کاربران عمومی فقط به فهرست مقالات منتشر شده دسترسی دارند.
43 نتیجه برای موضوع مقاله:
روح انگیز اسدی، دکتر مسعود اعتمادیان، دکتر پژمان شادپور، فاطمه سمنانی،
دوره 16، شماره 4 - ( 11-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: در سالهای اخیر، بیمارستان هاشمینژاد بعضی از خدمات غیردرمانی خود را یا برونسپاری کرده ویا تصمیم بر برونسپاری آن به بخش خصوصی دارد. انتخاب و ارزیابی تامینکننده موضوع بحرانی و اصلی در برونسپاری خدمات بیمارستانی میباشد. لذا در این پژوهش به انتخاب و ارزیابی تامینکنندگان برای خدمات برونسپاری شده در بیمارستانها پرداخته شد.
مواد و روش ها: جهت نیل به این هدف ابتدا با بررسی مطالعات و با استفاده از نظرات خبرگان و کارشناسان بیمارستانی متشکل از مدیریت بیمارستان، مدیر کیفیت، مدیر منابع انسانی، مسئولان بخشهای برونسپاری شده و سایر خبرگان و متخصصان مرتبط با این حوزه، معیارهای ارزیابی و انتخاب تامینکنندگان خدمات برونسپاری شده شناسایی شد که شامل 14 معیار بود. معیارهای شناسایی شده در سه حوزه ویژگیهای خدمت، ویژگیهای تامینکننده و معیارهای ارتباطات در زنجیرهتامین دستهبندی شدند. مساله انتخاب تامینکننده جز مسائل تصمیمگیری چند معیاره میباشد. بنابراین با استفاده از رویکرد تحلیل سلسله مراتبی و با کمک نرم افزار Expert choice 11 معیارها وزندهی و رتبهبندی شدند.
نتایج: بر اساس نتایج حاصل شده، زیر معیارهای کیفیت خدمات، سیستمهای مدیریتی، مشتریمداری، امنیت اطلاعات تاثیر بیشتری بر انتخاب تامینکنندگان داشتند و زیر معیارهای، موقعیت جغرافیایی، انعطافپذیری و توانایی حل مساله کمترین اولویت را به خود اختصاص دادند.
نتیجه گیری: تامینکننده C در معیار ارتباطات دارای بالاترین اولویت و تامین کننده A در دو معیار دیگر یعنی ویژگیهای خدمت و ویژگیهای تامینکننده دارای اولویت بالاتری برای انتخاب تامین کننده دارا بود. تامین کننده A در رتبه اول، تامین کننده C در رتبه دوم و تامین کننده B در رتبه بعد قرار گرفت.
علی مرادی، خالد رحمانی، دکتر ابراهیم جعفری پویان، رسول یاراحمدی،
دوره 17، شماره 1 - ( 2-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: از آنجا که انتخاب نادرست یک مدیر ممکن است به انتخاب های ناصحیح در موارد دیگر سازمان منتج شود لازم است سازمانها به این مسئله مهم توجه نمایند و ساز و کارهای مدونی برای انتخاب مدیران در سطوح مختلف داشته باشند. با توجه به اهمیت این موضوع این مطالعه با هدف رتبه بندی شاخصهای کلیدی مرتبط با صلاحیت مدیران رده عملیاتی در دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد.
مواد و روش ها: در این مطالعه با استفاده از روش تاپسیس فازی(fuzzy TOPSIS)، یک روند منطقی و سیستماتیک برای رتبه بندی شاخصهای انتخاب مدیران عملیاتیآماده شد. برای دستیابی به معیارهای تأثیرگذار ابتدا شاخصهای مهم و مرتبط توسط خبرگان از میان فهرست مبسوط شاخص های مربوطه که از مرور متون، مستندات و گزارشات رسمی شناسائی شده بودند، انتخاب، سپس پرسشنامه ای براساس شاخصهای انتخابی طراحی و بعد از تایید روایی و پایایی (0.95=α) بین 50 نفر از مدیران میانی و عملیاتی توزیع گردید. در نهایت با کمک معیارهای SMART نسبت به وزن دهی و رتبه بندی شاخص ها اقدام و کلیدسازی شاخص ها انجام شد.
نتایج: از50 نفر شرکت کننده در این مطالعه 37(74%) نفر آنها مرد و بقیه زن بودند. میانگین و انحراف معیار سن شرکت کنندگان در مطالعه به ترتیب 68/41 و 06/7 سال بود. با مرور منابع و مطالعات انجام شده در این زمینه در مجموع 48 شاخص که با صلاحیت مدیران بیشتر تناسب داشتند، شناسائی شد. از شاخصهای شناسائی شده 36 شاخص بر اساس نظر اساتید و خبرگان علوم مدیریت و مدیران اجرایی که دارای اهمیت و تناسب بیشتری با صلاحیت مدیران رده عملیاتی داشتند، به عنوان شاخصهای کلیدی انتخاب شدند. در اکثر موارد همبستگی بین شاخصها مثبت بود. بر اساس تجزیه و تحلیلهای فازی شاخصهای تحصیلات عالی در رشته مدیریت، رعایت وقت و زمان، قدرت بیان، آراستگی و اعتقاد به نظم و قانون به ترتیب با ضرایب نزدیکی 205/0 ، 204/0 ، 203/0 ، 202/0 و 197/0 رتبه های اول تا پنجم را به خود اختصاص دادند.
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد، معیارهای تحصیلات عالی در زمینه علوم مدیریت و تسلط مدیر بر جنبه های فنی مدیریت سازمان در صدر ویژگیهای انتخاب مدیران قرار دارد. دانشگاههای علوم پزشکی و سازمانهای ارائه دهنده خدمات بهداشتی درمانی میتوانند جهت تدوین دستورالعمهای انتخاب مدیران از نتایج این تحقیق استفاده نمایند.
دکتر نادر توکلی، میلاد امینی، دکتر مهسا محمودی نژاد، محمد ویسی، دکتر حسن امیری، یوسف سادات، علی طهماسبی،
دوره 17، شماره 1 - ( 2-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: ارزیابی مقتضی یا غیر مقتضی بودن خدمات ارائه شده در بیمارستان موضوعی بسیار مهم جهت بهبود تخصیص منابع می باشد. بنابراین در این پژوهش به بررسی پذیرش و اقامت غیرضروری بیماران در جهت اصلاح هزینه های اضافی و مدیریت کارآ منابع پرداخته شد.
مواد و روش ها: این مطالعه از نوع توصیفی تحلیلی بود که به روش مقطعی در نیمه اول سال 96 انجام گرفت. از ابزار پروتکل ارزیابی مناسبت برای جمع آوری داده ها استفاده شد. تعداد 420 بیمار بستری در بیمارستان هفت تیر و فیروزگر در بازه زمانی انجام مطالعه با استفاده از روش نمونه گیری طبقه بندی انتخاب شدند. پس از جمع آوری اطلاعات، داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 18در دو سطح آمار توصیفی و تحلیلی تجزیه و تحلیل شد.
نتایج: از تعداد حجم نمونه ، 391 مورد پذیرش مقتضی و 29 مورد پذیرش غیر مقتضی طبقه بندی شدند. میزان پذیرش غیرمقتضی در بیمارستان های مورد مطالعه در حدود 7% برآورد گردید. جنس زن، نوع پذیرش، طول بستری و محل سکونت بیمار در پیش بینی میزان پذیرش غیرمقتضی تاثیر داشت (p ≤0.05).
نتیجه گیری: با توجه به بالا بودن درصد اقامت و پذیرش غیرمقتضی بیماران در این بیمارستانها و همچنین هزینه های بالای خدمات سلامت بایستی این مشکلات را با برنامه ریزی درست، مدیریت پذیرش های بین بخش های بیمارستانی تا حد زیادی کاهش داد و تا حد امکان از پذیرش و اقامت غیر مقتضی جلوگیری نمود.
دکتر معصومه عرفانی خانقاهی، دکتر فربد عبادی فرد آذر،
دوره 17، شماره 2 - ( 6-1397 )
چکیده
زمینه و هدف : مدل پابن لاسو یکی از کاربردی ترین مدلهای ارزیابی کارایی بیمارستانها می باشد. مطالعات متعددی با استفاده از این مدل در بیمارستانهای ایران انجام گرفته است. از این رو هدف مطالعه حاضر مرور نظام مند و متاآنالیز کارایی بیمارستانهای ایران با استفاده از مدل پابن لاسو بود.
مواد و روش ها: اطلاعات مورد نیاز با استفاده از کلید واژه های مرتبط با موضوع در پایگاه های اطلاعاتیPubMed, SID, Medlib, IranDoc, MagIran, IranMedex Scopus, Elsevier, Google Scholar, جمع آوری گردید. بازه زمانی انتخاب شده برای جستجوی مقالات سالهای 1395- 1380 بود. معیارهای ورود به مطالعه عبارت از مقالات انتشار یافته به زبان فارسی و انگلیسی، اشاره حداقل به یکی از سه شاخص مدل پابن لاسو در ایران، امکان دسترسی به متن کامل مقاله بود. معیارهای خروج از مطالعه عبارت از مقالات ارزیابی کارایی غیر از بیمارستانی و مقالات ارائه شده در همایش ها و کنفرانس ها، گزارش های موردی، نامه به سردبیر و مقالات آموزشی بود. جهت محاسبه شاخص های کارایی مدل پابن لاسو (ضریب اشغال تخت، نسبت گردش تخت و میانگین مدت بستری)، از روش های آماری مرتبط با متاآنالیز و جهت انجام متاآنالیز از نرم افزار CMA:2(Comprehensive Meta-Analysis) استفاده گردید.
نتایج:از 396 مقاله یافت شده در ابتدای مطالعه در نهایت از 27 مقاله یررسی شده مشخص گردیدکه به طور میانگین 79.9 (22.9 درصد) بیمارستان در ناحیه اول، 75.8 (21.7 درصد) بیمارستان در ناحیه دو، 117.8 (33.8 درصد) بیمارستان در ناحیه سوم و 74.6 (21.4 درصد) بیمارستان در ناحیه چهار مدل پابن لاسو قرار داشتند. متوسط مدت بستری 4/3 روز(CI 95%، 7/3-3)، ضریب اشغال تخت 63 درصد(CI95%، 95-41) و نسبت گردش تخت4/78 (CI95%، 2/8-85/71) بار در سال برآورد گردید.
نتیجه گیری: نتایج مطالعه نشان داد که بر اساس مدل پابن لاسو فقط حدود یک سوم بیمارستانهای ایران در ناحیه سه(ناحیه کارایی خوب) قرار داشتند. وضعیت عملکرد بیمارستانها در زمینه متوسط مدت بستری نزدیک به استانداردهای وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی، در زمینه نسبت گردش تخت بالاتر از استاندارد و در زمینه ضریب اشغال تخت کمتر از استاندارد بود.
دکتر علی محمد مصدق راد، مهناز افشاری، رحمان نصراللهی، ساره دانشگر، رسول کرانی بهادر،
دوره 17، شماره 2 - ( 6-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: سازمانهای بیمهگر در صورت عدم انطباق صورتحسابهای مالی بیماران با قرارداد منعقد شده مبالغی را به اسم کسورات به بیمارستانها پرداخت نمیکنند. این پژوهش به مقایسه کسورات اعمال شده از سوی سازمان بیمه تأمین اجتماعی به صورتحسابهای بیماران مجتمع بیمارستانی امام خمینی قبل و بعد از ابلاغ کتاب تعرفه ارزشهای نسبی خدمات بیمارستانی میپردازد.
مواد و روشها: دادههای این مطالعه توصیفی- تحلیلی از گزارشات کسورات اعمال شده به اسناد بیماران بستری و سرپایی بیمه تأمین اجتماعی در شش ماهه دوم 1392 (قبل از اعمال تعرفه ارزشهای نسبی خدمات) و شش ماهه دوم سال 1393 (بعد از اعمال آن) بدست آمد. اطلاعات با استفاده از نرم افزار SPSS و آزمون تی تست زوجی تحلیل شد.
نتایج: میانگین کسورات شش ماهه دوم سالهای 1392 و 1393 برابر با 9/2 و 1/11 درصد بود. میزان کسورات اعمال شده بعد از اجرای کتاب تعرفه ارزشهای نسبی خدمات به میزان 8/282 درصد افزایش یافت. میزان کسورات اعمال شده به ازای هر پرونده بستری 6 برابر و برای هر مورد سرپایی 12 برابر شد. بیشترین کسور اعمال شده در سال 1392 مربوط به خدمات جراحی و آزمایشگاه و در سال 1393 مرتبط با خدمات رادیوتراپی، شیمیدرمانی و هتلینگ بود.
نتیجهگیری: کسورات اعمال شده به صورتحسابهای ارسالی بیمارستان از سوی سازمان بیمه تأمین اجتماعی بعد از اجرای کتاب تعرفه ارزشهای نسبی به شدت افزایش یافت. شناسایی علل کسورات جدید بیمهای، آموزش کارکنان و پزشکان در این زمینه و ارتقای فرایندهای مربوطه برای کاهش کسورات بیمهای ضروری است.
ایمان دهقان، دکتر بختیار استادی، دکتر سعید حسینی،
دوره 17، شماره 4 - ( 11-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: اتاقهای عمل در هر مرکز درمانی از حساسترین واحدهای مرکز میباشند که زمانبندی و برنامهریزی عملیات آنها از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده و بهینهسازی آنها تاثیر بسزایی در بهینه سازی کل مجموعه دارد. زمانبندی جراحی قلب علاوه بر محدودیتهای نیروی انسانی، زمانی و تسهیلاتی، شامل محدودیت ضربالاجل جراحی بیمار نیز میباشد که در این پژوهش هدف زمانبندی جراحیها با درنظر گرفتن این پارامتر میباشد.
مواد و روشها: در این پژوهش کمی که از مطالعات نوع مقالات پژوهشی اصیل میباشد یک الگوریتم ۱+3 فازی پیشنهاد شد. این الگوریتم علاوهبر پایش محدودیت ها و ضربالاجل جراحی، به عدم قطعیت نیز توجه دارد. لازم به ذکراست بیماران نیز به دو دسته اورژانسی و غیر اورژانسی تقسیم گردیدند که این الگوریتم صرفا به زمانبندی موارد غیر اورژانسی میپردازد. در این پزوهش 343 بیمار مورد ارزیابی قرار گرفتند.
نتایج: با بررسی اطلاعات مربوط به یک دوره ۶ ماهه از مرکز قلب و عروق شهید رجایی تهران، بهبود ۱۱ درصدی نسبت به فرایند نوبتدهی موجود در پایش ضربالاجل بیماران ایجاد شده است. میزان بهینهسازی اغلب مربوط به تفاوت در انتخاب بیماران براساس ضربالاجل آنها جهت جراحی میباشد که در الگوریتم حاضر سهم عمدهای از بیماران انصرافی مورد خدمتدهی قرار داده شده اند. همچنین دیگر مزیت الگوریتم پیشنهادی نسبت به فرایند موجود پویای الگوریتم و اعمال عکسالعمل مناسب در برابر تغییرات بوجود آمده میباشد.
نتیجهگیری: درصورت پایش قطعی ضربالاجلها، هرچه طول صف بیشتر باشد، احتمال پذیرش بیماران غیراورژانسی با ضربالاجل کوتاهتر کاهش مییابد.
دکتر معصومه عرفانی خانقاهی، سودابه طایری،
دوره 17، شماره 4 - ( 11-1397 )
چکیده
سلامت زنان مفهوم وسیعی داشته و عوامل مختلف زیستی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و محیطی بر آن مؤثرند(1). شواهد تجربی مانند امید به زندگی بالاتر در زنان نظریه زیستشناختی راتایید میکند. از سوی دیگر، مدل زیست روانی- اجتماعی، سلامت زنان را نتیجه تجارب انها در طی دورههای مختلف زندگی و تحت تأثیر عوامل فرهنگی، روانشناختی و اجتماعی میداند(2). نظریههای رفتاری سبک زندگی را بهعنوان متغیر اصلی و تعیینکننده در تفاوت سلامت بین زن و مرد میدانند. برخی نظریههای رفتاری معتقدند زنان توان کمتری برای مقابله با استرس و موقعیتهای تنشزا دارند و به همین دلیل بیشتر در معرض بیماریهای روانی نظیر افسردگی قرار میگیرند. تفاوت در زمینه نوع و میزان مشارکت در فعالیتهای اجتماعی نیز بهعنوان یک عامل رفتاری روی وضعیت سلامتی زنان مؤثر است. فعالیتهای زنان بیشتر در خانه بوده و از پیوندهای اجتماعی کمتری برخوردارند و بیشتر در معرض آسیبهای روانی و نیز مشکلات جسمانی ناشی از این آسیبها قرار میگیرند(3). در تبیین ذهنی یا فرهنگی سلامت، معنای بیماری یا سلامتی، از ارزشها و هنجارهای حاکم بر جامعه، انتظارات و وظایفی که جامعه از او دارد، تأثیر میگیرد و افراد بر آن اساس خود را سالم یا بیمار میدانند(3). نظر به اهمیت سلامت زنان و تاثیر آن بر سلامت افراد جامعه، این مطالعه با هدف اولویتبندی عوامل مؤثر ور اهکارهای ارتقای سلامت زنان، ارائه مدل تصمیمگیری و انتخاب بهترین گزینه برای سیاستگذاران، تصمیم گیران و برنامه ریزان نظام سلامت جهت دستیابی به هدف ارتقاء سلامت زنان صورت گرفت.
سعیده علیدوست، دکتر عزیز رضاپور، رحیم سهرابی، رقیه محمدیبخش، دکتر علی سرابی آسیابر، نرگس رفیعی،
دوره 18، شماره 1 - ( 2-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به افزایش روزافزون افراد بیمهشده، اتکای بیمارستانها به منابع حاصل از سازمانهای بیمهگر افزایش مییابد که سهم نسبتاً زیادی از این درآمدها به دلایل مختلف دریافت نمیشود و به عنوان کسورات درآمدی بیمارستانها محسوب میشود. لذا این مطالعه باهدف تعیین علل کسورات درآمدی و راهکارهای کاهش آنها در بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی ایران انجام شد.
مواد و روشها: این مطالعه کیفی بر اساس رویکرد پدیدارشناسی در سال 1396 انجام شد. دادهها به روش مصاحبه نیمهساختارمند با 17 نفر از مسئولین و کارشناسان امور مالی و درآمد بیمارستانها جمعآوری شد و با استفاده از نرمافزار MAXQDA.10 و روش تحلیل چارچوبی گاله (2013) تحلیل شد.
نتایج: بر اساس تحلیل چارچوبی، 2 طبقه برای علل اصلی کسورات شامل علل مستقیم و علل ریشهای شناسایی شد. همچنین 8 طبقه برای راهکارهای کاهش کسورات شامل تعامل با سازمانهای بیمهگر؛ ارزیابی، تحلیل و پسخوراند وضعیت کسورات؛ هماهنگی و توانمندسازی نیروی انسانی؛ سازماندهی صحیح نیروی انسانی؛ تقویت کانالهای نظارتی؛ اقدامات انگیزشی، برنامهریزی صحیح و ساختارسازی شناسایی شدند.
نتیجهگیری: کسورات در کل فرآیند تبدیل خدمت به درآمد صورت میگیرد و مهمترین عامل مؤثر در آن عدم آگاهی و انگیزه کارکنان برای کنترل کسورات میباشد. برای کنترل کسورات مشارکت همه صاحبان فرآیند در بیمارستان و سازمانهای بیمهگر و بهویژه تعهد مدیریت ارشد بیمارستان ضروری است.
دکتر مهدی جعفری سیریزی، دکتر انور اسماعیلی، دکتر رحیم خدایاری زرنق، دکتر جلال عربلو، دکتر عبیدالله فرجی،
دوره 18، شماره 2 - ( 5-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از مهمترین دغدغههای مدیران سازمانها، رفتارهای کاری انحرافی کارکنان میباشد. رفتار کاری انحرافی عبارت است از رفتار ارادی که هنجارهای سازمانی را نقض کرده و سلامتی سازمان و کارکنان یا هر دو را تهدید میکند. هدف این مطالعه تعیین ارتباط هوش هیجانی و رفتار شهروندی سازمانی با گرایش به انحراف کاری کارکنان بود.
مواد و روشها: این مطالعه یک مطالعه مقطعی بهصورت توصیفی تحلیلی بود. جامعه مورد مطالعه 290 نفر از کارکنان (کارمندان اداری و پرستاران) چهار بیمارستان منتخب شهر تهران شامل شهید مطهری، شهید رجایی، حضرت رسول و دکتر شریعتی بودند. روش نمونهگیری تصادفی طبقهای بود. ابزار جمعآوری اطلاعات در این پژوهش سه پرسشنامه هوش هیجانی شوت، رفتار شهروندی سازمانی پودساکف و رفتار کاری انحرافی بنت و رابینسون بود. روایی و پایایی این پرسشنامهها در مطالعات قبلی تأیید شده بود. برای تجزیهوتحلیل اطلاعات از آزمونهای تی مستقل، آنالیز واریانس یکطرفه، تست تعقیبی توکی و ضریب همبستگی پارامتری پیرسون استفاده شد.
نتایج: از میان متغیرهای دموگرافیک و سازمانی تنها سن با گرایش به رفتارهای کاری انحرافی رابطه آماری معنیدار داشت (012/0p=). میان هوش هیجانی، رفتار شهروندی سازمانی و بعد احترام و تکریم با رفتارهای کاری انحرافی در سازمان رابطه آماری معنادار و معکوس مشاهده شد (0001/0p=).
نتیجه گیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که هرچقدر افراد سازمان دارای سطح هوش هیجانی بالاتری باشند، نگرش مثبتتری نسبت به سازمان خواهند داشت و حس فداکاری و تعهد کاری بیشتری نسبت به سازمان در خود احساس نموده ، رفتارهای شهروندی بیشتری در سازمان و گرایش کمتری به انجام تخلف کاری دارند.
وحید علی پور، عزیز رضا پور، ابراهیم حسن زاده، سعید باقری، محمد رضا شیخی چمان، یعقوب یوسفی،
دوره 18، شماره 3 - ( 7-1398 )
چکیده
سید مصطفی کوهستانی، دکتر حجت رحمانی، دکتر شیدا نوربخش، دکتر فرهاد حبیبی، قاسم رجبی واسوکلایی،
دوره 18، شماره 3 - ( 7-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: عفونتهای بیمارستانی به عنوان شایعترین عارضه مراقبتهای بهداشتی درمانی شناخته میشود که ایمنی بیمار را در نظام سلامت هر کشوری در سراسر جهان و با هر سطح توسعهیافتگی، مورد تهدید قرار میدهد. این مطالعه با هدف اپیدمیولوژی و تعیین عوامل ایجاد کننده عفونت های بیمارستانی یک بیمارستان آموزشی در شهر تهران طراحی و پیاده سازی شد.
مواد و روشها: این مطالعه توصیفی- تحلیلی، به صورت مقطعی در سال 1398 در یک بیمارستان آموزشی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی ایران طراحی شد. از دادههای مربوط به سامانه ثبت عفونتهای بیمارستانی در سالهای 1396 و 1397 بهره گرفته شد. به منظور تجزیهوتحلیل دادهها، از نرمافزار SPSS و آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار، فراوانی و درصد فراوانی) و آزمون تحلیلی (ANOVA) استفاده شد.
نتایج: شایعترین عفونتهای بیمارستانی به ترتیب شامل دستگاه ادراری (76/39%)، مرتبط با ونتیلاتور (92/20%)، جریان خون (71/20%) میباشند و عفونت پوست و بافت نرم (7/0%) کمترین میزان شیوع را به خود اختصاص داده است. بالاترین بروز عفونت بیمارستانی مربوط به بخش مراقبت ویژه (ICU) با 200 بیمار و پایینترین بروز نیز مربوط به بخش گوش، حلق و بینی با 1/23 بیمار و بروز کلی عفونت بیمارستانی 9/84 بیمار در ده هزار بیمار-روز بود.
نتیجهگیری: طراحی اقدامات و مداخلات اصلاحی کنترل عفونت، حساس سازی در مدیران و کارکنان بیمارستان، برگزاری برنامههای آموزشی تخصصی، توجه به طراحی اصولی ساختار فیزیکی بخشهای بیمارستانی، ایجاد سازوکارهای انگیزشی و نگرشی از مؤثرترین راههای مقابله با عفونتهای بیمارستانی است.
دکتر مسعود اعتمادیان، دکتر حسین شاهرخ، دکتر آیدین آرین خصال،
دوره 18، شماره 4 - ( 11-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: این مطالعه با هدف تبیین فرایند ایجاد یک بیمارستان غیردولتی و غیرانتفاعی به عنوان یک بیماستان شرکتی و ارائه مدلی برای ایجاد بیمارستانهای مستقل و شرکتی انجام شد.
مواد و روش ها: مطالعه از نوع کیفی و موردی بود. داده ها با مصاحبه با بنیانگذاران بیمارستان محب مهر، کارکنان و برخی مسئولان دانشگاه و سازمانهای خیریه جمع آوری شد. روش تحلیل داده ها تئوری بنیادی بود و داده ها در سه مرحله باز، محوری و انتخابی کدگذاری شدند.
نتایج: عوامل اولیه ایجاد بیمارستان محب مهر پایین بودن پرداختی پزشکان و اشتغال همزمان پزشکان در بخش دولتی و خصوصی بود. وجود فضاهای مرده در بیمارستان هاشمی نژاد و امکان قرارداد با بیمه های تکمیلی عوامل ثانویه بودند. واکنشها شامل استقبال پزشکان بیمارستان و مخالفت دولت و وزارت بهداشت بود. به دلیل پایین تر بودن تعرفه ها نسبت به بخش خصوصی و پذیرش بیمه های پایه و تکمیلی، دسترسی خوبی برای بیماران ایجاد شد. نظرات منفی دولت و وزارت بهداشت به تدریج تعدیل شد.
نتیجه گیری: فرایند تمرکز زدایی بخش دولتی در بیمارستانها باید به صورت پایین به بالا صورت گیرد. بهتر است به جای تبدیل بیمارستان های دولتی به مستقل یا شرکتی، آنها را از نو به شکل مستقل یا شرکتی ایجاد کرد. همینطور قبل از هرگونه اقدام تمرکز زدایی، باید ثبات مالی و مدیریتی در سازمانها ایجاد شود. برای تمرکز زدایی در سیستم اداره بیمارستانها، منافع کارکنان باید حفظ شود. بهتر است به جای دریافت اعتبارات دولتی، از ظرفیت اوقاف و دریافت وام های بانکی استفاده شود
دکتر محمد علی زحل، دکتر سیما رفیعی، ندا اسماعیل زاده ها، ساناز جمشیدی، نفیسه راستگو،
دوره 18، شماره 4 - ( 11-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به سیر مزمن بیماری انسدادی مزمن ریوی و مشکلات متعددی که برای فرد و جامعه ایجاد میکند، مطالعه حاضر با هدف تحلیل نقش متغیرهای سبک زندگی بر عود بیماری و بستری بیمارستانی در این مبتلایان انجام شده است.
روش بررسی: مطالعه حاضر از نوع آینده نگر بود که طی آن، مبتلایان به بیماری انسدادی مزمن ریوی مراجعه کننده به مرکز سرپایی تخصصی ریه در شهر قزوین که با تشخیص بیماری COPD بر اساس تاریخچه بالینی بیمار و نتایج بدست آمده از تست اسپیرومتری طی سه ماهه پائیز 96 مورد معاینه و ویزیت قرار گرفتند، در مطالعه شرکت داده شدند. به منظور جمعآوری اطلاعات پژوهش، از پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک بیماران، پرسشنامه فعالیت فیزیکی و نیز پرسشنامه سنجش وضعیت تغذیه استفاده شد. از آزمون رگرسیون لاجستیک جهت شناسایی عوامل خطر موثر در عود بیماری و میزان تاثیر آنها بر این متغیر وابسته استفاده شد.
یافتهها: در مطالعه حاضر 128 بیمار مبتلا به بیماری انسدادی مزمن ریوی (1/78% مرد با میانگین سنی 9/11±3/65) مورد پژوهش قرار گرفتند. میان متغیرهای فعالیت فیزیکی، وضعیت تغذیهای، مصرف سیگار، BMI بیماران و عود بیماری منجر به بستری بیمارستانی ارتباط آماری معنادار وجود داشت (p<0.05)؛ به نحویکه با افزایش سن بیماران، کاهش BMI، مصرف سیگار به تعداد سالهای بیشتر و انجام فعالیت فیزیکی محدود احتمال بستری بیمارستانی مبتلایان افزایش مییافت.
نتیجهگیری: شواهد نشان میدهد تاکید بر رویکردهای سلامت محور میتواند در کاهش بار مراجعات بیمارستانی مبتلایان به بیماری انسدادی مزمن ریوی موثر باشد. این قبیل راهبردها در عین اثربخشی به دلیل کم هزینه بودن از هزینه اثربخشی قابل توجهی نیز برخوردارند
مسعود اعتمادیان، علیمحمد مصدقراد، محمود رضا محقق دولت آبادی، حامد دهنوی،
دوره 19، شماره 1 - ( 2-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: مشارکت بخش دولتی و خصوصی در تأسیس و راهاندازی بیمارستان، استراتژی مناسبی برای ارائه خدمات با کیفیت سلامت به مردم با هزینه کم برای دولت است. با این وجود، چالشهایی در مسیر مشارکت بخش دولتی و خصوصی در تأسیس و راهاندازی بیمارستانهای ایران وجود دارد. این پژوهش با هدف شناسایی و تبیین چالشهای تأسیس و تجهیز بیمارستان جامع زنان محب یاس انجام شد.
مواد و روشها: این مطالعه کیفی با منطق استقرایی و به صورت مورد پژوهی با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته و بررسی اسناد در سال 1397 انجام شد. تعداد 24 نفر از ذینفعان کلیدی، مدیران و کارکنان مشارکتکننده در تأسیس و تجهیز بیمارستان جامع زنان محب یاس به صورت هدفمند و گلوله برفی انتخاب شدند. از روش تحلیل موضوعی برای تحلیل دادههای پژوهش استفاده شد.
نتایج: چالشهای مشارکت عمومی- خصوصی در ساخت و تجهیز بیمارستان جامع زنان محب یاس عبارت بودند از مدل نامناسب مشارکت عمومی- خصوصی، فراهم نبودن بستر مشارکت عمومی- خصوصی، اعتماد کم به بخش خصوصی، مشکلات تأمین مالی پروژه ساخت بیمارستان، تخریب ساختمان نیمهساخته بیمارستان، افزایش هزینه ساخت بیمارستان، ادغام و انتزاع دانشگاه علوم پزشکی تهران و ایران، مشکلات دریافت پروانه تأسیس بیمارستان، ادغام بیمارستان محب یاس با بیمارستان میرزا کوچک خان، تغییر کاربری بیمارستان و مشکلات تأمین و مدیریت تجهیزات و کارکنان بیمارستان.
نتیجهگیری: اگرچه مشارکت عمومی- خصوصی مزایایی برای نظام سلامت به دنبال دارد، ولیکن، به دلیل اهداف، انگیزهها و سبک مدیریت متفاوت بخش دولتی و خصوصی با چالشهای متعددی همراه است. نتایج این پژوهش اطلاعات ارزشمندی را در اختیار سیاستگذاران و مدیران ارشد نظام سلامت در مورد عوامل کلیدی موفقیت و موانع اجرایی مشارکت بخش دولتی و خصوصی در بخش سلامت ارائه میکند.
فرشید نصراله بیگی، پوران رئیسی، فربد عبادی فرد آذر،
دوره 20، شماره 2 - ( 6-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از مهمترین عواملی که بهرهوری پرسنل را کاهش میدهد فرسودگی شغلی است؛ بنابراین، هدف مطالعه حاضر تعیین رابطه بین کارکردهای مدیریت منابع انسانی و فرسودگی شغلی از دیدگاه مدیران و پرسنل ستادی معاونت بهداشت دانشگاه علوم پزشکی ایران بود.
مواد و روشها: جامعه آماری این مطالعه مقطعی شامل 657 نفر از مدیران و کارکنان ستادی معاونت بهداشت دانشگاه علوم پزشکی ایران بود که بر اساس جدول مورگان 242 نفر به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. دادههای پژوهش با کمک دو پرسشنامه فرسودگی شغلی و کارکردهای مدیریت منابع انسانی جمعآوری شد.
نتایج:174 نفر (7/70%) افراد مشارکتکننده در مطالعه زن، میانگین سن و سابقه کاری افراد 3/41 و 8/15 با انحراف معیار 35/7 سال بود. 9/78 درصد افراد متأهل و 1/69 درصد آنها از وضعیت حقوق دریافتی خود راضی نبودند. ابعاد ارزیابی نتیجه گرا، شرح شغلی شفاف و آموزش گسترده به ترتیب با میانگینهای 17/4، 12/4 و 03/4 از 7 بیشترین امتیاز را در بین ابعاد مختلف کارکردهای منابع انسانی داشتند. ابعاد مختلف فرسودگی نشان داد که بیشترین مقدار میانگین مربوط به احساس عدمکفایت شخصی و مسخ شخصیت (72/4) بود. نتایج آزمون همبستگی پیرسون نشان داد که بین کارکردهای مدیریت منابع انسانی با فرسودگی شغلی ارتباط آماری معناداری با ضریب همبستگی 439/0- وجود دارد (05/0P<).
نتیجهگیری: با بهبود کارکردهای مدیریت منابع انسانی، فرسودگی شغلی به طور معناداری کاهش خواهد یافت.
الهه امیراحمدی، مهدی رضایی، فاطمه مشکینی، محمد حسینی کسنویه،
دوره 21، شماره 3 - ( 9-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: داشتن ضعف و بیحالی و احساس نیاز به خدمات اورژانس بیمارستانی یکی از مهمترین علل مراجعه بیماران به اورژانس بیمارستانها میباشد. مطالعه حاضر با هدف تعیین ارتباط بین میزان ابتلا و مرگومیر بیماریها با ضعف و بیحالی مراجعهکنندگان انجام شد.
مواد و روشها: مطالعه حاضر به صورت مشاهدهای و آیندهنگر در بخش اورژانس بیمارستانهای رسول اکرم و فیروزگر انجام گرفت. بیماران توسط تیم ارزیابیکننده در واحد تریاژ اورژانس توسط ابزار معتبر بینالمللی تریاژ "شاخص شدت اورژانس (ESI) " به 5 گروه تقسیم شدند. بیماران به مدت 2 ماه پس از زمان ترخیص پیگیری شدند و وضعیت بیمار از لحاظ بیماری، سلامت یا مرگ مورد بررسی قرار گرفت.
نتایج: در بین سطوح 1 و 2 (بیمار با شرایط سطح حدت بالا) و 3 (نیاز بیمار به دو یا بیشتر از تسهیلات اورژانس در صورت عدم اختلال در علائم حیاتی)، سطح 3 بیشترین فراوانی مراجعه را داشت (9/61 درصد). 7/90 درصد بیماری زمینهای داشتند و 1/66 درصد از بیماران در زمان مراجعه دارو مصرف میکردند. در همان مراجعه اول 11 درصد از بیماران فوت کردهاند. در پیگیری اولیه 7/23 درصد افراد همچنان بیمار بودند، 7/40 درصد بهبودی پیدا کرده بودند و 8/17 درصد آنان فوت کرده بودند.
نتیجهگیری: نتایج نشان داد در پیگیری نهایی 3/9 درصد افراد همچنان بیمار بودند؛ میزان بیماران بهبود یافته در پیگیری نهایی 1/44 درصد بود و درصد فراوانی فوتیها در پیگیری نهایی 6/24 درصد بود. درصد مرگومیر بالا نشان از این دارد که نگرانی بیماران نه به خاطر داشتن ضعف و بیحالی، به خاطر بیماری زمینهای خطرناک بوده است که آنها را مجاب به مراجعه به بیمارستان کرده است.
مهناز مایل افشار، مریم گودرزی،
دوره 22، شماره 1 - ( 3-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: شیوع جهانی ویروس کرونا، به شدت بر زندگی انسانها تأثیر گذاشته است. محدودیتهای اتخاذ شده برای کاهش سرعت انتشار ویروس بر فعالیتهای اقتصادی-اجتماعی و محیطزیست تأثیر میگذارد. این امر، پدیدهای چندبعدی است که آثار و پیامدهای آن در حوزههای مختلف اقتصادی، اجتماعی، محیطزیست و سیاسی قابل رصد و رهگیری است. هدف از این مقاله بررسی پیامدهای بحران کرونا بر محیطزیست میباشد.
مواد و روشها: مطالعه حاضر از نوع مقاله مروری حیطهای میباشد که بر اساس جمعآوری اطلاعات مقالههای منتشر شده در پایگاههای دادهای ،Science Direct, Web of Science، Google Scholar،PubMed در بازه زمانی سالهای 2019 تا 2022 با هدف بررسی پیامدهای بحران کرونا بر محیطزیست انجام گرفت.
نتایج: یافتههای این پژوهش نشان میدهد که بحران ویروس کرونا و شرایط قرنطینه، پیامدهای متعددی برای محیط زیست به همراه داشته است. این مطالعه نشان میدهد که از یکسو، در اثر توقف بسیاری از فعالیتهای بشری شاهد کاهش چشمگیر انتشار آلایندهها به شمول گازهای گلخانهای هستیم و از سوی دیگر، زبالهها و بخصوص زبالههای طبی و پلاستیکی، به طور نگرانکنندهای افزایش یافته است.
نتیجهگیری: با وجود آثار مثبت کووید-19 بر عوامل محیطزیست، جنبههای منفی کوتاهمدت و بلندمدت آن شهود است. ضمن اینکه به نظر میرسد فعالیت اقتصادی کشور بعد از کرونا شدت یابد و لذا با تجزیهوتحلیل جامع اثرات کووید-19 بر چندین بخش، میبایست اقدامات جدی در این زمینه صورت گیرد.
ابراهیم حسن زاده، حسن ابوالقاسم گرجی، عزیز رضاپور، مانی یوسف وند،
دوره 22، شماره 2 - ( 6-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: بیمه تکمیلی درمان نقش کلیدی در اقتصاد سلامت و پرداخت افراد داشته که موجب افزایش سطح دسترسی به خدمات سلامت و کیفیت زندگی فرد خواهد شد. در همین راستا مطالعه حاضر با هدف بررسی چالشها و راهکارهای توسعه بیمههای تکمیلی درمان انجام شد.
مواد و روشها: مطالعه حاضر بهصورت مرور نظاممند بود که به بررسی پژوهشهای مرتبط با چالشها و راهکارهای توسعه بیمه تکمیلی درمان در کشورهای مختلف و با محدودیت زمانی مقالات چاپشده در 5 سال اخیر در پایگاههای اطلاعاتی داخلی و خارجی پرداخته است. برای هر مقاله فرم استخراج داده تکمیل و در نهایت دادهها طبقهبندی، خلاصهسازی و تحلیل گردید.
نتایج: با توجه به معیارهای ورود و خروج مطالعه تعداد 17 مقاله وارد تحلیل شدند. عمده چالشها و راهکارهای توسعه بیمههای تکمیلی درمان در 7 تم اصلی که شامل؛ حق بیمه و تأمین مالی، زیرساختها و بستری الکترونیک، بهبود بسته و ارتقا کیفیت، مخاطرات اخلاقی و انتخاب معکوس، هزینه اثربخشی و کارایی، تصمیمگیری مبتنی بر شواهد و آگاهی و تبلیغات مؤثر بودند، استخراج و بررسی شدند.
نتیجهگیری: با عنایت به وجود چالشها و موانع متعدد شناساییشده در توسعه بیمههای تکمیلی درمان، پیشنهاد میگردد بهمنظور رفع چالشها و موانع شناساییشده، به ایجاد زیرساختهای الکترونیکی و بسترسازی لازم جهت ارتقاء و توسعه سیاستهای بیمه تکمیلی درمان در ابعاد بسته خدمات، هزینه اثربخشی و کارایی پرداخت شود.
عسگر آقایی هشجین، علی نعمتی، سید محمد طباطبائی جبلی، پوریا فرخی،
دوره 22، شماره 4 - ( 11-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: کشور ایران یکی از 10 کشور جهان از منظر میزبانی از جمعیت پناهندگان و مهاجران در جهان محسوب میگردد. پناهندگان و مهاجران از مهمترین گروههای آسیبپذیر در همهگیری کرونا بودند. مطالعه حاضر باهدف بررسی میزان بهره-مندی پناهندگان و مهاجران از خدمات سلامت در همهگیری کرونا در مراکز بهداشتی درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی ایران انجام گرفت.
مواد و روشها: این مطالعه نیمه تجربی در سال 1400 در شهر تهران انجام گرفت. محیط پژوهش شامل تمام شبکههای بهداشت و درمان، بیمارستانهای عمومی و تخصصی بود. دادهها از طریق بررسی اسناد و اطلاعات ثبتشده در سامانه سینا جمعآوری شدند. کل خدمات ارائهشده در چهار گروه خدمات مراقبتهای اولیه، سرپایی، اورژانس و بستری بیمارستانی دستهبندی شدند. برای تحلیل دادهها از آزمون chow و مدل Interrupted time series با استفاده از بستههای نرمافزاری Wats و Sctest با نرمافزارR نسخه4.3.0 انجام گرفت.
نتایج: با شروع همهگیری کرونا، کاهش در میزان بهرهمندی پناهندگان و مهاجران از خدمات سرپایی، اورژانس و بستری بیمارستانی معنیدار (001/0P-value<) بوده است درحالیکه این کاهش برای خدمات مراقبتهای اولیه معنیدار گزارش نشد. همچنین بعد از شروع همهگیری کرونا فقط میزان بهرهمندی از خدمات بستری (013/0P-value<) یکروند افزایشی معنیدار را نشان داد.
نتیجهگیری: با شیوع همهگیری کرونا میزان بهرهمندی پناهندگان و مهاجران از کلیه خدمات سلامت شامل مراقبتهای اولیه، سرپایی، اورژانس و بستری کاهشیافته است. پوشش بیمهای کامل پناهندگان، درمان رایگان پناهندگان کمبضاعت، افزایش آگاهی پناهندگان برای استفاده بیشتر از خدمات سلامت، کاهش موانع اجتماعی اقتصادی موجود و تسهیل تعامل بین ارائهدهندگان و پناهندگان پیشنهاد میگردد.
مهرک پورمطهری، سعاد محفوظ پور، شهرام توفیقی، شقایق وحدت، ایروان مسعودی اصل،
دوره 22، شماره 4 - ( 11-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: در حالیکه منابع سلامت بطور فزاینده با محدودیت بیشتری مواجه میشود، استفاده از خدمات تصویربرداری پزشکی به میزان معناداری افزایش یافته است. بهصورت میانگین، هزینههای مرتبط با خدمات تشخیصی حدود 10% کل مخارج سلامت را تشکیل میدهد و این مقدار مدام در حال افزایش است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی علل بهرهمندی غیرمنطقی از خدمات تصویربرداری پزشکی و ارائه راهکارهای اصلاحی اجرا شده است.
مواد و روشها: با رویکرد توصیفی- پیمایشی پژوهش، در گام اول با استفاده از رویکرد کتابخانهای مطالعات صورت گرفته در این حوزه در پایگاههای داده بینالمللی و ملی، با استفاده از کلیدواژهها در بازه زمانی 1990 تا نوامبر 2021 جستجو شد. در گام دوم با تدوین پرسشنامه، مجموعهای از مصاحبه نیمه ساختاریافته با کارشناسان و متخصصان انجام شد. برای تحلیل دادهها از رویکرد شش مرحلهای تماتیک براون و کلارک و نرمافزار MAXQDA استفاده شد.
نتایج: ابتدا 605 مطالعه شناسایی شد که در مجموع هفت مورد آنها واجد شرایط ورود به مطالعه بودند. در بخش دوم در مجموع 12 مصاحبه عمیق اجرا و در مجموع 65 کد استخراج شد که در قالب 12 تم، دستهبندی شدند. روشهای مختلفی برای کنترل بهرهمندی غیر مقتضی از خدمات تشخیصی و درمانی معرفی شدهاند، از جمله مداخلات سیاستی، پایش و ارزیابی و آموزش.
نتیجهگیری: استفاده غیر مقتضی از خدمات سلامت در اکثر کشورها چالش مهمی محسوب میشود؛ که مهمترین عوامل مؤثر شامل: پوشش ناکامل بیمهها و پرداخت از جیب بیماران، نگرانیهای حقوقی و پزشکی تدافعی و پر کردن شکاف دانشی میباشند.