93 نتیجه برای پزشک
علیرضا براتی، مجید میرمحمدخانی، سمانه قدس، اسماعیل مشیری،
دوره 21، شماره 3 - ( 9-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: مطالعه حاضر به بررسی مولفه های اصلی که باید برای پیاده سازی نظام ارجاع در شهرستان بجنورد مد نظر قرار بگیرد، پرداخته است.
روش ها: در این مطالعه ترکیبی (کمی-کیفی) روش جمع آوری مولفه های اصلی به صورت مصاحبه با خبرگان بود که در نهایت اهمیت تمام مولفه های استخراج شده به صورت یک پرسشنامه محقق ساخته مورد ارزیابی قرار گرفت. همچنین برای بررسی دسته بندی مولفه ها در مجموعه های اصلی، از روش تحلیل عاملی اکتشافی با استفاده از نرمافزار SPSS انجام شد.
نتایج: مولفه های پرکاربرد توسط خبرگان شامل "توانمندسازی (دانشی، مهارتی، روانشناختی) منابع انسانی دخیل در نظام ارجاع "، " توجه به انگیزش منابع انسانی دخیل در نظام ارجاع" و "تدوین فرایندهای مناسب نظام ارجاع و بازمهندسی فرایندها به فراخور شرایط" بودند. همچنین در نهایت تمام مولفه ها در سه گروه از الزامات اصلی در نظام ارجاع شهرستان بجنورد به سه دسته تقسیم بندی شدند که شامل الزامات سازمانی و مدیریتی، نیروی انسانی و فناوری اطلاعات بودند.
نتیجه گیری: به طور خلاصه مولفه های فراوانی می توانند در ارتقا نظام ارجاع کمک کنند که این مولفه ها می توانند در مجموعه الزامات سازمانی و مدیریتی، نیروی انسانی و فناوری دسته بندی شوند. برنامه ریزی دقیق جهت دستیابی به مولفه های تعریف شده در نظام ارجاع می تواند به بهبود نظام سلامت منتهی شود.
احد نوروززاده،
دوره 21، شماره 3 - ( 9-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: آمارهای جهانی نشان میدهد که گردشگری سلامت تا پیش از شیوع کرونا رشد قابلتوجهی داشت اما با آغاز همهگیری و بسته شدن مرزهای کشورها به روی مهاجران، این روند با اُفت قابلتوجهی مواجه شده که در همین راستا پژوهش حاضر با هدف شناسایی موانع و تنگناهای گردشگری پزشکی سلامت در شرایط شیوع کووید 19 و ارائه راهکارهای علمی در جهت توسعه آن، در دو مرحله تحلیل مضمون و پیمایشی انجام گرفته است.
مواد و روشها: این پژوهش از لحاظ هدف، اکتشافی و از لحاظ نوع، توصیفی است که به روش میدانی اجرا گردید. جامعهی آماری در دو مرحله؛ مرحله اول 20 نفر از پزشکان باسابقه بیش از 15 سال استان اردبیل، به شیوه نمونهگیری گلوله برفی و مرحله دوم 200 نفر از کارکنان شاغل در دانشگاه علوم پزشکی استان که به صورت تصادفی طبقهای انتخاب شدند. برای تجزیهوتحلیل اطلاعات در مرحله اول از روش تحلیل مضمون در 6 مرحله و در مرحله دوم از آزمون تحلیل عاملی تأییدی مرتبهی اول و دوم استفاده شده است.
نتایج: یافتههای تحقیق نشان میدهد 9 تِم اصلی و 29 تِم فرعی به عنوان موانع و تنگناهای گردشگری پزشکی سلامت شناسایی شدند و 23 راهکار علمی نیز برای کاهش موانع و تنگناهای گردشگری پزشکی سلامت در شرایط شیوع کووید 19 ارائه گردیده است.
نتیجهگیری: شاخصهای برازش تطبیقی مطلوب بوده و مقدار RMSEA برابر 047/0 به دست آمده که نشان میدهد مدل از برازش مطلوب و مناسبی برخوردار است.
ناصر سیف الهی، سیدعلی نقوی،
دوره 21، شماره 4 - ( 11-1401 )
چکیده
مقدمه و هدف: اﻣﺮوزه ﺑﺎزار ﮔﺮدﺷﮕﺮی ﭘﺰﺷﻜﻲ ﺑﻪﻋﻨﻮان ﻳﻜﻲ از ﺻﻨﺎﻳﻊ درآﻣﺪزا و رﻗﺎﺑﺘﻲ در دﻧﻴﺎ ﻣﻄﺮح ﺷﺪه و از ﺣﻮزهﻫﺎی ﻧﻮﻳﻦ ﮔﺮدﺷﮕﺮی ﭘﻴﺸﺮﻓﺘﻪ اﺳﺖ. یﮑﯽ از روشﻫﺎی اﻓﺰایﺶ ﺟﺬب ﮔﺮدﺷﮕﺮ و ﺗأﺛﯿﺮﮔﺬاری ﺑﺮ ﺗﺼﻤﯿﻢﮔﯿﺮی ﮔﺮدﺷﮕﺮان ﺑﺮای اﻧﺘﺨﺎب ﻣﻘﺼﺪ، ﺗﺒﻠﯿﻐﺎت اﺳﺖ. اﻳﻦ ﭘﮋوﻫﺶ ﺑﺎ ﻫﺪف، شبیهسازی تأثیر تبلیغات بر جذب گردشگران پزشکی در ﺑﻴﻤﺎرﺳﺘﺎنﻫﺎی شهر یزد اﻧﺠﺎم ﮔﺮﻓﺖ.
مواد و روشها: پژوهش حاضر از نوع هدف، کاربردی و از نظر روششناسی در دسته تحقیقات توصیفی - تحلیلی قرار دارد. جامعه آماری پژوهش را استادان دانشگاه و متخصصان صاحبنظر در حوزه گردشگری پزشکی، مدیران بیمارستانها و مراکز درمانی در شهر یزد تشکیل داد. برای نمونهگیری از روش گلوله برفی استفاده شد. گردآوری اطلاعات از طریق مرور متون، پرسشنامه و مصاحبه نیمه ساختاریافته با خبرگان انجام شد. برای تحلیل دادهها از رویکرد تلفیقی و نوآورانهی مدلسازی عامل محور و روش تاگوچی بهره گرفته شد و نرمافزارهای مورد استفاده اَنیلاجیک و مینیتب بود.
نتایج: نتایج پژوهش حاصل از اجرای سناریوها نشان داد که از بین ابزارهای تبلیغات، میزان تأثیرگذاری تبلیغات اینترنتی از سایر ابزارها بیشتر است و تبلیغات تلویزیونی، مجلات تخصصی گردشگری و سمینار و کنفرانسها در رتبههای بعدی تأثیرگذاری قرار دارند. بهعنوان خروجی نهایی پژوهش، بررسی اثرات اصلی مربوط به هر ابزار تبلیغاتی منجر به شناسایی سطح مناسب هریک از ابزارها و ارائه مطلوبترین سناریو مبتنی بر برنامه تبلیغاتی بیمارستانهای شهر یزد شد.
نتیجهگیری: با توجه به آنکه از بین ابزارهای تبلیغاتی، تبلیغات اینترنتی بیشترین میزان تأثیرگذاری بر جذب گردشگر پزشکی دارد، مدیریت بیمارستانها برای جذب بیشتر گردشگران در حوزه پزشکی، باید بر تبلیغات اینترنتی تأکید ویژه داشته باشند تا از این طریق اطلاعات بیشتری در اختیار گردشگران قرار گیرد و تقاضا برای گردشگری پزشکی افزایش یابد.
حسن نیرومند سعداباد، علی وفایی نجار، الهه هوشمند، جمشید جمالی، زهرا کیوانلو، مهدی دهنوی،
دوره 21، شماره 4 - ( 11-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به نقش مهم پزشکان در تحقق استانداردهای اعتباربخشی و ضرورت جلب مشارکت پزشکان در این فرایند، این مطالعه بهمنظور شناسایی دیدگاه پزشکان در خصوص چالشهای مشارکت در برنامههای اعتباربخشی در بیمارستانهای تأمین اجتماعی شهر مشهد انجام شده است.
مواد و روشها: این مطالعه یک پژوهش توصیفی_ تحلیلی است که بهصورت مقطعی در سال 1400 با استفاده از پرسشنامه استاندارد طراحی شده که روایی و پایایی آن تائید شده بود، در دو بیمارستان متعلق به سازمان تأمین اجتماعی شهر مشهد انجام گردید. شرکتکنندگان 56 نفر از پزشکان شاغل تماموقت با حداقل یک سال تجربه کاری در بیمارستان بودند. تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه 26 انجام شد.
نتایج: در بین چالشهای مشارکت پزشکان در برنامههای اعتباربخشی ابعاد سازوکار انگیزشی (63/0±96/3)، تأمین منابع مناسب جهت اجرای اعتباربخشی (78/0±83/3)، برنامههای توانمندسازی پزشکان (73/0±78/3) و نقش دفتر بهبود کیفیت در جلب مشارکت پزشکان (74/0±75/3) از دیدگاه پزشکان مهمتر بود و ابعاد مطالبه گری بیماران (75/0±90/2) و ابهام در نقش (96/0±77/2)، اهمیت کمتری از نظر آنها داشت.
نتیجهگیری: جهت موفقیت در برنامه اعتباربخشی مدیران لازم است به سازوکارهای انگیزشی توجه بیشتری داشته باشند و منابع مناسب را با توجه به استانداردها تأمین نمایند، جهت توانمندسازی پزشکان در اجرای استانداردهای اعتباربخشی و همچنین فعالتر بودن دفاتر بهبود کیفیت برای تعامل با پزشکان و جلب مشارکت آنان برنامهریزی نمایند.
محمد حیدریان منش، آیدا اصغری، ابراهیم جعفری پویان،
دوره 22، شماره 3 - ( 9-1402 )
چکیده
ارائه مراقبتهای بهداشتی و درمانی از راه دور به دلیل شرایط و اتفاقات اخیر به میزان زیادی مورد توجه نظامهای سلامت قرار گرفته است. بسیاری از کشورها سعی دارند ویزیتهای اولیه و طیف نسبتا وسیعی از سایر مراقبتهای خود را بهصورت مجازی ارائه دهند که میتواند مقدمهای بر ایجاد کلینیکهای مجازی محسوب شود. با این حال، در خیلی از کشورهای جهان مفهوم این نوع مراکز به روشنی بیان نشده است و ویژگیهایی که برای به کار بردن لفظ کلینیکهای مجازی لازم است هنوز ناشناخته است. در این نوشتار سعی داریم با مرور مختصری بر متون مرتبط، مفهوم کلینیکهای مجازی و ویژگیهای آنها را تشریح کنیم.
مهرک پورمطهری، سعاد محفوظ پور، شهرام توفیقی، شقایق وحدت، ایروان مسعودی اصل،
دوره 22، شماره 4 - ( 11-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: در حالیکه منابع سلامت بطور فزاینده با محدودیت بیشتری مواجه میشود، استفاده از خدمات تصویربرداری پزشکی به میزان معناداری افزایش یافته است. بهصورت میانگین، هزینههای مرتبط با خدمات تشخیصی حدود 10% کل مخارج سلامت را تشکیل میدهد و این مقدار مدام در حال افزایش است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی علل بهرهمندی غیرمنطقی از خدمات تصویربرداری پزشکی و ارائه راهکارهای اصلاحی اجرا شده است.
مواد و روشها: با رویکرد توصیفی- پیمایشی پژوهش، در گام اول با استفاده از رویکرد کتابخانهای مطالعات صورت گرفته در این حوزه در پایگاههای داده بینالمللی و ملی، با استفاده از کلیدواژهها در بازه زمانی 1990 تا نوامبر 2021 جستجو شد. در گام دوم با تدوین پرسشنامه، مجموعهای از مصاحبه نیمه ساختاریافته با کارشناسان و متخصصان انجام شد. برای تحلیل دادهها از رویکرد شش مرحلهای تماتیک براون و کلارک و نرمافزار MAXQDA استفاده شد.
نتایج: ابتدا 605 مطالعه شناسایی شد که در مجموع هفت مورد آنها واجد شرایط ورود به مطالعه بودند. در بخش دوم در مجموع 12 مصاحبه عمیق اجرا و در مجموع 65 کد استخراج شد که در قالب 12 تم، دستهبندی شدند. روشهای مختلفی برای کنترل بهرهمندی غیر مقتضی از خدمات تشخیصی و درمانی معرفی شدهاند، از جمله مداخلات سیاستی، پایش و ارزیابی و آموزش.
نتیجهگیری: استفاده غیر مقتضی از خدمات سلامت در اکثر کشورها چالش مهمی محسوب میشود؛ که مهمترین عوامل مؤثر شامل: پوشش ناکامل بیمهها و پرداخت از جیب بیماران، نگرانیهای حقوقی و پزشکی تدافعی و پر کردن شکاف دانشی میباشند.
شادی خلیل اللهی، نسرین کاظمی، سعید بشارتی، عاطفه عابدینی، محمد ورهرام،
دوره 23، شماره 3 - ( 9-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: مقدمه: پیچیدگی و نوسانات شدید محیطی همراه با بروز سوانح و خطرات غیره منتظره، احتمال اختلال در زنجیره تأمین بیمارستان را افزایش داده است. تابآوری زنجیره تأمین، یکی از راهبردهای مقابله با این چالشها و تداوم ارائه خدمات مناسب و کارآمد بیمارستان در زمان فاجعه است. هدف این پژوهش تحلیل ساختاری عوامل مؤثر بر تابآوری زنجیره تأمین تجهیزات پزشکی بیمارستانی با استفاده از میک مک فازی بود.
مواد و روشها: این پژوهش کیفی - کمی، جامعه پژوهش اعضا هیئتعلمی مطلع از موضوع در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، روسای ادارههای تجهیزات پزشکی دانشگاه و معاونت درمان، مسئولین واحدهای تجهیزات پزشکی بیمارستانها، مدیران شرکتهای تولیدکننده تجهیزات پزشکی، مدیران شرکتهای واردکننده تجهیزات پزشکی بودند. ابزار گردآوری اطلاعات چکلیست و مصاحبه بود. تجزیهوتحلیل دادهها به روش تکمیل ماتریس فازی و تحلیل ماتریس با نرمافزار میک-مک فازی انجام شد.
نتایج: عامل «مدیریت لجستیک» تأثیرگذاری بیشتری بر تابآوری زنجیره تأمین تجهیزات پزشکی سرمایهای بیمارستانی دارد. «عوامل یکپارچگی و هماهنگی و ایجاد روابط تعاونی، رقابت، انعطافپذیری، مدیریت منابع انسانی و مدیریت ریسک – مدیریت بحران» به عنوان عواملی که کمترین تأثیرگذاری را دارند شناخته شدند و عوامل «شرایط محیطی، شفافیت و حراست، سیستم اشتراک اطلاعات و مدیریت منابع انسانی» کمترین تأثیرپذیری را دارند. «عوامل اقتصادی» به عنوان یک عامل با تأثیر غیرمستقیم بسیار قوی، تأثیر مهمی بر تابآوری زنجیره تأمین تجهیزات پزشکی بیمارستانی دارند.
نتیجهگیری: برای افزایش تابآوری زنجیره تأمین تجهیزات پزشکی بیمارستانی، توجه به «مدیریت لجستیک و عوامل اقتصادی» بسیار حیاتی است. علاوه بر این، عواملی مانند «چابکی و سرعت، مدیریت ریسک-مدیریت بحران، رقابت، یکپارچگی و هماهنگی و ایجاد روابط تعاونی» نیز از تأثیر غیرمستقیم متوسطی برخوردارند.
فرخ لقا محمدی، دکتر ماندانا صاحب زاده، یحیی همت یار طباطبایی،
دوره 23، شماره 3 - ( 9-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: مقدمه: پیچیدگی و نوسانات شدید محیطی همراه با بروز سوانح و خطرات غیره منتظره، احتمال اختلال در زنجیره تأمین بیمارستان را افزایش داده است. تابآوری زنجیره تأمین، یکی از راهبردهای مقابله با این چالشها و تداوم ارائه خدمات مناسب و کارآمد بیمارستان در زمان فاجعه است. هدف این پژوهش تحلیل ساختاری عوامل مؤثر بر تابآوری زنجیره تأمین تجهیزات پزشکی بیمارستانی با استفاده از میک مک فازی بود.
مواد و روشها: این پژوهش کیفی - کمی، جامعه پژوهش اعضا هیئتعلمی مطلع از موضوع در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، روسای ادارههای تجهیزات پزشکی دانشگاه و معاونت درمان، مسئولین واحدهای تجهیزات پزشکی بیمارستانها، مدیران شرکتهای تولیدکننده تجهیزات پزشکی، مدیران شرکتهای واردکننده تجهیزات پزشکی بودند. ابزار گردآوری اطلاعات چکلیست و مصاحبه بود. تجزیهوتحلیل دادهها به روش تکمیل ماتریس فازی و تحلیل ماتریس با نرمافزار میک-مک فازی انجام شد.
نتایج: عامل «مدیریت لجستیک» تأثیرگذاری بیشتری بر تابآوری زنجیره تأمین تجهیزات پزشکی سرمایهای بیمارستانی دارد. «عوامل یکپارچگی و هماهنگی و ایجاد روابط تعاونی، رقابت، انعطافپذیری، مدیریت منابع انسانی و مدیریت ریسک – مدیریت بحران» به عنوان عواملی که کمترین تأثیرگذاری را دارند شناخته شدند و عوامل «شرایط محیطی، شفافیت و حراست، سیستم اشتراک اطلاعات و مدیریت منابع انسانی» کمترین تأثیرپذیری را دارند. «عوامل اقتصادی» به عنوان یک عامل با تأثیر غیرمستقیم بسیار قوی، تأثیر مهمی بر تابآوری زنجیره تأمین تجهیزات پزشکی بیمارستانی دارند.
نتیجهگیری: برای افزایش تابآوری زنجیره تأمین تجهیزات پزشکی بیمارستانی، توجه به «مدیریت لجستیک و عوامل اقتصادی» بسیار حیاتی است. علاوه بر این، عواملی مانند «چابکی و سرعت، مدیریت ریسک-مدیریت بحران، رقابت، یکپارچگی و هماهنگی و ایجاد روابط تعاونی» نیز از تأثیر غیرمستقیم متوسطی برخوردارند.
لیلا برنای آگاه، امین قاسم بگلو، اباسط میرزائی،
دوره 23، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: کشورهای در حال توسعه، در یک فضای رقابتی به دنبال راهکارهای جذب گردشگران پزشکی هستند. یکی از این روشها، بازاریابی دیجیتال می باشد. هدف پژوهش حاضر تعیین معیارهای بازاریابی دیجیتال پزشکی و بررسی ارتباط آن با پذیرش گردشگران سلامت در بیمارستانهای منتخب شهر تهران در سال 1401 میباشد.
مواد و روشها: در این پژوهش توصیفی-تحلیلی از روش ترکیبی (کیفی-کمی) استفاده شده است. در بخش کیفی، با مرور جامع متون، معیارهای بازاریابی پزشکی دیجیتال در گردشگری سلامت شناسایی شده و با دلفی فازی، 5 عامل و 61 مفهوم مشخص شدند. در بخش کمی به منظور تعیین روایی و پایایی، پس از توزیع پرسشنامهها در میان 30 نفر از اساتید و صاحبنظران، 25 سؤال معتبر باقی ماند. در این پژوهش حجم نمونه شامل 125 نفر از کارشناسان واحد گردشگری سلامت و کارکنان بخشهای مختلف بیمارستانها بود. با استفاده از ضریب همبستگی کندال و خی دو، ارتباط بین معیارهای دیجیتال پزشکی و جذب گردشگران مورد بررسی قرار گرفت، این آزمون با نرمافزار SPSS 18 انجام شد.
نتایج: معیارهای شناسایی شده در این مطالعه شامل وب سایت چندزبانه، محتوای سایت، سیستم عامل دیجیتالی، نیروی انسانی و جذب گردشگری سلامت بود. نتایج حاصل از بررسی همبستگی کندال نشان داد، عملکرد نیروی انسانی (413/0=r)، محتوای وب سایت (247/0=r) و وجود سیستم عامل (235/0=r) به ترتیب بیشتر ارتباط معنادار را با جذب گردشگر دارند (01/0>P). همچنین نتایج آزمون کای دو نشان داد که بین وجود وب سایت چند زبانه، محتوای وب سایت، وجود سیستم عاملهای دیجیتالی و عملکرد نیروی انسانی با جذب گردشگران سلامت تفاوت معناداری وجود دارد (01/0>P).
نتیجهگیری: پژوهش حاضر تأکید بر آن دارد که ارتقای کیفیت خدمات و محتوای وب سایت، عملکرد نیروی انسانی، سیستم عاملهای دیجیتالی، عوامل مؤثر در جذب گردشگران سلامت می باشد. یافتههای این پژوهش با تأیید نتایج مطالعات پیشین، نقش تعیینکننده مؤلفههای دیجیتال در موفقیت گردشگری سلامت را بار دیگر اثبات کرد.
گلنوش بابایی، حسین درگاهی، حجت رحمانی،
دوره 23، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: مهاجرت کارکنان مراقبتهای بهداشتی از کشورهای در حال توسعه به کشورهای توسعه یافتهتر، یک روند طولانیمدت و مداوم است. از دست دادن کارکنان به دلیل مهاجرت میتواند بر سیستمهای مراقبتهای بهداشتی تأثیر منفی بگذارد؛ بنابراین این مطالعه با هدف تعیین علل تمایل به مهاجرت و راهکارهای کاهش آن در پیراپزشکان دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد.
مواد و روشها: مطالعه حاضر از نوع کاربردی است که به روش ترکیبی در سه مرحله مرور متون، دلفی و پنل خبرگان در دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال 1403 انجام شد. بر اساس مرور متون، پرسشنامه علل و راهکارهای کاهش مهاجرت پیراپزشکان تهیه و پس از تأیید روایی و پایایی آن، در اختیار دانشجویان قرار گرفت. مهمترین راهکارهای کاهش مهاجرت به کمک پنل خبرگان شناسایی شد. جهت تحلیل دادههای کمی از نرمافزار SPSS نسخه 22 و برای دادههای مرور متون و پنل خبرگان از تحلیل محتوای کیفی استفاده شد.
نتایج: مهمترین علل مهاجرت پیراپزشکان شامل عوامل زمینهای، عوامل مرتبط با کار، عوامل مرتبط با نظام سلامت، عوامل مرتبط با فرد و عوامل مرتبط با کشورهای مقصد مهاجرت بود. مطابق نتایج، افزایش حقوق و مزایا، افزایش امکانات رفاهی و بهبود شرایط اقتصادی مهمترین راهکارهای کاهش مهاجرت از دیدگاه دانشجویان و خبرگان بود.
نتیجهگیری: اگرچه برخی اقدامات مانند افزایش آگاهی نسبت به سختیهای مهاجرت میتواند در تصمیمگیری افراد مؤثر باشد، اما اقدامات ریشهایتری همچون بهبود وضعیت اقتصادی، اصلاح ساختار نظام سلامت، ایجاد فرصتهای شغلی برابر و ارتقای منزلت اجتماعی پیراپزشکان برای کنترل و کاهش روند مهاجرت ضروری هستند.
فاطمه محمدی، حسین درگاهی، سارا امامقلی پور سفید دشتی، محمدمهدی علاءالدین،
دوره 23، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: پیشرفت سریع در زمینههای گوناگون علمی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، صنعت بهداشت و درمان را نیز دستخوش تغییرات عظیمی کرده است. سازمان بهداشت جهانی، توسعه تجهیزات و لوازم و ملزومات پزشکی را برای کاهش نابرابریها بهداشتی و دستیابی به اهداف نظام سلامت ضروری دانسته و به کشورهای عضو توصیه کرده است تا بخش اعظمی از هزینههای نظام سلامت را به این امر اختصاص دهند. لذا مطالعه حاضر با هدف تعیین سهم هزینههای دارو و ملزومات مصرفی پزشکی از کل هزینههای نظام سلامت ایران انجام شده است.
مواد و روشها: این مطالعه از نوع توصیفی، مقطعی و گذشتهنگر است که به جمعآوری و تحلیل دادههای سوابق پزشکی بیماران سرپایی و بستری در طول سالهای 1397 تا 1399 پرداخته است. هزینههای وسایل و لوازم مصرفی ترکیبی در نظام سلامت، از دادههای حسابهای ملی سلامت و داشبورد SPAS استخراج شد. سپس تحلیل آماری پیشرفته با استفاده از نرمافزار اکسل برای تعیین سهم هزینههای بهداشتی درمانی و هزینههای دارو و لوازم مصرفی ترکیبی در نظام سلامت انجام شد.
نتایج: در طی سالهای 1397 لغایت 1399، هزینههای دارو و لوازم مصرفی پزشکی برای بیماران بستری 12% از هزینههای کل سلامت را تشکیل میدهد که به طور سالانه 8/1% کاهش داشته است. همچنین هزینههای سرپایی 5/19% از کل هزینهها را به خود اختصاص داده که به طور سالانه 7/0% افزایش دارد. بیمه سلامت پایه حدود 3/10% از بودجه خود را برای این هزینهها تخصیص داده است که به طور کلی برابر با 5/31% از هزینههای کل نظام بهداشتی درمانی کشور است.
نتیجهگیری: مدیریت مؤثر زنجیره تأمین و برنامهریزی استراتژیک برای کاهش وابستگی به واردات، پاسخگویی مناسب به تقاضاهای فزاینده بهداشتی درمانی، نظارت و پایش بر قیمتهای دارو و ملزومات مصرفی پزشکی و کاهش اثرات سوء تورم، تحریم و کمبود نقدینگی، افزایش سهم بودجه بهداشت و درمان از تولید ناخالص داخلی و گسترش پوشش بیمهای به منظور ایجاد حفاظت مالی از افراد جامعه و دستیابی به پوشش همگانی سلامت را در نظام سلامت بسیار حیاتی است.
طاهر ملکی، دکتر اباسط میرزایی، ساناز زیدابادی، اکبر رسولی،
دوره 24، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از برنامههای اصلاحات نظام سلامت، برنامه پزشک خانواده و نظام ارجاع است. لذا هدف از انجام این مطالعه، مروری بر چگونگی تامین مالی پزشک خانواده و نظام ارجاع در کشورهای منتخب و ایران میباشد.
مواد و روشها: این مطالعه به صورت مروری تطبیقی در سال 1403 انجام شده است. اطلاعات با استفاده از کلید واژههای مرتبط و معادل انگلیسی آنها براساس سرعنوانهای موضوعی مشخص (Mesh) در پایگاههای اطلاعاتی مختلف استخراج گردید. علاوه بر آن دادههای سازمان بهداشت جهانی و گزارش نظامهای سلامت کشورهای منتخب هم مورد بررسی قرار گرفتند. اطلاعات براساس فرم استخراج دادهها (محقق ساخته) استخراج شد. در نهایت اطلاعات به تفکیک موضوع دستهبندی شد و مورد تحلیل قرار گرفت.
نتایج: یافتهها حاکی از این بود که بیشترین چالشهای تامین مالی طرح پزشک خانواده مربوط به عوامل فرهنگی، اقتصادی، محیطی و شرایط کاری کشورها میباشد. همچنین سایر یافتههای مطالعه در چهار بخش شامل وضعیت نظام ارجاع در کشورهای منتخب، دستاوردهای نظام ارجاع و پزشک خانواده برای سیستم سلامت آن کشور، تأمین مالی، نقاط قوت، ضعف، فرصتها و چالشهای اجرای نظام ارجاع و پزشک خانواده به تفکیک کشورهای منتخب شناسایی و استخراج گردید.
نتیجهگیری: علی رغم شباهتهای فراوان در نحوه اجرای برنامه پزشک خانواده در بین کشورهای منتخب، اما به لحاظ سیاستگذاری، روشهای اجرا و نحوه تامین هزینهها تفاوتهایی وجود دارد. براساس یافتههای پژوهش، پیشنهاد میگردد که به منظور اجرای موفقیت آمیز برنامه پزشک خانواده، از تجارب موفقیت آمیز سایر کشورها در سطح بین المللی و همچنین شواهد و اطلاعات در اجرای این برنامه بهرهگرفته شود.
بهشته جبلی، محمد ورهرام، فاطمه کیوانی راد، سولماز زرینه، الهام قازانچایی،
دوره 24، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: حکمت در لغت به معنای دانش، دانایی، معرفت و عرفان بکار رفته است. خدمات بیمارستانی بیش از همه خدمات شناخته شده به نیروی انسانی وابسته است و ماهیت این خدمات به گونه ایست که کارکنان باید جهت کسب بیشترین کارایی و اثربخشی علاوه بر دارا بودن تخصص و مهارت، متعهد نیز باشند. در این منظر، بیمارستان حکمتبنیان بیمارستانی است که خدمات خود را بر مبنای سه اصل منزلت و کرامت انسانی، دانش و حکمت پزشکی و اخلاق و شئون اسلامی ارائه مینماید. لذا هدف از انجام این مطالعه شناسایی مؤلفههای مؤثر بر اعتباربخشی بیمارستانی با رویکرد بیمارستان حکمت بنیان میباشد.
مواد و روشها: این مطالعه، یک مطالعه کیفی به روش تحلیل محتوای گرانهایم و لاندمن میباشد که اطلاعات آن از طریق انجام مصاحبه از 62 پزشک و بیمار از بخشهای مختلف تا زمان اشباع دادهها جمعآوری گردید. در این مطالعه برای انتخاب مشارکتکنندگان از نمونهگیری هدفمند استفاده شد. به طوری که با افرادی مصاحبه شد که در زمینه پدیده مورد مطالعه یا جنبههایی از آن دارای اطلاعات و شناخت مناسب و نسبتا کافی بودند. در این مطالعه از بررسی کتابخانهای و اسناد بالادستی نظام سلامت از ابتدای انقلاب تاکنون نیز جهت جمعآوری دادههای مروری استفاده شد.
نتایج: در مطالعات کتابخانهای 20 سند بالادستی در رابطه با سلامت، پزشکی، آموزش و فرهنگ و تمدن استخراج گردید. همچنین از مصاحبههای انجام شده از 32 پزشک و 28 بیمار در رابطه با مؤلفههای مؤثر بر اعتباربخشی با رویکرد بیمارستان حکمت بنیان، 10 طبقه اصلی استخراج شد. طبقات اصلی استخراج شده از مصاحبه پزشکان و بیماران شامل مسائل اجتماعی، فرهنگی و اعتقادی، امکانات، تجهیزات و منابع انسانی، مهارتهای ارتباطی، چالشهای مالی و معیشتی بیماران، دانش، آموزش و آگاهی، عوامل ملموس، عوامل اقتصادی، عوامل فرهنگی، تابآوری روحی و روانی در بیماران و قابلیت اطمینان خدمات بود.
نتیجهگیری: درک متقابل احساسات و عقاید آمیخته با صبر و آرامش، برخورد همراه با احترام توسط طرفین و تبادل اطلاعات و دانش از انتظارات هر دو طرف پزشک و بیمار از یکدیگر محسوب میشود. لذا به نظر میرسد یک دسته از نیازهای اولیه و ثانویه وجود دارد که با برطرف شدن هر کدام از آنها امید دستیابی به بیمارستانی استاندارد همراه با چشمانداز طب و حکمت قابلانتظار باشد.