جستجو در مقالات منتشر شده


کاربران عمومی فقط به فهرست مقالات منتشر شده دسترسی دارند.
26 نتیجه برای موضوع مقاله:

محمد کمائی، سید شمس الدین علیزاده، عبدالرحمن کشوری، زینب خیرخواه، پریسا مشعشعی،
دوره 6، شماره 2 - ( 3-1395 )
چکیده

مقدمه: فعالیت‌های صنعتی، بخشی از تلاش انسان برای رسیدن به رفاه و آسایش بیش‌تر است، اما در این فعالیت ها مخاطرات مربوط به آن ها نیز در حال گسترش می‌باشد. شناسایی دقیق خطرات در صنایع نفت و گاز و ارزیابی و مدیریت ریسک با هدف کاهش شدت و تکرار حوادث پیش از وقوع آن ها و به حداقل رساندن صدمه به انسان و اموال از اهمیت ویژه ای برخوردار می‌باشد. هدف از این مطالعه بررسی مخزن کروی گاز نفتی مایع شده تحت فشار در ناحیه مخازن یک پالایش‌گاه و ارزیابی ریسک پدیده توسعه بخارات مایع در حال جوش می‌باشد.

روش کار: در این مطالعه ارزیابی ریسک پدیده توسعه بخارات مایع در حال جوش (BLEVE) با روش Bowtie و نیز بررسی پیامد ناشی از موج انفجار پدیده BLEVE، انجام و مقدار موج انفجار حاصل از این پدیده و تأثیرات آن بر روی تجهیزات و ادوات کناری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. برای این منظور از نرم افزار PHAST نسخه 54/6 جهت مدل سازی پدیده BLEVE استفاده شده است.

یافته ها: در این ارزیابی به طور کلی پنج علت و دو پیامد جهت ایجاد پدیده BLEVE شناسایی شدند. اقدامات کنترلی جهت پیش‌گیری از ایجاد پدیده BLEVE  به طور کلی 43 مورد و اقدامات کنترلی جهت کاهش پیامد و اثرات 31 مورد تعیین شدند. طبق تجزیه و تحلیل به عمل آمده مشخص شد که موج انفجار ناشی از مخزن کروی LPG، می‌تواند مخازن کناری LPG را دچار انفجار کرده که این امر سبب زنجیره ای شدن انفجارات خواهد شد.

نتیجه گیری: با استفاده از نتایج حاصل از مدل سازی و ارزیابی ریسک می‌توان به درستی علل ایجاد و آسیب پدیده BLEVE برای انسان و تجهیزات مجاور را مشخص و بر اساس آنها اقدامات کنترلی پیش‌گیرانه را اجرا و با طراحی و جانمایی مناسب، حریم ایمنی محل اسکان کارکنان، تجهیزات و ادوات مجاور را تعیین نمود.


پریسا مشعشعی، جلیل نظری، سید شمس الدین علیزاده،
دوره 7، شماره 3 - ( 6-1396 )
چکیده

مقدمه: رﺷﺪ ﺟﻤﻌﻴﺖ و ﺗﻮﺳﻌﻪ ﺑﻲ روﻳﻪ ﺷﻬﺮﻫﺎ ﺑﺎﻋﺚ ﺗﻮﻟﻴﺪ روزاﻓﺰون اﻧﻮاع ﻣﻮاد زاﻳﺪ ﺟﺎﻣﺪ ﺷﺪه اﺳﺖ و در این بین، رفتگران بنا بر ماهیت شغلی خود در معرض انواع خطرات و مواد سمی قرار می‌گیرند. هدف از انجام این مطالعه شناسایی عوامل خطر ایجاد کننده حوادث و بیماری در رفتگران شهر تبریز و در نهایت ارایه‌ی راه‌کارهایی مناسب جهت کنترل و رفع آنها به منظور ارتقاء سطح سلامت و ایمنی آنها می‌باشد.

روش کار: مطالعه حاضر از نوع توصیفی- مقطعی است که در یک بازه زمانی سه ماه در سال 1395 بر روی 150 نفر از رفتگران شاغل در پنج منطقه (مناطق 2، 5، 6، 7و 9) شهرداری شهر تبریز انجام گرفت. روش جمع آوری داده‌ها از طریق پرسش‌نامه خودساخته بود. اعتبار محتوی پرسش‌نامه به صورت کیفی،  با استفاده از روش پانل خبرگان و پایایی پرسش‌نامه از طریق محاسبه آلفای کرونباخ انجام شد. داده‌ها پس از جمع آوری توسط نرم افزار SPSS-16 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.

یافته ها: نتایج مطالعه نشان داد که 7/36% افراد حداقل یک مورد حادثه را طی دو سال گذشته تجربه کرده اند. سوابق بیماری افراد مورد مطالعه نشان داد که کمردرد با 7/20% و بعد از آن مشکلات پوستی  با 7/10% بالاترین میزان شیوع و بیماری کلیه/مثانه و تیرویید با 7/0% کم‌ترین میزان شیوع را داشت. درصد علایم اختلالات اسکلتی و عضلانی  به ترتیب در دست، کمر، پاها بیش‌ترین میزان و در آرنج و ران کم‌ترین میزان را داشت. یافته‌های پژوهش نشان داد که 70/50% از افراد مورد مطالعه با کسب میانگین نمره 82/168 دارای وضعیت ایمنی و بهداشت نامطلوب، 71/21% از افراد دارای وضعیت متوسط و 81/26% از افراد دارای وضعیت نامطلوب بودند. از میان مولفه‌های ایمنی و بهداشت به ترتیب مولفه لباس کار و سایر لوازم حفاظت فردی و مشکلات روانی با کسب درصد بالای 80 درصد جزء نامطلوب ترین مولفه‌های ایمنی و بهداشت و مولفه معاینات ادواری و برنامه‌های آموزشی ایمنی و بهداشت از وضعیت مطلوبی برخوردار بودند.

نتیجه گیری: نتایج مطالعه نشان داد که بیش از نیمی از رفتگران (70/50%) دارای وضعیت ایمنی و بهداشتی نامطلوب بودند. کمبود یا عدم استفاده از تجهیزات حفاظت فردی و مشکلات روانی در بین این کارگران بیش‌تر از سایر مسایل مشهود بوده و نیاز به اقدامات اساسی در این زمینه دارد.


آرزو علی پور، ایمان دیانت، غلامحسین حلوانی، حسین فلاح زاده،
دوره 8، شماره 2 - ( 3-1397 )
چکیده

مقدمه: در فعالیت های شغلی تنش هایی وجود دارد که ناشی از شرایط سخت کاری بوده و خشونت شغلی یکی از این تنش ها محسوب می شود. خشونت محل کار یک مشکل جهانی است. کارکنان بهداشتی درمانی در تمام مناطق دنیا بیش از سایر کارکنان در معرض خشونت شغلی قرار می گیرند. هدف از این مطالعه، بررسی ارتباط برخی متغیرهای فردی و شغلی با مواجهه با خشونت شغلی در بیمارستان های استان یزد می باشد.
 

روش کار: این این مطالعه مقطعی و از نوع توصیفی- تحلیلی در 8 بیمارستان آموزشی در استان یزد انجام شد. جامعه پژوهش کلیه کارکنان خدماتی درمانی شاغل در بیمارستان های تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد بودند (600 نفر) که به روش نمونه گیری طبقه ای و متناسب با تعداد نمونه مورد نیاز و تعداد کارکنان شاغل در هر بیمارستان، انتخاب شدند. پرسش نامه NAQ-Rر (Negative Acts Questionnaire-Revised) برای بررسی خشونت شغلی مورد استفاده قرار گرفت و تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون رگرسیون لجستیک چندگانه انجام شد.
 

یافته ها: میانگین نمره خشونت شغلی برابر با 33/19 بود. از میان عوامل فردی، جنسیت (مرد بودن) و سطح تحصیلات (کارشناسی ارشد) و از میان عوامل شغلی، شیفت کار (شیفت صبح) و نوع محیط کار (بخش زنان و اطفال) ارتباط معنی داری با بروز خشونت در میان کارکنان مورد مطالعه داشتند.
 

نتیجه گیری: اهمیت این یافته ها در برنامه ریزی و اجرای اقدامات مداخله ای از طریق برگزاری دوره های آموزشی در رابطه با راه های پیش گیری از خشونت، کاستن خشم طرف مقابل، چگونگی برخورد با آن و نیز آگاه سازی نسبت به حقوق و قوانین فردی و مدنی  برای کاهش پدیده خشونت در میان کارکنان می باشد.


داوود محمودی، سید شمس الدین علیزاده، یحیی رسول زاده، محمد اصغری جعفرآبادی،
دوره 8، شماره 4 - ( 10-1397 )
چکیده

مقدمه: برای صنایع و سازمان ها فجایع، حوادث و بحران ها مسایل پیچیده و بحث برانگیز می باشند. انعطاف پذیری سازمانی یک هدف مؤثری است که به طور مداوم به عمل کرد سازمان در طول کسب و کار، فجایع و موقعیت های بحرانی کمک می کند. لذا مطالعه حاضر با هدف بررسی روایی و پایایی پرسش نامه انعطاف پذیری سازمانی در مواجهه با حوادث بزرگ انجام گرفت.
روش کار: پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی-تحلیلی است. ابتدا مفهوم انعطاف پذیری سازمانی و ابعاد آن برای بررسی مشخص شد. سپس برای بررسی روایی محتوایی، پرسش نامه طراحی شده در اختیار اعضای پانل خبرگان قرار گرفته و براساس نظرات اعلام شده، شاخص روایی محتوایی (CVI) و نسبت روایی محتوایی (CVR) محاسبه گردید. پایایی پرسش نامه نیز بعد از تکمیل آن توسط 272 نفر از کارکنان صنایع مورد مطالعه تعیین گردید.
یافته ها: میزان شاخص CVR در تمامی گویه ها از مقدار استاندارد (50/0) بالاتر بود. هم چنین تمامی حیطه های پرسش نامه به جز حیطه مسوولیت پذیری دارای CVI بالاتر از 90/0 بودند. ضریب آلفای کرونباخ برای همه ابعاد پرسش نامه به جز بعد مسوولیت پذیری، بالاتر از مقدار قابل قبول (70/0) بوده و این ضریب برای کل پرسش نامه نیز 967/0 به دست آمد که نشان دهنده عالی بودن این شاخص در مطالعه می باشد.
نتیجه گیری: یافته های مطالعه نشان داد که پرسش نامه انعطاف پذیری سازمانی در مواجهه با حوادث بزرگ دارای روایی و پایایی قابل قبول بوده و برای بررسی انعطاف پذیری سازمانی در سازمان ها، می توان به عنوان یک ابزار جامع، قوی و قابل اعتماد از آن استفاده کرد
صابر مرادی حنیفی، لیلا امیدی، غلامرضا مرادی،
دوره 9، شماره 1 - ( 1-1398 )
چکیده

مقدمه: رایج ترین پیامد حوادث ایجاد شده در خطوط گاز طبیعی اشتعال و انفجار است. نتایج مطالعات نشان داده است که میزان رخداد حوادث در خطوط انتقال گاز طبیعی بالا بوده و با توجه به این که تعداد زیادی از افراد در مجاورت این خطوط انتقال ساکن هستند، شدت حوادث نیز بالا می باشد. هدف از مطالعه حاضر محاسبه کمی ریسک و مدل سازی حادثه نشت گاز از خطوط لوله گاز طبیعی در یک نیروگاه گازی تولید برق با استفاده از نرم افزار Areal locations of hazardous atmospheresز (ALOHA) بود.
روش کار: از روش محاسبه کمی ریسک جهت شناسایی و اولویت بندی مخاطرات استفاده گردید. مدل سازی پیامدهای ناشی از نشت گاز طبیعی از خطوط لوله انتقال گاز با استفاده از نرم افزار ALOHA انجام شد. محاسبات مرتبط با ریسک فردی بر اساس داده های آماری موجود در منابع انجام گردید.   
یافته ها: اثرات ناشی از تابش حرارتی آتش فورانی جدی ترین خطر ناشی از نشت گاز طبیعی است. با در نظر گرفتن سه دیافراگم نشتی 80، 130 و 300 میلی متر، ریسک فردی برای هر دیافراگم به ترتیب 073/0، 114/0 و 569/0 و تعداد مرگ و میر به ترتیب 115، 400 و 3386 نفر برآورد گردید. با افزایش دیافراگم نشتی، تعداد مرگ و میر افزایش و میزان تجمعی حادثه کاهش یافت.
نتیجه گیری: بر اساس نتایج، اثرات ناشی از تابش حرارتی مهم ترین پیامد ناشی از نشت گاز طبیعی بوده و ریسک فردی و اجتماعی بالاتر از محدوده قابل قبول بود.
محمود مدیری، محمد دشتی شیرامین، حامد کریمی شیرازی،
دوره 9، شماره 1 - ( 1-1398 )
چکیده

مقدمه: امروزه ارتقاء و بهبود عمل کرد ایمنی برای کنترل و پیش گیری از حوادث در صنایع یک امر ضروری و مهم محسوب می شود. هدف پژوهش حاضر کمک به نیروگاه سیکل ترکیبی برای شناسایی و اولویت بندی عوامل اثرگذار در تقویت ایمنی به منظور کاهش ریسک ها و بهبود عمل کرد می باشد.
روش کار: در این تحقیق توصیفی-تحلیلی، عوامل اثرگذار در سه دسته انسانی، تجهیزات و مدیریتی و 14زیرعامل به روش دلفی فازی توسط نظرات خبرگان بومی سازی و انتخاب شدند. سپس از روش دیمتل فازی برای تعیین روابط، شدت اثرگذاری و اثرپذیری عوامل و از روش فرآیند تحلیل شبکه ی برای وزن دهی و اولویت بندی عوامل استفاده شد.   
یافته ها: یافته های روش دیمتل فازی نشان داد که عوامل «مدیریتی»، «تجهیزات» و «عوامل انسانی» به ترتیب در بهبود عمل کرد ایمنی تأثیرگذار هستند. «عوامل مدیریتی» تأثیرگذارترین و «عوامل انسانی» تأثیرپذیرترین عامل  می باشند. بر اساس نتایج روش فرآیند تحلیل شبکه ی فازی، «عوامل انسانی» اولویت اول را در بین عوامل اصلی دارد و زیرعوامل «انگیزش کارکنان»، «سیستم کنترل و پیش گیری»، «روحیه ی کار تیمی»، «مهارت های فردی» و «تجهیزات حفاظت فردی» با توجه به نزدیکی اوزان به ترتیب اولویت اول تا پنجم را کسب کردند.
نتیجه گیری: «عوامل انسانی» تأثیرپذیرترین عامل و مشکل اصلی سازمان است که توسط تأثیرگذارترین عامل «عوامل مدیریتی» بهبود می یابد. موفقیت یا عدم موفقیت در عمل کرد ایمنی نیروگاه وابسته به مدیریت بهتر «عوامل انسانی» می باشد و مدیران برای بهبود عمل کرد ایمنی نیاز به ایجاد انگیزش کارکنان دارند.
جلیل نظری، محمد دشتی،
دوره 9، شماره 1 - ( 1-1398 )
چکیده

مقدمه: حوادث شغلی علاوه بر آسیب های جسمی، روانی و زیان های اقتصادی، می تواند تاثیرات فاجعه آمیزی بر کیفیت کاری و زندگی کارگران بگذارد. لذا مطالعه حاضر با هدف بررسی تاثیر حوادث شغلی بر کیفیت زندگی کاری و ابعاد آن در شاغلین یک شرکت فولاد سازی طراحی و انجام گرفته است.
روش کار: مطالعه حاضر به صورت مورد و شاهد در شرکت تولید فولاد در بین 100 نفر از کارگرانی که در بازه زمانی1390-1384 دچار حادثه شده بودند (مورد) با 100 نفر کارگر بدون سابقه حادثه (شاهد) از خطوط تولید پس از همسان-سازی از نظر متغیرهای مخدوش کننده از قبیل سن، سابقه کار، سطح درآمد و ... اجرا شد. داده های مطالعه به وسیله پرسش نامه ای مشتمل بر پرسش نامه کیفیت زندگی کاری NIOSH ، جمع آوری و با استفاده از نرم افزار آماری SPSS و آزمون های t-test وχ2 آنالیز شد.  
یافته ها: براساس نتایج مطالعه، میانگین نمره کیفیت زندگی‌کاری گروه مورد (3/2±5/49) و شاهد (3/2±9/47) اختلاف آماری شدیداً معناداری داشت (p<0.001). هم چنین وقوع حوادث شغلی بعد از ابعاد هشت گانه کیفیت زندگی را به صورت معناداری تحت تاثیر قرار داده، ولیکن بیش ترین و کم ترین تاثیر را به ترتیب بر روی ابعاد ارگونومی و ایمنی و ساعات کار و زندگی داشت.
نتیجه گیری: از یافته های مطالعه حاضر می توان نتیجه گرفت که حوادث شغلی یک فاکتور تاثیرگذار بر کیفیت زندگی کاری شاغلین می باشد. بنابراین از بهبود کیفیت زندگی کاری می توان به عنوان یک ابزار موثر در افزایش رضایت مندی شغلی، بهبود کارایی و بهره وری سازمانی شاغلین و  پیش گیری از وقوع حوادث استفاده کرد.
بهرام صمدی راد، جلیل نظری، ناهید حصیرچی، فاطمه بایبوردی،
دوره 10، شماره 3 - ( 6-1399 )
چکیده

مقدمه: یکی از مشکلات عمده زندگی در جوامع صنعتی وجود استرس بوده که شغل و مسائل شغلی از مهمترین عوامل ایجاد کننده آن می باشد. استرس شغلی یکی از عوامل مهم ایجاد عوارض جسمی و روانی در پرسنل و کاهش بهره وری در سازمان ها است. از آنجاییکه نیروی انسانی و کارکنان از مهمترین سرمایه های یک سازمان محسوب می شوند، بررسی و شناسایی عوامل مرتبط با این منابع که می توانند بر استرس شغلی کارکنان مؤثر باشند، از اهمیت روزافزونی برخوردار می باشد. مطالعه حاضر با هدف بررسی عوامل ایجاد کننده استرس شغلی در کارکنان واحدهای مختلف مراکزپزشکی قانونی استان های شمال غرب طراحی و انجام شد.
روش کار: مطالعه حاضر از نوع توصیفی- تحلیلی طراحی و بر روی 166 نفر از کارکنان واحدهای مراکز پزشکی قانونی شهرهای تبریز، ارومیه، اردبیل و زنجان به صورت سرشماری در مقطع زمانی سال 1396 انجام گرفت. اطلاعات با پرسشنامه های اطلاعات دموگرافیک و استرس شغلی کوپر جمع آوری گردید. داده ها با نرم افزا SPSS (ویرایش16) و روشهای آماری χ2، ضریب همبستگی اسپیرمن و پیرسون، t-test، و آنالیز واریانس یک طرفه انجام در سطح معنی داری  P ≤ 0/05 تجزیه و تحلیل شد.  
یافته ها: نتایج مطالعه مشخص نمود که حدود 50% از کارکنان دارای استرس شغلی متوسط و بیش از 12%  استرس شدید داشتند. مقایسه میانگین استرس شغلی در بین افراد سالم و افراد دارای بیماری جسمی نشان داد که افراد بیمار نسبت به افراد سالم دارای میانگین استرس شغلی بالای بوده و این اختلاف نیز از نظر آماری شدیداً معنی دار (P<0.001) می باشد. بررسی تداخل کار با مسائل زندگی کارکنان نیز نشان داد، افرادی که کارشان همیشه با مسائل زندگیشان تداخل دارد، میانگین استرس شغلی بالاتری نسبت به دو گروه دیگر بوده و اختلاف نیز از نظر آماری معنی دار (P<0.001) می باشد. بررسی داده ها همچنین نشان دهنده ارتباط مستقیم معنادار بین استرس شغلی با سیگار کشیدن (P<0.045)، و تداخل کار با مسائل شخصی (P<0.001) و ارتباط معکوس و معنی داری (P<0.044) با سطح سواد می باشد. پایین بودن دستمزدها، تغییر محل خدمتی، سنگینی کار، بی توجهی روسا به مشکلات کاری، سروکار داشتن مستقیم با مردم، فشارهای ناشی از اتمام یا رسیدن مهلت مقرر برای انجام کارها، و احساس عدم امیدواری به ارتقاء شغلی بترتیب بعنوان عوامل ایجاد کننده استرس در سازمان مطرح می باشد.
نتیجه گیری: در مقایسه با کارکنان سایر سازمان های دیگر، کارکنان سازمان پزشکی قانونی شیوع بلایی از استرس را تجربه می کنند. لذا مسئولین سازمان با برقراری ارتباط صحیح، حمایت مطلوب و ایجاد محیط مناسب برای انجام فعالیت های حرفه ای کارکنان در جهت ارتقاء کیفیت زندگی و کاهش استرس های شغلی آنان اقدام نمایند.
امید زادی آخوله، ابراهیم نصیری، مژگان لطفی، سید علی اکبر محمودی، هوشنگ اکبری،
دوره 11، شماره 1 - ( 1-1400 )
چکیده

مقدمه: محیط پر استرس اتاق عمل، محدودیت‌های فیزیکی فضای کاری و ایستادن‌های طولانی مدت موجب بروز خستگی مزمن در تکنولوژیست‌های جراحی و در نتیجه کاهش کارایی و کیفیت خدمات می‌گردد، این پژوهش با هدف تعیین تاثیر ورزش ترکیبی و استنشاق اسانس اسطوخودوس بر شدت خستگی تکنولوژیست‌های جراحی اجرا شد.
روش کار: پژوهش حاضر یک کارآزمایی بالینی است که بر روی 97 نفر از تکنولوژیست‌های جراحی شاغل در بخش های اتاق عمل بیمارستان های آموزشی درمانی شهر تبریز و پس از کسب رضایت آگاهانه از آن ها در سه گروه (ورزش، اسانس اسطوخودوس و کنترل) انجام شد. ابزار مطالعه شامل پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک و پرسشنامه ی سنجش چند بعدی خستگی بود. در گروه‌های آزمون، مداخله شامل انجام حرکات ورزشی کششی_قدرتی و استنشاق اسانس اسطوخودوس به مدت 6 هفته بود و در گروه کنترل، هیچ مداخله‌ای صورت نگرفت. داده‌ها پس از گردآوری در نرم افزار SPSS Ver20 و با استفاده از آنالیز واریانس و اندازه گیری مکرر مورد آنالیز قرارگرفتند.  
یافته ها: مشخصات دموگرافیکی شرکت کننده ها در سه گروه تفاوت معنی داری نداشت(P>0/05). میانگین  نمره ی خستگی در هر دوگروه ورزش ترکیبی و اسانس اسطوخودوس در پایان مطالعه نسبت به گروه کنترل کاهش معنی داری را نشان داد(P<0/05). اما میانگین خستگی دو گروه اسانس اسطوخودوس و ورزش از لحاظ آماری معنی دار نبود(P>0/05).
نتیجه گیری: انجام ورزش های ترکیبی و استنشاق اسانس اسطوخودوس در اتاق عمل، بر شدت خستگی تکنولوژیست‌های جراحی تاثیر مطلوبی داشته و باعث کاهش شدت خستگی در آنها می شود. برنامه ریزی برای اجرای آن در اتاق عمل توصیه می شود.
محمد ابراهیمی، محمود رضا آذغانی، جلیل نظری، عبدالرسول صفائیان،
دوره 11، شماره 2 - ( 3-1400 )
چکیده

مقدمه: قالیبافی یکی از حرف سخت و زیان آور بوده که بر سلامت نیروی کار تأثیر می گذارد. اختلالات اسکلتی-عضلانی یکی از مهمترین مشکلات بهداشتی در بافندگان فرش می باشد. ناراحتی های اسکلتی عضلانی با کاهش کارآیی و غیبت از کار بعلت بیماری مرتبط بوده و هزینه های متعدد اقتصادی مستقیم و غیرمستقیمی را بر فرد و جامعه تحمیل می نماید. براساس نتایج تحقیقات قبلی، اختلالات اسکلتی عضلانی در ناحیه گردن، شانه و کمر در بین بافندگان فرش شایع می باشد. طراحی ضعیف ابزارهای دستی و ایستگاه کاری، وضعیت غلط بدن و حرکات تکراری مهمترین عوامل شناخته شده خطر ابتلا به اختلالات اسکلتی- عضلانی در بین بافندگان فرش می باشد. از آنجائیکه اصلاحات ارگونومیکی در ایستگاه کاری ممکن است باعث کاهش خستگی ماهیچه ها و خطر ابتلا به اختلالات اسکلتی عضلانی شود، مطالعه حاضر به هدف بررسی میزان فعالیت عضلات شانه و کمر قالیبافان در حین کار در ایستگاه های کاری با دار سنتی و ارگونومیک بروش لکترومایوگرافی طراحی و اجرا گردید.
روش کار: از آنجائیکه هدف مطالعه حاضر بررسی و مقایسه فعالیت عضلات تراپوزیوس و ارکتوراسپاین چپ و راست در دو ایستگاه کاری سنتی و اصلاح شده بافت قالی بود. دو دستگاه دار شامل دار سنتی و اصلاح شده در یک کارگاه با شرایط جوی کنترل شده نصب گردید. 18 مرد قالیباف حرفه ای با میانگین سنی 38 و سابقه کار 1/11سال، بمدت 120 دقیقه بر روی هر دار مورد آزمایش عملیات بافت انجام دادند. فعالیت عضلات تراپوزیوس و ارکتوراسپاین چپ و راست توسط دستگاه الکترومیوگرافی در فواصل زمانی30 دقیقه ثبت گردید. مقادیر RMS وMPF از سیگنال های خام فعالیت الکتریکی عضلات ثبت شده برای برآورد فعالیت عضلانی و خستگی استخرج گردید.  
یافته ها: نتایج بدست آمده از 5 بازه زمانی نشان دهنده میانگین شدت فرکانسی پایین در دار اصلاح شده نسبت به دار سنتی است. مقایسه میانگین ها نیز نشان دهنده اختلاف آماری معنادار در تراپوزیس چپ (038/0>p) از بعد روند زمانی و در ارکتور اسپاین راست (001/0>p) از نظر نوع ایستگاه کاری است. نتایج دامنه فعالیت ثبت شده در دار اصلاحی در بیشتر زمان های ثبت، کمتر از دار سنتی بوده و مقایسه نتایج مده نیز نیز نشان دهنده اختلاف آماری شدید معنادار در عضله تراپوزیوس  چپ (001/0>p)، تراپوزیوس  راست (001/0>p)، و ارکتوراسپاین راست (009/0>p) در ایستگاه های کاری مورد مطالعه می باشد.
نتیجه گیری: براساس نتایج بدست آمده برای عضلات تراپوزیوس ایستگاه کاری با دار اصلاح شده مناسب بوده و برای عضلات کمر ایستگاه سنتی مزیت دارد. از آنجائیکه افراد مورد بررسی، بافنده حرفه ای با سابقه کار بالایی بودند و احتمال عادت به یک نوع وضعیت کاری می تواند بر میزان فعالیت عضلاتشان تاثیرگذار باشد، لذا مطالعات بیشتر و بخصوص بر روی افراد مبتدی پیشنهاد می گردد.
داوود محمودی، جلیل نظری، لیلا راستگو، محمد اصغری جعفرآبادی،
دوره 11، شماره 3 - ( 6-1400 )
چکیده

مقدمه: صنعت قالیبافی یکی از مهمترین صنایع دستی کشور بشمار می رود. این حرفه جزء مشاغل سخت و زیان آور بوده، که شاغلین در آن اغلب در شرایط نامساعد، ناایمن و غیرارگونومیک فعالیت می کنند. مطالعه حاضر با رویکرد ارگونومیکی با استفاده از مدل سازی آماری به بررسی تاثیر ویژگی های فردی، شغلی و  شرایط کارگاهی بر سلامت عمومی زنان قالیباف پرداخته است.
روش کار: مطالعه حاضر از نوع توصیفی-تحلیلی می باشد. جمعیت مورد مطالعه را زنان قالیباف با حداقل سابقه یکسال که در کارگاه های خانگی روستاهای مشگین شهر مشغول بکار بودند تشکیل داده است. ابزار گردآوری اطلاعات مورد نیاز نیز پرسشنامه ترکیبی شامل سؤالات مربوط به مشخصات فردی، سلامت عمومی (GH28)، سوابق بیماریNIOSH  و چک لیست شرایط کارگاهی می باشد. اطلاعات پس از جمع آوری و ورود به رایانه با استفاده از مدل سازی آماری براساس مدل خطی عمومی به صورت یک و چند متغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.    
یافته ها: 4/37% مورد مطالعه مورد مطالعه از نظر سلامت عمومی دارای وضعیت نامطلوب (بیمار) بودند. برای بررسی ارتباط عوامل داخلی و خارجی در بافندگان فرش با وضعیت سلامت عمومی از مدل رگرسیون لجستیک استفاده شد. طبق این مدل، بین وضعیت سلامت عمومی با سن، سابقه شغلی، سابقه بیماری، تعداد زایمان، زایمان غیر طبیعی و داشتن سابقه حادثه در محیط کاررابطه آماری معنی دار (05/p<0) وجود دارد. ولی بین وضعیت سلامت عمومی با شرایط کارگاهی (در قالب یک متغیر) هیچگونه رابطه معنی داری مشاهده نشد.
نتیجه گیری: براساس نتایج مطالعه حاضر، بطور کلی می توان گفت که متغیرهای فردی و شغلی از مهمترین عوامل تأثیرگذار بر روی سلامت عمومی قالیبافان خانگی می باشند. اگر چه در مدل مورد بررسی، شرایط کارگاهی ارتباط معنی داری را با مؤلفه های سلامت عمومی نشان نداد، ولیکن این امر نیاز به مطالعات بیشتری دارد. در این راستا  انجام مطالعاتی در جهت شناسایی عوامل مؤثر در سلامت عمومی قالیبافان (بویژه شرایط کارگاهی) به صورت عینی و ذهنی پیشنهاد می گردد.
اصغر هادی، علیقلی نیایی، اعظم سیفی، یحیی رسول زاده،
دوره 12، شماره 3 - ( 6-1401 )
چکیده

مقدمه: رشد سریع جمعیت و صنعتی شدن باعث افزایش روزافزون آلاینده‌های شیمیایی شده است. فرمالدئید به دلیل توزیع گسترده در هوا و ماهیت بسیار سمی آن، یکی از رایج‌ترین و شناخته‌شده‌ترین آلاینده‌های هوا می‌باشد. نتایج برخی مطالعات نشان می‌دهد که مواجهه کارکنان، هم در محیط‌های صنعتی و هم در محیط‌های بیمارستانی و آزمایشگاهی بیش‌ازحد مجاز مواجهه می‌باشد؛ بنابراین وجود یک سیستم کنترلی مناسب برای کاهش میزان مواجهه کارکنان ضروری است. لذا این مطالعه با هدف سنتز و مشخصه یابی نانوفتوکاتالیست ناهمگن Ag3PO4/TiO2 و بررسی کارایی این فتوکاتالیست در حذف فرمالدئید گازی انجام شد.
روش کار: از روش ترسیب درجا برای سنتز نانوکامپوریت Ag3PO4/TiO2 استفاده شد. خواص ساختاری و مورفولوژی فتوکاتالیست سنتز شده با استفاده از آنالیزهای پراش اشعه ایکس (XRD)، میکروسکوپ الکترونی روبشی (SEM)، طیف‌سنجی جذبی مرئی-فرابنفش و آنالیز مساحت ویژه سطح (BET) تعیین گردید. تست راندمان تخریب فتوکاتالیست ناهمگن سنتز شده بر روی فرمالدئید گازی با استفاده از یک فتوراکتور استاتیک 3/2 لیتری انجام گرفت.  
یافته ها: طیف جذبی UV-Vis نمونهAg3PO4/TiO2 سنتز شده به‌طور قابل‌توجهی در مقایسه با TiO2 به ناحیه نور مرئی گسترش پیدا کرده است. باند گپ نانوکامپوزیت سنتز شده eV 2/3 محاسبه شد. تصاویر SEM نشان داد که اندازه متوسط ذرات نانوکامپوزیت حدود 102 نانومتر می‌باشد. نتایج تست راندمان تخریب نشان داد که 63% فرمالدئید موجود در داخل فتوراکتور تحت تابش نور مرئی پس از 90 دقیقه به‌وسیله فتوکاتالیست Ag3PO4/TiO2 حذف شده است.
نتیجه گیری: روش سنتز به کار گرفته‌شده در این مطالعه جهت سنتز نانوکامپوزیت Ag3PO4/TiO2 با توجه به آنالیزهای انجام‌گرفته بسیار کارآمد و مناسب بود. فتوکاتالیست Ag3PO4/TiO2 عملکرد مناسبی تحت تابش نور مرئی داشت و از آن می‌توان در سیستم‌های کنترل آلاینده استفاده نمود.
لیلا امیدی، حسین کریمی، سعید موسوی، غلامرضا مرادی،
دوره 12، شماره 3 - ( 6-1401 )
چکیده

مقدمه: جو ایمنی پتانسیل تأثیر بر عملکرد ایمنی شاغلین در صنایع پرمخاطره را دارد. تاب‌آوری نیز به‌عنوان یک مفهوم درحال‌توسعه، توانایی تأثیر بر بهبود مستمر عملکرد ایمنی را دارد. هدف از مطالعه حاضر، تعیین تأثیر تاب‌آوری به‌عنوان یک فاکتور سازمانی بر عملکرد ایمنی (رفتار ایمن) کارکنان در یک صنعت تولید فولاد است. انتظار می‌رود که جو ایمنی در رابطه میان تاب‌آوری و عملکرد ایمنی نقش میانجی گر داشته باشد.
روش کار: این مطالعه در سال 1399 در یک صنعت تولید فولاد انجام شد. جهت سنجش متغیرهای موردمطالعه، پرسشنامه‌ای حاوی سه بخش سنجش تاب‌آوری، سنجش جو ایمنی و سنجش عملکرد ایمنی در میان 250 نفر از شاغلین توزیع گردید. پرسشنامه تاب‌آوری حاوی 19 آیتم بود که تاب‌آوری سازمان را در 6 بعد سنجش می‌نمود. جهت سنجش عملکرد ایمنی از دو بعد انطباق با ایمنی و مشارکت در ایمنی استفاده گردید و جهت سنجش جو ایمنی از پرسشنامه‌ای حاوی 19 آیتم در 4 بعد شامل ارتباطات ایمنی، درک ایمنی سرپرست، درک ایمنی همکاران و فشار کاری استفاده شد.  
یافته ها: نتایج سنجش برازش مدل ارتباطی با استفاده از مدل معادلات ساختاری نشان داد که تأثیر تاب‌آوری سازمانی بر جو ایمنی (0/05=P و 0/23=β) و همچنین تأثیر جو ایمنی بر عملکرد ایمنی (0/01=P و 0/43=β) معنی‌دار بود. بعلاوه، اثر غیرمستقیم تاب‌آوری سازمانی بر عملکرد ایمنی از طریق جو ایمنی 0/66 گزارش گردید؛ بنابراین، بر اساس نتایج، جو ایمنی دارای نقش میانجی‌گری در رابطه میان تاب‌آوری سازمانی و عملکرد ایمنی است.
نتیجه گیری: ارتقاء تاب‌آوری سازمانی و جو ایمنی سبب ارتقاء عملکرد ایمن شاغلین می‌شود. تاب‌آوری سازمانی و ابعاد سازنده آن مانند فرهنگ گزارش دهی، یادگیری و آگاهی سبب بهبود هر دو بعد سازنده عملکرد ایمنی (انطباق با ایمنی و مشارکت در ایمنی) می‌گردد.
دلنیا جهانی، فرانک جبارزاده تبریزی، عباس داداش زاده، پروین سربخش، مینا حسین زاده،
دوره 12، شماره 3 - ( 6-1401 )
چکیده

مقدمه: پرستاران بخش اورژانس در محیطی پراسترس کار می‌کنند که این می‌تواند سلامت روانی آن‌ها را تحت تأثیر قرار داده و باعث کاهش کیفیت زندگی کاری آن‌ها شود. انطباق‌پذیری مسیر شغلی به‌عنوان توانمندی فردی قلمداد می‌شود که کارکنان را قادر می‌سازد تا خود را به بهترین شکل با تغییرات دنیای کاری هماهنگ ساخته و از پیامدهای منفی ناشی از عدم تناسب با شغل در امان بمانند. لذا مطالعه حاضر با هدف تعیین انطباق‌پذیری مسیر شغلی و ارتباط آن با کیفیت زندگی کاری در پرستاران شاغل در بخش اورژانس انجام شد.
روش کار: پژوهش حاضر از نوع توصیفی-همبستگی بود که با مشارکت 104 نفر از پرستاران شاغل در بخش اورژانس بیمارستان‌های آموزشی-درمانی تبریز که با روش نمونه‌گیری طبقه‌ای تصادفی انتخاب شده بودند، انجام گردید. برای جمع‌آوری اطلاعات از چک‌لیست اطلاعات دموگرافیک، فرم فارسی پرسشنامه انطباقپذیری مسیر شغلی ساویکاس و پرسشنامه کیفیت زندگی کاری بروکس و اندرسون استفاده شد. داده‌های جمع‌آوری‌شده توسط نرم‌افزار آماری SPSS16 و با استفاده از آمار توصیفی (فراوانی، میانگین و انحراف معیار) و آمار استنباطی (آزمون تی مستقل، آنالیز واریانس یک‌طرفه، ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون خطی) تجزیه‌وتحلیل شدند.  
یافته ها: در این مطالعه میانگین نمره کل انطباق‌پذیری شغلی و کیفیت زندگی کاری به ترتیب 25/01±85/55 از دامنۀ قابل کسب 120-24 و 22/56±141/15 از دامنۀ قابل کسب 252-42 بود که در حد متوسط می‌باشند. 85/6 درصد پرستاران شرکت‌کننده در این مطالعه از کیفیت زندگی کاری متوسط برخوردار بودند. همچنین نتایج همبستگی پیرسون نشان داد که بین نمره کل انطباق‌پذیری شغلی و تمامی ابعاد آن با نمره کل کیفیت زندگی کاری ارتباط مثبت و معنی‌داری وجود دارد (0/05>P). نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که انطباق‌پذیری مسیر شغلی به‌طور معنی‌داری کیفیت زندگی کاری را پیش‌بینی می‌کند (0/001>P).
نتیجه گیری: انطباق‌پذیری مسیر شغلی و کیفیت زندگی کاری پرستاران شرکت‌کننده در این مطالعه در حد متوسط بود. ازآنجایی‌که همبستگی بین انطباق‌پذیری شغلی پرستاران و کیفیت زندگی کاری وجود داشت و انطباق‌پذیری به‌عنوان یک متغیر پیش‌بین در بهبود کیفیت زندگی کاری شناخته شد؛ لذا پیشنهاد می‌گردد به‌منظور بهبود کیفیت زندگی کاری پرستاران، اقداماتی در جهت افزایش انطباق‌پذیری شغلی از طریق آموزش یا مداخلات مشاوره‌ای صورت گیرد.

 
اصغر هادی، حنانه حقیقت نیا، آرینا حسامی، یحیی رسول‌زاده،
دوره 13، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده

مقدمه: استفاده از کامپیوتر به‌صورت جهانی گسترش یافته است، اما استفاده از آن به‌خصوص در محیط‌های کاری، با یک سری مشکلات مرتبط به‌سلامت همراه بوده که سندروم بینایی کامپیوتر از مهم‌ترین این موارد می‌باشد. مطالعات گذشته شیوع سندروم بینایی کامپیوتر بین کاربران کامپیوتر را بین 25% تا 93% گزارش کرده‌اند. به همین خاطر سندروم بینایی کامپیوتر در حال تبدیل شدن به یک معضل بزرگ سلامت عمومی در سطح جهان می‌باشد. بنابراین با توجه به شیوع بالای سندروم بینایی کامپیوتر در مطالعات اخیر، وجود ابزاری مناسب جهت بررسی میزان شیوع آن ضروری می‌باشد. هدف این مطالعه ترجمه و بررسی روایی و پایایی پرسشنامه سندروم بینایی کامپیوتر و بررسی میزان شیوع سندروم بینایی کامپیوتر در بین کارکنان دانشکده‌های دانشگاه علوم پزشکی تبریز می‌باشد.
روش کار: برای بررسی روایی محتوایی پرسشنامه به شکل کمی از دو ضریب نسبت روایی محتوا و شاخص روایی محتوا استفاده گردید. پایایی پرسشنامه به دو روش همسانی درونی (آلفا کرونباخ) و آزمون - بازآزمون موردبررسی قرار گرفت. همچنین برای بررسی میزان شیوع سندروم بینایی کامپیوتر در بین کارکنان دانشکده‌های دانشگاه علوم پزشکی تبریز از 260 نفر درخواست شد تا پرسشنامه را تکمیل نمایند. بعد از حذف پرسشنامه‌های غیرقابل‌قبول تعداد 219 پرسشنامه موردبررسی قرار گرفت.  
یافته ها: تمامی شاخص‌های روایی و پایایی پرسشنامه مطلوب ارزیابی شد. تنها 19 نفر زن از 102 نفر و 21 نفر مرد از 117 نفر مبتلا به سندروم بینایی کامپیوتر نبودند. از بین 16 علائم موردبررسی به ترتیب قرمزی چشم (78.1%)، سوزش چشم (76.7%) و سردرد (74%) بیشترین شیوع را در جامعه موردمطالعه داشتند.
نتیجه گیری: نسخه فارسی پرسشنامه سندرم بینایی کامپیوتر دارای روایی و پایایی قابل‌قبول می‌باشد. همچنین میزان شیوع سندروم بینایی کامپیوتر در بین کارکنان دانشکده‌های دانشگاه علوم پزشکی تبریز بالا بوده و انجام مطالعات بیشتر برای بررسی علت آن پیشنهاد می‌گردد.
مریم نوراللهی درآباد، داوود افشاری، ایمان دیانت، مریم مجدم،
دوره 13، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده

مقدمه: کمردردهای شغلی یکی از اختلالات اسکلتی-عضلانی ناشی از بلند کردن دستی بار در میان خانم‌هایی می‌باشد که درگیر فعالیت‌های بلند کردن دستی بار هستند. حدود مجاز بلند کردن بار به‌عنوان ابزاری جهت ارزیابی ریسک ابتلا به کمردردهای شغلی و در نتیجه پیشگیری از آن‌ها استفاده می‌شود. در کشور ایران از روش WISHA به‌عنوان حدود مجاز ارزیابی بلند کردن بار دستی استفاده می‌شود. ازآنجایی‌که تاکنون روش WISHA به‌منظور تعیین حدود مجاز باربرداری در افراد ایرانی و بخصوص در زنان شاغل موردبررسی و ارزیابی قرار نگرفته است، مطالعه حاضر با هدف ارزیابی حدود مجاز باربرداری در زنان ایرانی که مبتنی بر روش WISHA می‌باشد، با استفاده از معیارهای بیومکانیکی و سایکوفیزیکی انجام گرفت.
روش کار: در این مطالعه، ۱۰ کارگر زن با رنج سنی ۳۰-۲۰ سال که دارای سابقه فعالیت بلند کردن دستی بار بودند، داوطلبانه مشارکت کردند و از آن‌ها خواسته شد ۲۱ وظیفه باربرداری برای بارهای خارجی ۳، ۴، ۶، ۷، ۸، ۹ و ۱۰ کیلوگرم با توجه به شرایط باربرداری (فواصل عمودی، افقی و فرکانس) که بر اساس روش WISHA طراحی شده بود، انجام دهند. جهت تعیین زوایای خمش تنه در حین بلند کردن بار از یک شیب‌سنج الکترونیکی بی‌سیم استفاده شد. با وارد کردن اطلاعات آنتروپومتریکی، وزن بار، زاویه کمر و پوسچر فرد در نرم‌افزار 3DSSPP، نیروهای بیومکانیکی برای هر وظیفه به‌دست‌آمده و با حدود توصیه‌شده NIOSH مقایسه گردید. همچنین به‌منظور ارزیابی ذهنی، پس از انجام هر وظیفه میزان تلاش ادراکی هر فرد برای هر وظیفه با استفاده از مقیاس بورگ جمع‌آوری گردید.  
یافته ها: نتایج مطالعه نشان داد که زاویه خمش برای 47.61 درصد از وظایف بلند کردن بار بیش از ۲۰ درجه بود. میانگین نیروی فشاری تخمینی برای ۶ وظیفه بیش‌ازحد توصیه‌شدۀ NIOSH (۳۴۰۰ نیوتن) تخمین‌زده شد. همچنین میانگین مقیاس Borg برای 33.33 درصد از وظایف، سخت و برای 9.52 درصد از وظایف، بین سخت تا خیلی سخت تعیین شد.
نتیجه گیری: با توجه به نتایج مطالعه حاضر مشخص شد که استاندارد بلند کردن دستی بار خانم‌ها ایران برای برخی از وظایف ممکن است قابلیت کافی به‌منظور کنترل و پیشگیری از کمردرد ناشی از بلند کردن دستی بار در خانم‌ها را نداشته باشد و عدم انطباق برخی از حدود مجاز بلند کردن دستی بار با ویژگی‌های آنتروپومتریکی و بیومکانیکی، ممکن است منجر به افزایش بارهای بیومکانیکی وارد بر کمر خانم‌ها شود. لذا به نظر می‌رسد حدود مجاز بلند کردن بار برای زنان بر اساس روش WISHA نیاز به بازبینی و طراحی مجدد بر اساس ویژگی‌های آنتروپومتریکی و بیومکانیکی دارد.
ندا مهدوی، حسن ختن‎لو، مهدی درویشی، جواد فردمال، ایمان دیانت، رشید حیدری مقدم،
دوره 13، شماره 2 - ( 4-1402 )
چکیده

مقدمه: خستگی جسمانی از مهمترین ریسک‌فاکتورهای آغازگر اختلالات اسکلتی-عضلانی در محیط‌های کاری است که هزینه‌های جانی و مالی زیادی در پی داشته است. تأثیر ریسک‎فاکتورهای جسمانی/ بیومکانیکی، روانی-اجتماعی، محیطی و فردی بر خستگی عضلانی انکار ناپذیرست. هدف این مطالعه مدل‌سازی پدیده خستگی عضلانی (به عنوان خروجی) ناحیه دست در محیط‌های کاری واقعی بر اساس این ریسک‌فاکتورها (به عنوان ورودی) با استفاده از روش‌های نرم محاسباتی است.
روش کار: در گام اول ریسک‌فاکتورهای موثر بر خستگی ۱۵۶ آزمودنی در سه شغل با نیازمندی‌های جسمانی متفاوت اندازه‌گیری شد. این ۱۲ریسک‌فاکتورها با پرسشنامه‌های محیطی، روانی-اجتماعی کوپنهاگ، دموگرافیک و ابزار Man-TRA  استخراج شدند. سپس جهت اندازه‌گیری خستگی با داینامومتر و شتاب‌سنج سه-محوره به ترتیب از معادله Roman-Liu و میانگین مجذور دامنه امواج شتاب استفاده شد. در نهایت با توجه به ماهیت ریسک‌فاکتورها و پدیده خستگی از ۶ دسته (۲۴روش) یادگیری ماشین نظارت‎شده مبتنی بر طبقه‎بندی و با کمک نرم‌افزار  ،(MatLab R۲۰۱۷b, The Mathworks Inc., MA, U.S.A.) MatLab برای برازش مدل‎ها استفاده شد.  
یافته ها: بهترین مدل‌های برازش‎ شده در نیمه اول و دوم شیفت کاری، با استفاده از روش‎های ماشین بردار پشتیبان حاصل شد. ریسک‌فاکتورهای جسمانی بیشترین تأثیر را بر خستگی جسمانی داشتند. پس از فیلتر نمودن ریسک‌فاکتورهای کم‌اولویت، در نیمه اول شیفت کاری بهینه‎ترین مدل صحت %۷۱/۸، دقت %۷۲/۵، حساسیت %۷۶/۹، ویژگی %۷۰/۸ و قدرت افتراق برابر با %۷۳ و در نیمه دوم شیفت کاری با صحت، دقت، حساسیت و ویژگی به ترتیب برابر با %۶۰/۳، %۵۷/۵، %۵۰ و %۴۶/۹ و قدرت افتراق در حدود %۶۲ به دست آمد.
نتیجه گیری: مدل‌های برازش شده برای خستگی دست در هر دو بخش شیفت عملکرد قابل قبولی داشتند، اما همچنان قابلیت بهینه‎تر شدن را دارا هستند. لذا ضروری‌ست، مطالعات آینده ضمن ارتقای کیفی داده‌های ورودی و خروجی، سایر ابعاد مؤثر بر خستگی همچون بار کاری شناختی، نوع شیفت کاری و غیره را در مدل‌ها لحاظ کنند.

عادل مظلومی، علی‌محمد مصدق‌راد، فریده گلبابایی، محمدرضا منظم اسماعیل پور، سجاد زارع، مهدی محمدیان، رمضان میرزایی، ایرج محمدفام، حسن صادقی نائینی، مسعود ریسمانچیان، یحیی رسول زاده، غلامعباس شیرالی، محمود حیدری، یحیی خسروی، حامد دهنوی، ملیحه کلاهدوزی، هانیه اخلاص، میرغنی سیدصومعه، سولماز بالاجمادی، مهدی غرسی،
دوره 13، شماره 3 - ( 7-1402 )
چکیده

 
مقدمه: مدیریت استراتژیک، با تعیین جهت حرکت سازمان و تهیه چشم‌انداز استراتژیک و بیانیه مأموریت، زمینه رشد، سودآوری، تولید و گنجاندن برنامه‌های ایمنی و سلامت کارکنان در سراسر سازمان را فراهم می‌کند. همچنین وجود یک برنامه استراتژیک جهت تقویت علمی و کاربردی رشته بهداشت حرفه‌ای و ایمنی کار یکی از اولویت‌های دانشگاهی و صنعتی کشور است. هدف از مطالعه حاضر ارائه برنامه استراتژیک توسعه رشته تخصصی مهندسی بهداشت حرفه‌ای و ایمنی کار در ایران می‌باشد.
روش کار: مطالعه حاضر از نوع مطالعات اقدام پژوهی مشارکتی است که در سال 1400 انجام شد. کمیته تدوین برنامه‌ریزی استراتژیک متشکل از 20 نفر از اساتید، کارشناسان و دانشجویان مقطع دکترا بودند طی 14 هفته با تشکیل جلسات منظم هفتگی و با جمع‌آوری اطلاعات درون سازمان و برون سازمان و تحلیل محیط داخلی و خارجی سازمان و شناسایی نقاط قوت و ضعف و فرصت‌ها و تهدیدهای موجود در محیط اقدام به تعیین مأموریت، دورنما، ارزش‌ها و اهداف کلی و اختصاصی سازمان برای سال‌های 1400 تا 1404 نموند. همچنین، اقدامات لازم  برای دستیابی به اهداف تعیین شده شناسایی و برنامه عملیاتی دستیابی به اهداف در زمینه ارتقای عملکرد رشته تخصصی بهداشت حرفه‌ای و ایمنی کار تدوین شدند.
یافته ها: انجام این پژوهش کاربردی منجر به ارزشیابی استراتژیک محیط درونی و بیرونی رشته تخصصی بهداشت حرفه‌ای و ایمنی کار، تعیـین جهـت استراتژی‌های اساسی، مأموریت، دورنما، ارزشها و اهداف کلی شد. درنهایت هفت هدف اختصاصی و 286 اقدام برای ارتقای عملکرد رشته مهندسی بهداشت حرفه‌ای و ایمنی کار مشخص شد. در تحلیل SWOT انجام‌گرفته از محیط داخلی و خارجی رشته بهداشت حرفه‌ای و ایمنی کار، 27 نقطه قوت، 7 نقطه‌ضعف، 26 فرصت و 12 تهدید به دست آمد. طبق نتایج ماتریس SWOT موقعیت استراتژیک رشته مهندسی بهداشت حرفه‌ای و ایمنی کار در موقعیت استراتژی‌های احتیاطی و حفظ شرایط موجود قرار دارد.
نتیجه‌گیری: این برنامه، در راستای برنامه 4 ساله رشته مهندسی بهداشت حرفه‌ای و ایمنی کار نوشته شده است. در تدوین برنامه به اسناد و سیاستهای ارگان‌های بالادستی توجه شده است. موقعیت استراتژیک رشته مهندسی بهداشت حرفه‌ای و ایمنی کار، استراتژی محتاطانه است. در این موقعیت می‌توان استراتژی‌های حفظ شرایط موجود را به کاربرد؛ بنابراین، پیشنهاد می‌شود با تمرکز بر استراتژی‌های محتاطانه تا حد امکان نقاط ضعف رشته مهندسی بهداشت حرفه‌ای و ایمنی کار و ایمنی کار کاهش یابد و قابلیت‌های استراتژیک آن افزایش یابد. رشته مهندسی بهداشت حرفه‌ای و ایمنی کار به‌تدریج از سال دوم اجرای برنامه استراتژیک می‌تواند بر توسعه فعالیت‌ها متمرکز شود.
غلامرضا مرادی، سنا محمدی، عبدالرسول صفائیان، سعید احمدی، مهرنیا لک،
دوره 14، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده

مقدمه: صداهای مزاحم می توانند باعث ایجاد بیماری های جسمی و روحی در کارگران شوند.‏‎ ‎به همین دلیل کاهش صداهای مزاحم ‏به خصوص در محیط های کاری امری ضروری است. برای‎ ‎کاهش میزان صدا، استفاده از مواد جاذب صوت با خواص ‏آکوستیکی مناسب روند رو به رشدی داشته است. هدف از مطالعه حاضر، بهبود خاصیت آکوستیکی فوم پلی یورتان (‏PUF‏)‏‎ ‎‏ به ‏عنوان جاذب صوت می باشد. ‏
روش کار: در مطالعه حاضر ‏PUF‏ با درصدهای مختلف نانوذرات خاک رس (%‏wt.‎‏ 2/1 -0) سنتز شدند و سپس ضریب جذب صوتی‎ ‎PUF ‎سنتز شده توسط لوله امپدانس صوتی در محدوده بسامد 63 تا 6400 هرتز مطابق با استاندارد ‏ISIRI 9803‎‏ ‏اندازه گیری شد. مورفولوژی فوم ها نیز توسط میکروسکوپ الکترونی روبشی (‏SEM‏) بررسی شد.‏
یافته ها: نتایج نشان داد افزودن نانو ذرات خاک رس به ‏PUF‏ منجر به بهبود رفتار جذب صوتی نمونه ها می شود و بهترین رفتار جذب ‏صوتی برای ‏PUF‏ با 2/1 درصد وزنی نانوذره در فرکانس های پایین (2600-500 هرتز) بود. این افزایش در ضریب جذب ‏می تواند به دلیل افزایش تعداد و کوچک شدن منافذ با افزایش میزان نانوذره در ‏PUF‏ باشد. ‏
نتیجه گیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد ضریب جذب صوت ‏PUF‏ با افزودن درصدهای مختلف نانو ذره خاک‎ ‎رس به ‏PUF‏ بهبود یافته ‏است. حضور نانو ذرات خاک رس منجربه کاهش اندازه سلولی و افزایش تعدا منافد و اصطکاک سطحی شده است که‎ ‎با افزایش ‏درصد نانو ذرات، افزایش ضریب جذب صوت در ‏PUF‏ مشاهده گردید‏
یلدا ترابی، ندا گیلانی، یوسف محمدیان، علی اسماعیلی،
دوره 14، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده

مقدمه: پذیرش قوانین Health, Safety, and Environment (HSE) یکی از مهم ترین فاکتورهای موثر بر عملکرد مرتبط با HSE افراد در محیط کار می باشد. مطالعه حاضر با هدف طراحی پرسشنامه جهت بررسی عوامل موثر بر پذیرش قوانین HSE در بین کارکنان انجام شده است.
روش کار: روایی صوری (روی ده نفر از جمعیت هدف) و محتوایی (روی ده نفر از خبرگان) بصورت کیفی و کمی ارزیابی شدند. جهت سنجش روایی صوری کمی برای هر آیتم ضریب تاثیر (Impact score) و برای سنجش روایی محتوایی کمی پرسشنامه مقادیر CVR (Content Validity Ratio) یا نسبت روایی محتوایی و CVI (Content Validity Index) یا شاخص روایی محتوایی بررسی شد. برای تعیین روایی ساختاری (روی 506 آزمودنی) از تحلیل عاملی اکتشافی (EFA) و تحلیل عاملی تاییدی (CFA) استفاده شد. همچنین از محاسبه آلفای کرونباخ و ضریب ICC (Intraclass Correlation Coefficient)  یا همبستگی درون رده ای برای سنجش پایایی بهره گرفته شد.  
یافته ها: تمامی آیتم ها در حدقابل قبول 5/1 Impact score>، 69/0 CVR> و79/0 CVI> به دست آمدند. میانگین Impact score، CVI، CVR و S-CVI-UA آیتم ها به ترتیب برابر با 26/4، 963/0، 944/0 و 62/0 بود. مقادیر  آلفای کرونباخ و ICC کل پرسشنامه و ابعاد بدست آمده از روایی سازه مناسب و بالای 7/0 بود. همچنین ساختار ابعاد پرسشنامه توسط EFA شناسایی شد و با شاخص های نیکویی برازش CFA مورد پذیرش قرار گرفت.
نتیجه گیری: نسخه فارسی پرسشنامه بررسی عوامل موثر بر پذیرش قوانین HSE دارای روایی و پایایی قابل قبول است. پرسشنامه حاضر می تواند به عنوان ابزاری جهت بررسی عوامل موثر بر پذیرش قوانین HSE در محیط های کاری مختلف مورد استفاده قرار گیرد. 

صفحه 1 از 2    
اولین
قبلی
1
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به بهداشت و ایمنی کار می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb