کاربران عمومی فقط به فهرست مقالات منتشر شده دسترسی دارند.
9 نتیجه برای موضوع مقاله:
محدثه حیدری، منوچهر امیدواری، ایرج محمد فام،
دوره 3، شماره 4 - ( 11-1392 )
چکیده
مقدمه: در صنایع شیمیایی یکی از مهمترین خطرات موجود برای شاغلین تماس با مواد شیمیایی خطرناک است. عدم رعایت اصول احتیاطی و اقدامات کنترلی در هنگام کار با مواد شیمیایی می تواند عوارض جبران ناپذیری را برای افراد ایجاد نماید. لذا برای رسیدن به یک روش کنترلی اثربخش لازم است ارزیابی درستی را از فرایند تماس افراد در صنایع شیمیایی داشته باشیم. استفاده از روش William-fine می تواند ارزیابی مناسبی را از میزان ریسک خطر تماس ارایه دهد.
.
روش کار: در این تحقیق با استفاده از فرآیند تحلیلی سلسله مراتبی4 (AHP) و تلفیق آن با روش William-fine
الگویی جهت ارزیابی خطرات تماس با مواد شیمیایی در صنایع نفت و گاز ابداع گردید. اعداد بعد از استخراج از پرسشنامه و وزن دهی وارد الگوی ارزیابی شدند و در انتها به صورت کمی همراه با لایه های حفاظتی ارایه گردیدند.
.
نتیجه گیری: نتایج مطالعه نشان می دهد که عدد کمی پیامد، احتمال و تماس در این تحقیق به ترتیب 2/83، 45/8 و 2/2 بهدست آمد و بهطور کلی عدد ریسک با مواد شیمیایی در این واحد 1546 برآورد شد که بیان میکرد از نظر اقتصادی لازم است اقدامات اصلاحی با اولویت به اجراء در آیند. استفاده از مدل William-fine این فرصت را ایجاد می نماید که با تلفیق شدت اثر و احتمال تماس و میزان خسارات وارد شده بتوان ارزیابی دقیق تری را از ریسک تماس با یک ماده شیمیایی داشته باشیم و همچنین تاثیر قضاوت های شخصی ارزیاب بر میزان ریسک را به حداقل برسانیم.
جواد نعمت الهی، مهناز نصر آبادی، سعید گیوه چی،
دوره 5، شماره 4 - ( 9-1394 )
چکیده
مقدمه: با صنعتی شدن جوامع، حوادث ناشی از کار به عنوان یکی از عوامل تهدید کننده حیات آدمی ظهور نمودند و در حال حاضر آنالیز علل حوادث و تهیه اقدامات کنترلی جهت پیشگیری از وقوع مجدد حوادث با علل وقوع مشابه، امری ضروری به حساب می آید.
روش کار: روش پژوهش حاضر به صورت توصیفی تحلیلی میباشد که در این راستا، دادههای گردآوری شده به روش ترکیبی Ishikawa و SCATتجزیه و تحلیل شده و نتایج حاصل از رابطه بین متغیرها مورد بررسی قرار گرفته است. بر این اساس، ابتدا حوادث منجر به قطع عضو در کار با دستگاههای پرس (گیر کردن بین دو جسم) بر اساس روش Ishikawa مورد آنالیز قرار گرفت و سپس خروجی علل وقوع حوادث در سه دسته علل مستقیم، علل واسط و علل ریشهای و به همراه اقدامات کنترلی در جدول SCAT جایگذاری شد. نتایج حاصل از توزیع پرسشنامه گردآوری و تاثیر علل وقوع حوادث از طریق آزمون کای دو و رتبه بندی آنها از طریق آزمون فریدمن مشخص و بر اساس علل وقوع حوادث، اقدامات کنترلی متناسب تهیه و پیشنهادات لازم ارایه گردید.
یافته ها: مهمترین علل واسط وقوع حوادث، عجله و شتاب در انجام کار، مهمترین علل ریشهای وقوع حوادث، سرپرستی نامناسب و نظارت غیر اثر بخش و از مهمترین اقدامات کنترلی، استقرار سیستم مدیریت HSE موثر در سازمان میباشد.
نتیجه گیری: مطابق این پژوهش اصلی ترین علت واسط بروز حوادث منجر به قطع عضو در کار با دستگاههای پرس، عجله و شتاب در کار به دلیل افزایش تیراژ تولید علی الخصوص از سوی کارکنان شرکتهای پیمانکاری میباشد. از طرفی پویا نبودن سیستم HSE در کنار نظارت غیر اثر بخش بر رفتار نا امن کارکنان از سوی لایههای اول مدیریت و نظارت در کف کارگاهها، از عوامل ریشهای بروز اینگونه حوادث شناسایی گردید.
حسین زهدی راد، تقی عبادی، سعید گیوه چی،
دوره 6، شماره 1 - ( 1-1395 )
چکیده
مقدمه: بروز نشتی از تجهیزات فرآیندی و ورود سیالات قابل اشتعال به محیط اطراف موجب بهوجود آمدن ابر گاز قابل اشتعال خواهد شد. برخورد این ابر گاز قابل اشتعال با منبع جرقه پیامد آتش ناگهانی و انفجار را به دنبال خواهد داشت. مفهوم کاهش احتمال تلاقی میان این ابرگاز قابل اشتعال و منابع جرقه بالقوه به عنوان طبقه بندی مناطق خطرناک شناخته میشود. استانداردهای فراوانی به ارایه روشهایی بهمنظور طبقه بندی مناطق خطرناک پرداخته اند که اغلب آنها با مشکلاتی در تعیین دقیق نواحی خطرناک ناشی از نشتی های بالقوه بهدلیل انعطافپذیری کم در مقابل تغییرات شرایط فرآیندی و جا نمایی تجهیزات و نیز درنظرنگرفتن اثرات تجمعی منابع رهایش و شرایط آب و هوایی روبرو هستند. بنابراین هدف ازاین مطالعه بهین هسازی محاسبه محدوده خطر ناشی از نشتی های بالقوه است.
روش کار: دراین مقاله به بهینه سازی طبقه بندی مناطق خطرناک بارویکرد مبتنی بر ریسک بهوسیله پارامترهای تعداد منابع رهایش تاثیرگذار درهر مکان و احتمالات شرایط آبوهوایی پرداخته شده است. عامل تعیینکننده محدوده منطقه خطر دراین روش احتمال جرقه قابل قبول برای هر مکان خاص داخل منطقه خطرناک است که این احتمال توسط انجام یک ارزیابی کمی ریسک بهوسیله نرمافزار PHAST RISK ورژن 7/6 برروی واحد تقویتفشار پالایشگاه گازی بهعنوان مطالعه موردی محاسبه شده است.
یافته ها: نتایج حاصل ازاین روش وابستگی کامل محدوده منطقه خطر به اثرات تجمعی رهایش های بالقوه و جهت باد غالب را نشان داد و مشخص کرد که روش بهینه ارایه شده توانسته احتمالات جهات باد و آثار تجمعی نشتی های بالقوه را وارد محاسبات طبقه بندی مناطق خطرناک مبتنی بر ریسک کند.
نتیجه گیری: مقایسه نتایج بهدست آمده با روش های گذشته مشخص کرد که این روش دارای برتری هایی همچون در نظرگرفتن تمام منابع نشتی و آثار تجمعی و درنظرگرفتن احتمالات جهات باد در تعیین محدوده ناحیه 2 است که طبقهبندی مناطق خطرناک را بسیار دقیق و انعطاف پذیر میکند.
منیژه مهدی آبادی، سعید کاردار، صدر الدین علی پور،
دوره 6، شماره 1 - ( 1-1395 )
چکیده
اثرات مخرب آلایندههای زیست محیطی و نگرانیهای حاصل از آن در محیط زیست، ضرورت پیشگیری از انتشار آلودگی پساب ناشی از صنایع مختلف را بیش از بیش آشکار مینماید. صنعت چرمسازی از صنایع بسیار آلاینده میباشد و مهمترین آلودگی آن ناشی از ترکیبات کروم است که به وفور در فرآیند دباغی استفاده میشود.
پژوهش حاضر به مدت 6 ماه مراجعه منظم به شهرک صنعتی چرمشهر ورامین و نمونه گیری مستمر از پساب هر کارخانه انجام گرفته و آلودگیهای ناشی از مراحل مختلف تولید چرم مورد بررسی قرار گرفته است. در این راستا به منظور انجام سنجشهای لازم برای تعیین کیفیت شیمیایی و بار آلودگی پساب حاصل از دباغی، پارامترهایی مانند pH، اکسیژن خواهی شیمیایی، اکسیژن خواهی بیولوژیکی و کل جامدات محلول به همراه کروم سه و شش ظرفیتی تست شدند. با استفاده از نرم افزارهای SPSS و Excelبه تحلیل دادهها پرداخته شد. مطالعه آماری دادهها با استفاده از آزمونهای آماری T-Test (برای مقایسه با استانداردها) در سطح معنی دار 05/ 0 P≤ انجام شد. یافتههای تحقیق حاکی از وجود عوامل آلاینده سمیدر فاضلاب چرمسازی نظیر کروم سه ظرفیتی و شش ظرفیتی، بار آلی نسبتا زیاد با قابلیت تجزیه بیولوژیکی کم، میزان بالای اکسیژن خواهی شیمیایی و اکسیژن خواهی بیولوژیکی و کل جامدات محلول و نهایتا پیچیدگی تصفیه پذیری پساب بود.
حمید سرخیل، شاهرخ رهبری، مهیار حبیبی راد، جواد توکلی،
دوره 7، شماره 3 - ( 6-1396 )
چکیده
مقدمه: استفاده از اصول ایمنی ذاتی در فازهای ابتدایی طراحی فرآیند بسیار کارآمد میباشد، چرا که ارزان و پربازده است. در حالیکه در فازهای ابتدایی طراحی فرآیند اطلاعات کاملی در دسترس نیست. استفاده از شاخصی معتبر به منظور ارزیابی ایمنی ذاتی میتواند بسیار کارآمد باشد، به طوریکه با مقایسه نتایج کمی میتوان بهترین مسیر به منظور طراحی فرآیندی ایمن تر را انتخاب نمود.
روش کار: در این تحقیق توسط روش ماتریس سه بعدی سلسله مراتبی غربالی، شاخص هایی جامع به منظور ارزیابی ایمنی ذاتی فرآیند (ISD) و همچنین ارزیابی هزینه ناشی از اجرای طراحی ذاتاً ایمن (ISDC) مورد بررسی قرار گرفته است. از طرفی با استفاده از شاخصهای معرفی شده ایمنی ذاتی فرآیند تولید استیک اسید و هزینههای ناشی از اجرای ISD ارزیابی شده است. ابعاد ماتریسهای ISD و ISDC شامل 1) بردار اقدامات چهارگانه طراحی ذاتاً ایمن، 2) بردار مکانی طراحی ذاتاً ایمن و 3) بردار پارامتر (کمیت) طراحی ذاتاً ایمن می باشد.
یافته ها: به منظور بهینه سازی اجرای طراحی ذاتاً ایمن و بهینه سازی هزینهها از سه فرضیه استفاده شده است که از این میان، فرضیه استفاده از دو فرآیند با ظرفیت نصف به عنوان طراحی با بیشترین سطح ایمنی ذاتی و فرضیه استفاده از متانول 50% به عنوان کم هزینه ترین فرآیند انتخاب شده اند.
نتیجه گیری: در این ارزیابیها امتیاز کل شاخص ایمنی ذاتی برای فرضیات سه گانه به ترتیب برابر با 55، 70 و 135 بوده و هزینه غیر ریالی کل فرضیات سه گانه به ترتیب برابر با 858.000، 746.000 و 803.000 دلار برآورد شده است. به طوریکه این ابزار تاثیر سناریوهای مختلف در طراحی ذاتاً ایمن را نشان میدهد و همچنین میتواند تضاد بین چهار اصل اساسی ISD و تاثیر آن بر روی عوامل ایمنی و هزینه، با استفاده از یک سیستم جایگزینی تامین کننده متانول را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهد.
مرتضی چراغی، بابک امیدوار، علی اکبر اسلامی بلده، حمیدرضا جعفری، علی محمد یونسی،
دوره 8، شماره 3 - ( 6-1397 )
چکیده
مقدمه: ارزیابی ریسک از اصلی ترین ابزارها در مدیریت ایمنی شناخته می شود که با ایجاد بستر اطلاعاتی مناسب، مدیران ایمنی را در انتخاب بهتر اقدامات اصلاحی یاری می نماید. هدف از این مطالعه انتخاب اقدامات اصلاحی بهینه از بین اقدامات پیشنهادی توسط کارشناسان با توجه به در نظر گرفتن الزامات استانداردها و هم چنین محدودیت هایی از جمله هزینه بر اساس مدلسازی ریاضی می باشد.
روش کار: در این مطالعه مدلی برای انتخاب بهینه اقدامات اصلاحی ارایه شده است که بر طبق آن اقدامات اصلاحی بر اساس اهداف (افزایش میزان کاهش ریسک) و محدودیت های موجود از جمله هزینه و سطح ریسک قابل قبول سازمان انتخاب می گردد. با توجه به گستردگی تعداد جوابهای مساله و استفاده متغیرهای دودویی در مساله، برای حل مساله از الگوریتم ژنتیک استفاده شد.
یافته ها: برای نشان دادن توان مندی این روش در یک صنعت تولید برق تعداد 40 خطر شناسایی شده و مقدار ریسک آن ها تخمین زده شد، سپس برای هر کدام از آن خطرات، اقدامات اصلاحی ممکن تعیین گردید. با استفاده از مدل پیشنهادی، اقدامات اصلاحی به صورت بهینه انتخاب گردید که با کم ترین هزینه ممکن کلیه ریسک ها به زیر سطح ریسک قابل قبول سازمان تقلیل یافتند.
نتیجه گیری: در این مطالعه نشان داده شد که انتخاب اقدامات اصلاحی با استفاده از مدل سازی ریاضی انتخابی مناسب، با دقت بالا در کم ترین زمان حاصل می گردد. این روش به عنوان روشی جایگزین روش های کیفی و مبتنی بر نظر کارشناسان پیشنهاد می گردد.
هدایت نوری، مرتضی چراغی، علی اکبر اسلامی بلده،
دوره 9، شماره 3 - ( 6-1398 )
چکیده
مقدمه: ارزیابی ریسک های محیط زیستی در صنایع نفت و گاز برای پیش گیری از آسیب های جبران ناپذیر به محیط زیست بسیار ضروری می باشد. اولویت بندی ریسک های محیط زیستی با استفاده از روش های کلاسیک، نتایجی با قابلیت اعتماد بالا را به دست نمی آورند. لذا این مطالعه با هدف به حداقل رساندن محدودیت های روش های کلاسیک، با استفاده از رویکرد فازی و تصمیم گیری چند شاخصه در یک منطقه بهره برداری نفت و گاز انجام گرفت.
روش کار: پس از تشکیل تیم مطالعه در یک منطقه بهره برداری نفت و گاز، برای مقایسه اهمیت عوامل ریسک (احتمال وقوع، شدت اثر و قابلیت کشف) و هم چنین برای تعیین مقدار هر یک از این عوامل برای هر کدام از جنبه های زیست محیطی شناسایی شده، نظر کارشناسان به صورت کیفی با استفاده از متغیرهای زبانی، جمع آوری گردید. سپس برای تعیین وزن نسبی عوامل ریسک از AHP گروهی در محیط فازی استفاده شد. ریسک فازی جنبه ها، با استفاده از مدل خطی و جمع وزنی، تخمین زده شد و در نهایت برای تعیین اولویت ریسک های فازی محیط زیستی محاسبه شده، از روشی بر پایه رتبه بندی مرکز ثقل استفاده گردید.
یافته ها: در این مطالعه در بین عوامل ریسک (احتمال وقوع، شدت اثر و قابلیت کشف)، عامل شدت اثر به دلیل دارا بودن بالاترین وزن نسبی، بیش ترین اهمیت را در محاسبه ریسک داشت. تولید فاضلاب خانگی به علت عدم وجود سیستم دفع فاضلاب مناسب، بالاترین اولویت و جنبه محیط زیستی ریخت و پاش اسید به خاطر فعالیت شست شوی چیلر رتبه دوم اولویت بندی را در بین جنبه های محیط زیستی شناسایی شده به خود اختصاص داد.
نتیجه گیری: نتایج نشان داد اگر چه محاسبات روش پیشنهادی نسبت به روش های کلاسیک به زمان بیش تری نیاز دارد اما با توجه به حداقل رساندن محدودیت های روش های کلاسیک از جمله حساسیت به خطاهای کوچک قضاوت، یکسان شدن شاخص ریسک گروهی از جنبه ها و در نظر نگرفتن عدم قطعیت در نظر کارشناسان، این روش می تواند جایگزین مناسبی برای روش های کلاسیک ارزیابی ریسک باشد به گونه ای که قادر است رتبه واقعی تر ریسک ها را تعیین کند. شایان ذکر است این روش، توان مندی های ذکر شده برای ارزیابی و اولویت بندی ریسک های ایمنی و بهداشت را نیز دارا می باشد.
سیده ریحانه شمس، علی جهانی، مظاهر معین الدینی، نعمت الله خراسانی، صبا کلانتری،
دوره 10، شماره 4 - ( 9-1399 )
چکیده
شهر تهران به عنوان یک کلان شهر، به علت دارا بودن جمعیت زیاد و آلودگی شدید ناشی از منابع و آلاینده های گوناگون، در معرض آسیب های ناشی از آلودگی هوا قرار دارد. پژوهش بر روی آسیب های ناشی از آلودگی هوا در شهر تهران با توجه به آلاینده های مهم و شاخص های موثر امری ضروری به نظر می رسد. مطالعه حاضر با هدف پیش بینی ازن هوای شهر تهران انجام شد. با توجه به مضررات گاز ازن بر سلامت انسان و محیط زیست و افزایش آن در دهه های گذشته، بررسی و پیش بینی میزان آن در هوا از اهمیت بالایی برخوردار است. پیش بینی تراکم گاز ازن در هوا می تواند برای پیشگیری و کنترل توسط مسؤلان استفاده شود. این پژوهش از نوع روش تحلیلی-کاربردی بوده و با استفاده از داده های روزانه ازن ایستگاه های سنجش کیفیت هوای شهر تهران، هواشناسی، فضای سبز، ترافیکی و متغیرهای زمانی مثل تاخیر زمانی یک روزه به پیش بینی گاز ازن در کلان شهر تهران پرداخته است. در این راستا از مدل شبکه عصبی مصنوعی جهت پیش بینی غلظت گاز ازن با استفاده از نرم افزار MATLAB و با روش کدنویسی استفاده شد. در پایان نتایج مدل شبکه عصبی مصنوعی با مدل رگرسیون خطی مقایسه گردید. ضریب همبستگی و خطای جذر میانگین مربعات مدل شبکه عصبی 734/0 : R2 و566/0 RMSE: با معادلات رگرسیون 608/0 :R2 و 69/11 RMSE: مقایسه شد. بر اساس نتایج حاصل می توان عنوان نمود که خطای مدل شبکه عصبی کمتر از روش رگرسیون است. بر اساس نتایج آنالیز حساسیت پارامترهای فصل از سال، طول ساعات آفتابی به ترتیب بیش ترین تاثیر را در میزان تراکم گاز ازن در هوای شهر تهران دارند
رسول احمدپور قشلاقی، هادی احمدی وفا، رامین عباسی، پریسا مشعشعی، مهدی فیروزی، مصطفی جوانمردی، سید شمس الدین علیزاده،
دوره 15، شماره 4 - ( 10-1404 )
چکیده
مقدمه: بیماریهای شغلی و حوادث کاری سالانه تأثیرات مالی قابلتوجهی بر صنایع، جوامع و کشورها دارند. ارزیابی ریسک ابزاری مؤثر برای مدیریت این مسائل محسوب میشود، بااینحال، بسیاری از سازمانها در اجرای آن ناکام میمانند. این مطالعه به بررسی این چالش از دیدگاه افسران بهداشت، ایمنی و محیطزیست
(Health, Safety and Environment) میپردازد.
روش کار: در این پژوهش، از مصاحبههای نیمهساختاریافته فردی استفاده شد و طی یک دوره دو ماهه در مجموع ۳۰ مصاحبه با افسران HSE انجام گرفت. تحلیل محتوای استقرایی برای بررسی مصاحبهها به کار گرفته شد. پس از تجزیهوتحلیل مصاحبهها، کدهای استخراجشده دستهبندی شدند.
یافته ها: نتایج نشان داد که هفت دسته اصلی از موانع شناسایی شدهاند که هر یک شامل چندین زیرگروه هستند. این دستههای اصلی عبارتاند از: منابع، دانش فنی، موانع قانونی و مقرراتی، مسائل فرهنگی، عدم تفکر مبتنی بر ریسک در سازمان، مسائل فردی، و فقدان تعامل و ارتباطات.
نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد که در صنایع استان آذربایجان شرقی، هفت مانع اساسی در مسیر اجرای سیستم مدیریت ریسک و انجام ارزیابی ریسک وجود دارد. این موانع میتوانند بهطور مستقیم بر شناسایی، تحلیل و کنترل ریسکها تأثیر گذاشته و باعث کاهش کارایی فرآیندهای ایمنی و بهداشت شغلی شوند. بنابراین، برای انجام یک ارزیابی ریسک مؤثر و ارتقای سطح ایمنی در محیطهای صنعتی، ضروری است که سیاستگذاران، مدیران صنایع و نهادهای نظارتی این موانع را بهدقت شناسایی و تحلیل کرده و راهکارهای مناسبی برای رفع آنها ارائه دهند. ضروری است که مدیران صنایع برای رفع موانع مرتبط با منابع، به تخصیص بودجه مستقل و کافی برای ارزیابی ریسک (مانند خرید نرمافزار مدیریت ریسک) و پرداخت هزینه برای اقدامات کنترلی پس از ارزیابی، اهتمام ورزند. علاوه بر این، تدوین و اجرای برنامههای آموزشی، بازسازی نظامهای مدیریتی و تقویت تعاملات بین سازمانهای نظارتی و صنایع میتواند به بهبود فرآیند ارزیابی ریسک و مدیریت ایمنی در این حوزه کمک کند.