کاربران عمومی فقط به فهرست مقالات منتشر شده دسترسی دارند.
9 نتیجه برای موضوع مقاله:
عادل مظلومی، علی اکبر کیخامقدم، سید فرهاد طباطبایی، حمیدرضا مختاری نیا،
دوره 1، شماره 1 - ( 10-1390 )
چکیده
مقدمه: روشهای متعددی برای ارزیابی ارگونومیکی عوامل خطرکمردرد در محیط کار وجود دارد که شامل روشهای بیومکانیکی، فیزیولوژیکی و فیزیکی-روانی میباشند. مدل سازی دیجیتالی انسان(DHM) نیز ابزاری مبتنی بر کامپیوتر جهت ارزیابی ارگونومیکی بوده که دارای مزایایی همچون صرفه جویی در وقت و زمان در ارزیابی ها و نیز ارزیابی فعالانه راهکارهای ارگونومی در محیط دیجیتالی می باشد. این مطالعه با هدف ارزیابی علل کمردرد های شغلی با استفاده از مدل سازی دیجیتالی انسان و ارایه راهکارهای مناسب انجام گرفت.
روش کار: مطالعه حاضر بهصورت موردی نیمه تجربی در بخش مونتاژ موتور یکی از صنایع خودروسازی اجرا گردید. ابتدا با بررسی شیوع کمردرد ، ویژگی های شغلی و عوامل خطر کمردرد در جمعیت مورد مطالعه و در ایستگاههای کاری مورد بررسی قرار گرفت، سپس ایستگاههای پر خطر تعیین شد و در نهایت یک ایستگاه کاری جهت شبیه سازی و ارزیابی در نرم افزارهای مدل سازی دیجیتالی انسان شامل 3DSSPP و Catia انتخاب گردید. 22 پوسچر از لحظه برداشتن و گذاشتن بار از سه وظیفه موجود ایستگاه جهت شبیه سازی مطالعه شدند. پس از ارزیابی در محیط دیجیتالی، نقاط خطر شناسایی و راهکارهای مورد نظر ارایه گردید.
یافته ها: با افزایش ابعاد آنتروپومتریکی، فاصله افقی بار تا بدن و کاهش ارتفاع محل گذاشتن بار، نیروی فشاری و برشی وارد بر دیسکL5/S1 افزایش یافته و درصد افراد قادر به انجام وظیفه در هر مفصل با افزایش ابعاد آنتروپومتریکی کاهش یافت. برآورد آسیب به لیگامنت نیز در پوسچرهای دارای خمش شدید کمر افزایش بیشتری داشت. امتیازRULA نیز با وضعیت نامناسب کمر و دستها افزایش یافت. نتایج نشان داد که نقاط خطر در وظایف مورد بررسی، بیشتر مربوط به ارتفاع پایین پالت ها در محل برداشتن و گذاشتن بار و همچنین فاصله افقی زیاد بار از بدن بود.
نتیجه گیری: در این مطالعه عوامل بیومکانیکی مؤثر بر افزایش احتمال بروز کمردرد شامل ویژگی های آنتروپومتریکی(قد و وزن)، فاصله افقی بار تا بدن، ارتفاع محل برداشتن و گذاشتن بار و خمش و پیچش تنه بودند.این مطالعه نشان داد که DHM، ابزاری مؤثردر ارزیابی وظایف شغلی و طراحی محیط کار بوده که میتوان نقاط خطر در هر وظیفه را شناسایی کرده و به نقاط ایدهآل در طراحی دست یافت. با استفاده از DHM میتوان راهکارهای مداخلهای مورد نظر را در محیط مجازی اجرا کرده و با ارزیابی مجدد، از اثربخش بودن راهکارها در محیط واقعی اطمینان حاصل نمود.
غلامرضا آذری، امیرعباس مفیدی، محسن مشکانی، فرهاد طباطبایی قمشه، امیرحسین داودیان طلب،
دوره 1، شماره 2 - ( 12-1390 )
چکیده
مقدمه: استرس گرمایی به عنوان یکی از مخاطرات محیط های کاری به حساب می آید. مهم ترین عوارض کار در محیط های گرم شامل گرفتگی عضلات، خستگی مفرط، کاهش هوشیاری، ادراک و گرمازدگی می باشد. هدف از این پژوهش، شناسایی ایستگاه های پرمخاطره از لحاظ استرس گرمایی در یکی از صنایع فورج استان تهران با استفاده از شاخص WBGT است.
روش کار: این مطالعه توصیفی- مقطعی در یکی از صنایع فورج استان تهران در 5 روز متوالی از گرم ترین روزهای تابستان سال 1390 انجام شد. برای اندازه گیری ها از یک دستگاه WBGT متر کالیبره شده بر اساس استاندارد ISO 7243 استفاده شد. تمام کارگران مواجه شده با گرمای تابشی در این صنعت، بیش از 3 سال سابقه کار پیوسته داشتند و لذا از لحاظ گرمایی تطابق یافته بودند. برای انجام تجزیه و تحلیل های آماری از نرم افزارهای SPSS 14 و Excel 2007 استفاده شد.
یافته ها: در این مطالعه میزان WBGT در تمام ایستگاه های کاری مواجه با کوره بیش از مقدار مجاز برآورد شد. میزان متوسط WBGT همه ایستگا ههای کاری برای ده ساعت روزانه 27/97 درجه سانتی گراد محاسبه شد، که بر اساس استاندارد ACGIH بیش از مقدار توصیه شده و غیر قابل قبول بود. هم چنین نتایج آزمون آماری ANOVA و آزمون تعقیبیLSD، تفاوت معناداری در شاخ ص دمای تابشی با 0/01 > P-Value و WBGT با 0/05 > P-Value ه ارتفاع سر، کمر ، و قوزک پا نشان داد، به طوری که اختلاف مشاهده شده بین سر و کمر معنادار نبود، ولی اختلاف بین این دو شاخص و قوزک پا معنادار بود.
نتیجه گیری: نتایج مطالعه نشان داد که میزان استرس گرمایی در کارگرانی که در معرض منابع تابشی گرما بودند، از مقدار مجاز توصیه شده توسط استاندارد ACGIH بیش تر بود. هم چنین مشخص شد مشکل اصلی گرمای تابشی، مخصوصاً در ارتفاع سر و کمر است، از این رو به منظور کنترل شرایط، تدابیری در زمینه کنترل گرما تابشی در این نواحی توصیه شد.
امیرحسین داودیان طلب، فرید امیر زاده، محسن مشکانی، سعیده پور احمد، اسدالله افشین، امیرعباس مفیدی، بهروز براتی،
دوره 2، شماره 2 - ( 6-1391 )
چکیده
مقدمه: در حین عمل جراحی در اتاقهای عمل، خطر بروز آتش سوزی وجود دارد. کارشناسان تخمین میزنند سالانه در حدود 100 مورد آتش سوزی در اتاقهای عمل بیمارستانهای آمریکا رخ میدهد که 10 تا 20 مورد به جراحات شدید و 1 تا 2 مورد به مرگ افراد منجر میشود. این گونه حوادث علیرغم پایین بودن میزان تکرار، از شدت بالایی برخوردار بوده و در صورت وقوع میتوانند آسیبهای جدی یا مرگ بیماران را به همراه داشته باشند.
روش کار: این مطالعه توصیفی- تحلیلی از نوع مقطعی در بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی شیراز انجام شد. در این مطالعه میزان آگاهی پرسنل اتاق عمل به روشهای پیشگیری و کنترل حریق، همچنین ارتباط این دو فاکتور با نوع شغل و سابقه کاری مورد بررسی قرار گرفت. از طرفی تمامی پرسنل اتاق عمل بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی شیراز به صورت سرشماری مورد ارزیابی قرار گرفتند. برای جمع آوری اطلاعات، از پرسشنامه و به منظور بررسی ارتباط میان میزان آگاهی پرسنل اتاق عمل با دو فاکتور نوع شغل و سابقه کار، از آزمون آماری کای اسکوئر استفاده شد. همچنین برای انجام تحلیلهای آماری، نرم افزار SPSS نسخه 14 بهکار گرفته شد.
یافته ها: در این مطالعه از مجموع 220 پرسشنامه آگاهی از روشهای پیشگیری از حریق، 72/19% دارای آگاهی کامل، 62/19% دارای آگاهی نسبی، 37/19% دارای آگاهی کم و 97/40% فاقد آگاهی بودند. در رابطه با پرسشنامه آگاهی از روشهای کنترل حریق نیز، 24% دارای آگاهی کامل و 76% فاقد آگاهی بودند. نتایج آزمون آماری نشان داد که میان آگاهی نسبت به روشهای کنترل حریق و سابقه کار رابطه معناداری وجود دارد (05/0>pvalue)، اما میان آگاهی نسبت به روشهای کنترل حریق و نوع شغل رابطه معناداری مشاهده نگردید. همچنین هیچ رابطه ای میان آگاهی از روشهای پیشگیری از حریق با سابقه کار و عنوان شغلی شرکت کنندگان دیده نشد.
نتیجه گیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد، میزان آگاهی پرسنل اتاق عمل در خصوص روشهای کنترل و پیشگیری از حریق پایین میباشد. همچنین نتایج حاکی از آن بود که میزان آگاهی از روشهای کنترل نسبت به روشهای پیشگیری حریق پایینتر است. با توجه به بالقوه بودن خطر حریق در اتاق عمل و آسیب پذیر بودن بیماران و کارکنان در شرایط جراحی، پیشنهاد میشود اقداماتی به منظور افزایش سطح آگاهی صورت پذیرد که از آن جمله میتوان به برنامه نیاز سنجی آموزشی، برگزاری کارگاه های آموزشی در خصوص روشهای پیشگیری و کنترل حریق اشاره نمود.
طاهره یکتایی، لیلا پیری، فرهاد طباطبایی،
دوره 4، شماره 1 - ( 2-1393 )
چکیده
مقدمه: امروزه رایانه یکی از اجزاءجدایی ناپذیر محیط های کاری است و سلامتی ارتباط مستقیمی با استرس شغلی دارد. این مطالعه با هدف بررسی تاثیرآموزش با مداخلات ارگونومی برکاهش استرس شغلی کاربران رایانه سازمان بهزیستی شهرستان رشت انجام شده است.
.
روش کار: در این پژوهش نیمه آزمایشی، 283 کاربر رایانه زن که دارای سابقه کار 5 تا 15 سال وسن 30 تا40 سال و سابقه استفاده از رایانه به مدت یک سال و یا بیشتر بودند و روزانه 3 تا 4 ساعت با رایانه کار میکردند به عنوان گروه نمونه انتخاب شدند. سپس46 شرکت کنندهای که دارای استرس شغلی بالا و متوسط بودند به طور تصادفی در دوگروه کنترل (23 نفر) و آزمایش (23 نفر) قرار گرفتند. به منظور تعیین میزان استرس شغلی از پرسشنامه اسیپو (1987) با اعتبار آلفای کرونباخ 87/. استفاده شد. گروه آزمایش به مدت سه ماه آموزشهای نظری و عملی و مداخلات ارگونومی (استفاده از تکیه گاه بازو و پا و بالشتک و تصحیح پوسچر، کاهش زمان کار، تنظیم ارتفاع صندلی بر اساس قد و رعایت فاصله چشم تا مانیتور) برایشان اجرا شد. سپس نتایج با گروه کنترل به روش کوواریانس مقایسه گردید.
.
یافته ها: تحلیل کوواریانس نشان دهنده این بود که آموزش با مداخلات ارگونومیک منجر به کاهش استرس شغلی کاربران رایانه خواهد شد.
.
نتیجه گیری: آموزش و آگاه کردن کاربران رایانه از اصول ارگونومیک کار با رایانه و انجام مداخلات ارگونومیک جهت تصحیح پوسچر، کاهش زمان کار، استفاده از تکیه گاه بازو و پا نقش موثری در کاهش استرس شغلی کاربران رایانه خواهد داشت.
کیکاوس ازره، محسن پورصادقیان، محمد جواد فانی، محمد رضازاده، اردلان سلیمانیان،
دوره 6، شماره 3 - ( 6-1395 )
چکیده
مقدمه: مطالعات محدودی بر روی ارزیابی مواجهه رانندگان تاکسیها با ارتعاش تمام بدن انجام شده است بنابراین این مطالعه با هدف ارزیابی مواجهه با ارتعاش تمام بدن و شوکهای مکرر در رانندگان تاکسیهای درون شهری و مقایسه روشهای مختلف ارزیابی در این محیط شغلی انجام شد.
روش کار: فرایند اندازه گیری و ارزیابی مطابق با روش کار ارایه شده در استانداردهای ISO 2631-1,5 و با استفاده از دستگاه ارتعاش سنج و آنالیزور SVAN 958 انجام گردید. اندازه گیری به کمک شتاب سنج سه محوره در شرایط معمول کاری روزانه در سطح نشیمنگاه صندلی در 9 تاکسی انجام گرفت.
یافته ها: نتایج اندازه گیری در روشهای ISO 2631-1 بهطور کلی ریسک بزرگتری را در مقایسه با روش فشار تراکمی استاتیک معادل روزانه ، Sed ، ارایه شده در ISO 2631-5 نشان داد. مدت زمان محاسبه شده برای سطح عمل مواجهه در روش ریشه میانگین مربعات شتاب، مقدار ارتعاش و فشار تراکمی استاتیک معادل روزانه به ترتیب 55/4 ، 54/3 و 70/31 ساعت برآورد شد.
نتیجه گیری: تفاوت زیاد در زمانهای حدود عمل و مجاز برآورد شده مواجهه در روشهای مختلف بیانگر عدم همخوانی روشهای ارزیابی مذکور بود. بنابراین انجام پژوهشهای آتی جهت اصلاح حدود ارایه شده در استاندارد ضروری است.
ناصر نیک افشار، مصطفی کمالی، الهام اخلاقی پیرپشته، حسامالدین عسگری مجدآبادی، نصیر امانت، محسن پورصادقیان،
دوره 13، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده
مقدمه: در سالهای اخیر خوابآلودگی راننده یکی از دلایل اصلی تصادفات جادهای میباشد که میتواند منجر به صدمات فیزیکی، مرگومیر و تلفات قابلتوجه اقتصادی شود. آمارها نشان میدهد که به یک سیستم مناسب برای آشکارساز وضعیت خوابآلودگی راننده موردنیاز میباشد، بهطوریکه بتواند قبل از اینکه رویداد ناگواری اتفاق بیافتد هشدار لازم را بدهد. لذا این مطالعه مروری با هدف بررسی مطالعات سنسورهای تشخیصدهنده خوابآلودگی راننده و ارائه روشهای ترکیبی تشخیصی و طرح مدل کارآمد انجام گرفت.
روش کار: این مطالعه مروری توصیفی از طریق یک جستجوی نظاممند و با استفاده از کلیدواژههای رانندگان و تشخیص خوابآلودگی در پایگاههای داده بینالمللی شامل Scopus, Pubmed و Web of Scienses انجام گرفت که شامل جدیدترین تحقیقات انجامشده مرتبط در این زمینه از سال 2005 تا سپتامبر 2021 بود. همچنین لیست منابع مطالعات نهایی برای یافتن مطالعات بیشتر بررسی شد تا روشها و مطالعات خاص (تیپیک) مورد اشاره واقع شوند و با یکدیگر مقایسه شوند.
یافته ها: بهطورکلی محققان خوابآلودگی راننده را با استفاده از سه روش انـدازهگیری بر اساس وسیله نقلیه، اندازهگیری رفتاری و اندازهگیری فیزیولوژیکی مورد ارزیابی قرار میدهند. جزئیات و نحوه انجام این اندازهگیریها تأثیر و تفاوت زیادی روی سیستمهای موجود ایجاد میکند. در این مطالعه مروری، هر سه اندازهگیری ذکرشده با استفاده از سنسورهای معین بررسی و همچنین مزیتها و محدودیتهای هر کدام موردبحث قرار گرفت. مقایسه شرایط رانندگی واقعی و شبیهسازیشده نیز موردبحث قرار گرفت. همچنین راههای مختلفی که میزان خوابآلودگی را بهصورت آزمایشگاهی نشان میدهد، موردبررسی قرار گرفت. درنهایت پس از مقایسه تحلیلی بین روشهای تشخیص خوابآلودگی، یک دیاگرام پیشنهادی برای ارائه مدل کارآمد که بهصورت ترکیبی بود ارائه شد.
نتیجه گیری: بهطورکلی میتوان بیان داشت که با توجه به محدودیتهای هریک از روشها، نیاز است که با طراحی سیستم آشکارساز خوابآلودگی که ترکیبی از معیارهای رفتاری، عملکردی و سایر اندازهگیریها است، بتوان بهدقت سطح هوشیاری راننده را مشخص کرد. درنهایت این مدل ترکیبی (کارآمد) باید در محیط شبیهسازی ساخته و تست شده باشد تا با ارسال هشدار به رانندهای خوابآلود از تعداد تصادفات جادهای اجتناب شود.
آی سا قاسمی کوزه کنان، مصطفی پویا کیان، عباس علی پور، کاظم صمیمی، سید فرهاد طباطبایی قمشه،
دوره 14، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
مقدمه: طراحی علائم راهنمایی و رانندگی باید تواناییهای شناختی انسان را در نظر بگیرد تا درک رانندگان از علائم را افزایش دهد. ویژگیهای شناختی به عنوان یکی از مهمترین اصول ارگونومی از جمله عوامل موثر در طراحی تابلوها میباشند. هدف از این پژوهش تعیین اثر عناصر گرافیکی هشت تابلوی طراحی شده بر اساس ویژگیهای شناختی، در انتقال پیام «ممنوعیت استفاده از تلفن همراه» بود.
روش کار: این مطالعه در شش آموزشگاه تعلیم رانندگی در شهر تهران در سال 1393 انجام شد. در این مطالعه تعداد 174 نفر با میانگین سنی 5/23 و انحراف معیار 6 سال شرکت نمودند. سپس تابلوهای طراحی شده با استفاده از یک پرسش نامه رنگی به این شرکت کنندگان نشان داده شده و از آنان خواسته شد تا با مقیاس لیکرتی 0 تا 100 به ویژگیهای شناختی تابلوهای طراحی شده شامل عینیت، سادگی، معناداری و نزدیکی معنایی امتیاز دهند.
یافته ها: نتایج نشان داد میانگین نمره ویژگیهای شناختی تابلوهای طراحی شده در مقایسه با دیگر تابلوهای ترافیکی، صنعتی و دارویی بالاتر میباشد. در این مطالعه «نزدیکی معنایی» بهترین ویژگی پیشبینیکننده پیام تابلو بود. تابلویی که دارای نماد هندزفزی در شکل تابلو بود بهترین عملکرد را در انتقال پیام داشت.
نتیجهگیری: هدف نهایی این تحقیق پیشنهاد یکی از ۸ تابلوی طراحی شده برای ممنوعیت استفاده از تلفن همراه در هنگام رانندگی بود که تابلوی گوشی دکمهای با نماد هندزفری توسط شرکت کنندگان بالاترین امتیاز را به دست آورد. با اینکه اغلب تلفنهای همراه موجود در بازار از نوع صفحه لمسی بوده و استفاده از تلفنهای دکمهای بسیار کاهش یافته است، لیکن نماد تلفن همراه دکمهای به عنوان نماد غالب هنوز کارکرد موثری در انتقال پیام دارد.
مهندس پیام خانلری، مهندس لیلا سلیمانی، دکتر احمدعلی نوربالاتفتی، مهندس الهه عموزاده، دکتر سیدابوالفضل ذاکریان،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
مقدمه: سلامت روان در محیطکار، نقش مهمی در رفاه کارکنان و بهرهوری سازمانی دارد، اما حالاتی نظیر استرس، اضطراب، افسردگی و فرسودگی شغلی میتوانند تأثیرات منفی بسیاری بر عملکرد شغلی و کیفیت زندگی افراد داشته باشند. ابزارهای متعددی برای ارزیابی سلامت روان توسعه یافتهاند، اما اغلب برای محیطهای کاری طراحی نشده یا بهروز نیستند. این مطالعه ابزارهای موجود را مرور کرده و مناسبترین روشها برای غربالگری و ارزیابی حالات سلامت روان در کار را معرفی میکند.
روشکار: این مطالعه از روش مرور دامنهای برای شناسایی ابزارهای ارزیابی سلامت روان در محیط کار استفاده کرده است. جستجو در پایگاههای اطلاعاتی PubMed، PsycINFO، Web of Science و Scopus با استفاده از کلمات کلیدی مرتبط با حالات سلامت روان شغلی انجام شد. مطالعات انتخاب شده شامل ابزارهایی بودند که پس از سال 2020 توسعه یافته و اعتبارسنجی شده بودند. دادهها توسط دو نویسنده استخراج و بررسی شده و ابزارها بر اساس کاربرد و ویژگیهای خاص دستهبندی شدند.
یافتهها: از 746 سند اولیه، پس از حذف موارد غیرمرتبط و بازبینی معیارها، 12 مطالعه نهایی انتخاب شد. ابزارهای استخراجشده برای ارزیابی استرس، اضطراب، افسردگی و فرسودگی شغلی کاربرد داشتند. بیشتر این ابزارها برای عموم مشاغل طراحی شدهاند، اما برخی کاربردهای خاص شغلی داشتند، مانند ابزارهای مرتبط با پرسنل نظامی، کارکنان مراقبت بهداشتی و امدادگران. ابزار فرسودگی شغلی بیشترین ارجاعات را به خود اختصاص داده است.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان داد بیشتر ابزارها کاربرد عمومی و برخی برای محیطهای کاری طراحی شدهاند. ابزارهای جدیدتر، مانند غربالگر استرس شغلی، سیاهه افسردگی شغلی و ابزار ارزیابی فرسودگی، میتوانند جایگزین ابزارهای قدیمی شوند. پیشنهاد میشود ابزارهای کوتاه و تخصصی ارزیابی اضطراب شغلی توسعه یابد و سازمانها از ابزارهای متناسب با شرایط کاری کارکنان برای ارتقای سلامت روان و بهرهوری استفاده کنند.
کلمات کلیدی: ابزارهای ارزیابی سلامت روان، استرس شغلی، افسردگی شغلی، فرسودگی شغلی، اضطراب شغلی
ندا قاسمی، محسن صادقی یارندی، ندا یعقوب نژاد، مرتضی قاسمی، رامین زارع، امیرمحمد نجفی پور،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1405 )
چکیده
مقدمه: پرسنل بخشهای مختلف بیمارستان بهصورت اجتنابناپذیر در معرض گازهای سمی از جمله BTEX، ایزوفلوران، فرمالدئید، نیتریک اسید و کلر قرار دارند. مواجهه مزمن با این ترکیبات میتواند خطر بروز بیماریهای شغلی را افزایش دهد. بنابراین، این مطالعه با هدف ارزیابی تأثیر مواجهات شیمیایی بر پارامترهای ریوی و خونی در کارکنان بیمارستانی انجام شد.
روش کار: این مطالعه مقطعی در سال 1403 در یک بیمارستان در تهران با مشارکت 240 نفر انجام شد. از روشهای استاندارد OSHA و NIOSH برای نمونهبرداری، انتقال و آنالیز آزمایشگاهی استفاده شد. سوابق علائم تنفسی با پرسشنامه انجمن متخصصین ریه آمریکا (ATSQ) ثبت و ارزیابی گردید. همچنین، عملکرد ریه با تست اسپیرومتری ارزیابی شده و نمونههای خون برای بررسی فاکتورهای خونی جمعآوری گردید.
یافته ها: سطح مواجهه با بنزن 3/0 پی پی ام، اتیل بنزن 12 پی پی ام، تولوئن ۹ پی پی ام، زایلن ۵۰ پی پی ام، نیتریک اسید 9/0 پی پی ام، ایزوفلوران 6/1 پی پی ام و کلر 06/ 0پی پی ام پایینتر از حد مجاز مواجهه شغلی بود. میانگین مواجهه ۸ ساعته پرسنل اتاق عمل و آزمایشگاه پاتولوژی با فرمالدهید 16/0 پی پی ام بوده و فراتر از حد مجاز توصیه شده ارزیابی گردید. تحلیل نتایج اسپیرومتری و فاکتورهای خونی نشان داد که بین شیوع علائم تنفسی و افزایش آنزیمهای کبدی در کارکنان مواجههیافته با فرمالدئید و ایزوفلوران ارتباط معناداری وجود دارد (05/p< 0).
نتیجه گیری: شیوع علائم تنفسی و اختلالات آنزیمهای کبدی در گروه مواجهه یافته با ایزوفلوران و فرمالدئید بهطور معناداری بالاتر از گروه بدون مواجهه بود. تفاوتهای قابل توجهی در تستهای عملکرد ریوی و سطح آنزیمهای کبدی در گروه مواجهه یافته مشاهده شد. توصیه میشود در راستای حفظ سلامت کارکنان اتاق عمل و آزمایشگاههای پاتولوژی از کنترلهای مهندسی، مدیریت ایمنی شغلی و تجهیزات حفاظت فردی مناسب بویژه برای کاهش مواجهه با گازهای ایزوفلوران و فرمالدئید استفاده گردد.