47 نتیجه برای بهداشت
سعیده افشاری، شقایق وحدت، ایروان مسعودی اصل، سمیه حسام،
دوره 22، شماره 4 - ( 11-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به اهمیت منابع انسانی شایسته در پیشرفت سازمانی عصر حاضر، سازمانها، ضمن سعی در انتخاب و جذب نیروهای کارا، درصددند توانمندیهای آنان را ارتقا دهند؛ لذا تفکر شایستهسالاری، یکی از دغدغههای سازمانهای امروزی است.
مواد و روشها: مطالعهی حاضر از نوع کیفی است که با روش تحلیل محتوا در سال 1399 انجام شد. جامعه آماری مطالعه افراد کلیدی تصمیمگیرنده و سیاستگذار در سازمانهای موفق و مطرح کشور در جانشین پروری و دارای مطالعات معتبر همچون سپاه و بانکداری بودند. مشارکتکنندگان در این پژوهش 15 نفر از خبرگان بودند که به صورت هدفمند و گلوله برفی مطالعه شدند و نمونهگیری تا رسیدن دادهها به حد اشباع ادامه پیدا کرد. دادهها از طریق مصاحبهی ساختاریافته جمعآوری و تحلیل و کدگذاری آنها با کمک نرمافزار 11 MAXQDA انجام شد.
نتایج: با توجه به بررسیها، یافتهها در پنج موضوع اصلی: اهداف استراتژیک و تحلیل نیازها در یک راستا، ارتباطات راهبردی و ساختار سازمانی، استعدادیابی و توانمندسازی، توسعه و تعالی شایستگان و پایش برنامههای جانشین پروری و 13 درونمایه فرعی استخراج گردید.
نتیجهگیری: پیشنهاد میگردد سازمانها و مدیران حمایت و تعهد همهجانبه در اجرای برنامه جانشین پروری را به کار بگیرند تا منجر به بهبود تصمیمات و سیاستهای سازمانی گردد و افراد توانمند و شایسته در پستهای کلیدی و مهم به کار گرفته شوند. همچنین به دنبال آن افزایش کیفیت کاری، افزایش انگیزه پرسنل، کاهش اتلاف منابع و ارتقای مسیر کاری کارکنان حاصل گردد.
مهران لک، فرناز وثوق، کیانوش صابری، شهناز شریفی، هادی پاشاپور،
دوره 22، شماره 4 - ( 11-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: عفونتهای مرتبط با عدم رعایت مراقبتهای بهداشتی میتواند اثرات نامطلوبی بر سیستمهای مراقبتی بهداشتی بگذارد. این مطالعه با هدف تعیین شکاف بین وضعیت موجود شستن دست و سطح استاندارد از طریق تعیین دفعات شستن دست در کارکنان بیمارستان شهید مدرس تهران صورت گرفته است.
مواد و روشها: این مطالعه به روش توصیفی-مقطعی در بخشهای بیمارستان شهید مدرس در بین سالهای ۱۳۹۸ الی ۱۳۹۹ صورت گرفت. ابزار شامل دو بخش اطلاعات شغلی و موارد رعایت بهداشت دست در زمانهای مختلف و اقدامات خاص بود. مشاهدهگر به صورت مستقیم عمل میکرد و در هر شیفت، تمامی کارکنان به صورت سرشماری بررسی شدند. هر ستون به امتیاز رعایت بهداشت دست توسط یک گروه خاص حرفهای تعلق داشت و نحوه عملکرد همزمان قابل سنجیده شدن بود.
نتایج: از ۶۴۰ موقعیت پیش آمده، ۲۰۲ مورد از مواد ضدعفونیکننده، ۲۵۵ مورد شستوشو، ۱۱۱ مورد از دستکش و در ۷۱ مورد رعایت بهداشت دست صورت نگرفت. بیشترین زمان انجام رفتار زمانی است که افراد قصد تماس با بدن بیمار را داشته و کمترین میزان رعایت آن پس از عمل جراحی بر روی بیمار میباشد.
نتیجهگیری: با توجه به حضور چشمگیر پرستاران در انجام مداخلات درمانی، باید مداخلات چندوجهی آموزش و تدوین خطمشی بهداشت دست و آگاهسازی مسئولان بخشها با اولویت این گروه از کارکنان صورت گیرد تا بتوان هر چه بیشتر به سطح استانداردهای مطلوب نزدیک و از عواقب ناخواسته جلوگیری کرد.
عسگر آقایی هشجین، علی نعمتی، سید محمد طباطبائی جبلی، پوریا فرخی،
دوره 22، شماره 4 - ( 11-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: کشور ایران یکی از 10 کشور جهان از منظر میزبانی از جمعیت پناهندگان و مهاجران در جهان محسوب میگردد. پناهندگان و مهاجران از مهمترین گروههای آسیبپذیر در همهگیری کرونا بودند. مطالعه حاضر باهدف بررسی میزان بهره-مندی پناهندگان و مهاجران از خدمات سلامت در همهگیری کرونا در مراکز بهداشتی درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی ایران انجام گرفت.
مواد و روشها: این مطالعه نیمه تجربی در سال 1400 در شهر تهران انجام گرفت. محیط پژوهش شامل تمام شبکههای بهداشت و درمان، بیمارستانهای عمومی و تخصصی بود. دادهها از طریق بررسی اسناد و اطلاعات ثبتشده در سامانه سینا جمعآوری شدند. کل خدمات ارائهشده در چهار گروه خدمات مراقبتهای اولیه، سرپایی، اورژانس و بستری بیمارستانی دستهبندی شدند. برای تحلیل دادهها از آزمون chow و مدل Interrupted time series با استفاده از بستههای نرمافزاری Wats و Sctest با نرمافزارR نسخه4.3.0 انجام گرفت.
نتایج: با شروع همهگیری کرونا، کاهش در میزان بهرهمندی پناهندگان و مهاجران از خدمات سرپایی، اورژانس و بستری بیمارستانی معنیدار (001/0P-value<) بوده است درحالیکه این کاهش برای خدمات مراقبتهای اولیه معنیدار گزارش نشد. همچنین بعد از شروع همهگیری کرونا فقط میزان بهرهمندی از خدمات بستری (013/0P-value<) یکروند افزایشی معنیدار را نشان داد.
نتیجهگیری: با شیوع همهگیری کرونا میزان بهرهمندی پناهندگان و مهاجران از کلیه خدمات سلامت شامل مراقبتهای اولیه، سرپایی، اورژانس و بستری کاهشیافته است. پوشش بیمهای کامل پناهندگان، درمان رایگان پناهندگان کمبضاعت، افزایش آگاهی پناهندگان برای استفاده بیشتر از خدمات سلامت، کاهش موانع اجتماعی اقتصادی موجود و تسهیل تعامل بین ارائهدهندگان و پناهندگان پیشنهاد میگردد.
فاطمه سادات وهاب زاده مقدم، احمد ودادی، کرم اله دانشفرد،
دوره 23، شماره 3 - ( 9-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: سازمان امن، سازمانی است که امنیت روانی ایجاد میکند تا هر یک از اعضای سازمان این اطمینان را داشته باشند که به دلیل طرح سؤالات، صحبت در مورد ایدهها، نگرانیها یا اشتباهات، تحقیر، خندیده یا تنبیه نمیشوند. هدف از این پژوهش، ارائه مدل سازمان امن در نظام بهداشت و درمان ایران (با تأکید بر بیمارستانهای تأمین اجتماعی) است.
مواد و روشها: پژوهش حاضر با رویکرد ترکیبی (آمیخته) انجام گرفت. در مرحله کیفی از «روش فراترکیب، دلفی خبرگان و آنتروپی شانون» برای شناسایی مؤلفههای تشکیلدهنده سازمان امن استفاده شد و در مرحله کمّی نیز با استفاده از «مدلسازی معادلات ساختاری» (از طریق توزیع پرسشنامه میان کارکنان بیمارستانهای تأمین اجتماعی شهر تهران) به اعتبارسنجی مدل پژوهش پرداخته شد.
نتایج: مدل سازمان امن متشکل از دو بُعد «رفتاری» و «ساختاری» است. بُعد رفتاری شامل «مؤلفههای رفتاری مدیران» و «مؤلفههای رفتاری کارکنان» است. بُعد ساختاری شامل «مؤلفههای سازمانی»، «مؤلفههای منابع انسانی» و «مؤلفههای محیطی» میباشد. مهمترین ویژگیهای سازمان امن عبارتاند از: ایجاد امنیت روانشناختی در سازمان، صراحت و رک-گویی، شفافیت و پاسخگویی، گوش دادن متواضعانه، ارزیابی سریع و مراقبت از کارکنان، درس گرفتن از اشتباهات، تشویق یادگیری، اشتراکگذاری دانش، پرهیز از سکوت و ترویج صحبت کردن کارکنان، پاسخدهی مؤثر، طراحی و اجرای ساختارهای منسجم برای استخراج ایدهها و دغدغهها، فرهنگسازی مناسب.
نتیجهگیری: برای ایجاد سازمان امن، مدیران باید هم به ابعاد رفتاری و هم ابعاد ساختاری توجه داشته باشند؛ البته ابعاد رفتاری اهمیت و نقش بیشتری در مقایسه با ابعاد ساختاری دارند. در میان ابعاد رفتاری نیز «رفتار کارکنان» مهمترین عامل برای ایجاد سازمان امن است و تمرکز مدیران سازمان باید بر ایجاد رفتارهای امنیتمحور در سازمان باشد. دستاوردهای این پژوهش میتواند نقطه آغازی برای پژوهشهای آتی و بررسی پیشرانها و پسرانهای سازمان امن در سایر بسترهای سازمانی باشد
مجید صفایی لاری، علی اکبر محمدی، حمید رئیسی، زکیه رئیسی،
دوره 24، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: در ایران، صندوق رفاه دانشجویان وزارت بهداشت متولی ارائه تسهیلات مالی به دانشجویان علوم پزشکی میباشد. با توجه به رشد تقاضا برای این خدمات و محدودیت منابع مالی دولت، محاسبه هزینه تمامشده این تسهیلات از اهمیت فزایندهای برخوردار است.
مواد و روشها: پژوهش حاضر از نوع کاربردی، توصیفی و هزینهیابی گذشتهنگر است و از دیدگاه صندوق رفاه دانشجویان وزارت بهداشت انجام شده است. جامعه پژوهش شامل کلیه اسناد تسهیلات دانشجویی میباشد. دادههای مربوط به سال مالی ۱۴۰3 و تنها وامهای در حال اجرا و قابل پرداخت در این سال مورد بررسی قرار گرفت. برای محاسبه هزینه تمام شده از روش ترکیبی بالا به پایین و پایین به بالا استفاده شد. اطلاعات هزینهای از دادههای داخلی صندوق و منابع آنلاین برای اقلام تجهیزاتی و مصرفی استخراج شد. تحلیل دادهها با استفاده از Microsoft Excel انجام گرفت.
نتایج: هریک از اسناد وام تحصیلی مجردی و یا ضروری با هزینه 335,38,137 ریال کمترین و هر یک سند ودیعه مسکن با 56,743,475 ریال بیشترین هزینه تمام شده را دارند. هزینه تمام شده تمامی اسناد وام دانشجویی بررسی و پرداخت شده در سال 1403 مبلغ 124,222,283,295 ریال میباشد.
نتیجهگیری: کمترین زمان برای بررسی و تأیید اسناد، مربوط به وام تحصیلی و بیشترین زمان مربوط به وام ودیعه مسکن میباشد. همچنین، نیروی انسانی عمدهترین سهم را در هزینه تمامشده فرایند پرداخت وام دارد. با این حال، مقایسه میان هزینه تمامشده و کارمزد دریافتی نشان میدهد که فرایندهای اجرایی و عملکرد نیروی انسانی در مجموع از کارایی قابل قبولی برخوردار است.
فاطمه تولایی، فتاح شریف زاده، رضا واعظی، سید جلال الدین فرجی،
دوره 24، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماریهای غیر واگیر عامل 76% مرگومیر در ایران و مدیریت آن وابسته به توانمندسازی جامعه و یکپارچهسازی ساختارها در ارائه خدمات پایدار است. تولید مشترک راهبردی نوین و بینرشتهای است که به حل نیازهای چندجانبه کاربران میپردازد. هدف پژوهش حاضر، شناسایی مضامین کلیدی تولید مشترک در مدیریت بیماریهای مزمن از دیدگاه مدیران اجرایی با تلفیق دو رویکرد اصول تولید مشترک و چارچوب ارزیابی واقعبینانه برای دستیابی به الگوی کاربردی برای بهبود سیاستگذاری و ارائه راهکارهای زمینه محور است.
مواد و روشها: این پژوهش با بهکارگیری روششناسی کیفی و استراتژی تحلیل مضمون، به بررسی دادههای حاصل از مطالعات کتابخانهای و مصاحبههای نیمه ساختاریافته با ۱۷ مدیر اجرایی بهداشتی و درمانی بهعنوان ذینفعان کلیدی خبره از طریق نمونهگیری هدفمند در 1403 به دست آمد.
نتایج: یافتهها نشان داد که این الگو شامل 71 مضمون پایه، 20 مضمون سازماندهنده و 6 مضمون فراگیر است. توسعه فرآیندهای مشارکتی در مداخلات بالینی، ایجاد خدمات جانبی عدالتمحور، شناسایی گروههای گوناگون، قابلیت ارائهدهندگان، واکنش کاربران و منافع مشترک بازیگران، مدیریت بیماریهای مزمن را عملیاتی میکند.
نتیجهگیری: این پژوهش، با تلفیقی نوآورانه، به بازتعریف مفاهیم اولیه و رفع ابهامات نظری، همچنین ارائه الگویی زمینه محور برای مدیریت بیماریهای مزمن پرداخت. پیشنهادات کاربردی شامل طراحی مشترک خدمات ترکیبی برای رفع چالشهای چندجانبه، توسعه شیوههای تعاملی و اختیارات در سطوح مختلف ساختار اجرایی برای رفع تمرکزگرایی، پایش همزمان شاخصهای بالینی رفاهی از طریق پلتفرمهای امن داده و ایجاد مشوق در تمامی سطوح ساختاری است. پیشنهادات تئوریک شامل پژوهشهای طولی برای ارزیابی پیامدها در بلندمدت و بهکارگیری سایر رویکردهای کیفی برای شمول دیدگاه بیماران و کارشناسان اجرایی است.
یوسف حمیدزاده اربابی، محمد پناهی توسنلو، رقیه فرخی، امین احمدی،
دوره 24، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: خشونت در محیط کار یک عامل تهدیدکننده شغلی بوده و بهطور فزایندهای بهعنوان یک بحران جدی شناخته میشود. سازمانهای بهداشتی درمانی به دلیل ماهیت خدمات آنها، بیش از سایر سازمانها مستعد بروز این پدیده هستند. هدف مطالعه حاضر بررسی خشونت محل کار و نقش آن در رضایتمندی کارکنان حوزه بهداشت شهرستان اردبیل بود.
مواد و روشها: مطالعه حاضر از نوع توصیفی تحلیلی بود که بهصورت مقطعی در شش ماهه دوم سال 1402 انجام شد. 300 نفر به روش نمونهگیری طبقهای و بهصورت تصادفی از کارکنان تحت پوشش مرکز بهداشت شهرستان اردبیل وارد مطالعه شدند. دادهها با استفاده از دو پرسشنامه رضایت شغلی مینه سوتا و خشونت شغلی در بخش بهداشت و درمان جمعآوری شد. تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS 20 و آزمونهای تی تست، انووا، آزمونهای تعقیبی، ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی انجام گرفت.
نتایج: میزان رضایت شغلی 75/58 درصد بود. 8/63 درصد کارکنان در طی یک سال گذشته حداقل یکبار مورد خشونت شغلی قرار گرفته بودند. میزان خشونت شغلی تجربه شده 35/27 درصد گزارش شد که خشونت روانی با 5/51 درصد و خشونت فیزیکی با 4/9 درصد به ترتیب بیشترین و کمترین بودند. بین برخی از ویژگیهای دموگرافیک با خشونت و رضایت شغلی و نیز بین این دو متغیر ارتباط آماری معنادار یافت شد (p<0.05). خشونت شغلی در مقایسه با نظام پرداخت (Beta= 0.482) و فرصت پیشرفت (Beta= 0.312) در مرتبه سوم عوامل تأثیرگذار بر رضایت شغلی شناسایی شد (Beta= 0.181).
نتیجهگیری: نتایج مطالعه نشان داد که کارکنان حوزه بهداشتی، وجود خشونت شغلی را بهعنوان جزئی از ماهیت حرفه خود پذیرفتهاند و رضایت شغلی آنها بیش از آنکه تحت تأثیر منفی این پدیده باشد، متأثر از میزان درآمد و نظام پرداخت در سازمان محل خدمت است.