13 نتیجه برای ابراهیمی
پروین نصیری، بهزاد فولادی، محمدرضا منظم، غلامرضا حسن زاده ، سعید فراهانی، مصطفی حسینی، لیلا ابراهیمی قوام آبادی،
دوره 2، شماره 4 - ( 11-1391 )
چکیده
مقدمه: مواجهه با صدا به عنوان یک عامل مخاطره آمیز شناخته شده است و یکی از اثرات اولیه آن ایجاد استرس ناشی از صدا می باشد. کورتیزول- به عنوان هورمون بیان کننده استرس - در مطالعات ردیابی استرس ناشی از صدا استفاده می گردد. در این مطالعه دو هدف بررسی گردید :1-اندازه گیری و مقایسه غلظت های کورتیزول بزاقی صبح و عصر روزکاری و استراحت در دو گروه ( کارگران که در معرض مواجهه با صدای صنعتی می باشند و گروه شاهد که در مواجهه با صدای صنعتی نمی باشند). 2- تعیین ارتباط بین مواجهه با صدای صنعتی و غلظتهای کورتیزول بزاقی گروه ها.روش کار: 200 نفر مرد در این مطالعه شرکت نمودند. نمونه های بزاقی به ترتیب در ساعت 7 و 16 جمع آوری شدند. هم چنین تراز صدا توسط دستگاه صدا سنج و دوزیمتر تعیین گردید. آزمون های t جفتی - مستقل و رگرسیون جهت تحلیل داده ها استفاده شد.یافته ها: بین غلظت کورتیزول بزاقی صبح روز استراحت و کار در هر دو گروه اختلافی دیده نشد(P<0.012). با مقایسه غلظت کورتیزول بزاقی عصر در روز کار با روز استراحت در گروه کارگران اختلاف معنادار دیده شد(P<0.05)، در حالی که این امر در خصوص گروه شاهد مشاهده نگردید. غلظت کورتیزول بزاقی عصر روزکاری در کارگران در معرض صدای صنعتی در مقایسه با غلظت کورتیزول بزاقی عصر روزکاری در گروه شاهد به طور معناداری بالاتر بود(P<0.001).نتیجه گیری: در این مطالعه مشخص گردیدکه مواجهه با صدای صنعتی در تراز های بالاتر از dBA 80 بر میزان ترشح کورتیزول بزاقی تاثیر می گذارد.
سید امیر رضا نگهبان، سید محمد علی موسویون، علیرضا ابراهیمی حریری، مهدی ملاکاظمیها، مهدی جلالی،
دوره 3، شماره 2 - ( 5-1392 )
چکیده
مقدمه: در کشور ایران حدود 90٪ از کل کارگاهها را واحدهای کوچک زیر 10 نفر کارگر تشکیل میدهد که بیش از 80٪ شاغلین را شامل میشود. یکی از عوامل زیان آوری که افراد شاغل در این کارگاه ها به طور جدی با آن مواجه میباشند صدای بالاتر از حد مجاز است. هدف از انجام این مطالعه بررسی همبستگی نتایج حاصل از برآورد روش غربالگری با اندازه گیری صدا در کارگاه های کوچک زیر 5 نفر کارگر می باشد.
.
روش کار: این مطالعه به صورت مقطعی و در 51 کارگاه زیر 5 نفر در شهرستان ورامین انجام پذیرفت. ابتدا غربالگری صدا توسط فرم غربالگری انجام شد. در مرحله بعد اندازه گیری صدا به صورت روش شبکه ای منظم و توسط دستگاه صداسنج مدل TES-1358 درکلیه این کارگاه ها انجام پذیرفت. در نهایت داده ها توسط نرم افزار spss و با استفاده از آزمونهای کای اسکوئر (x2) و رگرسیون خطی ساده آنالیز گردید.
.
یافته ها: میانگین (انحراف معیار) متوسط تراز فشار صوت در 51 کارگاه (4.5) dBA 5/86 و میانگین نمره حاصل از فرم غربالگری (9/4)2/64 برآورد گردید. طبق این مقادیر، نتایج حاصل از اندازه گیری دستگاهی نشان داد که صدای (66.6٪)34 کارگاه بیش از حد مجاز و صدای (33.33٪) 17 کارگاه در زیر حد مجاز قرار داشت. نتایج بهدست آمده از فرمهای غربالگری نشان میدهد که (92.16٪) 47 کارگاه در سطح قابل قبول و (7.84٪) 4 کارگاه در سطح غیر قابل قبول قرار دارد. نتایج حاصل از آزمون کای اسکوئر، عدم وجود ارتباط میان این دو روش را بر مبنای مرز میان حدود مجاز و غیر مجاز نشان داد (p=0.288). همچنین با توجه به آزمون رگرسیون خطی ساده میزان R2 برابر با 357/0 بهدست آمد.
.
نتیجه گیری: نتایج نشان داد که انطباق لازم در نتایج این دو روش وجود نداشته و پیشنهاد میگردد در پارامترهای مورد استفاده در فرم غربالگری صدا برای کارگاه های کوچک زیر 5 نفر شاغل، تغییرات مناسب صورت پذیرد.
رستم گلمحمدی، حسین ابراهیمی، مجید فلاحی، احمد سلطان زاده، سعید موسوی،
دوره 4، شماره 1 - ( 2-1393 )
چکیده
مقدمه: میدانهای الکترومغناطیس ساطع شده از لپ تاپ ها، امواج با فرکانس بیش از حد پایین (ELF) شناخته شده اند. این مطالعه با هدف مطالعه شدت میدانهای الکتریکی و مغناطیسی با فرکانس خیلی پایین (ELF) ساطع شده از انواع لپ تاپ های متداول انجام شده است.
.
روش کار: شدت میدانهای الکتریکی و شدت میدان مغناطیسی در اطراف 40 لپ تاپ از مارکهای متداول مورد استفاده در فواصل 30، 60 و 90 سانتی متری در چهار طرف لپ تاپ ها اندازه گیری شد. اندازه گیری ها در چهار حالت روشن بودن لپ تاپ، حالت sleep، حالت اجرای برنامه office و اجرای فایل های صوتی-تصویری مطابق با استاندارد انجام شد.
.
یافته ها: مقادیر شدت میدان مغناطیسی برای تمام لپ تاپ ها تقریباٌ ثابت و در حدود mA/m 28 تا
mA/m 32 بود. نتایج اندازه گیری شدت میدان الکتریکی، در فواصل 30، 60 و 90 سانتیمتری اطراف لپ تاپ ها و در چهار جهت لپ تاپ ها مقادیر متفاوتی را نشان داد. در لپ تاپهای نوع DELL و hp بین میانگین میدان الکتریکی روی صفحه کلید در چهار حالت کارکرد لپ تاپ اختلاف معنی داری وجود دارد (P< 0/05).
.
نتیجه گیری: یافته های این مطالعه نشان داد که لپ تاپها میدانهای الکتریکی و مغناطیسی در محدوده فرکانس های خیلی کوتاه (ELF) ایجاد می کنند که شدت این میدانها به نوع لپ تاپ، حالت کارکرد لپ تاپ و محل اندازه گیری نسبت به لپ تاپ بستگی دارد.
طیبه رحیمی پردنجانی، علی محمدزاده ابراهیمی،
دوره 4، شماره 4 - ( 10-1393 )
چکیده
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف آزمودن الگویی از روابط تعهد مدیریت به ایمنی و وظیفه شناسی با عملکرد ناامن با میانجی گری خودکارآمدی ایمنی انجام شد.
.
روش کار: طرح پژوهش همبستگی از طریق الگویابی معادلات ساختاری انجام شد و نمونه پژوهش شامل 265 نفر از کارکنان عملیاتی یک شرکت صنعتی بودند که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. شرکت کنندگان در این پژوهش مقیاس جوّ ایمنی، فرم کوتاه پرسشنامه شخصیتی نئو (NEO)، مقیاس خودکارآمدی ایمنی و پرسشنامه عملکرد ناامن را تکمیل نمودند. روایی و پایایی همه پرسشنامه ها قابل قبول گزارش شده است. ارزیابی الگوی پیشنهادی با استفاده از الگویابی معادلات ساختاری (SEM) براساس نرم افزار AMOS- 21 و SPSS- 19 انجام گرفت. جهت آزمودن اثرات واسطه ای از روش بوت استراپ در برنامه ماکرو آزمون پریچر و هیز استفاده شد.
.
یافته ها: نتایج نشان داد که الگوی پیشنهادی از برازندگی خوبی برخوردار است. تعهد مدیریت به ایمنی و وظیفه شناسی اثر مستقیمی بر عملکرد ناامن و خودکارآمدی ایمنی دارد. همچنین اثر واسطه ای خودکارآمدی ایمنی در رابطه بین تعهد مدیریت به ایمنی و وظیفه شناسی با عملکرد ناامن مورد تائید قرار گرفت.
.
نتیجه گیری: بنابراین سازمان ها می توانند با افزایش تعهد مدیران به ایمنی و وظیفه شناسی کارکنان خود و نیز آموزش به کارکنان و سرپرستان برای تقویت خودکارآمدی ایمنی، عملکرد ناامن و به دنبال آن حوادث شغلی را کاهش دهند.
میلاد عباسی، محمدرضا منظم اسماعیل پور، آرش اکبر زاده، سید ابوالفضل ذاکریان، محمدحسین ابراهیمی،
دوره 5، شماره 3 - ( 6-1394 )
چکیده
مقدمه: نصب توربینهای بادی در مناطق مسکونی به دلیل داشتن صدایی با ویژگیهای منحصر بهفرد، موجب آزردگی افراد ناشی از مواجهه با صدا میگردد. این آزردگی میتواند خطر ابتلا به مشکلات مربوط به سلامت و اختلال خواب را افزایش دهد. لذا مطالعه حاضر با هدف بررسی اثر آزردگی ناشی از مواجهه با صدا بر اختلال خواب شاغلین نیروگاه بادی منجیل انجام گردید.
.
روش کار: جهت انجام این مطالعه کل شاغلین نیروگاه بادی منجیل در سه گروه تعمیرات، حراست و اداری مورد بررسی قرار گرفته و تراز معادل صوت برای هرکدام از گروهها با استفاده از روش پایه - وظیفه بر اساس روش استاندارد ISO 9612 اندازه گیری شد. اطلاعات مربوط به آزردگی ناشی از صدا و اختلال خواب افراد بهترتیب با استفاده از روش استاندارد ISO1566 و پرسشنامه اختلال خواب Epworth تعیین گردید. اطلاعات بهدست آمده با استفاده از نرم افزار R مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
.
یافته ها: نتایج آزمون آنالیز واریانس و کروسکال - والیس بهترتیب نشان دادند که آزردگی ناشی از صدا و اختلال خواب در بین گروههای شغلی، سنی و سابقه کاری متفاوتاند. براساس نتایج این مطالعه آزردگی ناشی از صدا و اختلال خواب دارای ارتباط معناداری هستند بهطوریکه با صرف نظر از اثر سایر متغیرها میتوان اظهار کرد که افزایش هر واحد آزردگی ناشی از صدا به میزان 26/0 بر اختلال خواب میافزاید.
.
نتیجه گیری: در این مطالعه افرادی که آزردگی بیشتری داشتند، اختلال خواب بیشتری را بیان کردند. بنابراین علاوه بر اثرات مستقیم صدا بر روی اختلال خواب، صدا از طریق ایجاد آزردگی بهطور غیرمستقیم موجب تشدید اختلال خواب در افراد میگردد.
محمد حسن احرام پوش، محسن حسامی آرانی، محمد تقی قانعیان، اصغر ابراهیمی، مسعود شفیعی،
دوره 6، شماره 2 - ( 3-1395 )
چکیده
مقدمه: الزام صنایع به اجرای برنامه مدیریت پسماند صنعتی و برنامه ریزی جهت دفع صحیح پسماندها ، لازمه دستیابی به برنامه توسعه پایدار میباشد، لذا مدیریت پسماند صنعتی در مجتمع فولاد کویر شهرستان آران و بیدگل که فرآیند تولید آن نورد گرم و محصول آن میلگرد میباشد با هدف شناسایی و طبقه بندی پسماندهای تولیدی و ارایه راهکار جهت بهبود روند مدیریت پسماند انجام شده است.
روش کار: این مطالعه به صورت میدانی در مجتمع فولاد کویر صورت گرفته است. پس از بررسی فرآیند تولید و منابع تولید پسماند، نوع و تناژ پسماندهای تولیدی در مدت 3 ماه شناسایی و اندازه گیری شد. سپس طبقه بندی پسماندها براساس قانون حفاظت و بازیافت منابع و کنوانسیون بازل انجام شد و برنامه مدیریت پسماندهای صنعتی و بهداشتی جدید ارایه گردید.
یافته ها: پسماندهای صنعتی فرآیند تولید مجتمع فولادکویر با توجه به تناژ تولید بین 100 تا 150 گرم به ازای هر تن میلگرد تولید میگردد. عمده پسماندهای صنعتی شامل اکسید شمش، لجنهای صنعتی، روغن و گریس مستعمل میباشد که براساس طبقه بندی قانون حفاظت و بازیافت منابع، 8 پسماندکد T ، 1 مورد کد C، 5مورد کد I و 3مورد کد R را دریافت نمودند.
نتیجه گیری: نتایج مطالعه نشان داد بیشترین مقدار پسماند صنعتی در مجتمع فولاد کویر، ضایعات شمش و لجن صنعتی است همچنین بیش از 90% پسماندهای صنعت نورد فولاد کویر، در داخل یا خارج از این مجتمع مورد بازیافت یا استفاده مجدد قرار میگیرد. از طرفی توصیه میشود روغنهای مستعمل در مخازن ایمن، حمل و نگهداری گردد.
سید محمد مهدی هزاوه ای، سیده ملیکا خارقانی مقدم، فهیمه باقری خولنجانی، حسین ابراهیمی،
دوره 7، شماره 4 - ( 9-1396 )
چکیده
مقدمه: استرس شغلی به عنوان یکی از مهم ترین خطرات شغلی در عصر مدرن می باشد. انجمن ملی ایمنی حرفه ای آمریکا، پرستاری را در رأس 40 حرفه پر استرس معرفی کرده است. در این حرفه، روش های آموزشی متعددی جهت کاهش استرس و عوامل استرس زا مطرح می گردد. لذا این مطالعه در زمینه پاسخ گویی به سوال «آیا استفاده از برنامه های آموزش بهداشت می تواند در کاهش استرس شغلی پرستاران موثر باشد ؟» انجام گرفت.
روش کار: جستجوی الکترونیکی با استفاده از کلمات کلیدی فارسی و انگلیسی از پایگاه های بانک اطلاعاتی مقالات علوم پزشکی ایران(Iran Medex)، پایگاه اطلاعات علمی(SID)، BioMedCentral PubMed, ScienceDirect, انجام شد و در مجموع 3412 مقاله به دست آمد. مقالات بر اساس معیارهای ورود تعریف شده مورد بررسی قرار گرفته و در نهایت 9 مقاله واجد شرایط، مورد بحث و بررسی نظام مند قرار گرفت.
یافته ها: از میان مطالعات مورد بررسی، 7 مطالعه از مداخلات آموزشی بدون استفاده از مدل های آموزش بهداشت و مداخلات آموزشی و2 مطالعه بر مبنای مدل های آموزش بهداشت بودند. نتایج اکثر مطالعات بیان گر اثر معنی دار مداخلات آموزشی بر کاهش استرس شغلی بوده و استفاده از مدل های آموزش بهداشت در مداخلات تاثیر بیش تری بر کاهش استرس شغلی داشته است.
نتیجه گیری: نتایج به دست آمده نشان می دهد که توجه به مداخلات و برنامه های آموزشی مبتنی بر تئوری ها و مدل های مناسب آموزش بهداشت به منظور کاهش استرس شغلی در پرستاران حایز اهمیت است.
میلاد عباسی، پروین نصیری، رقیه جعفری تالارپشتی، سید محمدرضا تقوی، سعید اعرابی، روح اله فلاح مدواری، محمد حسین ابراهیمی، مریم قلع جهی،
دوره 8، شماره 3 - ( 6-1397 )
چکیده
مقدمه: مواجهه شغلی مزمن با صدا ممکن است یک عامل خطرزا برای بیماری قلبی عروقی در کارگران باشد. لذا این مطالعه با هدف بررسی ارتباط مواجهه و آزردگی صوتی با کلسترول، تری گلیسیرید و فشار خون در کارگران صنایع نساجی انجام گردید.
روش کار: این مطالعه مقطعی در 220 نفر ازکارکنان مجموعه صنایع نساجی شهر سوادکوه در سال 1396 انجام گردید. جهت دست یابی به اهداف مطالعه ابتدا تراز معادل صوت 8 ساعته و تراز تجمعی افراد اندازه گیری و محاسبه گردید. افراد براساس میزان مواجهه به گروه های مواجهه و کنترل تقسیم شدند. در ادامه میزان فشار خون افراد اندازه گیری و نمونه های خون افراد جهت تعیین مقادیر کلسترول و تری گلیسیرید به آزمایش گاه منتقل شد. از پرسش نامه آزردگی صوتی ایزو 15666 و پرسش نامه اطلاعات زمینه و دموگرافیگ جهت گردآوری سایر اطلاعات استفاده شد. در ادامه با استفاده از SPSS 20 از آزمون های تی زوجی، آنالیز واریانس یک طرفه و رگرسیون چند متغیره ارتباط بین متغیرها مورد بررسی قرار گرفت.
یافته ها: با توجه به معیارهای ورود و خروج 159 نفر در این مطالعه شرکت کردند که 83 نفر دارای مواجهه صوتی 85 دسی بل و بالاتر و 76 فرد باقی مانده دارای مواجهه صوتی کم تر از 85 دسی بل بودند. نتایج نشان داد که میانگین فشار خون و کلسترول در گروه شاهد و مورد اختلاف معنی داری داشت (0.05>P-value). براساس نتایج رگرسیون چند متغیره، مواجهه صوتی، مواجهه تجمعی با صدا و آزردگی صوتی اثر معنی داری بر فشار خون داشتند (0.001>P-value) و کلسترول نیز به طور معنی داری متاثر از مواجهه صوتی و آزردگی صوتی بود (0.005>P-value).
نتیجه گیری: براساس نتایج مطالعه حاضر، می توان صدا را به عنوان یکی از عوامل خطرزای بیماری های قلبی و عروقی برای کارگران در نظر گرفت. در واقع صدای با تراز بالا به طور مستقیم بر کلسترول و فشار خون اثر می گذارد و یا این که به طور غیر مستقیم و از طریق ایجاد آزردگی صوتی به عنوان یک میانجی اثر خود را اعمال می کند. لذا انجام یک مطالعه کوهورت کنترل شده جهت بررسی تعامل تمامی متغیرهای مورد مطالعه ضروری به نظر می رسد
شهرام وثوقی، محمد حسین چالاک، سجاد رستم زاده، منوچهر جهان پناه، حسین ابراهیمی،
دوره 10، شماره 2 - ( 3-1399 )
چکیده
مقدمه: با توجه به رشد گسترده صنعت ساخت و ساز در کشورهای در حال توسعه مانند ایران، روند حوادث شغلی در این بخش در سال های اخیر در حال افزایش است. در صنعت ساخت و ساز حوادث سقوط از ارتفاع بزرگ ترین علت مرگ و میر کارگران بوده و پیشگیری از آن مولفه ای تاثیرگذار در برنامه مدیریت ایمنی کارگاه های ساختمانی می باشند. لذا شناسایی، درک و اولویت بندی علل گوناگون حوادث سقوط از ارتفاع به منظور تنظیم راهبردهای مدیریتی الزامی است.
روش کار: تحقیق حاضر از نوع توصیفی-تحلیلی و به صورت مقطعی در پنج پروژه عمرانی در منطقه صنعتی پارس جنوبی انجام شد. در این تحقیق براساس بررسی مستندات سیستم مدیریت ایمنی، بهداشت و محیط زیست پروژه ها در طی سال های 90 تا 94، تعداد 377 حادثه تجزیه و تحلیل شد که از بین آنها 74 حادثه از نوع سقوط ار ارتفاع بودند. علل حوادث سقوط از ارتفاع براساس نظر خبرگان
(10=N) به 3 گروه عوامل اصلی شامل عوامل فردی، سازمانی و محیطی و 14 زیرعامل تقسیم شدند. پایایی پرسشنامه خبرگان که مبتنی بر مقایسه زوجی طراحی شده بود با توجه به نرخ سازگاری مقایسات زوجی مورد تایید قرار گرفت. سپس با استفاده از روش AHP و استفاده از نرم افزار Expert choice نسخه 11 وزن نسبی معیارها تعیین گردید و رتبه بندی عوامل اصلی و زیرعوامل براساس میانگین هندسی و وزن نرمال شده آنها صورت پذیرفت.
یافته ها: نتایج حاصل از بررسی سازگاری در تحلیل سلسله مراتبی نشان داد که نرخ ناسازگاری مقایسه های انجام شده همگی کوچکتر از 1/0 می باشد، بنابراین میتوان به مقایسه های انجام شده اطمینان کرد. همچنین نتایج حاصل از تحلیل سلسله مراتبی علل حوادث نشان داد که عوامل محیطی با وزن 359/0 در اولویت اول، عوامل فردی با وزن 351/0 در اولویت دوم و عوامل سازمانی با وزن 290/0 در اولویت سوم وقوع حوادث سقوط از ارتفاع قرار دارند. همچنین در بین تمامی زیرعوامل مورد بررسی ارتفاع سکوی کار، استرس های روانی/ شغلی و فرهنگ ایمنی به ترتیب بالاترین اولویت را داشتند.
نتیجه گیری: براساس یافته های تحقیق، در یک برنامه مدیریت ایمنی جهت کاهش حوادث سقوط از ارتفاع بایستی بیشترین توجه را به عوامل محیطی و فردی معطوف داشت و اقدامات کنترلی برای این عوامل را در اولویت قرار داد. در برنامه های میان-مدت و بلندمدت ایمنی، توجه به راهبردهایی که منجر به ارتقاء فرهنگ ایمنی کارکنان گردیده و سطح استرس شغلی آنها را در محیط کار کاهش می دهد میتواند در پیشگیری از وقوع حوادث سقوط از ارتفاع بسیار موثر میباشند.
نجمه ابراهیمی، لیلا صادق مقدم، فهیمه حسین زاده، نرجس بحری،
دوره 10، شماره 3 - ( 6-1399 )
چکیده
مقدمه: پرستاری به عنوان حرفه ای پر استرس و طاقت فرسا شناخته شده و با توجه به ماهیت استرس زا و پر تنش این شغل، پرستاران بیش از سایر مشاغل ، دچار فرسودگی می شوند که این امر بر کاهش کیفیت مراقبت های بهداشتی و درمانی مؤثر است. هوش هیجانی یکی از عوامل مهم پیش بینی کننده سلامت روان شناختی افراد است و به عنوان عامل متمایز کننده ی عملکرد سازمانی و کسب موفقیت های شغلی نقش مهمی را ایفا می کند. هدف این مطالعه بررسی ارتباط هوش هیجانی با ویژگی های فردی و شغلی پرستاران است.
روش کار: در این پژوهش تحلیلی- مقطعی، 135 نفر از پرسنل پرستاری شاغل در بیمارستان های گناباد با استفاده از روش سرشماری به عنوان نمونه انتخاب شدند. معیار ورود به مطالعه ، رضایت آگاهانه و کتبی پرستاران و شاغل بودن آنان در بیمارستان های شهرستان گناباد بود و نقص در تکمیل پرسشنامه ها یا مخدوش بودن پرسشنامه و انصراف از شرکت در مطالعه به عنوان معیار خروج در نظرگرفته شد. و با پرسشنامه ی هوش هیجانی شیرینگ و فرم اطلاعات جمعیت شناختی مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده های پژوهش با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 16 و آزمون های آماری کای اسکوئر، آنالیز واریانس یک طرفه و ضریب همبستگی پیرسون تجزیه و تحلیل شد. سطح معنا داری کمتر از 05/0 درنظرگرفته شد.
یافته ها: 6/72 درصد از شرکت کنندگان در این پژوهش زن بودند. اکثریت پرستاران، متاهل(5/81 درصد) بودند. 4/87 درصد از پرسنل پرستاری از هوش هیجانی بالا برخوردار بودند. در این مطالعه، بین ویژگی های فردی با هوش هیجانی کل ، ارتباط معنی داری یافت نشد ؛ این در حالی است که از میان مشخصات شغلی، بین شیفت کاری(03/0= P) و وضعیت استخدامی(03/0= P)با هوش هیجانی کل، ارتباط معنا داری وجود داشت. نتایج آزمون ها نشان دادند که بین مؤلفه ی هوشیاری اجتماعی با سطح تحصیلات(019/0= P) و وضعیت استخدامی(001/0= P) و بین مؤلفه ی مهارت های اجتماعی با شیفت کاری (003/0= P) و وضعیت تأهل پرستاران (007/0= P) ارتباط معنا داری وجود داشته است
نتیجه گیری: با توجه به یافته ها، می توان با درنظر گرفتن شیفت های کاری مناسب برای پرستاران و نیز با رسمی نمودن آن ها به جهت ایجاد تعهد سازمانی قوی ، در راستای استفاده ی بهینه ی پرستاران از هوش هیجانی بالاتر بهره گرفت تا در نهایت منجر به ارتقای عملکرد پرستاران شود.
محمد ابراهیمی، محمود رضا آذغانی، جلیل نظری، عبدالرسول صفائیان،
دوره 11، شماره 2 - ( 3-1400 )
چکیده
مقدمه: قالیبافی یکی از حرف سخت و زیان آور بوده که بر سلامت نیروی کار تأثیر می گذارد. اختلالات اسکلتی-عضلانی یکی از مهمترین مشکلات بهداشتی در بافندگان فرش می باشد. ناراحتی های اسکلتی عضلانی با کاهش کارآیی و غیبت از کار بعلت بیماری مرتبط بوده و هزینه های متعدد اقتصادی مستقیم و غیرمستقیمی را بر فرد و جامعه تحمیل می نماید. براساس نتایج تحقیقات قبلی، اختلالات اسکلتی عضلانی در ناحیه گردن، شانه و کمر در بین بافندگان فرش شایع می باشد. طراحی ضعیف ابزارهای دستی و ایستگاه کاری، وضعیت غلط بدن و حرکات تکراری مهمترین عوامل شناخته شده خطر ابتلا به اختلالات اسکلتی- عضلانی در بین بافندگان فرش می باشد. از آنجائیکه اصلاحات ارگونومیکی در ایستگاه کاری ممکن است باعث کاهش خستگی ماهیچه ها و خطر ابتلا به اختلالات اسکلتی عضلانی شود، مطالعه حاضر به هدف بررسی میزان فعالیت عضلات شانه و کمر قالیبافان در حین کار در ایستگاه های کاری با دار سنتی و ارگونومیک بروش لکترومایوگرافی طراحی و اجرا گردید.
روش کار: از آنجائیکه هدف مطالعه حاضر بررسی و مقایسه فعالیت عضلات تراپوزیوس و ارکتوراسپاین چپ و راست در دو ایستگاه کاری سنتی و اصلاح شده بافت قالی بود. دو دستگاه دار شامل دار سنتی و اصلاح شده در یک کارگاه با شرایط جوی کنترل شده نصب گردید. 18 مرد قالیباف حرفه ای با میانگین سنی 38 و سابقه کار 1/11سال، بمدت 120 دقیقه بر روی هر دار مورد آزمایش عملیات بافت انجام دادند. فعالیت عضلات تراپوزیوس و ارکتوراسپاین چپ و راست توسط دستگاه الکترومیوگرافی در فواصل زمانی30 دقیقه ثبت گردید. مقادیر RMS وMPF از سیگنال های خام فعالیت الکتریکی عضلات ثبت شده برای برآورد فعالیت عضلانی و خستگی استخرج گردید.
یافته ها: نتایج بدست آمده از 5 بازه زمانی نشان دهنده میانگین شدت فرکانسی پایین در دار اصلاح شده نسبت به دار سنتی است. مقایسه میانگین ها نیز نشان دهنده اختلاف آماری معنادار در تراپوزیس چپ (038/0>p) از بعد روند زمانی و در ارکتور اسپاین راست (001/0>p) از نظر نوع ایستگاه کاری است. نتایج دامنه فعالیت ثبت شده در دار اصلاحی در بیشتر زمان های ثبت، کمتر از دار سنتی بوده و مقایسه نتایج مده نیز نیز نشان دهنده اختلاف آماری شدید معنادار در عضله تراپوزیوس چپ (001/0>p)، تراپوزیوس راست (001/0>p)، و ارکتوراسپاین راست (009/0>p) در ایستگاه های کاری مورد مطالعه می باشد.
نتیجه گیری: براساس نتایج بدست آمده برای عضلات تراپوزیوس ایستگاه کاری با دار اصلاح شده مناسب بوده و برای عضلات کمر ایستگاه سنتی مزیت دارد. از آنجائیکه افراد مورد بررسی، بافنده حرفه ای با سابقه کار بالایی بودند و احتمال عادت به یک نوع وضعیت کاری می تواند بر میزان فعالیت عضلاتشان تاثیرگذار باشد، لذا مطالعات بیشتر و بخصوص بر روی افراد مبتدی پیشنهاد می گردد.
جمال بیگانه، ونوشه کلانتری، سقراط عمری شکفتیک، محمد جواد شیخ مظفری، سیده سولماز طالبی، محمد حسین ابراهیمی،
دوره 14، شماره 2 - ( 4-1403 )
چکیده
مقدمه: رانندگی ازجمله مشاغلی است که بواسطه ماهیت کار، دارای عوامل زیان آور مختلفی است که مواجهه با آنها سلامتی رانندگان را بصورت مستقیم و غیرمستقیم متاثر می کند. لذا اطلاع از وضعیت و میزان شیوع این عوامل در رانندگان بمنظور اجرای سیاست های پیشگیرانه، بسیار ضروری می نماید.
روش کار: مطالعه مقطعی حاضر، بخشی از یک مطالعه کوهورت است که در بازه زمانی 1395 تا 1397 در میان رانندگان حرفه ای شهرستان شاهرود انجام گردید. داده های مربوط به اطلاعات زمینهای، مقدار فشارخون، اندازه قد، وزن، اندازه دورکمر، شاخص توده بدن، فاکتورهای خونی، میزان افت شنوایی (dB)، شاخص های عملکرد تنفسی، اختلالات خواب و نیز داده های مربوط به تصادفات، برای هریک از شرکت کنندگان، با ابزار و روش استاندارد، جمع آوری و استخراج شد.
یافته ها: تعداد افراد موردبررسی در این مطالعه 1461 نفر از رانندگان حرفه ای بود. میانگین سنی این افراد 96/6 ± 30/37 سال و تمامی آن ها مرد بودند. 426 نفر از جمعیت آنها مبتلا به سندرم متابولیک بودند. 797 نفر و 942 نفر دارای درجات مختلفی از کاهش شنوایی، به ترتیب، در گوش راست و چپ بودند. 129 نفر دارای آپنه انسدادی خواب و 1330 نفر دارای اختلال بی خوابی بودند. بررسی ها نشان داد که 351 نفر از رانندگان حداقل یک بار دچار حوادث رانندگی شده بودند.
نتیجه گیری: این مطالعه شیوع عوامل خطر سلامتی را، در مقطع زمانی موردبررسی، در رانندگان حرفه ای نشان داد. با توجه به نقش حیاتی رانندگان در حمل ونقل و اقتصاد کشور، توجه بیشتر به سلامت این گروه شغلی ضروری به نظر می رسد. غربالگری منظم وضعیت سلامت، آموزش شیوه زندگی سالم، بهبود شرایط کاری و مدیریت استرس، از جمله مداخلاتی هستند که می توانند در ارتقای سلامت رانندگان موثر باشند.
زهره شرعی، شاهین ابراهیمی،
دوره 14، شماره 4 - ( 10-1403 )
چکیده
مقدمه: پیشرفت روز افزون تکنولوژی در زمینه دیجیتال و اتوماسیون منجر به تغییر در خط روند مشاغل و محتوای شغل گردیده و به نظر میرسد سازمانها کارکنان خود را بهسمت کارهای سختتر و طولانیتر سوق میدهند که در سلامتی کارکنان تأثیر گذار است. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر مطالبات - منابع شغلی بر اضافهکاری و سلامت مرتبط با کار و با واسطهگری اعتیاد به کار و عجین شدن با کار انجامشده است.
روش کار: کار از حیث هدف و ماهیت، توصیفی-پیمایشی و کاربردی است. جامعه آماری پژوهش را کارکنان شرکت مترو اصفهان (320 نفر) تشکیل میدهند که تعداد (175 نفر) از آنها بهروش نمونهگیری تصادفی موردمطالعه قرار گرفتند. برای جمعآوری اطلاعات موردنیاز، پرسشنامه اعتیاد به کار Spence و Robbins (۱۹۹۲)، عجین شدن با کار Lodahl و Kejner، سلامت ادراکشده مرتبط با کار Langseth-Eide (2019) و محتوای شغلی Karasek و همکاران (1998) بر اساس طیف لیکرت توزیع و تکمیل گردید. مدل معادلات ساختاری جهت بررسی آزمون فرضیههای پیشنهادشده به کار گرفته شد.
یافته ها: یافتهها نشان داد مطالبات شغلی بر اعتیاد به کار (394/0 = β, 969/5= T، 05/0> P) و منابع شغلی بر عجین شدن با کار(502/0 = β, 832/7= T، 05/0> P) تأثیر مثبت و معناداری دارد و اعتیاد به کار و عجین شدن با کار تأثیر مطالبات و منابع شغلی بر اضافهکاری و سلامت ادراکشده مرتبط با کار را میانجیگری میکنند
(383/4 = β, 189/2= T، 05/0> P). همچنین منابع شغلی تأثیر مطالبات شغلی بر اعتیاد به کار را تعدیل نمیکند (049/0- = β, 333/1= T، 05/0> P) .
نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که بین اعتیاد به کار و عجین شدن با کار بهعنوان دو نوع مختلف سختکوشی (منفی و مثبت) در روند سلامت در مدل مطالبات-منابع شغلی تمایز وجود دارد.