جستجو در مقالات منتشر شده


کاربران عمومی فقط به فهرست مقالات منتشر شده دسترسی دارند.
30 نتیجه برای موضوع مقاله:

آرام تیرگر، ارسلان شیرویه، محمود حاجی احمدی، سید رضا حسینی،
دوره 1، شماره 1 - ( 10-1390 )
چکیده

مقدمه: کار در هوای آزاد و طی فصل گرم مانند شرایطی که کشاورزان، به‌ویژه طی فصل برداشت برنج، با آن روبه‌رو هستند، با خطر گرما و رطوبت زیاد و به طبع آن ظهور انواع گوناگونی از اختلالات ناشی از فشار گرمایی روبروست. هدف از انجام این بررسی، تعیین وضعیت عوامل مستعد کننده و شیوه های پیشگیری از اختلالات ناشی از گرما در گروهی از کشاورزان به‌ویژه طی فصل برداشت برنج بوده است.
روش کار: طی یک مطالعه مقطعی، 340 تن از کشاورزان یکی از شهرهای ساحلی استان مازندران (شهر سرخرود) مورد بررسی قرار گرفتند. نمونه ها به‌صورت تصادفی و خوشه ای از میان کشاورزان 42 روستای این منطقه انتخاب گردیدند. اطلاعات مورد نظر با استفاده از یک فرم، متناسب با اهداف پژوهش جمع آوری و با استفاده از نرم افزار SPSS به کمک شاخص‌های آمار توصیفی و هم‌چنین آزمون آماری کای دو مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. سطح معنی داری نتایج 05/0>p در نظر گرفته شد.
یافته ها: پردازش داده ها نشان داد میانگین سن و سابقه کار کشاورزان به ترتیب 9/11±8/42 و 2/13±26 سال و نسبت بی‌سوادی 34 درصد بوده است. سنجش شاخص توده بدن گویای آن بوده که بیش از 50 درصد از کشاورزان با مشکل اضافه وزن یا چاقی روبه‌رو بوده و حدود 15 درصد حداقل به یک بیماری مزمن نظیر بیماری قلبی عروقی، کلیوی، دیابت یا فشار خون مبتلا بوده اند. تقریباً 95 درصد از آنان از ضرورت آشامیدن آب پیش از شروع بکار و کلیه کشاورزان از ضرورت جایگزینی املاح به‌عنوان اقدام پیشگیری بی اطلاع بودند. انجام آزمون آماری کای دو بر روی متغیر سردرد به‌عنوان شایع‌ترین علامت و یکی از علایم اولیه اختلالات ناشی از گرما، با دیگر متغیرهای مستعد کننده اختلالات، فاقد اختلاف معنی دار آماری بوده است.
نتیجه گیری: یافته ها گویای آنند که کشاورزان مورد بررسی طی فصل تابستان با توجه به عواملی چون توزیع سنی، تحصیلات، شاخص توده بدن، میزان آگاهی های بهداشتی، وضعیت مصرف دارو و ابتلاء به بیماری های مزمن، بسیار مستعد ابتلاء به انواع اختلالات ناشی از گرما هستند و از سویی آگاهی مطلوبی از عوامل مستعد کننده و شیوه های پیشگیری ندارند. بنابراین، آموزش علایم اولیه و اقدامات کنترلی به منظور حفظ سلامت کشاورزان ضروری است


آرام تیرگر، فرشته غلامی،
دوره 1، شماره 2 - ( 12-1390 )
چکیده

مقدمه: ورود ناخواسته سوزن به بدن و خطر انتقال طیف وسیعی از عوامل بیماری زا یک مشکل کاملا" شناخته شده و ناشی از مواجهه شغلی در پرسنل بهداشتی– درمانی به ویژه حرفه پرستاری است. با توجه به کثرت شاغلین این حرفه از سویی و امکان پیشگیری از بسیاری آسیب های ناشی از سوزن، هدف از انجام این مطالعه، بررسی وضعیت این مشکل شغلی و تعیین برخی عوامل مرتبط با آن در میان پرستاران بوده است.

روش کار: مطالعه حاضر به صورت مقطعی و سرشماری در میان 340 تن از پرستاران شاغل در بیمارستان های دولتی و یک بیمارستان غیر دولتی شهرهای بابل و امیرکلا (از شهرهای شمال کشور) و با حداقل یک سال سابقه کار طی فصول پاییز و زمستان به اجرا در آمد. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه هایی به همین منظور مشتمل بر اطلاعات فردی و برخی عوامل موثر شغلی مانند کسب آموزش های لازم، عادات شغلی نادرست مانند گذاردن مجدد درپوش سوزن استفاده شد. برای پردازش داده ها از نرم افزار آماری SPSS و شاخص های آمار توصیفی به همراه آزمون آماری کای دو استفاده گردید. 

یافته ها: ورود ناخواسته سوزن به بدن پرستاران مورد بررسی با میانگین سنی 7/7 +- 33/8 سال و میانگین سابقه کار 8+-10/3 سال، از نسبتی برابر با 59/7 درصد برخوردار بوده وانجام آزمون آماری کای دو گویای اختلاف معنی دار آماری بین وقوع آسیب در گروه های مختلف از نظر سن، سابقه کار و کسب آموزش هم چنین عوامل خطری نظیر گذاردن مجدد درپوش سوزن بود.

نتیجه گیری: با توجه به اثرات مثبت آموزش و اثرات منفی عادات کاری نادرست، تکمیل و تکرار آموزش های حرفه ای برای پرستاران ضروری است.


آرام تیرگر، زهرا آقالری، فاطمه سالاری، مریم رجبعلیان،
دوره 2، شماره 2 - ( 6-1391 )
چکیده

مقدمه: دامپروری در ایران به‌دلیل برخی خصوصیات برجسته مانند اشتغال زایی و تولید مواد اولیه برخی از صنایع، از اهمیت و جایگاه ویژه ای برخوردار است. بر اساس آمارها، تعداد قابل ملاحظه ای از نیروهای کار نیز در این بخش اشتغال دارند. اما علیرغم چنین شرایطی، اطلاعات موجود در خصوص شرایط بهداشتی دامداری ها و کارگران آن‌ها بسیار اندک است. هدف از انجام این مطالعه بررسی وضعیت بهداشتی دامداری‌ها و پرسنل‌شان در شهر بابل بوده است.

روش کار: این مطالعه به‌صورت مقطعی و توصیفی در میان دامداری های صنعتی و سنتی مناطق روستایی شهر بابل (52= n) طی زمستان سال 1389 به اجرا در آمد. نمونه ها به‌شکل سرشماری و از کلیه واحدهای فعال جمع‌آوری گردید. از این تعداد، 19 واحد به‌دلیل عدم فعالیت از مطالعه حذف گردیدند. داده ها با استفاده از فرم جمع آوری اطلاعات متناسب با اهداف پژوهش و از طریق مصاحبه و مشاهده مستقیم توسط تکنیسین بهداشت محیط جمع آوری گردید. جهت پردازش اطلاعات از شاخص های آمار توصیفی و همچنین آزمون آماری کای دو استفاده شد. سطح معنی داری نتایج 05/0>P در نظر گرفته شد.

یافته ها: پردازش داده ها نشان داد که میانگین سابقه کار کارگران دامداری ها 9/12±1/15 سال، نسبت بیسوادی در آنان 30% و پوشش واکسیناسیون علیه بیماری کزاز 43 درصد بود. تنها حدود یک چهارم کارگران دارای کارت بهداشتی بوده و 36 درصد از آن‌ها مورد معاینات پزشکی دوره‌ای قرار گرفته بودند. 7/55% در هیچ دوره آموزشی مرتبط با مسایل ایمنی و بهداشتی شرکت ننموده و حدود نیمی از آنها (34 نفر) دچار حوادث ناشی از کار شده اند. حدود 60 % از واحد ها فاقد توالت بهداشتی بودند. انجام آزمون آماری کای دو گویای ارتباط معنی داری میان نتایج مربوط به سطح تحصیلات و سابقه کار دامداران با پیروی از برخی مقررات ایمنی و بهداشتی بوده است.

نتیجه گیری: نتایج گویای ضرورت توجه هر چه بیشتر از سوی مسوولین ذیربط در خصوص نظارت بر حسن اجرای قوانین و همچنین اجرای برنامه های آموزشی و ارتقاء آگاهی های بهداشتی دامداران است. 


حسین ماری اریاد، فروغ زارع دریسی، مهدی جهانگیری، مسعود ریسمانچیان، علی کریمی،
دوره 4، شماره 3 - ( 6-1393 )
چکیده

زمینه و هدف: یکی از عوامل موثر بر کیفیت هوای داخل ساختمان‌ها، عملکرد سیستم‌های تهویه مطبوع هوا است. این سیستم‌ها ضمن فراهم کردن هوای تمیز و بدون بو ، دما، رطوبت و نیز جریان هوا را جهت راحتی و آسایش ساکنان ساختمان فراهم می‌کنند. مطالعه فوق با هدف بررسی کارایی سیستم تهویه مطبوع در یک ساختمان اداری در شهر تهران انجام شد.

.

روش بررسی: به منظور بررسی نظرات کارکنان در زمینه عملکرد سیستم HVAC از یک پرسشنامه خود ساخته استفاده شد. برای ارزیابی عملکرد سیستم HVAC سرعت جریان در توزیع کننده‌ها اندازه‌گیری گردید. به‌علاوه میزان دی اکسید کربن، دمای هوا و سطح رطوبت نسبی در تمامی طبقات ساختمان مورد سنجش قرار گرفت. نحوه توزیع هوا به داخل ساختمان نیز با استفاده از تست دود بررسی شد.

.

یافته ها: بیشتر افراد مورد بررسی از جهت جریان هوا، گرما و بوی سیگار شکایت داشتند. بالاترین مقدار دی اکسید کربن در رستوران و به میزان 930 پی پی ام اندازه گیری شد. حداکثر و حداقل رطوبت نسبی و دما به ترتیب 4/28 -23 درصد و 3/28- 8/13 درجه سانتیگراد بود. بررسی‌های حاصل از تست دود نشان داد که جهت و یا توزیع جریان هوا در یک سوم از توزیع کننده‌های هوا نامناسب می‌باشد.

.

نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد که مهم‌ترین نقص در سیستم HVAC مورد بررسی ناشی از توزیع و جهت نامناسب جریان هوا بوده و با تنظیم و بالانس سیستم HVAC می توان آن را اصلاح نمود.


رضوان عابدینلو، نرمین حسن زاده رنگی، یحیی خسروی، حامد جلیلیان، سپیده مجدآبادی، علی اصغر فرشاد، علی اکبر صادقی، حسن عماری،
دوره 5، شماره 1 - ( 1-1394 )
چکیده

مقدمه: محیط محله نقش مهمی در سلامتی ساکنین دارد. این مطالعه به منظور ارزیابی بهداشت، ایمنی و محیط محلات مرفه و محروم شهر تهران انجام گرفته تا بتواند با بهره گیری از رویکرد ابتکارات جامع محور، سلامت محله را بهبود بخشد.

.

روش کار: در این مطالعه میدانی، مولفه‌های موثر در قالب ابزار سنجش اندازه گیری بهداشت، ایمنی و محیط محله از طریق مشاهده، مصاحبه با ساکنین محله، نتایج اندازه گیری‌های قبلی و همچنین مرور مستندات مورد بررسی قرار گرفت. تعداد 10 محله از طریق نمونه‌گیری خوشه‌ای از 374 محله شهر تهران انتخاب شد. به منظور مقایسه داده‌های میدانی و امکان تصمیم گیری در مورد وضعیت محلات نمونه، از روش کنترل چارت استفاده گردید.

.

یافته ها: نتایج سنجش میدانی مطالعه حاضر نشان داد بطور کلی وضعیت HSE در محله‌های مرفه و محروم شهر تهران در مرز هشدار قرار دارد.

.

نتیجه گیری: ابتکارات جامع محور می‌تواند الگوی مناسب برای توانمندسازی جوامع محلی در راستای ارتقای مولفه‌های بهداشت، ایمنی و محیط زیست محله باشد.


رفعت محبی فر، مهران علیجان زاده، علی صفری واریانی، حمیده خوش ترکیب، الناز قناتی، فاطمه تیموری، محمد ذکریا کیایی، معصومه ضیائی‌ها،
دوره 5، شماره 1 - ( 1-1394 )
چکیده

مقدمه: امروزه توجه به ایمنی بیمار امری مهم در ارائه خدمات بیمارستانی بوده و هر گونه کوتاهی درآن می تواند عواقب ناگواری بوجود بیاورد. هدف از این مطالعه بررسی وضعیت فرهنگ ایمنی بیماردر بیمارستان های آموزشی شهر تهران بوده است.

.

روش کار: پژوهش حاضر به صورت توصیفی -مقطعی با بررسی 312 نفر از پرسنل درمانی بیمارستان های بهارلو، امیراعلم، شریعتی و سینا در شهر تهران انجام شد. نحوه نمونه گیری و انتخاب بیمارستان ها به صورت خوشه ای و انتخاب افراد به صورت تصادفی بود. برای بررسی فرهنگ ایمنی بیمار از پرسشنامه استاندارد پیمایش فرهنگ ایمنی بیمارکه دارای ابعاد 12 گانه بود استفاده شد.

.

یافته ها: 61 درصد افراد شرکت کننده در مطالعه پرستار بودند همچنین 42 درصد پرسنل سابقه کاری کمتر از 5 سال داشتند. در ابعاد 12 گانه فرهنگ ایمنی بیمار ابعاد تناوب گزارش دهی و تبادل انتقال اطلاعات با 56 و 55 دارای کمترین میانگین بودند. هم چنین ابعاد یادگیری سازمانی و انتظارات - اقدامات مدیریتی هر کدام با میانگین 69 دارای بالاترین میانگین در ابعاد 12 گانه فرهنگ ایمنی بیمار بودند. مجموع میانگین فرهنگ ایمنی بیمار در بیمارستان های مورد مطالعه برابر با 63 بود.

.

نتیجه گیری: توجه هر چه بیشتر به فرهنگ ایمنی بیمار منجر به توسعه و پیشرفت بیمارستان های کشور شده و آنها را به سمت بیمارستان دوستدار بیمار هدایت خواهد کرد. هم چنین می بایست به ابعاد دارای میانگین پایین در این مطالعه به جهت ارتقا و تقویت این ابعاد توجه ویژه داشت.


علی خوانین، احمد جنیدی جعفری، علی صفری واریانی، ویدا زراوشانی،
دوره 8، شماره 1 - ( 1-1397 )
چکیده

مقدمه: امروزه افزایش تقاضا برای حفاظت در برابر پرتوهای راداری با استفاده از سپرهای نانوکامپوزیتی رو به افزایش است. در این میان ، برای رفع محدودیت های سپرهای الکترومغناطیس تک لایه از سپرهای دو یا چند لایه استفاده می شود. در این مطالعه سعی شد تا ضمن ساخت نوعی سپر دولایه الکترومغناطیس، اثر برخی فاکتورهای ساختاری مانند ضخامت، هم جنس بودن لایه ها و نیز مدت زمان اختلاط بر اثربخشی حفاظتی سپرهای دولایه مورد بررسی قرار گیرد.

روش کار: در این پژوهش از رزین اپوکسی EI-403 و نانوذرات اکسید نیکل برای ساخت سپرهای مورد بررسی استفاده شد. در ابتدا دو گروه سپر تک لایه ( با مدت زمان اختلاط 10 و 66 دقیقه) در ضخامت های 2 ، 4 و6 میلی متر و با مقدار هفت درصد وزنی از نانوذرات اکسید نیکل و با روش ریخته گری ساخته شدند. سپس از قرار گیری بدون فاصله ی سپرهای تک لایه بر روی یک دیگر سپرهای دو لایه تهیه شدند. با استفاده از دستگاه تحلیل گر شبکه، پرتوهای راداری باند ایکس تولید و پارامترهای پراکندگی اندازه گیری و میانگین اثربخشی حفاظتی سپرها محاسبه گردید.

یافته ها: بیش ترین و کم ترین میانگین اثربخشی حفاظتی سپرهای تک لایه به ترتیب 14/84 و 05/46 درصد و در سپرهای دولایه به ترتیب 34/66 و 99/41 درصد به دست آمد. میانگین اثربخشی حفاظتی سپرهای دولایه با مدت زمان اختلاط 10 دقیقه در ضخامت های  6، 8 و 10 میلی متر به ترتیب  99/41 ، 45/45 و 25/43 درصد بود. این مقادیر در مدت زمان اختلاط 66 دقیقه به ترتیب به  30/54، 07/62 و 34/66 درصد افزایش یافت.

نتیجه گیری: در این مطالعه اثربخشی حفاظتی سپرهای دو لایه کم تر از سپرهای تک لایه به دست آمد. اگرچه افزایش مدت زمان اختلاط موجب بهبودی اثربخشی حفاظتی در سپرهای تک و دولایه گردید اما نتوانست موجب افزایش اثربخشی سپرهای دولایه نسبت به سپرهای تک لایه گردد. هم چنین افزایش مدت زمان اختلاط در سپرهای دولایه نشان داد ، در این سپرها با افزایش ضخامت ، اثربخشی حفاظتی کاهش یافت. به نظر می رسد در این مطالعه استفاده از سپرهای هم جنس در تهیه سپرهای دولایه منجر به افزایش عمق نفوذ و انعکاس های متوالی و در نهایت کاهش چشم گیر اثربخشی حفاظتی در سپرهای دو لایه نسبت به تک لایه شده باشد. پیشنهاد می گردد در پژوهش های آینده ، سایر مطالعات در خصوص بهبود اثربخشی حفاظتی این دسته از سپرهای دولایه صورت گیرد.


حسین مروی میلان، ایرج محبی، حمیدرضا خلخالی، محمد حاج آقازاده،
دوره 9، شماره 1 - ( 1-1398 )
چکیده

مقدمه: بار کار فیزیکی یکی از عوامل خطر اصلی ایجاد کننده اختلالات اسکلتی- عضلانی در کارگران ساختمان سازی می باشد. مطالعه حاضر با هدف بررسی میزان شیوع علایم اختلالات اسکلتی - عضلانی و رابطه آن با ویژگی های دموگرافیک و شاخص بار کار فیزیکی در کارگران ساختمان سازی انجام شد.
روش کار: این مطالعه از نوع توصیفی - مقطعی بود که در آن 162 نفر از کارگران ساختمان سازی (آرماتوربندی (۷۵ نفر) و آجرچینی (۸۷ نفر)) شرکت کردند. ابزارهای مورد استفاده در این مطالعه پرسش نامههای اختلالات اسکلتی- عضلانی نوردیکو بار کار فیزیکی بودند. در تجزیه و تحلیل داده‌ها از آزمون های مجذور کای و رگرسیون لجستیک با استفاده از نرم‌افزار SPSS نسخه 21استفاده شد.  
یافته ها: میانگین و انحراف معیار سن و سابقه کار کارگران ساختمان سازی به ترتیب۸/۴±۳۴/۶ و ۶/۸±۱۱/۲ سال بود. بیش ترین شیوع علایم اختلالات اسکلتی - عضلانی در نواحی فوقانی پشت(۵۷/۴٪)،تحتانی پشت (۳۵/۸٪) و گردن (۳۰/۲٪)بود. در تحلیل تک متغیره علایم اسکلتی - عضلانی نواحی شانه ها، کمر، پاها، زانوها وران ها با شاخص بار کار فیزیکی وناحیه پشت با سن، سابقه کاری و ساعت کاری رابطه معنی داری داشتند (05/0>P). بر اساس تحلیل رگرسیون لجستیک با افزایش شاخص بار کار فیزیکی به بیش تر از صدک 90 ام شانس ابتلا به اختلال در کمر، زانوها و پاها و هم چنین با افزایش ساعت کاری به بیش تر از 8 ساعت،شانس ابتلا به اختلال کمر و پاها به میزان قابل توجهی افزایش یافت.
نتیجه گیری: شیوع علایم اختلالات اسکلتی - عضلانی در کارگران ساختمان سازی مورد مطالعه بالا بود. بسیاری از علایم اختلالات اسکلتی- عضلانی با شاخص بار کار فیزیکی ارتباط معنی داری داشتند. بنابراین شاخص بار کار فیزیکی می تواند به منظور شناسایی مشاغل ساختمان سازی دارای ریسک اختلالات اسکلتی استفاده شود. پیشنهاد می گردد جهت کاهش علایم اختلالات اسکلتی- عضلانی در کارگران ساختمان سازی ، منابع بار کار فیزیکی مانند حمل مواد سنگین و پوسچر های کاری نامطلوب کاهش یابد و از انجام کار طولانی تر از 8 ساعت پرهیز شود.

مجتبی ذکایی، محسن فلاحتی، هادی اسدی، مسعود رفیعی، محمد نجفی، اعظم بیابانی،
دوره 9، شماره 2 - ( 3-1398 )
چکیده

مقدمه: در سراسر دنیا تلاش های بسیاری انجام می شود تا ابزارهای مناسبی برای تحقق توسعه پایدار شهری و دست یابی به یک شهر پایدار انتخاب و به کار گرفته شود. استقرار سیستم مدیریت بهداشت، ایمنی و محیط زیست (HSE-MS)،
یکی از ابزارهای تحقق توسعه پایدار شهری است. سنجش عمل کرد یک سازمان در حوزه HSE پیش نیازی برای بهبود مستمر می باشد که روح سیستم های مدیریتی جدید HSE است. لذا هدف اصلی از انجام این پژوهش ارایه یک الگوی کاربردی جهت رتبه بندی کمی مناطق مختلف شهرداری تهران از لحاظ عمل کرد HSE با استفاده از روش تصمیم گیری چند شاخصه می باشد.
روش کار: در این مطالعه توصیفی-کاربردی، پس از تعیین محورهای عمل کردی و شاخص های ارزیابی عمل کرد مربوط به هر یک از آن ها (29 محور عمل کردی و 154 شاخص ارزیابی عمل کرد) از طریق طراحی پرسش نامه و بر اساس نظرات گروه خبرگان، وزن محورها و شاخص های عمل کردی با استفاده از روش فرآیند تحلیل سلسله مراتبی مشخص شد.   
یافته ها: در این مطالعه محورهای عمل کردی فرآیند محور HSE نسبت به محورهای نتیجه محور HSE ارزش وزنی بالاتری را به خود اختصاص داد. در محورهای عمل کردی فرآیند محور HSE، محورهای عمل کردی«تعهد و رهبری» و «شناسنامه HSE مشاغل»، در محورهای عمل کردی نتیجه محور HSE، محورهای عمل کردی «ایمنی» و «بهداشت» و در محورهای عمل کردی مدیریت شهری، محورهای عمل کردی«پایداری اقتصادی» و «معماری و شهرسازی» به ترتیب بالاترین و پایین ترین ارزش وزنی را کسب نمودند.
نتیجه گیری: نتایج ارزیابی و اعتبارسنجی شاخص ها و محورهای عمل کردی منتخب نشان داد که در طراحی و تعیین مدل ارزیابی عمل کرد HSE شهرداری ها، علاوه بر محورها و شاخص های حوزه HSE، فاکتورهای تاثیر گذار بر مدیریت شهری می تواند تاثیر چشم گیری بر عمل کرد شهرداری ها در حوزه HSE داشته باشد.
حامد یارمحمدی، سید حسن نیک سیما، سودابه یارمحمدی، علیرضا خمر، حسین ماری اریاد، محسن پورصادقیان،
دوره 9، شماره 3 - ( 6-1398 )
چکیده

مقدمه: به هر گونه اختلال یا آسیب سیستم اسکلتی –عضلانی که ممکن است در اثر شغل به وجود آمده باشد یا به وسیله آن تشدید گردد، اختلالات اسکلتی عضلانی گفته می شود که یکی از دلایل مهم آسیب های شغلی و ناتوانی در کشورهای پیشرفته و در حال توسعه هستند. مطالعه حاضر با هدف تعیین میزان شیوع اختلالات اسکلتی - عضلانی در رانندگان جهت دست یابی به نتایجی کامل با قدرت آماری بالا، با استفاده از روش متاآنالیز انجام شد.
روش کار: مطالعه حاضر متاآنالیز و مرور سیستماتیک است که در این مطالعه مقالات از پایگاه های اطلاعاتی  ملی و بین المللی ،Scientific Information Database (SID) ، Google Scholar ، Science Direct ،,Scopus  PubMed (با استفاده از واژه MESH)، Pre Quest،, Iran MediX, SID, MedLib  و با استفاده از واژه های کلیدی فارسی شامل شیوع، اسکلت-عضلانی رانندگان و هم چنین کلید واژه های انگلیسی شامل Prevalence، Musculoskeletal، Drivers  استخراج گردید. بازه زمانی در انتخاب مقالات از سال 2000 تا 2017 بود. آنالیز داده ها با استفاده از متاآنالیز (مدل اثر تصادفی )انجام شد. جهت محاسبه عدم تجانس از شاخص های I2 و Q کوکران و هم چنین کلیه تحلیل های آماری با استفاده از نرم افزار STATA نسخه 14 استفاده گردید.  
یافته ها: در نهایت 22 مقاله وارد مطالعه شدند. کل حجم نمونه مورد بررسی 7706 نفر با میانگین 350 نفر در هر مطالعه بود. میزان شیوع اختلالات اسکلتی - عضلانی در اندام های مختلف  رانندگان به این ترتیب  درگردن، شانه، مچ / دست و آرنج در این مطالعه به ترتیب 26.19٪ (با فاصله اطمینان14.30-38) ،18.07  ٪ (با فاصله اطمینان10.16-25.99)  و 5.75٪( با فاصله اطمینان 3.22-8.27) بود. بیش ترین شیوع مربوط به  اختلال ناحیه تحتانی کمر(41.63) با (فاصله اطمینان50.17-33.09) و کم ترین شیوع مربوط به اختلال آرنج (7.45) با (فاصله اطمینان9.43-5.46) بود. سطح معناداری 0.05 برای تحلیل در نظر گرفته شد.
نتیجه گیری: نتایج این بررسی نشان می دهد  شیوع اختلالات اسکلتی – عضلانی ناشی از رانندگی در ناحیه کمری، گردنی و شانه در میان رانندگان در سطح بالایی قرار  دارد. هم چنین با توجه به سطح بالای شیوع، افزایش شیوع این اختلالات در رانندگان پیش بینی می گردد.جهت کنترل و کاهش این اختلالات، طراحی مناسب صندلی و تجهیزات خودرو ها، انجام معاینات دوره های رانندگان، انجام ورزش مناسب و در نظر گرفتن زمان استراحت کافی نسبت به ساعات کاری در شبانه روز، پیشنهاد  می شود. هم چنین برنامه های آموزش ارگونومی و بهداشت حرفه ای جهت کاهش ریسک ابتلا به اختلالات اسکلتی- عضلانی مرتبط با رانندگی توصیه می گردد.
 
ویدا زراوشانی،
دوره 10، شماره 4 - ( 9-1399 )
چکیده

مقدمه: در حال حاضر جهان با یک بحران همه گیری در خصوص کرونا ویروس 2019 مواجه شده است . سرعت انتقال و مقیاس جهانی عفونت  این ویروس به قدری وسیع است که نیاز دارد در حوزه های استراتژیک ، مدیریت منابع و کنترل عفونت اقدامات اساسی انجام شود.  در چنین شرایطی استفاده از فناوریهای هوشمند انقلاب صنعتی چهارم می تواند به بهبود عملکرد سیستمهای بهداشت و درمان و نیز ایمنی و سلامت شغلی کارکنان آن کمک شایانی نماید. این مطالعه قصد دارد تا با انجام یک مطالعه مروری سیستماتیک به بررسی کاربرد فناوریهای انقلاب صنعتی چهارم در شناسایی و کنترل بحران همه گیری Covid-19 در سیستمهای بهداشت و درمان به عنوان یکی از محیطهای کاری پر خطر بپردازد.
روش کار: جستجو  بر اساس راهنمای PRISMA در فاصله زمانی ماههای می و جوئن میلادی سال 2020 و در پایگاه‌های Google Scholar، PubMed، Scopus انجام و مقالات انگلیسی که در سال 2020 منتشر شده بودند با استفاده از کلیدواژه‌هایی که بر اساس اصل Pico و از پایگاهMesh  انتخاب و جمع‌آوری گردیدند، به صورت تک و یا در ترکیب با یکدیگر استفاده شدند. در این مرحله مقالاتی که در عنوان یا خلاصه آن‌ها واژه   Covid-19 به همراه هر یک از واژه های  Intelligence Artificial، Smart Hospital ، ,Digital Health Care, Internet Of Things, Big Data,  Industry 4.0, Virtual Reality, Holography, Cloud Computing, Autonomous Robot,3D Printing , 3D Scanning, Biosensors  Assistive Technology,  مشاهده شد انتخاب شدند. سپس عناوین، چکیده‌ها و کلمات کلیدی این مقالات بررسی شد. برای افزایش حساسیت جستجو، از کلید واژه و رفرنس منابع مقالات منتخب نیز استفاده گردید. سپس با بررسی عنوان و خلاصه تمام مقالات جمع‌آوری شده، مقالات مرتبط از غیر مرتبط جدا و مقالات تکراری نیز حذف شدند. سرانجام متن کامل مقالاتی که به عنوان مرتبط جمع‌آوری شده بود مورد بررسی قرار گرفتند.
  یافته ها: در اولین گام جستجو، در مجموع 175 مطالعه یافت شد که در سال 2020 در پایگاه‌های Google Scholar، PubMed، Scopus منتشر شده بودند. سپس با توجه به معیارهای ورود و خروج و انجام غربالگریها و ارزیابی کیفی مقالات تعداد، 30 مقاله وارد مطالعه شد. از این تعداد 22 مقاله مروری ، 6 مقاله اصیل، یک مقاله کوهورت و یک مقاله موردی بود . بیشترین تعداد مقاله متعلق به کشور هند بود که به همراه چین و انگلیس در مجموع 16 مقاله ورودی را به خود اختصاص داده بودند. یافته های این مطالعه نشان داد در انقلاب صنعتی چهارم فناوریهایی مانند فناوریهای هوش مصنوعی ، اینترنت اشیا، داده های بزرگ، واقعیت مجازی، هولوگرافی، پردازش ابری، رباتهای خودکار، اسکن سه بعدی، چاپ سه بعدی و حسگرهای زیستی می تواند در پیش بینی، شناسایی، ردیابی، نظارت، درمان و کنترل اپیدمی کرونا استفاده نمود. فناوری هوش مصنوعی (10 مقاله) و پس از آن فناوری رباتهای خودکار (6 مقاله) بیشترین فناوری مورد توجه در مقالات ورودی بود.
نتیجه گیری: فناوریهای انقلاب صنعتی چهارم می تواند به بهبود عدالت در دسترسی به مراقبت بهداشتی، بهبود مراقبتهای ویژه بیماران مبتلا به COVID-19 ، حفظ ایمنی و سلامت شغلی کارکنان بهداشت و درمان منجر گردد . بکارگیری فناوریهای هوشمند فوق می تواند به دولتها در شناسایی ، ردیابی ، نظارت و درمان بیماران مبتلا به کرونا کمک نماید و با مدیریت منابع انسانی، دارو، تجهیزات ، زمان و غیره تاب آوری جامعه ومحیطهای کاری بویژه بیمارستانها را افزایش دهد.
سیده فریماه نویدی، علی صفری واریانی، سکینه ورمزیار،
دوره 11، شماره 2 - ( 3-1400 )
چکیده

مقدمه: اختلالات اسکلتی- عضلانی مرتبط با کار از مهمترین دلایل غیبت از کار، افزایش هزینه ها و آسیب های انسانی است که شیوع آن در کاربران کامپیوتر بسیار بالا می باشد. تحقیق حاضر با هدف بررسی 8 هفته تمرینات حرکات اصلاحی بر کاهش شیوع اختلالات اسکلتی- عضلانی کاربران کامپیوتر شرکت گاز انجام شده است.
روش کار: این مطالعه ی تحلیلی-مقطعی در سال 1397 در بین 101 نفر از کاربران کامپیوتر شرکت گاز شهر قزوین انجام شد. از این تعداد، 14 نفر در برنامه مداخله آموزشی حرکات اصلاحی به مدت 8 هفته (16جلسه 1ساعته و 2 بار در هفته) شرکت نمودند. به منظور بررسی شیوع و شدت اختلالات اسکلتی- عضلانی از پرسشنامه های نوردیک و نقشه بدن استفاده گردید. نتایج با استفاده از آزمون-های کولموگروف-اسمیرنف، وی کرامر، مک نمار و ویل کاکسون در نرم افزار spss نسخه 23 بررسی شدند.  
یافته ها: بیشترین اختلالات در بین کاربران کامپیوتر در طی یک هفته گذشته قبل از مداخله مربوط به نواحی شانه ها (3/64%)، کمر (9/42%) و گردن (7/35%) می باشند. شیوع اختلالات اسکلتی – عضلانی بوسیله حرکات ورزشی تقویت عضلات و انعطاف پذیری در نواحی گردن و شانه به ترتیب با اطمینان 95 و 99 درصد قبل و بعد از مداخله متفاوت و کاهش معناداری نشان داد. شیوع ناراحتی در ناحیه کمر بعد از مداخله به میزان 8/35% و در سایر نواحی نیز حداقل به میزان 1/7% کاهش یافته است.
نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که اجراء برنامه مداخله آموزشی حرکات اصلاحی توسط افراد متخصص علوم ورزشی می تواند باعث تقویت عضلات و در نتیجه اختلالات اسکلتی - عضلانی را 3/64-1/7% کاهش دهد.
محمد حسین بهشتی، روح اله حاجی زاده، علی عالمی، مجتبی امکانی، یاسین منصوری، علی تاج پور،
دوره 11، شماره 3 - ( 6-1400 )
چکیده

مقدمه: حوادث ناشی از تجهیزات بازی کودکان تهدیدی جدی برای سلامت کودکان تلقی می‌شود. ایمن سازی این تجهیزات مستلزم رعایت استانداردهای ایمنی و طراحی ارگونومیک است. هدف مطالعه حاضر طراحی تجهیزات مخصوص بازی کودکان (سرسره،تاب والاکلنگ) موجود در پارک های عمومی شهر بر اساس استانداردهای ملی و داده های آنتروپومتریک کودکان است. 
روش کار: پژوهش حاضر از نوع کاربردی است که در آن طراحی تجهیزات بازی کودکان شامل، سرسره، تاب و الاکلنگ بر اساس  استانداردهای ملی 2-6436 ، 3-6436 و 6-6436 موسسه استاندارد و تحقیقات صنعتی ایران و همچنین اندازه گیری ابعاد آنتروپومتریکی مورد نیاز برای طراحی این تجهیزات، در مقطع زمانی پاییز و زمستان 1396 صورت گرفت. در این مطالعه کلیه ابعاد آنتروپومتریک 385 کودک 2 تا 12 سال در یکی از شهرستان های شرق کشور اندازه گیری شد. طراحی بر اساس صدک های مربوطه و با استفاده از نرم افزار minitab انجام شد.  
یافته ها: نتایج مطالعه حاضر نشان داد در استانداردهای ملی 2-6436 و 6-6436 اندازه هیچکدام از ابعاد مورد نیاز برای طراحی الاکلنگ و تاب بیان نشده است و فقط نکات ایمنی بیان شده است در استاندارد 3-6436  اندازه ابعاد مربوط به بخش سریدن بیان شده و ابعاد سایر قسمت ها از جمله مسیرهای دسترسی، راه پله و راهروها بیان نشده است. در مطالعه حاضر طرح ارگونومیک و استاندارد تجهیزات بازی کودکان شامل تاب، سرسره و الاکلنگ نشان داده شده است. مقایسه مدل طراحی شده با وضعیت موجود در پارک های مورد بررسی نشان داد طول و پهنای نشیمنگاه الاکلنگ باید برابر 37/0 و 25/0 باشد در صورتی در پارک های مورد بررسی میزان طول و پهنای نشیمنگاه به ترتیب برابر 24/0 و 35/0 می باشد.  بر اساس داده ها آنتروپومتریک کودکان، ارتفاع صندلی نشیمنگاه از زمین، پهنا و عمق صندلی تاب به ترتیب برابر 2/0، 35/0 و 37/0 متر بدست آمد. در صورتی که میزان واقعی آنها در پارک های مورد بررسی به ترتیب برابر 25/0، 42/0 و 31/0 متر می باشد. نتایج مطالعه حاضر طول و عرض بخش خروجی برابر 75/0 و 5/0  ، عرض پله ها 75/0 ، حفاظ جانبی پله ها، 7/0 و حفاظ جانبی بخش سریدن برابر 18/0 بدست آمد. در صورتی که نتایج ارزیابی میدانی کاملا متفاوت است.
نتیجه گیری: نتایج مطالعه حاضر طرح ارگونومیک از تجهیزات بازی کودکان بر اساس استانداردهای ملی و داده های آنتروپومتریک کودکان می باشد و در برنامه ریزی های شهری بسیار کابردی می باشد همچنین نتایج مطالعه حاضر بر بازبینی استانداردهای ملی و ذکر اندازه ابعاد مورد نیاز برای طراحی تجهیزات بازی کودکان بر اساس داده های آنتروپومتریک در این استانداردها تاکید دارد.  
ویدا زراوشانی، رومینا عباس نژاد،
دوره 11، شماره 3 - ( 6-1400 )
چکیده

مقدمه: با توجه به بحران کووید-19 و اهمیت شناسایی و ردیابی منابع اولیه آلودگی و نیز نقش آنالیز مشاغل در تامین ایمنی کارکنان ، این مطالعه به شناسایی وظایف شغلی موثر در انتقال کووید-19 در مورد مرگ خانمی شاغل در واحد مدارک پزشکی بیمارستان شفا تاکستان (استان قزوین) پرداخت.
روش کار: این پژوهش نوعی مطالعه موردی (Case study)  است که در خصوص مرگ خانم 26 ساله متاهل و شاغل در بخش مدارک پزشکی بیمارستان شفا تاکستان که در اسفند 1398 رخ داد انجام شد. پس از شناسایی و تکمیل وظایف شغلی متوفی، آنالیز خطرات شغلی انجام و درنهایت وظایف شغلی معمول و میزان منابع خطر کووید-19 تعیین گردید.  
یافته ها: تعداد 15 وظیفه به عنوان وظایف شغلی متوفی شناسایی شد. منابع خطر کووید-19 در سه گروه منابع انسانی با 51 مورد (06/38 درصد) ، منابع اداری (ابزار ، تجهیزات اداری و کامپیوتری) با 46 مورد (33/34 درصد) و منابع کاغذی با 37 مورد (61/27 درصد) طبقه بندی شدند. چهار وظیفه به عنوان وظایف معمول و عمده شغل متوفی شناسایی شدند که در مجموع 90/59 درصد از تعداد کل منابع خطر را شامل می شدند. در این مطالعه ، دو وظیفه شغلی بحرانی شناسایی شد. وظیفه ی» پاسخ به مکاتبات مربوط به پزشکی قانونی و بیمه»و» بررسی گزارش عمل جراحی بیماران « دو وظیفه بودند که با مجموع 06/39 درصد بیشترین منابع خطر کووید-19 را دارا بودند.  
نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد عامل اصلی انتشار کووید- 19 در این مطالعه، منابع انسانی بوده و دو وظیفه شغلی معمول (روتین) بیشترین منبع انتقال کووید-19 را در پی داشته و به عنوان وظایف بحرانی شناسایی شدند که کنترل آنها از اهمیت ویژه ای برخوردار است. همچنین نتایج نشان داد پرهیز از انجام وظایف خاص و غیر معمول در دوره کرونا و انتقال آن به زمان پس از این بحران، به منظور کاهش منایع آلودگی کووید-19 ضروری است. استفاده از این تکنیک جهت تدوین فرایند و دستورالعمل های ایمن به منظور استقرار سیستم مدیریت ایمنی و بهداشت شغلی و افزایش آمادگی بیمارستان ها در مقابله با بحران کووید-19 توصیه می گردد.
الهه الله یاری، عبدالله غلامی، مرتضی عرب زوزنی، حسین عامری، نگین ناصح،
دوره 11، شماره 3 - ( 6-1400 )
چکیده

امروزه میان صاحبنظران این توافق وجود دارد که هوش هیجانی در موفقیت افراد در حیطه های مختلف زندگی نقش به سزایی دارد. در مقابله با درخواست ها و فشارها در محیط کار نیز افرادی که هوش هیجانی بالاتری دارند کمتر دچار استرس می شوند. این پژوهش با هدف بکارگیری هوش مصنوعی برای پیش بینی استرس شغلی افراد و مقایسه عملکرد این مدل با مدل رگرسیون چند متغیره طراحی گردیده است. بدین منظور ٨۹۲ نفر از بین افراد شاغل در گروه های شغلی مختلف به صورت تصادفی انتخاب شدند. سپس اطلاعات ۱۵ بعد هوش هیجانی پرسشنامه بار-آن، ۱۰ گروه شغلی و سن و تحصیلات به عنوان متغیرهای ورودی و ۷ بعد پرسشنامه استرس شغلی HSE به عنوان متغیر خروجی در نظر گرفته شد. نتایج نشان داد که شبکه عصبی مصنوعی با الگوریتم پرسپترون با یک لایه میانی و ۳۷۵ گره که از توابع تانژانت هاﻳﭘربولیک در لایه میانی و سیگموئید در لایه خروجی، توانست به طور قابل ملاحظه ای موفق تر از رگرسیون چند متغیره استرس شغلی افراد را در حیطه های مختلف برآورد نماید. به نحوی که، همبستگی بین نمرات برآورد شده از مدل رگرسیون با مقادیر واقعی تنها بین ۳۶۴/۰-۱۹۲/۰ بود اما این مقدار برای مدل شبکه عصبی در کلیه ابعاد استرس شغلی بیشتر از ۵۲۷/۰ بود.
سیما رفیعی، روح اله کلهر، سعید شهسواری، صابر صوری،
دوره 11، شماره 4 - ( 10-1400 )
چکیده

مقدمه: شناخت ویژگی های شخصیتی پرستاران و بررسی نقش این ویژگی ها در انگیزش ایمنی آنان در راستای ارتقای فرهنگ ایمنی و دست یافتن به محیط کاری ایمن می تواند تا حد زیادی به شکل دهی رفتار ایمن منجر گردد و زمینه ساز استقرار استاندارد  های بیمارستان های ارتقا دهنده سلامت باشد. با این فرضیه و با عنایت به اهمیت قابل توجهی که کاهش مخاطرات شغلی پرستاران و توسعه رفتارهای ایمن دارد مطالعه حاضر به بررسی نقش ویژگی های شخصیتی پرستاران در بروز رفتارهای  ایمن از سوی آنان با نقش میانجی انگیزش ایمنی طی سال های 1399-1398 پرداخته است.
روش کار: پژوهش حاضر از نوع مطالعات توصیفی- تحلیلی می باشد. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه پرستاران شاغل در مراکز آموزشی درمانی شهر قزوین بود که از میان آنان 435 نفر به روش نمونه گیری طبقه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه پنج عاملی شخصیت مک کری و کاستا، پرسشنامه انگیزش ایمن صالح (2010) و پرسشنامه رفتار ایمن مهدی نیا (2016) جمع آوری شد. جهت تجزیه و تحلیل آماری داده ها متناسب با اهداف و فرضیات پژوهش از روش های آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار)، آزمون های پارامتری مانند T-Test و آنالیز واریانس استفاده شد و نیز جهت ارزیابی برازندگی الگوی پیشنهادی، الگویابی معادلات ساختاری با بهره گیری از نرم افزار AMOS نسخه 23 و به منظور بررسی نقش واسطه ای انگیزش ایمنی آزمون سوبل مورد استفاده قرار گرفت.  
یافته ها: نتایج حاصل از مطالعه نشان داد که پرستاران از انگیزش ایمنی نسبتاً مطلوبی برخوردار بوده اند (4/2+84/12). همچنین ضرایب مسیر میان متغیرهای مدل بر روی مسیرهای متناظر با فرضیات پژوهش شامل ارتباط میان ویژگی های شخصیتی پرستاران با انگیزش ایمنی آنان (ضریب مسیر=557/0) و نیز انگیزش ایمنی با بروز رفتار ایمن افراد (ضریب مسیر=267/0) معنادار بوده است. بعلاوه فرضیه ارتباط میان ویژگی های شخصیتی پرستاران و رفتار ایمن آنان (ضریب مسیر=573/0) مورد تایید قرار گرفت (05/0 p <). 
نتیجه گیری: نتایج این تحقیق نشان داد انگیزش ایمنی در پرستاران بر عملکرد و رفتار ایمنی آنان تاثیر گذار بوده است، بنابراین می توان از طریق ایجاد و ارتقاء انگیزش ایمنی مناسب به بهبود رفتار ایمنی پرستاران کمک کرد. این کار می تواند طریق ایجاد نظام های تشویقی مانند شناسایی افراد یا واحدهای با عملکرد مثبت ایمنی که از طریق ارزیابی ماهانه عملکرد آنان حاصل  شود.
فاطمه حیدری عبداللهی، علی صفری واریانی، محمد سلیمان آبادی، سکینه ورمزیار،
دوره 12، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده

مقدمه: از دست دادن تعادل به‌عنوان یک عامل محرک در حوادث سقوط از ارتفاع در حین کار ساخت‌وساز مشخص شده است. به نظر می‌رسد که ویژگی‌های آناتومیکی و مورفولوژیکی پا بر آمادگی حرکتی افراد ازجمله تعادل تأثیرگذار است. درنتیجه تحقیق حاضر با هدف پیش‌بینی درصد انحراف از نقطه تعادل استاتیک، بر اساس ابعاد آنتروپومتری کارگران ساختمانی انجام شد.
روش کار: این مطالعۀ توصیفی- تحلیلی در سال 1398 در بین 114 نفر از کارگران ساختمانی شهر قزوین انجام شد. پس از تکمیل پرسشنامه دموگرافیک و تعیین معیار ورود، ابعاد آنتروپومتریک نظیر قد، وزن، طول پا، طول کف پا، سطح کف پا، عرض مچ پا،‌ عرض قدامی و خلفی کف پا،‌ عرض لگن،‌ محیط مچ پا و محیط ران برای هر آزمودنی اندازه‌گیری شدند. سپس تعادل استاتیک آزمودنی‌ها توسط دستگاه استابیلومتر در حالت ایستاده با چشم باز ارزیابی شد. نتایج با استفاده از آزمون‌های پیرسون، اسپیرمن،‌ تی‌تست مستقل، ‌U من‌ویتنی و رگرسیون خطی چندگانه در نرم‌افزار SPSS نسخه 25 بررسی شدند.  
یافته ها: 8/29% از کارگران ساختمانی ازنظر تعادل استاتیک در طبقه ضعیف و خیلی ضعیف قرار داشتند. سن و وزن افراد بر اساس آزمون پیرسون و اسپیرمن با درصد شاخص انحراف معیار، ارتباط معناداری را نشان دادند. بر اساس رگرسیون خطی چندگانه، سن،‌ وزن و سطح کف پا از عوامل پیش‌بینی کننده درصد انحراف از نقطه تعادل استاتیک کارگران ساختمانی می‌باشند.
نتیجه گیری: نتایج تحقیق حاضر نشان داد که در جامعه کارگران ساختمانی سالم با توده بدنی نرمال، اطلاعات دموگرافیک نظیر سن، پارامترهای آنتروپومتری وزن و سطح پا از عوامل تأثیرگذار بر تعادل استاتیک می‌باشند.
ویدا زراوشانی، فرحناز خواجه نصیری،
دوره 12، شماره 2 - ( 4-1401 )
چکیده


فائزه صراف، علی صفری واریانی، سکینه ورمزیار،
دوره 12، شماره 2 - ( 4-1401 )
چکیده

مقدمه: میزان بروز شکایات اسکلتی-عضلانی به دلیل استفاده از کوله‌پشتی در بین دانشجویان افزایش یافته است. لذا هدف مطالعه حاضر بررسی ارتباط بین اطلاعات دموگرافیک و وزن کیف با شاخص ناتوانی گردن، زوایا و وضعیت سر و گردن در بین دانشجویان می‌باشد.
روش کار: این مطالعه توصیفی-تحلیلی و مقطعی در بین 80 نفر از دانشجویان که بر اساس معیار ورود و به‌صورت تصادفی انتخاب شدند، انجام شد. از پرسشنامه‌های اطلاعات دموگرافیک و شاخص ناتوانی گردن (NDI) جهت جمع‌آوری داده‌ها استفاده شد. به‌منظور اندازه‌گیری وزن افراد و وزن کیف به ترتیب از ترازوی دیجیتال معمولی و قلاب‌دار استفاده شد. با استفاده از روش فتوگرامتری و نرم‌افزار کینوا، اندازه زوایای شیب سر و شیب گردن و میزان تغییر وضعیت سر به جلو تعیین گردید.  
یافته ها: %65 از دانشجویان وزن کیف بیش‌تر از 2 کیلوگرم را حمل می‌کنند. %92.5 از دانشجویان از شدت درد خفیف در ناحیه گردن برخوردار بودند. بین زاویه شیب سر با سن (0.27 - =r ) و زاویه شیب گردن با شاخص توده بدنی همبستگی منفی و معنی‌دار (0.37 - = r) و بین میزان تغییر وضعیت سر به جلو با وزن بدن همبستگی مثبت و معنی‌داری (0.24 = r) مشاهده شد. همچنین، زاویه شیب سر در بین دانشجویان دختر و پسر و در مقاطع تحصیلی مختلف تفاوت معنی‌داری داشت. شاخص ناتوانی گردن (0.23 = r) و زاویه شیب گردن (0.26 = r) نیز به‌طور معنی‌داری با افزایش وزن کیف افزایش یافت.
نتیجه گیری: بازنگری در وزن استاندارد کیف و رعایت نسبت وزن کیف به وزن بدن و تغییر در سبک زندگی می‌توانند نقش مهمی در بهبود زوایا و وضعیت سر و گردن و همچنین کاهش شاخص ناتوانی گردن داشته باشند.

احسان رضائیان، ابراهیم تابان، سید باقر مرتضوی، علی خوانین، حسن اصیلیان مهابادی، الهام محمودی،
دوره 12، شماره 2 - ( 4-1401 )
چکیده

مقدمه: جاذب‌های پانل میکرو متخلخل (MPP) نویدبخش نسل بعدی جاذب‌های صوتی هستند چراکه از مزایای قابل‌توجهی نسبت به سایر جاذب‌های متخلخل برخوردارند. در این پژوهش به بررسی عملکرد صوتی جاذب‌های میکرو متخلخل ساخته‌شده از کامپوزیت زیست‌تخریب‌پذیر پلی لاکتیک اسید تقویت‌شده با الیاف طبیعی چوب‌پنبه (PLA/Corkwood) توسط فناوری چاپ 3 بعدی خواهیم پرداخت.
روش کار: ابتدا مشخصات ابعادی پارامترهای مؤثر در عملکرد صوتی جاذب MPP تعیین شد و سپس کلیه نمونه‌ها به‌وسیله دستگاه پرینتر سه‌بعدی Zortrax M200 و به روش مدل‌سازی ته‌نشینی لایه‌های مذاب (FDM) ساخته شدند. ضریب جذب برخورد نرمال نمونه‌ها با استفاده از لوله امپدانس آکوستیکی مطابق استاندارد ISO 10534-2 در محدوده فرکانسی 64 تا 1600 هرتز اندازه‌گیری شد. در ادامه اثر 4 پارامتر هندسی شامل قطر حفرات، ضخامت صفحه، میزان تخلخل و اندازه فاصله هوایی بر روی ضریب جذب موردمطالعه قرار گرفت.
یافته ها: بر اساس یافته‌های این پژوهش، بیشترین مقدار متوسط ضریب جذب صوتی (SACA) مربوط به جاذب SL-MPP 12 با مقدار 0.28 است به‌طوری‌که در فرکانس 804 هرتز بالاترین جذب صوتی معادل 0.91 را دارد. یافته‌های مطالعه پارامتری نشان داد، با افزایش قطر حفرات مقادیر پیک جذب و متوسط ضریب جذب کاهش می‌یابد. افزایش ضخامت صفحه MPP باعث می‌شود پیک جذب به سمت محدوده فرکانس‌های پایین‌تر حرکت کند. کاهش میزان تخلخل باعث افزایش مقادیر پیک جذب و میانگین جذب صوتی می‌شود و فرکانس دارای بیشترین جذب نیز به سمت محدوده فرکانس‌های بالاتر حرکت می‌کند. همچنین فرکانس تشدید صوتی به عمق فاصله هوایی پشت صفحه بستگی دارد. تغییر در عمق فاصله هوایی از 30 میلی‌متر به 70 میلی‌متر فرکانس تشدید را بیش از 35 درصد کاهش داد.
نتیجه گیری: ساخت جاذب‌های آکوستیکی پایدار با بهره‌گیری از فناوری چاپ 3 بعدی این امکان را به ما می‌دهد تا این‌گونه جاذب‌ها با کیفیت و سرعت بیشتر نسبت به ساخت با روش‌های سنتی مانند روش میکس و پرس حرارتی تولید شوند.


صفحه 1 از 2    
اولین
قبلی
1
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به بهداشت و ایمنی کار می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb