3 نتیجه برای تامین مالی
دکتر احسان زارعی، دکتر بهروز پورآقا، دکتر سهیلا خداکریم، علی رضا موسی زاده نصرآبادی،
دوره 16، شماره 3 - ( 8-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از اهداف اصلی طرح تحول سلامت، کاهش میزان پرداخت از جیب مردم برای خدمات بیمارستانی در بخش دولتی است. این مطالعه با هدف تعیین میزان پرداخت از جیب بیماران بستری در بیمارستان های دولتی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در سال 1394 انجام شد.
مواد و روش ها: در این مطالعه توصیفی– تحلیلی، 405 بیمار ترخیص شده از چهار بیمارستان دولتی و آموزشی به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. داده های مطالعه با استفاده از چک لیست محقق ساخته و بررسی صورت حساب بیمارستانی جمع آوری شد. برای تحلیل داده ها از روش های آمار توصیفی و مدل رگرسیون در نرم افزار 16 SPSS استفاده شد.
نتایج: میزان پرداخت از جیب بیماران 2/10 درصد بود که 9/9 درصد آن پرداخت رسمی، 2/0 درصد هزینه ارجاع به بیرون از بیمارستان برای خرید کالا و 1/0 درصد آن پرداخت غیررسمی بود. بیشترین سهم هزینه ای از صورتحساب مربوط به لوازم پزشکی و دارو، اعمال جراحی و هتلینگ به ترتیب با 7/32، 20 و 4/17 درصد بود. نوع بیمارستان، داشتن عمل جراحی، تعداد اعضای خانوار و جنسیت بر میزان پرداخت از جیب تاثیر معنی دار داشت(05/0p≤ ).
نتیجه گیری: میزان پرداخت از جیب بیماران بستری در بیمارستان های دولتی مطابق هدف تعیین شده در برنامه تحول سلامت بود که حمایت مناسب دولت را نشان می دهد. برای کاهش پایدار پرداخت از جیب، باید برنامه هایی کلان در سطح ملی برای خدمات سرپایی و بخش خصوصی نیز طراحی و اجرا شود.
ایروان مسعودی اصل، مسعود ابوالحلاج، مقداد راحتی،
دوره 19، شماره 3 - ( 9-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: بیمارستان بزرگترین و مهمترین واحد نظام سلامت، بیشترین سهم هزینهها را به خود اختصاص داده، بطوریکه دولتها نمیتوانند همه هزینههای آن را تأمین کنند، لذا انجام اصلاحات به منظور تامین مالی اجتنابناپذیر است. در این راستا پژوهشگران به تبیین عوامل زمینهای موثر در سیاستگذاری تامین مالی و دستورگذاری آن پرداختهاند.
مواد و روشها: مطالعه حاضر توصیفی که بصورت کیفی و کمی در سال 1397 انجام شده است. جامعه آماری شامل خبرگان بخش سلامت، بازارسرمایه و سازمان تامین اجتماعی بود. از روش هدفمند برای نمونهگیری استفاده شد. ابزار گردآوری دادهها فیش کارتها و پرسشنامه نیمهساختاریافته برای انجام مصاحبه با خبرگان بود. برای تحلیل مصاحبهها از نرم افزار MAXQDA,11 و برای معتبرسازی از تکنیک دلفی استفاده گردید. برای تحلیل سیاستگذاری و دستورگذاری از مدلهای والت گیلسون و کینگدان استفاده گردید.
نتایج: عوامل زمینهای در سیاستگذاری و دستورگذاری تامین مالی بیمارستانها از بازار سرمایه، عوامل کلان(حاکمیتی و قانونی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی) و عوامل خرد (تولیتی، تامین مالی و فنی) میباشند. جریان مشکل بیمارستانها که عمدهترین آن تامین مالی است، جریان سیاستی که شامل اجرای مدلهای مشارکت بخش دولتی خصوصی است و جریان سیاسی که با تحریمها شروع شد، پنجره فرصتی را برای تامین مالی از بازار سرمایه میگشاید.
نتیجهگیری: با وجود اسناد بالادستی و برنامههای توسعه که اجازه خصوصیسازی سازمانهای دولتی را میدهد، بیمارستانها میتوانند بغیر از بودجه دولت و درآمدهای اختصاصی، از استراتژی تامین مالی بخش خصوصی استفاده نمایند، که در این میان بازار سرمایه با توجه به ویژگیهای آن مانند تامین مالی آسان و ارزان قیمت، شفافیت و پاسخگو بودن استراتژی مناسبی میباشد.
طاهر ملکی، دکتر اباسط میرزایی، ساناز زیدابادی، اکبر رسولی،
دوره 24، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از برنامههای اصلاحات نظام سلامت، برنامه پزشک خانواده و نظام ارجاع است. لذا هدف از انجام این مطالعه، مروری بر چگونگی تامین مالی پزشک خانواده و نظام ارجاع در کشورهای منتخب و ایران میباشد.
مواد و روشها: این مطالعه به صورت مروری تطبیقی در سال 1403 انجام شده است. اطلاعات با استفاده از کلید واژههای مرتبط و معادل انگلیسی آنها براساس سرعنوانهای موضوعی مشخص (Mesh) در پایگاههای اطلاعاتی مختلف استخراج گردید. علاوه بر آن دادههای سازمان بهداشت جهانی و گزارش نظامهای سلامت کشورهای منتخب هم مورد بررسی قرار گرفتند. اطلاعات براساس فرم استخراج دادهها (محقق ساخته) استخراج شد. در نهایت اطلاعات به تفکیک موضوع دستهبندی شد و مورد تحلیل قرار گرفت.
نتایج: یافتهها حاکی از این بود که بیشترین چالشهای تامین مالی طرح پزشک خانواده مربوط به عوامل فرهنگی، اقتصادی، محیطی و شرایط کاری کشورها میباشد. همچنین سایر یافتههای مطالعه در چهار بخش شامل وضعیت نظام ارجاع در کشورهای منتخب، دستاوردهای نظام ارجاع و پزشک خانواده برای سیستم سلامت آن کشور، تأمین مالی، نقاط قوت، ضعف، فرصتها و چالشهای اجرای نظام ارجاع و پزشک خانواده به تفکیک کشورهای منتخب شناسایی و استخراج گردید.
نتیجهگیری: علی رغم شباهتهای فراوان در نحوه اجرای برنامه پزشک خانواده در بین کشورهای منتخب، اما به لحاظ سیاستگذاری، روشهای اجرا و نحوه تامین هزینهها تفاوتهایی وجود دارد. براساس یافتههای پژوهش، پیشنهاد میگردد که به منظور اجرای موفقیت آمیز برنامه پزشک خانواده، از تجارب موفقیت آمیز سایر کشورها در سطح بین المللی و همچنین شواهد و اطلاعات در اجرای این برنامه بهرهگرفته شود.