کاربران عمومی فقط به فهرست مقالات منتشر شده دسترسی دارند.
9 نتیجه برای موضوع مقاله:
مریم اوشک سرائی، محمد رضا آزاده دل، فرشاد جباری صدودی،
دوره 6، شماره 3 - ( 6-1395 )
چکیده
مقدمه: ارایه با کیفیت مراقبتهای پرستاری برای بیماران، فرهنگ ایمنی بیمار را به موضوعی بسیار مهم در حوزه بهبود کیفیت خدمات درمانی کشور تبدیل کرده است. هدف این مطالعه تعیین رابطه بین رضایت شغلی پرستاران و فرهنگ ایمنی بیمار در بیمارستانهای شهر رشت است.
روش کار: روش تحقیق از نوع توصیفی، تحلیلی و مقطعی و روش گرد آوری اطلاعات میدانی است. جامعه آماری تحقیق پرستاران بخش درمان بیمارستانهای دولتی و خصوصی شهر رشت است که از میان آنها 322 نفر به صورت تصادفی به عنوان نمونه تحقیق انتخاب شدند. برای گردآوری دادهها جهت رضایت شغلی پرستاران از پرسشنامه و یک فیلد و برای فرهنگ ایمنی بیمار از پرسشنامه آژانس تحقیقات و کیفیت مراقبتهای بهداشتی استفاده گردید. برای آزمون فرضیه تحقیق و تجزیه و تحلیل دادهها آزمون ضریب همبستگی پیرسون با به کار گیری نرم افزار SPSS 19 مورد استفاده قرار گرفت.
یافته ها: نتایج یافتههای تحقیق نشان داد که از دیدگاه پاسخ دهندگان، امتیاز رضایت شغلی پرستاران (68/0± 59/3) و فرهنگ ایمنی بیمار (54/0±31/3) در بیمارستانهای واقع در شهر رشت در سطح متوسط قرار دارد. علاوه بر آن نتایج تحقیق نشان داد که بین رضایت شغلی پرستاران و فرهنگ ایمنی بیمار رابطه مستقیمی با شدت 643/0 با سطح معنی داری01/0 > p وجود دارد.
نتیجه گیری: بر اساس نتایج به دست آمده از تحلیل دادهها در جامعه آماری تحقیق، رضایت شغلی پرستاران و فرهنگ ایمنی بیماران به ارتقاء نیاز دارد. از سویی بر پایه نتایج همبستگی بین متغیرهای تحقیق، هر چه میزان رضایت شغلی پرستاران افزایش یابد فرهنگ ایمنی بیمار بهبود خواهد یافت.
مراد رضایی دیزگاه، فردین مهرابیان، محسن جانی پور،
دوره 8، شماره 1 - ( 1-1397 )
چکیده
مقدمه: رضایت شغلی احساسی است که موجب بهبود بهره وری، افزایش انگیزه و توان مندی کارکنان می شود. لذا شناخت عوامل موثر بر آن و توجه به هوش هیجانی می تواند زمینه افزایش رضایت شغلی را فراهم نماید.
هدف این تحقیق بررسی تاثیر هوش هیجانی بر رضایت شغلی کارکنان دانشکده های دانشگاه علوم پزشکی گیلان با توجه به نقش میانجی فرسودگی شغلی، تلاش هیجانی، ناهماهنگی هیجانی، مسخ شخصیت و نقصان موفقیت فردی است.
روش کار: این پژوهش به صورت توصیفی و مقطعی انجام گرفته است. جامعه تحقیق حاضر کارکنان دانشکده های دانشگاه علوم پزشکی گیلان بوده که تعداد آن ها 413 نفر می باشد و تعداد نمونه با استفاده از فرمول کوکران 200 نفر تعیین شد. برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه استاندارد و برای سنجش روایی از روایی محتوا و برای پایایی از ضریب آلفای کرونباخ استفاده گردید و ازشاخص های آمار توصیفی و مدل سازی معادلات ساختاری برای تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار لیزرل بهره برداری شد.
یافته ها: نتایج نشان می دهد که هوش هیجانی بر ناهماهنگی هیجانی ، فرسودگی هیجانی، تلاش هیجانی، رضایت شغلی، نقصان موفقیت فردی، مسخ شخصیت و ناهماهنگی هیجانی بر فرسودگی هیجانی، نقصان موفقیت فردی، رضایت شغلی، مسخ شخصیت و تلاش هیجانی بر فرسودگی هیجانی، رضایت شغلی، نقصان موفقیت فردی و فرسودگی هیجانی بر مسخ شخصیت، نقصان موفقیت فردی، رضایت شغلی و در نهایت نقصان موفقیت فردی بر رضایت شغلی تأثیر دارد.
نتیجه گیری: با توجه به محرز شدن رابطه بین رضایت شغلی با فرسودگی شغلی، هوش هیجانی و ناهماهنگی هیجانی لازم است تا مدیران برنامه هایی جهت افزایش رضایت شغلی کارکنان و احساس خود کارآمدی اجرا نموده و زمینه کاهش فرسودگی شغلی را فراهم نمایند.
سمیه کم گو، خسرو عبدی، منیره خادم، محمود حیدری، امید هروی زاده، علی دانیالی، سید جمال الدین شاه طاهری،
دوره 10، شماره 1 - ( 1-1399 )
چکیده
مقدمه: امروزه افزایش مواجهه زیست محیطی و شغلی با فلزات سنگین نظیر کادمیوم و ترکیبات آن، ضرورت ارزیابی محیطی و بیولوژیکی این دسته از آلاینده ها را ایجاب می کند. کاربرد کادمیوم در صنعت باطری سازی، آبکاری، در ساخت رنگدانه ها و همچنین صنایع پلاستیک و سرامیک سازی می باشد. سمیت مزمن این فلز سنگین تلاش فزاینده ای در جهت کاهش حد آشکارسازی و بالا بردن حساسیت روش های تجزیه ای جهت ارزیابی کادمیوم در نمونه های بیولوژیکی را باعث شده است.
روش کار: محلول استاندارد حاوی غلظت های معین یون فلزی کادمیوم ساخته شد پس از تنظیم pH مشخص و اضافه شدن دی تیزون کمپلکس بین فلز و کلیت کننده ایجاد شد. سپس جهت انجام فرایند استخراج از مخلوط حلال های استخراج کننده و پخش کننده استفاده شد. با تکمیل فرایند اختلاط از طریق ورتکس و انجام جداسازی توسط سانتریفوژ ، محلول وارد حمام آب سرد گردید و حلال آلی شناور بر روی حلال آبی منجمد شد. حلال آلی و آبی جدا شده و بخش آلی که حاوی آنالیت بود به دستگاه تزریق گردید. متغیرهای مورد بررسی جهت دستیابی به بالاترین راندمان جذب و بازیافت کادمیوم از نمونه بیولوژیکی مورد ارزیابی و بهینه سازی قرار گرفتند.
یافته ها: نتایج حاصل در این فرایند نقش متغیرهای مورد بررسی شامل pH نمونه، حلال کمپلکس کننده، حلال استخراج کننده، اثر سانتریفوژ و زمان استخراج را به اثبات رساند و در نهایت روش بهینه سازی شده با کمترین حد تشخیص (LOD) برابر با 2میکروگرم برلیتر و فاکتور تغلیظ (EF) برابر با 50 و همچنین بازیافت نسبی (RR) برابر با 26.101 به طور موفقیت آمیزی جهت استخراج فلز کادمیوم از نمونه ادرار مورد استفاده قرار گرفت.
نتیجه گیری: بررسی های بعمل آمده نشان داد روش میکرو استخراج مایع-مایع پخش شونده با استفاده از حلال آلی منجمد شده شناور در تعیین مقادیر جزئی کادمیوم در نمونه ادرار کارگران در مواجهه شغلی روشی ارزشمند است و pH نمونه و حجم حلال استخراج کننده از متغیر های مهم در استخراج کادمیوم از نمونه می باشند.
سعید امیدی، قربانعلی جنت فریدونی، ربیع ا... فرمانبر، محمود حیدری،
دوره 11، شماره 2 - ( 3-1400 )
چکیده
مقدمه: درک ریسک در ایمنی و بهداشت از اهمیت بالایی برخوردار است و بر رفتار اثر می گذارد. بسیاری از حوادث به این علت رخ می دهند که افراد درک درستی از آنها ندارند. حوادث می توانند پیامد مهم درک ریسک یا به طور دقیق تر درک نادرست از ریسک باشند. آموزش همواره به طور گسترده ای به عنوان یکی از اجزای مهم در برنامه های کنترل خطرات شغلی و مدیریت خطرات شناخته می شود. مطالعه حاضر با هدف تعیین تأثیر مداخله آموزشی مبتنی بر نظریه رفتاربرنامه ریزی شده بر درک ریسک کارکنان آتش نشانی واحدهای عملیاتی انجام شد.
روش کار: این مطالعه از نوع کارآزمایی شاهد دار تصادفی می باشد، که بر روی 92 نفر از آتش نشانان شهر رشت در سال 1397 صورت گرفت. نمونه گیری به صورت خوشه ای بود و آتش نشانان به صورت تصادفی در دو گروه مداخله و کنترل، هر گروه 46 نفر قرار گرفتند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته مشتمل بر سه بخش، اطلاعات جمعیت شناختی، درک ریسک، تئوری رفتار برنامه ریزی شده بود. برنامه آموزشی شامل 5 جلسه 75-30 دقیقه ای برای هرگروه (6 گروه 8-7 نفری) براساس تئوری رفتار برنامه ریزی شده بود. داده ها در دو نوبت قبل و 1 ماه بعد از مداخله آموزشی جمع آوری شد و به وسیله آزمون های آماری کای دو، تی مستقل و زوجی، یو من ویتنی و ویلکاکسیون با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 21مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: میانگین سنی آتش نشانان مورد مطالعه 17/5±91/35سال بود و اختلاف معناداری بین دو گروه از لحاظ متغیرهای دموگرافیک مشاهده نگردید. بین دو گروه تحت مداخله و کنترل قبل از مداخله آموزشی، اختلاف معناداری از لحاظ درک ریسک، سازه های تئوری رفتار برنامه ریزی شده و رفتارهای خودگزارش دهی وجود نداشت، اما پس از اجرای مداخله آموزشی این متغیرها در گروه تحت مداخله افزایش معناداری یافت.
نتیجه گیری: نتایج مطالعه نشانگر بهبود درک ریسک آتش نشانان بر اثر مداخله آموزشی مبتنی بر سازه های تئوری رفتار برنامه ریزی شده بود. بنابراین، تئوری رفتار برنامه ریزی شده می تواند به عنوان چهارچوب نظری مناسب برای طراحی و اجرای مداخلات درک ریسک آتش نشانان بکار رود.
طالب عسکری پور، مجید معتمد زاده، رستم گلمحمدی، محمد بابامیری، مریم فرهادیان، حامد آقائی، محمدابراهیم غفاری، الهه کاظمی، مهدی سماواتی،
دوره 11، شماره 4 - ( 10-1400 )
چکیده
مقدمه: شواهد تجربی اخیر تائید کرده است که روشنایی علاوه بر تسهیل دید، میتواند بر عملکردهای فیزیولوژیکی و عصبی-رفتاری انسان تأثیر بگذارد که بهعنوان اثرات غیر تصویری روشنایی شناخته میشوند. این مطالعه، باهدف بررسی اثرات غیر تصویری شدت روشنایی و دمای رنگبر سطح هوشیاری و عملکرد شناختی انجام گردید.
روش کار: در این مطالعه 22 شرکتکننده در مواجهه با روشنایی شامل روشنایی خیلی کم (>5 لوکس-کنترل) و وضعیتهای روشنایی با دمای رنگ 4000، 8000 و 12000 کلوین درشدت روشنایی 300 و 500 لوکس قرار گرفتند. ضمن استفاده از یک رویکرد چند معیاره، دادههایی شامل قدرت سیگنالهای مغزی (آلفا، الفا-تتا، بتا و تتا)، شاخصهای خوابآلودگی و خلقوخوی و آزمونهای شناختی برای سنجش توجه پایدار، هوشیاری روانی – حرکتی، حافظه کاری و ظرفیت مهاری، جمعآوری گردید.
یافته ها: نتایج مطالعه نشان داد که وضعیتهای روشنایی 500 لوکس در دمای رنگ 8000 و 12000 کلوین، قدرت سیگنالهای مغزی نرمالایز شده آلفا، آلفا-تتا، شاخص خوابآلودگی و میانگین زمان پاسخ در آزمونهای شناختی سنجش هوشیاری روانی- حرکتی (PVT)، توجه پایدار (CPT) و ظرفیت مهاری (GO/NO-GO) را بهصورت معنی داری، در مقایسه با وضعیت روشنایی خیلی کم (کنترل) کاهش دادهاند. شرکتکنندگان وضعیت خلقوخوی بهتری در وضعیت روشنایی 8000 کلوین در مقایسه با سایر وضعیتهای روشنایی گزارش کردهاند. همچنین در مقادیر اندازهگیری شده متغیرهای موردبررسی، درشدت روشنایی 300 و 500 لوکس، تفاوت معنی داری مشاهده نگردید.
نتیجه گیری: استفاده از مداخلات روشنایی میتواند بهعنوان یک راهکار کمکی، برای بهبود سطح هوشیاری و عملکرد باهدف ارتقاء سطح سلامت عمومی و ایمنی، افزایش کارایی و بهرهوری استفاده شود.
طاهره پورطالمی، عبدالحسین امامی سیگارودی، محمود حیدری، نسرین مختاری، احسان کاظم نژاد لیلی،
دوره 13، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده
مقدمه: پرستاران تحت تأثیر عوامل تنشزا و فشار کاری بالا می باشند که موجب افزایش خطاهای پرستاری میگردد. از عوامل تأثیرگذار بر رفتار و عملکرد پرستاران در محیط کار، بار ذهنی کار و شکستهای شناختی میباشد. این تحقیق به بررسی بار ذهنی کار و شکستهای شناختی در دو گروه پرستاران با و بدون رفتارهای ناایمن در دوره زمانی شیوع کووید-19 پرداخته است.
روش کار: این مطالعه مورد - شاهدی روی 312 نفر از پرستاران در دوره سخت شیوع ویروس کووید-19 در سطح بیمارستانهای دولتی استان گیلان انجام شد. روش نمونهگیری در گروه پرستاران با رفتارهای ناایمن (104 نفر) و در گروه پرستاران بدون رفتار ناایمن (208 نفر) به روش تمام شماری بود. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامهای سهبخشی شامل بخش اول اطلاعات دموگرافیک، بخش دوم پرسشنامه تخصصی و استانداردشده بار ذهنی کار (NASA – TLX) و بخش سوم پرسشنامه شکستهای شناختی شغلی بوده و بروز نیدل استیک بهعنوان پیامد رفتار ناایمن و یک معیار بهمنظور تحلیل عملکرد ایمنی پرستاران استفاده شد.
یافته ها: بار ذهنی کار در این تحقیق 18.26±63.963 و نمره کل شکستهای شناختی برابر با 13.9±59.1 به دست آمد. در دو گروه پرستاران با و بدون رفتارهای ناایمن از لحاظ آماری اختلاف معنیداری وجود نداشت (0.05>P)؛ اما نمره کل بار ذهنی کار با همه حیطهها و نمره کل شکستهای شناختی در گروه پرستاران با و بدون رفتارهای ناایمن همبستگی معنیداری داشته است (p=0.001, r=0.225).
نتیجه گیری: با توجه به نتایج مطالعه، بار ذهنی کار درک شده در شغل پرستاری بالا میباشد. با وجود همبستگی مستقیم بین بار ذهنی کار و شکستهای شناختی میتوان بیان کرد که این دو مؤلفه از طریق ابعادشان دارای تعاملی دوطرفه هستند. لذا این شغل نیازمند اتخاذ راهکارهای مهندسی و مدیریتی مطلوب جهت کاهش بار کاری میباشد.
عادل مظلومی، علیمحمد مصدقراد، فریده گلبابایی، محمدرضا منظم اسماعیل پور، سجاد زارع، مهدی محمدیان، رمضان میرزایی، ایرج محمدفام، حسن صادقی نائینی، مسعود ریسمانچیان، یحیی رسول زاده، غلامعباس شیرالی، محمود حیدری، یحیی خسروی، حامد دهنوی، ملیحه کلاهدوزی، هانیه اخلاص، میرغنی سیدصومعه، سولماز بالاجمادی، مهدی غرسی،
دوره 13، شماره 3 - ( 7-1402 )
چکیده
مقدمه: مدیریت استراتژیک، با تعیین جهت حرکت سازمان و تهیه چشمانداز استراتژیک و بیانیه مأموریت، زمینه رشد، سودآوری، تولید و گنجاندن برنامههای ایمنی و سلامت کارکنان در سراسر سازمان را فراهم میکند. همچنین وجود یک برنامه استراتژیک جهت تقویت علمی و کاربردی رشته بهداشت حرفهای و ایمنی کار یکی از اولویتهای دانشگاهی و صنعتی کشور است. هدف از مطالعه حاضر ارائه برنامه استراتژیک توسعه رشته تخصصی مهندسی بهداشت حرفهای و ایمنی کار در ایران میباشد.
روش کار: مطالعه حاضر از نوع مطالعات اقدام پژوهی مشارکتی است که در سال 1400 انجام شد. کمیته تدوین برنامهریزی استراتژیک متشکل از 20 نفر از اساتید، کارشناسان و دانشجویان مقطع دکترا بودند طی 14 هفته با تشکیل جلسات منظم هفتگی و با جمعآوری اطلاعات درون سازمان و برون سازمان و تحلیل محیط داخلی و خارجی سازمان و شناسایی نقاط قوت و ضعف و فرصتها و تهدیدهای موجود در محیط اقدام به تعیین مأموریت، دورنما، ارزشها و اهداف کلی و اختصاصی سازمان برای سالهای 1400 تا 1404 نموند. همچنین، اقدامات لازم برای دستیابی به اهداف تعیین شده شناسایی و برنامه عملیاتی دستیابی به اهداف در زمینه ارتقای عملکرد رشته تخصصی بهداشت حرفهای و ایمنی کار تدوین شدند.
یافته ها: انجام این پژوهش کاربردی منجر به ارزشیابی استراتژیک محیط درونی و بیرونی رشته تخصصی بهداشت حرفهای و ایمنی کار، تعیـین جهـت استراتژیهای اساسی، مأموریت، دورنما، ارزشها و اهداف کلی شد. درنهایت هفت هدف اختصاصی و 286 اقدام برای ارتقای عملکرد رشته مهندسی بهداشت حرفهای و ایمنی کار مشخص شد. در تحلیل SWOT انجامگرفته از محیط داخلی و خارجی رشته بهداشت حرفهای و ایمنی کار، 27 نقطه قوت، 7 نقطهضعف، 26 فرصت و 12 تهدید به دست آمد. طبق نتایج ماتریس SWOT موقعیت استراتژیک رشته مهندسی بهداشت حرفهای و ایمنی کار در موقعیت استراتژیهای احتیاطی و حفظ شرایط موجود قرار دارد.
نتیجهگیری: این برنامه، در راستای برنامه 4 ساله رشته مهندسی بهداشت حرفهای و ایمنی کار نوشته شده است. در تدوین برنامه به اسناد و سیاستهای ارگانهای بالادستی توجه شده است. موقعیت استراتژیک رشته مهندسی بهداشت حرفهای و ایمنی کار، استراتژی محتاطانه است. در این موقعیت میتوان استراتژیهای حفظ شرایط موجود را به کاربرد؛ بنابراین، پیشنهاد میشود با تمرکز بر استراتژیهای محتاطانه تا حد امکان نقاط ضعف رشته مهندسی بهداشت حرفهای و ایمنی کار و ایمنی کار کاهش یابد و قابلیتهای استراتژیک آن افزایش یابد. رشته مهندسی بهداشت حرفهای و ایمنی کار بهتدریج از سال دوم اجرای برنامه استراتژیک میتواند بر توسعه فعالیتها متمرکز شود.
سیدمحمدجواد گلحسینی، محسن علیآبادی، رستم گلمحمدی، مریم فرهادیان، مهدی اکبری،
دوره 14، شماره 4 - ( 10-1403 )
چکیده
مقدمه: علیرغم وجود مطالعات فراوانی در مورد افتشنوایی ناشی از مواجهه با صدای شغلی (NIHL)، مستندات محدودی در ارتباط با تأثیر مواجهه با ارتعاش بر سیستم شنوایی شاغلین وجود دارد. رانندگان ماشین آلات سنگین، بهطور همزمان با سطوح بالایی از صدا و ارتعاشتمامبدن (WBV) مواجهه داشته و بنابراین در ریسک بالایی از NIHL قرار دارند؛ با این حال، سهم اثرگذاری WBV بر عملکرد سیستم شنوایی آنان در هالهای از ابهام میباشد. بنابراین، هدف از این مطالعه، بررسی پاسخ شنیداری رانندگان ماشینآلاتسنگین، در مواجهه با WBV و همچنین مواجهه همزمان با صدا و WBV میباشد.
روش کار: تعداد 30 نفر مرد از رانندگان ماشینآلاتسنگین با میانگین سنی 91/4±40/32 سال در این مطالعه که بر اساس مدل اندازهگیریهای مکرر طراحی شده بود، شرکت داشتند. در طول 3 سناریوی تعریف شده: مواجهه با WBV، مواجهه همزمان با صدا و WBV و همچنین سناریوی بدون مواجهه، پاسخ شنیداری رانندگان با استفاده از گسیلهای صوتی اعوجاجی گوش (DPOAE)، مورد بررسی قرار گرفت. تحلیلهای آماری مربوطه توسط نرمافزار SPSS-25 صورت پذیرفت.
یافته ها: محدوده صدای درون اتاقک ماشینآلاتسنگین، 89-83 دسیبل و بیشترین مواجهه رانندگان با WBV در محور Z با میانگین شتاب m/s2 29/1 به دست آمد. دامنه DPOAE رانندگان در هر سه سناریو، تغییرات معناداری را در طول روز نشان داد (P<0.05)؛ ولی در مقایسه بین سناریوها، مواجهه با WBV و مواجهه همزمان با صدا و WBV، دارای تاثیر قابلتوجهی در پاسخ سیستم شنوایی رانندگان، نسبت به سناریوی بدون مواجهه بود (P<0.05). همچنین اختلاف معناداری در تغییرات دامنه DPOAE در فرکانسهای مختلف وجود داشت؛ بگونهای که بیشترین تغییرات دامنه DPOAE در فرکانسهای محدوده 4000 هرتز مشاهده گردید.
نتیجه گیری: نتایج این مطالعه تاییدکننده پیامدهای منفی مواجهه با صدا و WBV بر روی پاسخ شنیداری موردبررسی در این پژوهش بود؛ ضمن اینکه شواهدی مبنی بر اثرات آسیبزای مواجهه تنها با WBV بر سیستم شنوایی رانندگان ماشینآلاتسنگین ارائه نمود.
صالح قهری صارمی، نبیاله منصوری، محمود حیدری، مرضیه شکرریز، همایون احمد پناهی،
دوره 15، شماره 2 - ( 4-1404 )
چکیده
مقدمه: ارزیابی آلاینده های هوا با استفاده از روشهای سبز ریزاستخراج که نیازی به استفاده از حلّال ندارند و نمونه برداری و آنالیز آنالیت را در قالب یک مرحله انجام می دهند، توجه زیادی را به خود اختصاص دادهاند. در این مطالعه روش ریز استخراج تله ی سوزنی توسعه داده شد و جاذب هیدروکسیل فولرن به منظور نمونه برداری از بنزن در هوا مورد استفاده قرار گرفت.
روش کار: تلههای سوزنی با طول یکسان از جاذب هیروکسیل فولرن به منظور بررسی متغیرهای موثر بر عملکرد در دو بخش نمونه برداری و واجذب، جهت دستیابی به حداکثر راندمان با استفاده از روش سطح پاسخ مورد بهینه سازی قرار گرفتند. در نهایت کارایی روش مورد مطالعه در محیط واقعی نیز ارزیابی شد و با روش NIOSH 1501 مورد مقایسه قرار گرفت.
یافته ها: یافتههای تحقیق نشان داد دما و رطوبت نمونه برداری با میزان پیک پاسخ دریافتی رابطه معکوس داشت به نحوی که نمونه بردار در دما و رطوبت پایین عملکرد بهتری را از خود نشان داد. توانایی جاذب در نگهداشت آنالیت، مناسب ارزیابی شد به طوری که مقدار آنالیت از دست رفته، پس از گذشت 5 روز به میزان 5 درصد تعیین گردید. حداکثر واجذب در دمای 275 درجه سانتی گراد و زمان 3 دقیقه رخ داد. حد تشخیص دستگاهی و کمّی به ترتیب µgL-1 011/0 و µgL-1 029/0 هوا، محاسبه شد. انحراف معیار استاندارد نسبی (RSD) به عنوان شاخص بررسی تکرار پذیری روش مورد مطالعه نیز 38/5 درصد به دست آمد. در مطالعه ی مقایسهای، عملکرد تله سوزنی بهتر از روش NIOSH ارزیابی گردید.
نتیجه گیری: روش تلهسوزنی و جاذب نانوساختار هیدروکسیل فولرن عملکرد مناسبی در نمونه برداری از بنزن در هوا دارد و جهت پایش های شغلی و محیط زیستی توصیه می شود.