31 نتیجه برای مراقبت
فرناز عطار جان نثار نوبری، ترانه یوسفی نژادی، فرانک بهزادی گودری، محمد عرب،
دوره 14، شماره 2 - ( 5-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف از مدیریت خطاهای بالینی، ارتقاء کیفیت مراقبت سازمان های بهداشتی و درمانی و اطمینان از ایمنی بیماران می باشد. به این منظور، این مطالعه به شناسایی و ارزیابی حالات خطای ممکن در بخش مراقبت های ویژه (ICU) یکی از بیمارستان های تهران با رویکرد تحلیل حالات و اثرات خطا (FMEA) با هدف کاهش وقوع خطرات می پردازد.
مواد و روش ها: پژوهش حاضر مطالعه ای توصیفی است که داده های آن به صورت کیفی و از طریق مشاهده مستقیم، بررسی سوابق و اسناد و بحث گروهی متمرکز (FGD) با صاحبان فرآیند در بخش مراقبت های ویژه یکی از بیمارستان های غیردولتی تهران در سال 93 گردآوری شد. تحلیل داده ها مطابق با روش FMEA، بر اساس عدد اولویت ریسک (RPN) به صورت کمی انجام شد.
نتایج: طبق روش FMEA، 378 حالت خطای ممکن در 180 فعالیت بخش مراقبت های ویژه، شناسایی و ارزیابی گردید. سپس با تعیین قابلیت اطمینان 90%، مجموعاً 18 حالت خطا با 100RPN≥ به عنوان خطاهای با ریسک غیرقابل قبول شناسایی و تحلیل شد.
نتیجه گیری: شناسایی 18 خطا با ریسک غیرقابل قبول از بین 378 حالت خطاهای شناسایی شده، علت یابی آنها و ارائه اقدامات اصلاحی، همگی حاکی از قابلیت بالای روش FMEA در شناسایی، ارزیابی، الویت بندی و تحلیل خطاهای ممکن در بخش حساس و پیچیده ای نظیر بخش مراقبت های ویژه در بیمارستان می باشد.
فرناز خاتمی، مجتبی صداقت سیاهکل،
دوره 14، شماره 4 - ( 10-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: این مطالعه با هدف تعیین طول مدت بستری در بخش مراقبتهای ویژه (آیسییو) و عوامل مؤثر بر آن، بعنوان گامی در جهت کمک به بازنگری سیاستهای بیمارستانی، استفاده مناسب تر از منابع و بهبود کارایی در سیستم سلامت شکل گرفت.
مواد و روش ها: این پژوهش بصورت مقطعی و در 9 بخش آی سی یو جنرال از بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی تهران و بر روی 246 بیمار انجام گردید. متغیرهایی مثل سن، نوع بیماری، وجود عفونت بیمارستانی، APACHE II score (Acute Physiology and Chronic Health Evaluation II)، و غیره مورد بررسی قرار گرفتند. از نرم افزار SPSS جهت انجام آزمونهای غیر پارامتریک Mann Witney U و رگرسیون استفاده گردید.
نتایج: میانگین طول مدت بستری بیماران 19.2±8.6 و میانه آن (7-1) 2 روز بود. مرگ و میر بیماران 19.9% (49 بیمار) بود. میانگین سن 22.07±52.7 بود که با افزایش سن طول مدت بستری افزایش یافت (0.35=r، 0.001< p). میانگینAPACHE II score بیماران 6±14.2 بود و ملاحظه گردید که با افزایش امتیاز طول مدت بستری افزایش می یافت (0.19=r ، 0.01=p). در بیماران با تشخیصهای جراحی، میانگین طول مدت بستری 6.71 روز کمتر بود. از جمله عوامل مؤثر دیگر عفونت بیمارستانی (0.001p<)، نیاز به تهویه مکانیکی در 24 ساعت اول بستری (0.001p<) و سابقه بیماری قبلی (0.012=p) بودند که بصورت معنی داری باعث افزایش طول مدت بستری شدند.
نتیجه گیری:از جمله مهمترین عوامل تأثیر گذار بر طول مدت بستری در این مطالعه نوع بیماری، عفونت بیمارستانی و سن بیماران بودند. لذا اجرای مداخلات اثربخش تر در حفظ ایمنی و سلامت بیماران از جمله اقدامات پیشنهادی می باشد. با توجه به اینکه نیمی از بیماران کمتر از دو روز بستری بودند،گذاشتن پروتکلهایی برای استفاده بهتر از منابع آیسییو برای بیمارانی که واقعاً نیازمند هستند امری ضروری میباشد.
جعفر صادق تبریزی، یگانه پرتوی، امیر بهرامی، محمد اصغری،
دوره 14، شماره 4 - ( 10-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: دیابت نوع دو از بیماری های مزمن است که با توجه به سبک زندگی ناسالم در عصر حاضر شیوع بالاو صعودی دارد. با توجه به انیکه مراقبت ارائه شده با استاندارد های مراقبت بیماران مبتلا به دیابت فاصله زیادی دارد، شکاف فوق هزینه های زیادی به سیستم سلامت کشور تحمیل کرده است. به منظور از بین بردن این شکاف مطالعه ای با هدف اندازه گیری کیفیت فنی در مراقبت های ارائه شده به بیماران مبتلا به دیابت نوع دو طراحی و اجرا گردید.
مواد و روشها: مطالعه حاضر از نوع توصیفی- مقطعی بوده که با شرکت 180نفر از بیماران مبتلا به دیابت نوع دو و به صورت در دسترس از میان بیماران دارای پرونده ی پزشکی صورت گرفت. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه 3 قسمتی شامل وضعیت بیمار، اطلاعات دموگرافیک، سوالات کیفیت فنی بود که روایی و پایایی آن تایید شده بود. برای تجزیه و تحلیل داده های جمع آوری شده از نرم افزار SPSS نسخه 13 استفاده شد.
نتایج:در مطالعه حاضر کیفیت فنی کل با امتیاز 9/2 نسبت به عدد ملاک 5 پایین بود. مؤلفه های اصلی کنترل بیماری دیابت(HbA1c ، فشارخون، چربی خون با دانسیته پایین) طبق راهنمای کشوری مراقبت از بیماران دیابتی در ایران از استاندارد قابل قبولی برخوردار بوده و به خوبی کنترل شده اند.
نتیجه گیری: با توجه به شکاف موجود بین استاندارد های از پیش تعریف شده و مراقبت های دریافت شده توسط بیماران فرصت مناسبی برای بهبود کیفیت خدمات مهیا می باشد.
محمد رحیم رمضانیان، حامد غیب دوست،
دوره 15، شماره 4 - ( 10-1395 )
چکیده
زمینه و هدف : بالا بودن کیفیت خدمات مراقبتهای بهداشتی و درمانی منجر به جامعه سالم می شود. هدف از این تحقیق سنجش کیفیت خدمات در بخش مراقبتهای بهداشتی بر اساس رویکرد کیفیت خدمات سروکوال در بیمارستانهای دولتی بود.
مواد و روشها: این تحقیق توصیفی پیمایشی و از لحاظ هدف کاربردی در اواخر سال 1393 تا 1394 بر روی پنج بیمارستان دولتی شهر رشت انجام گرفت. در این تحقیق از رویکرد ترکیبی فرآیند تحلیل شبکهای برای اولویتبندی عوامل موثر کیفیت خدمات مراقبت های بهداشتی و تاپسیس فازی برای اولویتبندی بیمارستانها استفاده شد. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه فرآیند تحلیل شبکه ای و تاپسیس بود.
نتایج: یافته های تحقیق مبتنی بر شش معیار اصلی و 19 زیر معیار نشان می دهد که بیمارستان 4 با ضریب نزدیکی 714/0 در رتبه اول قرار گرفت و بیمارستان 3 با ضریب نزدیکی 243/0 رتبه آخر را کسب کردند که نشان از عملکرد بهتر بیمارستان 4 در ارائه خدمات است در بین معیارها قابلیت اطمینان با وزن 205/0 و پاسخگویی با وزن199/0 به ترتیب در جایگاه اول و دوم قرار گرفتند که نشان از اهمیت آنها در این تحقیق میباشد.
نتیجهگیری: این تحقیق یک رویکرد ترکیبی فرآیند تحلیل شبکه ای و تاپسیس فازی را به منظور بهبود ارزیابی عملکرد بیمارستان ها پیشنهاد کرد که نتایج حاکی از آن است که بیمارستان ها با توجه به نقاط ضعف خود می توانند خدمات بهتری را برای بیماران فراهم کنند در نتیجه رضایت بیماران افزایش مییابد و منجر به افزایش وفاداری بیماران به بیمارستان ها می شود.
دکتر سیما مرزبان، مهشید معینی نایینی، سید حسین اردهالی، جابر حکمت یار، علی امیر سوادکوهی،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: آسیبهای ناشی از شکست یا خطاهای ناشی از مداخلات بالینی دوره بستری بیمار در بیمارستان از دلایل عمده مرگ و میر در جهان بشمار میرود. در مطالعه حاضر سعی شده با بهره گیری از روش ارزیابی شکست ها و آثار آن، به شناسایی و مستند سازی فرآیندها و گلوگاه های خطر بالقوه و بررسی آثار و علل خطرات، کمی سازی نرخ وخامت (Severity)، احتمال وقوع (Occurrence) و نرخ احتمال کشف خطر و اولویت دهی ریسک پرداخته شود.
مواد و ورش ها: این پژوهش جهت شناسایی وضع موجود از روش تحلیل شکستها و آثار آنها (FMEA) و برای طراحی نظام مدیریت ایمنی بیمار از منطق ولره volere) ) بهره می گیرد . این مطالعه در بخش ICU بیمارستان لقمان حکیم تهران انجام شد.
یافته ها : نتایج این مطالعه شامل شناسایی 16 شکست رایج و اولویت بندی آنها بود که مهمترین آنها عبارتند از اشتباه در پذیرش یا عدم پذیرش بیماران، اشتباه در زمان ترخیص بیمار، عدم رعایت اصول کنترل عفونت، اشتباه در تجویز دارو و شیوه دستوردهی برای بیماران، که با اعداد اولویت ریسک ) (RPNبترتیب 1000، 1000 ، 1000 ، 800 بعنوان شکستهای مهم بخش مراقبت ویژه اولویت بندی شدند.
نتیجه گیری: طراحی استانداردها و راهنماهای بالینی در بخش و تدوین معیارهای پذیرش یا عدم پذیرش بیماران بر پایه پزشکی مبتنی بر شواهد، تدوین راهنمای کنترل عفونت در بخش مراقبتهای ویژه و آموزش آنها از جمله پیش بینی استانداردهای فضای فیزیکی، راهنمای شستشوی دست و فرآیند استاندارد ضدعفونی ابزار و تجهیزات بعنوان نیازمندیهای اصلی نظام مدیریت ایمنی شناخته شدند.
دکتر رقیه بایرامی، علیرضا رضازاده، دکتر حسین ابراهیمی پور،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1396 )
چکیده
مقدمه و هدف: بخش اورژانس به عنوان قلب بیمارستان و یکی از نخستین نقاط تماس بیماران با سیستم ارائه خدمات درمانی، با مسائل و مشکلات گوناگونی روبرو است. این مطالعه با هدف تبیین چالشهای موجود در بخشهای اورژانس بیمارستانهای آموزشی دانشگاه علوم پزشکی مشهد انجام گرفت.
روش کار: مطالعه حاضر از نوع مطالعات کیفی بود که به شیوه فنومنولوژی در سال 1393 در مشهد انجام گرفت. بیست پرستار و دو متخصص طب اورژانس که با نمونه گیری هدفمند از چهار بیمارستان آموزشی شهر مشهد انتخاب شدند؛ با حضور در مصاحبههای نیمهساختار یافته، درک و تجارب خود را پیرامون چالشهای بخشهای اورژانس بیان کردند. بعد از پیاده سازی مصاحبه ها، دادهها از طریق روش کولیزی با نرم افزار MAXQDA 3 مورد تحلیل قرارگرفت.
یافته ها: از تحلیل دادهها سه درون مایه مشتمل بر "چالشهای مربوط به منابع انسانی"(ویژگیهای فردی، ویژگیهای حرفه ای،کمبود نیروی انسانی)، " نارضایتی پرستاران" (حداقل هتلینگ و خدمات رفاهی در بیمارستان برای پرسنل، عدم تناسب حقوق و مزایا با حجم کاری ، عدم حمایت از پرستاران) و "چالشهای مدیریتی اورژانس" (چالشهای ساختاری، چالشهای عملکردی ، چالشهای مدیریتی نیروی انسانی) استخراج شد.
نتیجه گیری: کمبود نیروی انسانی، نارضایتی پرستاران و ضعف مدیریت از مهمترین چالشهای بخشهای اورژانس بودند. تامین نیروی انسانی کافی، ایجاد حمایت از پرستاران، تعیین دستورالعمل و فرایند برای مراقبتهای پرستاری میتواند در کاهش چالشهای موجود در بخشهای اورژانس بیمارستانی موثر باشد.
دکتر روح الله عسکری، نعیمه کی قبادی، فاطمه جعفری ندوشن، دکتر سیما رفیعی،
دوره 16، شماره 3 - ( 8-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از اصول اساسی در مراقبت کل نگر در پرستاری توجه به معنویت و مراقبت معنوی از بیماران میباشد که به عنوان عامل مهمی در موفقیت فرایندهای مراقبتی مطرح شده است. هدف از مطالعه حاضر تعیین نگرش پرستاران نسبت به معنویت و مراقبت معنوی در بیمارستانهای وابسته به دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد در سال 1395 بود.
مواد و روش ها: مطالعه حاضر از نوع توصیفی بوده که به صورت مقطعی در سال 1395 بر روی 133 نفر از پرستاران شاغل در سه بیمارستان آموزشی منتخب دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد انجام پذیرفت. جمعآوری دادهها در این مطالعه با استفاده از پرسشنامه استاندارد SSCRS (The Spirituality and Spiritual Care Rating Scale ) انجام گرفت که دارای دو بخش معنویت شامل 15 سؤال و مراقبت معنوی شامل 8 سؤال بود. داده های بدست آمده از پژوهش با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 22 در سطح معناداری کمتر از 05/0 مورد تجزیه تحلیل قرار گرفت.
نتایج: میانگین نمره نگرش پرستاران نسبت به معنویت و مراقبت معنوی به ترتیب 89/7+15/31 و 5/5 ± 05/21 بدست آمد. میان نگرش پرستاران نسبت به معنویت و مراقبت معنوی و عواملی چون رده شغلی(03/0 p=) و جنسیت(01/0=p) تفاوت معنادار آماری مشاهده شد. در حالیکه میان نگرش آنان با سایر ابعاد سن، تحصیلات، وضعیت استخدامی و وضعیت تأهل رابطه معناداری مشاهده نشد.
نتیجه گیری: بر اساس یافتههای بدست آمده از مطالعه، نگرش پرستاران نسبت به معنویت در مقایسه با مراقبت معنوی وضعیت مطلوبتری داشت. بنابراین با وجود نگرش مثبت پرستاران نسبت به معنویات، آموزش و اطلاعرسانی بیشتر در این خصوص به آنان میتواند تاثیرات بالقوه موثری بر مراقبتهای بالینی و کیفیت درمان گذارد.
سیده صفورا مرتضوی، دکتر پروانه سموئی، سیده زهره مرتضوی، علیرضا منیری،
دوره 18، شماره 3 - ( 7-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: بخش مراقبت ویژه یکی از حساسترین بخشهای بیمارستان است که خدمات ارائه شده به بیماران در آن دارای اهمیت زیادی است. از آنجا که پرستاران این بخش از حجمکاری بالایی برخوردارند و باید در سریعترین زمان به بیماران پاسخ دهند، وجود یک برنامه کاری مدون ضروری است. از اینرو، با برنامهریزی مناسب میتوان از خستگی و نارضایتی ناشی از بالا بودن حجمکاری پرستاران کاست.
مواد و روشها: در این پژوهش کلیه فعالیتهایی که پرستاران بخش مراقبت ویژه در طول شیفتهای مختلف برای بیماران انجام میدهند، زمانسنجی و شبکه گرت آنها رسم شده است. زمان هر فعالیت در 4 حالت خوشبینانه، متوسط، محتمل و بدبینانه محاسبه گردید. همچنین زمان کل فعالیتهایی که در یک روز از ابتدا تا انتهای شیفت توسط پرستار برای یک بیمار میتواند صورت گیرد با توجه به این 4 حالت محاسبه شد و از یک روش ابتکاری برای برنامهریزی فعالیت پرستاران استفاده گردید.
نتایج: محاسبات نشان داد زمان کل فعالیتهایی که پرستاران انجام دهند با یکدیگر تفاوت معناداری دارند. لذا به کمک الگوریتم ابتکاری ارائه شده فعالیتها به گونهای به پرستاران تخصیص یافت که تعادل زمانی ایجاد کرد و انحراف معیار و دامنه زمانی فعالیتهای تخصیصی را به طور چشمگیری کاهش داد.
نتیجهگیری: روش ارائه شده نشان داد بهتر است در این بخش به جای تخصیص بیمار به پرستار، کارهای بیماران به پرستاران تخصیص داده شود. این کار باعث میشود تمام پرستاران با حجم کاری نسبتاً برابری روبهرو شوند که این امر میتواند باعث رضایت بیشتر پرستاران و بالا رفتن سطح کیفیت خدمات شود.
سید مصطفی کوهستانی، دکتر حجت رحمانی، دکتر شیدا نوربخش، دکتر فرهاد حبیبی، قاسم رجبی واسوکلایی،
دوره 18، شماره 3 - ( 7-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: عفونتهای بیمارستانی به عنوان شایعترین عارضه مراقبتهای بهداشتی درمانی شناخته میشود که ایمنی بیمار را در نظام سلامت هر کشوری در سراسر جهان و با هر سطح توسعهیافتگی، مورد تهدید قرار میدهد. این مطالعه با هدف اپیدمیولوژی و تعیین عوامل ایجاد کننده عفونت های بیمارستانی یک بیمارستان آموزشی در شهر تهران طراحی و پیاده سازی شد.
مواد و روشها: این مطالعه توصیفی- تحلیلی، به صورت مقطعی در سال 1398 در یک بیمارستان آموزشی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی ایران طراحی شد. از دادههای مربوط به سامانه ثبت عفونتهای بیمارستانی در سالهای 1396 و 1397 بهره گرفته شد. به منظور تجزیهوتحلیل دادهها، از نرمافزار SPSS و آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار، فراوانی و درصد فراوانی) و آزمون تحلیلی (ANOVA) استفاده شد.
نتایج: شایعترین عفونتهای بیمارستانی به ترتیب شامل دستگاه ادراری (76/39%)، مرتبط با ونتیلاتور (92/20%)، جریان خون (71/20%) میباشند و عفونت پوست و بافت نرم (7/0%) کمترین میزان شیوع را به خود اختصاص داده است. بالاترین بروز عفونت بیمارستانی مربوط به بخش مراقبت ویژه (ICU) با 200 بیمار و پایینترین بروز نیز مربوط به بخش گوش، حلق و بینی با 1/23 بیمار و بروز کلی عفونت بیمارستانی 9/84 بیمار در ده هزار بیمار-روز بود.
نتیجهگیری: طراحی اقدامات و مداخلات اصلاحی کنترل عفونت، حساس سازی در مدیران و کارکنان بیمارستان، برگزاری برنامههای آموزشی تخصصی، توجه به طراحی اصولی ساختار فیزیکی بخشهای بیمارستانی، ایجاد سازوکارهای انگیزشی و نگرشی از مؤثرترین راههای مقابله با عفونتهای بیمارستانی است.
دکتر محمد فتحی، طاهره حریری، دکتر نادر مرکزی مقدم،
دوره 18، شماره 4 - ( 11-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: خطاهای پزشکی بیانگر مشکل جدی در مراقبتهای ویژه است و سبب افزایش طول اقامت و مرگ بیماران می گردد. ردیابی خطاها در بیمارستان بر مواردی تمرکز دارد که بصورت داوطلبانه گزارش میشوند. اما این موارد 20- 10درصدخطاها را شامل می شوند که 95 – 90 درصد آن سبب هیچ آسیبی به بیمار نمی شوند. این پژوهش با هدف شناسایی خطاهای درمانی در بخش مراقبتهای ویژه با ابزار سرنخ عمومی (GTT) در سال 1397 انجام شد.
موادو روش ها: این پژوهش، گذشته نگر، توصیفی کاربردی بود و در بخش مراقبت ویژه یک بیمارستان دولتی درتهران انجام شد. در سال1397، طی 13 هفته، 127 پرونده با استفاده از چک لیست موسسه بهبود سلامت (IHI) توسط دو پرستار بصورت مجزا بررسی شد و تایید نهایی توسط پزشک صورت گرفت. داده ها با استفاده از نرم افزارSPSS تحلیل شد.
نتایج: 622 سرنخ، 277 حادثه ناگوار مرتبط با سرنخها و 121 حادثه ناگوار بدون سرنخ و در مجموع 398 مورد حادثه ناگوار شناسایی شد. از 127 پرونده، 93 پرونده دارای حادثه ناگوار و رخداد حوادث 2/73 درصد بود. بروزحوادث ناگوار در هر بیمار 13/3، و در هر 100 روز بیمار 8/24 مورد بود. از این تعداد بیشترین فراوانی آسیب به ترتیب درحوزه مراقبت عمومی، مراقبت ویژه، جراحی و دارویی بود.
نتیجه گیری: با توجه به نتایج حاصل از این مطالعه و میزان بالای آسیب های وارده به بیمار که نیازمند مداخلات پزشکی بوده و نیز نتایج پژوهش های مشابه می توان اظهار داشت این ابزار، در مقایسه با سایر روش ها نظیر خوداظهاری، در شناسایی خطاها از درجه اطمینان بالاتری برخوردار است.
لیلا حسینی قوام آباد، عباس وثوق مقدم، روح الله زابلی، محسن اعرابی،
دوره 19، شماره 4 - ( 10-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: حاکمیت بالینی یکی از چارچوبهای مهم در زمینه ارتقا مستمر کیفیت و ایمنی در نظامهای بهداشتی و درمانی به شمار میرود. شناسایی محورهای این رویکرد با توجه به شرایط بومی، از اولویتهای مهم نظام سلامت است. مطالعه حاضر با هدف شناسایی دیدگاه ذینفعان در خصوص محورهای حاکمیت بالینی در مراقبتهای اولیه سلامت انجام گردید.
مواد و روشها: مطالعهی حاضر از نوع کیفی است که با روش تحلیل چارچوب مفهومی در سال 1398-1399 انجام شد. جامعه آماری مطالعه افراد کلیدی سیاستگذار وزارت بهداشت، معاونت بهداشتی دانشگاه، شبکه بهداشت و درمان شهرستان، انجمن پزشکان خانواده، پزشکان خانواده و مرکز پژوهشهای مجلس بودند. مشارکتکنندگان در این پژوهش به صورت هدفمند و گلوله برفی وارد مطالعه شدند. دادهها از طریق مصاحبهی نیمه ساختاریافته جمعآوری و تحلیل و کدگذاری آنها با کمک نرمافزار 11 MAXQDA انجام شد.
نتایج: با توجه به بررسی دیدگاه مصاحبهشوندگان، یافتههای پژوهش در 4 بعد اصلی: ابعاد حاکمیت بالینی، پیشنیازها و ساختارها، متولیان تصمیم گیر و ابعاد سنجش کیفیت و ایمنی، دستهبندی و در 17 درونمایه فرعی که شامل: مشارکت جامعه، ممیزی بالینی، اثربخشی بالینی، مدیریت کارکنان، آموزش، استفاده از اطلاعات، مدیریت خطر، راهنماها و دستورالعملها، ارتقاء شاخصهای سلامت، تجهیزات و امکانات، نظام ارجاع، تأمین مالی، متولیان دخیل در سیاستگذاری، اثربخشی، کارایی، انسانی بودن خدمات و عدالت بودند، شناسایی و استخراج گردیدند.
نتیجهگیری: با توجه به یافتهها جهت تسهیل اجرای حاکمیت بالینی راهکارهایی مانند زیرساختهای مناسب، تعهد مدیران، فرهنگ حمایتی، دانش کافی، پایش و ارزشیابی، فرهنگسازی مناسب، امکانات و تجهیزات و منابع مالی کافی پیشنهاد میگردد.
حمید محمدی، شهرام توفیقی، مصطفی رجبی، حمیدرضا ایزدبخش، بهار حافظی،
دوره 20، شماره 2 - ( 6-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: دورنمای مراقبتهای بیمارستانی به سرعت در حال تغییر است. محرکهای عرضه و تقاضا در سیستم خدمات سلامت با تحول شدیدی روبرو است. بخش سلامت سازمان تأمین اجتماعی نیز با تعداد فزاینده بیماران به چالش کشیده است. این مطالعه به منظور کمک به این سازمان با هدف طراحی مدل علی مفهومی از تعامل عرضه و تقاضای مراقبتهای سلامت انجام شد.
مواد و روشها: این پژوهش یک نوع مطالعه کیفی است که در سال 1399 و ارائه مدل مفهومی در دو گام انجام شد. در گام اول، از مصاحبه نیمه ساختاریافته برای استخراج عوامل مهم در عرضه و تقاضای خدمات سلامت در بیمارستانهای ملکی استفاده شد. در گام دوم، از رویکرد شبیهسازی سیستم استفاده و روابط بازخورد بین مسیرهای بیمار به بیمارستان و تأمین خدمات درمانی، ارائه شد.
نتایج: بر اساس فرضیه مطالعه به ترتیب، شیوع بیماری و تخصیص بودجه به عنوان شاخص نیاز پزشکی و تقاضای پزشکی مورد انتظار، به طور مثبتی بر مراجعات به بیمارستانهای سازمان تأمین اجتماعی تأثیر میگذارد. بر این اساس چهار مدل فرعی جریان بیمار، بودجه مراقبتهای سلامت، کارکنان درمان (پزشک، پرستار ) و ظرفیت بیمارستانها استخراج شد.
نتیجهگیری: بودجههای درمانی اختصاصیافته به بیمارستانها برای بهبود امکانات درمانی و افزایش تعداد کارکنان، انتظارات مثبتی در مورداستفاده از خدمات بیمارستانهای ملکی در بیمهشدهها ایجاد کرده است. توجه به تأمین نیروی انسانی کافی (پزشک، پرستار ) و ظرفیت تخت با بودجهای که برای این سرویس هزینه میشود، از شاخصهای بهبود کیفیت خدمات است.
سید محمدمهدی باکی هاشمی،
دوره 21، شماره 1 - ( 3-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: هر ساله هزاران نفر بدلیل عدم ارائه خدمات بهموقع و کافی در مراکز درمانی جان خود را از دست داده یا دچار ضایعات غیرقابل برگشت میشوند. این پژوهش به دنبال شناسایی و اولویتبندی عوامل مؤثر بر تقاضای انتقال بیماران و ارائه اثربخشترین اقدامات جهت تسهیل این فرآیند است.
روشها: این تحقیق از نظر روش، ترکیبی و از نظر نوع پژوهش، تحقیقی استقرایی است. جامعه آماری پژوهش، مدیران عالی و میانی دانشگاه علوم پزشکی گیلان هستند که با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند 30 نفر به عنوان اعضای نمونه انتخاب گردیدند. در ابتدا با استفاده از دادههای کیفی به دست آمده از مطالعات اکتشافی عوامل مؤثر بر تقاضای انتقال بیماران مشخص گردید، سپس با استفاده از روش دلفی فازی این عوامل اولویتبندی شد.
نتایج: در بخش اول مجموعهای از عوامل مؤثر بر تقاضای انتقال بیماران شناسایی و در بخش دوم میزان اهمیت و اولویت این عوامل مشخص شد. نتایج پژوهش چهارده عامل اصلی از جمله توزیع نامتناسب نیروی انسانی متخصص، برنامهریزی غیر اثربخش، مدیریت ناکارآمد و ناکارآمدی نیروی انسانی را نشان میدهد.
نتیجهگیری: توزیع نامناسب نیروی انسانی متخصص، برنامهریزی غیر اثربخش و مدیریت ناکارآمد، به عنوان دلایل تقاضای انتقال بیماران شناسایی شده است که توجه ویژه مدیران نظارتی و مدیریت توسعه سازمان و تحول اداری دانشگاه را طلب مینماید. به نظر میرسد تشکیل کارگروه ویژه نظارت و برنامهریزی رفع موانع به صورت متمرکز در بالاترین سطح سازمانی و نگاه ویژه به گزارشات مرکز پایش مراقبتها به عنوان اثربخشترین اقدام، میتواند نسبت به مدیریت فرآیند اعزام، برنامهریزی، نظارت و حذف موانع عمل نماید.
سید محمدمهدی باکی هاشمی،
دوره 22، شماره 1 - ( 3-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: انتقال بین بیمارستانی به جابه جایی بیماران جهت دریافت خدمات تشخیصی، درمانی و پاراکلینیک که میتواند مانع آسیبهای بیشتر و یا درمان موثرتر گردد اطلاق میشود. مطالعه حاضر با هدف جمعآوری و تجزیه و تحلیل اطلاعات مرتبط با بیماران اعزام شده و شناسایی عوامل مسبب انتقال بیماران، طراحی گردید.
مواد و روشها: دادههای این مطالعه به صورت مقطعی و ثانویه از روی 11362 فرم درخواست اعزام بیماران در دانشگاه علوم پزشکی گیلان ثبت شده بود، اجرا گردید. دادهها توسط نرمافزار آماری Spss نسخه 22 و آزمون آماری Chisquer تجزیه و تحلیل گردید.
نتایج: میزان درخواست انتقال بیماران در سال 1401 نسبت به سال 1400، معادل 9% درصد افزایش داشته است. بین تقاضای انتقال بیماران با توزیع نامناسب نیروی انسانی متخصص، فقدان سازوکارهای بازخوردی تقاضا، برنامهریزی غیر اثربخش کشیکهای آنکالی و مقیمی پزشکان در بیمارستان مبدأ، مدیریت ناکارآمد منابع و تجهیزات، کمبود امکانات تشخیصی، پزشکی و دارویی و همچنین با فصول سال رابطه معنادار وجود دارد (0/05>p). بین عدم پذیرش بیماران با فقدان یا کمبود تخت مورد نیاز بیمار در بیمارستان مقصد رابطه معنادار وجود دارد (0/05>p).
نتیجهگیری: توزیع نامناسب نیروی انسانی متخصص با توجه به نیاز منطقه، برنامهریزی غیر اثربخش کشیکهای آنکالی و مقیمی، مدیریت ناکارآمد منابع در سطح بیمارستان و دانشگاه به عنوان دلایل اصلی تقاضا برای انتقال بیماران شناسایی شده است. تشکیل کارگروه ویژه جهت شناسایی، ارزیابی، برنامهریزی و نظارت بر رفع موانع به صورت متمرکز و تشکیل حلقههای بهبود کیفیت میتواند راهگشا باشد.
محدثه عارفی، فرزاد فیروزی جهانتیغ،
دوره 22، شماره 3 - ( 9-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: شبکه پیوند اعضا یکی از پیچیدهترین و چالش برانگیزترین شبکهها در حوزه سیستمهای بهداشت و درمان است. در این تحقیق، یک مدل مکانیابی سلسله مراتبی سه هدفه پیوند عضو کلیه طراحی شده است. هدف کمینه کردن همزمان، کل زمان و هزینهها و حداکثر کردن برابری جغرافیایی در شبکه عرضه و تقاضا کلیه اهدایی است. حالتهای مختلف حملونقل در شبکه نیز تحلیل میشود.
مواد و روشها: این مطالعه یک پژوهش کاربردی است که در یک دوره یک ساله در سال 1401 در استان سیستان و بلوچستان انجام شده است. مدل ریاضی ارائه شده در نرمافزار گمز پیادهسازی و با روش ترابی ـ حسینی و اپسیلون محدودیت حل شده است.
نتایج: مدل، احداث مکان کاندید واحدهای جمعآوری اعضاء و مراکز پیوند را بدون تجهیزات حمل هوایی پیشنهاد کرده است. مدل پیشنهاد میکند تنها نقطه کاندیدا شماره 2 مرکز پیوند بیمارستان زابل با تجهیزات حمل هوایی احداث گردد و برای بقیه نقاط پیشنهاد شده، نیازی به احداث و استفاده از اورژانس هوایی نیست.
نتیجهگیری: نتایج نشان میدهد که شبکه پیوند کلیه طراحی شده، کاربردی و قابل پیادهسازی میباشد. مدیریت شبکه باعث میشود تمامی گیرندگان عضوی که از مرکز استان دور هستند و در نقاط دور افتاده به سر میبرند به امکانات و تجهیزات لازم برای عمل پیوند در زمان لازم دسترسی داشته باشند.
احمد کلاته ساداتی، سید رضا جوادیان، مرضیه صادقی هاردنگی،
دوره 22، شماره 3 - ( 9-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: برنامهریزی ترخیص به عنوان فرایندی جهت انتقال امن بیمار، با مداخلات مددکاران اجتماعی پزشکی همواره با چالش مواجه بوده است. شناسایی این چالشها از اختلال در برنامهریزی مؤثر جلوگیری میکند. هدف این پژوهش بررسی چالشهای مددکاران اجتماعی پزشکی در برنامهریزی ترخیص است.
مواد و روشها: این مقاله یک مطالعه کیفی است که در سال 1402 در سطح کشور ایران انجام گرفت. دادهها از طریق مصاحبهی نیمه ساختاریافته به صورت حضوری و تلفنی، با ۱6 نفر از مددکاران اجتماعی شاغل در بیمارستان، جمعآوری و با روش تحلیل مضمون، به صورت دستی تحلیل گردید.
نتایج: یافتههای این پژوهش نشان داد که مددکاران اجتماعی بیمارستان در طی برنامهریزی ترخیص با چالشهای ساختاری و حرفهای مواجه هستند. در نتیجه انجام این پژوهش، مضامینی با عناوین انزوای حرفهای، محیط فرساینده، هزینههای کمرشکن، ساختارهای ناکارآمد و فشارهای حرفهای و مضمون اصلی ترخیص مراقبت نشده، استخراج گردید.
نتیجهگیری: نتایج حاصل از این پژوهش حاکی از آن است که مددکاران اجتماعی در بیمارستان با همکاری و مشارکت ضعیف، کمبود امکانات و تجهیزات و در سطح جامعه با موانع اقتصادی-اجتماعی روبهرو میباشند. آنان با چالشهای حرفهای در جهت رعایت اصول و ارزشهای حرفهای و حفظ کیفیت خدمات مددکاری اجتماعی در برنامهریزی ترخیص مواجه هستند. با توجه به اهمیت مداخلات پس از ترخیص انجام اصلاحات سازمانی، ساختاری جامعه و اصلاحات حرفهای در سطح خرد و کلان توصیه میگردد.
محمد حیدریان منش، آیدا اصغری، ابراهیم جعفری پویان،
دوره 22، شماره 3 - ( 9-1402 )
چکیده
ارائه مراقبتهای بهداشتی و درمانی از راه دور به دلیل شرایط و اتفاقات اخیر به میزان زیادی مورد توجه نظامهای سلامت قرار گرفته است. بسیاری از کشورها سعی دارند ویزیتهای اولیه و طیف نسبتا وسیعی از سایر مراقبتهای خود را بهصورت مجازی ارائه دهند که میتواند مقدمهای بر ایجاد کلینیکهای مجازی محسوب شود. با این حال، در خیلی از کشورهای جهان مفهوم این نوع مراکز به روشنی بیان نشده است و ویژگیهایی که برای به کار بردن لفظ کلینیکهای مجازی لازم است هنوز ناشناخته است. در این نوشتار سعی داریم با مرور مختصری بر متون مرتبط، مفهوم کلینیکهای مجازی و ویژگیهای آنها را تشریح کنیم.
مهران لک، فرناز وثوق، کیانوش صابری، شهناز شریفی، هادی پاشاپور،
دوره 22، شماره 4 - ( 11-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: عفونتهای مرتبط با عدم رعایت مراقبتهای بهداشتی میتواند اثرات نامطلوبی بر سیستمهای مراقبتی بهداشتی بگذارد. این مطالعه با هدف تعیین شکاف بین وضعیت موجود شستن دست و سطح استاندارد از طریق تعیین دفعات شستن دست در کارکنان بیمارستان شهید مدرس تهران صورت گرفته است.
مواد و روشها: این مطالعه به روش توصیفی-مقطعی در بخشهای بیمارستان شهید مدرس در بین سالهای ۱۳۹۸ الی ۱۳۹۹ صورت گرفت. ابزار شامل دو بخش اطلاعات شغلی و موارد رعایت بهداشت دست در زمانهای مختلف و اقدامات خاص بود. مشاهدهگر به صورت مستقیم عمل میکرد و در هر شیفت، تمامی کارکنان به صورت سرشماری بررسی شدند. هر ستون به امتیاز رعایت بهداشت دست توسط یک گروه خاص حرفهای تعلق داشت و نحوه عملکرد همزمان قابل سنجیده شدن بود.
نتایج: از ۶۴۰ موقعیت پیش آمده، ۲۰۲ مورد از مواد ضدعفونیکننده، ۲۵۵ مورد شستوشو، ۱۱۱ مورد از دستکش و در ۷۱ مورد رعایت بهداشت دست صورت نگرفت. بیشترین زمان انجام رفتار زمانی است که افراد قصد تماس با بدن بیمار را داشته و کمترین میزان رعایت آن پس از عمل جراحی بر روی بیمار میباشد.
نتیجهگیری: با توجه به حضور چشمگیر پرستاران در انجام مداخلات درمانی، باید مداخلات چندوجهی آموزش و تدوین خطمشی بهداشت دست و آگاهسازی مسئولان بخشها با اولویت این گروه از کارکنان صورت گیرد تا بتوان هر چه بیشتر به سطح استانداردهای مطلوب نزدیک و از عواقب ناخواسته جلوگیری کرد.
مهرک پورمطهری، سعاد محفوظ پور، شهرام توفیقی، شقایق وحدت، ایروان مسعودی اصل،
دوره 22، شماره 4 - ( 11-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: در حالیکه منابع سلامت بطور فزاینده با محدودیت بیشتری مواجه میشود، استفاده از خدمات تصویربرداری پزشکی به میزان معناداری افزایش یافته است. بهصورت میانگین، هزینههای مرتبط با خدمات تشخیصی حدود 10% کل مخارج سلامت را تشکیل میدهد و این مقدار مدام در حال افزایش است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی علل بهرهمندی غیرمنطقی از خدمات تصویربرداری پزشکی و ارائه راهکارهای اصلاحی اجرا شده است.
مواد و روشها: با رویکرد توصیفی- پیمایشی پژوهش، در گام اول با استفاده از رویکرد کتابخانهای مطالعات صورت گرفته در این حوزه در پایگاههای داده بینالمللی و ملی، با استفاده از کلیدواژهها در بازه زمانی 1990 تا نوامبر 2021 جستجو شد. در گام دوم با تدوین پرسشنامه، مجموعهای از مصاحبه نیمه ساختاریافته با کارشناسان و متخصصان انجام شد. برای تحلیل دادهها از رویکرد شش مرحلهای تماتیک براون و کلارک و نرمافزار MAXQDA استفاده شد.
نتایج: ابتدا 605 مطالعه شناسایی شد که در مجموع هفت مورد آنها واجد شرایط ورود به مطالعه بودند. در بخش دوم در مجموع 12 مصاحبه عمیق اجرا و در مجموع 65 کد استخراج شد که در قالب 12 تم، دستهبندی شدند. روشهای مختلفی برای کنترل بهرهمندی غیر مقتضی از خدمات تشخیصی و درمانی معرفی شدهاند، از جمله مداخلات سیاستی، پایش و ارزیابی و آموزش.
نتیجهگیری: استفاده غیر مقتضی از خدمات سلامت در اکثر کشورها چالش مهمی محسوب میشود؛ که مهمترین عوامل مؤثر شامل: پوشش ناکامل بیمهها و پرداخت از جیب بیماران، نگرانیهای حقوقی و پزشکی تدافعی و پر کردن شکاف دانشی میباشند.
روحاله عسکری، حسن جعفری، عارفه دهقانی تفتی، ندا فتوحی تفتی،
دوره 23، شماره 1 - ( 3-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: پرستاران به عنوان نزدیکترین افراد در حوزه سلامت نزد بیماران دارای محبوبیت زیادی هستند؛ لذا تقویت مهارت شایستگی مراقبت معنوی در این گروه از کارکنان بیمارستان حائز اهمیت میباشد. بر این اساس مطالعه حاضر با هدف تعیین وضعیت شایستگی مراقبت معنوی پرستاران شاغل در بیمارستانهای آموزشی منتخب دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد در سال 1402 انجام گردید.
مواد و روشها: پژوهش حاضر کاربردی-مقطعی بود که بر روی 262 نفر از پرستاران شاغل در بیمارستانهای آموزشی منتخب (بیمارستانهای شهید صدوقی، شهید رهنمون، افشار) انجام گرفت. دادهها با استفاده از پرسشنامه استاندارد شایستگی مراقبت معنوی (SCCS) جمعآوری و با استفاده از آزمونهای ANOVA، Mann-whitney Test، Wallis Test Kruskal و ضریب همبستگی اسپیرمن و از طریق نرمافزار SPSS ورژن 21 تحلیل شد.
نتایج: بر اساس نتایج مطالعه میانگین و انحراف معیار نمره کلی شایستگی مراقبت معنوی پرستاران (2/18±9/83) بود که در سطح مطلوب ارزیابی شد. همچنین در بین ابعاد شایستگی مراقبت معنوی بعد حمایت شخصی و مشاوره با بیمار بالاترین نمره (2/5±8/18) و بعد ارتباطات پایینترین نمره (6/1±3/7) را داشتند و بیشترین نمره شایستگی مراقبت معنوی نیز مربوط به بیمارستان شهید رهنمون (7/17±5/88) بود.
نتیجهگیری: هرچند میانگین نمره کلی شایستگی مراقبت معنوی پرستاران مورد مطالعه مطلوب ارزیابی شد اما پایین بودن نمره شایستگی پرستاران در بعد ارتباطات؛ لزوم برگزاری کارگاههای نحوه برقراری ارتباط مؤثر پرستار با بیمار را نشان میدهد. به نظر میرسد پرستاران با برخورداری از این مهارتها نقش مهمی در ارتقای سلامت بیماران ایفا خواهند کرد.