جستجو در مقالات منتشر شده


27 نتیجه برای آموزش

ابراهیم صدقیانی، اباذر حاجوی، مهناز صمدبیک،
دوره 3، شماره 4 - ( 11-1381 )
چکیده

این مطالعه به منظور تعیین فرآیند پذیرش و ترخیص در بیمارستانهای آموزشی دانشگاه علوم پزشکی همدان در سال 1380 انجام گرفته است. روش پژوهش: پژوهش با استفاده از روش توصیفی، تحقیقی، و به صورت مقطعی انجام پذیرفته است. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامهها و چکلیستهایی است که بر اساس استانداردهای موجود در زمینه پذیرش بیماران تهیه و تنظیم شده است. زمان سنجی هر یک از فرآیندهای پذیرش سرپایی بستری و ترخیص کلیه بیماران در مدت دو روز کاری در هر یک از بیمارستانهای مذکور مورد مطالعه قرار گرفته است. یافتههای پژوهش: یافتههای حاصل از پژوهش نشان داد که وضعیت تسهیلات فیزیکی و فضا، پرسنل، روشهای انجام کار و خط مشیها و تجهیزات واحدهای پذیرش سرپایی بستری و ترخیص در بیمارستانهای مذکور، مطلوب نبوده است. فرآیندهای پذیرش سرپایی، بستری و ترخیص در بیمارستانهای مختلف با هم متفاوت بودهاند. واحدهای موثر در فرآیند پذیرش سرپایی درمانگاه، پذیرش بستری و ترخیص دارای تمرکز مکانب نبودهاند. واحدهای موثر در فرآیند پذیرش اورژانس از تمرکز مکانی برخوردار بودهاند. برآورد زمان انتظار بیماران برای پذیرش سرپایی درمانگاه، پذیرش بستری و ترخیص نشان داد که بیماران به طور متوسط 6/22 دقیقه جهت پذیرش سرپایی درمانگاه (6/03 = SD )، 67/28 دقیقه جهت پذیرش بستری (54/96 =SD) و 6/95 ساعت جهت ترخیص (12/57 = SD) در انتظار می مانند. نتیجه: بالا بودن انحراف معیار زمان انتظارهای مذکور نشان می دهد که میزان بروز تغییرات در زمان انتظار بسیار زیاد است به همین دلیل پیشبینی این زمان عملاً برای بیماران غیر ممکن است، به علاوه وجود علل خاص و علل عام منجر به افزایش زمان انتظار بیماران می گردید. به همین دلیل پیشنهاد می شود قسمتهایی از فرآیند که به طور مشخص در افزایش زمان انتظار بیماران موثر است، بهبود یابد و نیز در زمینه رفع علل خاص که دارای اثر منفی در انتظار بیمار می باشند نیز اقدامات اصلاحی انجام گیرد.


مرضیه جوادی، مریم یعقوبی، مریم توکلی، ابوالحسن افکار،
دوره 8، شماره 2 - ( 4-1388 )
چکیده

زمینه و هدف: آموزش ویادگیری یک رابطه دوجانبه بین استاد ودانشجوست ازاینرو ارزیابی عملکرد استاد ودانشجو دو مولفه مهم درمراکزآموزشی است.اگربپذیریم توانایی وقدرت اساتیددرجلب توجه دانشجویان درکلاس درس میتواندمنجربه یادگیری موثرشودیابرعکس وجود ضعف درجنیه های مختلف عملکرد استادمی تواندنتیجه فرایند آموزش راتنزل دهدمیتوان چنین نتیجه گیری کرد که عملکرداستاد که درقالب نمره ارزشیابی به صورت کمی اعلام میشود درمیزان یادگیری وکیفیت آموزش تاثیردارد..باتوجه به این واقعیت وجودیک رابطه مثبت بین نمره ارزشیابی استاد ونمره وضعیت تحصیلی دانشجومورد انتظاراست ا ین مطالعه باهدف بررسی رابطه این دومتغیرتنظیم گردیده است.

مواد و روشها: این پژوهش یک مطالعه توصیفی ازنوع همبستگی ا ست.جامعه آماری شامل کلیه اساتید دروس تخصصی ودانشجویان سه رشته مدارک پزشکی،کتابداری ومدیریت خدمات بهداشتی درمانی درنیمسال دوم 85-86 دانشکده مدیریت واطلاع رسانی اصفهان بود .داده هابراساس چک لیست محقق ساخته ازمراجع مربوطه اخذگردید. در تحلیل نتایج ازنرم افزار SPSS و شاخص های آمار توصیفی و استنباطی (ضریب همبستگی پیر سون) استفاده گردید.

یافته ها: میانگین نمره ارزشیابی اساتید درسه گروه مدیریت،مدارک پزشکی وکتابداری به ترتیب عبارت بوداز:85،91و92.و میانگین کل نمرات دروس تخصصی دانشجویان نیز موردمطالعه عبارت بوداز:مدیریت( 06/17)، کتابداری: (48/17 )و مدارک پزشکی (21/17 ).

 نمره ارزشیابی اساتید با نمرات دروس تخصصی دانشجویان رابطه معنادارنداشت .رشته مدیریت (r=-0/095) رشته مدارک پزشکی(r=-0/1) رشته کتابداری( r=-0/6 ).

نتیجه گیری: اگربپذیریم که دانشجویان مخاطبین ومشتریان تدریس استاد وهدف اصلی برنامه های آموزشی میباشند.این پیش فرض قابل قبول خواهد بودکه:بین عملکرد استاد ویادگیری دانشجو ورضایت اوباید بنوعی ارتباط مثبت رسید. باتوجه به نتیجه حاصله ازاین مطالعه و سایرمطالعات میتوان اذعان داشت شایدفرایند ارزشیابی استاد ودانشجو نیاز به بازنگری داشته باشد. .لذا ضمن لزوم بررسی بیشتر درعلت یابی این ناموزونی لازم است بطوربنیادین مبحث ارزشیابی وروشهای مختلف آن( هم ارزشیابی دانشجو وهم ارزشیابی استاد )مورد ،بازبینی وروزآمد ی قرارگیرد.


حسن امامی،
دوره 8، شماره 3 - ( 11-1388 )
چکیده

زمینه و هدف : تحقیق حاضر در مورد پیشبرد یادگیری الکترونیکی در دانشگاه های علوم پزشکی می باشد. هدف برآن تا  عوامل کلیدی موفقیت یادگیری الکترونیکی ومیزان آمادگی برخی از گروه ها در حوزه علوم پزشکی برشمرده شود.

مواد و روش ها : مقاله تحقیقی است و داده های تحقیق از طریق پرسشنامه انجام شده است. جامعه تحقیق کلیه مسئولین فاوا (فن‌آوری اطلاعات و ارتباطات) دانشگاه های علوم پزشکی کشور و مدیران گروه های دانشگاه مورد مطالعه می باشند. از روش تحلیل عاملی استفاده شد. روایی ضریب کرونباخ (95% )مشخص گردید و از آزمونT-TEST، آنالیز واریانس یکطرفه و آنالیز همبستگی پیرسون استفاده گردید.

نتایج: از دیدگاه مدیران فاوا، سیزده عامل به عنوان اولویت مشخص شد. از دیدگاه  مدیران گروه های آموزشی دانشگاه علوم پزشکی مورد مطالعه، پنج عامل به عنوان عوامل مهم آمادگی بدست آمد. نتایج بین سه عامل، "محیط قانونی و فنی، نرم افزار و سخت افزار تخصصی و اینترنت پر سرعت" از دیدگاه مدیران فاوا و عامل، "تمایل و توانمندی برای اجرا از دیدگاه مدیران آموزشی اختلاف معنی داری در سطح p= ./002 را نشان داد. همچنین در مورد عامل، اقبال مسئولین و اعمال مشوق های مادی و معنوی از دیدگاه مدیران فاوا و عامل، توانایی انجام کار از دیدگاه مدیران آموزش اختلاف معنی داری با p =0 /011 نشان داد.

نتیجه گیری: استراتژی های مناسبی به منظورتوسعه  هماهنگ و همسو با شرایط موجود می بایست اتخاذ شود که از جمله به برخی از آنها میتوان اشاره نمود: ترسیم سند چشم‌انداز از سوی وزارت بهداشت،تولید محتوا (پزشکی و غیره) به شکل مناسب ، توسعه زیر ساخت های فنی و ارتباطی ،توسعه  یادگیری الکترونیکی ابتدا در حوزه علوم پایه و سپس به عنوان آموزش های مکمل در علوم بالینی،توسعه سواد اطلاعاتی و ایجاد مهارت های لازم در بین اساتید و دانشجویان و ترغیب آنها در این زمینه ،ایجاد بسترها و ساختارهای مناسب و تعاملات لازم ،وجود کتابخانه مجازی ،ترسیم قوانینی برای حمایت از حقوق پدیدآورندگان و صاحبان محتوای آموزشی ،فرهنگ‌ سازی صحیح و مناسب،مشارکت بخش خصوصی در توسعه  یادگیری الکترونیکی  و... می باشد.


ابوالقاسم پور رضا، حلیمه توحیدی، سیما رفیعی،
دوره 8، شماره 5 - ( 1-1388 )
چکیده


ناهید نصیری راد، آرش رشیدیان، حسین جودکی، فیض اله اکبری حقیقی، محمد عرب،
دوره 9، شماره 1 - ( 6-1389 )
چکیده

زمینه و هدف: این مطالعه با هدف تعیین انواع رابطه و مشکل های موجود بین بیمارستآن های وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران و سازمان های بیمه گر پایه و ارایه راه حل ها و پیشنهادهایی در این زمینه انجام شده است.

روش مطالعه: مطالعه از نوع کیفی است و در سال 1389 انجام شد. جامعه مورد پژوهش 9 نفر از مسئولان درآمد و 9 نفر از نمایندگان مقیم سازمان های بیمه گر در بیمارستان های تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی تهران بودند که از آنها در خصوص انواع رابطه، مشکل و راه حل های موجود بین بیمارستان و سازمان های بیمه گر سوال هایی توسط مصاحبه نیمه ساختاریافته پرسیده شد. تحلیل داده ها به روش تحلیل چارچوبی داده های کیفی انجام شد.

یافته ها: شش موضوع ماهیت(نوع) ارتباط بین بیمه و بیمارستان، وظایف نظارتی بیمه ها در بیمارستان، عوامل زمینه ساز برای ایجاد کسور(تفاوت ریالی میان آنچه که درقبال ارایه خدمت براساس تعرفه های مصوب باید وصول شود و آنچه که در عمل وصول می شود که مبنای تعرفه، آخرین چاپ کتاب کالیفرنیا و تعرفه های ابلاغی سالانه می باشد.) راه حل های کسور، مشکل بیمارستان ها با سازمان های بیمه گر و همچنین مشکل های نمایندگان بیمه با بیمارستان ها، شناسایی شد.

نتیجه گیری: بیمارستان ها و سازمان های بیمه گر باید جهت حل مشکل هایشان سعی در برقراری ارتباطات موثر و کارآمد کنند که حاصل این ارتباط علاوه بر برطرف کردن مسایل و مشکل های خودشان، به بیماران نیز کمک موثری می کند، چراکه در ارتباط نامناسب بین بیمارستان و سازمان های بیمه گر بیشتر مشکل های آنها به بیمار تحمیل می شود.


محمود نکویی مقدم، سجاد دلاوری، مینا سلاجقه، محمد حسین قربانی،
دوره 9، شماره 1 - ( 6-1389 )
چکیده

سابقه و هدف: یکی از الزامات اداره امور بیمارستان‌ها، به‌عنوان سازمان‌های ﭘیچیده و ﭘر از تعارض، این است که مدیران ارشد و میانی آن شیوه‌های رهبری و استراتژی‌های مدیریت تعارض و میزان تناسب با آن را را به خوبی بشناسند و بر آن اساس یک شیوه صحیح مدیریتی را اعمال نمایند تا در افزایش کارایی و اثربخشی عملکرد در بیمارستان و ارایه خدمات با کیفیت، نقش فعالی ایفا کنند. بنابراین هدف این پژوهش بررسی رابطه بین نمره [1]LPC فیدلر (به‌عنوان مصداقی از سبک رهبری) و راهبردهای مدیریت تعارض (عدم مقابله، راه‌حل گرایی و کنترلی) است.

مواد و روش‌ها: در این پژوهش که به شکل میدانی انجام شده است، برای بررسی سبک رهبری از نمره  LPCفیدلر و برای بررسی راهبرد‌های مدیریت تعارض از پرسشنامه مدیریت تعارض استفاده گردید که پایایی پرسشنامه‌های مذکور با آزمون آلفاکرونباخ به ترتیب برابر با 90/0 و 88/0 به دست آمد. جامعه آماری شامل مدیران، روسا و مسئولین بخش‌ها و واحدهای بیمارستان‌های آموزشی شهر کرمان (81 نفر) تشکیل می‌دهد که با استفاده از جدول کرجسی و مورگان، نمونه‌ای 67 نفری انتخاب شد و پرسشنامه در بین آن‌ها توزیع گردید. در نهایت برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از روش‌های استنباطی کلموگروف اسمیرنف،‌ ضریب همبستگی پیرسون، رگرسیون خطی و تحلیل ماتریس همبستگی استفاده شد.

یافته‌ها: نتایج حاصل از پژوهش بیان می‌کند که جامعه مورد بررسی از سبک رهبری رابطه مدار‌تر استفاده می‌کنند و راهبرد‌های مدیریت تعارض مورد استفاده به‌ترتیب عدم مقابله، راه حل گرایی و کنترلی می‌باشد. همچنین مشاهده گردید که بین نمره LPC و راهبردهای عدم مقابله و راه‌حل گرایی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد و ضریب همبستگی پیرسون به‌ترتیب برابر با 512/0 و 298/0 به‌دست آمد. اما بین نمره LPC و راهبرد کنترلی رابطه منفی ولی معناداری وجود دارد (474/0- =r).

نتیجه‌گیری: بر طبق یافته‌های تحقیق می‌توان بیان کرد که مدیران رابطه‌مدارتر ترجیح می‌دهند از راهبردهای مدیریت تعارض عدم مقابله و راه‌حل گرایی استفاده کنند ولی مدیران وظیفه‌مدار، راهبرد کنترلی را بیشتر ترجیح می‌دهند. با توجه به اینکه راهبرد مدیریت تعارض مورد استفاده، بیشتر عدم مقابله است، توصیه می‌شود که دلایل استفاده از این راهبرد مورد بررسی قرار گیرد و تلاش شود تا افراد دیدگاه‌های متضاد خود را بیان و آزادانه اظهار نظر کنند که منجر به بهبود عملکرد سازمان گردد. اما سبک رهبری رابطه‌مدار در تعاملات بلند مدت سبک مناسبی است که نگهداری و تداوم آن باید مورد توجه قرار گیرد.


بهرام دلگشایی، لیلا ریاحی، منیکا متقی،
دوره 9، شماره 1 - ( 6-1389 )
چکیده

زمینه و هدف : امروزه ضروری است که مدیران بیمارستان ها بتوانند خود را با پیشرفت علم و دانش همگام سازند.این امر مستلزم بررسی کیفیت زندگی کاری نیروی انسانی و ارتباط آن با مدیریت دانش میباشد.هدف از پژوهش حاضر مقایسه کیفیت زندگی کاری در بیمارستان های آموزشی و غیرآموزشی دانشگاه علوم پزشکی کاشان و تعیین رابطه آن با مدیریت دانش از دیدگاه مدیران ارشد ومیانی بیمارستان های مورد مطالعه می باشد.

مواد و روش ها: پژوهش حاضر از نوع توصیفی-تحلیلی و مقطعی است.جامعه ی این پژوهش همه ی مدیران ارشد و میانی بیمارستان های آموزشی و غیرآموزشی دانشگاه علوم پزشکی کاشان است. داده ها بااستفاده از پرسش نامه که روایی و پایایی آن از پیش تعیین شده ، گردآوری شده است. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون های tمستقل و ضریب همبستگی پیرسون صورت گرفته است.

یافته ها: فضای کاری در بیمارستان های آموزشی و غیرآموزشی با میانگین های به ترتیب 64/3 و 47/3 در بالاترین وضعیت و امکانات مادی و طراحی شغلی ، به ترتیب با میانگین‌های 7/2 و 81/2 در پایین‌ترین وضعیت قرار گرفتند. در این مراکز، دموکراسی (r= 0.83) و آموزش (r=0.69) بالاترین میزان همبستگی وامتیازات مادی (r=0.51) و فضای کاری (r=0.51) کمترین میزان همبستگی را با مدیریت دانایی دارا بودند. کیفیت زندگی کاری رابطه معنی داری با مدیریت دانایی در هر دو مرکز (به ترتیب؛ 92/0 و 83/0 )داشت.

نتیجه گیری: تفاوت چشمگیری میان کیفیت زندگی کاری در بیمارستان های آموزشی و غیرآموزشی دانشگاه علوم پزشکی کاشان مشاهده نشد و رابطه کیفیت زندگی کاری و مدیریت دانایی در هر دسته از مراکز مثبت ارزیابی گردید.


محمود نکویی مقدم، آزاده تقوی راد، سعیده حکیمی پور، میلاد شفیعی، غلامرضا گودرزی،
دوره 9، شماره 3 - ( 11-1389 )
چکیده

زمینه و هدف : عصر ما عصر تغییرات و دگرگونی هاست و با توجه به اینکه سازمانها خرده سیستم هایی از نظام جامعه هستند و تحت تاثیر این تغییرات قرار می گیرند، لذا لازمه همگام شدن با این تحولات محیطی، ایجاد بستر و محیطی مطلوب و مناسب برای بروز افکار تازه ،خلاقیت و نوآوری در سازمانها می باشد. هدف از انجام این مطالعه بررسی رابطه بین سبک های مدیریت تعارض و خلاقیت کارکنان اداری در بیمارستانهای آموزشی شهر کرمان می باشد.
مواد و روش ها: در این مطالعه مقطعی اطلاعات مورد نیاز با استفاده از دو پرسشنامه استاندارد و معتبر مدیریت تعارض و خلاقیت از جامعه آماری مشتمل بر دو گروه مدیران اداری و کارکنان اداری و به روش سرشماری جمع آوری گردیده است . برای تجزیه و تحلیل داده‌ها، از نرم‌افزار آماری SPSSاستفاده شده است.
یافته‌ها: باتوجه به این مطالعه رابطه معنی دار و معکوسی بین سبک اجبار مدیران و خلاقیت کارکنان اداری(r=-0.187 , P<0.05) و نیز سبک مذاکره مدیران و خلاقیت کارکنان اداری r‏=-0.155 , P<0.05) (وجود دارد . همچنین رابطه معنی داری بین وضعیت تاهل و میزان تحصیلات با خلاقیت کارکنان اداری قابل مشاهده است . از سوی دیگر رابطه معنی دار بین جنسیت مدیران اداری و سبک اجتناب (04/0=P) بدست آمده، که در نتیجه آن مردان کمتر زنان از از این سبک اجتناب استفاده می کنند.
نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد که با کاهش استفاده از سبک اجبار و مذاکره از سوی مدیران در حل تعارضات در بیمارستان ،خلاقیت کارکنان افزایش می یابد.


رحیم خدایاری زرنق، سوگند تورانی، اعظم قادری، مسعود صالحی، حسن جعفری،
دوره 9، شماره 3 - ( 11-1389 )
چکیده

زمینه و هدف: گردشگری پزشکی صنعت رو به رشدی است که در آن بیماران برای دریافت خدمات پزشکی به فراتر از مرزها سفر می‌کنند. این مطالعه با هدف ارزیابی توانمندی های بیمارستان‌های منتخب دانشگاه علوم پزشکی تهران در جذب گردشگران پزشکی بر اساس استانداردهای بیمار محور کمیسیون مشترک بین الملل انجام گرفته است.
مواد و روش‌ها: به صورت توصیفی - مقطعی در بیمارستان هاشمی نژاد ، قلب رجائی و شهید مطهری صورت گرفته است. به منظور جمع آوری داده ها از بخش بیمار محور چک لیست استاندارد های کمیسیون مشترک بین الملل استفاده شده است. برای تجزیه و تحلیل داده ها نیز از تکنیک های موجود در آمار توصیفی استفاده شده است.
یافته ها: بیشترین میزان رعایت استانداردها مربوط به استانداردهای مدیریت تجویز و نحوه استفاده از دارو (5/84%) مربوط به بیمارستان هاشمی نژاد و کمترین میزان نیز استانداردهای حقوق بیمار و خانواده (5/47%) است که مربوط به بیمارستان مطهری می باشد. میانگین بیمارستان هاشمی‌نژاد (8/71%) بیشتر از بیمارستان رجائی (67%) و این بیمارستان نیز بیشتر از بیمارستان مطهری (3/62%) می باشد.
نتیجه گیری: در مجموع بیمارستان های مورد پژوهش در برخی از استاندارد ها مناسب (دسترسی و تداوم درمان، ارزیابی بیماران، مراقبت های بیهوشی و مدیریت دارو) و در برخی دیگر ناکافی (حقوق بیمار و خانواده، مراقبت بیماران و آموزش بیماران) هستند. با توجه به مشخص شدن نقاط قوت و ضعف این بیمارستان ها می توانند به منظور افزایش توانمندی‌های خود از مدل تجزیه و تحلیل نقاط قوت، ضعف، فرصت و تهدید بهره ببرند.


ماندانا صاحب زاده، سید محسن حسینی، نوشین جوادی نژاد، افروز فرازنده مهر،
دوره 10، شماره 2 - ( 4-1390 )
چکیده

زمینه و هدف: استانداردها نقش با ارزشی در نشان دادن حداقل مطلوب و عملکرد مورد انتظار، هدف گذاری، تعیین دقیق وضعیت فعلی بیمارستان و در نهایت ارزشیابی و نظارت و هدایت فعالیتهای سازمان دارند و از با ارزش ترین عناصر در سازمان به حساب می روند ، از این رو ارزشیابی رعایت استاندارد از جمله عواملی است که به بهبود استانداردسازی هرچه بیشتر بیمارستان ها کمک فراوانی می کند.از آنجایی که عملکرد پرسنل نقش بسزایی در ارائه ی خدمات با کیفیت به بیماران دارد ،هدف اصلی این پژوهش بررسی وضعیت استانداردهای بخش اعمال جراحی و تاثیر آنها بر عملکرد پرسنل پرستاری در سال 1389 بوده است .
مواد و روشها: این پژوهش مقطعی تحلیلی بوده است. جامعه ی مورد پژوهش، بخشهای عمل جراحی و پرسنل پرستاری آنان در بیمارستان های آموزشی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان ، در سال 1389بوده است. حجم نمونه با استفاده از روش نمونه گیری چند مرحله ای برابر با 120 نفر در 10 بیمارستان تعیین گردید که شامل 51 نفر زن و 56 مرد که از این تعداد 69 نفر کاردان و 38 نفر کارشناس می باشند چک لیست از طریق مطالعات علمی و منابع مختلف در راستای جمع آوری استانداردهای مربوط به بخش اعمال جراحی و ارزیابی عملکرد پرسنل تهیه گردید و سپس روایی آن مورد تأیید قرار گرفت.اعتبار چک لیست ، 101سوالی بررسی استانداردها در بخش اعمال جراحی برابر با 85% و اعتبار چک لیست 24 سوالی ارزیابی عملکرد 73/1% به دست آمده که حاکی از اعتبار ابزار اندازه گیری می باشد. اطلاعات به دست آمده پس از استخراج با استفاده از شاخص های مرکزی و پراکندگی و آزمون های کای دو ، آنالیز واریانس یک طرفه و t مستقل توسط نرم افزار SPSSنسخه 16 بررسی شد.
نتایج: از مجموع 404 امتیاز، بیمارستان 1 با 354 امتیاز یبشترین امتیاز رعایت استاندارد ها و بیمارستان 3 با 274 امتیاز کمترین امتیاز را به خود اختصاص داده اند. از مجموع 96 امتیاز چک لیست ارزیابی عملکرد ، بیمارستان 10 با 86.4 امتیاز بهترین عملکرد پرسنل و بیمارستان 6 با نمره ی بدترین عملکرد پرسنلی را دارا می باشد.
نتیجه گیری: بررسی یافته های این پژوهش حاکی از این امر است که بین رعایت استاندارد های تجهیزاتی ، ایمنی ، بهداشتی بخش های عمل جراحی بیمارستان ها با عملکرد پرسنل پرستاری شاغل در آنها ارتباطی وجود نداشت ولی رعایت استانداردهای فضای فیزیکی در عملکرد پرسنل پرستاری موثربود. از سوی دیگر ارتباطی بین سن ، تحصیلات ، تاهل وسابقه کار پرسنل با عملکرد آنان موجود نمی باشد.اما جنسیت در عملکرد پرسنل موثر بود.


مریم غیاثی پور، ابوالقاسم پوررضا، محمد عرب، محمود محمودی، علی ابوترابی،
دوره 10، شماره 3 - ( 7-1390 )
چکیده

زمینه و هدف: پرداخت های غیر رسمی در بخش بهداشت و درمان، در بسیاری از کشورهای در حال توسعه یک مانع عمده در راه اصلاح سیستم نظام سلامت به شمار می آید. پرداخت های غیر رسمی شکلی ازفساد سیستماتیک بوده و اثرات نامطلوب بسیاری بر عملکرد نظام سلامت دارد.دراین مطالعه، فراوانی و میزان پرداختهای غیررسمی در بیمارستانهای عمومی آموزشی دانشگاه علوم پژشکی تهران در سال 88 مورد بررسی قرار گرفته است.
مواد و روشها: دراین مطالعه مقطعی (توصیفی - تحلیلی)،روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای بوده است که درنهایت از میان ترخیص شدگانِ بخش های ICU، CCU، جراحی،اورژانس و داخلی بیمارستانهای عمومی آموزشی تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی تهران 300 نفر به طور تصادفی انتخاب و در یک مصاحبه تلفنی ساختارمند شرکت داده شدند.
نتایج: نتایج حاصل از پژوهش بیانگرآن بودند که 21 درصد از افراد مورد مطالعه پرداخت غیر رسمی به کارکنان بیمارستان داشته اند. 3/7 درصد از افراد با درخواست پرداخت غیر رسمی از سوی کارکنان بیمارستان روبرو بوده اند. میان مدت اقامت و میانگین کل پرداخت غیر رسمی ارتباط معنی داری مشاهده گردید. فراوانی پرداخت غیر رسمی و وضعیت تاهل ارتباط معنی داری دارند.
نتیجه گیری: به نظر می رسدآموزش بیماران و کارکنان بیمارستان، افزایش سطوح درآمد کارکنان ، بهبود کمیت و کیفیت ارائه خدمات سلامت و تلاش در خصوص تغییر عقاید تثبیت شده ای که پرداخت های غیر رسمی را ضروری می دانند، در کنترل پرداختهای غیر رسمی موثر می باشد.


ابوالقاسم پوررضا، رقیه خبیری، عباس رحیمی فروشانی، الهام موحدکر،
دوره 12، شماره 3 - ( 9-1392 )
چکیده

زمینه و هدف: امروزه کمبود نیروی دانش آموخته پزشکی به دلایل متعدد کماکان وجود دارد. هدف این مطالعه «تعیین عوامل مرتبط با گرایشهای شغلی و آموزشی دانشجویان رشته پزشکی دانشگاه های علوم پزشکی تهران، شهید بهشتی و ایران» است. مواد و روش ها: این پژوهش از نوع مطالعات توصیفی تحلیلی مقطعی است. جامعه پژوهش شامل دانشجویان پزشکی دانشگاههای علوم پزشکی تهران، شهید بهشتی و ایران بود. با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده متناسب به حجم طبقه حجم نمونه 510 نفر محاسبه شد. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه ساختار یافته ای بود که پایائی و روائی آن در حد قابل قبول بود. از روشهای آماری توصیفی برای تحلیل داده ها استفاده گردید. نتایج: منزلت اجتماعی پزشکان، انگیزه خدمت به مردم و علاقه به علم پزشکی بر انتخاب رشته پزشکی موثر است. وجود دانشکده های پزشکی، بالابردن سطح اطلاعات در مراکز درمانی و نیاز مناطق به خدمات درمانی بر انتخاب محل خدمت موثر است. فعالیت همزمان در بخش خصوصی و دولتی، پریشانی امور در موسسات دولتی و فراهمی تجهیزات در بخش خصوصی بر انتخاب بخش فعالیت موثر است. فاصله گرفتن از آرمانگرائی، فقدان حمایت کافی دانشجویان و عدم مطابقت محیط تحصیلی با علائق دانشجویان بر تغییر گرایشهای شغلی و آموزشی موثر است. نتیجه گیری: اقداماتی نظیر تعدیل ظرفیت پذیرش دانشجویان پزشکی، بهبود کیفیت دروس، تعدیل نیروی انسانی، آشنایی بهتر دانش آموزان با رشته پزشکی هنگام انتخاب رشته دانشگاهی و حمایت مالی پزشکان جوان در این زمینه می تواند مفید واقع شود.
ژیلا دادگرپناه ، معصومه عرفانی خانقاهی،
دوره 12، شماره 4 - ( 12-1392 )
چکیده

زمینه و هدف: هدف نهایی آموزش کارکنان، کارایی و اثربخشی بیشتر می باشد. بررسی و آگاهی از نتایج بازده آموزش کارکنان لازمه فرایند انتقال آموزش و شناخت جو آموزشی می باشد که می تواند حلقه آموزشی را تکمیل کند و منجر به اثر بخش کردن برنامه ها و فعالیت های آموزشی نیروی انسانی شود این مطالعه با هدف پیش بینی رابطه ابعاد جو یادگیری با انتقال آموزش در بیمارستان میلاد از دیدگاه پرسنل بالینی می باشد. مواد و روش ها: در این مطالعه، 306 نفر از پرسنل بخش های مختلف بیمارستان به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب گردیده شده است. گرداوری داده ها بوسیله پرسشنامه جو یادگیری(بارترام) و پرسشنامه انتقال یادگیری محقق ساخته بوده است و برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های همبستگی پیرسون و رگرسیون استفاده شده است. نتایج: بین کلیه ابعاد جو یادگیری با انتقال آموزش با ضریب همبستگی 604/0 و ضریب تعیین604/0 رابطه معنادار در جهت مثبت و شدت قوی بین دو متغیر گزارش می شود و حدود 60 درصد از انتقال آموزش توسط جو یادگیری قابل تبیین است. نتیجه گیری: شناسایی ابعاد جو یادگیری جهت افزایش انتقال آموزش به محیط کار ضروری می باشد. انتقال آموزش می تواند جهت بهبود وضعیت یادگیری سازمانی و انتقال مهارت ها جهت ارائه بالا ترین کیفیت خدمات به مراجعین و بیماران باشد.
جلال سعید پور، مهسا قاضی عسگر، حجت رحمانی، مهرانگیز خوشخو،
دوره 13، شماره 1 - ( 3-1393 )
چکیده

زمینه و هدف :از آنجائیکه حفظ و ارتقاء سلامتی ازاولویت های سیستم های بهداشتی در جهان محسوب می شود، آموزش به بیمار و افزایش توانایی افراد در مراقبت ازخود، کلید اصلی رسیدن به این منظور است.هدف از مطالعه حاضر بررسی دیدگاه پزشکان و پرستاران در رابطه با عوامل تسهیل کننده و موانع آموزش به بیمار در بیمارستان رازی کرمانشاه در سال 1391 می باشد. مواد و روش ها : این پژوهش به صورت نیمه تجربی بر روی 85 نفر از پزشکان و پرستاران بیمارستان رازی کرمانشاه ،به صورت تصادفی ساده انجام شد. ابزار گردآوری داده ها ،پرسشنامه ای شامل 3 قسمت و 32 سوال، در مقیاس لیکرت بود. روایی پرسشنامه از روش اعتبار محتوی و پایایی از روش آزمون مجدد نأیید شد .اطلاعات استخراج شده با استفاده از نرم افزار 18 spss و آمار استباطی t‏ - testمورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج: از بین عوامل بازدارنده آموزش به بیمار بین دیدگاه پزشکان و پرستاران، کمبود پرستاران شاغل در بخش و عدم هزینه کافی در زمینه آموزش بیمار و از بین عوامل تسهیل کننده آموزش به بیمار،ارائه سمینارهایی در مورد راهبردهای آموزش و یادگیری،در نظر گرفتن امتیاز ویژه برای انجام آموزش به بیمار در زمان ارزشیابی سالیانه بکارگیری را مهمترین عوامل عنوان شد. نتیجه گیری: جهت آموزش به بیمار ضمن در نظر گرفتن تسهیلات کافی، ضروری است با تامین نیروی انسانی لازم وبرگزاری دوره های آموزش ضمن خدمت در جهت رفع موانع موجود، اقدام شود .
مرجان قاسمی نژاد، صدیقه السادات طوافیان، علیرضا حیدر نیا،
دوره 14، شماره 1 - ( 3-1394 )
چکیده

زمینه و هدف :کمردرد از مشکلات شایع در پرستاران است. هدف این مطالعه بررسی تأثیر برنامه آموزش مرتبط با سلامت فیزیکی بر کیفیت زندگی کارکنان پرستاری مبتلا به کمردرد مزمن بود.

مواد و روشها :دراین پژوهش نیمه تجربی 119 نفر از کارکنان پرستاری  مبتلا به کمردرد مزمن شاغل در بیمارستانهای منتخب یزد در دو گروه مداخله (60 نفر ) و شاهد (59 نفر ) شرکت نمودند . گروه مداخله در یک برنامه آموزشی شامل یک جلسه با میانگین مدت زمان 180 دقیقه در گروه های 8-7 نفره شرکت کردند. کیفیت زندگی کلیه آزمودنی ها ، قبل و 3 ماه بعد از مداخله آموزشی بوسیله پرسشنامه 36 سئوالی کیفیت زندگی ارزیابی شد و با استفاده از آمار توصیفی و تحلیلی در سطح معناداری05/0 تجزیه و تحلیل شد.

نتایج : علیرغم همسان بودن دو گروه در بدو مطالعه میانگین ابعاد عملکرد جسمانی 32/72 ، محدودیت نقش بعلت مشکلات جسمانی 18/58 ، درد جسمانی 96/59 و سلامت عمومی 1/69 در گروه مداخله در مقایسه با میانگین های همین ابعاد در 3 ماه بعد از مداخله  با میزانهای 50/60 ، 88/47 ، 05/38 ، 27/51  در گروه شاهد دارای تفاوت چشمگیر بود  ( 0001/0 >PV  ) . ابعاد روانی کیفیت زندگی در گروه مداخله تغییر فاحشی نسبت به قبل از مداخله نداشت ( 855/0=PV ).

نتیجه گیری :برنامه آموزشی مبتنی بر سلامت فیزیکی توانست بر ابعاد عملکرد جسمانی ، محدودیت نقش بدنبال مشکلات جسمانی ، درد جسمانی و سلامت عمومی موثر باشد.


زهرا وظیفه، فرشاد توکلی،
دوره 14، شماره 2 - ( 5-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: مدیریت دانش نقش مهمی در موفقیت سازمان‌ها ایفا می‌کند. عوامل زیادی ازجمله فرهنگ سازمانی بر مدیریت دانش تأثیرگذار است. لذا هدف پژوهش تعیین رابطه بین فرهنگ سازمانی و ابعاد آن با مدیریت دانش است.

مواد و روش‌ها: مطالعه مقطعی توصیفی-تحلیلی حاضر در سال 1392 انجام شد. جهت انجام پژوهش 322 نفر از کارکنان 3 بیمارستان وابسته به دانشگاه علوم پزشکی زاهدان به روش نمونه‌گیری تصادفی-طبقه ای انتخاب شدند. برای جمع‌آوری اطلاعات از پرسشنامه استاندارد فرهنگ سازمانی و محقق ساخته مدیریت دانش استفاده شد. داده‌های به‌دست‌آمده با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی به‌وسیله نرم‌افزار SPSS ویرایش 18 مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفت.

نتایج: نتایج پژوهش حاکی از آن بود که بین فرهنگ سازمانی و مدیریت دانش رابطه مثبت و معناداری وجود داشت. همچنین نتایج آزمون سایر اهداف نشان داد که بین مؤلفه‌های فرهنگ سازمانی (قبیله، بازار، ادهوکراسی) و مدیریت دانش رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین بین فرهنگ سازمانی بوروکراتیک و مدیریت دانش رابطه منفی و معناداری وجود داشت.

نتیجه‌گیری: فرهنگ سازمانی یکی از مهم‌ترین ابزارهای استقرار و اجرای موفقیت‌آمیز مدیریت دانش در سازمان‌ها محسوب می‌شود. تغییر در فرهنگ سازمانی به‌منظور استقرار مدیریت دانش در سازمان‌های آموزشی - درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی و خدمات درمانی و بهداشتی زاهدان باید به نحوی باشد که فرهنگ سازمانی قبیله و فرهنگ سازمانی ادهوکراسی نسبت به سایر فرهنگ‌ها بیشتر موردتوجه قرار گیرد.


علی محمد مصدق راد، محمد عرب، آرزو موجبافان،
دوره 15، شماره 4 - ( 10-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: تعارض غیر قابل اجتناب بوده و در هر سازمانی وجود دارد. بیمارستان‌ها به خاطر نوع ساختار و فرهنگ سازمانی و ماهیت خدمات آنها همواره مستعد بروز تعارض منفی هستند. این پژوهش با هدف تعیین میزان تعارض در بیمارستان‌های دانشگاه علوم پزشکی تهران و بررسی علل آن انجام شد.

مواد و روش ها: این پژوهش توصیفی- تحلیلی به صورت مقطعی در سال 1394 انجام شد. نمونه پژوهش شامل 563 نفر از مدیران ارشد، میانی و عملیاتی بیمارستان‌های وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران بودند. اطلاعات لازم از طریق پرسشنامه خود ساخته روا و پایا جمع‌آوری شد. تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم افزار آماریSPSS   نسخه 19 در دو سطح آمار توصیفی و آمار استنباطی انجام شد.

نتایج : میزان تعارض در بیمارستان‌های دانشگاه علوم پزشکی تهران در حد متوسط بود (73/2 از 5 امتیاز). عوامل سازمانی بیشتر از عوامل فردی  در ایجاد تعارض تأثیر داشت. از بعد عوامل سازمانی کار زیاد، محدودیت منابع و بروکراسی و قوانین و مقررات نامناسب و از نظر عوامل فردی خصوصیات رفتاری متفاوت، تفاوت دانش و تخصص و تفاوت توانایی‌ها و مهارت‌‌های کارکنان بیشترین تعارض را ایجاد کردند. میزان تعارض در بیمارستان‌های تخصصی بیشتر از بیمارستان‌های عمومی بود. میزان تعارض در مدیران ارشد بیش از مدیران میانی و عملیاتی گزارش شد. در واحدهای درمانی و تشخیصی تعارض فردی بیشتری مشاهده شد. بین گذراندن دوره آموزشی مدیریت تعارض با میزان تعارض ناشی از عوامل فردی رابطه آماری منفی مشاهده شد. بین میزان تعارض و سطوح مدیریت، میزان تحصیلات، تعداد تخت بیمارستان، تعداد کارکنان تحت سرپرستی  و تمایل به ترک سازمان رابطه آماری مثبت مشاهده شد.

نتیجه‌گیری : وجود تعارض در بیمارستان‌ها امری بدیهی و غیر قابل اجتناب است. مدیران با کسب آموزش‌های لازم و بکارگیری سبک مناسب، باید میزان تعارض را در حد سازنده نگاه دارند تا منجر به توسعه سازمانی بیمارستان‌ها شود.


دکتر رقیه بایرامی، علیرضا رضازاده، دکتر حسین ابراهیمی پور،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1396 )
چکیده

مقدمه و هدف: بخش اورژانس به عنوان قلب بیمارستان و  یکی از نخستین نقاط تماس بیماران با سیستم ارائه خدمات درمانی،  با مسائل و مشکلات گوناگونی روبرو است. این مطالعه با هدف تبیین چالش­های موجود در بخش­های اورژانس بیمارستان­های آموزشی دانشگاه علوم پزشکی مشهد انجام گرفت.

روش کار: مطالعه حاضر از نوع مطالعات کیفی بود که به شیوه فنومنولوژی در سال 1393 در مشهد انجام گرفت. بیست پرستار و دو متخصص طب اورژانس که با نمونه گیری هدفمند از چهار بیمارستان آموزشی  شهر مشهد انتخاب شدند؛ با حضور در مصاحبه­های نیمه­ساختار یافته، درک و تجارب خود را پیرامون چالش­های بخشهای اورژانس بیان کردند. بعد از پیاده سازی مصاحبه ها، داده­ها از طریق روش کولیزی  با نرم افزار MAXQDA 3  مورد تحلیل قرارگرفت.

یافته ها:  از تحلیل داده­ها سه درون مایه مشتمل بر  "چالش­های مربوط به منابع انسانی"(ویژگی­های فردی،  ویژگی­های حرفه ای،کمبود نیروی انسانی)، " نارضایتی پرستاران" (حداقل هتلینگ و خدمات رفاهی در بیمارستان  برای پرسنل،  عدم تناسب حقوق و مزایا با حجم کاری ، عدم حمایت از پرستاران)  و "چالش­های مدیریتی اورژانس" (چالش‌های ساختاری، چالش‌های عملکردی ، چالش‌های مدیریتی نیروی انسانی) استخراج شد.

نتیجه گیری:  کمبود نیروی انسانی، نارضایتی پرستاران و ضعف مدیریت از مهمترین چالش­های بخش­های اورژانس بودند. تامین نیروی انسانی کافی، ایجاد حمایت از پرستاران، تعیین دستورالعمل و فرایند برای مراقبت­های پرستاری می‌تواند در کاهش چالش‌های موجود در بخشهای اورژانس بیمارستانی موثر باشد.



صفحه 1 از 2    
اولین
قبلی
1
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه بیمارستان می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb