کاربران عمومی فقط به فهرست مقالات منتشر شده دسترسی دارند.
21 نتیجه برای موضوع مقاله:
روح ا... عسگری، حمیدرضا دهقان، محمد امین بهرامی، فاطمه کشمیری،
دوره 9، شماره 3 - ( 11-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: مسئله کسورات بیمه ای یکی از معضلات عمده ای است که بیمارستانها را با کمبود منابع مالی روبرو می سازد. این پژوهش با هدف تعیین میزان و علل کسورات پرونده های بستری بیمارستانهای آموزشی دانشگاه علوم پزشکی یزد انجام شده است.
مواد و روشها: این پژوهش از نوع توصیفی می باشد که به صورت مقطعی در نیمه اول سال 1387 انجام شده است. روش نمونه گیری سرشماری بوده و در آن کلیه پرونده های کسوری (5117 پرونده ) مرتبط به بیمه تامین اجتماعی بیمارستان های آموزشی شهر یزد مورد بررسی قرار گرفته است.داده ها در نرم افزار 16 SPSSوارد و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: در بیمارستانهای اموزشی مورد مطالعه از مجموع صورتحسابهای پرونده های بستری ، 9.8 % آنها در مدت مطالعه متحمل کسور شده است که بیشترین میزان اعمال کسورات (از مبالغ درخواستی) در بیمارستان افشار(با 12.7%) بوده است. بعد از آن بیمارستان سوختگی ( با 12.5 % )، بیمارستان صدوقی ( با 10%)و بیمارستان رهنمون ( با 8.2 %)در رتبه های بعدی قرار گرفته اند. بیشترین میزان کسورات در بیمارستانهای مورد مطالعه حق العمل جراح (%28.4) حق العلاج (15.06%) ،دارو)14.3% )بوده است و حق العمل کمک جراح بیمارستان های مورد مطالعه کسوری نداشته است.مهمترین علل کسورات نقص مدارک بیمه ای موجود در پرونده های بیماران بستری و عدم رعایت آیین نامه ها و بخشنامه های ابلاغی از سوی سازمانهای بیمه ای بوده است.
نتیجه گیری: باتوجه به اینکه در چهار بیمارستان مورد مطالعه حق العمل جراح بیشترین میزان کسورات را به خود اختصاص داده است.بنابراین ارائه راهکار موثر در کاهش کسورات اعمالی در بخش مذکور ضروری به نظر می رسد که این امر منجر بهبود وضعیت مالی بیمارستانها می گردد آموزش منابع انسانی و استفاده از سیستمهای بهینه اطلاعات بیمارستانی می تواند از عوامل اصلی ایجاد کسورات بیمه ای جلوگیری کرده و وضعیت مالی بیمارستانها را بهبود می بخشد.
محمد عرب، مصطفی حسینی، محمد رنجبر عزت آبادی، آرش رشیدیان، ابوالقاسم پوررضا، مهدی ورمقانی، مریم تاجور،
دوره 9، شماره 3 - ( 11-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از بخشهای جمعیتی در حال رشد جامعه ما جمعیت افراد سالمند است. هدف از انجام این پژوهش سنجش میزان رضایتمندی و عوامل مؤثر بر رضایتمندی سالمندان از خدمات ارائه شده به آنها در بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی تهران است.
مواد و روشها: این پژوهش یک مطالعه توصیفی تحلیلی با نتایج کاربردی است که به روش مقطعی(cross-sectional) انجام شده است.جامعه پژوهش شامل کلیه افراد سالمند دارای 65 سال سن و بالاتر در هر 2 جنس می باشند که از خدمات بستری بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی تهران استفاده نموده اند. نمونه پژوهش شامل 360 نفر از سالمندان می باشد به منظور جمع آوری اطلاعات از یک پرسشنامه سه قسمتی استفاده شد که روایی آن از طریق سنجش محتوا و پایایی آن از طریق روش آزمون باز آزمون (84/0r =) بدست آمد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS و آزمون های آماری کای دو و تست دقیق فیشر و همچنین تست فیشر تعمیم یافته استفاده شد.
یافتهها: یافته های پژوهش نشان داد که در مجموع 6/25 % بیماران از نحوه مدیریت،9/41% از امکانات و تسهیلات، 2/17% از رفتار و نحوه برخورد پرسنل و 3/35%از خدمات عمومی اظهار نارضایتی کردند.از بین 12 متغیر مورد پژوهش، متغیر مهم شامل جنس، گروه سنی، میزان تحصیلات، وضعیت تاهل، نوع بیمه، نوع ارجاع، نوع وسیله نقلیه، مواجهه با کمبود تخت خالی، محل سکونت دائمی، سابقه بستری قبلی، نوع زندگی و وضعیت اشتغال 5 متغیر میزان تحصیلات ، نوع ارجاع، مواجهه با کمبود تخت خالی، وضعیت اشتغال و جنس ارتباط آماری معنی داری با رضایتمندی بیماران سالمند دارند که پس از انجام رگرسیون لجستیک گام به گام ، مشخص گردید که متغیر میزان تحصیلات تاثیر قویتری بر رضایت بیماران سالمند دارد.
نتیجه گیری: میزان رضایت سالمندان از خدمات ارائه شده به آنان در بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی تهران خوب و قابل قبول می باشد. بکارگیری این نتایج قدمی موثر در افزایش بهره وری در ارائه خدمات بوده که البته ارزیابی مجدد در برآورد تاثیر شیوه های کاربردی بر سطح رضایتمندی سالمندان لازم است.
زهره کلانی، زهرا پورموحد، علی اکبر واعظی، سیده فلور وزیری،
دوره 14، شماره 3 - ( 6-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: استفاده از ورید ها بوسیله کاتتر عروق محیطی یکی از راه های مهم جهت رساندن آب ، الکترولیت ها، داروها و مواد مغذی به بیماران در بیمارستان ها و سایر مراکز درمانی است. فلبیت یک عارضه مهم ناشی از استفاده از آنژیوکت است. لذا این مطالعه با هدف تعیین میزان بروز فلبیت ناشی از آنژیوکت و عوامل موثر بر آن، انجام گردید.
مواد و روش ها: این مطالعه تحلیلی آینده نگر در بخش های داخلی و جراحی بزرگسالان بیمارستان شهید صدوقی یزد انجام شد. تعداد 297 آنژیوکت مربوط به 297 بیمار در این مطالعه مورد بررسی قرار گرفت. فلبیت بر اساس وجود حداقل دو علامت از علائم فلبیت شامل درد، قرمزی، تورم، گرمی و سفتی تشخیص داده شد.
نتایج: میانگین سنی بیماران در این مطالعه 48/19± 82/40 (12 تا 91 سال) بود . میزان بروز فلبیت 1/14 درصد بود. اعتیاد به سیگار (07/0 P=) و ابتلا به دیابت (001/0(P= با بروز فلبیت ارتباط مستقیم و معنی داری داشت. Odds Ratio برای اعتیاد به سیگار 107/3) 372 /7-310/1 =CI 95%) و برای ابتلا به دیابت 736/3(039/8-736/1 = CI 95%) بود.
نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که میزان بروز فلبیت در بیماران مورد مطالعه در مقایسه با مطالعات مشابه نسبتاً پایین است. نتایج این مطالعه مبنی بر میزان بروز بالای فلبیت در سیگاری ها، بیماران دیابتی و بیماران کهنسال نشان می دهد که می توان با در نظر داشتن این عوامل بیش از پیش از بروز این عارضه در بیماران بستری پیشگیری نمود.
میلاد شفیعی، محمدحسین غفوری، فاطمه ابویی، سارا فروتن، محمد عرب،
دوره 15، شماره 4 - ( 10-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: اندازه گیری کیفیت، بخصوص در مورد خدمات بیمارستانی امری مهم ولی پیچیده میباشد. روشهای تصمیم گیری چند معیاره(MCDM) جهت دستیابی به این هدف ما را یاری میدهند. هدف مطالعه حاضر شناسایی و وزن دهی شاخصهای سنجش کیفیت و رتبه بندی بخشهای بستری یکی از بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی تهران با استفاده از تکنیکهای تحلیل سلسله مراتبی(AHP) و تاپسیس(TOPSIS) بود.
مواد و روش ها : این پژوهش یک مطالعه توصیفی- تحلیلی به روش مقطعی بود. ابتدا با مروری بر ادبیات و استفاده از نظر خبرگان، شاخصهای کیفیت گزینش شدند. سپس با استفاده از نظر نخبگان و روش تحلیل سلسله مراتبی فازی وزن دهی شاخصها انجام شد. در مرحله نهایی با استفاده از تکنیک تاپسیس و نمونهای 300 نفری از بیماران بستری در بخشهای منتخب بیمارستان مورد نظر، بخشها از نظر کیفیت ارائه خدمت رتبه بندی شدند. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه خبرگان و بیماران بود.
نتایج: هشت حیطه اصلی (پاسخگویی، ایمنی و مدیریت بحران، ملموسات، توجه به بیمار، ارتباطات سلامت، شایستگی و حرفه ای بودن، دسترسی، اعتبار و تضمین) برای سنجش کیفیت گزینش شد. از این شاخصها شایستگی دارای بیشترین و توجه به بیمار دارای کمترین الویت بودند. همچنین بخش قلب دارای بالاترین کیفیت و بخش مغز و اعصاب دارای کمترین کیفیت بودند.
نتیجه گیری: انتخاب و استفاده از شاخصهای مناسب کیفیت و وزن دهی آنها و سنجش کیفیت خدمات به شیوهای صحیح و با ابزارهای مناسب، با توجه به نقش بسیار مهم کیفیت خدمات در رضایتمندی بیماران میتواند نقشی اساسی در سیاستهای سلامت ایفا نماید.
دکتر روح الله عسکری، نعیمه کی قبادی، فاطمه جعفری ندوشن، دکتر سیما رفیعی،
دوره 16، شماره 3 - ( 8-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از اصول اساسی در مراقبت کل نگر در پرستاری توجه به معنویت و مراقبت معنوی از بیماران میباشد که به عنوان عامل مهمی در موفقیت فرایندهای مراقبتی مطرح شده است. هدف از مطالعه حاضر تعیین نگرش پرستاران نسبت به معنویت و مراقبت معنوی در بیمارستانهای وابسته به دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد در سال 1395 بود.
مواد و روش ها: مطالعه حاضر از نوع توصیفی بوده که به صورت مقطعی در سال 1395 بر روی 133 نفر از پرستاران شاغل در سه بیمارستان آموزشی منتخب دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد انجام پذیرفت. جمعآوری دادهها در این مطالعه با استفاده از پرسشنامه استاندارد SSCRS (The Spirituality and Spiritual Care Rating Scale ) انجام گرفت که دارای دو بخش معنویت شامل 15 سؤال و مراقبت معنوی شامل 8 سؤال بود. داده های بدست آمده از پژوهش با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 22 در سطح معناداری کمتر از 05/0 مورد تجزیه تحلیل قرار گرفت.
نتایج: میانگین نمره نگرش پرستاران نسبت به معنویت و مراقبت معنوی به ترتیب 89/7+15/31 و 5/5 ± 05/21 بدست آمد. میان نگرش پرستاران نسبت به معنویت و مراقبت معنوی و عواملی چون رده شغلی(03/0 p=) و جنسیت(01/0=p) تفاوت معنادار آماری مشاهده شد. در حالیکه میان نگرش آنان با سایر ابعاد سن، تحصیلات، وضعیت استخدامی و وضعیت تأهل رابطه معناداری مشاهده نشد.
نتیجه گیری: بر اساس یافتههای بدست آمده از مطالعه، نگرش پرستاران نسبت به معنویت در مقایسه با مراقبت معنوی وضعیت مطلوبتری داشت. بنابراین با وجود نگرش مثبت پرستاران نسبت به معنویات، آموزش و اطلاعرسانی بیشتر در این خصوص به آنان میتواند تاثیرات بالقوه موثری بر مراقبتهای بالینی و کیفیت درمان گذارد.
رامین دستاب، فرحناز فرنیا، سمیه زارع،
دوره 19، شماره 3 - ( 9-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: کیفیت زندگی یک موضوع ذهنی است که موجب میشود فرد تحت تأثیر عوامل مختلف از جمله خودکارآمدی قرار گیرد. الگوی راه گشا در این زمینه توانمندسازی خانواده محور است که هدف آن ارتقا سلامتی است. مطالعه حاضر با هدف تعیین تأثیر الگوی توانمندسازی خانواده محور بر کیفیت زندگی و خودکارآمدی بیماران پیوند کلیه انجام شده است.
مواد و روشها: این مطالعه به صورت کارآزمایی بالینی شاهددار تصادفی میباشد. تعداد 100 بیمار پیوند کلیه مراجعهکننده به کلینیک بیمارستان شهید هاشمینژاد تهران با روش نمونهگیری تصادفی در دو گروه کنترل و آزمون قرار گرفتند. ابزار جمعآوری دادهها پرسشنامه سه بخشی شامل مشخصات دموگرافیک، پرسشنامه کیفیت زندگی در بیماران پیوند کلیه و پرسشنامه استراتژی ارتقا سلامت برای بررسی خودکارآمدی مراقبت از خود بود که توسط هر دو گروه در بدو مطالعه و 5/1 ماه بعد از آزمون تکمیل شد. دادهها با نرم افزار SPSS ویراست 20، آزمون کایاسکوئر و تیتست تجزیه تحلیل شد.
نتایج: یافتهها نشان داد که دو گروه کنترل و آزمایش در بدو مطالعه از نظر مشخصات کیفی و کمی دموگرافیک و میانگین کیفیت زندگی و خودکارآمدی تفاوت معناداری نداشتند. میانگین نمرات کیفیت زندگی گروه آزمون نسبت به گروه کنترل افزایش داشته است و از نظر آماری تفاوت معناداری دارد (001/0>P). همچنین میانگین نمره خودکارآمدی در گروه آزمون نسبت به شاهد افزایش داشته است و از نظر آماری تفاوت معناداری دارد (003/0 P=).
نتیجهگیری: با توجه به تأثیر مثبت الگوی توانمندسازی خانواده محور بر خودکارآمدی بیماران پیوند کلیه و در نهایت بر کیفیت زندگی آنان، لازم است این الگو با هدف ارتقای سلامت بیماران در نظر گرفته شود.
مسلم محسن بیگی، محمد زارع زاده، خدیجه نصیریانی، محمد رنجبر، محمدرضا وفایی نسب،
دوره 21، شماره 1 - ( 3-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: با وجود چالشهای متعدد، مشارکت عمومی-خصوصی در بیمارستانها به عنوان یکی از جذابترین بسترهای سرمایهگذاری برای بخش خصوصی شناخته میشود. پژوهش حاضر با هدف تبیین چالشهای مشارکت بخش خصوصی با بیمارستانهای دولتی با استفاده از مدل مشارکت دولتی- خصوصی در بیمارستانهای دولتی شهر یزد انجام گرفت.
مواد و روشها: پژوهش کیفی حاضر در سال 1400 انجام شد. دیدگاه 15 نفر از اعضای هیئتعلمی، روسا، مدیران و کارشناسان عملیاتی در خصوص مشارکت بخشهای خصوصی و امور مرتبط با واگذاری و انعقاد قراردادها و طرفین بخش خصوصی از طریق راهنمای مصاحبه کیفی نیمه ساختاریافته استخراج و با روش تحلیل محتوا در سه مرحله کدگذاری تحلیل شد.
نتایج: در مجموع 10 طبقه اصلی شامل مشکلات اقتصادی و سیاستگذاری، آمادگی ناکافی نیروی انسانی، کمبود مرجع پشتیبان، ضعف قوانین در زمینه مشارکت، کمبود دانش و تجربه در مدیران در زمینه مشارکت، کمبود شفافیت مالی، تعارض منافع، ضعف هماهنگی، کمبود آمادگی فرهنگی و اعتمادسازی و کمبود برنامه و نظارت در زمینه مشارکت و 28 زیر طبقه استخراج شد.
نتیجهگیری: چالشهای مرتبط با مسائل سیاستی و عدم ثبات ناشی از آن، ناهماهنگی واحدهای مختلف، عدم آمادگی نیروی انسانی و جزئیات قرارداد در بهکارگیری مدلهای مختلف مشارکت عمومی خصوصی در بیمارستانها وجود داشته که در این زمینه استفاده از رویههای یکسان، شفافسازی شرایط و الزامات بخش خصوصی جهت مشارکت و تدوین قوانین و قراردادهای عاری از هرگونه کاستی و ضعف که به زیانبخش دولتی منجر شود توصیه میگردد.
مهدی رعدآبادی، محمد صادقی، مسعود صفاری، محدثه کریمی زاده، عزت دهقان منشادی، مهدی جبین پور، الهام حاجی مقصودی،
دوره 21، شماره 2 - ( 6-1401 )
چکیده
مقدمه و هدف: یکی از چالشهایی که امروزه سازمانها با آن روبرو هستند، مسئله حفظ کارکنان است. در این میان پرداختن به علل بازنشستگی زودهنگام در بین کارکنان بخش سلامت از اهمیت دوچندانی برخوردار است. مطالعه حاضر با هدف بررسی علل بازنشستگی پیش از موعد در بازنشستگان دانشگاه علوم پزشکی یزد انجام شد.
مواد و روشها: پژوهش توصیفی حاضر بر روی کلیه افراد با بازنشستگی پیش از موعد در دانشگاه علوم پزشکی یزد بین سالهای 1395 تا 1398 انجام شد. گردآوری اطلاعات از طریق بررسی پرونده پرسنلی، سامانه بازنشستگی و مصاحبه با افراد انجام شد. توصیف دادهها با استفاده از آمارههای توصیفی و نرمافزار SPSS ویرایش 21 انجام گرفت.
نتایج: میانگین سالهای از دست رفته خدمتی 7/3 سال بود. در مجموع بیش از 528 سال خدمتی از دست رفته وجود داشت. اکثریت بازنشستگان در پستهای خدماتی و بهیاری (1/47 درصد) و در مراکز بیمارستانی (45 درصد) و بهداشتی (9/42 درصد) شاغل بودند. بررسی علل بازنشستگی زودهنگام نشان میدهد بیشترین علل بازنشستگی مربوط به خسته کننده بودن محیط کار (7/55 درصد)، مشکلات جسمی و بیماریهای زمینهای (7/40 درصد) و کمبود حمایت از سوی مسئولین (3/24 درصد) بوده است.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج، حمایت چندجانبه در سازمان، ارتقاء پاداشها و مزایای اقتصادی، ایجاد روحیه در افراد سازمان، رعایت اصول بهداشتی روانی، کاهش اضطراب و ایجاد امید و افزایش میزان مشارکت کارکنان در فرآیند تصمیمگیری میتواند بر کاهش بازنشستگی پیش از موعد مؤثر باشد.
نوشین کهن، فاطمه کشمیری، روح اله عسکری،
دوره 21، شماره 3 - ( 9-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: انتظار میرود دانشآموختگان مدیریت خدمات بهداشتی و درمانی، شایستگیهای لازم را جهت ایفای پستهای مختلف مدیریتی و اداری داشته باشند. این مطالعه با هدف طراحی و تدوین چهارچوب ارزشیابی دانشجویان بر اساس استانداردهای آموزشی در دوره کارآموزی، انجام پذیرفته است.
مواد و روشها: مطالعه حاضر در چهار فاز انجام شده است: در فاز اول به منظور شناسایی مشکل و نیازسنجی، به بررسی کوریکولوم و سرفصلهای موجود و همچنین مطالعات انجام شده در این زمینه پرداخته شده است. در فاز دوم، از دیدگاه ذینفعان بهمنظور تکمیل و اصلاح چهارچوب اولیه استفاده شده است. در فاز سوم، کاربرگ های ثبت فعالیتهای یادگیری کارآموزی برای دانشجویان تهیه و چکلیستی از اهداف آموزشی و یادگیری، مهارتهای فردی و مدیریتی و مهارتهای توسعه صلاحیتهای حرفهای تدوین شده است؛ و در نهایت از پانل تخصصی برای تعیین نوع آزمونهای تکوینی و پایانی استفاده شده است.
نتایج: مشکلات و چالشهای کارآموزیها در 4 حیطه قابل بررسی میباشد: برنامهریزی نامناسب دوره، دانشکده، گروه - اساتید و بیمارستان. در طراحی ابزار ارزشیابی نیز، 9 معیار مدنظر قرار گرفته است؛ و از آزمونهای طراحی شده در چهارچوب تدوینی به عنوان آزمونهای تکوینی و از آزمونهای استدلالی به عنوان آزمونهای پایانی استفاده شده است.
نتیجهگیری: چهارچوب تدوین شده میتواند بهعنوان ابزاری معتبر و جامع برای ارزیابی صلاحیت و توانمندیهای عملی دانشجویان مدیریت خدمات بهداشتی و درمانی در طول دوره کارآموزی مورد استفاده قرار گیرد.
محمد ضیا الدینی، محمد صادق ابوالحسنی، محمد زارع زاده، الهه سالاری خواه، هما خزاعی، فرزانه قربانی،
دوره 21، شماره 4 - ( 11-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به ابعاد قلدری سازمانی و زمینه ایجاد آن در اورژانس بیمارستان و کاهش کیفیت مراقبت از بیماران و افزایش نارضایتی از خدمات دریافتی و محدود بودن مطالعات پژوهشی در این حوزه، پژوهش در بخش اورژانس یک بیمارستان دانشگاه علوم پزشکی یزد انجام شد.
مواد و روشها: برای انجام این پژوهش توصیفی تحلیلی از روش مدلسازی ساختاری تفسیری استفاده شده است. خبرگان شامل 30 نفر از پزشکان، سرپرستاران و پرستارانی بودهاند که یا در اورژانس یک بیمارستان دانشگاه علوم پزشکی یزد در حال فعالیت بودهاند یا سابقه خدمت در این بخش را داشتهاند که به صورت مصاحبه عوامل مؤثر بر کاهش قلدری در محیط اورژانس از آنان پرسش و پس از استخراج این عوامل مجدد جهت امتیازدهی به آنان بازگردانده تا تأثیرات این عوامل بر هم از نظر آنان سنجیده و با نرمافزار MATLAB تحلیل نهایی انجام گردید.
نتایج: نتایج نشان میدهد که بیشترین تأثیر در کاهش قلدری مربوط به «آموزش کافی به پرسنل جهت برقراری ارتباط» و «برخورد مناسب و سعهصدر در مواجه با مراجعین» (با قدرت نفوذ 5) و کمترین تأثیر مربوط به «ایجاد فضای رفاهی مناسب» و «انجام تریاژ مناسب» (با قدرت نفوذ 1) میباشد.
نتیجهگیری: با توجه به اثرات مخرب در پی قلدری ایجاد سازوکارهای مناسب جهت کاهش این پدیده که در این تحقیق نشان داده شده و استفاده از عواملی که توسط خود افراد درگیر با قلدری شناسایی شده میتواند این پدیده را که در محیط اورژانس بیمارستان به کرات پیش میآید را کاهش داد.
راضیه منتظر الفرج، سجاد بهاری نیا، سارا جام برسنگ، فاطمه السادات هاشمی،
دوره 21، شماره 4 - ( 11-1401 )
چکیده
هدف: مأموریت اصلی بیمارستانها تأمین خدمات باکیفیت برای بیماران است. ارزیابی کیفیت خدمات بیمارستانی میتواند منجر به اختصاص هدفمند منابع مالی به حوزههایی شود که وضعیت نامناسبتری دارند. هدف از مطالعه حاضر بررسی کیفیت خدمات بیمارستانهای دانشگاهی استان یزد بود.
مواد و روشها: این مطالعه تحلیلی، مقطعی در سال 1399 - 1400 در 12 بیمارستان دانشگاهی استان یزد انجام شد. به منظور انجام مطالعه از پرسشنامه استاندارد سروکوال استفاده شد. این پرسشنامه از دو قسمت ادراکات و انتظارات تشکیل شده است و هر کدام شامل 28 سؤال و 6 بعد هستند. روش نمونهگیری به صورت تصادفی طبقهای بود. تجزیهوتحلیل دادهها در نرمافزار SPSS نسخه 24 انجام شد.
نتایج: 225 نفر از بیماران در مطالعه شرکت کردند. اکثریت بیماران سن بالای 50 سال داشتند (7/46 درصد). میانگین نمره انتظارات بیماران (12/8±99/128) در سطح بالا، میانگین نمره ادراکات بیماران (62/8±98/107) در سطح متوسط و میانگین نمره کل کیفیت خدمات بیمارستانی (24/12±97/236) در سطح بالا گزارش شد. در هر دو حوزه ادراکات و انتظارات، ابعاد قابلیت اطمینان، پاسخگویی و تضمین میانگین نمره بیشتر و ابعاد فیزیکی یا ملموس، همدلی و دسترسی میانگین نمره کمتری به خود اختصاص دادند.
نتیجهگیری: کیفیت خدمات بیمارستانهای دانشگاهی استان یزد در وضعیت مناسبی قرار داشت، لیکن میانگین نمره ادراکات از نمره انتظارات کمتر بود. اگرچه شکاف عمیق وجود نداشت، اما ضروری است مدیران بیمارستانی نسبت به ارتقای کیفیت خدمات توجه بیشتری نموده و به منظور بهبود کیفیت خدمات برنامهریزی جامعی انجام دهند.
محمد زارع زاده، اشکان امرایی، محمد صادق ابوالحسنی،
دوره 21، شماره 4 - ( 11-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: این پژوهش با هدف تعیین ارتباط میان اجرای برنامه استراتژیک با عملکرد بیمارستان انجام شد. اهمیت آگـاهی از عوامـل مؤثر بر اجرای برنامهریزی اسـتراتژیک و شناسایی آن منجر به برنامهریزی بهتر و اجرای درسـت فرآیند برنامهریزی استراتژیک میشود.
مواد و روشها: پژوهش حاضر یک پژوهش توصیفی تحلیلی، از نظر زمان مقطعی و از نظر نتایج کاربردی میباشد و در سال 1398 انجام گرفته است. جامعه پژوهش تمام افرادی هستند که در تألیف برنامه استراتژیک نقش داشتهاند این پژوهش از سرشماری استفاده کرده است که در صد بالایی از جامعه آماری پرسشنامه را پرکردهاند. پس از جمعآوری دادهها اطلاعات وارد نرمافزار شد و برای تجزیهوتحلیل دادهها از نرمافزار SPSS ویرایش 16 استفاده شده است.
نتایج: رابطه بین اجرای برنامه استراتژیک و عملکرد بیمارستان مستقیم و قوی است. در بین تمام بخشهای برنامه استراتژیک، مدیریت مشتریان نقش مهمتری نسبت به سایر بخشهای برنامه استراتژیک در بهبود عملکرد بیمارستان دارد.
نتیجهگیری: برای داشتن بیمارستانی با عملکرد مطلوب نیازمند برنامهریزی استراتژیک دقیق هستیم که این برنامه باید با دقت و نظارت مناسب اجرا شود تا بتواند ما را به عملکرد مطلوب برساند.
سید مسعود موسوی، سجاد بهاری نیا، آیسا مردانی، نجمه باقیان،
دوره 22، شماره 4 - ( 11-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: تعهد سازمانی پرستاران به عنوان یکی از مهمترین جنبههای کارکنان بیمارستان تحت تأثیر عوامل زیادی از جمله دلبستگی شغلی است که باعث ایجاد احساس انگیزه و تعهد در آنها و افزایش کیفیت خدمات میشود. در این پژوهش به بررسی ارتباط بین تعهد سازمانی و دلبستگی شغلی در پرستاران شاغل در بیمارستانهای آموزشی منتخب دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد در سال 1401 پرداخته شده است.
مواد و روشها: این مطالعه توصیفی و تحلیلی بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه پرستاران بیمارستان شهید صدوقی یزد بود که بر اساس فرمول کوکران 298 نفر مورد بررسی قرار گرفتند. گردآوری دادهها با پرسشنامههای شغلی ادواردز و کیلپاتریک (1984) و تعهد سازمانی آلن و مییر (1990) انجام شد. دادهها با استفاده از آزمون مجذور کای و با نرم افزار SPSS نسخه 21 و همچنین نرم افزار معادلات ساختاری لیزرل تجزیهوتحلیل شدند.
نتایج: %17/43 پرستاران از شغل خود راضی بودند و %17/40 دارای تعهد سازمانی بودند. یافتهها نشان داد بین دلبستگی شغلی و تعهد سازمانی ارتباط معنیداری وجود داشت (P<0.001). میانگین نمره بعد عاطفی (76/0 ± 75/3)، بعد مستمر (26/0 ±97/3)، بعد تکلیفی (36/0 ± 65/3) و دلبستگی شغلی (93/0 ± 74/3) به دست آمده است.
نتیجهگیری: با در نظر گرفتن رابطه معنیداری مستقیم رضایت شغلی پرستاران با فعالیت سازمانی و ارتباط مستقیم بین آنها، مدیران باید به عوامل مؤثر بر رضایت شغلی توجه داشته باشند زیرا رضایت شغلی مسئولیتپذیری کارکنان را افزایش میدهد.
روحاله عسکری، حسن جعفری، عارفه دهقانی تفتی، ندا فتوحی تفتی،
دوره 23، شماره 1 - ( 3-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: پرستاران به عنوان نزدیکترین افراد در حوزه سلامت نزد بیماران دارای محبوبیت زیادی هستند؛ لذا تقویت مهارت شایستگی مراقبت معنوی در این گروه از کارکنان بیمارستان حائز اهمیت میباشد. بر این اساس مطالعه حاضر با هدف تعیین وضعیت شایستگی مراقبت معنوی پرستاران شاغل در بیمارستانهای آموزشی منتخب دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد در سال 1402 انجام گردید.
مواد و روشها: پژوهش حاضر کاربردی-مقطعی بود که بر روی 262 نفر از پرستاران شاغل در بیمارستانهای آموزشی منتخب (بیمارستانهای شهید صدوقی، شهید رهنمون، افشار) انجام گرفت. دادهها با استفاده از پرسشنامه استاندارد شایستگی مراقبت معنوی (SCCS) جمعآوری و با استفاده از آزمونهای ANOVA، Mann-whitney Test، Wallis Test Kruskal و ضریب همبستگی اسپیرمن و از طریق نرمافزار SPSS ورژن 21 تحلیل شد.
نتایج: بر اساس نتایج مطالعه میانگین و انحراف معیار نمره کلی شایستگی مراقبت معنوی پرستاران (2/18±9/83) بود که در سطح مطلوب ارزیابی شد. همچنین در بین ابعاد شایستگی مراقبت معنوی بعد حمایت شخصی و مشاوره با بیمار بالاترین نمره (2/5±8/18) و بعد ارتباطات پایینترین نمره (6/1±3/7) را داشتند و بیشترین نمره شایستگی مراقبت معنوی نیز مربوط به بیمارستان شهید رهنمون (7/17±5/88) بود.
نتیجهگیری: هرچند میانگین نمره کلی شایستگی مراقبت معنوی پرستاران مورد مطالعه مطلوب ارزیابی شد اما پایین بودن نمره شایستگی پرستاران در بعد ارتباطات؛ لزوم برگزاری کارگاههای نحوه برقراری ارتباط مؤثر پرستار با بیمار را نشان میدهد. به نظر میرسد پرستاران با برخورداری از این مهارتها نقش مهمی در ارتقای سلامت بیماران ایفا خواهند کرد.
فاطمه دهقانی، عادل افتخاری،
دوره 23، شماره 1 - ( 3-1403 )
چکیده
پرستاران بزرگترین گروه کارکنان بهداشتی درمانی هستند که به دلیل اهمیت نقش حساس آن ها در جان و سلامت مردم جامعه؛ در کانون توجهات نظام سلامت کشورها قرار دارند و رضایت شاغلین این حرفه و عواملی که بر این رضایتمندی اثر می گذارند از اهمیت زیادی بر خوردار می باشد.
پرستاران فداکاری های شخصی عظیمی را انجام میدهند تا بتوانند مراقبتی را که شایسته بیماران است را به بهترین شکل ارائه دهند. بر اساس نتایج مطالعات، 58 درصد پرستاران داوطلبانه و 33 درصد از آنان به صورت اجباری در قالب اضافه کاری مشغول انجام مراقبت از بیماران می باشند. اضافه کاری اجباری را میتوان به عنوان خسته کننده ترین، استرس زاترین و مخرب ترین عامل در محیط کار در نظر گرفت که میتواند پرستاران، بیماران و همراهان آنان را متضرر کند.گزارش هایی از پیامدهای منفی ناشی از اضافه کار اجباری پرستاران وجود دارد.موضوع اضافه کار اجباری در کشور ایران روز به روز شایع تر و به یک موضوع بحث برانگیز و داغ تبدیل شده است موضوعی که برای پرستاران به عنوان موضوع آزاردهنده می باشد عدم اهمیت و همراهی مدیران پرستاری با آن ها می باشد. لذا برنامه ریزی فوری برای حل مشکل اضافه کار اجباری پرستاری ضروری است. امید است با برنامه ریزی دقیق و فوری و اخذ سیاست های حمایتی لازم در راستای اصلاح چالش اضافه کاری اجباری پرستاران، شاهد ارتقای کیفیت خدمات مراقبتی بیماران در نظام سلامت و افزایش انگیزه و نشاط کاری در بین شاغلین این حرفه مقدس باشیم.
خاطره خانجانخانی، تینا صیرفی، سجاد بهاری نیا، عاطفه ابراهیمی، سید مسعود موسوی،
دوره 23، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: اشتباهات دارویی که احتمال رخداد آنان توسط کادر پرستاری بیشتر از سایر کارکنان بیمارستان است، میتواند عوارض جبرانناپذیری را برای بیماران ایجاد نماید. هدف از این مطالعه، بررسی عوامل مؤثر بر بروز خطاهای دارویی پرستاران در بیمارستانهای منتخب دانشگاه علوم پزشکی یزد بود.
مواد و روشها: این مطالعه از نوع توصیفی-تحلیلی بود که به صورت مقطعی در سال 1401 انجام پذیرفت. 302 پرستار از 4 بیمارستان آموزشی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی یزد انتخاب شدند. ابزار جمعآوری دادهها، پرسشنامه استاندارد بود که خطاهای دارویی را در سه حیطه عوامل مدیریتی، انسانی و محیطی مورد بررسی قرار میداد. دادهها با استفاده از آزمونهای t، ANOVA و ضریب همبستگی پیرسون با بهرهگیری از نرمافزار SPSS نسخه 26 تحلیل شد.
نتایج: عوامل مدیریتی مهمترین عامل تأثیرگذار در وقوع خطای دارویی شناخته شد. مهمترین علت خطای دارویی در سه حیطه عوامل مدیریتی، انسانی و محیطی به ترتیب شامل کمبود تعداد پرستار نسبت به تعداد بیمار (44/2±34/4)، خستگی ناشی از بارکاری (98/0±17/4) و تراکم زیاد کار در یک شیفت کاری (6-12 ساعت) بوده است. تنها بین عوامل محیطی مرتبط با بروز خطاهای دارویی با جنسیت (008/0=p) رابطه آماری معناداری مشاهده شد.
نتیجهگیری: بکارگیری راهکارهای کاهش خستگی ناشی از بارکاری نظیر برقراری تعادل در شیفت کاری پرستاران و همچنین افزایش نیروی کار به منظور ارتقای سطح توانمندی پرستاران پیشنهاد میگردد. از طرفی دیگر تدوین پروتکلهای استاندارد، نظارت مستمر بر تجویز داروها به همراه ترویج فرهنگ کار تیمی، نقش مهمی در کاهش خطاها ایفا میکند.
حسن جعفری، محمدکاظم رحیمی، فرنوش قمی، عطیه دهقان نیری،
دوره 23، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: هوش سیاسی بالا نزد مدیران، میتواند موجب افزایش بهرهوری و عملکرد سازمانی و مهارتهای مدیریتی از جمله مهارتهای ارتباطی مدیران گردد. با توجه به اهمیت هوش سیاسی و مهارتهای ارتباطی مدیران، مطالعه حاضر با هدف بررسی ارتباط هوش سیاسی با مهارتهای ارتباطی در مدیران و مسئولان واحدهای بیمارستانهای آموزشی شهر یزد انجام شد.
مواد و روشها: این پژوهش به صورت توصیفی-مقطعی و از نوع کاربردی و بر روی 65 نفر از مدیران بیمارستانها و به صورت سرشماری انجام شد. از دو پرسشنامه استاندارد استفاده و تحلیل دادهها با استفاده از آمارههای توصیفی و آزمونهای آماری تحلیلی در نرم افزار SPSS 26 انجام شد.
نتایج: میانگین و انحراف معیار هوش سیاسی برابر با (11.96±15.107) و مهارتهای ارتباطی برابر با (7.46±59.46) و بالاتر از متوسط بود. بین میانگین نمره کلی هوش سیاسی با هیچکدام از متغیرهای دموگرافیک ارتباط معنیداری وجود نداشت. بین میانگین نمره کلی مهارتهای ارتباطی با متغیرهای دموگرافیک نیز فقط در متغیر جنسیت ارتباط معنیداری مشاهده شد (P-value=0.029). از بین ابعاد هوش سیاسی بیشترین میانگین مربوط به بعد صداقت آشکار (3.21±31.87) و کمترین بازیهای اجتماعی (3.59±20.47) و از بین ابعاد مهارتهای ارتباطی بیشترین مربوط به مهارت کلامی (2.53±18.76) و کمترین مهارت بازخورد (2.96±19.84) بود. آزمون همبستگی اسپیرمن نیز نشان داد بین هوش سیاسی و مهارتهای ارتباطی همبستگی مثبتی وجود دارد (0/527= r).
نتیجهگیری: تأکید بر ابعاد هوش سیاسی و مهارتهای ارتباطی مدیران و شناسایی وضعیت و بهکارگیری اقدامات اصلاحی در راستای ارتقای عملکرد آنها، حائز اهمیت میباشد. همچنین با توجه به پایینتر بودن میانگین ابعاد بازیهای اجتماعی از هوش سیاسی و مهارت بازخورد از مهارتهای ارتباطی در این مطالعه، برنامهریزی و اجرای برنامههای مناسب جهت ارتقا آنها ضروری به نظر میرسد.
مرتضی قادری آذرخوارانی، محمدرضا خواجه امینیان، میلاد احمدی مرزاله، محمدحسین یارمحمدیان، سید مسعود موسوی، حسن نوری ساری،
دوره 23، شماره 3 - ( 9-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: مرکز هدایت عملیات اضطراری، مکانی برای تمرکز بخشیدن به فعالیتهای مدیریت بلایا است و در تمامی مراحل چرخه مدیریت بلایا مورداستفاده قرار میگیرد. این مراکز نقشی حیاتی در هماهنگی اطلاعات و منابع برای پاسخهای کارآمد و مؤثر دارند. هدف از این مطالعه تأکید بر ایجاد چارچوبی استاندارد برای مراکز هدایت عملیات اضطراری در دانشگاههای علوم پزشکی ایران و بررسی ابعاد آن میباشد.
مواد و روشها: این مطالعه یک مقاله تفسیری است که بر اساس جمعآوری اطلاعات مقالات منتشر شده پیرامون چارچوب مراکز هدایت عملیات اضطراری و با تمرکز بر دو چارچوب شناخته شده در جهان شامل چارچوب مرکز هدایت عملیات اضطراری بهداشت عمومی سازمان بهداشت جهانی و راهنمای مراکز هدایت عملیات اضطراری آژانس مدیریت اضطراری فدرال آمریکا، بر اهمیت ایجاد چارچوب استانداردی برای مراکز هدایت عملیات اضطراری در دانشگاههای علوم پزشکی ایران تأکید نموده است.
نتایج: ازآنجاکه مراکز هدایت عملیات اضطراری در مأموریتها، اختیارات و منابع متفاوت هستند، بنابراین چارچوبهای مورداستفاده برای این مراکز در کشورهای مختلف دارای طراحی کاملاً مشابهی نیستند و تا حد زیادی به الزامات حاکمیتی کشورها بستگی دارند.
نتیجهگیری: وجود یک چارچوب استاندارد و منطبق با شرایط و نیازهای کشور برای مراکز هدایت عملیات اضطراری دانشگاههای علوم پزشکی ایران ضروری است و میتواند موجب ارتقا قابلیتهای پاسخ این مراکز در زمان وقوع حوادث و بلایا شود.
فاطمه زارع زاده مهریزی، عادل افتخاری،
دوره 24، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
سردبیر محترم
بیمارستانها به دلیل وسعت زیاد جزء ساختمانهایی با مصرف انرژی بالا هستند که برای پشتیبانی از عملیات خود به مقادیر قابلتوجهی برق، گرمایش، سرمایش و آب نیاز دارند. تقاضای بالای انرژی در بیمارستانها عمدتاً به عوامل مختلفی از جمله فعالیت شبانهروزی، تجهیزات پزشکی تخصصی، کنترل دما، رطوبت و نیازهای روشنایی نسبت داده میشود(1). در ساخت بیشتر بیمارستانهای موجود، مسائل مربوط به بهینهسازی مصرف انرژی کمتر مورد توجه قرار گرفتهاند. در حقیقت، طی چند دهه گذشته، به دلیل کم بودن هزینههای تأمین انرژی و کمتوجهی به موضوع پایداری اقتصادی و زیستمحیطی، طراحی و ساخت بیمارستانها تنها با هدف تأمین استانداردهای بهداشتی مورد نیاز بوده و تأثیر کارایی انرژی بر ساختمان نادیده گرفته شده است(2). چالش محدودیت منابع انرژی، یکی از مهمترین موضوعات مطرح در دنیا بوده و تأمین نیازهای جوامع مدرن تنها با استفاده از منابع انرژی سنتی، امکانپذیر نیست و بر اساس تحقیقات انجام شده در این زمینه، میتوان دریافت که میزان مصرف انرژی در نیم قرن گذشته به طور سرسامآوری افزایش یافته است(3). در نتیجه، استراتژیهای مدیریت انرژی در این محیط باید به گونهای طراحی شوند که هم به کاهش هزینهها و هم به بهبود بهرهوری انرژی کمک کنند، بدون اینکه بر عملکرد پزشکی و راحتی بیمار تأثیر منفی بگذارند.
عادل افتخاری، نجمه باقیان، ناهید خدامی، مریم زمانی فرادنبه،
دوره 24، شماره 3 - ( 9-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: مدیریت زمان یکی از مهارتهای اساسی در حرفههای حوزه سلامت، بهویژه پرستاری، است و نقش مهمی در افزایش بهرهوری، کاهش استرس و ارتقای کیفیت مراقبت از بیمار دارد. اهمیت این مهارت در بخشهای اورژانس، به دلیل حجم کاری بالا، محدودیت زمانی و ضرورت تصمیمگیری سریع، دوچندان میشود. این مطالعه با هدف ارزیابی شایستگی مدیریت زمان پرستاران شاغل در بخش اورژانس بیمارستانهای آموزشی دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد در سال 1404 انجام شد.
مواد و روشها: این پژوهش یک مطالعه توصیفی-مقطعی بود که بر روی 223 پرستار شاغل در بخشهای اورژانس بیمارستانهای آموزشی انجام شد. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامه شایستگی مدیریت زمان پرستاران بالینی طالبی و همکاران شامل 29 گویه در 6 بعد بود. تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه 27 صورت گرفت. در صورت نرمال بودن دادهها از آزمونهای T مستقل و آنالیز واریانس یکطرفه استفاده شد و برای بررسی ارتباط بین مؤلفهها، آزمون همبستگی اسپیرمن به کار رفت.
نتایج: یافتهها نشان داد شایستگی مدیریت زمان پرستاران در سطح متوسط رو به پایین قرار دارد؛ بهطوریکه 12/6٪ شایستگی نسبتاً مطلوب، 64/1٪ شایستگی ضعیف و 23/3٪ شایستگی نامطلوب داشتند. بیشترین میانگین نمره مربوط به مؤلفه تعدیل مسئولیت و هنجارها (67/15 ± 18/39) و کمترین میانگین مربوط به مدیریت هیجانات (31/12 ± 58/20) بود. بین اغلب مؤلفههای مدیریت زمان همبستگی مثبت و معنادار مشاهده شد، اگرچه ارتباط بین تعدیل مسئولیت و هنجارها با مدیریت هیجانات معنادار نبود.
نتیجهگیری: شایستگی مدیریت زمان پرستاران اورژانس در سطح مطلوبی قرار ندارد که میتواند ناشی از عواملی مانند کمبود نیروی انسانی و تراکم بیماران باشد. با توجه به ارتباط مؤلفههای مدیریت زمان، اجرای برنامههای آموزشی و مداخلات مدیریتی جامع بهمنظور ارتقای این مهارت، بهبود کیفیت مراقبت و کاهش فرسودگی شغلی پرستاران ضروری به نظر میرسد.