2 نتیجه برای خورشیدی بهزادی
اکرم تبریزی، فاطمه پری دخت، یاسر خورشیدی بهزادی، رضوان زنده دل،
دوره 15، شماره 2 - ( 4-1404 )
چکیده
مقدمه: با توسعه سریع مواد شیمیایی جدید در صنایع مختلف و نیاز به ارزیابی دقیق و کارآمد سمیت آنها، روشهای شبیه سازی رایانه ای بهعنوان یک روش غربالگری برای روشهای سنتی مطرح شدهاند. این روشها به دلیل کاهش هزینه و زمان آزمایشها و همچنین کاهش استفاده از آزمونهای حیوانی، اهمیت ویژهای در سمشناسی شغلی یافتهاند. هدف این مقاله مروری، بررسی مطالعات موجود پیرامون کاربرد روشهای شبیه سازی رایانه ای در پیشبینی سمیت ترکیبات شیمیایی، بهویژه در محیطهای کاری و صنعتی است.
روش کار: با استفاده از کلمات کلیدی modelling، software، simulation، in silico، toxicity، prediction، chemical، industrial و occupational workplace در پایگاههای علمی مانند PubMed، Scopus و Web of Science
از سال 2000 تا 2024 جستجو انجام شد و مطالعات انجام شده در زمینه ی روشهای شبیه سازی رایانه ای برای پیشبینی سمیت ترکیبات مورد استفاده در صنعت، استخراج شد و مورد بررسی قرار گرفت. معیارهای ورود بر مطالعاتی که روشهای مدلسازی، شبیهسازی و پیشبینی را بیشتر برای سمیت شیمیایی در محیطهای کاری اعمال میکردند، متمرکز بود. همچنین کیفیت سنجی مقالات با استفاده از فرم STROBE انجام گردید.
یافته ها: این مطالعه به بررسی ۱۳ مقاله درباره شبیهسازی رایانهای ترکیبات شیمیایی بین سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۴ پرداخته است. بیشترین تحقیقات از سال ۲۰۲۰ به بعد انجام شده است. مقالات بررسیشده بر اساس فرم STROBE دارای کیفیت متوسط تا بالا هستند. روشهای مختلفی از جمله Quantitative Structure-Activity Relationship (QSAR)، یادگیری ماشین و دینامیک مولکولی بهطور گسترده برای پیشبینی سمیت ترکیبات شیمیایی استفاده شده است و دقت پیشبینی این مدلها معمولاً بالاست. همچنین نتایج نشان داد روشهای QSAR بیشترین کاربرد را در مطالعات پیشبینی سمیت ترکیبات شیمیایی مورد استفاده در صنایع داشتهاست.
نتیجه گیری: این روشها با استفاده از توصیفگرهای مولکولی و دادههای ساختاری، دقت بالایی در پیشبینی سمیت نشان دادهاند. با این حال، چالشهایی مانند محدودیت در دادههای معتبر، نیاز به بهبود مدلها، کمبود دادههای تجربی و پیچیدگی تعاملات شیمیایی وجود دارد. نتایج نشان دادند استفاده از روشهای محاسباتی میتواند بهطور قابلتوجهی نیاز به آزمایشهای حیوانی را کاهش داده و ارزیابی ریسک را بهبود بخشد. این مطالعات همچنین بر اهمیت بهبود و توسعه مدلهای پیشبینی برای افزایش دقت و کاربردپذیری آنها تأکید دارند. بطور کلی می توان گفت مدلسازی میتواند بهعنوان ابزاری مؤثر در کاهش هزینهها و بهبود ایمنی در محیطهای کاری به کار گرفته شوند.
فاطمه پری دخت، اکرم تبریزی، یاسر خورشیدی بهزادی، سمیه فرهنگ دهقان،
دوره 15، شماره 3 - ( 7-1404 )
چکیده
مقدمه: دانشآموزان نقش کلیدی در شکلدهی به آینده هر جامعهای ایفا میکنند و زمان قابل توجهی را در محیطهای آموزشی سپری میکنند. ایجاد فضایی یادگیری مطلوب مستلزم توجه دقیق به عوامل مؤثر بر رفاه آنها، بهویژه آسایش حرارتی و کیفیت هوای داخلی است. این مطالعه با هدف مرور منظم و نظاممند ادبیات موجود پیرامون آسایش حرارتی و سیستمهای تهویه در مدارس انجام شده است.
روش کار: این مطالعه مروری نظاممند بر اساس معیارهای استاندارد الگوی کوکرین صورت گرفت. دادهها از طریق جستجو در سه پایگاه داده معتبر Scopus، Web of Science و PubMed از سال 2020 تا دسامبر 2024 جمعآوری شدند. مقالاتی که بهصورت اصیل، مروری یا کنفرانسی و به زبان انگلیسی منتشر شده بودند و دارای کلمات کلیدی «آسایش حرارتی»، «تهویه» و «مدرسه» در عنوان، چکیده یا کلمات کلیدی بودند، وارد مطالعه شدند. مقالات مربوط به صرفا دوران کووید-19 و مربوط به مدارس پیشدبستانی، دانشگاهها و ساختمانهای آموزشی غیر مشابه از محدوده مطالعه خارج شدند.
یافته ها: در مجموع، 42 مقاله پس از غربالگری دقیق وارد مطالعه شدند. بیشترین تعداد مقالات در سال 2023 منتشر شده بودند. نتایج نشان داد که بیشتر مطالعات به بررسی مدارس ابتدایی و متوسطه پرداختهاند. فصل تابستان بیشترین مطالعات را به خود اختصاص داده است که میتواند به عنوان یک محدودیت تعمیمپذیری در نظر گرفته شود. غلظت CO₂ در کلاسهای مورد مطالعه دارای تنوع قابل توجهی بوده و در برخی موارد از حد استاندارد بالاتر بوده است. در بخش شبیهسازی، نرمافزارهای DesignBuilder و EnergyPlus پرکاربردترین ابزارها بودهاند. همچنین، نتایج نشان دادند که کیفیت هوای داخلی و آسایش حرارتی تحت تأثیر مستقیم نوع سیستم تهویه قرار دارند. در مدارس با تهویه طبیعی ، غلظت CO₂ بالاتر از مقادیر پیشنهادی و آسایش حرارتی پایینتری نسبت به استانداردها گزارش شده است. استفاده از سیستمهای تهویه کنترلشده با تقاضا (DCV) میتواند به بهبود کیفیت هوای داخلی و کاهش غلظت آلایندهها کمک کند.
نتیجه گیری: مقاله حاضر میتواند در بهبود طراحی فضاهای آموزشی ، افزایش یادگیری دانشآموزان و ارتقای سلامت محیط داخلی کلاسها مفید باشد. همچنین، اطلاعاتی درباره جدیدترین روشهای اندازهگیری و شبیهسازی آسایش حرارتی و کیفیت هوای داخلی ارائه میدهد. برای دستیابی به نتایج کاربردیتر، مطالعات بلندمدت با حجم نمونه بزرگتر در تمام فصول سال و ساعات مختلف شبانهروز ضروری است. همچنین، ترکیب روشهای شبیهسازی کامپیوتری با اندازهگیریهای واقعی میتواند در طراحی بهینه و کمهزینه فضاهای آموزشی کمک کند. پژوهشهای آینده باید بر استانداردسازی دما، رطوبت، CO₂ و انتخاب مناسبترین سیستمهای تهویه در کلاسهای درس تمرکز کنند.