10 نتیجه برای ارتباط
ناهید نصیری راد، آرش رشیدیان، حسین جودکی، فیض اله اکبری حقیقی، محمد عرب،
دوره 9، شماره 1 - ( 6-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: این مطالعه با هدف تعیین انواع رابطه و مشکل های موجود بین بیمارستآن های وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران و سازمان های بیمه گر پایه و ارایه راه حل ها و پیشنهادهایی در این زمینه انجام شده است
. روش مطالعه: مطالعه از نوع کیفی است و در سال 1389 انجام شد. جامعه مورد پژوهش 9 نفر از مسئولان درآمد و 9 نفر از نمایندگان مقیم سازمان های بیمه گر در بیمارستان های تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی تهران بودند که از آنها در خصوص انواع رابطه، مشکل و راه حل های موجود بین بیمارستان و سازمان های بیمه گر سوال هایی توسط مصاحبه نیمه ساختاریافته پرسیده شد. تحلیل داده ها به روش تحلیل چارچوبی داده های کیفی انجام شد.
یافته ها: شش موضوع ماهیت(نوع) ارتباط بین بیمه و بیمارستان، وظایف نظارتی بیمه ها در بیمارستان، عوامل زمینه ساز برای ایجاد کسور(تفاوت ریالی میان آنچه که درقبال ارایه خدمت براساس تعرفه های مصوب باید وصول شود و آنچه که در عمل وصول می شود که مبنای تعرفه، آخرین چاپ کتاب کالیفرنیا و تعرفه های ابلاغی سالانه می باشد.) راه حل های کسور، مشکل بیمارستان ها با سازمان های بیمه گر و همچنین مشکل های نمایندگان بیمه با بیمارستان ها، شناسایی شد.
نتیجه گیری: بیمارستان ها و سازمان های بیمه گر باید جهت حل مشکل هایشان سعی در برقراری ارتباطات موثر و کارآمد کنند که حاصل این ارتباط علاوه بر برطرف کردن مسایل و مشکل های خودشان، به بیماران نیز کمک موثری می کند، چراکه در ارتباط نامناسب بین بیمارستان و سازمان های بیمه گر بیشتر مشکل های آنها به بیمار تحمیل می شود.
محمد عرب، حسین شعبانی نژاد، آرش رشیدیان، عباس رحیمی، کیمیا پورکتابی،
دوره 11، شماره 4 - ( 11-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف از انجام این پژوهش بررسی کیفیت زندگی کاری پزشکان متخصص بیمارستانهای وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران می باشد.
مواد و روشها: نمونه پژوهش حاضر را 400 نفر از پزشکان متخصص تشکیل می دهند که از روش نمونه گیری طبقه بندی تصادفی شده استفاده شده است. جهت جمع آوری داده ها، از پرسش نامه کیفیت زندگی کاری ون لار استفاده شد. داده های پرسشنامه ها با استفاده از نرم افزار SPSS از طریق آزمون های آماری T-test و Anova تجزیه تحلیل شد. همچنین اثر همزمان متغیرهای مستقل تعریف شده مطالعه با استفاده از روش Backward در مدل رگرسیون بررسی شد.
یافته ها: میانگین کیفیت زندگی کاری کل پزشکان متخصص بیمارستانهای وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران (WRQOL) 75/48 درصد می باشد. کیفیت زندگی کاری پزشکان متخصص مرد از زن بیشتر است و کیفیت زندگی کاری کل پزشکان متخصصی که ساکن تهران هستند بالاتر از پزشکان متخصصی است که ساکن تهران نیستند که این تفاوتها از لحاظ آماری معنی دار نمی باشد. کیفیت زندگی کاری پزشکان متخصصی که از امکانات موجود در محل خدمت خود رضایت دارند درتمام حیطه ها بالاتر می باشد و این تفاوتها از لحاظ آماری معنی دار می باشد. همچنین با افزایش سابقه کاری پزشکان متخصص کیفیت زندگی کاری آنها کاهش پیدا کرده است.
نتیجه گیری: کیفیت زندگی کاری پزشکان در وضعیت خوبی قرار ندارد، و مسئولین ذیربط وزارت بهداشت و مدیران بیمارستاهای مورد مطالعه باید در جهت ارتقا کیفیت زندگی کاری آنان برنامه ها و راهکارهایی را مدنظر قرار دهند.
آذر طل، فرشته مجلسی، بهرام محبی، عباس رحیمی فروشانی،
دوره 12، شماره 1 - ( 2-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: برقرای ارتباط موثر بین افراد حرفه ای گروه سلامت با بیماران مبتلا به دیابت از موارد مهم درزندگی با دیابت به شمار می آید. این مطالعه به منظور بررسی برقراری ارتباط کارکنان سلامتی به عنوان یک مانع در زندگی با دیابت دربیماران دیابتی نوع 2 مراجعه کننده به بیمارستانهای تابعه دانشگاه علوم پزشکی تهران طراحی و اجرا شد.
مواد و روش ها: این مطالعه ازنوع مقطعی( توصیفی- تحلیلی) بود که در سال 1391 بر روی600 بیمار به طور تصادفی ساده انجام شد. ابزار مطالعه شامل دو بخش اطلاعات دموگرافیک و مرتبط با سلامت و بیماری و شاخص کنترل دیابت (HbA1C ) با 10 سوال و ابزار زندگی با دیابت در بعد ارتباط با کارکنان سلامتی با 18 سوال بود که توسط مقیاس لایکرت از کاملا موافقم(5) تا کاملا مخالفم (1) اندازه گیری گردید.روایی و پایایی ابزار اندازه گرفته شد. روش جمع آوری اطلاعات، تکمیل پرسشنامه با استفاده از مصاحبه بود. برای تجزیه وتحلیل داده ازنرم افزارآماریSPSS نسخه5/11وآزمونهای آماری توصیفی( میانگین و انحراف معیار ) و استنباطی(کای دو و مدل رگرسیون لجستیک) استفاده شد.سطح معنی داری در این مطالعه کمتر از 05/0 در نظر گرفته شد.
نتایج: میانگین و انحراف معیار مانع برقراری ارتباط با کارکنان سلامتی 17/7±78/56 بود. نتایج مطالعه نشان داد که جنسیت(001/0 > p)، سالهای ابتلا به بیماری دیابت (001/0 > p)،سطح تحصیلات (001/0 > p)، نوع درمان(001/0 > p)،وضعیت شغلی(001/0 > p)، گروههای سنی(001/0 > p)، وضعیت درآمد(001/0 = p) ، وضعیت تاهل (001/0 > p)و HbA1C(001/0 > p) با مانع ارتباط با کارکنان سلامتی ارتباط آماری معنی داری داشتند. نتایج مدل رگرسیون لجستیک نیز نشان داد شانس شدید بودن مانع ارتباط با کارکنان سلامتی در گروه با سالهای ابتلا به دیابت 10-5 سال 38/0 برابر، در افراد با سالهای ابتلا به دیابت بیش از 10 سال، 32/1 برابر گروه با سالهای ابتلا زیر 5 سال بود. این نسبت شانس در گروه با سابقه 10-5 سال معنی دار بوده (004/0 p=)و در شدید بودن مانع ارتباط با کارکنان سلامتی تاثیر معنی داری داشت.
نتیجه گیری: نتایج مطالعه حاکی از این است که عوامل متعددی در ارتباط کارکنان سلامتی و بیماران ارتباط دارد وعامل سالهای ابتلا به دیابت با شانس شدید بودن مانع ارتباط دارد که این امر می تواند در برنامه ریزی مداخلات ارتقاء سلامت کمک کننده باشد.
سید جمال الدین طبیبی، امیر اشکان نصیری پور، زهره ظهیری ابیانه،
دوره 12، شماره 2 - ( 6-1392 )
چکیده
زمینه و هدف:مدتهاست که مساله مهارتهای ارتباطی مدیران و انگیزش کارکنان در بیمارستانهای کشور مطرح بوده است. پژوهش حاضر، تعیین رابطه مهارتهای ارتباطی مدیران با انگیزش کارکنان برای شناسایی وضعیت موجود و ارائه راهکارهایی مناسب به منظور ارتقاء سطح انگیزش کارکنان در بیمارستان مدرس تهران بود. مواد و روشها :پژوهش حاضر به روش توصیفی–همبستگی انجام شد. جامعه آماری این پژوهش 66نفر بود که 11نفر مدیران ارشد و میانی و 55نفر کارکنان زیر مجموعه آنها بودند که به روش خوشهای در بخشهای درمانی و اداری تعیین گردید.ابزار گردآوری دادهها پرسشنامهای3 بخشی میباشد.بخش اول اطلاعات دموگرافیک، بخش دوم مهارتهای ارتباطی و بخش سوم انگیزش را سنجید. برای سنجش مهارت ارتباطی مدیران از پرسشنامه اردشیرزاده(1384)برای انگیزش کارکنان از پرسشنامه مخبری(1387)استفاده گردید. به منظور تحلیل دادهها از نرم افزار spss، شاخصهای آماری، فراوانی مطلق و نسبی، میانگین و انحراف معیار و از آزمونهای ناپارامتریک، ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. یافتهها:میانگین ابعاد سه گانه مهارت ارتباطی مدیران از بیشترین به کمترین عبارت بود از بعد مهارت غیر کلامی (57/0± 57/3)بعد مهارت ارتباطی زمینهای(62/0±24/3)بعد مهارت ارتباطی کلامی (88/0±23/3) بود. نمره میانگین انگیزش کارکنان(55/0±57/2)بود.همچنین یافتههای حاصل از ضریب همبستگی پیرسون نشان داد فقط بین بعد مهارت ارتباطی زمینهای وانگیزش کارکنان باضریب همبستگی 25/0r= و 0.042p-value= رابطه مثبت ومعنی داری وجود دارد. نتیجه گیری: از آنجا که رابطه معنی دار بین بعد زمینهای مهارت ارتباطی مدیران(همدلی، گوش دادن موثر، خود شکوفایی) و انگیزش کارکنان وجوددارد گسترش این بعد با برنامههای آموزشی میتواند باعث بالارفتن انگیزش در کارکنان شود.
مهدی حسینی، محمود اسعدی،
دوره 13، شماره 1 - ( 3-1393 )
چکیده
زمینه و هدف : گردشگری درمانی به واسطه سودآوری فوق العاده اش، نیازمند توجه بیش از پیش محققین می باشد. تحقیقات در زمینه موانع گردشگری درمانی بسیار کم بوده و عمدتاً بر موانع ساختاری متمرکز بوده اند. با توجه به ماهیت میان فرهنگی گردشگری درمانی، هدف پژوهش حاضر شناسایی مهم ترین موانع ارتباطی توسعه گردشگری درمانی در ایران و همچنین طراحی و آزمون مدل مفهومی این موانع می باشد.
مواد و روش ها : پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، پیمایشی می باشد. شناسایی مهم ترین موانع ارتباطی توسعه گردشگری درمانی در ایران، طراحی مدل این موانع با روش مدل سازی تفسیری ساختاری و در نهایت، آزمون فرضیه های حاصل از این مدل در یک نمونه 300 نفری، سه مرحله طی شده در این پژوهش می باشند.
یافته ها : نتایج آزمون همبستگی در سطح معنی داری کوچکتر از 01/0 نشان می دهد که همبستگی مثبت و معنی داری بین متغیرها در فرضیه ها وجود دارد. نتایج تحلیل رگرسیون ساده نیز بر نقش تعیین کننده تمامی متغیرهای مستقل تاکید دارند. لذا تمامی فرضیه ها تایید می شوند.
نتیجه گیری : مهم ترین موانع ارتباطی توسعه گردشگری درمانی در ایران عبارتند از: نبود شناخت، تفاوت زبانی ادراک شده، نبود اعتماد، تفاوت فرهنگی ادراک شده، تعصب و برخورد کلیشه ای. بین این موانع، مانع نبود شناخت مانعی کلیدی می باشد که غلبه بر آن نقش حیاتی در تسهیل گردشگری درمانی خواهد داشت.
کلمات کلیدی : موانع ارتباطی، گردشگری درمانی
مهدی حسینی، محمود اسعدی،
دوره 13، شماره 1 - ( 3-1393 )
چکیده
زمینه و هدف : گردشگری درمانی به واسطه سودآوری فوق العاده اش، نیازمند توجه بیش از پیش محققین می باشد. تحقیقات در زمینه موانع گردشگری درمانی بسیار کم بوده و عمدتاً بر موانع ساختاری متمرکز بوده اند. با توجه به ماهیت میان فرهنگی گردشگری درمانی، هدف پژوهش حاضر شناسایی مهم ترین موانع ارتباطی توسعه گردشگری درمانی در ایران و همچنین طراحی و آزمون مدل مفهومی این موانع می باشد.
مواد و روش ها : پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، پیمایشی می باشد. شناسایی مهم ترین موانع ارتباطی توسعه گردشگری درمانی در ایران، طراحی مدل این موانع با روش مدل سازی تفسیری ساختاری و در نهایت، آزمون فرضیه های حاصل از این مدل در یک نمونه 300 نفری، سه مرحله طی شده در این پژوهش می باشند.
یافته ها : نتایج آزمون همبستگی در سطح معنی داری کوچکتر از 01/0 نشان می دهد که همبستگی مثبت و معنی داری بین متغیرها در فرضیه ها وجود دارد. نتایج تحلیل رگرسیون ساده نیز بر نقش تعیین کننده تمامی متغیرهای مستقل تاکید دارند. لذا تمامی فرضیه ها تایید می شوند.
نتیجه گیری : مهم ترین موانع ارتباطی توسعه گردشگری درمانی در ایران عبارتند از: نبود شناخت، تفاوت زبانی ادراک شده، نبود اعتماد، تفاوت فرهنگی ادراک شده، تعصب و برخورد کلیشه ای. بین این موانع، مانع نبود شناخت مانعی کلیدی می باشد که غلبه بر آن نقش حیاتی در تسهیل گردشگری درمانی خواهد داشت.
کلمات کلیدی : موانع ارتباطی، گردشگری درمانی
مهدی کوچک زاده، زهره سهرابی، علی محمد مصدق راد،
دوره 14، شماره 3 - ( 6-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: هوش هیجانی پرستاران بر روی بسیاری از مهارت های رفتاری آن ها تاثیر دارد. نظر به این قابلیت هوش هیجانی و اهمیت مهارت های ارتباطی، در این مطالعه رابطه بین هوش هیجانی و مهارت های ارتباطی پرستاران بخش اورژانس مورد بررسی قرار گرفت.
مواد و روشها: 253 نفر از پرستاران شاغل در 15 بیمارستان دانشگاه علوم پزشکی ایران بصورت سرشماری انتخاب و در مطالعه مقطعی-تحلیلی حاضر شرکت کرده و پرسشنامه های هوش هیجانی گلمن و مهارت های ارتباطی محقق ساخته را تکمیل کردند. روایی و پایایی ابزار در طول مطالعه سنجیده شد. جهت انجام آزمون های آماری تحلیل واریانس و همبستگی پیرسون و اسپیرمن بر روی داده ها از SPSS نسخه 18 استفاده شد.
نتایج: میانگین کل امتیاز هوش هیجانی 31/78 برآورد شد که بیشترین و کمترین امتیاز به ترتیب مربوط به بعد خودآگاهی 83/20 و بعد خودمدیریتی 19/18 بود. میانگین کل امتیاز مهارت های ارتباطی 91/70 برآورد شد. بین امتیاز کل هوش هیجانی و امتیاز کل مهارت های ارتباطی، ارتباط معناداری مشاهده شد (001/0>p، 775/0= r). همچنین بین ابعاد چهارگانه هوش هیجانی و امتیاز کل مهارت های ارتباطی نیز رابطه معنادار قوی مشاهده شد.
نتیجه گیری: نتایج نشان داد هوش هیجانی و ابعاد آن بر مهارت های ارتباطی پرستاران بخش اورژانس بیمارستان ها رابطه معنی دار وجود داشت. مدیران بیمارستان ها می توانند با برگزاری جلسات آموزشی هوش هیجانی را تقویت نموده و امکان بهبود مهارت های ارتباطی را در پرستاری ارتقا دهند و زمینه های بهبود مستمر خدمات اورژانس بیمارستانها را فراهم نمایند
پرنیان نیک منش، دکتر زهرا کاوسی، دکتر احمد صادقی، علی رضا یوسفی،
دوره 17، شماره 2 - ( 6-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: ارتباطات یکی از مفاهیم مرکزی در پرستاری و بخش مهم اقدام این حرفه محسوب میشود. این پژوهش با هدف تعیین تأثیر آموزش مهارتهای ارتباطی پرستاران بر رضایتمندی مراجعهکنندگان از خدمات پرستاری در بیمارستانهای آموزشی دانشگاه علوم پزشکی شیراز انجام پذیرفت.
مواد و روش ها: پژوهش حاضر یک مطالعه مقایسه ای بود که بهصورت کاربردی در سال 1396 انجام شد. جامعه پژوهش شامل پرستاران بیمارستان های آموزشی و بیماران مراجعهکننده به این بیمارستان ها بود. 400 بیمار به روش نمونهگیری در دسترس،100 پرستار آموزشدیده در زمینه مهارت های ارتباطی و 100 پرستار آموزش ندیده بهصورت تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامههای استاندارد تعامل پرستار-بیمار و رضایتمندی بیمار بود. دادهها در نرمافزار SPSS23 با استفاده از آزمونهایT-Test ، ANOVA ،Tukey و ضریب همبستگی پیرسون در سطح معنیداری 5%=α تحلیل گردید.
نتایج: میانگین نمره تعامل پرستار- بیمار و رضایتمندی از خدمات پرستاری در میان بیماران تحت نظر پرستاران آموزش دیده به ترتیب 08/21± 51/93 و 14/22 ± 24/176 و در بیماران تحت نظر پرستاران آموزش ندیده به ترتیب 83/18 ± 76/81 و 10/41 ± 36/166 بود. بین شاخص تعامل پرستار-بیمار و رضایتمندی مراجعهکنندگان از خدمات پرستاری ارتباط معناداری مشاهده شد(681/0r=،023/0P=). رضایت بیماران تحت مراقبت پرستاران آموزشدیده بیشتر از بیمارانی بود که تحت نظر پرستاران آموزش ندیده بودند(012/0P=). بین رضایتمندی بیماران با متغیرهای سن (001/0>P) و وضعیت تاهل (031/0P=) رابطه معناداری وجود داشت.
نتیجهگیری: آموزش مهارتهای ارتباطی به پرستاران سبب افزایش رضایتمندی مراجعهکنندگان میشود. پیشنهاد میگردد مدیران و مسئولین بیمارستانها ارتقاء مهارتهای ارتباطی پرستاران را موردتوجه قرار دهند
رضا پیرایش، حامد رستگارنیا، فاطمه علیلو،
دوره 22، شماره 2 - ( 6-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: خلاقیت کارکنان، مؤلفهای کلیدی برای دستیابی به مزیت رقابتی پایدار در سازمانهای خصوصی و عمومی میباشد. از اینرو، هدف این مطالعه بررسی تأثیر سبکهای رهبری و رفتار بازخوردی بر رشد خلاقیت کارکنان با نقش متغیر میانجی مکانیزم ارتباطی در بین کارکنان درمانگاههای دولتی است.
مواد و روشها: این مطالعه از نظر هدف کاربردی و بر اساس ماهیت توصیفی – پیمایشی است. جمعآوری دادهها از طریق مشاهده میدانی، توزیع پرسشنامه و مطالعات کتابخانهای مرتبط با متغیرهای پژوهش انجام شده است. جامعهی آماری این پژوهش شامل کلیه کارکنان درمانگاههای دولتی شهر زنجان میباشد. با استفاده از فرمول کوکران تعداد اعضای نمونه با دقت برآورد 5 درصد، از 209 نفر جامعهی آماری، ۱۳۵ نفر به صورت تصادفی انتخاب شده و پرسشنامهها بین آنها توزیع و تکمیل شد. دادههای جمعآوریشده توسط پرسشنامه با استفاده از روش مدلسازی معادلات ساختاری و نرمافزارهای PLS و SPSS تجزیهوتحلیل شده است.
نتایج: رفتار بازخوردی با ضریب ۲۵۶/۰، سبکهای رهبری با ضریب ۵۴۳/۰ و مکانیزم ارتباطی با ضریب ۱۲۶/۰ بر خلاقیت کارکنان و همچنین رفتار بازخوردی با ضریب ۲۶۷/۰ و سبکهای رهبری با ضریب ۳۴۸/۰ بر مکانیزم ارتباطی تأثیر معناداری دارد. همچنین نتایج نشان داد که مکانیزم ارتباطی با ضریب ۰۴۴/۰ در مسیر سبکهای رهبری و رشد خلاقیت کارکنان و با ضریب ۰۳۴/۰ در مسیر رفتار بازخوردی بر رشد خلاقیت کارکنان توانست میانجیگری و تأثیر معناداری را ایجاد نماید.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج بهدست آمده از تحقیق سبکهای رهبری و رفتار بازخوردی بر رشد خلاقیت کارکنان با نقش میانجی مکانیزم ارتباطی تأثیر معناداری دارد. مدیران سازمانها بایستی از عوامل ذکر شده در جهت رشد خلاقیت کارکنان خود، استفاده نمایند.
حسن جعفری، محمدکاظم رحیمی، فرنوش قمی، عطیه دهقان نیری،
دوره 23، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: هوش سیاسی بالا نزد مدیران، میتواند موجب افزایش بهرهوری و عملکرد سازمانی و مهارتهای مدیریتی از جمله مهارتهای ارتباطی مدیران گردد. با توجه به اهمیت هوش سیاسی و مهارتهای ارتباطی مدیران، مطالعه حاضر با هدف بررسی ارتباط هوش سیاسی با مهارتهای ارتباطی در مدیران و مسئولان واحدهای بیمارستانهای آموزشی شهر یزد انجام شد.
مواد و روشها: این پژوهش به صورت توصیفی-مقطعی و از نوع کاربردی و بر روی 65 نفر از مدیران بیمارستانها و به صورت سرشماری انجام شد. از دو پرسشنامه استاندارد استفاده و تحلیل دادهها با استفاده از آمارههای توصیفی و آزمونهای آماری تحلیلی در نرم افزار SPSS 26 انجام شد.
نتایج: میانگین و انحراف معیار هوش سیاسی برابر با (11.96±15.107) و مهارتهای ارتباطی برابر با (7.46±59.46) و بالاتر از متوسط بود. بین میانگین نمره کلی هوش سیاسی با هیچکدام از متغیرهای دموگرافیک ارتباط معنیداری وجود نداشت. بین میانگین نمره کلی مهارتهای ارتباطی با متغیرهای دموگرافیک نیز فقط در متغیر جنسیت ارتباط معنیداری مشاهده شد (P-value=0.029). از بین ابعاد هوش سیاسی بیشترین میانگین مربوط به بعد صداقت آشکار (3.21±31.87) و کمترین بازیهای اجتماعی (3.59±20.47) و از بین ابعاد مهارتهای ارتباطی بیشترین مربوط به مهارت کلامی (2.53±18.76) و کمترین مهارت بازخورد (2.96±19.84) بود. آزمون همبستگی اسپیرمن نیز نشان داد بین هوش سیاسی و مهارتهای ارتباطی همبستگی مثبتی وجود دارد (0/527= r).
نتیجهگیری: تأکید بر ابعاد هوش سیاسی و مهارتهای ارتباطی مدیران و شناسایی وضعیت و بهکارگیری اقدامات اصلاحی در راستای ارتقای عملکرد آنها، حائز اهمیت میباشد. همچنین با توجه به پایینتر بودن میانگین ابعاد بازیهای اجتماعی از هوش سیاسی و مهارت بازخورد از مهارتهای ارتباطی در این مطالعه، برنامهریزی و اجرای برنامههای مناسب جهت ارتقا آنها ضروری به نظر میرسد.