9 نتیجه برای یادگیری
حسن امامی،
دوره 8، شماره 3 - ( 11-1388 )
چکیده
زمینه و هدف : تحقیق حاضر در مورد پیشبرد یادگیری الکترونیکی در دانشگاه های علوم پزشکی می باشد. هدف برآن تا عوامل کلیدی موفقیت یادگیری الکترونیکی ومیزان آمادگی برخی از گروه ها در حوزه علوم پزشکی برشمرده شود.
مواد و روش ها : مقاله تحقیقی است و داده های تحقیق از طریق پرسشنامه انجام شده است. جامعه تحقیق کلیه مسئولین فاوا (فنآوری اطلاعات و ارتباطات) دانشگاه های علوم پزشکی کشور و مدیران گروه های دانشگاه مورد مطالعه می باشند. از روش تحلیل عاملی استفاده شد. روایی ضریب کرونباخ (95% )مشخص گردید و از آزمونT-TEST، آنالیز واریانس یکطرفه و آنالیز همبستگی پیرسون استفاده گردید.
نتایج: از دیدگاه مدیران فاوا، سیزده عامل به عنوان اولویت مشخص شد. از دیدگاه مدیران گروه های آموزشی دانشگاه علوم پزشکی مورد مطالعه، پنج عامل به عنوان عوامل مهم آمادگی بدست آمد. نتایج بین سه عامل، "محیط قانونی و فنی، نرم افزار و سخت افزار تخصصی و اینترنت پر سرعت" از دیدگاه مدیران فاوا و عامل، "تمایل و توانمندی برای اجرا از دیدگاه مدیران آموزشی اختلاف معنی داری در سطح p= ./002 را نشان داد. همچنین در مورد عامل، اقبال مسئولین و اعمال مشوق های مادی و معنوی از دیدگاه مدیران فاوا و عامل، توانایی انجام کار از دیدگاه مدیران آموزش اختلاف معنی داری با p =0 /011 نشان داد.
نتیجه گیری: استراتژی های مناسبی به منظورتوسعه هماهنگ و همسو با شرایط موجود می بایست اتخاذ شود که از جمله به برخی از آنها میتوان اشاره نمود: ترسیم سند چشمانداز از سوی وزارت بهداشت،تولید محتوا (پزشکی و غیره) به شکل مناسب ، توسعه زیر ساخت های فنی و ارتباطی ،توسعه یادگیری الکترونیکی ابتدا در حوزه علوم پایه و سپس به عنوان آموزش های مکمل در علوم بالینی،توسعه سواد اطلاعاتی و ایجاد مهارت های لازم در بین اساتید و دانشجویان و ترغیب آنها در این زمینه ،ایجاد بسترها و ساختارهای مناسب و تعاملات لازم ،وجود کتابخانه مجازی ،ترسیم قوانینی برای حمایت از حقوق پدیدآورندگان و صاحبان محتوای آموزشی ،فرهنگ سازی صحیح و مناسب،مشارکت بخش خصوصی در توسعه یادگیری الکترونیکی و... می باشد.
پژمان حموزاده، ابوالقاسم پوررضا، محمد پناهی، محمد سلیمی،
دوره 10، شماره 4 - ( 12-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: شناسایی سبکهای یادگیری فراگیران در جهتدهی به فعالیتهای تدریس و یادگیری اهمیت فراوانی دارد. این مطالعه با هدف تعیین سبکهای یادگیری دانشجویان مدیریت خدمات بهداشتی درمانی دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال 1390 انجام گردید.
مواد و روشها: در این مطالعه توصیفی مقطعی، کلیه دانشجویان مدیریت خدمات بهداشتی درمانی دانشگاه علوم پزشکی تهران به صورت سرشماری مورد بررسی قرار گرفتند. ابزار مورد استفاده این پژوهش، پرسشنامه استاندارد سبکهای یادگیری وارک (VARK) بود. برای تحلیل نتایج از نرم افزار VARK طراحی شده در محیط Excel و SPSS 16 استفاده گردید.
نتایج: از مجموع 150 دانشجوی مدیریت خدمات بهداشتی درمانی، 130 نفر با تکمیل پرسشنامه در مطالعه شرکت کردند(میزان پاسخگویی87 درصد بود). تنها 33/1 درصد از دانشجویان مورد مطالعه سبک یادگیری تک وجهی را ترجیح میدادند؛ در میان این دانشجویان، 10/8 درصد جنبشی/حرکتی، 10 درصد خواندن/نوشتن، 9/2 درصد شنیداری و 3/1 درصد دیداری بودند. در مقابل، اکثریت دانشجویان(66/9 درصد)، سبکهای یادگیری چندوجهی (18/5 درصد دو وجهی، 13/1 درصد سه وجهی و 35/4 درصد چهار وجهی) را به عنوان سبک غالب یادگیری ترجیح میدادند. ارتباط معناداری بین معدل، مقطع و جنس با سبکهای یادگیری مشاهده نشد.
نتیجه گیری: آگاهی از اینکه دانشجویان مدیریت خدمات بهداشتی درمانی دارای سبکهای یادگیری متفاوتی هستند به آموزشدهنده در توسعه روشهای آموزشی مؤثر و متناسب با سبک یادگیری دانشجویان کمک خواهد کرد. بر اساس یافتهها پیشنهاد میشود که برای دانشجویان این رشته از شیوههای فعال یادگیری مانند بحث در کلاس، ایفای نقش و شبیهسازی استفاده شود.
ژیلا دادگرپناه ، معصومه عرفانی خانقاهی،
دوره 12، شماره 4 - ( 12-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف نهایی آموزش کارکنان، کارایی و اثربخشی بیشتر می باشد. بررسی و آگاهی از نتایج بازده آموزش کارکنان لازمه فرایند انتقال آموزش و شناخت جو آموزشی می باشد که می تواند حلقه آموزشی را تکمیل کند و منجر به اثر بخش کردن برنامه ها و فعالیت های آموزشی نیروی انسانی شود این مطالعه با هدف پیش بینی رابطه ابعاد جو یادگیری با انتقال آموزش در بیمارستان میلاد از دیدگاه پرسنل بالینی می باشد.
مواد و روش ها: در این مطالعه، 306 نفر از پرسنل بخش های مختلف بیمارستان به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب گردیده شده است. گرداوری داده ها بوسیله پرسشنامه جو یادگیری(بارترام) و پرسشنامه انتقال یادگیری محقق ساخته بوده است و برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های همبستگی پیرسون و رگرسیون استفاده شده است.
نتایج: بین کلیه ابعاد جو یادگیری با انتقال آموزش با ضریب همبستگی 604/0 و ضریب تعیین604/0 رابطه معنادار در جهت مثبت و شدت قوی بین دو متغیر گزارش می شود و حدود 60 درصد از انتقال آموزش توسط جو یادگیری قابل تبیین است.
نتیجه گیری: شناسایی ابعاد جو یادگیری جهت افزایش انتقال آموزش به محیط کار ضروری می باشد. انتقال آموزش می تواند جهت بهبود وضعیت یادگیری سازمانی و انتقال مهارت ها جهت ارائه بالا ترین کیفیت خدمات به مراجعین و بیماران باشد.
دکتر حبیب ابراهیم پور، دکتر نورمحمد یعقوبی، سید سعید زاهدی،
دوره 15، شماره 2 - ( 3-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: یادگیری سازمانی در نظریهها و مدلهای مختلف در بعد نظری و تجربی تاثیر زیادی در تحولات سازمانها داشته است وزمینه مساعدی برای تسهیل هر نوع تغییر و تحولی فراهم میکند.این قابلیت میتواند در اجرای حاکمیت بالینی نیز نقش اساسی ایفا نماید.
موارد و روشها:مطالعه حاضر مطالعهای توصیفی-تحلیلی بودو به شیوه مقطعی درشش ماه اول سال 93 انجام شد.جامعه آماری کارکنان بیمارستان تامین اجتماعی اردبیل بود. برای انتخاب نمونه از نمونه گیری تصادفی ساده استفاده شد و تعداد نمونه 170 نفر به دست آمد. از پرسشنامه16 سوالی گومژوهمکاران برای سنجش قابلیت یادگیری در چهار بعد وازپرسشنامه35 سوالی محقق ساخته برای سنجش حاکمیت بالینی در هفت بعد استفاده گردید.برای تحلیل دادهها از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندمتغیره استفاده گردید. تحلیل دادهها با نرمافزار SPSS نسخه 18 انجام شد.
نتایج: نتایج تحقیق نشان داد که قابلیت یادگیری با اجرای حاکمیت بالینی با ضریب 507/0 رابطه معنیداری دارد این ضریب برای تعهد مدیریت 644/0، دید سیستمی 498/0، فضای باز و آزمایشگری 446/0 و انتقال و یکپارچگی دانش 261/0 بود.
نتیجهگیری: با توجه به نقش تاثیرگذار قابلیت یادگیری در اجرای حاکمیت بالینی پیشنهاد میشود زمینه لازم برای تقویت قابلیت یادگیری سازمانی در چهار بعد بویژه در بعد حمایت مدیریتی و دید سیستمی فراهم شود تا حاکمیت بالینی با اثربخشی بیشتر اجرا گردد.
دکتر حسین درگاهی، علی اکبر رازقندی، زینب رجب نژاد،
دوره 15، شماره 2 - ( 3-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به اهمیت یادگیری تیمی و تغییر فرآیندها، لازم است تا کارکنان آزمایشگاه های بالینی با فرآیند یادگیری سازمانی آشنا شوند. لذا این پژوهش با هدف ارزیابی و تعیین قابلیت یادگیری سازمانی در کارکنان آزمایشگاه های بالینی بیمارستان های دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد.
مواد و روش ها: پژوهش حاضر از نوع توصیفی–تحلیلی بود که به صورت مقطعی در سال 93-1392 بر روی 85 نفر از کارکنان آزمایشگاههای بالینی تعداد پنج بیمارستان که با استفاده از فرمول کوکران انتخاب شده بودند انجام شد. ابزار پژوهش در این مطالعه، پرسشنامه Gomez و همکاران در چهار بعد تعهد مدیریت، دیدگاه نظام مند، فضای باز و آزمایشگری، و انتقال دانش و 17 گویه بود. رتبه بندی سوالات پرسشنامه با استفاده از مقیاس لیکرت پنج تایی بود. جهت تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS نسخه 19 و تستهای آماری T-test و ضریب همبستگی پیرسون ، Welch استفاده گردید.
نتایج: میانگین کلی یادگیری سازمانی در کارکنان آزمایشگاههای مورد مطالعه برابر 11/3 بود که نشان دهنده وضعیت نسبتاً مطلوب در این زمینه بود. هم چنین مشخص شد که بین آزمایشگاه ها از نظر قابلیت تعهد مدیریت اختلاف معنی داری وجود داشت)002/0(P=. بین سطح تحصیلات کارکنان با بعد انتقال و یکپارچه سازی دانش نیز ارتباط معنی داری دیده شد(04/0(P=.
نتیجه گیری: فرآیند قابلیت یادگیری سازمانی در آزمایشگاه های بالینی بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی تهران وضعیت چندان مطلوبی ندارد. لذا استقرار نظام ایمنی بیمار، راه اندازی نظام ثبت خطا و اشتباهات، و تشویق کارکنان به گزارش خطا از اهم عناصری است که باید به منظور استقرار کامل نظام یادگیری سازمانی در آزمایشگاه های بالینی مورد توجه قرار گیرد.
دکتر علیرضا قلعه ای، دکتر بهناز مهاجران، علی عباس میرآقایی،
دوره 17، شماره 1 - ( 2-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف اصلی این پژوهش تعیین رابطه ساختاری سرمایه فکری، توانمندسازی روان شناختی، و یادگیری سازمانی با عملکرد کارکنان دانشگاه علوم پزشکی تهران در قالب یک مدل علی بود.
مواد و روشها: روش این تحقیق از نوع همبستگی بود. برای گردآوری داده ها از چهار مقیاس معتبر شامل مقیاس سرمایه فکری بنیتس، مقیاس توانمندسازی روان شناختی اسپریتزر، مقیاس یادگیری سازمانی نیفه، و مقیاس عملکرد هرسی و گلداسمیت استفاده شد. نمونه ای به حجم 450 نفر از جامعه فوق با استفاده از روش طبقه ای متناسب به منظور آزمون فرضیه ها و برازش مدل پیشنهادی تحقیق انتخاب شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزارهای SPSS24 و Smart PLS استفاده شد.
نتایج: تحلیل ها نشان داد که مدل اندازه گیری، مدل ساختاری، و مدل کلی از برازش مناسبی برخوردار هستند. میزان تاثیر مستقیم سرمایه فکری، توانمندسازی روان شناختی، یادگیری سازمانی بر عملکرد به ترتیب برابر با 22/0، 30/0، و 45/0 و میزان تاثیر غیرمستقیم سرمایه فکری و توانمندسازی روان شناختی بر عملکرد برابر با 27/0 و 26/0 بود.
نتیجه گیری: سرمایه فکری، توانمندسازی روان شناختی، و یادگیری سازمانی به صورت مستقیم بر عملکرد کارکنان تاثیر دارند. همچنین سرمایه فکری و توانمندسازی روان شناختی بر عملکرد سازمانی تاثیر غیر مستقیم نیز دارند. با توجه به نتایج تحقیق پیشنهاد می شود برنامه ها و سازوکارهای اندیشیده شود که به ارتقاء وضعیت سرمایه فکری، توانمندسازی روان شناختی، و یادگیری سازمانی کارکنان منجر شوند
افشین مؤیدی نیا، کریم کیاکجوری،
دوره 20، شماره 3 - ( 9-1400 )
چکیده
مقدمه: در عصر حاضر، پیادهسازی فرآیند نوآوری باز برای هر سازمانی لازم و ضروری میباشد و بیمارستانها به عنوان اصلیترین مراکز درمانی از این امر مستثنی نیستند. در واقع، بیمارستانها به عنوان واحدهای عملیاتی سلامت، همواره در معرض مستقیم تغییرات در حوزه خدمات درمانی هستند. از اینرو پژوهش حاضر به بررسی عوامل مؤثر بر نوآوری باز در بیمارستانهای دولتی استان گیلان پرداخته است.
مواد و روشها: این پژوهش بر حسب هدف یک مطالعه کاربردی و بر حسب نحوه گردآوری دادهها در دسته تحقیقات توصیفی قرار دارد که به صورت مقطعی در سال 1400 انجام شده است. جامعه آماری پژوهش، مدیران ارشد و کارکنان بیمارستانهای دولتی استان گیلان به تعداد 1600 نفر بودند. به منظور نمونهگیری از روش نمونهگیری غیرتصادفی قضاوتی به منظور دسترسی به اعضای جامعه (مدیران ارشد و کارکنان با حداقل مدرک کارشناسی) استفاده شد. 250 پرسشنامه جهت انجام آزمون مورد استفاده قرار گرفت. ابزار گرداوری دادهها پرسشنامههای استاندارد است. پایایی پرسشنامه از طریق آلفای کرونباخ و روایی پرسشنامهها از طریق روایی صوری و محتوایی، روایی همگرا و واگرا مورد تائید قرار گرفت. جهت آزمون فرضیههای تحقیق از روش مدلسازی معادلات ساختاری استفاده شده است. نرمافزارهای مورد استفاده در این پژوهش، نرمافزار SPSS 26 و نرمافزار Smart PLS3 میباشد.
نتایج: نتایج حاصل از آزمون مدلسازی معادلات ساختاری نشان داد که از بین عوامل برونسازمانی همکاری با شرکا و کاربر، از بین عوامل سازمانی درونسازمانی، ساختار سازمان، یادگیری اکتشافی و فرهنگ سازمان و در نهایت از بین عوامل فردی درونسازمانی، انگیزه بر نوآوری باز بیمارستانهای دولتی استان گیلان تأثیرگذار هستند. تأثیر اعتماد بین شرکا، تکنولوژی، ویژگیهای شخصیتی و دانش بر نوآوری باز بیمارستانها رد شد.
نتیجهگیری: بیمارستانها باید به طور مشترک با سایر واحدهای خدمات بهداشتی، دانشگاهها و کاربران برای گذر از سیستم نوآوری بسته به سمت نوآوری باز، سیاستهای مناسبی تدوین کرده و اقدامات مؤثر در این راستا را مورد حمایت قرار دهند.
امین بیگلرخانی، رضوان عباسی، محمدرضا ثنایی،
دوره 21، شماره 4 - ( 11-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: در سالهای اخیر، مدیریت زنجیره تامین دارو، بهویژه پس از همهگیری بیماری کووید-۱۹ اهمیت بیشتری پیدا کرده است. در این مدت یکی از چالشهای مهم مساله کنترل هزینه زنجیره تامین است. اگر موجودی دارو در بیمارستانها بهدرستی مدیریت نشود، مشکلاتی مانند کمبود موجودی برخی داروهای حیاتی، تامین موجودی مازاد، افزایش هزینهها و درنهایت نارضایتی بیماران را به دنبال خواهد داشت.
مواد و روشها: در این پژوهش سعی شده است تا با استفاده از الگوریتمهای یادگیری عمیق، نیازهای دارویی بیمارستانهای کشور را پیشبینی و مدیریت کنیم. دادههای مصرف دارویی ده سال بیمارستان عمومی بعثت همدان از پایگاه دادههای سامانه مدیریت بیمارستان استخراج شده است. بهعنوان یک مطالعه موردی، عملکرد مدل پیشنهادی برای پیشبینی میزان مصرف سفازولین ارزیابی شده است. این مدل شامل یک شبکه حافظه طولانی کوتاهمدت میباشد که میتواند پیشینه تغییرات دادهها را در کاربردهای پیشبینی سریهای زمانی تشخیص دهد. مدل پیشنهادی با وجود تعداد زیادی پارامترهای تطبیقپذیر در شبکههای عصبی عمیق عملکرد خوبی را برای غلبه بر پیچیدگیهای مسئله یادگیری به ارمغان میآورد.
نتایج: استفاده از رویکرد یادگیری عمیق پیشنهادی با کاهش اثرات پیچیدگی و عدم قطعیت در دادههای پزشکی، استحکام الگوریتم را افزایش داده است. میانگین خطای پیشبینی با بهکارگیری روش پیشنهادی 043/0 و مقادیر اندازهگیری شده برای RMSE، MAE و R2 بهترتیب برابر با 335/0، 260/0 و 851/0 است.
نتیجهگیری: مقایسات جامعی بین برخی از سایر روشهای پیشبینی و مدل پیشنهادی انجام شده است، که عملکرد بهتر مدل پیشنهادی را نشان میدهد. علاوه براین، نتایج ارزیابی دقت و کارایی قابل قبول رویکرد پیشنهادی را بهخوبی نشان میدهد.
امیرحسین عبدالعلی پور، معصومه میکائیلی، خدیجه علیزاده،
دوره 23، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: در این پژوهش، مدل یکپارچهای برای بررسی نقش واسطهای امور مالی در ارتباط میان شاخصهای کیفیت، یادگیری و رشد و عملکرد خدمات مدیریت امکانات بیمارستانی ارائهشده است.
مواد و روشها: جامعه آماری تحقیق حاضر مدیران بیمارستانهای استان آذربایجان غربی است که بر اساس رابطه کوکران، 147 نمونه آماری به روش تصادفی در نظر گرفته شد. برای آزمون فرضیهها، از تحلیل معادلات ساختاری با نرمافزار اسمارت پی ال اس بهرهبرداری گردید. بهمنظور ارزیابی برازش مدل ساختاری، از حالت تخمین استاندارد بارهای عاملی استفاده شده و برای تفسیر نتایج، آزمون معناداری Z به کار رفت. درنهایت، قدرت پیشبینی کنندگی مدل با استفاده از معیارهای ضریب تعیین تعدیلشده و استون گیسر مورد بررسی قرار گرفت.
نتایج: ضرایب اثر غیرمستقیم بهدستآمده در تأثیر شاخص کیفیت، شاخصهای یادگیری و رشد و شاخصهای فرایندهای داخلی بر متغیر «شاخصهای مالی» به ترتیب برابر با 41/2، 2/2 و 39/2 است که بالاتر از 96/1 بوده و این موضوع نشاندهنده نقش معنادار میانجی متغیر «شاخصهای مالی» در تأثیرات مذکور بر عملکرد خدمات است. همچنین، با توجه به ضرایب استاندارد 201/0، 344/0، 359/0 و 805/0، مدل اثرات واسطهای امور مالی در این زمینهها با دادههای تجربی بهخوبی برازش یافته است.
نتیجهگیری: نتایج نشان میدهند که ارتقای شاخصهای فرایندهای داخلی، کیفیت خدمات و یادگیری و رشد در بیمارستانهای استان آذربایجان غربی، تأثیر معناداری بر بهبود وضعیت مالی و عملکرد خدمات مدیریت امکانات دارد. این بهبود، از طریق افزایش رضایت بیماران، ارتقای شهرت بیمارستانها و کاهش هزینههای عملیاتی، منجر به افزایش درآمد و بازدهی مالی میگردد.