کاربران عمومی فقط به فهرست مقالات منتشر شده دسترسی دارند.
9 نتیجه برای موضوع مقاله:
عبداله اردشیر، رضا مکنون، محمد رکاب اسلامی، زینب جهانتاب،
دوره 3، شماره 1 - ( 2-1392 )
چکیده
مقدمه: با توجه به افزایش جمعیت و نیاز بیش از پیش افراد به سکونت در شهرها،شاهد رونق روزافزون بلندمرتبه سازی در ایران هستیم.از طرفی پروژه های ساخت به دلیل ماهیت مبهم و پیچیده، دارای ریسک های متعددی میباشند که یک گروه از ریسک ها، ریسک های بهداشتی می باشند.این ریسک ها یا اثرات کوتاه مدت دارند یا اثرات آنها پنهان بوده و در دراز مدت اثر منفی خود را بروز می دهند و مشکلات و بیماری های عدیده و حتی مرگ را برای افراد همراه دارند.
.
روش کار: این مقاله ریسک های بهداشتی در ساخت پروژههای بلند مرتبه را شناسایی، ارزیابی و رتبه بندی میکند. ریسک ها از طریق مصاحبه با افراد با سابقه در زمینه بلند مرتبه سازی و همچنین چک لیست های تخصصی ایمنی و بهداشت، شناسایی و با استفاده از نظر متخصصین ارزیابی شدند و برای کمی سازی با توجه به ماهیت مبهم ریسک ها و وجود عدم قطعیت، از محاسبات اعداد ذوزنقه ای فازی استفاده گردید. در نهایت پس از ارزیابی ریسک ها و وزندهی، درجه بحرانی بودن هر ریسک محاسبه و ریسک ها برای پاسخ رتبه بندی شدند.
.
یافته ها: پس از ارزیابی ها، فاکتور ریسک برای بیشتر ریسک ها بالای 5/0 بهدست آمد که نشان از اهمیت این ریسکها در پروژه های عمرانی دارد.همچنین نشان دهنده این مهم است که ریسک های بهداشتی باید قبل از شروع پروژه ارزیابی شوند و برای کاهش و یا حذف آنها اقدامات لازم صورت گیرد.
.
نتیجه گیری: در پروژه های بلند مرتبه سازی، مدیریت ریسکهای بهداشتی بسیار مهم است و این ریسکها بهصورت مستقیم و غیر مستقیم بر روی زمان، کیفیت و هزینه پروژه تاثیرات قابل توجهی می گذارند. بنابراین بررسی و کنترل ریسک های بهداشتی در مرحله طراحی و اجرا لازم و ضروری است. بسیاری از این ریسک ها، با استفاده از وسایل حفاظت فردی قابل پیشگیری و کنترل هستند و این نشان دهنده اهمیت بسیار زیاد این وسایل می باشد که در این میان نقش فرهنگ سازی و آموزش به افراد درگیر در پروژه و لزوم استفاده از وسایل حفاظت فردی بسیار مهم و ضروری است.
عبداله اردشیر، رضا مکنون، محمد رکاب اسلامی زاده، زینب جهانتاب،
دوره 5، شماره 2 - ( 4-1394 )
چکیده
مقدمه: پروژه های بلند مرتبه سازی به دلیل افزایش جمعیت، توسعه شهرها و همچنین مهاجرت افراد به شهرهای بزرگ روز به روز رو به افزایش هستند و بهدلیل اینکه این پروژه های عمرانی در درون شهرها واقع اند و در تماس مستقیم با مردم شهر میباشند، از لحاظ خطرهای HSE از اهمیت ویژهای نسبت به سایر پروژههای عمرانی برخوردارند. از طرفی در اکثر حوادث و رویدادها، سازمآنها نسبت به هزینه واقعی آن بینش کافی ندارند.بنابراین شناسایی و ارزیابی و مدیریت خطرهای HSE بسیار ضروری ومهم است.
.
روش کار: در این مقاله خطرهای HSE در ساخت پروژه های بلند مرتبه که بر سلامت افراد و محیط زیست اثر منفی دارند،شناسایی، ارزیابی و رتبهبندی شدند. خطرها از طریق چک لیست و مصاحبه با افراد با سابقه در زمینه بلند مرتبه سازی شناسایی و ارزیابی شده و برای کمی سازی با توجه به ماهیت مبهم خطرها و وجود عدم قطعیت از ترکیب اعداد فازی و روش تحلیلی سلسله مراتبی AHP استفاده گردید. در نهایت پس از ارزیابی، خطرها برای پاسخ رتبهبندی میشدند.
.
یافته ها: با استفاده از روش AHP وزن 346/0 برای بهداشت، 3/0 برای ایمنی و 354/0 برای محیط زیست بهدست آمد. از این اعداد میتوان به این نتیجه رسید که در سلامت افراد در مجموعه کارگاه و بیرون از آن، خطرهای محیط زیستی و بهداشتی از خطرهای ایمنی مهمتر هستند.
.
نتیجه گیری: نتایجی که از این تحقیق بهدست آمد نشان داد که خطرهای HSE بسیار بحرانی هستند و باید در پروژههای عمرانی قبل از شروع پروژه برای کنترل آنها اقداماتی انجام شود. همچنین نتایج دیگر نشان داد که بسیاری از خطرهای HSE به دلیل نبودن فرهنگ درست HSE در سازمان و در پروژه میباشد که میتوان با فرهنگ سازی درست بسیاری از خطرهای HSE را کاهش داد.
حسین زهدی راد، تقی عبادی، سعید گیوه چی،
دوره 6، شماره 1 - ( 1-1395 )
چکیده
مقدمه: بروز نشتی از تجهیزات فرآیندی و ورود سیالات قابل اشتعال به محیط اطراف موجب بهوجود آمدن ابر گاز قابل اشتعال خواهد شد. برخورد این ابر گاز قابل اشتعال با منبع جرقه پیامد آتش ناگهانی و انفجار را به دنبال خواهد داشت. مفهوم کاهش احتمال تلاقی میان این ابرگاز قابل اشتعال و منابع جرقه بالقوه به عنوان طبقه بندی مناطق خطرناک شناخته میشود. استانداردهای فراوانی به ارایه روشهایی بهمنظور طبقه بندی مناطق خطرناک پرداخته اند که اغلب آنها با مشکلاتی در تعیین دقیق نواحی خطرناک ناشی از نشتی های بالقوه بهدلیل انعطافپذیری کم در مقابل تغییرات شرایط فرآیندی و جا نمایی تجهیزات و نیز درنظرنگرفتن اثرات تجمعی منابع رهایش و شرایط آب و هوایی روبرو هستند. بنابراین هدف ازاین مطالعه بهین هسازی محاسبه محدوده خطر ناشی از نشتی های بالقوه است.
روش کار: دراین مقاله به بهینه سازی طبقه بندی مناطق خطرناک بارویکرد مبتنی بر ریسک بهوسیله پارامترهای تعداد منابع رهایش تاثیرگذار درهر مکان و احتمالات شرایط آبوهوایی پرداخته شده است. عامل تعیینکننده محدوده منطقه خطر دراین روش احتمال جرقه قابل قبول برای هر مکان خاص داخل منطقه خطرناک است که این احتمال توسط انجام یک ارزیابی کمی ریسک بهوسیله نرمافزار PHAST RISK ورژن 7/6 برروی واحد تقویتفشار پالایشگاه گازی بهعنوان مطالعه موردی محاسبه شده است.
یافته ها: نتایج حاصل ازاین روش وابستگی کامل محدوده منطقه خطر به اثرات تجمعی رهایش های بالقوه و جهت باد غالب را نشان داد و مشخص کرد که روش بهینه ارایه شده توانسته احتمالات جهات باد و آثار تجمعی نشتی های بالقوه را وارد محاسبات طبقه بندی مناطق خطرناک مبتنی بر ریسک کند.
نتیجه گیری: مقایسه نتایج بهدست آمده با روش های گذشته مشخص کرد که این روش دارای برتری هایی همچون در نظرگرفتن تمام منابع نشتی و آثار تجمعی و درنظرگرفتن احتمالات جهات باد در تعیین محدوده ناحیه 2 است که طبقهبندی مناطق خطرناک را بسیار دقیق و انعطاف پذیر میکند.
مهران امیری، مهدی مهاجری،
دوره 7، شماره 2 - ( 3-1396 )
چکیده
مقدمه: ایمنی در کارگاه های ساختمانی نهتنها نیازمند اجرای قوانین و دستورالعمل های اجرایی است، بلکه نیازمند وجود فرهنگ ایمنی در کلیه افراد شاغل در کارگاه ها می باشد. فرهنگ ایمنی عاملی است که بهموجب آن تمامی کارکنان، متعهد می شوند تا سهم مثبتی در ایمنی خود و همکارانشان داشته باشند. ازاینرو هدف از این مطالعه، شناسایی عوامل فرهنگ ایمنی و رتبهبندی مشاغل در کارگاه ها ازنظر فرهنگ ایمنی بهمنظور فراهم آوردن زمینه بهبود وضعیت ایمنی و ارتقای فرهنگ ایمنی در پروژه های بلندمرتبهسازی است.
روش کار: در این مطالعه توصیفی- تحلیلی، ابتدا معیارهای فرهنگ ایمنی در پروژه های ساختمانی از طریق مطالعه ادبیات موضوع شناسایی شد. سپس 8 معیار فرهنگ ایمنی با استفاده از روش تحلیل سلسله مراتبی فازی وزن دهی و درنهایت با استفاده از روش تاپسیس فازی، ده شغل مختلف کارگاه های بلندمرتبهسازی ازنقطهنظر فرهنگ ایمنی، رتبهبندی گردیدند.
یافته ها: نتایج رتبهبندی معیارها نشان داد که مهمترین معیارها، نگرش ایمنی، نظارت بر ایمنی، سیاست سازمان و آموزش ایمنی میباشند. همچنین در پروژه های بلندمرتبهسازی، مشاغل سرپرست کارگاه و ناظر، بالاترین فرهنگ ایمنی را به خود اختصاص داده و کارگران ساده از این نظر در پایینترین سطح قرار دارند.
نتیجه گیری: در این مطالعه، پس از ارزیابی فرهنگ ایمنی مشاغل مختلف ساختمانی با روش ترکیبی
FTOPSIS-FAHP، نتایج با تحقیقات قبلی مقایسه شد و مشخص گردید که یافتهها با نتایج پژوهشهای پیشین همخوانی قابلقبولی دارد. از سوی دیگر پایین بودن فرهنگ ایمنی کارگران ساده ساختمانی در بین مشاغل، نشانگر ضعف در آموزش و نگرش ایمنی است. لذا بهمنظور ایجاد یک فرهنگ ایمنی مثبت در کارگران، باید روی عواملی ازجمله نظارت بیشتر و آموزش ایمنی سرمایهگذاری نمود.
مرتضی چراغی، بابک امیدوار، علی اکبر اسلامی بلده، حمیدرضا جعفری، علی محمد یونسی،
دوره 8، شماره 3 - ( 6-1397 )
چکیده
مقدمه: ارزیابی ریسک از اصلی ترین ابزارها در مدیریت ایمنی شناخته می شود که با ایجاد بستر اطلاعاتی مناسب، مدیران ایمنی را در انتخاب بهتر اقدامات اصلاحی یاری می نماید. هدف از این مطالعه انتخاب اقدامات اصلاحی بهینه از بین اقدامات پیشنهادی توسط کارشناسان با توجه به در نظر گرفتن الزامات استانداردها و هم چنین محدودیت هایی از جمله هزینه بر اساس مدلسازی ریاضی می باشد.
روش کار: در این مطالعه مدلی برای انتخاب بهینه اقدامات اصلاحی ارایه شده است که بر طبق آن اقدامات اصلاحی بر اساس اهداف (افزایش میزان کاهش ریسک) و محدودیت های موجود از جمله هزینه و سطح ریسک قابل قبول سازمان انتخاب می گردد. با توجه به گستردگی تعداد جوابهای مساله و استفاده متغیرهای دودویی در مساله، برای حل مساله از الگوریتم ژنتیک استفاده شد.
یافته ها: برای نشان دادن توان مندی این روش در یک صنعت تولید برق تعداد 40 خطر شناسایی شده و مقدار ریسک آن ها تخمین زده شد، سپس برای هر کدام از آن خطرات، اقدامات اصلاحی ممکن تعیین گردید. با استفاده از مدل پیشنهادی، اقدامات اصلاحی به صورت بهینه انتخاب گردید که با کم ترین هزینه ممکن کلیه ریسک ها به زیر سطح ریسک قابل قبول سازمان تقلیل یافتند.
نتیجه گیری: در این مطالعه نشان داده شد که انتخاب اقدامات اصلاحی با استفاده از مدل سازی ریاضی انتخابی مناسب، با دقت بالا در کم ترین زمان حاصل می گردد. این روش به عنوان روشی جایگزین روش های کیفی و مبتنی بر نظر کارشناسان پیشنهاد می گردد.
مهران امیری، عبداله اردشیر، علی عباسی،
دوره 8، شماره 4 - ( 10-1397 )
چکیده
مقدمه: ایمنی در محل کار یک موضوع مهم بوده و عدم استفاده از روشهای مؤثر و کارآمد مدیریت ایمنی بر مبنای مطالعات علمی، همواره هزینه های بالایی را به صنعت ساختوساز تحمیل می کند. با ارزیابی ریشه ای حوادث و تعیین عوامل اولیه تأثیرگذار در وقوع حوادث، می توان با صرف حداقل زمان و هزینه از رخداد حوادث جلوگیری نمود.
روش کار: در ابتدا حوادث عمده در پروژه های راهسازی با انجام مصاحبه و مطالعه ادبیات موضوع، شناسایی شد. سپس، درخت خطای مربوط به هر یک از این ریسکهای اصلی ترسیم گردید. در مرحله بعد، پرسش نامهای بهمنظور محاسبه احتمال وقوع و شدت اثر هر نوع حادثه تهیه و توزیع شد. با توجه به وجود عدم قطعیت در واژههای زبانی، از منطق فازی در محاسبات بهره گرفته شد. جهت محاسبه احتمال وقوع، از تحلیل درخت خطای فازی استفاده شد و بهمنظور تعیین شدت اثر هر نوع حادثه، درجه اهمیت هر معیار با استفاده از فرآیند تحلیل سلسله مراتبی فازی تعیین گردید. درنهایت ریسک فاکتور برای هر نوع حادثه محاسبه و ریسکها رتبهبندی شدند.
یافته ها: در بین یازده نوع حادثه موردبررسی، حوادث مربوط به سنگ شکن و کارخانه آسفالت، حوادث ترافیکی، گرمازدگی و عدم رعایت بهداشت و تصادف افراد با ماشینآلات بهعنوان مهمترین ریسکها شناسایی شدند.
نتیجه گیری: با استفاده از نتایج حاصل از این تحقیق می توان با اعمال روشهای مؤثر مدیریت ایمنی، نسبت به کاهش احتمال وقوع عوامل ریشهای حوادث و درنتیجه تعدیل ریسک آنها اقدام نمود.
هدایت نوری، مرتضی چراغی، علی اکبر اسلامی بلده،
دوره 9، شماره 3 - ( 6-1398 )
چکیده
مقدمه: ارزیابی ریسک های محیط زیستی در صنایع نفت و گاز برای پیش گیری از آسیب های جبران ناپذیر به محیط زیست بسیار ضروری می باشد. اولویت بندی ریسک های محیط زیستی با استفاده از روش های کلاسیک، نتایجی با قابلیت اعتماد بالا را به دست نمی آورند. لذا این مطالعه با هدف به حداقل رساندن محدودیت های روش های کلاسیک، با استفاده از رویکرد فازی و تصمیم گیری چند شاخصه در یک منطقه بهره برداری نفت و گاز انجام گرفت.
روش کار: پس از تشکیل تیم مطالعه در یک منطقه بهره برداری نفت و گاز، برای مقایسه اهمیت عوامل ریسک (احتمال وقوع، شدت اثر و قابلیت کشف) و هم چنین برای تعیین مقدار هر یک از این عوامل برای هر کدام از جنبه های زیست محیطی شناسایی شده، نظر کارشناسان به صورت کیفی با استفاده از متغیرهای زبانی، جمع آوری گردید. سپس برای تعیین وزن نسبی عوامل ریسک از AHP گروهی در محیط فازی استفاده شد. ریسک فازی جنبه ها، با استفاده از مدل خطی و جمع وزنی، تخمین زده شد و در نهایت برای تعیین اولویت ریسک های فازی محیط زیستی محاسبه شده، از روشی بر پایه رتبه بندی مرکز ثقل استفاده گردید.
یافته ها: در این مطالعه در بین عوامل ریسک (احتمال وقوع، شدت اثر و قابلیت کشف)، عامل شدت اثر به دلیل دارا بودن بالاترین وزن نسبی، بیش ترین اهمیت را در محاسبه ریسک داشت. تولید فاضلاب خانگی به علت عدم وجود سیستم دفع فاضلاب مناسب، بالاترین اولویت و جنبه محیط زیستی ریخت و پاش اسید به خاطر فعالیت شست شوی چیلر رتبه دوم اولویت بندی را در بین جنبه های محیط زیستی شناسایی شده به خود اختصاص داد.
نتیجه گیری: نتایج نشان داد اگر چه محاسبات روش پیشنهادی نسبت به روش های کلاسیک به زمان بیش تری نیاز دارد اما با توجه به حداقل رساندن محدودیت های روش های کلاسیک از جمله حساسیت به خطاهای کوچک قضاوت، یکسان شدن شاخص ریسک گروهی از جنبه ها و در نظر نگرفتن عدم قطعیت در نظر کارشناسان، این روش می تواند جایگزین مناسبی برای روش های کلاسیک ارزیابی ریسک باشد به گونه ای که قادر است رتبه واقعی تر ریسک ها را تعیین کند. شایان ذکر است این روش، توان مندی های ذکر شده برای ارزیابی و اولویت بندی ریسک های ایمنی و بهداشت را نیز دارا می باشد.
مقداد کاظمی، صبا کلانتری، علیرضا عباسی، عباس رحیمی فروشانی، حسین مولوی، امیرحسین منتظمی، فریده گلبابایی،
دوره 13، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده
مقدمه: در سالهای اخیر ساخت مدیاهای تصفیهکننده هوا و بهویژه فیلترهای نانوالیافی با استفاده از مواد پلیمری و روش الکتروریسی در بحث کنترل آلودگی هوا بسیار موردتوجه قرار گرفته است. تولید مدیایی با کارایی بالا و افت فشار پایین موضوعی مهم در بحث فیلتراسیون هوا میباشد که مطالعات اخیر یافتههای خوبی را در این خصوص در بسترهای نانوالیافی ارائه کرده است. مطالعه حاضر با هدف امکانسنجی ساخت مدیایی از جنس پلیاتیلن ترفتالات (PET) الکتروریسی شده جهت ربایش ذرات زیرمیکرونی و میکرونی از جریان هوا انجام گرفته است.
روش کار: بهمنظور تعیین شرایط بهینه دستگاهی در ساخت مدیای PET، ابتدا طی یک مطالعه پایلوت درصدهای مختلف وزنی از محلول پلیمری PET در مخلوطی از تری فلورو استیک اسید (TFA) و دیکلرومتان (DCM) (70:30) تهیه و نیز پارامترهای مختلف دستگاهی الکتروریسی محلول (دو پمپ مدل ESDP30) موردبررسی و آنالیز قرار گرفت و تحت شرایط بهینه مذکور، فرآیند الکتروریسی انجام شد. بهمنظور بررسی خصوصیات سطحی و مورفولوژیک مدیاهای نانوالیافی تولیدشده در شرایط بهینه، از SEM و برای ارزیابی میزان افت فشار و کارایی به دام اندازی ذرات، از دستگاه تست کارایی و افت فشار ماسک و مدیا استفاده شد.
یافته ها: بر اساس یافتههای مطالعه، شرایط بهینه الکتروریسی محلول پلیمری PET در غلظت 20% وزنی به دست آمد. بر اساس نتایج، میانگین قطر نانوالیاف در مدیاهای تولیدی در شرایط بهینه، 163±600 نانومتر به دست آمد که دارای افت فشار 5.5±26.33 پاسکال، کارایی 1.67±97.42 درصد برای ذرات زیر میکرون و 0.21±99.85 درصد برای ذرات میکرونی و مقدار فاکتور کیفیت برابر با 0.1740 بود.
نتیجه گیری: مدیاهای تولیدشده، توانایی ربایش و حذف ذرات از جریان هوا را برای ذرات زیر میکرونی در گستره 99-96 درصد و برای ذرات میکرونی در گستره 100-99 درصد و میانگین افت فشار 5.5±26.33 پاسکال دارا هستند.
اعظم بیابانی، روح اله باقرزاده، صبا کلانتری، عباس رحیمی فروشانی، فریده گلبابایی،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1405 )
چکیده
مقدمه: فیلترهای هوا در بسیاری از موارد از بسترهای غیرقابل تجزیه زیستی ساخته میشوند که منجر به آلودگیهای محیطی گسترده میگردد. لذا استفاده از پلیمرهای زیستتخریبپذیر در توسعه بستر فیلتراسیون اهمیت ویژهای دارد. هدف مطالعه حاضر، تولید و ارزیابی بستر نانولیفی PDLLA برای ربایش ذرات معلق موجود در هوا بود.
روش کار: این پژوهش تجربی در آزمایشگاه بهداشت حرفهای دانشکده بهداشت دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد. شرایط بهینه الکتروریسی بستر نانولیفی PDLLA با مرور مقالات پیشین تعیین و سپس کارایی فیلتراسیون آن در حذف ذرات PM0.3، PM0.5، PM1 و PM3 بررسی شد. آزمونها در سه سرعت جریان هوا برابر با 1.67، 5.3 و 14.16 cm/s با استفاده از دستگاه FT200PS انجام گرفت. همچنین، جهت بررسی پایداری عملکرد در محیط مرطوب، نمونهها به مدت 30 دقیقه در شرایط رطوبت نسبی %75±5 و %55±5 قرار داده شدند. دادهها با آزمون آماری ANOVA Bonferroni تحلیل شدند.
یافته ها: شرایط بهینه الکتروریسی شامل غلظت 16%، ولتاژ 20 kV، نرخ تزریق 0.5 ml/h و فاصله سوزن تا جمعکننده 17 cm به دست آمد. نتایج نشان داد که کارایی فیلتراسیون برای ذرات PM0.5، PM1 و PM3 همواره بالاتر از 98% بود. برای ذرات PM0.3، کارایی در سرعت 1.67 cm/s بیش از 99% بود، اما با افزایش سرعت جریان تا 14.16 cm/s، این مقدار به حدود 96% کاهش یافت. فاکتور کیفیت برای PM1 و PM3 از 0.529 pa⁻¹ به 0.038 pa⁻¹ و برای PM0.3 از 0.22 pa⁻¹ به 0.011 pa⁻¹ کاهش نشان داد. همچنین، رطوبت اثر اندکی بر فیلتراسیون PM0.5 داشت، ولی در مورد PM0.3 کاهش کارایی مشهود بود.
نتیجه گیری: بستر نانولیفی PDLLA در شرایط بهینه توانست کارایی بسیار بالایی در فیلتراسیون ذرات ریز، بهویژه PM1 و PM3، نشان دهد. با این حال، افزایش سرعت جریان هوا موجب کاهش فاکتور کیفیت گردید و عملکرد بستر در مواجهه با ذرات بسیار ریز PM0.3 و رطوبت بالا محدودتر بود.