5 نتیجه برای مدیریت بیمارستان
دکتر ادریس حسن پور، دکتر علی جنتی، دکتر معصومه قلی زاده، دکتر الهه حق گشایی،
دوره 17، شماره 3 - ( 8-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: مدیریت مبتنی بر شواهد به عنوان یک مدل مدیریتی در راستای بهبود تصمیمات مدیریتی توسعه یافته است. تصمیمات مدیران بیمارستان ها، تاثیر مهمی در اثربخشی خدمات ارایه شده دارد. هدف این مطالعه تعیین منابع شواهد مورد استفاده در تصمیمگیریهای مدیران بیمارستان بر مبنای مدل مدیریت مبتنی بر شواهد بود.
مواد و روش ها: این مطالعه از نوع توصیفی-مقطعی بود که در سال 1396 با بررسی 183 مدیر بیمارستان های دولتی، در 8 قطب آموزشی وزارت بهداشت انجام شد. ابزار پژوهش، پرسشنامه مدیریت مبتنی بر شواهد با 20 گویه و 6 حیطه اصلی بود. تحلیل دادهها با استفاده از آزمونهای توصیفی و استنباطی به وسیله SPSS نسخه 21 انجام شد.
نتایج: 172 نفر (94 %) شرکت کنندگان مرد بودند. میانگین سنی و سابقه افراد به ترتیب 28/45 و30/19 سال بود. کمترین نمره، مربوط به گویهی «استفاده از مجلات دانشگاهی» بود (56/52 %). در حالی که مدیران بیشترین اتکاء را به «برنامههای وزارت بهداشت» (98/80 %) داشتند. میانگین استفاده از شواهد علمی-پژوهشی، اطلاعات و آمار بیمارستانی، برنامههای توسعهی ملی، شواهد تجربی و حرفهای، شواهد اخلاقی-رفتاری و شواهد مرتبط با ذینفعان به ترتیب برابر70/59، 43/62، 30/75، 36/71، 83/71 و 00/73 درصد بود.
نتیجه گیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که مدیران در تصمیم گیریهای بیمارستانی کمتر از شواهد علمی-پژوهشی استفاده میکنند که امری نگرانکننده است و باید مدیران به ارتقای سطح آموزش و پژوهش خویش بیشتر اهمیت دهند. با استفاده از شش ضلعی شواهد، مدیران بیمارستان می توانند بهترین شواهد موجود را شناسایی و بهترین تصمیمات را در یک فرآیند تصمیمگیری مبتنی بر شواهد اتخاذ نمایند.
دکتر مسعود اعتمادیان، دکتر حسین شاهرخ، دکتر آیدین آرین خصال،
دوره 18، شماره 4 - ( 11-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: این مطالعه با هدف تبیین فرایند ایجاد یک بیمارستان غیردولتی و غیرانتفاعی به عنوان یک بیماستان شرکتی و ارائه مدلی برای ایجاد بیمارستانهای مستقل و شرکتی انجام شد.
مواد و روش ها: مطالعه از نوع کیفی و موردی بود. داده ها با مصاحبه با بنیانگذاران بیمارستان محب مهر، کارکنان و برخی مسئولان دانشگاه و سازمانهای خیریه جمع آوری شد. روش تحلیل داده ها تئوری بنیادی بود و داده ها در سه مرحله باز، محوری و انتخابی کدگذاری شدند.
نتایج: عوامل اولیه ایجاد بیمارستان محب مهر پایین بودن پرداختی پزشکان و اشتغال همزمان پزشکان در بخش دولتی و خصوصی بود. وجود فضاهای مرده در بیمارستان هاشمی نژاد و امکان قرارداد با بیمه های تکمیلی عوامل ثانویه بودند. واکنشها شامل استقبال پزشکان بیمارستان و مخالفت دولت و وزارت بهداشت بود. به دلیل پایین تر بودن تعرفه ها نسبت به بخش خصوصی و پذیرش بیمه های پایه و تکمیلی، دسترسی خوبی برای بیماران ایجاد شد. نظرات منفی دولت و وزارت بهداشت به تدریج تعدیل شد.
نتیجه گیری: فرایند تمرکز زدایی بخش دولتی در بیمارستانها باید به صورت پایین به بالا صورت گیرد. بهتر است به جای تبدیل بیمارستان های دولتی به مستقل یا شرکتی، آنها را از نو به شکل مستقل یا شرکتی ایجاد کرد. همینطور قبل از هرگونه اقدام تمرکز زدایی، باید ثبات مالی و مدیریتی در سازمانها ایجاد شود. برای تمرکز زدایی در سیستم اداره بیمارستانها، منافع کارکنان باید حفظ شود. بهتر است به جای دریافت اعتبارات دولتی، از ظرفیت اوقاف و دریافت وام های بانکی استفاده شود
سارا کرمی پارسا، لیلا نظری منش، محمود محمودی مجد آبادی فراهانی،
دوره 19، شماره 3 - ( 9-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: اهمیت کیفیت خدمات بیمارستانها در جهت استفاده بهینه از منابع موجود بر مدیران پوشیده نیست. این مسئله به ویژه در بخش زایمان به سبب دانسیته بالای بار مراجعات حائز اهمیت میباشد. از رویکردهای نوین بهبود خدمات بخش زایمان در کشور، اجرای LDR (Labor, Delivery, Recovery) می باشد. مطالعه با هدف ارزیابی اثربخشی سیستم LDR بر شاخصهای کیفیت خدمات بخش زایمان دو بیمارستان منتخب قم اجرا گردید.
مواد و روشها: این مطالعه توصیفی- پیمایشی و به لحاظ هدف کاربردی و به لحاظ زمان مقطعی بود که طی آن بهصورت مورد شاهدی، به مقایسه شاخصهای کیفیت خدمات یک بیمارستان دارای سیستم LDR با یک بیمارستان فاقد سیستم LDR پرداخته شد. دادهها با پرسشنامه استاندارد با نمونهگیری پواسون جمعآوری و با نرمافزار SPSS آنالیز گردید.
نتایج: بین دو بیمارستان به جز اجرای سیستم LDR، تمایز عمده دیگری وجود ندارد. بین اجرای LDR در بخش زایمان با شاخصهای کیفیت کلی خدمات (3 در مقابل 2.5) و نیز شاخصهای کیفی دروندادی، فرایندی و بروندادی ارتباط معنیداری مشاهده نشد اما اجرای LDR بر برخی از آیتمهای این شاخصها اثر معنیدار داشته است (سطح معنیداری=0.05).
نتیجهگیری: با توجه به یافتههای پژوهش، اجرای LDR بر کیفیت کلی خدمات اثر معنیدار نداشته اما بر زیرمولفههای این شاخصها اثرگذار است و رضایتمندی مادران در بسیاری از زمینهها در بیمارستان دارای LDR بالاتر بود اما مادران از هزینه تحمیل شده در بیمارستان دارای LDR رضایت پایینتری داشتند. لذا به نظر میرسد، لزوم سیاستگذاری مناسب مدیران جهت کنترل هزینههای دریافتی مربوط به اجرای این سیستم روشن است.
حمید محمدی، شهرام توفیقی، مصطفی رجبی، حمیدرضا ایزدبخش، بهار حافظی،
دوره 20، شماره 2 - ( 6-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: دورنمای مراقبتهای بیمارستانی به سرعت در حال تغییر است. محرکهای عرضه و تقاضا در سیستم خدمات سلامت با تحول شدیدی روبرو است. بخش سلامت سازمان تأمین اجتماعی نیز با تعداد فزاینده بیماران به چالش کشیده است. این مطالعه به منظور کمک به این سازمان با هدف طراحی مدل علی مفهومی از تعامل عرضه و تقاضای مراقبتهای سلامت انجام شد.
مواد و روشها: این پژوهش یک نوع مطالعه کیفی است که در سال 1399 و ارائه مدل مفهومی در دو گام انجام شد. در گام اول، از مصاحبه نیمه ساختاریافته برای استخراج عوامل مهم در عرضه و تقاضای خدمات سلامت در بیمارستانهای ملکی استفاده شد. در گام دوم، از رویکرد شبیهسازی سیستم استفاده و روابط بازخورد بین مسیرهای بیمار به بیمارستان و تأمین خدمات درمانی، ارائه شد.
نتایج: بر اساس فرضیه مطالعه به ترتیب، شیوع بیماری و تخصیص بودجه به عنوان شاخص نیاز پزشکی و تقاضای پزشکی مورد انتظار، به طور مثبتی بر مراجعات به بیمارستانهای سازمان تأمین اجتماعی تأثیر میگذارد. بر این اساس چهار مدل فرعی جریان بیمار، بودجه مراقبتهای سلامت، کارکنان درمان (پزشک، پرستار ) و ظرفیت بیمارستانها استخراج شد.
نتیجهگیری: بودجههای درمانی اختصاصیافته به بیمارستانها برای بهبود امکانات درمانی و افزایش تعداد کارکنان، انتظارات مثبتی در مورداستفاده از خدمات بیمارستانهای ملکی در بیمهشدهها ایجاد کرده است. توجه به تأمین نیروی انسانی کافی (پزشک، پرستار ) و ظرفیت تخت با بودجهای که برای این سرویس هزینه میشود، از شاخصهای بهبود کیفیت خدمات است.
محمدامین زر فروش، زینب پرتوی شایان، قاسم رجبی واسکولایی،
دوره 23، شماره 1 - ( 3-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: واحد لاندری یکی از مهمترین واحدهای پشتیبانی بیمارستان میباشد. ارتقا فرآیندها و مدیریت اصولی این واحد میتواند نقش به سزایی در مدیریت هزینهها داشته باشد. پژوهش حاضر به بررسی ابعاد مختلف واحد رختشویخانه میپردازد.
مواد و روشها: این پژوهش در بیمارستانهای آموزشی دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شده است. در ابتدا با پرسش از 20 نفر از صاحبنظران با استفاده از تکنیک دلفی فازی مهمترین معیارهای عملکرد این واحد مشخص شده و با استفاده از روش SWARA به معیارها وزن دهی شد و در نهایت با استفاده از روش VIKOR بیمارستانها رتبهبندی شدند.
نتایج: امتیاز معیارهای اصلی در واحد لاندری، "معیار عملکرد" 56%، "معیار تجهیزات و امکانات" 28% و "معیار مدیریت هزینهها" 16% حائز اهمیت بودهاند. در بین زیرمعیارها، زیرمعیار "فرآیندی" با وزن 285/0 اولویت اول، "ضوابط کلی بخش لاندری" با وزن 155/0 اولویت دوم، " ایمنی و بهداشت " با وزن 139/0 اولویت سوم و " عمومی " با وزن 081/0 اولویت چهارم را دارند.
نتیجهگیری: با توجه به اینکه زیرمعیار "فرآیندی " بیشترین اهمیت در رختشویخانه ها را دارد، پیشنهاد میشود دستورالعملهای جمعآوری، شستشو نگهداری و توزیع بهروزرسانی گردد. همچنین معیار "ضوابط کلی بخش لاندری " اولویت دوم را داشت لذا جداسازی مسیر کثیف و تمیز در واحد لاندری و ثبت آمار البسه و توزین البسه دریافتی بصورت مستمر، میتواند در مدیریت فرآیند کلی و نیز مدیریت هزینهها بسیار مؤثر باشد.