کاربران عمومی فقط به فهرست مقالات منتشر شده دسترسی دارند.
33 نتیجه برای موضوع مقاله:
امیراشکان نصیریپور، هانیه نیکومرام، فرهاد غفاری، ملاحت تاجالدینی،
دوره 2، شماره 3 - ( 9-1391 )
چکیده
مقدمه: رعایت الزامات سیستم مدیریت بهداشت، ایمنی و محیط زیست (HSE-MS) و عملکرد مناسب HSE کارکنان، یکی از عوامل اثرگذار در موفقیت سازمان ها محسوب می شود. هدف پژوهش حاضر، تعیین رابطه فرهنگ سازمانی با عملکرد HSE کارکنان در شرکت خودروسازی سایپا بود.
روش کار: پژوهش حاضر از نوع مطالعات همبستگی بود و جامعه آماری پژوهش را کارکنان تولیدی شرکت خودروسازی سایپا (N=4865 ) تشکیل می دادند که از این تعداد، 356 نفر با استفاده از فرمول نمونه گیری جامعه محدود انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه و این پرسشنامه مشتمل بر سه بخش اطلاعات شخصیتی (دموگرافیک)، فرهنگ سازمانی و عملکرد HSE کارکنان بود که برای تبدیل گزینه های کیفی پرسشنامه به مقادیر کمی، از روش اعداد فازی مثلثی استفاده شد. داده ها از دو روش خودپاسخگویی و مشاهده از نمونه های پژوهش اخذ و با استفاده از آزمون های آمار توصیفی و ضریب همبستگی اسپیرمن، مورد تحلیل قرار گرفتند. پژوهش های مختلفی در زمینه فرهنگ ایمنی، نهادینهسازی و ارزیابی فرهنگ HSE و نقش آن در بهرهوری سازمانها و همچنین در زمینههای مختلف فرهنگ سازمانی سازمانها انجام شده، ولی براساس جستجوهای انجام گرفته، درخصوص بررسی تأثیر شاخصهای مختلف فرهنگی در سازمانها بر عملکرد HSE کارکنان مطالعاتی یافت نشده است از اینرو پژوهش حاضر برای اولین بار در صنایع کشور انجام گرفته است.
یافته ها: از بین شاخص های فرهنگ سازمانی در سازمان مورد مطالعه، شاخص کنترل ( با نمره میانگین 55/0) وضعیت بهتری نسبت به سایر مولفه ها داشت. همچنین در بین شاخص های عملکرد HSE کارکنان شرکت مورد مطالعه، شاخص عملکرد و اجرا ( با نمره میانگین 66/0) دارای وضعیت مطلوب تری نسبت به سایر مولفه ها بود. بین عملکرد HSE کارکنان با هرکدام از مولفه های فرهنگ سازمانی ( به غیر از شاخص سیستم پاداش دهی با سطح معنی دار 112/0 و ضریب همبستگی اسپیرمن 084/0 ) رابطه معنی داری مشاهده شد.
نتیجه گیری: با توجه به رابطه مثبت بین فرهنگ سازمانی و عملکرد HSE کارکنان در شرکت مورد مطالعه، هرچه به شاخص های فرهنگ سازمانی توجه بیشتری مبذول گردد، عملکرد HSE کارکنان بهبود می یابد و با اقداماتی از قبیل بهبود و تقویت شاخص های فرهنگی که بیشترین تأثیر را بر عملکرد HSE کارکنان دارند، می توان شاهد بهبود بیشتر فرهنگ سازمانی و عملکرد HSE کارکنان این سازمان بود.
ابوالفضل رحیمی، محمد جواد جعفری، محمد حسن بهزادی، محمد حسن رجبی،
دوره 2، شماره 4 - ( 11-1391 )
چکیده
مقدمه: نظریههای موجود بیانگر این است که میزان مواجهه شغلی با فرمالدیید سبب کاهش مقادیر پلاکتهای خون افراد مواجهه یافته میگردد. در این مطالعه ضمن تعیین میزان مواجهه شغلی شاغلین یک کارخانه صنعت چوب با فرمالدیید، تأثیر میزان مواجهه شغلی با این ماده بر مقادیر پلاکتهای خون آنان مورد مطالعه قرار گرفت.
روش کار: در این مطالعه موردی میزان مواجهه شغلی تمام شاغلین شرکت صنعت چوب شمال با فرمالدیید مورد ارزیابی قرار گرفت. میزان مواجهه شغلی با فرمالدیید براساس روش 2541 توصیه شده توسط انستیتوی ملی ایمنی و بهداشت آمریکا(NIOSH) تعیین گردید. تعداد پلاکتهای خون نیز با استفاده از روش معمولی شمارش سلولهای خونی و اندکسهای مربوطه اندازهگیری شد. ضمناً به منظور جمعآوری اطلاعات دموگرافیکی شامل سن، سابقه کار، میزان تحصیلات و همچنین علایم ناشی از مواجهه با فرمالدیید یک پرسشنامه تهیه شد که کلیه کارگران شرکت کننده در طرح پس از توجیه هدف مطالعه بهوسیله مسوول اجرای طرح به سوالات مندرج در پاسخنامه جواب دادند. کلیه مندرجات اعلامیه هلسینکی در خصوص جنبههای اخلاقی مطالعات پژوهشی بر روی انسان رعایت گردید. طرح حاضر قبل از اجرا توسط کمیته اخلاق دانشگاه مورد تأیید قرار گرفت. کلیه افراد قبل از آزمایش از مراحل آن مطلع شدند و از آنان رضایت نامه کتبی مبنی بر تمایل بر شرکت در مطالعه دریافت گردید.
یافته ها: میزان مواجهه شغلی کارکنان بخشهای گوناگون خط تولید نئوپان بین 52/1- 5/0پیپیام اندازه گیری شد که از میزان مجاز توصیه شده (3/0 پیپیام) بیشتر بود. شیوع کلیه علایم تحریکی تماس با فرمالدیید مثل سوزش چشم، سوزش بینی، سوزش گلو و ... در شاغلین خط تولید به صورت معنیداری نسبت به کارکنان اداری بیشتر بود. همچنین نتایج نشان داد که میزان شیوع هر یک از علایم تحریکی در بین نمونههای هر دو گروه مورد و شاهد نیز با هم تفاوت دارند، به گونهای که در گروه مورد شیوع اشکریزش با میانگین رتبه 98/8 دارای بیشترین امتیاز و درد قفسه سینه با میانگین رتبه 20/3 دارای کمترین امتیاز بود، ولی در نمونههای شاهد، شیوع سرفه با میانگین رتبه 62/6 دارای بیشترین امتیاز و درد قفسه سینه با میانگین رتبه 53/5 دارای کمترین امتیاز بود. میانگین و انحراف معیار پلاکت درگروه مورد، 79/41 ± 33/207 هزار در میلیمتر مکعب و در گروه شاهد، 05/71± 60/254 هزار در میلیمترمکعب بود که از نظر آماری اختلاف معنیداری بین دو گروه وجود داشت (05/0< p). بررسی ضریب همبستگی بین مواجهه با فرمالدیید و تعداد پلاکتهای خون در گروه مورد نشان داد که بین دو متغیر فوق رابطه معنیداری وجود ندارد (05/0>p) به عبارتی افزایش میزان مواجهه باعث کاهش بیشتر تعداد پلاکتهای خون نمیشود.
نتیجه گیری: کاهش تعداد پلاکتهای خون در افراد در معرض مواجهه با فرمالدیید نسبت به گروه شاهد بیشتر بوده است.
رضا ارجمندی، پروین نصیری، احمد اسماعیلی،
دوره 2، شماره 4 - ( 11-1391 )
چکیده
مقدمه: مدیران صنایع امروزی از طرفی با حجم بسیار وسیع اطلاعات رسیده از درون و برون سازمان و از طرف دیگر با موارد بی شماری از مشکلات و تهدیدهای درون و برون سازمانیمواجه می باشند که نیازمند تصمیم گیری مناسب است. یکی از مهمترین مشکلاتی که مدیران به خصوص در کشورهای در حال توسعه با آن مواجه هستند، انتخاب و هدایت برنامه های بهداشت، ایمنی و محیط زیست (HSE) متناسب با نیازمندی های سازمانهای تحت مدیریت ایشان میباشد، زیرا سازمانها مانند انسان دارای دوره های مختلف عمر سازمانی هستند که هر یک از این دوره ها ویژگی ها و نیازمندی های خاص خود را دارد.
روش کار:در این مقاله با استفاده از ویژگی های هر دوره از عمر سازمان و تهیه پرسشنامه تعیین مرحله ی عمر سازمانی،سازمانهای مختلف با توجه به مرحله عمر سازمانی به 5 گروه تفکیک می شوند. سپس با مقایسه جدول برنامه های HSE مورد نیاز برای هر مرحله از عمر سازمان و نتایج بهدست آمده از کارت های امتیازی تعیین برنامه های HSE، در سازمانهای مورد مطالعه به ارایه پیشنهاداتی جهت اجرای برنامه های متناسب با مراحل عمر سازمانی پرداخته می شود.
یافته ها: پرسشنامه تعیین مراحل عمر سازمانی با استفاده از 10 معیار، کارت های امتیازی تعیین برنامه های HSE با استفاده از 47 معیار برگرفته از عناصر مدل 7 عنصری انجمن تولید کنندگان نفت وگاز(OGP) و جدول برنامه های متناسب با هر مرحله از عمر سازمانی از یافته های این پژوهش هستند.
نتیجه گیری: در سازمانهای مورد مطالعه با توجه به مرحله عمر سازمانی در اجرای تعدادی از برنامه های HSE نقص و یا به طور کلی عدم اجرا مشاهده شد که با پیشنهاد روش های مدیریتی و با تاکید بر ارتقاء فرهنگ HSE و بهبود تعهد و رهبری، رهنمودهایی جهت اصلاح ارایه شد.
فریبا کیانی، محمدرضا خدابخش،
دوره 3، شماره 3 - ( 9-1392 )
چکیده
مقدمه: پژوهش ها نشان می دهند که کیفیت محیط کاری نقش مهمی در شکل گیری دلبستگی شغلی بر عهده دارد. هدف از این پژوهش تعیین قدرت پیش بینی کنندگی دلبستگی شغلی در کارکنان توسط حمایت ادراک شده از سرپرست و همکاران برای ایمنی میباشد.
.
روش کار: پژوهش حاضر یک مطالعه مقطعی می باشد. نمونه متشکل از 189 نفر از کارکنان شرکت ذوب آهن اصفهان در سال 91-1390 بود که به روش تصادفی طبقه ای انتخاب شده و به پرسش نامه های خصوصیات دموگرافی، حمایت ادراک شده سرپرست و حمایت ادراک شده همکار پاسخ دادند. داده ها با استفاده از محاسبه ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون تجزیه و تحلیل شدند.
.
یافته ها: نتایج نشان داد که رابطه معنی داری بین حمایت ادراک شده سرپرست و حمایت ادراک شده همکار با دلبستگی شغلی وجود دارد (0.05
P).
.
نتیجه گیری: نتایج این پژوهش از اهمیت متغیرهای روانی- اجتماعی در پیش بینی دلبستگی شغلی در کارکنان حمایت می کند.
زهره قربعلی، پروین نصیری، علی بقایی، سید محمد رضا میری لواسانی،
دوره 3، شماره 3 - ( 9-1392 )
چکیده
مقدمه: به دلیل وجود عوامل خطر فراوان و ریسک زیاد در مراکز صنعتی فرآیندی، از چندین لایه حفاظتی جهت کاهش خطر و ریسک استفاده می شود. تعیین سطوح یکپارچگی ایمنی برای سیستم های امنیتی مجهز به ابزار دقیق کمک می کند تا از ایمنی کلی فرآیند اطمینان حاصل شود. یکی از روش های تعیین سطح یکپارچگی ایمنی، ریسک گراف است. روش ریسک گراف علی رغم سادگی آن روشی کیفی و وابسته به نظرات شخصی متخصصان است.
.
روش کار: در این مقاله روش کیفی ریسک گراف بهبود یافته معرفی و ارزیابی می شود، در ادامه با استفاده از ابزار منطق فازی رویکردی جدید از این روش ارایه می گردد. در روش مطرح شده، سطوح پیامدها که در حالت مرسوم به صورت کیفی تقسیم بندی شده اند به بازه های کمی تبدیل می شوند و با داشتن مقدار کمی از آنها جدول ریسک گراف نیز بهصورت کمی در می آید. در نهایت با استفاده از رویکرد ارایه شده در این مقاله و استفاده از نظر سه کارشناس با تخصیص ضریب وزنی یک سطح یکپارچگی نهاییِ کمی مشخص می شود.
.
نتیجه گیری: با بهکارگیری روش ارایه شده در این مقاله سطوح هم تراز در جدول ریسک گراف در روش های قبلی به زیرسطح های کمی متفاوت تبدیل می شوند که نه تنها دقت سطح ایمنی تعیین شده را افزایش می دهد، بلکه عامل مؤثر در افزایش ایمنی را نیز قابل شناسایی می کند که منجر به صرفه جویی در زمان و هزینه خواهد شد. به عنوان مطالعه موردی، سطح یکپارچگی ایمنی واحد آیزوماکس پالایشگاه تهران با روش پیشنهادی تعیین شده است و نتایج حاصل از روش ریسک گراف بهبود یافته و ریسک گراف بهبود یافته فازی با هم مقایسه شده اند که تأثیرگذاری روش پیشنهادی را نشان می دهد.
شهرام محمودی، ایرج محمدفام، بهزاد افسرطلا، ثریا علیمحمد زاده،
دوره 3، شماره 4 - ( 11-1392 )
چکیده
مقدمه: بر اساس نتایج مطالعات انجام شده، رفتارهای ناامن عامل 90% حوادث می باشند. پژوهش حاضر استفاده از ویژگی های شخصیتی را به عنوان پیش بین های بروز اعمال ناامن در بین کارکنان یک پروژه احداث خطوط تولید خودرو مورد بررسی قرار می دهد.
.
روش کار: در این مطالعه برای تعیین ویژگی های شخصیتی و میزان رفتارهای ناامن بهترتیب از پرسشنامه 5 بعدی NEO-FFI و روش نمونه برداری از رفتارهای ایمنی استفاده شد. برای آنالیز نتایج از ضریب همبستگی اسپیرمن استفاده گردید. جامعه آماری مورد مطالعه شامل کلیه کارکنان پروژه به تعداد 243 نفر بود.
.
یافته ها: نتایج نشان داد 70/31 درصد از رفتارهای کارکنان از نوع ناامن بود. بین رفتارهای ناامن با رنجورخویی و انعطاف پذیری رابطه مستقیم و معنا دار وجود داشت (P<0.01).
.
نتیجه گیری: ارزیابی ابعاد شخصیتی میتواند بهعنوان یک ابزار پیش بینی کننده اثر بخش به شناسایی کارکنانی با میزان رفتارهای بسیار ناامن و در نتیجه برنامه ریزی برای کاهش حوادث کمک کند.
محمود اوصانلو، حمید شیرخانلو، ارکیده قربان دادرس،
دوره 4، شماره 1 - ( 2-1393 )
چکیده
مقدمه: عنصر جیوه یکی از سمی ترین فلزات است که به سیستم عصبی و کلیه ها اسیب می زند، لذا پایش میزان بخارات جیوه در محیط زیست به خصوص در هوا بسیار ضروری است. هدف این مطالعه نمونه برداری بخارات جیوه از هوای محیط های صنعتی توسط نانو ذرات نقره می باشد.
.
روش کار: جاذب جدیدی از جنس نانو ذرات نقره بر روی بستری از جنس کوراتز ساخته شد. این جاذب قادر به نمونه برداری از مقادیر ناچیز بخارات جیوه ازهوا است. در این مطالعه، بخارات جیوه مورد نیاز بوسیله پایلوت دستگاه هیدرید ساز تولید شد و آنالیزهای مورد نیاز به وسیله دستگاه جذب اتمی با تکنیک بخار سرد انجام شد.
.
یافته ها: بخارات جیوه در فاز ساکن به میزان 2300 برابر تغلیظ می شوند (حد تشخیص دستگاه جذب اتمی 1.15 میکروگرم بر لیتر هوا است)، لذا بوسیله این فاز ساکن مقادیر جرمی جیوه تا حد 0.5 نانوگرم در لیتر هوا شناسایی می شود. مقدار شناسایی شده توسط روش پیشنهادی 200 برابر کمتر از حد مواجهه با بخارات جیوه در استاندارد بین المللی اداره ایمنی و بهداشت شغلی (OSHA) است. برای واجذب دمایی جیوه از جاذب نانو ذرات نقره درجه حرارتی معادل 245 درجه سانتی گراد از دستگاه تولید حرارتی با کنترل دما استفاده شد. زمان بهینه برای واجذب دمایی150 ثانیه و تکرار پذیری روش 58 مرتبه بدست آمد. بخارات جذب شده به روی جاذب نانو ذرات نقره حداقل به مدت 80 روز در دمای اتاق (C◦25) قابل نگهداری می باشند. از جمله مزایای روش می توان به میزان جاذب کم، قدرت جذب بالا، تکرار پذیری بالای جاذب برای نمونه برداری، هزینه پایین و دقت بالا اشاره نمود.
.
نتیجه گیری: این جاذب دارای قابلیت بالا برای نمونه برداری جیوه از هوا می باشد. براحتی قابل احیا مجدد بوده ودر دمای 25 تا 70 درجه سانتی گراد برای نمونه برداری مناسب است. به علت اکسید شدن نقره وکاهش سطح جذب نانو ذره از آون با دمای 245 درجه سانتی گراد برای احیای نقره فلزی استفاده می گردد.
آریا فضلالله، ایرج محمدفام، محمدجواد حاجیپروانه، منوچهر امیدواری،
دوره 4، شماره 1 - ( 2-1393 )
چکیده
مقدمه: امروزه کاربرد روشهای تصمیمگیری چندشاخصه در رتبهبندی خطرات HSE گسترش زیادی یافته است. از طرف دیگر روش فرآیند تحلیل شبکهای (ANP) در رتبهبندی گزینههای تصمیم از انعطافپذیری و دقت بالایی برخوردار است. دو عامل یاد شده باعث می شود که ترکیب دو رویکرد فوق بتواند اولویت بندی دقیق تری از خطرات HSE ارایه کند. در این پژوهش با استفاده از روش ANP، روشی برای رتبهبندی دقیقتر خطرات حوزه HSE در فرآیند ساخت نیروگاه سیکل ترکیبی ارایه گردیده است.
.
روش کار: در این مطالعه ابتدا ساختار کلی روش مشخص شده و روابط میان این عناصر تعیین گردید. سپس ساختار یاد شده به عنوان اجزای اصلی روش توسط نرمافزار Super Decisions مدلسازی شد. در مرحله بعد تمامی معیارها و زیرمعیارها با بهرهگیری از نظر خبرگان با هم مقایسه زوجی گردید. در مرحله نهایی خطرات HSE شناسایی شده با استفاده از روش های معمول و روش ANP پیشنهادی اولویت بندی و مقایسه شدند.
.
یافته ها: نتایج بهدست آمده نشان داده که روش معمول ارزیابی ریسک قادر به اولویت بندی دقیق خطرات نمی باشد. در حالیکه ده خطر اصلی شناسایی شده در روش موجود در 4 طبقه کلی قرار گرفتند، روش پیشنهادی توانست آنها را در 7 طبقه اولویت بندی کند.
.
نتیجه گیری: روش پیشنهادی بهدلیل در نظر گرفتن پنج شاخص کیفی برای رتبه بندی ریسک ها، نسبت به روش های فعلی رتبه بندی دقیق تر خطرات را ممکن می کند. این امر امکان اختصاص مناسب تر منابع سازمانی برای کنترل خطرات را امکان پذیر می کند.
هانیه اخلاص، پروین نصیری، محمدرضا منظم، نبی الله منصوری،
دوره 4، شماره 1 - ( 2-1393 )
چکیده
مقدمه: صدا یکی از عوامل زیان آور محیط کار در صنایع می باشد. صنعت برق و نیروگاهها از جمله صنایعی میباشند که باید در آن مساله آلودگی صوتی مورد توجه قرار گیرد. این تحقیق با هدف ارایه و اعتبار سنجی مدل ریاضی انتشار موج صوتی در محیط بسته جهت مدیریت کاهش ریسک صدا انجام گرفته است.
.
روش کار: این تحقیق از نوع تئوری – تجربی بوده که در سال 1390در یک نیروگاه گازی با ظرفیت اسمی 648 مگاوات شامل 4 واحد توربین گاز با ظرفیت نامی 162 مگاوات انجام گرفته است.جهت ارایه مدل ریاضی از روابط میدان محدود و ارتباط بین تراز توان و تراز فشار صوتی در محیط های بسته استفاده شده و اعتبار سنجی نتایج بهدست آمده از این روش بهصورت میدانی با استفاده از روش استاندارد ISO9612 در داخل توربین هال انجام شد.
.
یافته ها: مقایسه نتایج تئوری و میدانی اختلاف معنی داری را نشان نداد. میزان اختلاف برآورد در حد متوسط کمتراز 5/0 دسی بل بود که این خود نشان از صحت و دقت قابل قبول مدل ارایه شده جهت برآورد صدای کارگاه با توجه به شرایط واقعی کارکرد منابع میباشد.
.
نتیجه گیری: این مدل بسیار راحت و کاربردی بوده و به مدیران امکان میدهد که در محیط بسته سناریو های کاهش آلودگی صوتی را قبل از هرگونه هزینه هنگفت مدلسازی نموده و نتایج را با یکدیگر مقایسه نمایند. این روش نسبت به روشهای مدلسازی عددی، بسیار سریعتر میباشد و دقت آن نیز در حد قابل قبول است.
فاطمه عرب، منوچهر امیدواری، امیراشکان نصیریپور،
دوره 4، شماره 2 - ( 4-1393 )
چکیده
مقدمه: بیوریتم یکی از تازهترین موضوعها در حیطه شناسایی ارگونومی ذهن است که باشناخت جنبه های فکری، جسمی و روحی شخص می تواند در تقلیل حوادث ناشی از کار و اشتباهات بدون دلیل ظاهری بسیار موثر باشد.
.
روش کار: این تحقیق ،مقطعی،گذشته نگر، کاربردی واز نوع توصیفی وتحلیلی است. جامعه مورد تحقیق کلیه افراد شاغل در شرکت تولید سیمان دلیجان درطی دو سال 1389و1390 بود. دراین پژوهش از روش همه شماری استفاده شد و در مجموع 79 حادثه (کل حوادث اتفاق افتاده) مورد بررسی قرار گرفت. اطلاعات مورد نیاز با استفاده از اسناد موجود در واحد HSE شرکت جمع آوری شد. با استفاده از نرم افزار نچرال بیوریتم V3.02 برای روزهای حادثه براساس تاریخ حادثه و تاریخ تولد افراد نمودارهای بیوریتم رسم شده وخطاهای انسانی براساس مدل ریزن دسته بندی گردید و با استفاده از نرم افزار آماری Spss-w مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت.
.
یافته ها: نتایج تجزیه وتحلیل نشان داد که 40 درصد از حوادث در روزهای عادی و60 درصد بقیه در روزهای بحرانی سیکل بیوریتم افراد اتفاق افتاده است. خطاهای منجر به حادثه نشان داد که 95% از حوادث اتفاق افتاده مربوط به خطاهای انسانی، 5% بقیه مربوط به خطای تجهیزات و 8/65 درصد از این خطاهای انسانی مربوط به لغزشهاست که طبق مدل ریزن در مرحله اجرای یک وظیفه اتفاق میافتاد.
.
نتیجه گیری: نتایج این تحقیق نشان داد که روزهای بد و بحرانی سیکل بیوریتم افراد در بروز حوادث موثر است. بنابراین با آموزش و آگاهی کارگران از ریتم های بیولوژیکی و اثرات آن بر شرایط روحی، احساسی، فیزیکی و غیره، هر فرد می تواند در روزهایی که احساس می کند از لحاظ فیزیکی یا روحی روانی شرایط مناسبی ندارد، دربرنامه ریزی کاری خود تغییراتی را اعمال نماید که تا حد امکان از بروز حادثه های احتمالی پیشگیری گردد.
فرناز علی زاده، محمد حسین تقدیسی، سید محمدرضا میری لواسانی،
دوره 4، شماره 4 - ( 10-1393 )
چکیده
مقدمه: هدف از این مطالعه مقایسه دو روش MORT و Tripod Beta با تلفیق مدل سلسله مراتبی به منظورانتخاب روش برتر در تجزیه و تحلیل حادثه در یک سازمان میباشد.
.
روش کار: در این مطالعه یک حادثه بحرانی انتخاب شد و با استفاده از توانمندی روش MORT و Tripod Beta علل بروزحادثه شناسایی گردید. پس از یافتن علل پدید آورنده حادثه، این دو روش بر اساس معیارهای منتخب و روش سلسله مراتبی AHP، وزن دهی و مقایسه گردیدند.
.
یافته ها: پس از محاسبه وزن نسبی معیارهای منتخب، توانایی شناسایی علل حادثه با وزن 0.315 بالاترین وزن و پس از آن هزینه تحلیل حادثه با وزن 0.24، زمان مورد نیاز جهت تحلیل حادثه با وزن 0.146، متخصصین فنی با وزن 0.125 ، آموزش جهت اجرا و پیاده سازی با وزن 0.104، در دسترس بودن نرم افزارهای تحلیلی با وزن 0.07 در رتبه های بعدی قرار داشتند.
.
نتیجه گیری: فرایند تحلیل سلسله مراتبی به عنوان روشی کارآمد در اولویت بندی گزینه ها با توجه به هدف و معیارهای مورد مطالعه کاربردی بوده و در فرایند کمک به کارشناسان در خصوص تصمیم گیری به عنوان روش علمی نقش به سزایی ایفا می نماید. نتایج این پژوهش نشان داد که روش Tripod Beta (با وزن 563/0) از نظر معیار های منتخب، برتر از روش MORT (با وزن 437/0) می باشد.
فریده گلبابایی، لیلا حیدری، ساناز غازی، کریم جباری،
دوره 4، شماره 4 - ( 10-1393 )
چکیده
مقدمه: پیشگیری از بروز حوادث و بیماری های ناشی از کار در راستای توسعه پایدار و افزایش بهرهوری بدون در نظرگرفتن ایمنی کارکنان، مشتریان، پیمانکاران ودیگر افراد امکان پذیر نیست. از این رو ارزیابی وضعیت مدیریت ایمنی در صنایع یکی از فعالیتهایی است که میتواند منجر به کاهش این خسارات شود. مطالعه حاضر به ارزیابی وضعیت مدیریت ایمنی در یک شرکت تولیدی لوازم خانگی پرداخته شده است.
.
روش کار: این مطالعه در یک شرکت تولیدی لوازم خانگی واقع در شهرک صنعتی دماوند انجام گردید.ابتدا بر اساس مطالعات کتابخانه ای دو پرسشنامه وزن دهی و امتیازدهی طراحی شد که پرسشنامه شماره یک مشتمل بر چهار شاخص ایمنی ماشین آلات، ایمنی برق، شناسایی خطرات و ارزیابی خطر و ایمنی حریق و پرسشنامه شماره دو مشتمل بر یازده زیر شاخص طراحی شد. هر دو پرسشنامه توسط 30 نفر از متخصصان HSE و سرپرستان واحدهای مربوطه تکمیل گردید. اعتبار پرسشنامه ها به روش ضریب آلفای کرونباخ تایید گردید.با استفاده از اطلاعات پرسشنامه ها وضعیت ایمنی در هریک از واحدهای شرکت تعیین و نمره دهی شد و در نهایت وضعیت ایمنی در کل شرکت استخراج گردید.
.
یافته ها: نتایج بهدست آمده حاکی از آن است که واحد پرسکاری با کسب نمره 66.66 و واحد انبار با کسب نمره 60.12 جزء رده خوب از نظر مدیریت ایمنی می باشند. واحدهای رنگ پودری با کسب نمره 56.25 ، لعابکاری با کسب نمره 55.92 ،آزمایشگاه با کسب نمره 54.15 در رده متوسط و واحدهای مونتاژ با کسب نمره 46.06 و درب سازی با کسب نمره 46.06 جزء رده ضعیف از نظر مدیریت ایمنی میباشند.
.
نتیجه گیری: نتایج ارزیابی نشان داد وضعیت مدیریت ایمنی در شرکت مورد نظر با کسب امتیاز 55.45 در سطح متوسطی میباشد. لذا انجام اقدامات اصلاحی در مورد شاخصهایی که حداقل امتیاز را کسب کردهاند ضروری است.
مریم مصطفایی ، پروین نصیری، محمد حسن بهزادی،
دوره 5، شماره 2 - ( 4-1394 )
چکیده
مقدمه: بر اساس پژوهش های انجام شده، کار کردن در فرودگاه از مشاغل پر صدا در دنیا است و کارکنان فرودگاه در معرض ابتلا به کاهش شنوایی می باشند. پژوهش حاضر به ارزیابی تراز فشارصوت در إپرون (پارکینگ هواپیما) های مجاور اداره ایمنی زمینی در فرودگاه مهرآباد تهران و وضعیت شنوایی کارکنان اداره ایمنی زمینی پرداخته است.
.
روش کار: به منظور ارزیابی میزان مواجهه شغلی کارکنان اداره ایمنی زمینی فرودگاه مهرآباد با صدا، اندازه گیری صدا در اپرونهای مورد نظر بوسیله دستگاه صداسنج و آنالیزور انجام پذیرفت. ایستگاههای اندازه گیری در فواصل معین نسبت به منبع صدا در داخل و خارج از محیط کار این افراد در نظر گرفته شد و پارامتر های تراز فشار صوت و تراز معادل صوت در روز و شب اندازه گیری گردید و میانگین آن با استاندارد وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی مقایسه گردید. سپس با مراجعه به درمانگاه شهید کلانتری، تست های شنوایی سنجی کارکنان این اداره بررسی شده و افرادی که از نظر سنی، سابقه بیماری، سلامت شنوایی، عدم اشتغال به مشاغل پر صدا در سال های قبل از ورود به فرودگاه شرایط مورد نظر را دارا بودند و همچنین دارای سابقه کار در اداره ایمنی زمینی به مدت حداقل 3 سال بوده اند، به عنوان نمونه مورد مطالعه انتخاب شدند. اطلاعات ادیومتری یکساله این افراد از پرونده های پزشکی استخراج گردید. سپس پرسش نامه تهیه شده به منظور سنجش کیفیت مواجهه صوتی افراد که روایی آن مورد تأیید قرار گرفته شد، در میان افراد نمونه مورد مطالعه توزیع گردید. این پرسش نامه بر مبنای سه معیار کلی سنجش کیفیت دانش افراد از آلودگی صدا رضایت شغلی افراد، مواجهه افراد با منبع صدا تهیه شده و هدف از تهیه این پرسش نامه، یافتن ارتباط (همبستگی) میان این معیارها در نمونه مورد مطالعه بوده است.
.
یافته ها: تراز معادل صوت اندازه گیری شده برای مواجهه صوتی 8 ساعته افراد مورد مطالعه برابر با dBA94 بوده است و تناسبی میان اکتاو باند صدای هواپیما و ادیومتری افراد دیده نشد. تحلیل های پرسش نامه نشان داد که افرادی که آگاهی بیشتری از آلودگی صدا داشتند، بیشتر از وسایل محافظت شنوایی استفاده می کردند و نیز با افزایش استفاده از گوشی های محافظ شنوایی، میزان افت شنوایی در میان افراد کاهش یافت( (P<0.05. همچنین با افزایش مواجهه با صدا، رضایت شغلی این افراد کاهش یافت ( (P<0.05. همبستگی معنی داری میان افزایش استفاده از گوشی های محافظ شنوایی و کاهش ابتلا به افت شنوایی شغلی بدست آمد(P<0.1). پایایی این پرسش نامه 3/72% بوده است. همچنین از میان افراد نمونه 4/51% دارای افت شنوایی شغلی بودند.
.
نتیجه گیری: مواجهه کارکنان اداره ایمنی زمینی فرودگاه مهرآباد با آلودگی صدای ناشی از عملیات پروازی، بیشتر از حد مجاز مواجهه شغلی می باشد. این مطلب ضرورت استفاده افراد از گوشی های محافظ شنوایی و ارائه و اجرای برنامه های کاهش آلودگی صدای فرودگاه را بیش از پیش متذکر می کند.
سیداحسان سمائی، آرام تیرگر، نرگس خانجانی، مریم مصطفایی، مجید باقریحسینآبادی، محمد امراللهی،
دوره 5، شماره 4 - ( 9-1394 )
چکیده
مقدمه: کارکنان اداری با توجه به ماهیت کاری خود، شیوع بالایی از اختلالات اسکلتی- عضلانی را گزارش میکنند. این مطالعه با هدف ارزیابی فراوانی اختلالات اسکلتی- عضلانی در گروهی از کارکنان اداری و مشخص نمودن عوامل خطر ارگونومی در بروز این اختلالات انجام شده است.
مواد و روشها: مطالعه حاضر یک مطالعه نوع مقطعی است که بر روی 174 نفر از کارکنان بخش اداری در شهر کرمان انجام پذیرفت. ابزار گردآوری دادهها شامل فرم جمع آوری اطلاعات جمعیت شناختی و سازمانی، پرسشنامه عمومی تعیین اختلالات اسکلتی- عضلانی نوردیک و روش ارزیابی سریع تنش اداری (روساROSA ) بود. تحلیل اطلاعات با استفاده از نرم افزار SPSS16 و به کمک آمارههای توصیفی و آزمون آماری رگرسیون لجستیک و مجذور کای انجام شد.
یافتهها: شیوع علایم اختلالات اسکلتی- عضلانی در 12 ماه گذشته 4/60 درصد گزارش شد. همچنین رابطه معنیداری بین سابقه کاری و مدت زمان استفاده از رایانه در طول روز با اختلالات اسکلتی- عضلانی دیده شد (p<0.05)، به طوری که با افزایش یک واحد سابقهکار (سال) و مدت زمان استفاده از رایانه (ساعت در روز)، شانس بروز اختلالات اسکلتی- عضلانی به ترتیب 2/17 درصد و 8/15 درصد افزایش یافت. براساس آزمون آماری T-Test، رابطه معنی داری بین بروز اختلالات اسکلتی- عضلانی و روش روسا بهدست آمد (p<0.05).
نتیجه گیری: براساس نتایج حاصل، روش ارزیابی ROSA ابزاری کارآمد در طبقه بندی سطح ریسک و شناسایی عوامل تاثیرگذار در بروز اختلالات اسکلتی- عضلانی در کارکنان اداری میباشد. برای کاهش شیوع اختلالات اسکلتی- عضلانی در گروه مورد مطالعه (کارکنان اداری)، میتوان به انجام اقدامات اصلاحی در ایستگاههای کاری پرخطر (سطح دوم شناسایی شده توسط روش ROSA)، کاهش مدتزمان استفاده از رایانه در طول روز و انجام فعالیتهای ورزشی منظم اشاره کرد.
مهدی رشیدی، مصطفی صفاری، حمید شیرخانلو، محمد رضا عوادی،
دوره 5، شماره 4 - ( 9-1394 )
چکیده
مقدمه: آثار سرطان زایی تابش اشعه ایکس طی سالیان اخیر اثبات گردیده است. امروزه از سرب در وسایل زیادی مثل روپوشهای سربی، محافظ تیرویید و دستکشهای سربی برای محافظت بدن در برابر اشعه ایکس استفاده میشود. اما وسایل محافظت فردی اشعه ایکس حاوی سرب معایب مختلفی مثل سمیت ، سنگینی و عدم انعطافپذیری دارد. امروزه از روشهای جدیدتری همچون کاربرد فرآوردههای پوستی نیمه جامد محافظ (کرم، پماد) استفاده میشود. در این مطالعه امکان سنجی استفاده از کرم حاوی نانو ذرات اکسید بیسموت به عنوان جاذب اشعه ایکس بررسی گردید.
روش کار: ساخت نانو ذرات اکسید بیسموت (Bi2O3) و سپس فرموله کردن آن در قالب پماد بررسی شد. نانوذرات اکسیدبیسموت با روش جدیدی با واسطه سوربیتول سنتز و در کنار اکسپیانهای متناسب فرموله گردید. کرم نهایی از 70 درصد نانوذره اکسید بیسموت و 30 درصد مواد جانبی تشکیل شده است. در این مطالعه، از دستگاه اشعه ایکس و دوریمتر برای بررسی جذب اشعه ایکس در ضخامتهای مختلف پماد نانوذرات اکسید بیسموت استفاده گردید.
یافتهها: با آزمون دزیمتری نیز اثر محافظ اشعه پماد حاوی نانوذرات بیسموت اکسید به میزان معنی داری (0.05 > P) بهتر از گروه کنترل و ورقه معادل سربی ارزیابی گردید. تستهای دوزیمتری نشان داد که پماد وکرم نانوذرات بیسموت اکسید 56 درصد اشعه را جذب مینماید ولی در سرب 41 درصد است.لبه جذبکا (k) اشعه برای بیسموت بیشتر از سایر فلزات بوده و نانو ذرات آن سطح جذب بیشتری نسبت به حجم (S/V) دارند.
نتیجه گیری: نانوذرات اکسید بیسموت بهدلیل عدد اتمی بالای بیسموت جذب اشعه ایکس را با کارایی بالاتری نسبت به سرب انجام میدهد و سمیت کمتری دارد. کرم و پماد پوستی نانو ذرات اکسید بیسموت میتواند به عنوان جاذب اشعه ایکس برای مشاغل مختلف مانند پزشکان، دندانپرشکان، کارکنان اتاق عمل وکارشناسان رادیولوژی استفاده شود و باعث افرایش سلامت وایمنی کارکنان میگردد.
پریسا حیرانی، علی بقایی،
دوره 6، شماره 1 - ( 1-1395 )
چکیده
مقدمه: امروزه 60% از منابع انرژی در دنیا را نفت و گاز تشکیل میدهد. حمل و نقل نفت خام و محصولات آن به روشهای مختلفی انجام میشود که از این میان بیش ترین سهم انتقال، بر عهده لولههای انتقال میباشد. با توجه به گستردگی خطوط در مناطق مختلف تاسیساتی و یا حتی مسکونی و همچنین پتانسیل بالای آسیب پذیری، ایمنی خطوط لوله و رعایت اصول مدیریت ریسک آن از اهمیت ویژهای برخوردار است. یکی از روشهای تعیین سطح ایمنی، ارزیابی ریسک به روش Bow-tie است. روش Bow-tie یک روش کیفی نیمه کمیاست که دادههای آن از طریق نظرسنجی از متخصصین اجراء میشود.
روش کار: در این تحقیق از روش Bow-tie در تلفیق با منطق فازی با بهکارگیری روش مقیاسی لیکرت جهت کمیسازی دادههای کیفی(زبانی) به منظور کاهش عدم قطعیت ارزیابی ریسک خطوط لوله شماره 10 گاز آماک و 12 نفت بنگستان استفاده شد، به طوری که ابتداء عوامل تأثیرگذار بر ایمنی خطوط انتقال از طریق تهیه چک لیست مشخص گردید و سپس با استفاده از روش ذکر شده اقدام به ارزیابی ریسک خطوط لوله مورد مطالعه شد.
نتیجهگیری: یافتههای تحقیق نشان داد که عوامل آسیب شخص ثالث ، نقص اولیه در مواد و ساخت خط لوله با احتمال شکست 0484/0 دارای بالاترین درصد اهمیت ( معادل 32/12 %) در تخریب خط لولههای انتقال گاز و نفت میباشند. افزون بر این، اثرات سمیو آسیب محیط زیست با احتمال رخداد 00327/0 ، از بارزترین پیامدهای ناشی از نشت نفت و گاز از خطوط لولههای انتقال بر اساس روش درخت پیامد هستند. براین اساس و با لحاظ مهمترین عوامل موثر شناسایی شده در تخریب خطوط انتقال گاز و نفت و اصلیترین پیامد ناشی از آنها، اقدام به ارایه دستورالعمل بهینه کاهش پیامدهای بالقوه و کنترل آنها با تأکید بر حذف علل احتمالی آنها شده است.
محمد کمائی، سید شمس الدین علیزاده، عبدالرحمن کشوری، زینب خیرخواه، پریسا مشعشعی،
دوره 6، شماره 2 - ( 3-1395 )
چکیده
مقدمه: فعالیتهای صنعتی، بخشی از تلاش انسان برای رسیدن به رفاه و آسایش بیشتر است، اما در این فعالیت ها مخاطرات مربوط به آن ها نیز در حال گسترش میباشد. شناسایی دقیق خطرات در صنایع نفت و گاز و ارزیابی و مدیریت ریسک با هدف کاهش شدت و تکرار حوادث پیش از وقوع آن ها و به حداقل رساندن صدمه به انسان و اموال از اهمیت ویژه ای برخوردار میباشد. هدف از این مطالعه بررسی مخزن کروی گاز نفتی مایع شده تحت فشار در ناحیه مخازن یک پالایشگاه و ارزیابی ریسک پدیده توسعه بخارات مایع در حال جوش میباشد.
روش کار: در این مطالعه ارزیابی ریسک پدیده توسعه بخارات مایع در حال جوش (BLEVE) با روش Bowtie و نیز بررسی پیامد ناشی از موج انفجار پدیده BLEVE، انجام و مقدار موج انفجار حاصل از این پدیده و تأثیرات آن بر روی تجهیزات و ادوات کناری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. برای این منظور از نرم افزار PHAST نسخه 54/6 جهت مدل سازی پدیده BLEVE استفاده شده است.
یافته ها: در این ارزیابی به طور کلی پنج علت و دو پیامد جهت ایجاد پدیده BLEVE شناسایی شدند. اقدامات کنترلی جهت پیشگیری از ایجاد پدیده BLEVE به طور کلی 43 مورد و اقدامات کنترلی جهت کاهش پیامد و اثرات 31 مورد تعیین شدند. طبق تجزیه و تحلیل به عمل آمده مشخص شد که موج انفجار ناشی از مخزن کروی LPG، میتواند مخازن کناری LPG را دچار انفجار کرده که این امر سبب زنجیره ای شدن انفجارات خواهد شد.
نتیجه گیری: با استفاده از نتایج حاصل از مدل سازی و ارزیابی ریسک میتوان به درستی علل ایجاد و آسیب پدیده BLEVE برای انسان و تجهیزات مجاور را مشخص و بر اساس آنها اقدامات کنترلی پیشگیرانه را اجرا و با طراحی و جانمایی مناسب، حریم ایمنی محل اسکان کارکنان، تجهیزات و ادوات مجاور را تعیین نمود.
مریم دهقانی پور، منوچهر امیدواری، فریده گلبابایی،
دوره 6، شماره 4 - ( 9-1395 )
چکیده
مقدمه: استرس گرمایی درصنایع ریختهگری و دایکاست و راهسازی یکی ازمخاطرات زیان آور درمحیط کارمی باشد که نه تنها باعث بیماری های ناشی ازکار میگردد بلکه ازنظرعملکرد وایمنی کارگران نیز مهم است. ازآنجایی که شاخصهایی که برای ارزیابی استرس گرمایی مورد استفاده میگیرند بسیار زیاد هستند انتخاب یک شاخص مناسب سخت است.هدف ازانجام این مطالعه تعیین شاخص بهینه استرس حرارتی درصنعت ریختهگری ذوب فلزات و دایکاست و راهسازی به روش FAHP و Topsis میباشد.
روش کار: جهت تعیین شاخص بهینه استرس حرارتی در صنعت ریختهگری، ذوب فلزات و دایکاست ، ابتدا معیارها که شامل دقت اندازه گیری و راحتی اندازهگیری، جامعیت ، زمان، هزینه، معیار همبستگی میباشد توسط خبرگان تعریف شده و سپس بر اساس این معیارها بهترین شاخص استرس حرارتی طبق نظرات گروهی صاحب نظران و با استفاده از روش سلسله مراتبی فازی FAHP و Topsis تعیین شدند.
یافته ها: نتایج حاصل از این بررسی نشان میدهد که با توجه به معیارها و شرایط موجود شاخص WBGT، P4 SR در سه صنعت ریختهگری، دایکاست و راهسازی به ترتیب رتبه اول و دوم را بهخود اختصاص دادند.
نتیجه گیری: این تحقیق نشان میدهد که شاخص WBGT با توجه به معیارهای جامعیت، دقت، هزینه، همبستگی با استرینها ، راحتی و زمان بهترین شاخص ارزیابی استرس حرارتی در سه صنایع ریختهگری، دایکاست و راهسازی و مهمترین علت قرارگیری شاخص HSI در رتبههای آخر پیچیدگی و هزینه بر بودن محاسبات آن میباشد.
فرانک مساکینی، فاطمه نوربخش، سحر هنرمند جهرمی،
دوره 7، شماره 4 - ( 9-1396 )
چکیده
مقدمه: عفونت های بیمارستانی به عنوان یکی از مهم ترین عوامل خطر در بخش های مراقبت بهداشتی شناخته می شوند و بهداشت دست به ویژه در گروه پرستاری اولین گام در کنترل این عفونت ها می باشد. این مطالعه با هدف مقایسه اثر شستن دست به روش معمولی با مواد ضد عفونی کننده بدون آب درآلودگی میکروبی دست پرستاران بیمارستانی انجام شده است.
روش کار: از دست 30 نفراز پرستاران دربخش های داخلی، جراحی، اطفال، اوژانس، CCU، ICU و قلب در4 مرحله قبل و بعد از شست و شو با صابون و قبل و بعد از شست و شو با مایع hand rub نمونه گیری به عمل آمده و نمونه ها در محیط بلاد آگار و ائوزین متیلن بلو کشت و سپس با رنگ آمیزی گرم، تست کاتالاز، مانیتول سالت آگار و کواگولاز تشخیص داده شدند.
یافته ها: نتیجه مطالعه نشان داد از 30 نمونه کشت دست در محیط EMB ،تمام نمونه ها فاقد رشد و در محیط بلادآگار، تمام نمونه ها قبل از شست و شو با صابون و نیز مایع با بنیان الکلی بدون آب hand rub دارای کشت مثبت استافیلوکوک بوده و بیش ترین اثربخشی پس ازاستفاده از مایع الکلی hand rub می باشد. هم چنین کشت نمونه ها در محیط مانیتول وانجام تست کواگولاز بیان گر رشد (80%) استافیلوکوک (کوآگولاز منفی) و (20%) استافیلوکوک اورئوس (کواگولازمثبت) بودند.
نتیجه گیری: در مطالعه حاضر، شست و شو با صابون تاثیری در میکروب زدایی کف دست کارکنان نداشته است اما ضدعفونی با مایع الکل hand rub، ارتباط معنی داری را در کاهش بار میکروبی کشت دست کارکنان نشان می دهد که بیان گر این است مایع الکل از مایع صابون در کاهش آلودگی موثرتر بوده است.
مهسا ماپار، محمد جواد جعفری، نبی اله منصوری، رضا ارجمندی، رضا عزیزی نژاد،
دوره 8، شماره 1 - ( 1-1397 )
چکیده
مقدمه: مسوولیت دست یابی به اهداف توسعه پایدار در بسیاری از کلانشهرهای دنیا و به تبع آن کلانشهر تهران به شهرداریها واگذار گردیده است. از آن جایی که هدف بیش تر فعالیتهای دوست دار محیطزیست در بعد شهرداریها حفاظت از سلامت جسمی و روانی شهروندان است، ارزیابی پایداری سلامت عمل کرد شهرداری به یکی از مباحث نوین توسعه پایدار کلانشهرها تبدیل شده است. لذا هدف از این مطالعه، طراحی ابزاری برای ارزیابی عمل کرد پایدار شهرداری تهران در حوزه فعالیتها و خدمات مرتبط با سلامت میباشد.
روش کار: در این پژوهش با تهیه ابزار مبتنی بر معیار، اقدام به استخراج و بومیسازی معیارهای مرتبط با حوزه پایداری سلامت به صورت مطالعه موردی در شهرداری تهران گردید. جهت تعیین لیست اولیه معیارهای مؤثر، در ابتدا راهنماها و استانداردهای مرتبط با حوزه پایداری سلامت مورد بررسی قرار گرفت که منجر به استخراج لیست اولیه معیارها گردید. سپس با به کارگیری روش دلفی دو مرحلهای و با همکاری گروه 12 نفره از خبرگان، اهمیت معیارهای استخراجی در طیف هفت مرحلهای لیکرت مورد سنجش قرار گرفت. معیار پذیرش، انحراف معیار کم تر از 1 و میانگین بیش تر از 70 درصد امتیاز کل در نظر گرفته شد.
یافته ها: یافتههای این پژوهش منجر به استخراج 11 گروه اصلی ارزیابی پایداری عمل کرد سلامت و 28 معیار زیر مجموعه گردید. معیارهای مربوط به گروههای «فضای سبز» و «پسماند» با اختلاف اندک به ترتیب جایگاه اول و دوم اهمیت را در حوزه پایداری سلامت به دست آوردند و معیارهای گروههای «برنامهریزی شهری»، «زندگی فعال و سالم» و «خدمات بهداشتی و سلامتی» نیز با اختلاف نزدیکی نسبت به یک دیگر در انتهای لیست قرار گرفتند.
نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که با توجه به اختلاف کم بین امتیاز گروههای اصلی انتخابی در عمل کرد پایداری سلامت شهری (کم تر از 1 نمره اختلاف امتیاز بین بالاترین و پایینترین گروه) و نیز کسب حد نصاب پذیرش توسط هر یک از 11 گروه سلامت توسط خبرگان، جهت دست یابی به توسعه پایدار شهری و ارتقاء سلامت شهروندان در آینده، توجه جدی به اقدامات مهندسی و مدیریتی در معیارهای زیرمجموعه هر 11 گروه انتخابی امری ضروری میباشد.