جستجو در مقالات منتشر شده


کاربران عمومی فقط به فهرست مقالات منتشر شده دسترسی دارند.
68 نتیجه برای موضوع مقاله:

نیلوفر دامیار، رستم گلمحمدی، ایرج محمدفام، جواد فردمال،
دوره 1، شماره 1 - ( 10-1390 )
چکیده


محسن مشکانی، سید ابوالفضل ذاکریان، مهدی محمدیان مستان آباد،
دوره 1، شماره 1 - ( 10-1390 )
چکیده

زمینه و هدف: اختلالات اسکلتی عضلانی ناشی از کار در بالا تنه[1]در دهه های گذشته به شدت گسترش یافته و در کشورهای پیشرفته به سطح همه گیری رسیده است. این موضوع از عوامل اصلی ناتوانی، زمان از دست رفتن کار و توجه به سلامت کارگران در این جوامع به شمار می‌رود.
روش کار:
برای ارزیابی خطرات جزییات شغل در فعالیت‌های تکراری، روشیبر طبق اهداف استاندارد ISO11228-3(2007)پیشنهاد شده است که در آن تمام اطلاعات لازم برای عوامل خطرزا مربوطه (نیرو، پوسچر، حرکات و...) ملاحظه گردیده است. این روش پیشنهادی به استناد ISO11228-3(2007) قابل کاربرد در فعالیت‌های چند وظیفه ای است و معیار پایه ای را بر اساس اطلاعات وسیع اپیدمیولو‍ژی برای پیش بینی وقوع اختلالات اسکلتی عضلانی ناشی از کار[2] در مواجهه‌ی جمعیت کارگری پیشنهاد کرده است.در این مطالعه از چک لیست و شاخص پیشنهادی  توسط استانداردISO11228-3(2007) استفاده شده است. شاخص پیشنهادی نسبتی است بین عدد[3]ATA و عدد [4]RTAکه برای ارزیابی اندام بالاتنه کاربرد دارد و نحوه ارزیابی آن شامل سه مرحله اساسی است.1- محاسبه تعداد فعالیت‌ها در دقیقه، عدد ATA، 2- محاسبه عدد RTA، 3- محاسبه شاخص پیشنهادی و انجام ارزیابی خطر (طبقه بندی در سه ناحیه سبز، زرد و قرمز که نشان‌دهنده سطح خخطر به ترتیب بدون خطر، خطر پایین و خطر بالا می‌باشد).

یافته ها: این روش در 4 ایستگاه کاری که شامل35 وظیفه بود و در یکی از صنایع خودروسازی پیاده سازی گردید که یک ایستگاه در ناحیه قرمز و بقیه در ناحیه‌ی سبز قرار گرفتند و نیازی به اقدامات اصلاحی نداشتند.

نتیجه گیری: روش انتخابی در این مطالعه، ابزاری مناسب، دقیق، سریع و کم هزینه برای ارزیابی شرایط ارگونومیک محیط کار می‌باشد.


4-(UL-WMSDs) [2]-WMSDS [3]-Overall number of actual actions within a shift [4]-Overall number of reference technical actions within a shift  


احسان فرورش، عادل مظلومی، مجید حبیبی محرز، سید محمود تقوی شهری، شعری سوری، سپیده محرمی،
دوره 1، شماره 2 - ( 12-1390 )
چکیده

مقدمه: به هر گونه اختلال یا آسیب سیستم اسکلتی -عضلانی که ممکن است در اثر شغل فرد به وجود آمده باشد یا به وسیله آن تشدید گردد، اختلالات اسکلتی عضلانی گفته می شود. مطالعه حاضر با هدف ارزیابی ارگونومیکی وضعیت انجام کار و عوامل موثر بر اختلالات اسکلتی–عضلانی آرایشگران شهرستان سردشت ایران در سال 1389 انجام گرفته است.

روش کار: این مطالعه از نوع توصیفی- تحلیلی می باشد. بر اساس سرشماری، کل آرایشگران شهرستان سردشت که تعداد آن ها 110 نفر می باشد مورد بررسی قرار گرفتند. از پرسشنامه نوردیک، دوربین فیلم برداری و چک لیست ربا جهت انجام این کار بهره گرفته شده است.

یافته ها: افراد مورد پژوهش 42/9 درصد مرد و 57/1 درصد زن بودند. میانگین سنی مردان و زنان مورد پژوهش به ترتیب برابر 8/18+-31/73 و 6/75+-25/12 بود. درد آرنج دارای بیش ترین شیوع ( 90 درصد) و پس از آن درد نواحی گردن، مچ/ دست، شانه، باسن/ران، پشت، پا/مچ پا، زانو و کمر به ترتیب با میزان شیوع 71 ،70، 68، 66، 63، 56، 48 و 45 شیوع بعدی را به خود اختصاص دادند. با توجه به ارزیابی پوسچر به عمل آمده، 27/6 % افراد مورد پژوهش سطح خطر متوسط به بالا در مواجهه با عوامل خطرزای اختلالات اسکلتی عضلانی داشتند.

نتیجه گیری: شیوع بالای اختلالات اسکلتی- عضلانی در اندام های فوقانی نشان می دهد که پوسچرهای نامناسب کاری، استفاده از ابزار کاری نامناسب، حرکات تکراری زیاد و مدت زمان کار طولانی برای آرایش از دلایل عمده شیوع زیاد این اختلالات در اندام های فوقانی این گروه شغلی می باشد هم چنین با توجه به سطح خطر بالای به دست آمده، افزایش شیوع این اختلالات در آرایشگران در آینده پیش بینی می گردد.


سید ابوالفضل ذاکریان، احسان فرورش، اصغر نوران، حیدر محمدی، مجید حبیبی محرز،
دوره 1، شماره 2 - ( 12-1390 )
چکیده

هدف: بر اساس تئوری بیوریتم در هنگام تغییر جهت هر یک از چرخه های زیستی از فاز مثبت به منفی و برعکس، فرد یک روز بحرانی و ناپایدار را تجربه می کند که او را مستعد خطا و حادثه می نماید. هدف از این مطالعه تعیین ارتباط بین چرخه های زیستی و پتانسیل وقوع حوادث می باشد.

روش کار: در مطالعه حاضر سوابق ثبت شده 1280 فرد حادثه دیده که شرایط ورود به مطالعه را داشتند، مورد بررسی قرار گرفت و بحرانی بودن روز وقوع حادثه با استفاده از نرم افزار Easy Biorhythm Calculator برای تمامی افراد تعیین گردید.

نتایج: این مطالعه نشان داد که فراوانی حوادث در روز های بحرانی و بخش منفی چرخه فیزیکی بیش تر از میزان مورد انتظار و برای روز های بحرانی و بخش منفی چرخه های هوشی و هیجانی کم تر از حد مورد انتظار می باشد.

نتیجه گیری: به دلیل ماهیت فیزیکی اغلب فعالیت های کاری موجود در بخش خودروسازی می توان بیان کرد که در فعالیت های فیزیکی، فراوانی وقوع حوادث در بخش منفی و روز های بحرانی چرخه فیزیکی که در آن فرد از لحاظ جسمانی آمادگی انجام کارهای فیزیکی سنگین را ندارد، بیش تر از میزان مورد انتظار بوده است.


ایرج محمدفام،
دوره 1، شماره 2 - ( 12-1390 )
چکیده

مقدمه: بازارها فعال ترین و فراگیرترین مرکز حیات شهری در ایران بوده و بنابر ماهیت خاص خود، هم زمان کارکردهایی اقتصادی و اجتماعی نیز دارند. ماهیت و شدت خطرات به همراه کمیت و کیفیت مواد موجود در بازارها، باعث شده است که ارزیابی ایمنی بازارها به صورت پیش گیرانه اهمیت روزافزونی پیدا کند. هدف اصلی این مطالعه ارایه الگویی برای ارزیابی و مدیریت ریسک های ایمنی در بازارهای شهری است.

روش: با شناحت سیستم مورد مطالعه و بر اساس نتایج مطالعات قبلی، بررسی الگوهای مشابه، مصاحبه با کارشناسان، مقایسه زوجی و به کارگیری روش دلفی، الگوی ارزیابی و مدیریت ریسک طراحی گردید. الگو در بازار همدان تأیید و تصدیق شد.

یافته ها: نتایج نشان داد که از نظر خطرات کلی، 20/5 % درصد مناطق در ناحیه خطر بالا و 79/5 % درصد باقی مانده در ناحیه احتیاط قرار داشتند.

نتیجه گیری: استفاده از 22 پارامتر برای تعیین درجه خطر مناطق بازار و تعیین هم زمان چهار خطر کلی، پیشگیرانه، شناسایی و کنترلی از نقاط قوت الگوی حاضر بود.


محبوبه اسحاقی، رستم گلمحمدی، مهدی ریاحی خرم،
دوره 2، شماره 1 - ( 2-1391 )
چکیده

مقدمه: هدف مطالعه حاضر، اولویت بندی روش‌های کنترل صدا با استفاده از روش فرایند تحلیل سلسله مراتبی(AHP) در شرکت شیشه همدان بود.

روش کار: مطالعه از نوع مقطعی- توصیفی- تحلیلی بوده و بر اساس نظر سنجی از کارشناسان از طریق پرسشنامه و روش دلفی، چهار معیار شامل هزینه، کارایی، قابلیت اجرا و عدم تداخل در فرایند و 11 گزینه روش کنترلی انتخاب گردید. اولویت بندی گزینه ها بر اساس معیارهای مورد مطالعه و تعیین ضرایب اهمیت انجام گرفت.

یافته ها: نتایج به‌دست آمده از این تحقیق نشان داد میزان ناسازگاری در تمام موارد کم‌تر از 10% بوده و سازگاری پاسخ‌ها مورد تایید قرار گرفته است. بر اساس نظر کارشناسان، معیار اجرایی بودن روش (277/0)  و گزینه استفاده از دیواره جداکننده کامل بین دو بخش اصلی(113/0) بالاترین اولویت را به ترتیب در بین معیارها  و روش‌های کنترلی به دست آورده است.

نتیجه گیری: به‌طور کلی در این مطالعه الگویی از ساختار تصمیم گیری بر مبنای فرایند تحلیل سلسله مراتبی جهت تصمیم گیری در خصوص کنترل صدا معرفی گردید. این روش می تواند باعث بهبود فرایند تصمیم گیری شود و به عنوان روش کارامد و اثر بخش در اولویت بندی روش‌های کنترل صدا مورد استفاده قرار بگیرد. 


علیرضا چوبینه، محمد باقر تقی پور کازرونی، سید حمید رضا طباطبایی، مجتبی کمالی نیا،
دوره 2، شماره 1 - ( 2-1391 )
چکیده

مقدمه: کمر درد یکی از شایع ترین و پرهزینه ترین مشکلات بهداشتی است که در شغل پرستاری از شیوع بالایی برخوردار بوده و  باعث کمبود نیروی پرستاری می گردد. این مطالعه با هدف تعیین میزان شیوع کمر درد در پرستاران، تعیین سطح آگاهی پرستاران از ریسک فاکتورهای ایجاد کننده کمر درد و تعیین ارتباط بین سطح آگاهی پرستاران از ریسک فاکتورهای ایجاد کننده کمر درد و شیوع آن انجام گردید.

روش کار: این مطالعه‌ی مقطعی، بر روی 118 پرستار رسمی و پیمانی شاغل در  8 بیمارستان دولتی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی شهر شیراز با حداقل یک سال سابقه ی کار صورت پذیرفت. به منظور ارزیابی سطح آگاهی پرستاران از ریسک فاکتورهای کمر درد، از یک پرسشنامه‌ی چهار بخشی استفاده گردید. آنالیز آماری با استفاده از نرم افزار SPSS (ver 11.5)5 انجام شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون‌های T-Test، One Way ANOVA و Duncan صورت گرفت.

یافته ها: طی یک‌سال گذشته 7/79 % (94 نفر) افراد مورد مطالعه به کمر درد مبتلا بودند که از این تعداد، 2/10 % (12نفر) را مردان و 5/69 % (82 نفر) را زنان تشکیل می دادند. سطح آگاهی پرستاران از ریسک فاکتورهای کمر درد در بیمارستان‌های مختلف از لحاظ آماری اختلاف معنی داری با هم نداشتند. نیمی از پرستاران در پاسخ به سوالات بسته، سطح آگاهی پایین تا متوسط و نیمی دیگر سطح آگاهی خوبی داشتند و بیش‌ترین منبع کسب اطلاعات افراد مورد مطالعه از ریسک فاکتورهای ایجاد کننده کمر درد  مربوط به دوران تحصیلات دانشگاهی بود.

نتیجه گیری: کمردرد در بین پرستاران مورد مطالعه از شیوع بالایی برخوردار است. سطح آگاهی آنان از ریسک فاکتورهای کمر درد نیاز به ارتقا داشته و علاوه بر آموزش‌های دانشگاهی که عمده منبع کسب اطلاعات آن‌ها در این زمینه می‌باشد، لازم است آموزش‌های ضمن خدمت به آنان ارایه شود.


محسن علی آبادی، ابراهیم چاوشی، حسین حاج علی زاده،
دوره 2، شماره 2 - ( 6-1391 )
چکیده

مقدمه: به‌کارگیری ماشین آلات مختلف کشاورزی از جمله تراکتور علیرغم اینکه توسعه کمی وکیفی تولید محصولات مختلف کشاورزی را به دنبال داشته است، مسایل بهداشتی قابل ملاحظه ای از جمله آلودگی صدا را برای کاربران این تجهیزات ایجاد نموده است. با توجه به اهمیت آگاهی از تراز آلودگی صدای تراکتور ها، هدف مطالعه تعیین آلودگی صدای انواع تراکتورهای کشاورزی و مواجهه شغلی رانندگان آن بود.

روش کار: اندازه گیری تراز فشار صدای انواع تراکتور ها شامل مارک فرگوسن، رومانی و جاندیر مدل 6 سیلندر به همراه تجزیه فرکانسی آن با استفاده از ترازسنج صوت مدل 1358-TES  صورت گرفت. ویژگی های مکان تعیین آلودگی صدای تراکتور بر اساس استاندارد های شماره 7216 و 5131 سازمان ایزو تعیین گردید و تحلیل نتایج در نرم افزار SPSS16 صورت گرفت.

یافته ها: بیشترین وکمترین میزان آلودگی صدا در اطراف تراکتورها به ترتیب مربوط به تراکتور جاندیر و رومانی و برابر dB (A)3 8/83 وdB (A)3 9/73 بود. اختلاف معنی داری بین میزان تراز صدای تراکتور در دنده های مختلف انتقال نیرو وجود نداشت(05/0< Pvalue). با وجود این، بین میزان صدای تراکتورها در دورهای مختلف موتور اختلاف معنی داری مشاهده گردید. (01/0> Pvalue). با توجه به اینکه فعالیت های روزانه کشاورزی دارای زمان بندی مشخصی نیست و در اغلب مواقع حتی ممکن است مدت زمان مواجهه راننده با صدا از یک نوبت معمول کاری (8 ساعت) نیز بیشتر گردد، میزان مواجهه شغلی رانندگان انواع تراکتور که در محدوده dB (A)3 90-85 قرار داشت، بالاتر از حد مجاز شغلی آن dB (A)3 85 بود. میانگین میزان کاهندگی صدای یک اتاقک معمولی موجود که در خصوص تراکتور فرگوسن مورد استفاده قرار گرفت، در حدود dB 5/9 در پهنای فرکانسی یک اکتاوباند بود.

نتیجه گیری: با استفاده از اتاقک و انباره انبساطی استاندارد به‌صورت هم‌زمان بر روی انواع تراکتور ها، میزان انتشار آلودگی صدا و مواجهه شغلی رانندگان آن ها می‌تواند به‌طور موثری کاهش یابد. علاوه براین، با توجه به وسعت کاربرد این وسایل باید برنامه منظم تعمیرات و نگهداری این وسایل و همچنین برنامه موثرحفاظت شنوایی شامل معاینات شنوایی سنجی، وسایل حفاظت شنوایی مناسب و آموزش های بهداشت شغلی برای رانندگان تراکتور اجرا شود. 

 


ایرج محمدفام، قاسم حسام، رزاق رحیم پور، مازیار ارسی،
دوره 2، شماره 3 - ( 9-1391 )
چکیده

مقدمه: یکی از عوامل تاثیرگذار بر خطای انسانی، شرایط اضطراری می‌باشد. این تحقیق با هدف ارزیابی خطاهای انسانی در شرایط اضطراری حریق و انفجار در انبار شرکت نفت همدان با استفاده از روش شاخص احتمال خطای انسانی (HEPI) انجام شد. روش کار: ابتدا سناریوی شرایط اضطراری بروز آتش سوزی و انفجار در انبار شرکت نفت طراحی و مانور مقابله با آن اجرا شد. سپس پرسشنامه رتبه‌بندی شده تجمع برای مانور تکمیل گردید. داده‌های جمع‌آوری شده جهت محاسبه احتمال موفقیت برای 18 حرکت مورد نیاز در شرایط اضطراری از نقطه شروع تجمع تا آخرین حرکت در پناهگاه موقت ایمن در قالب روش HEPI پردازش شدند. یافته ها: نتایج نشان داد بیشترین احتمال بروز خطا در حرکت ایمن‌سازی محیط کار (فاز ارزشیابی) با احتمال 4/32 درصد و کمترین احتمال بروز خطا در حرکت کشف آلارم (فاز آگاهی) با احتمال 8/1 درصدرخ می‌دهد. همچنین بیشترین شدت خطا در فاز ارزشیابی و خروج و کمترین شدت خطا در فاز اگاهی و بازیابی می‌باشد. بالاترین سطح ریسک نیز مربوط به حرکت‌های ارزیابی مسیرهای خروج بالقوه و انتخاب یک مسیروگزینش مسیر خروج دیگر و کمترین سطح ریسک نیز مربوط به چهار حرکت فاز بازیابی می‌باشد. نتیجه گیری: برای کاهش ریسک واکنش در فاز خروج، یافته های این مطالعه بر ارزیابی دوره ای مسیرهای خروجی و اصلاح آن‌ها در صورت نیاز، برگزاری مانورهای بیشتر و تحلیل نتایج آنها به همراه ارایه بازخوردهای مناسب به کارکنان تاکید می کند.
رستم گلمحمدی، محسن علی آبادی، ابراهیم درویشی،
دوره 2، شماره 4 - ( 11-1391 )
چکیده

مقدمه: درصنعت فولاد دمنده‌های هوا که جهت تامین هوای فشرده مورد استفاده قرار می‎گیرند، از منابع صدای آزاردهنده محسوب می‎گردند. هدف این مطالعه تحلیل آکوستیکی سالن دستگاه دمنده هوای یک صنعت فولاد و مطالعه ویژگی‎های صدای آن به منظور طرح کنترل صدا می‌باشد. روش کار: اندازه‎گیری تراز صدا و تجزیه فرکانسی آن با استفاده از ترازسنج صدا مدلCASELLA-Cell.450 انجام گردید. توزیع تراز صدا در سطح کارگاه به‌صورت نقشه صوتی با استفاده از نرم افزار Surfer تهیه شد و ویژگی‎های جذب صوتی سطوح سالن و عایق‎بندی صوتی اتاق کنترل از طریق محاسبات متداول مورد تحلیل آکوستیکی قرارگرفت. با توجه به هدف کنترل مواجهه کارگران برای تعیین میزان مواجهه آنان با صدا از دوزیمتر مدل TES-1345استفاده گردید. طراحی مجدد درب و پنجره اتاق کنترل و نصب مواد جاذب صوت در سقف سالن دمنده پیشنهاد و سپس با ارزیابی مجدد صدا میزان تاثیر مداخلات در واحد مورد بررسی برآورد گردید. یافته ها: در سالن دمنده، تراز کلی فشار صوت (dB (Lin 4/95 فرکانس غالب آنHz 2000 در شبکه خطی Lin تعیین شد. تراز کلی فشار صوت در داخل اتاق کنترل (‎dB(A 4/95 بود. سطح جذب موثر صوتی سطوح داخلی سالن مذکور Sab.m2 082/0و زمان بازآوایی معادل آن 9/3 ثانیه و برای اتاق کنترل به ترتیب Sab.m2 04/0 و 4/3 ثانیه برآورد گردید و افت انتقال صوت دیوار جداکننده بین این دو قسمت(‎dB(A 7/13 تعیین شد. میانگین دوز صدای دریافتی کارگران230درصد تعیین گردید. نصب جاذب در سقف سالن سطح جذب موثر صوتی سطوح را به Sab.m2 33/0 افزایش داد و میزان افت انتقال صوت با اصلاح درب و پنجره ‎dB 20 برآورد شد. نتیجه گیری: نتایج مطالعه خصوصا در بررسی توزیع تراز فشار صوت در محدوده داخل کارگاه و اتاق کنترل معلوم نمود که عامل اصلی نشت صدا در اتاق کنترل درب و پنجره بوده که در صورت اصلاح آن‌ها و نصب هم‌زمان جاذب در سقف سالن، دز مواجهه کارگران با صدا به 6/49 درصد و فقط با اصلاح درب و پنجره اتاق به 65/69 درصد کاهش می‎یابد.
مجید معتمدزاده، مسعود شفیعی مطلق، ابراهیم درویشی،
دوره 3، شماره 1 - ( 2-1392 )
چکیده

مقدمه: فعالیت‌های جابه‌جایی دستی بار (Manual Material Handing) چه به‌صورت بلند یا کوتاه‌ مدت‎ می‎تواند عوارضی مانند پارگی، شکستگی، تنش‌های سیستم قلب و عروق، خستگی ماهیچه‎ای و اختلالات اسکلتی– عضلانی به‌خصوص در مهره‎های کمر ایجاد نماید. هدف این مطالعه ارزیابی جابه‌جایی دستی کپسول‌های اکسیژن توسط کارگران واحد ریخته‌گری و مداخله ارگونومیکی جهت کاهش ریسک ابتلاء به اختلالات اسکلتی- عضلانی می‌باشد.

 .

روش کار: این یک مطالعه مداخله‎ای می‌باشد که بر روی 18 نفر کارگر مرد واحد ریخته‎گری یک شرکت فولاد صورت گرفته است. ارزیابی جابه‌جایی دستی کپسول‎های اکسیژن با بهره‎گیری از جداول و نرم افزار اسنوک (Snook Tables) انجام شد. با طراحی و ساخت یک باکس که 6 عدد کپسول اکسیژن درآن گنجانده شده است و توسط جرثقیل منتقل می‎شود، جابه‌جایی دستی کپسول‎ها حذف گردید.

 .

یافته ها: بر طبق نتایج، بلند کردن و پایین آوردن کپسول‎ها در اکثر موارد و فعالیت‎های حمل، کشیدن و هل دادن کپسول‌های اکسیژن در سه مورد برای کمتر از 10 درصد کارگران واحد ریخته‎گری بی‌خطر. بلند کردن کپسول نیز برای 25 درصد آنان خطری در پی نداشت. بر اساس روش اسنوک طراحی نحوه جابه‌جایی بار باید به گونه‎ای باشد که برای حداقل 75 درصد کارگران ضرری نداشته باشد.

 .

نتیجه گیری: با اجرای مداخله ارگونومیکی در واحد ریخته‌گری، ریسک ابتلاء به اختلالات اسکلتی– عضلانی ناشی از جابه‌جایی دستی کپسول‎های اکسیژن حذف گردید و وضعیت ایمنی کارکنان در برابر ریسک انفجار این کپسول‎ها نسبت به شرایط قبل از مداخله بهبود یافت.


ایرج محمد فام، حیدر محمدی، فرشید قربانی شهنا، علی رضا سلطانیان،
دوره 3، شماره 1 - ( 2-1392 )
چکیده

مقدمه: در سیستم های مدیریت HSE شایستگی به عنوان یکی از ابزارهای مهم جهت انتخاب مدیران و تخصیص منابع در نظر گرفته شده است. فقدان مدیران شایسته HSE می تواند عملکرد مناسب سیستم مدیریتی را تحت شعاع قرار دهد. از طرف دیگر داشتن مدیر و پرسنل شایسته می تواند کاهش زمان انجام فعالیت ها و عملکرد بهتر را سبب گردد. مطالعه حاضر با هدف ارایه الگویی جهت انتخاب مدیران HSE انجام شده است.

.

روش کار: در این مطالعه با بررسی مدل های مشابه، چارچوب اولیه انتخاب گردید. ابعاد مدل و وزن آنها با استفاده از تکنیک بحث کانون تعیین گردید. الگوی به‌دست آمده در یک شرکت صنعتی بزرگ به‌کار گرفته شد. با ارزیابی نتایج حاصله و اصلاح نارسایی‌های شناسایی شده مدل تصدیق گردید.

.

یافته ها: الگوی به‌دست آمده دارای سه طیف شایستگی فنی، رفتاری و مفهومی بود. مهم‌ترین بعد در مدیران سطح 1 و 2 بعد فنی و در مدیران سطح 3 بعد رفتاری بود.

.

نتیجه گیری: مدیران HSE در سطوح مختلف نیازمند شایستگی های متفاوتی هستند که با استفاده از الگوی حاضر، می توان این شایستگی ها را در بدو استخدام مورد ارزیابی قرار داده و از آن به عنوان مبنایی برای پایش افراد در بازه‌های زمانی پیش روی استفاده نمود.


محمد جواد جعفری، اسماعیل زارعی، علی درمحمدی،
دوره 3، شماره 1 - ( 2-1392 )
چکیده

مقدمه: صنایع فرآیندی اغلب با مواد شیمیایی پر خطر و واحدهای عملیاتی تحت شرایط دما و فشار بالا نظیر راکتورها و تانک‌های ذخیره سروکار دارند. بنابراین احتمال وقوع حوادثی از قبیل انفجار و آتش‌سوزی در آنها بسیار بالا است. هدف این تحقیق ارایه روشی جامع و کارآمد برای ارزیابی کمی ریسک حریق و انفجار واحدهای فرآیندی است.

 .

روش کار: روش پیشنهادی در این تحقیق مشهور به QRA است و شامل هفت مرحله می باشد. بعد از تعیین اهداف مطالعه و شناسایی کامل فرآیند مورد مطالعه، ابتدا از روش‌های کیفی مناسب جهت غربالگری و شناسایی کانون‌های خطر استفاده می گردد و سپس سناریوهای محتمل شناسایی و الویت بندی می شوند. در ادامه جهت برآورد میزان تکرارپذیری سناریوها از روش آمار و سوابق گذشته یا روش تحلیل درخت خطا (Analysis Fault Tree) به همراه درخت رویداد (Event Tree) استفاده می گردد. برای مدل‌سازی پیامد از نرم افزار تخصصی PHAST 6.54 همراه با معادلات پرابیت به منظور ارزیابی پیامد استفاده می گردد. در آخرین مرحله با ترکیب پیامد و تکرارپذیری، ریسک فردی و جمعی تک تک سناریوها و ریسک کلی فرِآیند یا واحد مورد مطالعه محاسبه می گرد د.

 .

یافته ها: به‌کارگیری روش پیشنهادی نشان داد که خطرناکترین پیامدهای واحد تولید هیدروژن آتش فورانی، آتش ناگهانی و انفجار است. نتایج بیان کرد که ریسک جمعی هر دو حریق و انفجار ناشی از پارگی کامل راکتور سولفورزدایی(سناریو3)، رفورمر(سناریو9) و جاذب های تصفیه هیدروژن(سناریو12) غیرقابل پذیرش است. کل واحد تولید هیدروژن از نظر ریسک فردی حریق در ناحیه ARARP قرار دارد و تا فاصله 160متری از حد مرزی واحد، ریسک فردی حریق غیر قابل پذیرش است. این فاصله نه تنها فراتر از حد مرزی واحد تولید هیدروژن است، بلکه از حد مرزی مجتمع نیز فراتر است. راکتورسولفورزدایی(57%) و رفورمر(34%) دارای بیشترین سهم در ریسک فردی انفجار برای پرسنل اتاق کنترل می باشند و ریسک آنها غیر قابل پذیرش است.

 .

نتیجه گیری: به‌دلیل آن‌که روش پیشنهادی در تمام مراحل طراحی فرآیند یا سیستم قابل اجرا است و برای برآورد ریسک حریق و انفجار از یک نگرش کمی، جامع و مبتنی بر معادلات ریاضی استفاده می کند، استفاده از آن به عنوان روش جایگزین روش‌های کیفی و نیمه کمی موجود، توصیه می شود.


محسن علی‌آبادی، قاسم حسام، رزاقپور رحیم پور،
دوره 3، شماره 2 - ( 5-1392 )
چکیده

مقدمه: آسایش حرارتی در محیط کار و زندگی به عنوان یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های انسان در نیم قرن گذشته بوده است. آسایش حرارتی شرایطی است که فرد از لحاظ ذهنی نسبت به شرایط جوی محیط خود احساس رضایت داشته باشد. یکی از سامانه‌های نسبتاً جدید برای ایجاد گرمایش در محیط‌های کاری، سامانه‌های گرمایش تابشی است. هدف از این پژوهش بررسی عملکرد حرارتی سامانه گرمایش تابشی سقفی و تاثیر آن بر سطح آسایش حرارتی کارگران می‌باشد.

.

روش کار: درمطالعه توصیفی تحلیلی حاضر، سامانه‌های گرمایش تابشی طراحی شده در دو کارگاه تعمیرات و نگهداری مرکز بهره‌برداری خطوط لوله گاز همدان مورد ارزیابی قرار گرفت. ابتدا پارامترهای محیطی تاثیرگذار بر آسایش حرارتی در هر دو کارگاه‌، قبل و بعد از روشن شدن سیستم گرمایش تابشی سقفی، اندازه‌گیری و بر اساس آنها شاخص خنک کنندگی باد و شاخص‌های آسایش حرارتی، میانگین رای پیش بینی شده (PMV) و درصد افراد ناراضی (PPD) محاسبه گردید. با استفاده از پرسشنامه توزیع شده در بین 22 نفر از کارگران شاغل در کارگاه‌های مورد مطالعه، شاخص PMV و PPD بر اساس احساس ذهنی کارگران از شرایط آسایش حرارتی تعیین گردید.

.

یافته ها: نتایج نشان داد سامانه گرمایش تابشی سقفی در کارگاه شماره یک، شاخص خنک‌کنندگی باد را به میزان Kcal/m2.h 3/42 کاهش داده است که این مقدار تاثیرقابل ملاحظه‌ای در تغییر شرایط آسایش حرارتی محیط نداشته است. در کارگاه شماره دو، شاخص خنک‌کنندگی باد به میزان Kcal/m2.h 3/109 کاهش یافته است که در این وضعیت شرایط آسایش حرارتی از احساس محیط سرد به محیط مطلوب تغییر یافته است. شاخص PMV در کارگاه شماره یک بعد از روشن شدن سامانه نسبت به قبل 37/0 افزایش داشته است که این مقدار برابر افزایش 24/17 درصد رضایت افراد بود، در حالی که در کارگاه شماره دو، تغییر افزایشی شاخص PMV قبل و بعد از روشن شدن سامانه 98/0 بود که این مقدار برابر افزایش قابل ملاحظه 6/31 درصد رضایت افراد بود. بر این اساس درصد رضایت در کارگاه شماره دو نسبت به کارگاه شماره یک به میزان 3/14 بیشتر بوده است.

.

نتیجه گیری: با توجه به حجم بزرگ این نوع کارگاه‌های صنعتی، گرمایش موثر کارگاه‌ از طریق مکانیسم‌های همرفتی بسیار مشکل و پرهزینه می‌باشد. نتایج تایید نمود در صورتی که سامانه‌های گرمایش تابشی در کارگاه‌های صنعتی بر اساس اصول علمی طراحی و به‌کار گرفته شوند می‌توانند در بهبود آسایش حرارتی به دلیل گرمایش سطوح مجاور از طریق تابش و کاهش در مصرف سوخت و هزینه بسیار اثربخش باشند.


سید امیر رضا نگهبان، سید محمد علی موسویون، علیرضا ابراهیمی حریری، مهدی ملاکاظمی‌ها، مهدی جلالی،
دوره 3، شماره 2 - ( 5-1392 )
چکیده

مقدمه: در کشور ایران حدود 90٪ از کل کارگاه‌ها را واحدهای کوچک زیر 10 نفر کارگر تشکیل می‌دهد که بیش از 80٪ شاغلین را شامل می‌شود. یکی از عوامل زیان آوری که افراد شاغل در این کارگاه ها به طور جدی با آن مواجه می‌باشند صدای بالاتر از حد مجاز است. هدف از انجام این مطالعه بررسی همبستگی نتایج حاصل از برآورد روش غربالگری با اندازه گیری صدا در کارگاه های کوچک زیر 5 نفر کارگر می باشد.

.

روش کار: این مطالعه به صورت مقطعی و در 51 کارگاه زیر 5 نفر در شهرستان ورامین انجام پذیرفت. ابتدا غربالگری صدا توسط فرم غربال‌گری انجام شد. در مرحله بعد اندازه گیری صدا به صورت روش شبکه ای منظم و توسط دستگاه صداسنج مدل TES-1358 درکلیه این کارگاه ها انجام پذیرفت. در نهایت داده ها توسط نرم افزار spss و با استفاده از آزمون‌های کای اسکوئر (x2) و رگرسیون خطی ساده آنالیز گردید.

.

یافته ها: میانگین (انحراف معیار) متوسط تراز فشار صوت در 51 کارگاه (4.5) dBA 5/86 و میانگین نمره حاصل از فرم غربال‌گری (9/4)2/64 برآورد گردید. طبق این مقادیر، نتایج حاصل از اندازه گیری دستگاهی نشان داد که صدای (66.6٪)34 کارگاه بیش از حد مجاز و صدای (33.33٪) 17 کارگاه در زیر حد مجاز قرار داشت. نتایج به‌دست آمده از فرم‌های غربال‌گری نشان می‌دهد که (92.16٪) 47 کارگاه در سطح قابل قبول و (7.84٪) 4 کارگاه در سطح غیر قابل قبول قرار دارد. نتایج حاصل از آزمون کای اسکوئر، عدم وجود ارتباط میان این دو روش را بر مبنای مرز میان حدود مجاز و غیر مجاز نشان داد (p=0.288). همچنین با توجه به آزمون رگرسیون خطی ساده میزان R2 برابر با 357/0 به‌دست آمد.

.

نتیجه گیری: نتایج نشان داد که انطباق لازم در نتایج این دو روش وجود نداشته و پیشنهاد می‌گردد در پارامترهای مورد استفاده در فرم غربال‌گری صدا برای کارگاه های کوچک زیر 5 نفر شاغل، تغییرات مناسب صورت پذیرد.


رستم گلمحمدی، ایرج محمدفام، مسعود شفیعی مطلق، جواد فردمال،
دوره 3، شماره 3 - ( 9-1392 )
چکیده

مقدمه: هرسال در سراسر دنیا تعداد زیادی از انسان‌ها بر اثر آتش سوزی در محیط‌های صنعتی جان خود را از دست می‌دهند یا دچار جراحات و صدمات بسیار جدی می‌شوند. هدف این مطالعه ارزیابی ریسک حریق با استفاده از یک روش مناسب و تعیین سرمایه‌های در معرض خطر جانی، مالی و زیست محیطی در واحدهای مختلف یک شرکت مواد شیمیایی می‌باشد.

.

روش کار: در این مطالعه تحلیلی، ارزیابی ریسک حریق در کلیه واحدهای یک شرکت مواد شیمیایی به روش فرانک و مورگان ارتقاء یافته انجام شد. روایی چک لیست‌های ارتقاء یافته توسط خبرگان تایید و پایایی آن‌ها توسط روش test retest بررسی گردید. خسارات احتمالی جانی، مالی و زیست محیطی در صورت بروز آتش سوزی محاسبه شد. ریسک همه واحدها محاسبه و بر اساس آن کلیه واحدها اولویت‌بندی گردیدند.

..

یافته ها: بررسی پایایی چک لیست‌های ارتقاء یافته نشان می‌دهد بین نتایج دو بار اندازه‌گیری انجام شده تطابق (همگنی) بالایی وجود دارد(ICC=0.87 %95CI: 0.699-0.952). میانگین عدد ریسک کلیه واحدها 45/115 بود که واحد تحقیق و توسعه و انبار قطعات به ترتیب دارای بیشترین و کمترین عدد ریسک بودند. سرمایه‌های جانی، مالی و سرمایه‌های زیست محیطی در معرض خطر به ترتیب بیشترین تا کمترین امتیازات را داشتند.

.

نتیجه گیری: نتایج نشان داد روش فرانک و مورگان ارتقاء یافته می‌تواند برای ارزیابی ریسک حریق صنعتی و اولویت‎بندی واحدها در سطح کل یک مجموعه صنعتی به خصوص کارخانجات مواد شیمیایی مناسب باشد. بر اساس نتایج این مطالعه خسارات احتمالی به محیط زیست در صورت بروز آتش سوزی اهمیت بالایی دارد.


محدثه حیدری، منوچهر امیدواری، ایرج محمد فام،
دوره 3، شماره 4 - ( 11-1392 )
چکیده

مقدمه: در صنایع شیمیایی یکی از مهم‌ترین خطرات موجود برای شاغلین تماس با مواد شیمیایی خطرناک است. عدم رعایت اصول احتیاطی و اقدامات کنترلی در هنگام کار با مواد شیمیایی می تواند عوارض جبران ناپذیری را برای افراد ایجاد نماید. لذا برای رسیدن به یک روش کنترلی اثربخش لازم است ارزیابی درستی را از فرایند تماس افراد در صنایع شیمیایی داشته باشیم. استفاده از روش William-fine می تواند ارزیابی مناسبی را از میزان ریسک خطر تماس ارایه دهد.

.

روش کار: در این تحقیق با استفاده از فرآیند تحلیلی سلسله مراتبی4 (AHP) و تلفیق آن با روش William-fine الگویی جهت ارزیابی خطرات تماس با مواد شیمیایی در صنایع نفت و گاز ابداع گردید. اعداد بعد از استخراج از پرسشنامه و وزن دهی وارد الگوی ارزیابی شدند و در انتها به صورت کمی همراه با لایه های حفاظتی ارایه گردیدند.

.

نتیجه گیری: نتایج مطالعه نشان می دهد که عدد کمی پیامد، احتمال و تماس در این تحقیق به ترتیب 2/83، 45/8 و 2/2 به‌دست آمد و به‌طور کلی عدد ریسک با مواد شیمیایی در این واحد 1546 برآورد شد که بیان می‌کرد از نظر اقتصادی لازم است اقدامات اصلاحی با اولویت به اجراء در آیند. استفاده از مدل William-fine این فرصت را ایجاد می نماید که با تلفیق شدت اثر و احتمال تماس و میزان خسارات وارد شده بتوان ارزیابی دقیق تری را از ریسک تماس با یک ماده شیمیایی داشته باشیم و همچنین تاثیر قضاوت های شخصی ارزیاب بر میزان ریسک را به حداقل برسانیم.


شهرام محمودی، ایرج محمدفام، بهزاد افسرطلا، ثریا علیمحمد زاده،
دوره 3، شماره 4 - ( 11-1392 )
چکیده

مقدمه: بر اساس نتایج مطالعات انجام شده، رفتارهای ناامن عامل 90% حوادث می باشند. پژوهش حاضر استفاده از ویژگی های شخصیتی را به عنوان پیش بین های بروز اعمال ناامن در بین کارکنان یک پروژه احداث خطوط تولید خودرو مورد بررسی قرار می دهد.

.

روش کار: در این مطالعه برای تعیین ویژگی های شخصیتی و میزان رفتارهای ناامن به‌ترتیب از پرسشنامه 5 بعدی NEO-FFI و روش نمونه برداری از رفتارهای ایمنی استفاده شد. برای آنالیز نتایج از ضریب همبستگی اسپیرمن استفاده گردید. جامعه آماری مورد مطالعه شامل کلیه کارکنان پروژه به تعداد 243 نفر بود.

.

یافته ها: نتایج نشان داد 70/31 درصد از رفتارهای کارکنان از نوع ناامن بود. بین رفتارهای ناامن با رنجورخویی و انعطاف پذیری رابطه مستقیم و معنا دار وجود داشت (P<0.01).

.

نتیجه گیری: ارزیابی ابعاد شخصیتی می‌تواند به‌عنوان یک ابزار پیش بینی کننده اثر بخش به شناسایی کارکنانی با میزان رفتارهای بسیار ناامن و در نتیجه برنامه ریزی برای کاهش حوادث کمک کند.


نیما رستم پور، تینوش الماسی، خاطره عربیان، مهنا شریفی، مریم رشیدی، فاطمه بیات،
دوره 3، شماره 4 - ( 11-1392 )
چکیده

مقدمه: آلودگی های احتمالی موجود در مراکز پزشکی هسته ای علاوه بر ایجاد مشکلات بهداشتی، روی آزمایش ها نیز تاثیر گذاشته و تلاش و هزینه زیادی را جهت رفع آلودگی در پی دارد. با توجه به خطرات ناشی از پرتوهای یونیزان بر سلامتی انسان جهت جلوگیری از آلودگی، قوانین و مقررات خاصی وضع شده که در کار با مواد رادیواکتیو باید رعایت شوند تا میزان آلودگی به حداقل برسد.

.

روش کار: پس از تهیه نقشه ای از مراکز مختلف پزشکی هسته ای در سطح استان، نقاطی که باید از نظر میزان آلودگی‌های رادیواکتیو مورد مطالعه قرار بگیرند تعیین شد. انتخاب محل برای آزمایش بر اساس این که در کدام قسمت امکان آلودگی بیشتر است صورت گرفت. پس از اندازه گیری، شمارش زمینه میزان آلودگی های رادیواکتیو در آن نقاط به روش Wipe Test انجام شد.

.

یافته ها: میانگین میزان آلودگی های زمینه در مرکزهای 1، 2 و 3 به ترتیب برابر μCi 150/0±75/1، μCi 615/0±43/4 و μCi 055/0±47/2 بودند. در مرکز شماره 1 فقط آلودگی ناحیه مربوط به هود بسیار بیشتر از حد مجاز بود. در مرکز شماره 2، آلودگی رادیواکتیو سالن انتظار، اتاق بیماران، انبار رادیودارو، اتاق کنترل، هود، میز کار و کف مرکز بیشتر از حد مجاز بود. در مرکز شماره 3 نیز آلودگی ناحیه های راهرو ورودی، راهرو بیماران، اتاق کنترل، هود، میز کار، سینک ظرفشویی، کابینت ها، اتاق تزریق و کف اتاق تصویربرداری (کنترل)، به ترتیب بیشتر از حد مجاز بود.

.

نتیجه گیری: در مرکزهای شماره 1 و 2 بیشترین آلودگی رادیواکتیو مربوط به ناحیه هود بود که می تواند به علت عمل نشان-دارسازی رادیوداروها در زیر هود باشد. در مرکز شماره 3 نیز راهرو بیماران بیشترین میزان آلودگی را نشان داد که می تواند به علت رفت و آمد زیاد در آن ناحیه باشد. با توجه به موضوع، تمهیدات لازم در این زمینه باید از طرف مسوول بخش و مسوول فیزیک بهداشت اندیشیده شود.


رستم گلمحمدی، حسین ابراهیمی، مجید فلاحی، احمد سلطان زاده، سعید موسوی،
دوره 4، شماره 1 - ( 2-1393 )
چکیده

مقدمه: میدان‌های الکترومغناطیس ساطع شده از لپ تاپ ها، امواج با فرکانس بیش از حد پایین (ELF) شناخته شده اند. این مطالعه با هدف مطالعه شدت میدان‌های الکتریکی و مغناطیسی با فرکانس خیلی پایین (ELF) ساطع شده از انواع لپ تاپ های متداول انجام شده است.

.

روش کار: شدت میدان‌های الکتریکی و شدت میدان مغناطیسی در اطراف 40 لپ تاپ از مارک‌های متداول مورد استفاده در فواصل 30، 60 و 90 سانتی متری در چهار طرف لپ تاپ ها اندازه گیری شد. اندازه گیری ها در چهار حالت روشن بودن لپ تاپ، حالت sleep، حالت اجرای برنامه office و اجرای فایل های صوتی-تصویری مطابق با استاندارد انجام شد.

.

یافته ها: مقادیر شدت میدان مغناطیسی برای تمام لپ تاپ ها تقریباٌ ثابت و در حدود mA/m 28 تا mA/m 32 بود. نتایج اندازه گیری شدت میدان الکتریکی، در فواصل 30، 60 و 90 سانتی‌متری اطراف لپ تاپ ها و در چهار جهت لپ تاپ ها مقادیر متفاوتی را نشان داد. در لپ تاپ‌های نوع DELL و hp بین میانگین میدان الکتریکی روی صفحه کلید در چهار حالت کارکرد لپ تاپ اختلاف معنی داری وجود دارد (P< 0/05).

.

نتیجه گیری: یافته های این مطالعه نشان داد که لپ تاپ‌ها میدان‌های الکتریکی و مغناطیسی در محدوده فرکانس های خیلی کوتاه (ELF) ایجاد می کنند که شدت این میدانها به نوع لپ تاپ، حالت کارکرد لپ تاپ و محل اندازه گیری نسبت به لپ تاپ بستگی دارد.



صفحه 1 از 4    
اولین
قبلی
1
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به بهداشت و ایمنی کار می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb