جستجو در مقالات منتشر شده


کاربران عمومی فقط به فهرست مقالات منتشر شده دسترسی دارند.
35 نتیجه برای موضوع مقاله:

زهرا زمانیان، مهدی جهانگیری، محمد امین نوروزی، اسداله افشین، علی نعمتی، امیرحسین داودیان طلب، حامد آقایی،
دوره 1، شماره 1 - ( 10-1390 )
چکیده


علیرضا چوبینه، محمد باقر تقی پور کازرونی، سید حمید رضا طباطبایی، مجتبی کمالی نیا،
دوره 2، شماره 1 - ( 2-1391 )
چکیده

مقدمه: کمر درد یکی از شایع ترین و پرهزینه ترین مشکلات بهداشتی است که در شغل پرستاری از شیوع بالایی برخوردار بوده و  باعث کمبود نیروی پرستاری می گردد. این مطالعه با هدف تعیین میزان شیوع کمر درد در پرستاران، تعیین سطح آگاهی پرستاران از ریسک فاکتورهای ایجاد کننده کمر درد و تعیین ارتباط بین سطح آگاهی پرستاران از ریسک فاکتورهای ایجاد کننده کمر درد و شیوع آن انجام گردید.

روش کار: این مطالعه‌ی مقطعی، بر روی 118 پرستار رسمی و پیمانی شاغل در  8 بیمارستان دولتی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی شهر شیراز با حداقل یک سال سابقه ی کار صورت پذیرفت. به منظور ارزیابی سطح آگاهی پرستاران از ریسک فاکتورهای کمر درد، از یک پرسشنامه‌ی چهار بخشی استفاده گردید. آنالیز آماری با استفاده از نرم افزار SPSS (ver 11.5)5 انجام شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون‌های T-Test، One Way ANOVA و Duncan صورت گرفت.

یافته ها: طی یک‌سال گذشته 7/79 % (94 نفر) افراد مورد مطالعه به کمر درد مبتلا بودند که از این تعداد، 2/10 % (12نفر) را مردان و 5/69 % (82 نفر) را زنان تشکیل می دادند. سطح آگاهی پرستاران از ریسک فاکتورهای کمر درد در بیمارستان‌های مختلف از لحاظ آماری اختلاف معنی داری با هم نداشتند. نیمی از پرستاران در پاسخ به سوالات بسته، سطح آگاهی پایین تا متوسط و نیمی دیگر سطح آگاهی خوبی داشتند و بیش‌ترین منبع کسب اطلاعات افراد مورد مطالعه از ریسک فاکتورهای ایجاد کننده کمر درد  مربوط به دوران تحصیلات دانشگاهی بود.

نتیجه گیری: کمردرد در بین پرستاران مورد مطالعه از شیوع بالایی برخوردار است. سطح آگاهی آنان از ریسک فاکتورهای کمر درد نیاز به ارتقا داشته و علاوه بر آموزش‌های دانشگاهی که عمده منبع کسب اطلاعات آن‌ها در این زمینه می‌باشد، لازم است آموزش‌های ضمن خدمت به آنان ارایه شود.


زهرا زمانیان، مصطفی ساتیاروند، مهسا ناصرپور، منصوره دهقانی،
دوره 2، شماره 1 - ( 2-1391 )
چکیده

مقدمه: صدای ناشی از تجهیزات مدرن کشاورزی، جمعیت بسیاری از مردمان جهان را که به این شغل مشغولند متاثر می سازد و ورود   فن آوری های نو به حوزه کشاورزی در جهت مکانیزاسیون، تسهیل و تسریع امور، عوامل زیان آور جدیدی را باعث شده است که از جمله آن‌ها می توان به آلودگی صدا اشاره نمود.

روش کار: این مطالعه با هدف ارزیابی صدای ماشین آلات به کار رفته در بخش صنعت کشاورزی نیشکر، به منظور مشخص نمودن اقدامات بهینه کنترل صدا در این بخش، صورت گرفته است . برای رسیدن به این هدف، در ابتدا ماشین آلات به کار رفته در صنعت کشاورزی نیشکر بررسی شدند و طبق کاربرد در شش گروه جای گرفتند. با بررسی دستگاه ها و اندازه گیری تراز فشار صدای ناشی از آن‌ها، دستگاه دروگر نیشکر که بیش‌ترین سرو صدا را ایجاد می‌نمود شناسایی و مطالعات بعدی بر روی آن متمرکز گردید.

یافته ها: میزان متوسط تراز معادل 8 ساعته در موقعیت گوش راننده داخل کابین دروگر نیشکر در حالت ایستاده و دور موتور 1800 برابر 2/87 دسی بل A اندازه گیری گردید، در حالی‌که با افزایش دور موتور به 2100 در حالت قبلی میزان متوسط تراز معادل 8 ساعته در موقعیت گوش راننده به 3/92 دسی بل A افزایش یافت. از طرفی میزان تراز صدای دریافتی در موقعیت اطرافیان در سمت چپ و راست دروگر با یک‌دیگر اختلاف معنی داری نداشت و میزان متوسط تراز صدا در حالت سکون 88 دسی بل A و در حال حرکت 94/97 دسی بل A اندازه گیری شد.

نتیجه گیری: تاثیر دور موتور در ترازهای کلی و نیز آنالیز اکتاو باند به وضوح نشان داده شد و هم‌چنین میزان کم اختلاف صدای داخل و بیرون کابین نشان دهنده عملکرد ضعیف کابین دروگر بود که جهت کاهش صدای دریافتی راننده می توان ارتقاء کیفیت و افزایش عملکرد کابین را توصیه نمود.


امیرحسین داودیان طلب، فرید امیر زاده، محسن مشکانی، سعیده پور احمد، اسدالله افشین، امیرعباس مفیدی، بهروز براتی،
دوره 2، شماره 2 - ( 6-1391 )
چکیده

مقدمه: در حین عمل جراحی در اتاق‌های عمل، خطر بروز آتش سوزی وجود دارد. کارشناسان تخمین می‌زنند سالانه در حدود 100 مورد آتش سوزی در اتاق‌های عمل بیمارستان‌های آمریکا رخ می‌دهد که 10 تا 20 مورد به جراحات شدید و 1 تا 2 مورد به مرگ افراد منجر می‌شود. این گونه حوادث علیرغم پایین بودن میزان تکرار، از شدت بالایی برخوردار بوده و در صورت وقوع می‌توانند آسیب‌های جدی یا مرگ بیماران را به همراه داشته باشند.

روش کار: این مطالعه توصیفی- تحلیلی از نوع مقطعی در بیمارستان‌های دانشگاه علوم پزشکی شیراز انجام شد. در این مطالعه میزان آگاهی پرسنل اتاق عمل به روش‌های پیشگیری و کنترل حریق، همچنین ارتباط این دو فاکتور با نوع شغل و سابقه کاری مورد بررسی قرار گرفت. از طرفی تمامی پرسنل اتاق عمل بیمارستان‌های دانشگاه علوم پزشکی شیراز به صورت سرشماری مورد ارزیابی قرار گرفتند. برای جمع آوری اطلاعات، از پرسشنامه و به منظور بررسی ارتباط میان میزان آگاهی پرسنل اتاق عمل با دو فاکتور نوع شغل و سابقه کار، از آزمون آماری کای اسکوئر استفاده شد. همچنین برای انجام تحلیل‌های آماری، نرم افزار SPSS نسخه 14 به‌کار گرفته شد.

یافته ها: در این مطالعه از مجموع 220 پرسشنامه آگاهی از روش‌های پیشگیری از حریق، 72/19% دارای آگاهی کامل، 62/19% دارای آگاهی نسبی، 37/19% دارای آگاهی کم و 97/40% فاقد آگاهی بودند. در رابطه با پرسشنامه آگاهی از روش‌های کنترل حریق نیز، 24% دارای آگاهی کامل و 76% فاقد آگاهی بودند. نتایج آزمون آماری نشان داد که میان آگاهی نسبت به روش‌های کنترل حریق و سابقه کار رابطه معناداری وجود دارد (05/0>pvalue)، اما میان آگاهی نسبت به روش‌های کنترل حریق و نوع شغل رابطه معناداری مشاهده نگردید. همچنین هیچ رابطه ای میان آگاهی از روش‌های پیشگیری از حریق با سابقه کار و عنوان شغلی شرکت کنندگان دیده نشد.

نتیجه گیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد، میزان آگاهی پرسنل اتاق عمل در خصوص روش‌های کنترل و پیشگیری از حریق پایین می‌باشد. همچنین نتایج حاکی از آن بود که میزان آگاهی از روش‌های کنترل نسبت به روش‌های پیشگیری حریق پایین‌تر است. با توجه به بالقوه بودن خطر حریق در اتاق عمل و آسیب پذیر بودن بیماران و کارکنان در شرایط جراحی، پیشنهاد می‌شود اقداماتی به منظور افزایش سطح آگاهی صورت پذیرد که از آن جمله می‌توان به برنامه نیاز سنجی آموزشی، برگزاری کارگاه های آموزشی در خصوص روش‌های پیشگیری و کنترل حریق اشاره نمود. 


زهرا زمانیان، منصوره دهقانی، هادی دانشمندی،
دوره 2، شماره 2 - ( 6-1391 )
چکیده

مقدمه: طبق مطالعات انجام شده، تعداد قابل توجهی از افراد شاغل در صنایع، پرسنل خدماتی (آتش‌نشان‌ها، پزشکان، پرستاران و ...) در نظام نوبت کاری مشغول به کار هستند. شیوع گسترده نوبت کاری در جوامع صنعتی و بروز مسایل و مشکلات ناشی از آن، دانشمندان و پژوهشگران را بر آن داشت تا پیرامون این موضوع به تحقیق و مطالعه بپردازند. این مطالعه با هدف بررسی ریتم سیرکادین ملاتونین و کورتیزول و تاثیر نور درخشان بر آن‌ها در نگهبانان دانشگاه علوم بزشکی شیراز انجام شده است.

روش کار: در این مطالعه 20 نفر از نگهبانان دانشگاه علوم پزشکی شیراز مورد بررسی قرار گرفتند. روش گردآوری داده ها به این صورت بود که در یک مطالعه قبل و بعد در ساعات مختلف شبانه روز (22/19/16/13/10/7/4/1) از افراد مورد مطالعه نمونه های خون تهیه و سطح کورتیزول و ملاتونین نمونه های خون به ترتیب با استفاده از روش های Radioimmunoassay (RIA)3  و روش ایمونواسی آنزیم تعیین شد. تجزیه و تحلیل داده ها به وسیله نرم افزار 16.0 SPSS   و با استفاده از آزمون One-Way ANOVA انجام گرفت.

یافته ها: نتایج این مطالعه نشان داد که با افزایش شدت روشنایی در شب، سطح کوتیزول پلاسما افزایش می یابد. همچنین مشخص گردید که بین میانگین سطح کورتیزول پلاسما در روشنایی معمولی و روشنایی 4500 لوکس از نظر آماری تفاوت معنی‌داری وجود ندارد، در صورتی که بین میانگین سطح کورتیزول پلاسما در روشنایی معمولی و روشنایی 9000 لوکس و سطح کورتیزول پلاسما در روشنایی 4500 لوکس و 9000 لوکس از نظر آماری تفاوت معنی داری وجود دارد. نتایج نشان دادند که با افزایش شدت روشنایی در شب، سطح ملاتونین پلاسما کاهش می یابد و بین میانگین سطح ملاتونین پلاسما در روشنایی معمولی و روشنایی 4500 لوکس از نظر آماری تفاوت معنی داری وجود دارد و حال آن‌که در صورتی که بین میانگین سطح ملاتونین پلاسما در روشنایی معمولی و روشنایی 9000 لوکس و سطح ملاتونین پلاسما در روشنایی 4500 لوکس و 9000 لوکس از نظر آماری تفاوت معنی داری وجود ندارد.

نتیجه گیری: این مطالعه با بررسی و تحقیق در مورد گوشه‌هایی از عوارض و اثرات ناشی از نوبت‌کاری در نگهبانان دانشگاه علوم پزشکی شیراز نشان داد که تماس شغلی با روشنایی درخشان می تواند بر برخی شاخص های زیستی(ترشح کورتیزول و ملاتونین) تاثیر گذار باشد. 


فریده گلبابایی، حمیدرضا پورآقا شاهنشین، محمدرضا پورمند، علی کریمی، عباس رحیمی فروشانی،
دوره 2، شماره 4 - ( 11-1391 )
چکیده

مقدمه: به منظور کنترل آلاینده های گازی شکل حاصل ازمنابع آلودگی هوا، روش های مختلفی وجود دارد که از جمله کاراترین و مقرون به صرفه ترین آن‌ها می توان به بیو فیلتراسیون اشاره نمود. هدف از این مطالعه استفاده از گونه خالص سودوموناس پتیدا به عنوان بستر متحرک در یک بیوراکتور دو فازی همزن‌دار با 10% فاز آلی جهت حذف آلاینده تولوئن از جریان هوا میباشد. تولوئن (متیل‌بنزن)، گروه ترکیبات آروماتیک است و به عنوان یک حلال شیمیایی کاربرد دارد. غلظت‌های کم تا متوسط تولوئن، سب خستگی، سرگیجه، ضعف، رفتار نامتعادل، نقصان حافظه، بی‌خوابی، کم‌اشتهایی و کم شدن دید و شنوایی می‌گردد. روش کار: در این مطالعه تجربی در ابتدا باکتری سودوموناس به صورت خالص در فاز آبی حاوی محلول مواد مغذی و ریز مغذی تکثیر شده و با آلاینده تولوئن خو می گیرد. سپس محلول حاوی میکروارگانیزم سودوموناس پتیدا به همراه 10% روغن سیلیکون وارد تانک اصلی بیوراکتور شده و هم چنین جریان هوای حاوی غلظت های معین تولوئن در 5 محدوده غلظتی از Mg/m 3283 تا Mg/m 34710 ودو هواگذرm3/h 0.06 وm3/h 0.12وارد بیو راکتور میشود. پس از آن مقدار آلاینده و میزان co2 در ورودی و خروجی بیوراکتور اندازه گیری میگردد. در نهایت کارایی بیوراکتور حاوی سودوموناس پتیدا طی 17 روز کاری برای هر متغیر بررسی می شود. یافته ها: یافته های حاصل بیانگر این مطلب بود که در هواگذرهای m3/h 0.06وm3/h 0.12بیوراکتور حاوی گونه خالص سودوموناس پتیدا به ترتیب کارایی حداقل 97% و 25% را در محدوده غلظتی Mg/m 3283 تا Mg/m 34710 نشان میدهد. تحلیل های آماری صورت گرفته توسط روش ANOVA بیانگر این مطلب بود که در دو هواگذر m3/h 0.06و m3/h 0.12، راندمان حذف و درصد معدنی شدن اختلاف معنی داری را نشان می دهند.(Pvalue =0.01). نتیجه گیری: نتایج حذف بسیار بالا به علت شرایط بهینه ایجاد شده برای سودوموناس در بیوراکتور دو فازی همزندار با 10% فاز آلی می باشد.
عباسعلی کسایی نسب، علی کریمی ، مهدی جهانگیری، علی رضا دارابی نژاد، رضا رستمی،
دوره 3، شماره 1 - ( 2-1392 )
چکیده

مقدمه: مواجهه با بیوآئروسل‌ها با گستره ی وسیعی از اثرات بهداشتی شامل اثرات سمی حاد، آلرژی و سرطان در ارتباط است. این مطالعه با هدف تعیین نوع و تراکم بیوآئروسل‌ها در هوای یکی از کشتارگاه‌های صنعتی دام در شهر شیراز انجام شده است.

.

روش کار: در این مطالعه مقطعی در مجموع تعداد 112 نمونه ی هوا از بخش های مختلف کشتارگاه صنعتی دام جمع آوری شد. براساس روش موسسه ی ایمنی و بهداشت امریکا نمونه برداری از بیوآئروسل‌ها بر اساس محیط های کشت آگار خونی و دکسترو آگار و نمونه بردار تک مرحله ای آندرسن با دبی 3/28 لیتر در دقیقه، مدت زمان نمونه برداری 10 دقیقه انجام و تراکم ها بر حسب CFU/m3 تعیین شدند.

 .

یافته ها: بیشترین آلودگی در محل پخت خون(CFU/m3 44/3281) و کمترین آلودگی در محل تحویل گوشت (CFU/m3 1/99) بود. یافته های این بررسی همچنین نشان داد تراکم بیوآئروسل‌ها در کشتارگاه صنعتی دام 28 برابر بیشتر از تراکم زمینه در فاصله ی 5 کیلو متری کشتارگاه به عنوان نقطه مرجع می باشد و 5 گونه قارچ مشاهده شد که گونه‌های غالب آسپرژیلوس نایجر و پنیسیلیوم بودند

 .

نتیجه گیری: تراکم بیوآئروسل‌ها در کشتارگاه صنعتی دام در مقایسه با نقطه ی مرجع و حدود پیشنهاد شده توسط برخی سازمان ها بالاتر بوده و لازم است اقدامات لازم از جمله بهسازی فرآیند، فعالیت‌های فنی مهندسی شامل استفاده از سیستم های تهویه مناسب و همچنین اقدامات کنترلی فردی و مدیریتی صورت گیرد.


علی کریمی، فریده گلبابایی، مسعود نقاب، محمد رضا پورمند، روناک بختیاری، کاظم محمد،
دوره 3، شماره 2 - ( 5-1392 )
چکیده

در این مطالعه به منظور کنترل بخارات زایلن موجود در هوا، یک بیوراکتور همزن‌دار در مقیاس آزمایشگاهی طراحی گردید و در مرحله بعد بیوراکتور با نسبت 1 به 3 از کنسرسیوم میکروبی و محلول مغذی به منظور حذف بخارات زایلن راه اندازی شد. عملکرد بیوراکتور در حذف بخارات زایلن با افزودن 10% روغن سیلیکون به عنوان فاز آلی در محدوده غلظتی mg/m3 551 تا mg/m3 3330 به مدت 432 ساعت مورد پایش و بررسی قرار گرفت. نتایج حاصل از تجزیه بیولوژیکی زایلن در این مدت نشان داد که راندمان حذف زایلن تا محدوده غلظت mg/m3 2756 مقدار 82% می باشد. همچنین افزودن 10% روغن سیلیکون موجب بهبود ظرفیت حذف زایلن به میزان 7/85% نسبت به بستر بدون فاز آلی گردید. نتایج حاصل از آزمایشات میکروب شناسی نشان داد که در حضور زایلن سه گونه Pseudomonas putida ، Chryseobacterium و Ralstonia pickettii یافت شد. به‌طور کلی یافته‌های این تحقیق نشان داد که استفاده از بیوراکتورهای دوفازی همزن‌دار در زمینه کنترل بخارات زایلن از جریان هوای آلوده، موفقیت آمیز می باشد.
سمیه فرهنگ دهقان، محمد رضا منظم، پروین نصیری، زهره حقیقی کفاش، مهدی جهانگیری،
دوره 3، شماره 3 - ( 9-1392 )
چکیده

مقدمه: صدا به عنوان یکی از عوامل شایع زیان آور محیط‌های کاری، علاوه بر مشکلات جسمانی سبب بروز اثرات سوء فراوانی بر سلامت روان افراد نیز می شود. این مطالعه توصیفی– مقطعی با هدف اندازه گیری مواجهه صدای کارکنان یک مجتمع پتروشیمی و ارزیابی میزان آزاردهندگی آن انجام پذیرفت.

.

روش کار: برای این منظور 47 نفر از کارکنان بخش اداری و تولید این مجتمع پتروشیمی تحت مطالعه قرار گرفتند. ابتدا جهت ارزیابی میزان مواجهه صدای کارکنان، دزیمتری صدای کارکنان بخش تولید و آنالیز فرکانسی محیط‌های اداری توسط دزیمتر CEL-272 و صدا سنج 2236B&K- صورت گرفت. بعد از آن، پرسشنامه میزان آزاردهندگی صدای محل کار توسط این افراد تکمیل گردید. این پرسشنامه متشکل از سه بخش بود: نمره دهی به شدت صدای محیط کار، نمره دهی به میزان آزاردهندگی صدای محیط کار و تعیین حالاتی که افراد در طول روز تجربه می‌کنند، مانند احساس خستگی، سستی، کاهش قدرت تمرکز و غیره... بود.

.

یافته ها: نتایج حاصل از اندازه گیری صدای فردی نشان داد که میانگین تراز معادل 8 ساعته در کارکنان بخش تولید 86.13 دسی بل A می‌باشد. طبق یافته های حاصل از آنالیز فرکانسی واحدهای اداری میانگین تراز معادل صدا و معیار (Preferred Noise-Criteria) و PNC به ترتیب 69.4 دسی بل A، و 62 می‌باشد. نتایج حاصل از ارزیابی شدت صدای محیط کار نشان داد که به ترتیب 17.9 و 63.2 درصد از کارکنان بخش اداری و تولید، صدای محیط کار خود را بسیار زیاد ارزیابی نمودند. 10.7 درصد کارکنان بخش اداری میزان آزاردهندگی صدای محیط کار خود را خیلی آزاردهنده عنوان کردند و از نقطه نظر 42 درصد کارکنان بخش تولید صدای محیط کار خیلی آزار دهنده بود. به طور متوسط حدود 49 درصد شاغلین بخش اداری و حدود 60 درصد کارکنان تولید برای تکرار تجربه حالاتی چون احساس خستگی در طی روز گزینه گاهی اوقات و بیشتر را برگزیدند

.

نتیجه گیری: با توجه به آن که نتایج دزیمتری و ارزیابی معیار های صوتی و البته طبق خود اظهاری پرسنل از برآورد شدت و آزاردهندگی صدای محیط کار خود، نیاز به ارایه راهکارهای فنی - مدیریتی اصولی جهت کاهش میزان مواجهه کارکنان بخش تولید و کاهش صدای محیطی در راستای کاهش مواجهه کارکنان اداری در این مجتمع بسیار احساس می‌شود.


مهدی جهانگیری، مسعود نقاب، رضا رستمی، ماندانا آقابیگی، وحید خادمیان، فروغ زارع دریسی،
دوره 3، شماره 4 - ( 11-1392 )
چکیده

مقدمه: بیوآئروسُل‌‌های منتشر شده از فرایندهای تصفیه پساب می توانند حاوی عوامل بیماریزای موجود در فاضلاب باشند و سلامت کارکنان شاغل در تصفیه خانه های فاضلاب را در معرض خطر قرار دهند. هدف از انجام این مطالعه ارزیابی وضعیت انتشار بیوآئروسُل‌ها در واحدهای مختلف یک تصفیه خانه فاضلاب بهداشتی بود.

روش کار: این مطالعه به شکل مقطعی در بخش های مختلف یک تصفیه خانه فاضلاب بهداشتی انجام شد. برای این منظور از محیط های کشت آگار خونی و دکسترو آگار و نمونه بردار تک مرحله ای آندرسون با دبی 3/28 لیتر در دقیقه استفاده شد. مدت زمان نمونه برداری به طور متوسط 10 دقیقه بود. نمونه های جمع آوری شده بلافاصله در آزمایشگاه به مدت 48 ساعت در انکوباتور قرار گرفته و سپس مورد شمارش قرار گرفتند.

یافته ها: بر اساس نتایج این مطالعه میانگین تراکم ‌ بیوآئروسُلهای باکتریایی و قارچی در کل واحدهای تصفیه پساب به ترتیب CFU/m3 30/23± 86/412 و CFU/m3 99/23± 72/53 اندازه گیری شد. آلودگی میکروبی هوا در فاصله ی یک کیلومتری (نقطه مرجع) 17 برابر کمتر از میانگین تراکم اندازه گیری شده در واحدهای تصفیه پساب بود.

نتیجه گیری: فرایندهای تصفیه پساب می توانند سبب آلودگی هوای اطراف تصفیه خانه به بیوآئروسُل‌ها به ویژه باکتری‌ها شوند که ضروری است اقدامات لازم جهت کنترل انتشار آلودگی و حفاظت از سلامت کارکنان در برابر مخاطرات ناشی از استنشاق آنها به عمل آید.


علی کریمی، فریده گلبابایی، مسعود نقاب، محمد رضا پورمند، روناک بختیاری، کاظم محمد،
دوره 3، شماره 4 - ( 11-1392 )
چکیده

مقدمه: در اغلب شرایط واقعی انتشار آلودگی حاصل از فرآیندهای صنعتی، معمولا ترکیبات شیمیایی به‌صورت گروهی در فضا رها میشوند و کمتر پیش میآید که یک ترکیب شیمیایی به‌طور خالص منتشر شود. هدف از این مطالعه امکان سنجی حذف بخارات BTX (بنزن، تولوئن و زایلن) موجود در هوا، به کمک یک بیوراکتور همزن‌دار در مقیاس آزمایشگاهی میباشد.

.

روش کار: برای دستیابی به هدف اصلی مطالعه، باکتری های تصفیه کننده BTX از فاضلاب خروجی یک پالایشگاه نفت استخراج و در بیوراکتور همزن‌دار به‌کار گرفته شدند. همچنین روغن سیلیکون به منظور بهبود راندمان تصفیه در نسبت های مختلف به بیوراکتور اضافه گردید و پارامترهای عملکردی بیوراکتور در شرایط مختلف ارزیابی شد و بهینه ترین حالت شناسایی گردید.

.

یافته ها: عملکرد بیوراکتور در حذف بخارات BTX با افزودن 10% روغن سیلیکون به عنوان فاز آلی نشان داد که ظرفیت حذف و راندمان حذف بنزن، تولوئن و زایلن به ترتیب تا محدوده غلظت های mg/m3 1730، mg/m3 1710 و mg/m3 1380 با افزایش غلظت ورودی روند افزایشی خود را ادامه می دهند. در این غلظت ها ظرفیت حذف و راندمان حذف بنزن به ترتیب g/m3/h 59 و 100% ، تولوئن g/m3/h 58 و 100% و زایلن g/m3/h 42 و 91% می باشند. ظرفیت حذف کل برای هر سه ترکیب g/m3/h 159 با راندمان 91 تا 100% می باشد.

.

نتیجه گیری: افزودن روغن سیلیکون موجب بهبود ظرفیت حذف بنزن، تولوئن و زایلن نسبت به بستر بدون فاز آلی گردیده است. به‌طور کلی نتایج این تحقیق نشان داد که استفاده از بیوراکتورهای دوفازی همزن‌دار در زمینه کنترل بخارات BTX از جریان هوای آلوده، موفقیت آمیز می باشد.


مسعود نقاب، کیامرث حسین زاده، جعفر حسن زاده،
دوره 4، شماره 3 - ( 6-1393 )
چکیده

مقدمه: بنزین مخلوط پیچیده ای از بالغ بر 500 هیدرو کربن مختلف است. حذف سرب از بنزین توام با افزودن مقدار قابل توجهی از هیدروکربن‌های عطری تک حلقه‌ای دارای سمیت کلیوی و کبدی، نظیر تولوئن و زایلن همراه بوده است. هدف اصلی این مطالعه، تعیین این نکته بود که آیا مواجهه با بنزین بدون سرب تحت شرایط کاری عادی با عوارض کبدی و کلیوی همراه است یا خیر.

.

روش کار: در این مطالعه مقطعی، تعداد 200 نفر از کارگران دارای مواجهه شغلی با بنزین بدون سرب در پمپ بنزین‌های شیراز و 200 نفر فاقد مواجهه مورد بررسی قرار گرفتند.با استفاده از روش‌های استاندارد غلظت تولوئن و زایلن در هوا اندازه گیری شد. علاوه بر آن نمونه خون و ادرار برای آزمایشات روتین بیوشیمیایی عملکرد کلیه و کبد از کارگران گرفته شد.

.

یافته ها: میانگین هندسی غلظت بنزن، تولوئن و زایلن در هوای پمپ بنزینها به ترتیب 24/0، 37/0و64/0 پی پی ام بدست آمد. نتایج آزمایشات بیوشیمیایی خون نشان داد میانگین بیلی‌روبین مستقیم،آسپارتات آمینوترانسفراز،آلانین آمینو ترانسفراز، اوره خون و کراتینین به‌طور معنی داری در گروه دارای مواجهه بیش از گروه مرجع بوده، آلبومین سرم،پروتیین، سدیم و پتاسیم در گروه مواجهه به‌طور معنی داری کمتر از گروه فاقد مواجهه می‌باشد. بیلی‌روبین توتال،آلکالین فسفاتاز و پتاسیم هیچ تفاوت معنی داری بین دو گروه نداشت. میانگین تمام پارامترها در هر دو گروه مواجهه و فاقد مواجهه در محدوده طبیعی قرار داشت.

.

نتیجه گیری: میانگین مواجهه کارگران پمپ بنزینها با تولوئن و زایلن از حدود مجاز مواجهه شغلی این ترکیبات کمتر است. با این‌وجود، چنین مواجهه‌ای موجب تغییراتی جزیی، تحت بالینی و پیش پاتولوژی در تست‌های عملکردی کلیه و کبد کارگران مواجهه یافته شده است، اگرچه اهمیت کلینیکی و ارزیابی نتایج درازمدت تغییرات مشاهده شده در تست‌های عملکرد کبد و کلیه کارگران مواجهه یافته در مقایسه با گروه فاقد مواجهه نیازمند مطالعات بیشتری است.


حسین ماری اریاد، فروغ زارع دریسی، مهدی جهانگیری، مسعود ریسمانچیان، علی کریمی،
دوره 4، شماره 3 - ( 6-1393 )
چکیده

زمینه و هدف: یکی از عوامل موثر بر کیفیت هوای داخل ساختمان‌ها، عملکرد سیستم‌های تهویه مطبوع هوا است. این سیستم‌ها ضمن فراهم کردن هوای تمیز و بدون بو ، دما، رطوبت و نیز جریان هوا را جهت راحتی و آسایش ساکنان ساختمان فراهم می‌کنند. مطالعه فوق با هدف بررسی کارایی سیستم تهویه مطبوع در یک ساختمان اداری در شهر تهران انجام شد.

.

روش بررسی: به منظور بررسی نظرات کارکنان در زمینه عملکرد سیستم HVAC از یک پرسشنامه خود ساخته استفاده شد. برای ارزیابی عملکرد سیستم HVAC سرعت جریان در توزیع کننده‌ها اندازه‌گیری گردید. به‌علاوه میزان دی اکسید کربن، دمای هوا و سطح رطوبت نسبی در تمامی طبقات ساختمان مورد سنجش قرار گرفت. نحوه توزیع هوا به داخل ساختمان نیز با استفاده از تست دود بررسی شد.

.

یافته ها: بیشتر افراد مورد بررسی از جهت جریان هوا، گرما و بوی سیگار شکایت داشتند. بالاترین مقدار دی اکسید کربن در رستوران و به میزان 930 پی پی ام اندازه گیری شد. حداکثر و حداقل رطوبت نسبی و دما به ترتیب 4/28 -23 درصد و 3/28- 8/13 درجه سانتیگراد بود. بررسی‌های حاصل از تست دود نشان داد که جهت و یا توزیع جریان هوا در یک سوم از توزیع کننده‌های هوا نامناسب می‌باشد.

.

نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد که مهم‌ترین نقص در سیستم HVAC مورد بررسی ناشی از توزیع و جهت نامناسب جریان هوا بوده و با تنظیم و بالانس سیستم HVAC می توان آن را اصلاح نمود.


رضوان عابدینلو، نرمین حسن زاده رنگی، یحیی خسروی، حامد جلیلیان، سپیده مجدآبادی، علی اصغر فرشاد، علی اکبر صادقی، حسن عماری،
دوره 5، شماره 1 - ( 1-1394 )
چکیده

مقدمه: محیط محله نقش مهمی در سلامتی ساکنین دارد. این مطالعه به منظور ارزیابی بهداشت، ایمنی و محیط محلات مرفه و محروم شهر تهران انجام گرفته تا بتواند با بهره گیری از رویکرد ابتکارات جامع محور، سلامت محله را بهبود بخشد.

.

روش کار: در این مطالعه میدانی، مولفه‌های موثر در قالب ابزار سنجش اندازه گیری بهداشت، ایمنی و محیط محله از طریق مشاهده، مصاحبه با ساکنین محله، نتایج اندازه گیری‌های قبلی و همچنین مرور مستندات مورد بررسی قرار گرفت. تعداد 10 محله از طریق نمونه‌گیری خوشه‌ای از 374 محله شهر تهران انتخاب شد. به منظور مقایسه داده‌های میدانی و امکان تصمیم گیری در مورد وضعیت محلات نمونه، از روش کنترل چارت استفاده گردید.

.

یافته ها: نتایج سنجش میدانی مطالعه حاضر نشان داد بطور کلی وضعیت HSE در محله‌های مرفه و محروم شهر تهران در مرز هشدار قرار دارد.

.

نتیجه گیری: ابتکارات جامع محور می‌تواند الگوی مناسب برای توانمندسازی جوامع محلی در راستای ارتقای مولفه‌های بهداشت، ایمنی و محیط زیست محله باشد.


پریسا آزاد، غلامحسین حلوانی، محمدرضا نجیمی، بهرام کوهنورد،
دوره 5، شماره 3 - ( 6-1394 )
چکیده

مقدمه: یکی از مهم‌ترین حوادث، تصادفات جاده ای می‌باشد که باعث مرگ و جراحات تعداد زیادی از افراد و هم‌چنین خسارات اقتصادی کلان می‌شود. براساس مطالعات انجام شده، عامل انسانی اصلی ترین نقش را در بروز تصادف های رانندگی دارد. بنابراین هدف از این مطالعه بررسی نقش عوامل رفتاری در حوادث غیر مرگبار رانندگی است.

.

روش کار: مطالعه به‌صورت تحلیلی بر روی 150 نفر از رانندگان سیستم حمل و نقل درون شهری و برون شهری استان یزد انجام شد. ابزار پژوهش پرسش‌نامه دو قسمتی بود که در قسمت اول اطلاعات دموگرافیک و در قسمت دیگر رفتار رانندگی با استفاده از پرسش‌نامه استاندارد پرسش‌نامه رفتار رانندگی (DBQ) تعیین شد.

.

یافته ها: 9/83% از افراد تقریبا همیشه از کمربند ایمنی استفاده می‌کردند. به تفکیک گروه سنی مشخص شد تخلفات عمدی، لغزش‌ها و اشتباهات بیشتر در رانندگان گروه سنی 25-18 سال بود که ارتباط معناداری بین تخلفات عمدی با گروه سنی وجود داشت (P<0/05). وضعیت ارتباطی عوامل رفتاری بر حسب نوع مالکیت وسیله نقلیه نشان داد که تخلفات عمدی در رانندگان اتوبوس های شخصی بیشتر است و عامل لغزش و اشتباهات بیشتر در رانندگان اتوبوس های دولتی می باشد که ارتباط معناداری بین این عوامل رفتاری و نوع مالکیت وجود داشت. وضعیت ارتباطی عوامل رفتاری به تفکیک سابقه حادثه در سه سال گذشته نشان داد که تخلفات عمدی و غیر عمدی و لغزش ها بیشتر در افراد با سابقه حادثه دو بار می‌باشد (P<0/004).

.

نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که عوامل رفتاری از قبیل سن، نوع مالکیت وسیله نقلیه و سابقه حادثه نقش به‌سزایی در وقوع حوادث رانندگی دارند.


نرمین حسن زاده رنگی، یحیی خسروی، علی اصغر فرشاد، رضوان عابدینلو، حامد جلیلیان،
دوره 6، شماره 3 - ( 6-1395 )
چکیده

مقدمه: در سال‌های اخیر میل فزاینده‌ای به ارزیابی ویژگی‌های فیزیکی محله‌های برخوردار و محروم به منظور توضیح اختلافات سلامت اجتماعی به وجود آمده است. محیط محلی نقش بارزی بر سلامت ساکنین آن دارد. در مطالعات محدود گذشته، بخش‌های محدودی از جنبه‌های مختلف در نظر گرفته شده است. این مطالعه با هدف بررسی قابلیت اعتماد ابزار ارزیابی بهداشت، ایمنی و محیط (NHSE) در یکی از محله‌های شهر تهران طرح ریزی شده است.

روش کار: مؤلفه‌‌ها و بخش‌های ابزار سنجش NHSE با استفاده از نتایج مطالعات گذشته و مصاحبه با متخصصین شهری استخراج شد. ابزار سنجش در یکی از محله های شهر تهران توسط 5 نفر مشاهده‌گر استفاده گردید تا قابلیت اعتماد درون مشاهده‌ای و بین مشاهده‌ای آن آزمون شود. در تحلیل داده‌ها از ضریب آلفای کرونباخ، هم‌بستگی درون طبقه‌ای و ضریب کاپا استفاده شد.

یافته ها: هم‌بستگی درون طبقه‌ای و آلفای کرونباخ همه مولفه‌های ابزار به میزان 86/0 محاسبه شد. مقدار کاپای محاسبه شده برای قابلیت اعتماد بین مشاهده‌ای در ردیف 66/0-57/0 و برای قابلیت اعتماد درون مشاهده‌ای در ردیف 62/0-47/0 تعیین شد.

نتیجه گیری: ابزار NHSE از قابلیت اعتماد بین مشاهده‌ای، تکرارپذیری و پایایی درونی مطلوبی برای سنجش مؤلفه‌های بهداشت، ایمنی و محیط محله برخوردار است.


محمد بیروتی، هادی دانشمندی، سید ابوالفضل ذاکریان، محمد فرارویی، زهرا زمانیان،
دوره 6، شماره 4 - ( 9-1395 )
چکیده

مقدمه: خطاهای انسانی از مهم‌ترین چالش‌های محیط کاری می‌باشد. یکی از سیستم‌هایی که خطاهای انسانی به وفور در آن رخ می‌دهد، سیستم مراقبت‌های بهداشتی می‌باشد. براساس مطالعات مختلف بیش از دوسوم خطاهای پزشکی قابل پیش‌گیری هستند. برای ارزیابی خطاهای انسانی روش های مختلفی ارایه شده که تمامی آنها در صنایع مختلف، مخصوصا صنایع هسته ای گسترش پیدا کرده است. هدف این مطالعه ارزیابی کاربرد روش HEART در سیستم‌های بهداشتی و درمانی و صحت نتایج می‌باشد.

روش کار: این مطالعه به صورت کیفی در بخش مراقبت‌های ویژه جراحی یکی از بیمارستان‌های شیراز انجام گرفت. خطاهای ثبت شده پرستاران بخش مراقبت‌های ویژه برحسب وظیفه تفکیک و سپس وظایف برحسب تعداد خطاهای ثبت شده رتبه بندی شدند. با استفاده از روش AHP-HEART احتمال خطای وظایف پرستاران برآورد شد و رتبه بندی حاصل از نتایج روش AHP-HEART و خطاهای ثبت شده پرستاران در بیمارستان با یک‌دیگر مقایسه گردید. هم‌چنین اولویت بندی عوامل موثر بر خطا با استفاده از روش های AHP و AHP-HEART با استفاده از آزمون پیرسون با یک‌دیگر مقایسه شد..

یافته ها: نتایج مطالعه نشان داد که در اولویت بندی وظایف برحسب وفور خطا بین روش HEART و داده‌های ثبت شده خطای پرستاران سازگاری وجود دارد و در مقابل در اولویت بندی عوامل موثر بر خطا بین روش های AHP و AHP-HEART هیچ هم‌بستگی معناداری یافت نشد.

نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده می‌توان نتیجه‌گیری نمود، اگرچه روش HEART در رتبه بندی وظایف از نظر بزرگی احتمال خطا موفق بود، اما برای ارایه راه کار و اقدامات کنترلی مناسب و موفق تر لازم می‌باشد که ضرایب شرایط به وجود آورنده خطا برای وظایف پرستاران بومی سازی شود.


نرمین حسن زاده رنگی، یحیی خسروی، علی اصغر فرشاد، حامد جلیلیان،
دوره 7، شماره 1 - ( 1-1396 )
چکیده

مقدمه: شغل راه‌بری قطار درون شهری در طبقه مشاغل نوظهور در ایران است. مطالعات محدودی در این زمینه وجود دارد، بنابراین، بار کار فیزیکی شغل راه‌بری و عوامل موثر بر آن به خوبی مشخص نشده است. در این مطالعه، وظایف و بار کار فیزیکی شغل راه‌بری واکاوی می‌شود و راه‌کارهای کنترلی ارایه می‌گردد.

روش کار: در این مطالعه تلفیقی، تجزیه و تحلیل شغل و روش QEC جهت ارزیابی سطح مواجهه بار کار فیزیکی شغل راه‌بری مترو به کار رفت. روش‌های مختلفی شامل بررسی میدانی، بررسی اسنادی، مصاحبه انفرادی، مصاحبه گروهی و بحث گروهی متمرکز جهت بررسی عوامل موثر بر بارکار فیزیکی و استخراج راه‌کارهای پیشنهادی استفاده شد.

یافته ها: سطح مواجهه کل بدن با بار کار فیزیکی در شغل راه‌بری مترو در وضعیت غیرقابل قبول ارزیابی شد. اگرچه مواجهه در نواحی کمر، شانه/بازو، مچ دست/دست زیر خط آستانه 70 درصد بود، مواجهه در ناحیه گردن باعث بار کار فیزیکی بیش از حد در کل بدن شده است. مضمون‌های متعددی شامل عدم حمایت کامل از بدن، دید ناکافی روی ریل و نمایش‌گرها، پوسچر کاری نامناسب بدن و چیدمان نامناسب میز به عنوان مهم‌ترین عوامل موثر بر بار کار فیزیکی استخراج شد.

نتیجه گیری: یک طرح مداخله‌ای با اهداف الف) حمایت کامل از بدن راه‌بر توسط صندلی، سکو و زیر پایی، ب) دید کافی از روی میز راه‌بری و ریل، ج) پوسچر کاری مناسب بدن در حالت نشسته، دسترسی آسان و دید کافی و د) چیدمان مناسب میز راه‌بر از نظر کنترل‌ها، کلیدها و نمایش‌گرها پیشنهاد شد.


احسان گروسی، عادل مظلومی، رضا کلانتری، مصطفی حسینی،
دوره 7، شماره 4 - ( 9-1396 )
چکیده

مقدمه: پرستاری از جمله مشاغلی است که در آن شاغلین به علت بارکاری فیزیکی و استرس شغلی بالا در معرض ریسک خستگی و اختلالات اسکلتی و عضلانی قرار دارند. متصل کردن ست سرم به محلول های سرمی یکی از وظایف تکراری پرستاران در هر شیفت کاری می باشد که می تواند باعث ایجاد درد و ناراحتی در دست شود. هدف از انجام  پژوهش طراحی و ارزیابی ارگونومیکی دستگاه متصل کننده ست سرم به محلول سرم در شغل پرستاری می باشد.

روش کار: مطالعه حاضر از نوع تجربی و مداخله ای بوده که بر روی 12 نفر از پرستاران (6 زن و 6 مرد)  در سه فاز انجام شد. فاز اول بررسی وضعیت متصل کردن دستی ست سرم، فاز دوم طراحی و ساخت دستگاه متصل کننده ست سرم و فاز سوم ارزیابی ارگونومیکی دستگاه ساخته شده بود. در فاز اول و سوم میزان کوشش درک شده توسط پرستاران با مقیاس ده    گزینه ای بورگ و سطح فعالیت انقباضی عضلات دست با روش الکترومیوگرافی در هنگام متصل کردن ست سرم مورد ارزیابی قرار گرفت. اطلاعات حاصل از فاز اول (متصل کردن دستی) با اطلاعات فاز سوم (متصل کردن مکانیکی) توسط آزمون های آماری مورد مقایسه قرار گرفت.

یافته ها: میانگین کوشش درک شده توسط پرستاران در حالت متصل کردن دستی ست سرم 1.2±5  (از10) و در حالت متصل کردن مکانیکی 0.49±2.3 به دست آمد. بین میزان فعالیت انقباضی 5 عضله از 6 عضله مورد بررسی (باز کننده انگشتان، دو سر بازو، سه سر بازو، دلتویید و خم کننده رادیال مچ) در دو حالت اتصال دستی و مکانیکی تفاوت های معنی داری با    05/0>P-value  وجود داشت.

نتیجه گیری: استفاده از دستگاه متصل کننده ست سرم با کاهش کوشش درک شده و کاهش سطح فعالیت انقباضی عضلات در ناحیه دست و مچ دست همراه بود. این دستگاه  می تواند به عنوان یک ابزار ارگونومیک کار پرستاران، برای راحت سازی وظیفه متصل کردن ست سرم به محلول مورد استفاده قرار گیرد.


مهدی جهانگیری، فاطمه رجبی، صابره دوستی، محمد قربانی، سعیده جعفری،
دوره 7، شماره 4 - ( 9-1396 )
چکیده

مقدمه: کارکنان شاغل در آشپزخانه ها به علت لغزندگی ناشی از آلاینده هایی مانند روغن، آب و مواد غذایی در معرض حوادث سرخوردن می باشند. این مطالعه با هدف بررسی شیوع و ارزیابی ریسک سرخوردن در آشپزخانه های صنعتی شهر شیراز انجام شد.

روش کار: این مطالعه مقطعی بر روی 322 مورد از آشپزخانه های صنعتی شهر شیراز که مایل به همکاری بودند، (تعداد کل رستوران ها 1303 مورد و روش نمونه برداری تصادفی ساده) انجام شد. برای ارزیابی ریسک سر خوردن از نرم افزار ارزیابی ریسک سر خوردن (SAT) که توسط اداره اجرایی ایمنی و بهداشت انگلیس (HSE) ارایه شده است، استفاده گردید. اطلاعات مربوط به شیوع حوادث سرخوردن با استفاده از یک پرسش نامه خودساخته جمع آوری گردید. برای اندازه گیری ضریب زبری از دستگاه زبری سنج مدل TQC-SP1560 استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده ازنرم افزار SPSS-22 انجام گردید.

یافته ها: سطح ریسک سر خوردن در 47 درصد  آشپزخانه های مورد بررسی در سطح متوسط و در بقیه موارد در سطح پایین بود. سطح ریسک سر خوردن به طور معنا داری در  بین آشپزخانه های رستوران های سنتی بیش تر از فست فود ها به دست آمد. مقدار زبری سطوح اندازه گیری شده به طور میانگین 4191.91 میکرومتر (µm) بود که بیش ترین و کم ترین مقدار به ترتیب 4458.2 و 3977.3 میکرومتر برآورد شدند. در این مطالعه شیوع حوادث سر خوردن در افراد مورد مطالعه  50.3% گزارش شد و بیش تر حوادث رخ داده در آشپزخانه ها و مهم‌ترین علت حوادث نیز، کثیفی و مرطوب بودن کف بیان گردید.

نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان داد به علت تفاوت در نحوه و زمان سرویس دهی و نیز حجم کاری، سطح ریسک سرخوردن در آشپزخانه های رستوران‌های سنتی بیش تر از فست فود ها است. تقریباً در نیمی از اماکن طبخ مورد بررسی، ریسک سرخوردن در سطح  متوسط به دست آمد که جهت کاهش آن، ضروری است مداخلاتی در خصوص نحوه کنترل نشتی ها و  نظافت محیط کار، خصوصیات کفپوش و استفاده از کفش های ضد سرخوردن در آشپزخانه ها به عمل آید.



صفحه 1 از 2    
اولین
قبلی
1
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به بهداشت و ایمنی کار می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb