امید مظلومی، مهربان پارسامهر، اکبر زارع شاه آبادی،
دوره 22، شماره 1 - ( 3-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان اغلب در بسیاری از جوامع داغ ننگ میخورد و این امر پیامدهای ناگواری برای مبتلایان دارد؛ هدف از پژوهش حاضر، شناخت عوامل مرتبط با استیگمای اجتماعی سرطان بود.
مواد و روشها: روش پژوهش همبستگی-تحلیلی بوده و روش نمونهگیری بهصورت خوشهای چندمرحله ای بود. دادهها با استفاده از پرسشنامه استاندارد GSI و CAM گردآوری شدند. جامعهی آماری، شامل سه دسته شهروندان، کادر درمان، همراهان بیماران در تهران بود؛ حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران به ترتیب 384، 201، 384 نفر به دست آمد. جهت برازش مدل و سنجش روابط بین متغیرها، از روش مدل یابی معادلات ساختاری در قالب نرمافزار ایموس استفاده شد.
نتایج: شاخصهای نیکویی برازش (cmin/df=2.851، Rmsea=0.08، Cfi=0.945) گویای برازش مناسب مدل بودند. بهجز متغیر نابرابری در درمان، سایر متغیرهای مستقل با استیگما رابطهای معنادار برقرار کردند. ضریب تبیین r2 نشان داد متغیرهای عادت واره، خوشبینی، آگاهی از سرطان، دینداری، حمایت اجتماعی و سرمایه اجتماعی بر رویهم 48 درصد از تغییرات استیگما را پیشبینی کردند. عادت واره و حمایت اجتماعی با ضرایب استاندارد (بتا) 0.48 و 0.28- به ترتیب بیشترین و کمترین سهم را در تبیین استیگما داشتند. بر اساس آزمون تفاوت میانگین، میزان استیگما در بین مردم عادی بیش از دودسته دیگر بود.
نتیجهگیری: آگاهی از ابعاد مختلف بیماری سرطان (مانند علائم، عوامل ایجادکننده)، زدودن کلیشههای نادرست پیرامون سرطان (مانند سرطان یعنی مرگ)، ارتباط مداوم با بیماران سرطانی و دریافت حمایتهای اجتماعی لازم از سوی منابع مختلف، از جمله مهمترین ابزارهای لازم جهت کاهش استیگمای سرطان میباشند.
محدثه عارفی، فرزاد فیروزی جهانتیغ،
دوره 22، شماره 3 - ( 9-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: شبکه پیوند اعضا یکی از پیچیدهترین و چالش برانگیزترین شبکهها در حوزه سیستمهای بهداشت و درمان است. در این تحقیق، یک مدل مکانیابی سلسله مراتبی سه هدفه پیوند عضو کلیه طراحی شده است. هدف کمینه کردن همزمان، کل زمان و هزینهها و حداکثر کردن برابری جغرافیایی در شبکه عرضه و تقاضا کلیه اهدایی است. حالتهای مختلف حملونقل در شبکه نیز تحلیل میشود.
مواد و روشها: این مطالعه یک پژوهش کاربردی است که در یک دوره یک ساله در سال 1401 در استان سیستان و بلوچستان انجام شده است. مدل ریاضی ارائه شده در نرمافزار گمز پیادهسازی و با روش ترابی ـ حسینی و اپسیلون محدودیت حل شده است.
نتایج: مدل، احداث مکان کاندید واحدهای جمعآوری اعضاء و مراکز پیوند را بدون تجهیزات حمل هوایی پیشنهاد کرده است. مدل پیشنهاد میکند تنها نقطه کاندیدا شماره 2 مرکز پیوند بیمارستان زابل با تجهیزات حمل هوایی احداث گردد و برای بقیه نقاط پیشنهاد شده، نیازی به احداث و استفاده از اورژانس هوایی نیست.
نتیجهگیری: نتایج نشان میدهد که شبکه پیوند کلیه طراحی شده، کاربردی و قابل پیادهسازی میباشد. مدیریت شبکه باعث میشود تمامی گیرندگان عضوی که از مرکز استان دور هستند و در نقاط دور افتاده به سر میبرند به امکانات و تجهیزات لازم برای عمل پیوند در زمان لازم دسترسی داشته باشند.
مهران لک، فرناز وثوق، کیانوش صابری، شهناز شریفی، هادی پاشاپور،
دوره 22، شماره 4 - ( 11-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: عفونتهای مرتبط با عدم رعایت مراقبتهای بهداشتی میتواند اثرات نامطلوبی بر سیستمهای مراقبتی بهداشتی بگذارد. این مطالعه با هدف تعیین شکاف بین وضعیت موجود شستن دست و سطح استاندارد از طریق تعیین دفعات شستن دست در کارکنان بیمارستان شهید مدرس تهران صورت گرفته است.
مواد و روشها: این مطالعه به روش توصیفی-مقطعی در بخشهای بیمارستان شهید مدرس در بین سالهای ۱۳۹۸ الی ۱۳۹۹ صورت گرفت. ابزار شامل دو بخش اطلاعات شغلی و موارد رعایت بهداشت دست در زمانهای مختلف و اقدامات خاص بود. مشاهدهگر به صورت مستقیم عمل میکرد و در هر شیفت، تمامی کارکنان به صورت سرشماری بررسی شدند. هر ستون به امتیاز رعایت بهداشت دست توسط یک گروه خاص حرفهای تعلق داشت و نحوه عملکرد همزمان قابل سنجیده شدن بود.
نتایج: از ۶۴۰ موقعیت پیش آمده، ۲۰۲ مورد از مواد ضدعفونیکننده، ۲۵۵ مورد شستوشو، ۱۱۱ مورد از دستکش و در ۷۱ مورد رعایت بهداشت دست صورت نگرفت. بیشترین زمان انجام رفتار زمانی است که افراد قصد تماس با بدن بیمار را داشته و کمترین میزان رعایت آن پس از عمل جراحی بر روی بیمار میباشد.
نتیجهگیری: با توجه به حضور چشمگیر پرستاران در انجام مداخلات درمانی، باید مداخلات چندوجهی آموزش و تدوین خطمشی بهداشت دست و آگاهسازی مسئولان بخشها با اولویت این گروه از کارکنان صورت گیرد تا بتوان هر چه بیشتر به سطح استانداردهای مطلوب نزدیک و از عواقب ناخواسته جلوگیری کرد.
الهه ترابی، رضا میرزایی، احمد حیدری، جلیل جراحی فریز،
دوره 23، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: در این پژوهش تأثیر عوامل فیزیکی و ظاهری محیط بیمارستان بر استرس بیماران در قبل و بعد از عمل جراحی، مورد بررسی قرار گرفته است تا با رویکرد ارتقا کیفیت محیطهای درمانی، به بهبود کیفیت محیطهای درمانی و کاهش استرس بیماران کمک کند؛ و به نتایج قابل اعتماد و پیشنهادات عملی برای بهبود محیطهای درمانی بپردازد.
مواد و روشها: رویکرد پژوهش، توصیفی_تحلیلی میباشد. نمونه پژوهش بخش جراحی عمومی مورد توجه قرار گرفته است. برای جمعآوری اطلاعات از یک پرسشنامه (بیمار) قبل و بعد از عمل جراحی برای اولویتبندی متغیرها استفاده شده است. روایی پرسشنامه به وسیله نرمافزار 3Smart PLS و پایایی نیز با آلفای کرونباخ سنجیده شده است. اطلاعات گردآوری شده به کمک معادلات ساختاری تحلیل گردید.
نتایج: بیشترین تأثیرگذاری بر کاهش استرس بیماران مرد قبل از عمل جراحی به مؤلفههای حسی و کمترین تأثیرگذاری را مؤلفه شکلی دارد. بعد از عمل جراحی، بیشترین تأثیرگذاری را مؤلفههای حسی و کمترین تأثیر را پیکرهبندی فضا دارد. در زنان نیز، بیشترین تأثیرگذاری قبل از عمل جراحی به مؤلفه معنایی و کمترین تأثیر را مؤلفه شکلی دارد. بعد از عمل جراحی در زنان، بیشترین تأثیر را مؤلفه معنایی و کمترین را مؤلفه شکلی دارد.
نتیجهگیری: جنسیت بیماران و عوامل کالبدی محیط بیمارستان میتواند در کاهش استرس بیماران عمل جراحی مؤثر باشد هویت و معنای فضاها (مانند تجهیز فضاهای انتظار با عناصر آرامبخش و آسایشبخش) نمادهای فرهنگی و مذهبی مرتبط با بهبود و ارتقای سلامت، القای احساس آرامش، امنیت و دلگرمی به بیماران، رنگهای آرامبخش، ایجاد صداهای آرامبخش صداهای طبیعی، استفاده از بوهای خوشایند، بهرهگیری از بافتها و بازتابهای نور طبیعی در طراحی محیطهای بیمارستانی مدنظر قرار گیرند.
محمود زیوری رحمان، جواد سیاه مشتهء، نیلوفر میکائیلی،
دوره 24، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: طرحوارههای ناسازگار اولیه الگوهای عمیق شناختی هستند که میتوانند بر کیفیت زندگی بیماران مبتلا به سرطان اثر منفی داشته باشند. هدف پژوهش حاضر تعیین تأثیر طرحوارههای ناسازگار اولیه بر کیفیت زندگی بیماران مبتلا به سرطان و نقش میانجی سواد سلامت بود.
مواد و روشها: روش پژوهش تحلیلی همبستگی بر اساس روش مدلسازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل تمامی بیماران 20 تا 60 ساله مبتلا به سرطان مراجعهکننده به مراکز درمانی خصوصی شهر در سال 1404 بوده که 665 نفر با روش نمونهگیری نمونه در دسترس بهعنوان نمونه انتخاب شدهاند. از پرسشنامههای طرحوارههای ناسازگار اولیه، سواد سلامت بزرگسالان و کیفیت زندگی مرتبط با سلامتی استفاده شده است. دادهها در سطح معناداری 05/0 با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری، در نرمافزارهای spss25 وAmos24 تحلیل شدند.
نتایج: اثرات مستقیم طرحوارههای ناسازگار اولیه بر سواد سلامت (001/0 p< ، 85/0-=β) و بر کیفیت زندگی (001/0 p< ، 56/0-= β) و سواد سلامت بر کیفیت زندگی (001/0 p< ، 51/0=β) معنادار بودند. از طرفی سواد سلامت در رابطه بین طرحوارههای ناسازگار اولیه و کیفیت زندگی بیماران نقش میانجی داشته (001/0> p، 26/0= β) و شاخصهای نکویی برازش گویای برازش مناسب مدل بود (94/3= X2/Df ، 913/0 GFI = ، 903/0 IFI = ، 901/0 CFI = و 067/0=RMSEA).
نتیجهگیری: نتایج نشان داد طرحوارههای ناسازگار اولیه تأثیر منفی بر کیفیت زندگی مرتبط با سلامتی بیماران مبتلا به سرطان دارند. سواد سلامت بهعنوان متغیر میانجی این اثر منفی را تعدیل کرده و ارتقای آن میتواند به بهبود کیفیت زندگی بیماران کمک کند.