خدمات بالینی و غیر بالینی به اجرا گذاشته شده است. تأثیر یک مداخلهی کشوری مانند اعتباربخشی میتواند بر سنجههایی که میتواند نقش تعیینکننده در ارائه خدمات با کیفیت دارند، تأثیرگذار باشد و به عنوان عاملی مؤثر در سیاست گذاری کلان در حوزه سلامت مطرح شود. هدف اصلی این مطالعه تعیین تأثیر اجرای فرآیند اعتباربخشی در بیمارستان های دانشگاه علوم پزشکی تهران بر شاخص های کلیدی عملکردی بیمارستان بود.
مواد و روش ها: این پژوهش توصیفی – تحلیلی و نیمه تجربی بود که به صورت طولی و به روش تحلیل سری های زمانی منقطع (Interrupted Time Series Analysis) انجام شد. داده های مربوط به شاخص های کلیدی عملکرد شامل(شاخص های متوسط مدت اقامت بیماران، درصد سزارین، فاصله چرخش تخت، درصد رضایت بیماران، درصد اشغال تخت،ترخیص با میل شخصی از اورژانس و درصد مرگ و میر خالص) دربازه زمانی سال 91-93 است که از طریق مراجعه به بیمارستان ها جمع آوری شد. به منظور تحلیل داده ها از نرم افزار STATA نسخه 12استفاده شد.
نتایج: نتایج حاصل از پژوهش نشان داد در نتیجه اجرای طرح اعتباربخشی شاخص های متوسط مدت اقامت بیماران، درصد سزارین و فاصله چرخش تخت کاهش و شاخصهای درصد رضایت بیماران و درصد اشغال تخت افزایش یافتهاند. همچنین شاخصهای ترخیص با میل شخصی از اورژانس و درصد مرگ و میر خالص هیچ تغییر معناداری نداشته اند.
نتیجه گیری: به طور کلی میتوان نتیجه گرفت که نظام سلامت تا حدودی به قسمتی از اهداف خود یعنی ارتقاء شاخص های کلیدی عملکرد بیمارستان ها در نتیجه اجرای طرح اعتباربخشی در بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی تهران دست یافته است. جهت بررسی دقیقتر چگونگی و نحوه اثرگذاری این طرحها، بررسی جنبههای مختلف شاخصهای عملکردی بیمارستانها و چگونگی تغییر آنها در زمان طولانیتر ضروری به نظر میرسد.
محمدرضا توکلی، دکتر سعید کریمی، دکتر مرضیه جوادی، دکتر علیرضا جباری،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1396 )
چکیده
زمینه و هدف:در سال 1374 دستورالعمل اداره نظام نوین امور بیمارستان ها(کارانه) ابلاغ گردید و این طرح به مدت 20 سال در بیمارستانها اجرا شد. در اوایل مهر 1393 دستورالعمل جدید طرح کارانه با عنوان طرح مبتنی بر عملکرد با هدف رفع نواقص طرح قبلی مورد بازبینی قرار گرفت و به اجرا درآمد. هدف اصلی پژوهش تعیین راهکارهای اصلاحی ارتقا عملکرد نظارت و بهبود اجرای دستورالعمل جدید طرح کارانه در سال1394بود.
مواد و روش ها:تحقیق حاضر به شیوه کیفی از نوع فنومنولوژی بود. از مصاحبه عمیق برای گردآوری داده ها استفاده شد. نمونه های مورد بررسی یازده نفر از مدیران میانی و ارشد و اساتید دانشگاه علوم پزشکی اصفهان بودند که به روش هدفمند انتخاب شدند. روش تحلیل داده ها تحلیل محتوایی بود.
یافته ها:در این پژوهش، هشت تم اصلی و ده تم فرعی به دست آمد که هشت تم اصلی عبارت از سیاستگذاری صحیح، اصلاح سیستم مدیریت در نظام سلامت، بسترسازی فرهنگی در حمایت از نظارت، برنامه ریزی صحیح، ایجاد انگیزه در پزشکان، اصلاح زیرساختها، بهبود سیستم آموزش و اطلاع رسانی و ایجاد تعاملات سازنده مدیران ارشد و مسئولان مراکز بود.
نتیجه گیری:.به منظورکارآمدتربودن سیستم سلامت، بایستی نقاط ضعف دستورالعمل جدید طرح کارانه به خوبی بررسی شود وبا برطرف کردن چنین نقاط ضعفی بتوان بااجرای طرح جدیدباعث رضایت مندی بیشتر پزشکان وپرسنل رافراهم نمود. پیشنهادمیگردد برای بهتر اجرایی شدن طرح از راهکارهای اصلاحی موجود در این پژوهش استفاده شده و همچنین پایش مستمرونظارت قویتربرطرح ادامه پیدا کند تاطرح به اهداف اصلی خودکه رضایت پرسنل و بیماران است برسد.
دکتر ابراهیم جعفری پویان، دکتر گلرخ عتیقه چیان، آمنه سرادار،
دوره 16، شماره 2 - ( 4-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: بیمارستانها به دلیل ماهیت کاری خود مستقیماً تحت تأثیر حوادث و بحرانها قرار دارند که ارائۀ خدمات در آنها تنها با پرسنل آگاه که توانایی و اعتماد بنفس لازم برای مواجهه با بحرانها را داشته باشند امکانپذیر است. هدف از این پژوهش تعیین خودکارآمدی مدیران ارشد بیمارستان های دانشگاه علوم پزشکی تهران در مقابله با حوادث و بلایا بود.
مواد و روش ها: مطالعه حاضر از نوع مطالعات توصیفی- تحلیلی و کاربردی بود که در سال 1394 در کلیه بیمارستان های دولتی وابسته و خصوصی تحت نظارت دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام گرفت. جامعه پژوهش تمامی مدیران ارشد بیمارستان ها بودند و داده ها از طریق پرسشنامه ای محقق ساخته که از نظر روایی و پایایی تأیید شده بود، جمع آوری گردید. داده ها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی تحلیل شد.
نتایج: سطح خودکارآمدی مدیران ارشد بیمارستانها در مواجهه با بحرانها در حد متوسط ارزیابی شد (101 از 130) که در بین مردان متاهل با سابقه حضور در شرایط بحرانی بیشتر بود. همچنین در بین مدیران اورژانس و مسن تر نیز تا حدی (بطور حاشیه ای) بالاتر بود. با این وجود، متغیرهایی همچون سابقۀ شرکت در دوره های آموزشی مدیریت بحران و عضویت در سیستم فرماندهی رابطه ای با خودکارآمدی نشان نداد.
نتیجه گیری: با توجه به ارتباط خودکارآمدی افراد با سن و سابقه حضور در شرایط بحرانی، بهنظر می رسد باید در انتخاب افراد برای این نوع شرایط به این متغیرها دقت بیشتری لحاظ گردد. همچنین، دارا بودن تجارب موفق در ادارۀ موقعیت های چالش برانگیز باعث ارتقاء سطح خودکارآمدی مدیران می گردد. از این رو، استفاده از روشهایی همچون شبیه سازی و یا انجام مانورها می تواند به آشنا ساختن مدیران با شرایط احتمالی در هنگام وقوع سوانح کمک شایانی نماید.
دکتر زهرا کاووسی، فاطمه ستوده زاده، مژگان فردید، مریم غلامی، مرضیه خجسته فر، محبوبه حاتم، زهرا تحیتی، غلامرضا فرهادی،
دوره 16، شماره 3 - ( 8-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: کاهش خطا در بیمارستان ها به عنوان ضرورتی برای بهبود کیفیت مراقبت های سلامت، بهبود ارتباط بین کارکنان بیمارستان و بیماران و کاهش شکایت بیماران شناخته می شود. به دلیل احتمال بالای وقوع خطا در اتاق عمل، این پژوهش با هدف شناسایی خطاهای بالقوه با روش تحلیل حالات و اثرات خطا (FMEA) انجام شد.
مواد و روش ها: این پژوهش یک مطالعه کیفی بوده که حالات خطا را با روش تحلیل حالات و اثرات خطا در شش مرحله مورد ارزیابی قرار داد. ابتدا تعداد فعالیت های اتاق عمل فهرست گردید و سپس حالات خطا شناسایی شد. سپس عدد اولویت ریسک ( RPN ) هریک از خطاها طبق امتیاز شاخص های شدت، وقوع و تشخیص محاسبه گردید.
نتایج: در مجموع 204 حالت خطا برای 36 فرآیند فرعی ذکر و در 5 فرآیند بخش جراحی مشخص شد. 7/15 % از حالات خطا به عنوان خطر با ریسک بالا ( نمره خطر > = 100) طبقه بندی شدند. بیشترین فراوانی علل ریشه ای مربوط به خطاهای انسانی و خطاهای سازمانی و کمترین مربوط به خطاهای فنی بود.
نتیجه گیری: خطاهای اتاق عمل عمدتا مربوط به خطاهای انسانی و مهارت بود. بیشترین مجموع حالات خطا برای "بیهوش نمودن بیمار توسط رزیدنت بیهوشی به کمک سرکولار" و کمترین متعلق به "نگذاشتن اکسیژن برای بیمار" بود. شناسایی 36 فعالیت و 204 حالات خطا در 5 فرایند اتاق عمل نشان دهنده جامعیت روش HFMEA در شناسایی، طبقه بندی، ارزیابی و تحلیل خطاهای نظام سلامت است.
یوسف پاشایی اصل، دکتر علی جنتی، دکتر معصومه قلی زاده، دکتر ابراهیم جعفری پویان، محمد تقی خدایاری، دکتر محمد عرب،
دوره 16، شماره 4 - ( 11-1396 )
چکیده
زمینه و هدف : رشد روز افزون گردشگری پزشکی و نیز رقابتی شدن این کارکرد، لزوم توسعه و ارتقا کمی و کیفی خدمات پزشکی مورد نیاز گردشگران را انکار ناپذیر نموده است. این پژوهش با هدف تعیین میزان رضایتمندی گردشگران پزشکی مراجعه کننده به شهر تبریز جهت درمان صورت گرفت.
مواد و روش ها : این مطالعه توصیفی- تحلیلی بر روی 82 نفر از گردشگران پزشکی مراجعه کننده به کلیه بخش های بستری بیمارستان های منتخب تبریز انجام گرفت. در این مطالعه از پرسشنامه روا و پایای محقق ساخته 28 سوالی ، برای جمع آوری داده ها استفاده شد.ضریب آلفای کرونباخ برای تایید پایایی عدد 708/0 به دست آمد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار آماری SPSS نسخه 23 استفاده شد. از روش نمونه گیری در دسترس برای جمع آوری داده ها استفاده شد. ازضریب همبستگی اسپیرمن برای بررسی ارتباط بین ابعاد مختلف رضایت بیماران نیز استفاده گردید.
نتایج :رضایت در هر کدام از محور ها شامل فرهنگی(88/51 درصد)، ساختاری(50/57 درصد)،نظام پرداخت بیمه ای(04/16 درصد)، نظام اطلاع رسانی و کانال های ارتباطی(34/41 درصد) و اقتصادی و مالی(35/50 درصد) بدست آمد. بعد نظام اطلاع رسانی و کانالهای ارتباطی تاثیر زیادی در بعد اقتصادی و مالی داشت(001/0 p <).
نتیجه گیری: برای تبدیل شهرتبریز به قطب گردشگری پزشکی وافزایش توسعه اقتصادی منطقه ، توجه مدیران و سیاست گذاران سلامت به میزان رضایتمندی گردشگران خارجی ورفع چالش ها ی پیش روی آنان ضروری به نظر می رسد.
دکتر پیوند باستانی، محمد قاسم نژاد، علی رضا یوسفی، دکتر احمد صادقی،
دوره 17، شماره 1 - ( 2-1397 )
چکیده
مقدمه و هدف: یکی از مولفه های اصلی کیفیت خدمات سلامت ایمنی بیمار می باشد. این مطالعه با هدف تعیین وضعیت فرهنگ ایمنی بیماران روان پزشکی از دیدگاه پرسنل درمانی بیمارستان های ابن سینا و حافظ شهر شیراز انجام پذیرفت.
مواد و روش ها: مطالعه حاضر از نوع توصیفی-تحلیلی که بصورت مقطعی در سال 1396 انجام شد. جامعه آماری شامل پرسنل درمانی بیمارستان های ابن سینا و حافظ شهر شیراز بوده که تمام آنها (165 نفر) بعنوان نمونه پژوهش با روش سرشماری انتخاب و وارد مطالعه شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه استاندارد سنجش فرهنگ ایمنی بیمار بود. داده ها با استفاده از آماره های توصیفی و آزمونهایT-test، ANOVA، ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی چندگانه با بهره گیری از نرم افزار SPSS نسخه 23 در سطح خطای 5%=α تحلیل گردید.
نتایج: میانگین وضعیت فرهنگ ایمنی بیمار 74/19±62/154 محاسبه شد. فرهنگ ایمنی بیمار در سطح قابل قبول برآورد شد(1/64%). ابعاد امور مربوط به پرسنل (36%) و پاسخ های غیر تنبیهی به خطاها (7/34%) در وضعیت نامطلوب قرار داشتند. بین رابطه استخدامی پرسنل با فرهنک ایمنی بیمار رابطه معنادار آماری مشاهده شد(P<0.05).
نتیجه گیری: علی رغم وضعیت قابل قبول فرهنگ ایمنی بیمار، با این حال ابعاد پاسخ غیرتنبیهی به خطا و امور مربوط به پرسنل در وضعیت نامطلوبی قرار داشته و نیازمند اقدامات مقتصی و سریع می باشند. پیشنهاد می گردد مسئولین بیمارستان مداخلات مورد نیاز از جمله فرهنگ سازی گزارش دهی خطاها، برگزاری برنامه های آموزشی جامع و بهبود مستمر نظام حاکمیت بالینی را در دستور کار قرار دهند
پرنیان نیک منش، دکتر زهرا کاوسی، دکتر احمد صادقی، علی رضا یوسفی،
دوره 17، شماره 2 - ( 6-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: ارتباطات یکی از مفاهیم مرکزی در پرستاری و بخش مهم اقدام این حرفه محسوب میشود. این پژوهش با هدف تعیین تأثیر آموزش مهارتهای ارتباطی پرستاران بر رضایتمندی مراجعهکنندگان از خدمات پرستاری در بیمارستانهای آموزشی دانشگاه علوم پزشکی شیراز انجام پذیرفت.
مواد و روش ها: پژوهش حاضر یک مطالعه مقایسه ای بود که بهصورت کاربردی در سال 1396 انجام شد. جامعه پژوهش شامل پرستاران بیمارستان های آموزشی و بیماران مراجعهکننده به این بیمارستان ها بود. 400 بیمار به روش نمونهگیری در دسترس،100 پرستار آموزشدیده در زمینه مهارت های ارتباطی و 100 پرستار آموزش ندیده بهصورت تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامههای استاندارد تعامل پرستار-بیمار و رضایتمندی بیمار بود. دادهها در نرمافزار SPSS23 با استفاده از آزمونهایT-Test ، ANOVA ،Tukey و ضریب همبستگی پیرسون در سطح معنیداری 5%=α تحلیل گردید.
نتایج: میانگین نمره تعامل پرستار- بیمار و رضایتمندی از خدمات پرستاری در میان بیماران تحت نظر پرستاران آموزش دیده به ترتیب 08/21± 51/93 و 14/22 ± 24/176 و در بیماران تحت نظر پرستاران آموزش ندیده به ترتیب 83/18 ± 76/81 و 10/41 ± 36/166 بود. بین شاخص تعامل پرستار-بیمار و رضایتمندی مراجعهکنندگان از خدمات پرستاری ارتباط معناداری مشاهده شد(681/0r=،023/0P=). رضایت بیماران تحت مراقبت پرستاران آموزشدیده بیشتر از بیمارانی بود که تحت نظر پرستاران آموزش ندیده بودند(012/0P=). بین رضایتمندی بیماران با متغیرهای سن (001/0>P) و وضعیت تاهل (031/0P=) رابطه معناداری وجود داشت.
نتیجهگیری: آموزش مهارتهای ارتباطی به پرستاران سبب افزایش رضایتمندی مراجعهکنندگان میشود. پیشنهاد میگردد مدیران و مسئولین بیمارستانها ارتقاء مهارتهای ارتباطی پرستاران را موردتوجه قرار دهند
دکتر ادریس حسن پور، دکتر علی جنتی، دکتر معصومه قلی زاده، دکتر الهه حق گشایی،
دوره 17، شماره 3 - ( 8-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: مدیریت مبتنی بر شواهد به عنوان یک مدل مدیریتی در راستای بهبود تصمیمات مدیریتی توسعه یافته است. تصمیمات مدیران بیمارستان ها، تاثیر مهمی در اثربخشی خدمات ارایه شده دارد. هدف این مطالعه تعیین منابع شواهد مورد استفاده در تصمیمگیریهای مدیران بیمارستان بر مبنای مدل مدیریت مبتنی بر شواهد بود.
مواد و روش ها: این مطالعه از نوع توصیفی-مقطعی بود که در سال 1396 با بررسی 183 مدیر بیمارستان های دولتی، در 8 قطب آموزشی وزارت بهداشت انجام شد. ابزار پژوهش، پرسشنامه مدیریت مبتنی بر شواهد با 20 گویه و 6 حیطه اصلی بود. تحلیل دادهها با استفاده از آزمونهای توصیفی و استنباطی به وسیله SPSS نسخه 21 انجام شد.
نتایج: 172 نفر (94 %) شرکت کنندگان مرد بودند. میانگین سنی و سابقه افراد به ترتیب 28/45 و30/19 سال بود. کمترین نمره، مربوط به گویهی «استفاده از مجلات دانشگاهی» بود (56/52 %). در حالی که مدیران بیشترین اتکاء را به «برنامههای وزارت بهداشت» (98/80 %) داشتند. میانگین استفاده از شواهد علمی-پژوهشی، اطلاعات و آمار بیمارستانی، برنامههای توسعهی ملی، شواهد تجربی و حرفهای، شواهد اخلاقی-رفتاری و شواهد مرتبط با ذینفعان به ترتیب برابر70/59، 43/62، 30/75، 36/71، 83/71 و 00/73 درصد بود.
نتیجه گیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که مدیران در تصمیم گیریهای بیمارستانی کمتر از شواهد علمی-پژوهشی استفاده میکنند که امری نگرانکننده است و باید مدیران به ارتقای سطح آموزش و پژوهش خویش بیشتر اهمیت دهند. با استفاده از شش ضلعی شواهد، مدیران بیمارستان می توانند بهترین شواهد موجود را شناسایی و بهترین تصمیمات را در یک فرآیند تصمیمگیری مبتنی بر شواهد اتخاذ نمایند.
دکتر سودابه وطن خواه، قاسم رجبی واسوکلایی، دکتر سوگند تورانی، سمیرا رئوفی، سوسن رحیمی،
دوره 17، شماره 4 - ( 11-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: توسعه بخش گردشگری و به صورت اختصاصی گردشگری سلامت می تواند موجب بهبود سیاست های تولید ناخالص داخلی، بدون نفت شود. در این راستا مطابق با سیاست های وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی زیرساخت ایجاد واحد بیماران بین الملل به منظور تسهیل و توسعه گردشگری سلامت در بیمارستان های زیر مجموعه ایجاد شد. این مطالعه با هدف ارزیابی عملکرد واحد بیماران بین الملل بیمارستان های وابسته به دانشگاه های علوم پزشکی شهر تهران و تاثیر آن ها بر جذب گردشگران پزشکی انجام شد.
مواد و روش ها: مطالعه توصیفی تحلیلی حاضر به صورت مقطعی و در سال 1396 طراحی و انجام شد. جامعه آماری این پژوهش کلیه بیمارستان های دانشگاه های علوم پزشکی تهران، ایران و شهید بهشتی بود. معیار ورود بیمارستان ها در این مطالعه برخورداری از گواهینامه واحد بیماران بین الملل بود. داده های مطالعه نیز از طریق چک لیست ارزیابی گردشگری سلامت مورد تایید و ابلاغ وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی جمع آوری شد. به منظور تجزیه و تحلیل توصیفی و استنباطی داده ها از نرم افزار SPSS ویرایش 24 بهره گرفته شد.
نتایج: یافته های پژوهش نشان داد عملکرد کلی واحد های گردشگری سلامت بیمارستان های وابسته به دانشگاه های علوم پزشکی شهر تهران در سطح مطلوب ارزیابی شد(امتیاز 5/87). بیمارستان ها در گروه شاخص هتلینگ بیشترین امتیاز را به خود اختصاص دادند(100/95) و در رعایت شاخص های آیین نامه ای و عملکردی به ترتیب امتیاز 03/87 و 2/81 را کسب نمودند. تحلیل داده ها نشان داد بین بیمارستان های دانشگاه علوم پزشکی تهران، ایران و شهید بهشتی تفاوت معنی داری به لحاظ عملکردی وجود نداشت و ایجاد واحد بیماران بین الملل تاثیری بر جذب گردشگران سلامت نداشت.
نتیجه گیری: با عنایت به هدف و رسالت واحد های بین الملل در جهت تسهیل ارائه خدمات با کیفیت و رضایت بخش، پیشنهاد می شود سازوکار های مدیریتی و نظارتی در جهت اجرای کامل استاندارد ها نظیر پذیرش بیماران، پیگیری پس از درمان در کشور مبدا، توسعه سیاست های بازاریابی بیمارستان در دستور کار قرار گیرد تا زمینه جذب بیماران بین الملل و افزایش در آمد بیمارستانی فراهم شود.
علی رضا یوسفی، زهرا ابراهیم، بهجت محمد زاده، دکتر پیوند باستانی،
دوره 17، شماره 4 - ( 11-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: وفاداری به برند یکی از مهم ترین عوامل موثر در حفظ، ماندگاری و موفقیت سازمان های عظیمی همچون بیمارستان به شمار می رود. این مطالعه با هدف تعیین مولفه های موثر بر وفاداری بیماران به برندهای بیمارستانی در بیمارستان های آموزشی دانشگاه علوم پزشکی شیراز انجام پذیرفت.
مواد و روش ها: این مطالعه توصیفی-تحلیلی در سال 1396 انجام شد. جامعه پژوهش را بیماران ترخیصی که در بازه زمانی فروردین ماه تا اسفندماه سال 1396 در بیمارستان های آموزشی شیراز تحت مراقبت های بستری بودند، در بر گرفت که تعداد 385 نفر به صورت تصادفی طبقه ایی به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. اطلاعات با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته جمع آوری شد و داده ها با استفاده از آماره های توصیفی و آزمونهایT-test ، ANOVA و رگرسیون خطی چندگانه با بهره گیری از نرم افزار SPSS نسخه 23 در سطح معنی داری 5%=α تحلیل گردید.
نتایج: سه متغیر رضایت بیماران (333/0 β=، 0.001>P)، اعتماد به برند (265/0 β=، 007/0P=) و تعهد به رابطه (181/0 β=، 011/0P=)، تاثیر مستقیم و معناداری بر وفاداری بیماران به برند بیمارستانی داشتند.
نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش حاضر، مدیران بیمارستانی می بایستی با برنامه ریزی صحیح شرایطی همچون دادن اطلاعات کافی در رابطه با درمان به بیماران، پیگیری وضعیت سلامتی آنان پس از ترخیص و تقویت روابط با پرسنل بیمارستان را در راستای بهبود وضعیت و ارتقاء سه مولفه رضایت بیماران، اعتماد و تعهد به رابطه در بیمارستان خود فراهم آورند تا بدین طریق شاهد افزایش وفاداری بیماران به برندهای بیمارستانی باشند
مهدیه حیدری، دکتر لیلا دشمنگیر،
دوره 17، شماره 4 - ( 11-1397 )
چکیده
زمینه و هدف : با توجه به ضرورت ارزیابی عملکرد نظام های سلامت، الگوها و چارچوبهای مختلفی توسط گروه ها و سازمان های مختلف برای پرداختن به این مهم ارایه شده است. این پژوهش، به بررسی تطبیقی چارچوب های ارزیابی عملکرد نظام سلامت در جهان پرداخته است.
مواد و روش ها: پژوهش حاضر از نوع مطالعات تطبیقی توصیفی می باشد که به روش توصیفی تشریحی مبتنی بر تحلیل مقایسه ای در سطح جامع انجام گرفته است. حوزه پژوهش شامل چارچوپ های نظام سلامت می باشد و نتایج در جداول تطبیقی بر اساس عوامل تعیین شده مورد مقایسه و تفسیر قرار گرفته اند.
نتایج: در مجموع از 16 چارچوب بدست آمده، 11چارچوب وارد مطالعه شده و و مورد مقایسه، توصیف و تشریح قرار گرفت. برخی از چارچوب های ارایه شده علاوه بر تمرکز بر عملکرد خود نظام سلامت به عنوان چارچوبی برای ارزیابی عملکرد نظام سلامت نیز بکار می روند. هر یک از چارچوب ها دارای هدف خاصی بوده که به اهمیت ارزیابی در نظام سلامت تاکید می کنند.
نتیجه گیری: چارچوبهای نظام سلامت در طول زمان تغییرات قابل ملاحظهای یافته اند. چارچوبهای ارایه شده در سال های اخیر نسبت به چارچوبهای اولیه ، بر ابعاد بیشتری تاکید دارند. بهره گیری از این ابزارها در جهت شناخت اهداف بهتر نظام سلامت، ارزیابی بر اساس محدوده پاسخگویی)فعالیت سازمانی و یا مرزهای خارج از سازمان(و راه های رسیدن به آن ها موثر می باشد. با بهره گیری از چارچوب های ارایه شده با توجه به ابعاد و اهداف هر یک، می توان عملکرد نظام های سلامت را مورد مداقه و ارزیابی قرار داد.
سعیده علیدوست، دکتر عزیز رضاپور، رحیم سهرابی، رقیه محمدیبخش، دکتر علی سرابی آسیابر، نرگس رفیعی،
دوره 18، شماره 1 - ( 2-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به افزایش روزافزون افراد بیمهشده، اتکای بیمارستانها به منابع حاصل از سازمانهای بیمهگر افزایش مییابد که سهم نسبتاً زیادی از این درآمدها به دلایل مختلف دریافت نمیشود و به عنوان کسورات درآمدی بیمارستانها محسوب میشود. لذا این مطالعه باهدف تعیین علل کسورات درآمدی و راهکارهای کاهش آنها در بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی ایران انجام شد.
مواد و روشها: این مطالعه کیفی بر اساس رویکرد پدیدارشناسی در سال 1396 انجام شد. دادهها به روش مصاحبه نیمهساختارمند با 17 نفر از مسئولین و کارشناسان امور مالی و درآمد بیمارستانها جمعآوری شد و با استفاده از نرمافزار MAXQDA.10 و روش تحلیل چارچوبی گاله (2013) تحلیل شد.
نتایج: بر اساس تحلیل چارچوبی، 2 طبقه برای علل اصلی کسورات شامل علل مستقیم و علل ریشهای شناسایی شد. همچنین 8 طبقه برای راهکارهای کاهش کسورات شامل تعامل با سازمانهای بیمهگر؛ ارزیابی، تحلیل و پسخوراند وضعیت کسورات؛ هماهنگی و توانمندسازی نیروی انسانی؛ سازماندهی صحیح نیروی انسانی؛ تقویت کانالهای نظارتی؛ اقدامات انگیزشی، برنامهریزی صحیح و ساختارسازی شناسایی شدند.
نتیجهگیری: کسورات در کل فرآیند تبدیل خدمت به درآمد صورت میگیرد و مهمترین عامل مؤثر در آن عدم آگاهی و انگیزه کارکنان برای کنترل کسورات میباشد. برای کنترل کسورات مشارکت همه صاحبان فرآیند در بیمارستان و سازمانهای بیمهگر و بهویژه تعهد مدیریت ارشد بیمارستان ضروری است.
علی ابرازه، فهیمه ربانی خواه، امیر کاظمی بلبوئی، رضا مرادی، امین عقیلی،
دوره 18، شماره 1 - ( 2-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: فرهنگ سازمانی یکی از مهمترین پیشبینی کنندههای اثربخشی سازمان است و به عنوان مزیت رقابتی، عاملی اساسی در موفقیت سازمان میباشد. در دنیای متحول کنونی ارزیابی مستمر وضعیت فرهنگ سازمانی یک امر ضروری قلمداد میشود، لذا هدف مطالعه حاضر شناسایی و سنجش فرهنگ سازمانی وزارت بهداشت در حوزه ستادی بود.
مواد و روشها: پژوهش حاضر به صورت توصیفی - تحلیلی در سال 1397 در ستاد مرکزی وزارت بهداشت انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه کارکنان وزارت بهداشت(2200 نفر) بود که 327 نفر با فرمول کوکران و روش نمونهگیری طبقهبندی متناسب با حجم انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه محقق ساختهای بود که روایی و پایایی آن مورد تایید قرارگرفت (آلفای کرونباخ: 5/86 درصد). برای تحلیل دادهها از نرمافزار SPSS نسخه 24و آمار توصیفی و استنباطی استفاده گردید.
نتایج: میانگین نمره کلی فرهنگ سازمانی70/0±30/3 از 5 محاسبه شد که بالاتر از میانگین نظری بود. همچنین در بعد مشارکتگرایی برحسب نوع استخدام و در ابعاد مشارکتگرایی، پاسخگویی به مراجع بالادستی و همچنین نمره کلی فرهنگ سازمانی برحسب معاونت اختلاف آماری معنادار وجود داشت. بین ابعاد فرهنگ سازمانی نیز رابطه آماری معنادار مستقیم وجود داشت.
نتیجهگیری: مطابق نتایج پژوهش، فرهنگ سازمانی قوی منجر به بهبود عملکرد در سازمان و همسوسازی افراد و فعالیتها خواهد شد. لذا مدیران منابع انسانی باید با توجه به اختصاصی بودن فرهنگ هر سازمان و نقش قابل توجه آن در موفقیت برنامهها و استراتژیهای تغییر، در راستای بهبود ارتباطات درون و برون سازمانی، ارتقاء کار تیمی و افزایش پاسخگویی اقدامات مناسبی انجام دهند.
دکتر مسعود اعتمادیان، دکتر حسین شاهرخ، دکتر آیدین آرین خصال،
دوره 18، شماره 4 - ( 11-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: این مطالعه با هدف تبیین فرایند ایجاد یک بیمارستان غیردولتی و غیرانتفاعی به عنوان یک بیماستان شرکتی و ارائه مدلی برای ایجاد بیمارستانهای مستقل و شرکتی انجام شد.
مواد و روش ها: مطالعه از نوع کیفی و موردی بود. داده ها با مصاحبه با بنیانگذاران بیمارستان محب مهر، کارکنان و برخی مسئولان دانشگاه و سازمانهای خیریه جمع آوری شد. روش تحلیل داده ها تئوری بنیادی بود و داده ها در سه مرحله باز، محوری و انتخابی کدگذاری شدند.
نتایج: عوامل اولیه ایجاد بیمارستان محب مهر پایین بودن پرداختی پزشکان و اشتغال همزمان پزشکان در بخش دولتی و خصوصی بود. وجود فضاهای مرده در بیمارستان هاشمی نژاد و امکان قرارداد با بیمه های تکمیلی عوامل ثانویه بودند. واکنشها شامل استقبال پزشکان بیمارستان و مخالفت دولت و وزارت بهداشت بود. به دلیل پایین تر بودن تعرفه ها نسبت به بخش خصوصی و پذیرش بیمه های پایه و تکمیلی، دسترسی خوبی برای بیماران ایجاد شد. نظرات منفی دولت و وزارت بهداشت به تدریج تعدیل شد.
نتیجه گیری: فرایند تمرکز زدایی بخش دولتی در بیمارستانها باید به صورت پایین به بالا صورت گیرد. بهتر است به جای تبدیل بیمارستان های دولتی به مستقل یا شرکتی، آنها را از نو به شکل مستقل یا شرکتی ایجاد کرد. همینطور قبل از هرگونه اقدام تمرکز زدایی، باید ثبات مالی و مدیریتی در سازمانها ایجاد شود. برای تمرکز زدایی در سیستم اداره بیمارستانها، منافع کارکنان باید حفظ شود. بهتر است به جای دریافت اعتبارات دولتی، از ظرفیت اوقاف و دریافت وام های بانکی استفاده شود
فرهاد لطفی، عرفان خوارزمی، محسن بیاتی، هاجر علی پور، سعید لوحی وش، علی جاجرمی زاده،
دوره 19، شماره 2 - ( 6-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: تخمین تابع هزینه ابزاری مناسب در راستای تخصیص بهینه منابع در بیمارستانهاست. مطالعه حاضر با هدف برآورد تابع هزینه بیمارستانهای تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی شیراز انجام شد.
مواد و روشها: در مطالعه مقطعی حاضر دادههای مربوط به منابع، هزینهها و اطلاعات تولید 28 بیمارستان بصورت ماهانه از سال 1394 تا 1395 از سامانه اطلاعات بیمارستانی استخراج شد. برای برآورد تابع هزینه، از مدل کاب-داگلاس و روشهای اقتصادسنجی دادههای پانل استفاده شد. تحلیل دادهها با نرمافزار STATA14 انجام شد.
نتایج: کشش هزینه بیمارستانها نسبت به پذیرش بستری و سرپایی در بیمارستانهای بزرگ به ترتیب 0.555، 0.058 و در بیمارستانهای کوچک به ترتیب 0.769 و 0.099 (P<0.01) بود. در میان منابع بیشترین تأثیرگذاری بر هزینه کل بیمارستانها مربوط به هزینه سرانه پزشک با ضریب 0.175 در بیمارستانهای بزرگ و با ضریب 0.481 در بیمارستانهای کوچک (P<0.01) بود. هزینه متوسط معادل 3640648 و هزینه نهایی برابر با 2654802 تومان بود. شاخص صرفههای ناشی از مقیاس در بیمارستانهای کوچک 868/0، در بیمارستانهای بزرگ 613/0 و درکل بیمارستانها 729/0 برآورد شد. تعداد تخت فعال، طول مدت اقامت و همچنین آموزشی بودن بیمارستان تأثیر مثبتی (P<0.01) بر هزینه بیمارستانها داشت.
نتیجهگیری: جهت کاهش هزینه بیمارستانها مدیریت مؤثرترین عوامل ایجادکننده هزینه شامل هزینههای پزشکان و دارو کمککننده خواهد بود. همچنین بیمارستانها جهت رسیدن به نقطه بهینه تولید باید با ظرفیتها و منابع تولیدی موجود خدمات بیشتری ارائه دهند.
سیمین شمس جاوی، پوران رئیسی، امیر اشکان نصیری پور،
دوره 19، شماره 2 - ( 6-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: از جمله تحولات و تغییرات اساسی در نظام سلامت کشور ایران در سالهای اخیر، طرح تحول نظام سلامت می باشد که اثرات آن میبایست از ابعاد گوناگون بررسی گردد. هدف از این مطالعه، تعیین تأثیر طرح تحول نظام سلامت بر شاخصهای بهداشتی در جمعیت تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی اهواز می باشد.
مواد و روشها: در این مطالعه توصیفی-تحلیلی؛ دادههای شاخصهای بهداشتی منتخب دانشگاه علوم پزشکی اهواز در بازه زمانی قبل و بعد از اجرای طرح تحول نظام سلامت (سال 91 لغایت 97)؛ جمعآوری و با نرمافزار SPSS، توصیف و تحلیل دادهها انجام گردید.
نتایج: بیشترین میزان تغییر در شاخصهای مرگومیر؛ بین سال 92 و 94 و به ترتیب در شاخص مرگ کودکان زیر 5 سال، مرگ کودکان زیر یک سال و مرگ نوزادان، با اختلاف میانگین 282/13، 825/10 و 955/7 بوده است (001/0p=، 002/00 p= و 004/0(p=. بیشترین میزان تغییر در پوشش مراقبت کودکان زیر 5 سال؛ بین سال 93 و 94 با اختلاف میانگین 335/11 و در خصوص پوشش مراقبت مادران؛ بین سال 93 و 96 با اختلاف میانگین 050/10 بوده است (به ترتیب 002/0 p= و 001/0>.(p شاخص مرگ مادران باردار معنیدار نبوده است.
نتیجهگیری: بررسی سیر زمانی شاخصهای بهداشتی مؤید این نکته است که میزان تغییرات در سالهای ابتدای طرح تحول زیاد بوده و در ادامه کمتر شده است. بیشترین میزان تغییر در شاخصها مربوط به سالهای 94 و 95 بوده است. یافتهها نشان داد که طرح تحول اخیر ایران باعث بهبود اغلب شاخصهای مرگومیر (کاهش مرگ نوزاد، مرگ زیر یک سال و مرگ زیر 5 سال) و ارتقای شاخص پوشش مراقبت کودکان زیر 5 سال و مراقبت مادران (حداقل 6 بار مراقبت دوران بارداری) شده است. طرح تحول سلامت بر شاخص مرگ مادران باردار تأثیر نداشته است
ایروان مسعودی اصل، مسعود ابوالحلاج، مقداد راحتی،
دوره 19، شماره 3 - ( 9-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: بیمارستان بزرگترین و مهمترین واحد نظام سلامت، بیشترین سهم هزینهها را به خود اختصاص داده، بطوریکه دولتها نمیتوانند همه هزینههای آن را تأمین کنند، لذا انجام اصلاحات به منظور تامین مالی اجتنابناپذیر است. در این راستا پژوهشگران به تبیین عوامل زمینهای موثر در سیاستگذاری تامین مالی و دستورگذاری آن پرداختهاند.
مواد و روشها: مطالعه حاضر توصیفی که بصورت کیفی و کمی در سال 1397 انجام شده است. جامعه آماری شامل خبرگان بخش سلامت، بازارسرمایه و سازمان تامین اجتماعی بود. از روش هدفمند برای نمونهگیری استفاده شد. ابزار گردآوری دادهها فیش کارتها و پرسشنامه نیمهساختاریافته برای انجام مصاحبه با خبرگان بود. برای تحلیل مصاحبهها از نرم افزار MAXQDA,11 و برای معتبرسازی از تکنیک دلفی استفاده گردید. برای تحلیل سیاستگذاری و دستورگذاری از مدلهای والت گیلسون و کینگدان استفاده گردید.
نتایج: عوامل زمینهای در سیاستگذاری و دستورگذاری تامین مالی بیمارستانها از بازار سرمایه، عوامل کلان(حاکمیتی و قانونی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی) و عوامل خرد (تولیتی، تامین مالی و فنی) میباشند. جریان مشکل بیمارستانها که عمدهترین آن تامین مالی است، جریان سیاستی که شامل اجرای مدلهای مشارکت بخش دولتی خصوصی است و جریان سیاسی که با تحریمها شروع شد، پنجره فرصتی را برای تامین مالی از بازار سرمایه میگشاید.
نتیجهگیری: با وجود اسناد بالادستی و برنامههای توسعه که اجازه خصوصیسازی سازمانهای دولتی را میدهد، بیمارستانها میتوانند بغیر از بودجه دولت و درآمدهای اختصاصی، از استراتژی تامین مالی بخش خصوصی استفاده نمایند، که در این میان بازار سرمایه با توجه به ویژگیهای آن مانند تامین مالی آسان و ارزان قیمت، شفافیت و پاسخگو بودن استراتژی مناسبی میباشد.
ابراهیم جعفری پویان، حجت رحمانی، محمد امین میرشکاری،
دوره 19، شماره 4 - ( 10-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: شناسایی چالشهای دفاتر بهبود کیفیت در برنامهریزی کیفیت خدمات بیمارستان و تلاش برای ارائه راهکار مناسب حل مشکلات این دفاتر علاوه بر تقویت دفاتر به افزایش کیفیت خدمات بالینی و غیر بالینی بیمارستان نیز کمک مینماید. این پژوهش با هدف بررسی چالشهای دفاتر بهبود کیفیت بیمارستانها و ارائه راهکار مناسب آنها انجام شده است.
مواد و روشها: پژوهش کیفی حاضر به روش پدیدارشناسی طراحی شده است. با استفاده از مصاحبههای نیمه ساختاریافته با 40 نفر از مدیران و روسای بیمارستانها، مترون ها، کارشناسان بهبود کیفیت بیمارستانها و کارشناسان دفاتر نظارت و اعتباربخشی دانشگاههای علوم پزشکی شهر تهران دادهها جمعآوری شد. روش تحلیل موضوعی برای تحلیل دادهها استفاده شد. با کمک نرمافزار Maxqda10 تحلیل و طبقهبندی دادههای جمعآوریشده صورت گرفت.
نتایج: با تحلیل مصاحبهها در حوزه چالشها و راهکارها کدهای استخراجشده در چهار حیطه مدیریت، استانداردها، ارزیابی و کارکنان طبقهبندی گردید که بیشترین کدها مربوط به مدیریت با 5 عنوان اصلی و 21 عنوان فرعی بود. بیشترین راهکارها مربوط به حیطه مدیریت بود.
نتیجهگیری: یافتههای مطالعه نشان میدهد غالب چالشها و راهکارها در حیطه مدیریت هستند و برای بهبود وضعیت دفاتر بهبود کیفیت تمرکز بر اصلاح این حیطه کمککننده خواهد بود.
محمود نکویی مقدم، آناهیتا بهزادی، خلیل کلوانی، زهرا نادرخواه،
دوره 20، شماره 1 - ( 3-1400 )
چکیده
مقدمه: برندینگ و بازاریابی یکی از نیازهای اساسی هر سازمان برای بقا و بالا بردن کیفیت محصولات و خدمات ارائه شده میباشد. امروزه حیطه کاربرد بازاریابی به سازمانهای بهداشتی و درمانی نیز رسیده و یکی از الزامات مهم برای ارتقای کیفیت خدمات سلامت ارائه شدهی بیمارستانها میباشد. هدف پژوهش حاضر بررسی عوامل مؤثر بر ارزش ویژه برند مبتنی بر مشتری در بیمارستان می باشد.
مواد و روشها: پژوهش حاضر از نوع توصیفی_تحلیلی بود. نمونه ایﻦ ﭘﮋوﻫﺶ، 350 ﻧﻔﺮ از بیماران بیمارستانهای خصوصی منتخب شهر تهران و کرمان در سال 1399 ﺑﻮد که با روش نمونهگیری تصادفی طبقهای انتخاب ﺷﺪند. اطلاعات نمونه منتخب ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از پرﺳﺸﻨﺎﻣﻪ مطالعهی چاهال و بالا که روایی و پایایی آن محاسبه شد جمعآوری ﮔﺮدیﺪ. ﺟﻬﺖ تجزیهوتحلیل دادهها از ورژن 14 نرمافزار Stata استفاده ﺷﺪ.
نتایج: میانگین ارزش ویژه برند مبتنی بر مشتری در گروه زنان و نیز گروه تحصیلی کمتر از دیپلم و گروه جراحی بیشتر بود. همچنین ارزش ویژه برند مبتنی بر مشتری از نظر جنسیت، نوع بیمه، علت بستری و میزان تحصیلات بین طبقات مختلف، اختلاف معناداری وجود داشت. ابعاد مختلف ارزش برند بیمارستان شامل کیفیت درک شده (در حد متوسط)، وفاداری بیمار (در حد متوسط)، تصویر برندینگ (در حد خوب) و ارزش برند خدمات (در حد خیلی خوب) ارزیابی شدند و میانگین ارزش ویژه برند مبتنی بر مشتری در حد بالایی قرار داشت.
نتیجهگیری: بیمارستانها با ارتقا خدمات ارائه شدهی خود از طریق ارتقا کیفیت و ارتقا تصویر برندینگ و ارزش برند خدمات، میتوانند در جهت جذب و حفظ بیماران و نیز ایجاد مزیت رقابتی نسبت به بیمارستانهای دیگر گام بردارند. نتایج این مطالعه نشان از تاثیر مثبت کیفیت درک شده، وفاداری بیمار، تصویر برند و ارزش برند خدمات بر ارزش ویژه برند مبتنی بر مشتری دارد.
فرشید نصراله بیگی، پوران رئیسی، فربد عبادی فرد آذر،
دوره 20، شماره 2 - ( 6-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از مهمترین عواملی که بهرهوری پرسنل را کاهش میدهد فرسودگی شغلی است؛ بنابراین، هدف مطالعه حاضر تعیین رابطه بین کارکردهای مدیریت منابع انسانی و فرسودگی شغلی از دیدگاه مدیران و پرسنل ستادی معاونت بهداشت دانشگاه علوم پزشکی ایران بود.
مواد و روشها: جامعه آماری این مطالعه مقطعی شامل 657 نفر از مدیران و کارکنان ستادی معاونت بهداشت دانشگاه علوم پزشکی ایران بود که بر اساس جدول مورگان 242 نفر به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. دادههای پژوهش با کمک دو پرسشنامه فرسودگی شغلی و کارکردهای مدیریت منابع انسانی جمعآوری شد.
نتایج:174 نفر (7/70%) افراد مشارکتکننده در مطالعه زن، میانگین سن و سابقه کاری افراد 3/41 و 8/15 با انحراف معیار 35/7 سال بود. 9/78 درصد افراد متأهل و 1/69 درصد آنها از وضعیت حقوق دریافتی خود راضی نبودند. ابعاد ارزیابی نتیجه گرا، شرح شغلی شفاف و آموزش گسترده به ترتیب با میانگینهای 17/4، 12/4 و 03/4 از 7 بیشترین امتیاز را در بین ابعاد مختلف کارکردهای منابع انسانی داشتند. ابعاد مختلف فرسودگی نشان داد که بیشترین مقدار میانگین مربوط به احساس عدمکفایت شخصی و مسخ شخصیت (72/4) بود. نتایج آزمون همبستگی پیرسون نشان داد که بین کارکردهای مدیریت منابع انسانی با فرسودگی شغلی ارتباط آماری معناداری با ضریب همبستگی 439/0- وجود دارد (05/0P<).
نتیجهگیری: با بهبود کارکردهای مدیریت منابع انسانی، فرسودگی شغلی به طور معناداری کاهش خواهد یافت.