جستجو در مقالات منتشر شده


4 نتیجه برای جعفری زاوه

مصطفی جعفری زاوه، حمید شیرخانلو، فریده گلبابایی، اکرم تبریزی، کمال اعظم، مهدی قاسم خانی،
دوره 6، شماره 1 - ( 1-1395 )
چکیده

مقدمه: یکی از ترکیبات مهم آلودگی هوای بسیاری از محیط‌های کار ترکیبات آلی فرار مانند زایلن می‌باشد. از مهمترین و متداولترین روش‌های مورد استفاده در کنترل ترکیبات آلی فرار روش جذب سطحی است. هدف این مطالعه بررسی حذف زایلن از هوا توسط جاذب نانو کربن اکتیو در مقایسه با نانوکربن اکتیو بوده است.
 

روش کار: آزمایشات جذب سطحی زایلن بر روی نانو کربن اکتیو و کربن اکتیو در حالت استاتیک (Batch) در ویال‌های شیشه ای با حجم 10 میلی لیتر صورت گرفت. آنالیز توسط دستگاه گاز کروماتوگرافی مجهز به دتکتور FID انجام شد. عوامل مختلف شامل زمان تماس، مقدار جاذب، غلظت زایلن و دما مورد مطالعه قرار گرفت.
 

یافته‌ها: ظرفیت جذب زایلن در دمای محیطی (°C25) در حالت استاتیک و در مدت زمان تماس 10 دقیقه برای کربن اکتیو و نانو کربن اکتیو به ترتیب 8/349 و 435 میلی گرم بر گرم به‌دست آمد. تصاویر میکروسکوپی SEM نشان داد اندازه ذرات در مورد جاذب نانوکربن اکتیو زیر 100 نانومتر می‌‌باشد و تصاویر میکروسکوپی TEM نشان دهنده اندازه ذرات برابر با 30 نانومتر بود. هم‌چنین تصاویر  XRDنشان دهنده ساختار مکعبی جاذب نانوکربن اکتیو می‌‌باشد.
 

نتیجه گیری: نتایج نشان داد ظرفیت جذب در رطوبت ثابت با افزایش مدت زمان تماس و افزایش دما افزایش می‌‌یابد. نتایج نشان داد جاذب نانوکربن اکتیو در مقایسه با کربن اکتیو ظرفیت جذب بیش‌تری برای حذف زایلن دارد.


اکرم تبریزی، فریده گلبابایی، حمید شیرخانلو، مصطفی جعفری زاوه، کمال اعظم، رسول یاراحمدی،
دوره 6، شماره 2 - ( 3-1395 )
چکیده

مقدمه: ترکیبات آلی فرار یکی از مهم‌ترین آلاینده‌های منتشره به هوا ناشی از فعالیت‌های صنعتی بوده و دارای اثرات سوء بر روی انسان و محیط زیست می‌باشد. از این رو لازم است قبل از ورود به اتمسفر حذف شوند. هدف این مطالعه ارزیابی ظرفیت حذف زایلن از هوا توسط جاذب‌های نانوگرافن و نانو گرافن اکسید در مقایسه با جاذب کربن فعال است.

روش کار: پس از تهیه جاذب‌های کربن فعال، نانو گرافن و نانو گرافن اکسید، آزمایشات بررسی ظرفیت جذب سطحی جاذب‌ها در حالت استاتیک (Batch) در ویال شیشه ای به حجم 10 میلی لیتر انجام گرفت. عوامل مختلف مورد مطالعه شامل مدت زمان تماس، مقدار جاذب، غلظت زایلن و دما بوده. ایزوترمهای جذب لانگمویر برای بررسی ظرفیت جذب زایلن بر روی جاذب‌ها مورد استفاده قرار گرفت. هم‌چنین آنالیز نمونه‌ها توسط دستگاه گاز کروماتوگرافی مجهز به آشکارساز یونیزاسیون شعله ای (GC-FID) انجام شد.

یافته ها: ظرفیت جذب زایلن در دمای محیطی (25°C) و در مدت زمان تماس 10دقیقه برای جاذب کربن فعال 8/349، نانو گرافن اکسید 5/14و نانوگرافن 490 میلی گرم بر گرم به‌دست آمد. تصاویر میکروسکوپ الکترونی روبشی (SEM) نشان داد اندازه ذرات در مورد جاذب‌های نانو گرافن و نانو گرافن اکسید زیر 100 نانومتر می‌باشد و تصاویر میکروسکوپ الکترونی عبوری (TEM) نشان دهنده اندازه ذرات برابر با 45 نانومتر در جاذب نانوگرافن و 65 نانومتر در جاذب نانو گرافن اکسید بود. از طرفی تصاویر دستگاه پراش اشعه ایکس (XRD) ساختار مکعبی نانو جاذب‌ها را نشان داد.

نتیجه گیری: در رطوبت ثابت، افزایش مدت زمان تماس و افزایش دما تا 45 درجه سانتی گراد منجر به افزایش میزان ظرفیت جذب جاذب نانو گرافن و نانو گرافن اکسید گردید و تاثیر مثبتی بر روی ظرفیت جذب جاذب‌ها داشت. نتایج نشان داد که نانوگرافن ظرفیت جذب بالاتری نسبت به دیگر جاذب‌های نانوگرافن اکسید و کربن فعال برای حذف زایلن از جریان هوا دارد. اصلاح جاذب نانو گرافن و نانو گرافن اکسید با مواد دیگر به منظور افزایش امکان به‌دام افتادن آلاینده بر روی آن پیشنهاد می‌گردد.


اکرم تبریزی، مصطفی جعفری زاوه، حمید شیرخانلو، فریده گلبابایی،
دوره 14، شماره 4 - ( 10-1403 )
چکیده

مقدمه: ترکیبات آلی فرار (VOCs) آلاینده های خطرناک و سمی موجود در هوا هستند و از منابع مختلف صنعتی منتشر می شوند. با توجه به اثرات نامطلوب زایلن بر سلامتی، حذف موثر VOCs از هوا توسط نانوجاذب ها مهم است. در این مطالعه به منظور بررسی کارایی حذف زایلن از نانو گرافن (NG) و نانو گرافن اکسید (NGO) به عنوان جاذب استفاده شد.
روش کار: در این مطالعه به منظور بررسی راندمان جذب نانوگرافن و نانو گرافن اکسید پس از سنتز نانو جاذب ها، در یک سیستم دینامیکی، بخار زایلن در یک محفظه در هوای خالص تولید و در کیسه نمونه‌برداری تدلار ذخیره و سپس به جاذب منتقل شد. سپس تاثیر پارامترهای مختلف مانند غلظت زایلن، سرعت جریان هوای ورودی و مقادیر جرم جاذب در رطوبت 32 درصد و دمای 25 درجه سانتی گراد بر میزان جذب و نحوه عملکرد جاذب های مورد نظر بررسی شد. در نهایت، آشکارساز یون شعله کروماتوگرافی گازی (GC-FID) غلظت زایلن در هوا را پس از فرآیند جذب-واجذب تعیین کرد.  
یافته ها: میانگین راندمان جذب برای NG و NGO به ترتیب 8/96% و 5/17% به دست آمد. خصوصیات جاذب NG و NGO نشان داد که محدوده اندازه ذرات کمتر از 100 نانومتر است.
نتیجه گیری: نتایج نشان داد که کارایی جذب NG برای حذف زایلن از هوا بیشتر از NGO است. 
مصطفی جعفری زاوه، علی جعفری، مهدی جعفری ندوشن، فاطمه چمبری، فریده گلبابایی،
دوره 15، شماره 4 - ( 10-1404 )
چکیده

مقدمه: تغییرات اقلیمی یکی از چالش‌های مهم جهانی است که تأثیرات قابل توجهی بر  شاخص WBGT1 (شاخص دمای تر گوی سان) و استرس گرمایی کارکنان صنایع فولاد دارد. این پژوهش به ‌طور خاص بر ارزیابی تأثیر موقعیت جغرافیایی و تغییرات اقلیمی بر میزان مواجهه با استرس گرمایی در صنایع فولاد ایران متمرکز شده است.
روش کار: این مطالعه کیفی-تحلیلی با بهره‌گیری از داده‌های سامانه صبا و اطلس استرس گرمایی شغلی ایران انجام شد. در مرحله نخست، فهرست صنایع فولاد کشور، پراکندگی جغرافیایی، و ظرفیت تولید آن‌ها در هشت اقلیم مختلف ایران استخراج گردید. سپس، نتایج اندازه‌گیری شاخص WBGT به‌عنوان شاخص مواجهه با استرس گرمایی در صنایع فولاد، با همکاری واحدهای صنعتی واقع در اقلیم‌های مختلف جمع‌آوری شد. برای تحلیل داده‌ها از نرم‌افزارهای ArcGIS و SPSS استفاده گردید. همچنین، تأثیر تغییرات اقلیمی در سه افق زمانی ۲۰۴۰، ۲۰۶۰ و ۲۰۸۰  بر استرس گرمایی شاغلین  صنایع فولادی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.  
یافته ها: نتایج  این مطالعه نشان دادند که اقلیم‌G1 (شرق، جنوب شرقی و کویری ایران)  وG4 (حاشیه خلیج فارس شامل استانهای هرمزگان،  بوشهر، فارس و خوزستان) با بیشترین ظرفیت تولید فولاد کشور، در معرض بالاترین میزان مواجهه با استرس گرمایی ( شاخص WBGT  ) و کمبود منابع آبی قرار دارند. شاخص WBGT در اقلیم G4 وG6 ( استان گیلان) بالاتر از حد مجاز بوده و در مقابل، اقلیم‌های G2 (شمال خراسان رضوی، خراسان شمالی، تهران؛ البرز، قزوین، همدان، مرکزی و چهار محال بختیاری) ،G5  (کردستان، کرمانشاه، لرستان) وG7 ( ایلام، کهکیلویه وبویراحمد) کمترین میزان شاخص WBGT را نشان دادند. با توجه به احتمال افزایش دما طبق پیش‌بینی‌های اقلیمی در سه افق زمانی ۲۰۴۰، ۲۰۶۰ و ۲۰۸۰ و ضریب همبستگی قابل قبول بدست آمده (40/0) بین دمای روز سالیانه و شاخص WBGT هر اقلیم، تعییرات دمای پیش بینی شده میتواند منجر به افزایش شاخص WBGT بویژه در اقلیم های G3،G6 وG8  شود.
نتیجه گیری: با توجه به پیش‌بینی‌های اقلیمی و الگوی پراکندگی صنایع، توسعه سیاست‌های اقلیم‌محور، مدیریت پایدار منابع آبی، و بازنگری در مکان‌یابی واحدهای صنعتی فولاد ضروری است. این اقدامات می‌توانند تاب‌آوری صنعت فولاد ایران را در برابر تغییرات اقلیمی آینده افزایش داده و از مخاطرات سلامت شغلی و زیست‌محیطی بکاهند.

صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به بهداشت و ایمنی کار می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb