جستجو در مقالات منتشر شده


کاربران عمومی فقط به فهرست مقالات منتشر شده دسترسی دارند.
17 نتیجه برای موضوع مقاله:

روح اله حاجی زاده، محمد حسین بهشتی، اسماعیل خداپرست، جواد ملکوتی، حسین رحیمی،
دوره 3، شماره 4 - ( 11-1392 )
چکیده

مقدمه: استرس گرمایی در محیط های کاری، علاوه بر ایجاد ناراحتی های متعدد مانند کاهش آسایش حرارتی و ایجاد تنش‌های گرمایی، در موارد شدیدتر ممکن است منجر به ایجاد حادثه و بیماری‌های ناشی از گرمای بیش از حد گردد. هدف از این پژوهش بررسی وضعیت استرس گرمایی در کارگاه های کوچک شهرستان قم بر اساس شاخص WBGT و همچنین بررسی ارتباط بین WBGT و شاخص های فیزیولوژیکی است.

.

روش کار: این مطالعه به صورت توصیفی – مقطعی در مرداد ماه 1391 در 25 کارگاه کوچک شهرستان قم مشتمل بر10 کارگاه روباز و 15کارگاه سرپوشیده انجام شد. اندازه گیریWBGT براساس استاندارد ISO7243 انجام شد. همچنین پاسخ های فیزیولوژیکی 25 نفر کارگر (یک نفر از هرگارگاه) شامل نبض، فشارخون سیستولیک و دیاستولیک سنجش شد.

.

یافته ها: میانگین شاخص WBGT برای مشاغل سرپوشیده شامل صافکاری، مکانیکی، نقاشی، جوشکاری و درب و پنجره سازی به ترتیب C◦ 55/27، C◦ 45/27، C◦ 64/24، C◦ 73/26 و C◦ 89/25، برای کارگاه‌های روباز صافکاری، مکانیکی و نقاشی C◦ 01/30 و برای کارگاه‌های جوشکاری و درب و پنجره سازی C◦ 52/28 به‌دست آمد. میزان WBGT در مقایسه با میزان استاندارد ISO 7243 درتمام کارگاه‌های کوچک اندازه گیری شده بیشتر از حد مجاز بود. کارگاه‌های صافکاری و نقاشی دارای بیشترین میزان WBGTبودند (به ترتیب C◦ 22/30 و C◦ 03/30) میانگین WBGT کارگاه های صافکاری که نسبت به دیگر مشاغل بیشتر در معرض فضای باز و تابش های خورشیدی بودند با کارگاههای جوشکاری و درب و پنجره سازی اختلاف معناداری داشت (آزمون T-test). بین WBGT و نبض، فشارخون سیستولیک و دیاستولیک رابطه معناداری مشاهده نشد (05/0). نتایج حاکی از آن است که کارگران در معرض استرس حرارتی قرار دارند و انجام مطالعات بیشتر و ایجاد تدابیر جهت مراقبت از کارگران امری ضروری است.

.

نتیجه گیری: میزان استرس حرارتی تقریباً در کلیه ی کارگاه‌های کوچک مورد مطالعه بیشتر از حدود مجاز توصیه شده بوده و در این میان کارگاه های روباز بیشترین میزان استرس حرارتی را داشتند، هرچند استرس های حرارتی با استرس‌های مورد مطالعه همبستگی معناداری را نشان نمی دهند.


محمد حسین بهشتی، اسماعیل خداپرست ، سیده سولماز طالبی، الهه پارسامنش ،
دوره 5، شماره 2 - ( 4-1394 )
چکیده

مقدمه: همه ساله افراد زیادی در صنایع ساختمان سازی دچار جراحات و آسیب های متعددی می شوند. تعیین عواملی که بیشترین مشکلات را در یک فرایند ایجاد می‌نمایند، مهم‌ترین اقدام برای بهبود وضعیت می‌باشد. نمودار پارتو برای کشف موضوعاتی که بیشترین درصد مشکلات را سبب می شوند مورد استفاده قرار می گیرد. هدف از انجام این مطالعه بررسی حوادث ساختمان سازی در استان قم با استفاده از نمودار پارتو می‌باشد.

.

روش کار: در این مطالعه‌ی توصیفی- تحلیلی، کلیه حوادث مربوط به صنعت ساختمان سازی بین سال های 91-88 ثبت شده در سازمان تامین اجتماعی استان قم با استفاده از نمودار پارتو و با کمک نرم افزار مینی تب مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. در این مطالعه 191 حادثه ثبت شده در سازمان تامین اجتماعی استان قم بررسی شد.

.

یافته ها: بر اساس نتایج به‌دست آمده، 3/73 درصد از علل رخداد حوادث، از سقوط افراد و اشیاء نشات گرفته‌اند. 3/73% از حوادث در سنین 20-40 سال اتفاق افتاده‌اند. 4/53 درصد حوادث منجر به جراحت دست و پا شده‌اند. 8/61 درصد حوادث در شش ماهه اول سال اتفاق افتاده است. نتایج این مطالعه نشان می دهد که روزهای چهارشنبه و شنبه به ترتیب 4/19و 8/18 درصد وقوع حوادث را به خود اختصاص داده‌اند و در روزهای جمعه و پنجشنبه نیز به ترتیب با 4/8 و 5/10درصد وقوع حوادث، کمترین میزان حوادث را نشان داده اند.

.

نتیجه گیری: استفاده از نمودار پارتو به عنوان یکی از روش‌های تجزیه و تحلیل و شناسایی علل وقوع می تواند نقش موثری در مدیریت حوادث ناشی از کار، اختصاص صحیح بودجه و زمان داشته باشد


ایرج علیمحمدی، روح اله حاجی زاده، احمد مهری، جواد ساجدی فر، سهیل سعادت، جمشید غلامپور، مهدی کنگاوری،
دوره 5، شماره 4 - ( 9-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: صدای ترافیک یکی از مهمترین معضلات زیست محیطی در جوامع امروزی می باشد. طبق گزارشات سازمان بهداشت جهانی صدای ترافیک عامل ایجاد اختلالات فیزیولوژیکی و روانشناختی می باشد. صدای ترافیک می تواند باعث اختلال در عملکرد ذهنی افراد شود. بنابراین هدف از این مطالعه، بررسی تاثیر صدای ترافیک بر عملکرد ذهنی شرکت کنند گان با توجه پیچیدگی فعالیت می باشد.
 

مواد و روش ها: این مطالعه بر روی 35 نفر از دانشجویان کارشناسی ارشد دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد. صدای ترافیک توسط دستگاه ضبط صوت، ضبط و همزمان با دستگاه صدا سنج ، تراز صدای  ترافیک اندازه گیری شد. سپس شرکت کنند گان در دو حالت محیط آرام و در مواجهه با صدای ترافیک قرار گرفتند و آزمون زمان واکنش انتخابی نوع S3 به عنوان فعالیت ساده و آزمون تعیین نوع s1  به عنوان یک فعالیت پیچیده از بسته نرم افزاری Vienna test System   را اجرا نمودند.
 

یافته ها: مقایسه نتایج حاصل از آزمون زمان واکنش انتخابی و آزمون تعیین در قبل و بعد از مواجهه با صدای ترافیک، نشان داد که با وجود تغییرات اندکی که در متغیرهای میانگین زمان واکنش ذهنی(47/0P=) و میانگین زمان واکنش حرکتی (49/0P=) در آزمون زمان واکنش انتخابی در بعد از مواجهه با صدای ترافیک نسبت به قبل از مواجهه وجود داشت، اما این تغییرات از لحاظ آماری معنی ‌دار نبود. در آزمون تعیین، میانه زمان واکنش(001/0P=)، تعداد محرکات ظاهر شده(014/0P=)، تعداد پاسخ افراد(009/0P=) بعد از مواجهه با صدای ترافیک به ‌طور معنی ‌داری کمتر از محیط آرام بدست آمد. همچنین در تعداد پاسخ ‌های صحیح(091/0P=) و تعداد پاسخ های ناصحیح(073/0P=) تغییرات مشاهده شده از لحاظ آماری معنی دار نبودند.
 

نتایج: نتایج این مطالعه نشان داد که صدای ترافیک در فعالیت ساده تأثیرگذار نبود. اما صدای ترافیک در هنگام فعالیتهای پیچیده، می تواند بر روی میانه زمان واکنش، تعداد محرکات ظاهر شده، تعداد پاسخ افراد به محرکات تاثیر منفی بگذارد.


حمیدرضا حیدری، فریده گلبابایی، شهرام ارسنگ جنگ، علی اکبر شمسی پور،
دوره 6، شماره 3 - ( 6-1395 )
چکیده

مقدمه: با توجه به توسعه شاخص‌های گرمایی متعدد و محدودیت‌های مربوط به هر یک، در این مطالعه کاربردپذیری و اعتبار سنجی شاخص دما- رطوبت (Humidex) در مقابل شاخص استاندارد دمای تر گویسان (WBGT) و دمای تیمپانیک افراد مد نظر بوده است.

روش کار: این مطالعه  به‌صورت مقطعی در بهار و تابستان 1392 در مشاغل روباز نواحی بیابانی و نیمه بیابانی کشور ایران و بر روی163کارگر مرد انجام گرفت. پارامتر‌های محیطی و دمای تیمپانیک افراد به‌طور هم‌زمان اندازه‌گیری و شاخص‌های حرارتی تعیین شدند. با استفاده از نرم افزار SPSS 20، نمودار‌های هم‌بستگی خطی و ضریب توافق Kappa تجزیه و تحلیل آماری انجام شد.

یافته ها: هم‌بستگی دو شاخص Humidex و WBGT در هر دو ناحیه بیابانی و نیمه بیابانی، بسیار بالا به‌دست آمد (98/0


نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان داد شاخص Humidex می‌تواند به عنوان جایگزین مناسبی برای شاخص استاندارد WBGT مورد استفاده قرار گیرد، اما چنان‌چه ارزیابی شرایط دمایی پایین و یا بسیار بالا مد نظر باشد، اکتفا به نتایج ارزیابی شاخص Humidex نمی تواند برآورد واقع بینانه ای از استرین‌های حرارتی وارد بر فرد را نشان دهد.


روح اله حاجی زاده، علی‌رضا کوهپایی، سید محمد حسن رضوی اصل، محمد حسین بهشتی، احمد مهری، سمیه فرهنگ دهقان، آرش اکبر زاده، حمزه محمدی،
دوره 6، شماره 3 - ( 6-1395 )
چکیده

مقدمه: امروزه مواجهه با میدان مغناطیسی با فرکانس‌های بی‌نهایت پایین به دلیل ایجاد عوارض محتمل بر سلامت جسمانی-روانی انسان هدف مطالعات فراوان قرار گرفته است. از اینرو مطالعه حاضر با هدف ارزیابی مواجهه جوش‌کاران قوس الکتریکی با میدان مغناطیسی با فرکانس بی‌نهایت پایین (ELF)، و بررسی رابطه آن با میزان ترشح هورمون پاراتورمون و حالات خلقی آن‌ها صورت گرفت.

روش کار: مطالعه حاضر بر روی 70 نفر در دو گروه مواجهه یافته و مواجهه نیافته با میدان ELF انجام شد. پس از بررسی فعالیت کاری افراد، طبق راهنمای موسسه ملی ایمنی و سلامت شغلی آمریکا (NIOSH)، میدان مغناطیسی با فرکانس بی‌نهایت با استفاده از ELF سنج کالیبره شده در ناحیه‌ی دست، تنه، سر و گردن اندازه‌گیری گردید. میزان ترشح هورمون پاراتورمون (PTH) در دو گروه توسط روش آنالایزر الکتروکمی لومینسانس مورد بررسی قرار گرفت. چک لیست استرس-تحریک (SACL)‌ به منظور ارزیابی حالات خلقی برای هر دو گروه تکمیل شد.  سپس داده های جمع آوری شده به کمک نرم افزار SPSS16 مورد آنالیز قرار گرفتند.

یافته ها: اختلاف میانگین میزان مواجهه با میدان ELF در دو گروه مورد بررسی از لحاظ آماری معنی دار به‌دست آمد (0001/0>p). میانگین سطح ترشح PTH گروه مواجهه یافته نسبت به گروه مواجهه نیافته کم‌تر بود (به ترتیب 54/34 و 37 pg/ml) ، اگرچه این اختلاف میانگین از نظر آماری معنادار نبود (67/0p). در خصوص نوع ارتباط بین میزان مواجهه با میدان ELF و نمره استرس و تحریک و سطح PTH در دو گروه مورد بررسی،  صرفاً رابطه مثبت و معنی داری بین میانگین مواجهه با میدان مغناطیسی ELF و سطح PTH در گروه مواجهه یافته دیده شد (009/0> p, 44/0=r).  

نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که جوش‌کاری به صورت پیوسته می‌تواند به عنوان یکی از منابع تولید کننده میدان الکترومغناطیس با فرکانس بی‌نهایت پایین مدنظر قرار گیرد. برای اثبات فرضیه تاثیر احتمالی میدان مغناطیسی با فرکانس بی‌نهایت پایین بر روی حالات روانی و خلقی افراد از طریق تغییرات هورمون پاراتیرویید، نیاز به انجام مطالعات آزمایش‌گاهی و میدانی دقیق تر و جامع تری می‌باشد.


حمیدرضا حیدری، هدی رحیمی فرد، ابولفضل محمدبیگی، فریده گلبابایی، ربابه صحرانورد، زهرا شکری،
دوره 8، شماره 1 - ( 1-1397 )
چکیده

مقدمه: با توجه به لزوم ارزیابی کارایی یک شاخص حرارتی جدید برای افراد و شرایط مختلف، هدف این مطالعه اعتبار سنجی شاخص جدید آنتالپی در ارزیابی استرس های حرارتی محیط های گرم و خشک می باشد.

روش کار: در این تحقیق که در یک منطقه گرم و خشک کشور انجام گرفت 97 نفر از کارگران فضای سبز شهر قم به طور تصادفی انتخاب و مورد ارزیابی قرار گرفتند. در این مطالعه هم بستگی شاخص آنتالپی و شاخص دمای تر گویسان (WBGT) و نیز هم بستگی هر یک با پاسخ فیزیولوژیکی دمای عمقی بدن مورد بررسی و آنالیز قرار گرفت.

یافته ها: نتایج نشان داد صرف نظر از زمان اندازه گیری شاخص ها، هم بستگی شاخص آنتالپی با شاخص WBGT بهتر از هم بستگی آن با پارامتر دمای عمقی گوش بوده است (756/0=R2 در برابر 391/0=R2). با لحاظ کردن زمان اندازه گیری، مشخص گردید که با افزایش دما و کاهش رطوبت، میزان هم بستگی شاخص ها کاهش می یابد، اگرچه نسبت هم بستگی بیش تر بین دو شاخص آنتالپی و WBGT نسبت به آنتالپی و دمای عمقی گوش در این حالت نیز حفظ شده است.

نتیجه گیری: با توجه به سادگی اندازه گیری شاخص آنتالپی، عدم وابستگی آن به سنجش دمای گویسان و امکان برآورد آن با استفاده از پارامتر های هواشناسی و از سوی دیگر اعتبار مناسب شاخص آنتالپی در مقابل شاخص WBGT و دمای عمقی گوش، می توان شاخص آنتالپی را به عنوان جایگزین مناسبی برای شاخص WBGT و نیز یک شاخص غربال گری محیط های حرارتی روباز در محیط های گرم و خشک مورد توجه قرار داد.


احمد سلطان‌زاده، حمیدرضا حیدری، حیدر محمّدی، ابوالفضل محمّدبیگی، ولی سرسنگی، میلاد درخشان جزری،
دوره 9، شماره 4 - ( 10-1398 )
چکیده

مقدمه: بر اساس نتایج مطالعات و گزارش‌های ارائه شده، حوادث و آسیب ‌های شغلی در صنایع شیمیایی باعث تحمیل خسارت‌های انسانی و مالی شدیدی شده‌اند. این حوادث می توانند حتی بقای یک صنعت شیمیایی را تهدید نمایند. شدت این حوادث در صنایع شیمیایی تحت تاثیر فاکتورهای متفاوتی می‌باشد. بنابراین، تحلیل علّی شدت حوادث شغلی در صنایع شیمیایی می‌تواند به طراحی برنامه های ایمنی برای کاهش آن در این صنایع کمک نماید. این مطالعه جامع با هدف شناسایی و همچنین تجزیه‌وتحلیل عوامل موثر بر شدت حوادث شغلی در صنایع شیمیایی طراحی و به اجرا درآمده است.
روش کار: این مطالعه یک بررسی جامع مقطعی و تحلیلی بود که در 22 صنعت تولید مواد شیمیایی و طی سال‌های 1395-1396 انجام شده است. داده های این مطالعه بر اساس سوابق و گزارش و تحلیل حوادث جمع آوری گردید. داده‌های مطالعه شامل 41 متغیر مستقل و 872 حادثه در یک دوره ده ساله (1385-1394) به عنوان متغیر وابسته بود. تجزیه و تحلیل داده های این مطالعه با استفاده از نرم افزارهای SPSS نسخه 0/22 و SPSS Modeler نسخه 2/14 و بر اساس تکنیک‌ الگوریتم انتخاب ویژگی و همچنین آنالیز رگرسیون خطی چندگانه انجام شده است. سطح معنی‌داری در این مطالعه 05/0 در نظر گرفته شد.  
یافته ها: میانگین شاخص شدت حادثه 12/145±63/214 روز محاسبه شد. میانگین سن و سابقه شغلی افراد حادثه دیده به ترتیب 85/5±05/38 و 32/6±34/9 سال بود. نتایج انتخاب ویژگی نشان داد که 30 فاکتور دارای تاثیرگذاری بالا بر شدت حوادث بوده، بعلاوه بر اساس تحلیل رگرسیونی، شدت حوادث در صنایع شیمیایی مورد مطالعه تحت تاثیر 22 فاکتور فردی، سازمانی، آموزش بهداشت، ایمنی محیط زیست (HSE)، مدیریت ریسک، اعمال ناایمن، شرایط ناایمن و همچنین نوع بروز حوادث بوده است (05/0>p).
نتیجه گیری: یافته های این مطالعه تایید نمود که شدت حوادث در صنایع شیمیایی بالا می باشد. بعلاوه، میزان شدت حوادث در صنایع شیمیایی از تئوری چند عاملی در حوادث پیروی می کند. یافته مهم این مطالعه بیانگر این بود که بکارگیری ترکیبی دو روش تحلیلی انتخاب ویژگی و رگرسیون خطی چندگانه می‌تواند برای تحلیل جامع حوادث و دیگر داده‌های مرتبط با حوزه بهداشت، ایمنی و محیط زیست کاربردی و سودمند باشد.
 
وحید غریبی، ابولفضل محمدبیگی، مهدی اسدی قالهری، حمیدرضا حیدری،
دوره 10، شماره 1 - ( 1-1399 )
چکیده

مقدمه: این مطالعه با هدف اصلی بررسی انطباق دو شاخص دمای تر گویسان (WBGT) و استرین گرمایی پیش بینی شده(PHS) در ارزیابی شرایط گرمای محیطی و بار گرمایی تحمیل شده به افراد طراحی و به اجرا درآمد.
روش کار: در این مطالعه مقطعی، 163 کارگر نانوا وارد مطالعه شدند. استرس های حرارتی با استفاده از شاخص دمای ترگویسانWBGT و شاخص استرین گرمایی پیش بینی شده (PHS)، تعیین گردید. همزمان با ارزیابی استرس های حرارتی، پاسخ های فیزیولوژیک افراد شامل دمای تیمپانیک، ضربان قلب و میانگین دمای پوست ثبت گردید. در نهایت استرین های گرمایی پیش بینی شده بر اساس دو خروجی مهم مدل PHS شامل کل آب از دست رفته و دمای عمقی مورد ارزیابی قرار گرفت و ضمن مقایسه شاخص PHS با WBGT، مقادیر واقعی و پیش بینی شده دمای عمقی نیز مورد مقایسه و آنالیز قرار گرفت.  
یافته ها: بر اساس نتایج بدست آمده در مقایسه با دمای گوش، شاخص WBGT  شرایط را کمتر از واقع و PHS شرایط را بیشتر از واقع  برآورد می کند.  همچنین شاخص WBGT با دمای عمقی گوش و نیز مولفه دمای رکتال پیش بینی شده شاخص PHS دارای بیشترین تطابق می باشد (مقدار Kappa به ترتیب برابر 614/0 و 640/0). در حالیکه مقدار Kappa  بین میزان آب از دست رفته و شاخص WBGT، حاکی از عدم تطابق مناسب می باشد (339/0= Kappa).  
نتیجه گیری: پیش بینی وضعیت استرین های گرمایی صرفا بر اساس شاخص PHS نمی تواند بازگو کننده بار گرمایی واقعی وارد بر افراد در محیط های حرارتی همچون نانوایی ها باشد و با برآورد بیشتر از واقع همراه است. بعبارتی دیگر، این شاخص بیشتر برای محیط های حرارتی داخلی پایا و با حداقل تغییرات در فاکتور های فردی و محیطی تاثیر گذار در استرس های حرارتی مناسب می باشد.
شهرام وثوقی، کورش سروری، محمد حسین چالاک، محمد خندان، سجاد رستم زاده،
دوره 10، شماره 3 - ( 6-1399 )
چکیده

مقدمه: سیستم های مترو از اجزای کلیدی شبکه های حمل و نقل سریع و مقرون به صرفه در جوامع شهری می باشد. ایمنی بخش مهمی از حمل و نقل عمومی را تشکیل می دهد. جو ایمنی مناسب تأثیر مثبتی بر عملکرد ایمنی داشته و نرخ حوادث را کاهش می دهد. هدف این مطالعه بررسی وضعیت جو ایمنی راهبران لوکوموتیوهای خطوط حمل و نقل مترو شهر تهران در سال ۱۳۹۲ بود.
روش کار: مطالعه حاضر از نوع توصیفی و مقطعی بود. در این مطالعه جامعه آماری کلیه راهبران خطوط ۱ و ۲ و ۴ شرکت بهره برداری راه آهن شهری تهران و حومه بودند. همچنین، از پرسشنامه تنظیم شده توسط یکی از محققان گروه تحقیقاتی حاضر به منظور جمع آوری داده های دموگرافیک افراد استفاده شد. جو ایمنی نیز به کمک پرسشنامه استاندارد وینیدکومار مورد بررسی قرار گرفت. داده ها با کمک آمار توصیفی و آزمونهای تی-استیودنت و ANOVA با استفاده از نرم افزارSPSS21  تحلیل شدند.  
یافته ها: در مجموع ۲۹۳ پرسشنامه مورد تحلیل قرار گرفت. از این تعداد ۸/۳۸ درصد راهبران خط ۱، ۱/۳۱ درصد راهبران خط ۲ و ۱/۳۳ درصد راهبران خط ۴ بودند. میانگین و انحراف معیار جو ایمنی ۴۴/۴۹±۵۳/۱۴۶ بود که از 147 (میانه) کمتر است. نتایج حاکی از آنست که جو ایمنی با گروه سنی و سطوح تحصیلات ارتباط داشت (۰۱/۰>P)، اما با سابقه راهبری و وضعیت تاهل ارتباط معناداری نداشت(۰۵/۰ نتیجه گیری: وضعیت جو ایمنی در بین راهبران مترو مطلوب نمی باشد. در بین فاکتورهای مختلف، تعهد و عملکرد مدیریت در حوزه ایمنی ضعیف ترین وضعیت را داشت. تقویت ساختار سیستم مدیریت بهداشت، ایمنی و محیط زیست (HSE) در شرکت بهره برداری مترو تهران میتواند موجب بهبود سطح جو ایمنی در کارکنان این سازمان گردد.
اعظم بیابانی، محسن فلاحتی، ایرج علیمحمدی، مجتبی ذکایی، حامد جلیلیان، علی دهقانی، محمد نجفی مجره،
دوره 11، شماره 1 - ( 1-1400 )
چکیده

مقدمه: تعیین روش هایی جهت ارزیابی استرس های حرارتی در محیط های کاری مختلف یکی از چالش های مهم محققین در این زمینه می باشد. مطالعه حاضر با هدف اعتبارسنجی شاخص های WBGT و ارزیابی فشارگرمایی (HPA) از طریق اندازه گیری برخی پاسخ های فیزیولوژیک در مناطق نفت خیز جنوب ایران انجام گردید.
روش کار: این مطالعه توصیفی- تحلیلی بر روی 154 نفر از شاغلین پایانه های نفتی خارک، عسلویه و ماهشهر در سه شرایط کاری شامل محیط مسقف، محیط روباز و محیط استراحت در فصل تابستان انجام گردید. میزان استرس حرارتی موجود در محیط کار توسط شاخص WBGT  و روش ارزیابی فشار گرمایی مورد بررسی قرار گرفت، که بدین منظور پارامترهای محیطی دمای خشک،دمای تر، دمای تشعشعی، رطوبت نسبی، فشار بخارآب و سرعت جریان هوا تعیین شد. بمنظور محاسبه شاخص  WBGTعلاوه بر روش قرائت مستقیم توسط دستگاه WBGT meter از استاندارد 7243-ISO نیز استفاده گردید. به منظور اعتبار سنجی شاخص های مذکور نیز اندازه گیری پارامترهای فیزیولوژیکی دمای دهانی، دمای تمپان و متابولیسم فعالیت همزمان با اندازه گیری پارامترهای محیطی صورت گرفت.   
یافته ها: نتایج آزمون آماری Paired Sample T-test نشان می دهد میانگین شاخص WBGT و ارزیابی احتمال فشار گرمایی در محیط مسقف و روباز دارای اختلاف معنادار می باشد(p<0/05). همچنین میانگین شاخص های فیزیولوژیک دمای دهانی و دمای تمپان و متابولیسم کاری در محیط مسقف و روباز دارای اختلاف معنادار می باشد(p<0/05). آزمون همبسـتگی بین شاخص WBGT بعنوان متغییر مستقل و روش ارزیابی فشار گرمایی بعنوان متغییر وابسته معنادار بوده (P<0.05) و از همبستگی بالایی برخوردار است (914/0 =R2)  میزان همبستگی بین شاخص WBGT با پارامتر های دمای دهانی، دمای تمپان و میزان متابولیسم کاری معنادار بوده (P<0.05) و بترتیب برابر (423/0 =R2)، (335/0 =R2) و (523/0 =R2) می باشد. میزان همبستگی بین روش ارزیابی احتمال فشار گرمایی(HPA) با پارامتر های دمای دهانی، دمای تمپان و میزان متابولیسم کاری معنادار بوده (P<0.05) و بترتیب برابر
 (632/0 =R2)، (605/0 =R2) و (579/0 =R2) می باشد. این نتایج نشان می دهد میزان همبستگی بین روش ارزیایی احتمال فشار گرمایی با پارامترهای فیزیولوژیک بیشتر از میزان همبستگی WBGT با این پارامترها می باشد.
نتیجه گیری: این تحقیق نشان داد با توجه به ماهیت  شغلی کارکنان شاغل در مناطق نفت خیز شاخص WBGT  و ارزیابی فشار گرمایی روش های مفیدی جهت ارزیابی استرس حرارتی موجود در پایانه های نفتی می باشند. همچنین مشخص گردید ارزیابی فشار گرمایی برای اندازه گیری استرس حرارتی در این مناطق از اعتبار بالاتری برخوردار می باشد.
فاطمه ضامنی، پروین نصیری، محسن مهدی‌نیا، احمد سلطان‌زاده،
دوره 11، شماره 1 - ( 1-1400 )
چکیده

مقدمه: کاهش سطح سلامتی نیروی کار یکی از چالش‌های مهم در صنایع می‌باشد. مطالعات مختلف نشان داده اند که میزان بهره‌وری در صنایع با سلامتی نیروی شغلی دارای ارتباط معنی دار می باشد. بعلاوه، سلامتی کارکنان در محیط های شغلی می تواند تحت تاثیر متغیرهای مختلف مانند استرس شغلی، رضایت شغلی و همچنین کار در شیفت های غیرمتداول قرار گیرد. مطالعه حاضر با هدف تجزیه و تحلیل روابط علّت- معلولی پارامترهای نوبت‌کاری‌، استرس شغلی، رضایت شغلی با سطح سلامتی در یک صنعت پتروشیمی صورت گرفته است.
روش کار: این مطالعه مقطعی در سال 1396 اجرا شد. نمونه مورد مطالعه شامل 20 نفر از خبرگان HSE بودند که بر اساس نمونه‌گیری هدفمند قضاوتی انتخاب و به مطالعه وارد شدند. برای جمع آوری داده‌ها از ابزار پرسشنامه ماتریسی 4×4 تشکیل شده از 4 متغیر اصلی شامل نوبت‌کاری، استرس، رضایت شغلی و سطح سلامتی استفاده شده است. تجزیه‌وتحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار متلب و روش دیمتل فازی انجام شد. همچنین برای هر متغیرمورد ارزیابی دو مقدار کلیدی D+R  و D-R  به دست آمد که به ترتیب میزان تعامل و نوع تعامل متغیر با سایر متغیر‌ها را نشان می‌دهند.  
یافته ها: 0/60%از خبرگان شرکت کننده در این مطالعه مرد و 0/40% نیز زن بودند. تنها 0/10% این افراد دارای تحصیلات دکتر بودند. بعلاوه، میانگین سن و سابقه کاری افراد مورد مطالعه به ترتیب 34/9±64/39 و 10/7±22/10 سال بود.
نتایج نشان داد پارمترهای نوبت‌کاری، استرس و رضایت شغلی به دلیل مثبت بودن مقادیر D-R به ‌عنوان عوامل اثرگذار و متغیر سلامتی شغلی با کسب مقدار منفی D‏-R، به عنوان عامل اثرپذیر می‌باشد. بعلاوه  این نتایج نشان داد که میزان تاثیر این پارامترها بر سلامتی با دو مکانیسم مستقیم و غیرمستقیم می‌باشد.
نتیجه گیری: نتایج بکارگیری روش دیمتل فازی بیانگر این بود که سلامت شغلی در محیط‌های صنعتی بزرگ می‌تواند تحت تاثیر پارامترهای مختلف با اندازه اثر متفاوت قرار گیرد، لذا توجه به بر هم ‌کنش این فاکتورها در تحلیل سلامتی و عوامل موثر بر آن بسیار مهم می‌باشد. بنابراین، سطح سلامتی در محیط ای صنعتی پرچالش مانند صنایع پتروشیمی می تواند تحت تاثیر نوبت‌کاری به عنوان یک علت ریشه‌ای قرار گیرد. این علت ریشه ای در کنار رضایت شغلی اثر معنی‌داری بر افزایش سطح استرس و کاهش سطح سلامتی دارند. بر این اساس، هر گونه اقدام برای افزایش سطح سلامتی بایستی بر بهبود الگوهای نوبت‌کاری و افزایش سطح رضایت شغلی کارکنان به عنوان علل ریشه‌ای و موثر بر سطح سلامتی متمرکز شود.
محسن مهدی‌نیا، مصطفی میرزایی علی‌آبادی، احمد سلطان‌زاده، علیرضا سلطانیان، ایرج محمد‌فام،
دوره 11، شماره 2 - ( 3-1400 )
چکیده

مقدمه: آگاهی موقعیتی ایمنی یکی از فاکتور‌های مهم مؤثّر بر قابلیت اطمینان و عملکرد ایمنی اپراتور‌ها می‌باشد که خود تحت تأثیر متغیر‌های مختلفی قرار می‌گیرد. شناسایی این متغیر‌ها و نحوه روابط آنها در بهینه‌سازی اقدامات کنترلی نقش اساسی خواهد داشت و مطالعه حاضر نیز با همین هدف انجام شد.
روش کار: این مطالعه بر مبنای نظرات متخصصان آگاهی موقعیتی و با استفاده از یک روش تصمیم‌گیری چند معیاره فازی انجام شد. جهت کمی سازی نظرات متخصصان و برای کاستن از خطای ناشی از ارزیابی‌‌ ذهنی آنها از روابط متغیر‌ها، از اعداد فازی مثلثی استفاده گردید.   
یافته ها: نتایج نشان داد که متغیر‌های سازمانی همراه با «دانش ایمنی/شغلی» و « تجربه در وظیفه» مهمترین و ریشه‌ای‌ترین متغیر‌های پیش‌بینی کننده آگاهی موقعیتی می‌باشند. از گروه متغیر‌های سازمانی مورد مطالعه نیز «نگرش ایمنی سازمان»، «طراحی ایمن سیستم‌ها» و «آموزش» مهمترین متغیر‌های تعیین کننده تغییرات آگاهی موقعیتی می‌باشند.
نتیجه گیری: بر اساس تجمیع نظرات خبرگان مبتنی بر منطق فازی، مهمترین متغیر‌های مؤثر بر آگاهی موقعیتی و روابط علت و معلولی آنها شناسایی شدند. متغیر‌های سازمانی اصلی‌ترین متغیر‌های تعیین کننده ‌آگاهی موقعیتی می‌باشند. برای بهبود آگاهی موقعیتی بهترین نتایج با اصلاح متغیر‌های ریشه‌ای مؤثر یعنی متغیر‌های سازمانی وبرخی متغیر‌های فردی بدست می‌آید.
داود پناهی، محسن صادقی یارندی، نورالدین قراری، زهرا آقاجانی علی‌آبادی، احمد سلطان‌زاده،
دوره 11، شماره 2 - ( 3-1400 )
چکیده

مقدمه: با توجه به اهمیت پیاده سازی سیستم های مدیریت ایمنی و سلامت شغلی در پیشگیری از بیماری های مختلف در محیط‌های شغلی و همچنین تعیین میزان اهمیت و نقش استقرا و اجرای سیستم های مدیریت سلامت شغلی در کنترل و کاهش شیوع بیماری کووید 19 در محیط های کاری به عنوان یکی از بخش های حساس و مهم جامعه، مطالعه حاضر با هدف مقایسه میزان شیوع ابتلا به بیماری کووید-19 در دو گروه صنایع دارا و فاقد سیستم های مدیریت سلامت شغلی و همچنین ریسک فاکتورهای مدیریتی و اجرایی مرتبط در بخشی از صنایع ایران انجام پذیرفت.
روش کار: این مطالعه مقطعی در اردیبهشت ماه سال 1399 در حین شیوع بیماری کروناویروس در بخشی از صنایع تحت نظر دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی انجام شده است. طی مطالعه حاضر مجموعا 70 صنعت مشتمل بر 24 صنعت فعال در حوزه تولید محصولات شیمیایی، 6 صنعت تولید قطعات خودرو، 14 صنعت تولید لوازم خانگی، 16 صنعت تولید محصولات بهداشتی و آرایشی، 4 صنعت تولید محصولات فلزی و 6 شرکت خدماتی بود. جامعه آماری مورد مطالعه شامل دو گروه از صنایع واجد سیستم‌‌ مدیریت سلامت شغلی (33 صنعت) و صنایع فاقد سیستم‌‌ مدیریت سلامت شغلی (37 صنعت) بود. در این مطالعه، چک‌لیستی برای جمع‌آوری داده‌های مطالعه بر اساس الزامات و پارامترهای سیستم‌های مدیریت سلامت شغلی و همچنین اطلاعات مرتبط با بیماری‌های واگیر و عفونی مانند کووید-19 طراحی گردید که شامل اطلاعات لازم در مورد ابتلا به بیماری کووید-19 در دو گروه صنایع مورد مطالعه، طب کار، مدیریت ریسک خطرات بیولوژیک، سیستم مدیریت اطلاعات سلامت شغلی، آموزش و مشارکت کارکنان و همچنین پارامترهای مدیریت بیماری کووید-19 بود. تحلیل آماری داده‌های مطالعه با استفاده از آزمون‌ کای اسکوئر و آزمون دقیق فیشر و در محیط نرم افزار SPSS نسخه 23 انجام پذیرفت.  
یافته ها: تعداد کارگران شاغل در دو گروه صنایع واجد و فاقد سیستم‌‌ مدیریت سلامت شغلی به ترتیب 673 و 708 نفر بود. از 33 صنعت دارای سیستم‌‌ مدیریت سلامت شغلی، (1/12 %) 4 صنعت دارای سیستم مدیریت بهداشت، ایمنی و محیط زیست (HSE-MS)، (7/66 %) 22 صنعت استاندارد OHSAS 18001:2007 را اخذ نموده و (2/21 %) 7 صنعت نیز دارای گواهینامه ISO 45001:2018 بودند. مشخص گردید که مقادیر شیوع بیماری کووید-19 در صنایع فاقد سیستم های مدیریت سلامت شغلی به طور معنی داری بالانر می باشد (05/0>p). همچنین یافته ها نشان داد که بین پارامترهای طب کار، مدیریت ریسک خطرات بیولوژیک، سیستم مدیریت اطلاعات سلامت شغلی، آموزش و مشارکت کارکنان و همچنین پارامترهای مدیریت بیماری کووید-19 در دو گروه صنایع مورد مطالعه اختلاف معنی داری وجود دارد (05/0>P).
نتیجه گیری: یافته های مطالعه حاضر نشان داد که بین مقادیر امتیاز پارامترهای  طب کار و سیستم مدیریت اطلاعات سلامت شغلی، مدیریت ریسک خطرات بیولوژیک، آموزش و مشارکت کارکنان، مدیریت بیماری کووید-19 و در نهایت شیوع بیماری مذکور بین صنایع واجد و فاقد سیستم های مدیریت سلامت شغلی ارتباط معنی داری وجود داشته و اجرا و استقرار سیستم های مدیریت سلامت شغلی می تواند گامی موثر در راستای کاهش شیوع بیماری های ویروسی و واگیر همچون کووید-19 باشد.
علی فردی، محمّد کارخانه، حمیدرضا حیدری، ابوالفضل محمدبیگی، احمد سلطان‌زاده،
دوره 12، شماره 2 - ( 4-1401 )
چکیده

مقدمه: گاز متان به‌عنوان یکی از پرکاربردترین گازهای مورد استفاده در صنایع دارای پتانسیل اشتعال‌پذیری بسیار بالایی می‌باشد. لذا انجام تمهیدات ایمنی به‌منظور جلوگیری از بروز حریق این گاز باید در اولویت یک صنعت باشد. هدف از انجام این مطالعه سنجش و تحلیل اثربخشی عملکرد سیستم تهویه موجود بر روی گودال شیر یا ولوپیت‌های انتقال گاز متان بر اساس استاندارد طبقه‌بندی فضاهای خطرناک بود.
روش کار: این مطالعه در یک صنعت تولید فولاد در استان قم در سال 1398 طراحی و اجرا شده است. بخش موردمطالعه شامل ولوپیت‌های ورودی گاز متان و ولوپیت‌های توزیع گاز متان در صنعت موردمطالعه بود. ابزارهای مورداستفاده در این مطالعه شامل دستگاه لوله پیتو DELTA OHM مدل DO-2003 برای اندازه‌گیری سرعت باد، دستگاه گاز سنج متان متعلق به شرکت BW مدل GasAlert Max XTII، پروتکل نشت تأسیسات هیدروکربنی مربوط به سازمان حفاظت محیط‌ زیست آمریکا (EPA)، مدل ریاضی تعیین دبی جرمی گاز در زمان نشتی و استاندارد طبقه‌بندی فضاهای خطرناک IEC-60079-10 برای تحلیل اثربخشی ایمنی ولوپیت‌های انتقال گاز متان بود.  
یافته ها: میزان LELm برای گاز متان در حدود 0.0334kg/m3 و میزان حجم محوطه نشت بر اساس معادلات استاندارد IEC-60079-10 در حدود Vz = 0.053m3 بود. بر اساس سناریوهای نشتی، نتایج اندازه‌گیری‌ها، شبیه‌سازی‌های نشت و محاسبات صورت گرفته در استانداردهای IEC-60079-10 و EPA، نشتی رایج ناشی از اتصالات در محدوده Vz < 0.1 مترمکعب بوده است. بعلاوه، نتایج محاسبات میزان نشتی غیرمتداول ناشی از تأسیسات نشان داد برای سوراخ‌های با قطر بیش از 0.3mm، سیستم تهویه تعبیه‌شده بر روی ولوپیت‌های توزیع گاز متان موردمطالعه اثربخش نبوده و به‌سرعت حجم گاز داخل ولوپیت‌ها از مرز تهویه بالا عبور کرده و احتمال تجمع خطرناک گازها در ولوپیت‌ها را به همراه خواهد داشت.
نتیجه گیری: یافته‌های این مطالعه بیانگر این بود که با وجود کوچک‌ترین میزان نشتی، احتمال بروز جو انفجاری درون ولوپیت‌های موردمطالعه وجود دارد، لذا بایستی تمهیدات ویژه‌ای برای جانمایی، تعمیر و نگهداری، بازرسی نشتی، تمهیدات ایمنی برای ورود به ولوپیت‌ها و همچنین پیشگیری از رسیدن منابع حرارتی لازم مانند الکتریسیته ساکن و غیره توسط کاربران این تأسیسات بکار گرفته شود.

رجبعلی حکم آبادی، محسن مهدی نیا، ویدا رضایی هاچه سو، علی کریمی،
دوره 12، شماره 2 - ( 4-1401 )
چکیده

مقدمه: خواب یکی از مهم‌ترین نیازهای فیزیولوژیک در چرخۀ شبانه‌روزی و بخش مهمی از کیفیت زندگی بشمار می‌رود.  اختلالات خواب، یکی از معمول‌ترین مشکلات سلامتی در جمعیت‌های کاری است که می‌تواند بر عملکرد فیزیکی، ذهنی و توانایی انجام کار افراد تأثیر بگذارد. لذا هدف از این مطالعه بررسی ارتباط اختلالات خواب با شاخص توانایی انجام کار در کارگران شاغل در کارگاه‌های ساختمانی می‌باشد.
روش کار: این مطالعه، توصیفی–تحلیلی و از نوع مقطعی می‌باشد که نمونه‌ها به تعداد 220 نفر به روش نمونه‌گیری تصادفی و از بین کارگران و پرسنل پروژه‌های ساختمانی انتخاب شده‌اند. ابزارهای گردآوری اطلاعات در این مطالعه شامل پرسشنامه کیفیت خواب، پرسشنامه شدت بی‌خوابی و پرسشنامه شاخص توانایی انجام کار می‌باشد. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS نسخه 19 و با توجه به اهداف تعیین شده با استفاده از آزمون‌های آماری توصیفی و آزمون‌های تحلیلی شامل آزمون تی زوجی، همبستگی پیرسون، کروسکال-والیس، رگرسیون خطی چندگانه و رگرسیون لجستیک مورد آنالیز قرار گرفتند.  
یافته ها: میانگین سنی، شاخص توده بدنی، ساعت کار و سابقه کاری افراد به ترتیب برابر 8.5 ± 34.2 سال، 2.78 ± 55.58، 1.25 ± 10.5 ساعت و 6.5 ± 12.7 سال محاسبه گردید. میانگین شاخص شدت بی‌خوابی افراد، شاخص کیفیت خواب پترزبورگ و شاخص توانایی انجام کار افراد به ترتیب برابر 5.35 ± 6.6، 2.43 ± 4.95 و 5.13 ± 42.5 محاسبه گردید. ارتباط بین توانایی انجام کار با اختلالات خواب کاملاً معنادار بود. متغیرهای وضعیت تأهل، نوع استخدام و استعمال دخانیات مستقل از متغیرهای شدت بی‌خوابی و کیفیت خواب، اثر معناداری بر شاخص توانایی انجام کار داشتند، به‌طوری‌که مقدار R2 متغیرهای مذکور به ترتیب 0.246 و 0.242 از تغییرات شاخص توانایی انجام کار محاسبه گردید.
نتیجه گیری: هر گونه اختلال در خواب و استراحت می‌تواند باعث کیفیت نامناسب خواب شده که می‌تواند توانایی انجام کار شاغلین را به شدت کاهش دهد؛ بنابراین پیشنهاد می‌شود به‌منظور افزایش شاخص توانایی انجام کار و درنتیجه افزایش کارایی یک سازمان به برنامه‌های خواب-استراحت شاغلین توجه ویژه‌ای گردد.

احمد سلطان‌زاده، ایرج محمدفام،
دوره 12، شماره 3 - ( 6-1401 )
چکیده

مقدمه: نزدیک به نیمی از حوادث شغلی در ایران در کارگاه‌های ساختمانی رخ می‌دهد؛ بنابراین، مدل‌سازی حوادث شغلی در این کارگاه‌ها یکی از راهکارهای طراحی استراتژی‌های ایمنی برای کاهش حوادث شغلی در حوزه ساخت‌وساز می‌باشد. این مطالعه با هدف مدل‌سازی علت-پیامد حوادث در کارگاه‌های ساختمانی طراحی و انجام شده است.
روش کار: این مطالعه در سال 1399 در قالب یک تحلیل گذشته‌نگر بر روی داده‌های حوادث 10ساله (1389-1398) در کارگاه‌های ساختمانی در ایران انجام شده است. متغیر اصلی شامل انواع حوادث شغلی در کارگاه‌های ساختمانی بود. ابزار مطالعه شامل چک‌لیست حوادث و همچنین گزارش تفصیلی این حوادث بود. داده‌های مورد نیاز بر اساس مدل مفهومی طراحی شده برای مدل‌سازی علت-پیامد حوادث در این کارگاه‌ها جمع‌آوری شد. مدل‌سازی علت-پیامد حوادث مورد مطالعه با استفاده از رویکرد مدل‌سازی معادلات ساختاری و با استفاده از نرم‌افزار IBM SPSS AMOS نسخه 22/0 انجام شده است.  
یافته ها: فراوانی حوادث مورد تحلیل در بازه زمانی مورد مطالعه 3854 حادثه بود. میانگین سالانه دو شاخص AFR و ASR به ترتیب 8/54±17/27 حادثه و 44/23±322/42 روز تخمین زده شد. نتایج مدل‌سازی علت-پیامد این حوادث ساختمانی نشان داد که فاکتورهای فردی و شغلی، آموزش ایمنی و ارزیابی ریسک و همچنین متغیرهای مربوط به این فاکتورها با شاخص‌های حوادث دارای ارتباط معکوس و معنی‌دار و فاکتورهای شرایط محیطی و اعمال ناایمن و متغیرهای متعلق به آنها با این شاخص‌ها دارای ارتباط مثبت و معنی‌دار می‌باشند (0/05>P).
نتیجه گیری: یافته‌های مطالعه بیانگر این بود که بیشترین ضریب تأثیر بر شاخص‌های حوادث مربوط به فاکتورهای آموزش ایمنی، ارزیابی ریسک و اعمال ناایمن و متغیرهای آنها می‌باشد؛ بنابراین، نتایج این مدل‌سازی می‌تواند به طراحی استراتژی‌های ایمنی در کارگاه‌های ساختمانی کمک نماید.

 
نرگس کایدانی، محسن صادقی یارندی، کوروش زارع، مژده بنیادی، احمد سلطان زاده،
دوره 14، شماره 3 - ( 7-1403 )
چکیده

مقدمه: نوبت کاری همراه با ماهیت وظیفه در مشاغلی مانند پرستاری می‌توانند باعث شیوع آسیب‌ها و پیامدهای روانی در پرستاران شود که می‌تواند مولفه‌های مختلف زندگی پرستاران و در نهایت جامعه را متاثر سازد. این مطالعه با هدف بررسی پیامدهای شناختی و روانی - اجتماعی روانی مرتبط با نوبت کاری در پرستاران طراحی و انجام شده است.
روش کار: این مطالعه مقطعی در بین 636 پرستار از 7 بیمارستان در سال 1402 انجام شده است. ابزار جمع‌آوری داده‌ها در این مطالعه بخشی از پرسشنامه جامع ترجمه و اصلاح شده توسط چوبینه و همکاران بود. تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار IBM SPSS نسخه 0/22 و سطح معنی داری 05/0 انجام پذیرفت  
یافته ها: از 636 پرستار مورد مطالعه 474 نوبت کار و 162 نفر روز کار بودند. میانگین سن و سابقه کار جامعه مورد مطالعه 25/5±26/37 سال و 78/4±60/11 سال بود. نتایج نشان داد شیوع پیامدهای شناختی و روانی - اجتماعی در گروه نوبت کار به طور معنی داری بیشتر از پرستاران روزکار می‌باشد (05/0>p). بیشترین شیوع پیامدهای روانی در پرستاران نوبت کار به ترتیب مربوط به خستگی (66/ 39%)، بی‌خوابی (08/ 36%) و کاهش کیفیت خواب (44/ 35%) بود.
نتیجه‌گیری: یافته‌های این مطالعه بیانگر این بود که پارامترهای سیستم نوبت کاری، ساعات کار در هفته، تحصیلات و بخش درمانی به عنوان مهمترین فاکتورهای موثر بر شیوع پیامدهای شناختی و روانی - اجتماعی و اختلال خواب در پرستاران به شمار می‌روند. بنابراین، پیشنهاد می‌شود یک برنامه مجزا برای هر یک از بخش‌های بیمارستانی برای کنترل و مدیریت پیامدهای روانی مرتبط با نوبت کاری در پرستاران طراحی و اجرا شود.

صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به بهداشت و ایمنی کار می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb