کاربران عمومی فقط به فهرست مقالات منتشر شده دسترسی دارند.
41 نتیجه برای موضوع مقاله:
غلامرضا آذری، امیرعباس مفیدی، محسن مشکانی، فرهاد طباطبایی قمشه، امیرحسین داودیان طلب،
دوره 1، شماره 2 - ( 12-1390 )
چکیده
مقدمه: استرس گرمایی به عنوان یکی از مخاطرات محیط های کاری به حساب می آید. مهم ترین عوارض کار در محیط های گرم شامل گرفتگی عضلات، خستگی مفرط، کاهش هوشیاری، ادراک و گرمازدگی می باشد. هدف از این پژوهش، شناسایی ایستگاه های پرمخاطره از لحاظ استرس گرمایی در یکی از صنایع فورج استان تهران با استفاده از شاخص WBGT است.
روش کار: این مطالعه توصیفی- مقطعی در یکی از صنایع فورج استان تهران در 5 روز متوالی از گرم ترین روزهای تابستان سال 1390 انجام شد. برای اندازه گیری ها از یک دستگاه WBGT متر کالیبره شده بر اساس استاندارد ISO 7243 استفاده شد. تمام کارگران مواجه شده با گرمای تابشی در این صنعت، بیش از 3 سال سابقه کار پیوسته داشتند و لذا از لحاظ گرمایی تطابق یافته بودند. برای انجام تجزیه و تحلیل های آماری از نرم افزارهای SPSS 14 و Excel 2007 استفاده شد.
یافته ها: در این مطالعه میزان WBGT در تمام ایستگاه های کاری مواجه با کوره بیش از مقدار مجاز برآورد شد. میزان متوسط WBGT همه ایستگا ههای کاری برای ده ساعت روزانه 27/97 درجه سانتی گراد محاسبه شد، که بر اساس استاندارد ACGIH بیش از مقدار توصیه شده و غیر قابل قبول بود. هم چنین نتایج آزمون آماری ANOVA و آزمون تعقیبیLSD، تفاوت معناداری در شاخ ص دمای تابشی با 0/01 > P-Value و WBGT با 0/05 > P-Value ه ارتفاع سر، کمر ، و قوزک پا نشان داد، به طوری که اختلاف مشاهده شده بین سر و کمر معنادار نبود، ولی اختلاف بین این دو شاخص و قوزک پا معنادار بود.
نتیجه گیری: نتایج مطالعه نشان داد که میزان استرس گرمایی در کارگرانی که در معرض منابع تابشی گرما بودند، از مقدار مجاز توصیه شده توسط استاندارد ACGIH بیش تر بود. هم چنین مشخص شد مشکل اصلی گرمای تابشی، مخصوصاً در ارتفاع سر و کمر است، از این رو به منظور کنترل شرایط، تدابیری در زمینه کنترل گرما تابشی در این نواحی توصیه شد.
علی صفری واریانی، سکینه ورمزیار، فهیمه نوروزی، مرتضی امینی،
دوره 1، شماره 2 - ( 12-1390 )
چکیده
مقدمه: افزایش زاویه انحنای ستون مهره ها در ناحیه کم ر، زمینه ساز بسیاری از ناراحتی های اسکلتی- عضلانی است. از این رو انداز هگیری آسان، سریع و دقیق زاویه قوس کمر نقش مهمی در پیشگیری از این ناراحتی ها خواهد داشت. هدف مطالعه حاضر تعیین معاینه های بالینی، آسان سازی اندازه گیری انحنای قوس کمر و جلوگیری از تابش غیر ضروری اشعه به بدن افراد و طراحی و ساخت دستگاه قوس کمر می باشد. دستگاه طراحی شده در این مطالعه، خطرها و مشکل های روش های دیگر را نداشته و در مقایسه با شاخص استاندارد دلماکس از صحت قابل قبولی برخوردار است.
روش کار: در این مطالعه قوس کمر 50 داوطلب مرد و زن با استفاده از دستگاه اندازه گیری قوس کمر ساخته شده بررسی و یافته ها با نتایج حاصل از اندازه گیری با استفاده از روش استاندارد دلماکس مقایسه شد.
یافته ها: قوس کمر طبیعی بر اساس شاخص دلماکس بین 94 % - 96 % و بر اساس دستگاه ساخته شده معادل 40 تا 60 درجه بود. 78 % از افراد مورد بررسی دارای قوس کمر طبیعی، 12% مبتلا به انحنای رو به عقب (کیفوزیس) و 10% مبتلا به انحراف رو به جلو (لوردوزیس) بودند. حساسیت دستگاه در شناسایی افراد سالم 100% ، افراد بیمار واقعی 55/6% و در مجموع صحت دستگاه 84 ٪ بود.
نتیجه گیری: دستگاه طراحی شده در مقایسه با شاخص استاندارد دلماکس از صحت قابل قبولی برخوردار است.
مرتضی اوستاخان، امیرعباس مفیدی، محسن مشکانی،
دوره 2، شماره 1 - ( 2-1391 )
چکیده
مقدمه: وقوع حوادث شغلی در محیط های تولیدی علاوه بر تحمیل هزینه های مستقیم و غیر مستقیم، بر بهرهوری مفید کار نیز تأثیر گذار خواهد بود. این در حالی است که در فضای رقابتی بین صنایع مختلف، کسب سود بیشتر در مقابل هزینه های کمتر همواره از اصلیترین دغدغه های مدیران بوده است. در نتیجه توجه به عوامل ایمنی در محیط های تولیدی در جهت کاهش حوادث شغلی و به تناسب آن کاهش هزینه ها می تواند برای رسیدن به این هدف مؤثر باشد.
روش کار: این مقاله یک روش ارزیابی ریسک برای تعیین سطح ایمنی موجود در محیط های تولیدی با استفاده از روش فازی و به کمک نرم افزار MATLAB ارایه شده است.
یافته ها: اجزای اصلی این مدل شامل سه پارامتر احتمال حادثه، شدت حادثه و سطح ایمنی موجود می باشند. برای این منظور از آمار حوادث منتشر شده و علل پیشنهاد شده توسط سازمان تأمین اجتماعی استفاده شده است.
نتیجه گیری: علاوه بر این از نظریه کارشناسان ایمنی و بهداشت در تعیین شدت حوادث نیز بهره گرفته شده است. در روش فازی از روش استنتاج فازی مدل ممدانی به دلیل سهولت و کاربرد بیشتر استفاده شده است.کاربرد مدل معرفی شده با ارایه یک مطالعه کاربردی بیان شده است.
امیرحسین داودیان طلب، فرید امیر زاده، محسن مشکانی، سعیده پور احمد، اسدالله افشین، امیرعباس مفیدی، بهروز براتی،
دوره 2، شماره 2 - ( 6-1391 )
چکیده
مقدمه: در حین عمل جراحی در اتاقهای عمل، خطر بروز آتش سوزی وجود دارد. کارشناسان تخمین میزنند سالانه در حدود 100 مورد آتش سوزی در اتاقهای عمل بیمارستانهای آمریکا رخ میدهد که 10 تا 20 مورد به جراحات شدید و 1 تا 2 مورد به مرگ افراد منجر میشود. این گونه حوادث علیرغم پایین بودن میزان تکرار، از شدت بالایی برخوردار بوده و در صورت وقوع میتوانند آسیبهای جدی یا مرگ بیماران را به همراه داشته باشند.
روش کار: این مطالعه توصیفی- تحلیلی از نوع مقطعی در بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی شیراز انجام شد. در این مطالعه میزان آگاهی پرسنل اتاق عمل به روشهای پیشگیری و کنترل حریق، همچنین ارتباط این دو فاکتور با نوع شغل و سابقه کاری مورد بررسی قرار گرفت. از طرفی تمامی پرسنل اتاق عمل بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی شیراز به صورت سرشماری مورد ارزیابی قرار گرفتند. برای جمع آوری اطلاعات، از پرسشنامه و به منظور بررسی ارتباط میان میزان آگاهی پرسنل اتاق عمل با دو فاکتور نوع شغل و سابقه کار، از آزمون آماری کای اسکوئر استفاده شد. همچنین برای انجام تحلیلهای آماری، نرم افزار SPSS نسخه 14 بهکار گرفته شد.
یافته ها: در این مطالعه از مجموع 220 پرسشنامه آگاهی از روشهای پیشگیری از حریق، 72/19% دارای آگاهی کامل، 62/19% دارای آگاهی نسبی، 37/19% دارای آگاهی کم و 97/40% فاقد آگاهی بودند. در رابطه با پرسشنامه آگاهی از روشهای کنترل حریق نیز، 24% دارای آگاهی کامل و 76% فاقد آگاهی بودند. نتایج آزمون آماری نشان داد که میان آگاهی نسبت به روشهای کنترل حریق و سابقه کار رابطه معناداری وجود دارد (05/0>pvalue)، اما میان آگاهی نسبت به روشهای کنترل حریق و نوع شغل رابطه معناداری مشاهده نگردید. همچنین هیچ رابطه ای میان آگاهی از روشهای پیشگیری از حریق با سابقه کار و عنوان شغلی شرکت کنندگان دیده نشد.
نتیجه گیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد، میزان آگاهی پرسنل اتاق عمل در خصوص روشهای کنترل و پیشگیری از حریق پایین میباشد. همچنین نتایج حاکی از آن بود که میزان آگاهی از روشهای کنترل نسبت به روشهای پیشگیری حریق پایینتر است. با توجه به بالقوه بودن خطر حریق در اتاق عمل و آسیب پذیر بودن بیماران و کارکنان در شرایط جراحی، پیشنهاد میشود اقداماتی به منظور افزایش سطح آگاهی صورت پذیرد که از آن جمله میتوان به برنامه نیاز سنجی آموزشی، برگزاری کارگاه های آموزشی در خصوص روشهای پیشگیری و کنترل حریق اشاره نمود.
فریده گلبابایی، الهام رحمان زاده، سید غلامرضا موسوی، علی فقیهی زرندی، محمدرضا بانشی،
دوره 4، شماره 2 - ( 4-1393 )
چکیده
مقدمه: کروم (VI) به عنوان یک عامل سرطانزای انسانی شناخته شده است که در فرآیندهای صنعتی مانند آبکاری، جوشکاری، نساجی، سیمان، فولاد زنگ نزن و ... استفاده میشود. هدف از انجام این مطالعه، سنجش کارایی زئولیت طبیعی در جذب سطحی کروم (VI) از جریان هوا و پارامترهای موثر بر آن است.
.
روش کار: در این مطالعه که از نوع تجربی مداخلهای بود، از دستگاه نبولایزر (مهپاش) به عنوان مولد میست کروم استفاده شد و کارایی زئولیت طبیعی در جذب کروم (VI) از جریان هوا و عوامل موثر بر آن از قبیل میزان جریان هوا (1 و 3 لیتر بر دقیقه)، غلظت اولیه کروم (05/0، 15/0، 1 و 10 میلیگرم برمترمکعب) و عمق بستر جذب (5/2، 5 و 10 سانتیمتر) مورد بررسی قرار گرفت.
.
یافته ها: ظرفیت جذب زئولیت با افزایش عمق بستر جذب، افزایش یافته اما با افزایش میزان جریان هوا و غلظت ورودی، کاهش پیدا کرد. به منظور تسهیل در پیشبینی عملکرد ستون جذب زئولیت طبیعی، از مدل یون-نلسون و توماس استفاده شد. نتایج نشان داد این دو مدل تطابق خوبی با دادههای آزمایشگاهی نقطه شکست دارند.
.
نتیجه گیری: با توجه به کاربرد فراوان کروم در صنایع مختلف و الزامات قانونی مرتبط با ایمنی و بهداشت محیط کار، کنترل انتشارات آن در محیطهای شغلی امری ضروری است. یکی از راههای کنترل انتشارات این آلاینده استفاده از فرآیند جذب سطحی میباشد. نتایج این مطالعه نشان داد که زئولیت طبیعی کارایی بالایی در جذب سطحی کروم (VI) دارد.
علی خوانین، کیکاوس ازره، رمضان میرزایی، سید باقر مرتضوی، حسن اصیلیان، اردلان سلیمانیان،
دوره 4، شماره 2 - ( 4-1393 )
چکیده
مقدمه: ارتعاش تمام بدن زمانی اتفاق می افتد که انسان روی سطحی که در حال لرزش است قرار می گیرد و ارتعاش بر قسمتی از بدن که از محل تماس دور است اثر میگذارد. تا به امروز اثرات بهداشتی متعددی ازجمله کمردرد، درد عصب سیاتیک، عوارض گوارشی،مشکلات دستگاه تناسلی و آسیب شنوایی در ارتباط با ارتعاش تمام بدن گزارش شده است. در این مطالعه حدود 2000 دقیقه اندازه گیری ارتعاش بر روی 23 قطار در 4 خط فعال مترو تهران جهت تعیین میزان مواجهه با ارتعاش تمام بدن راهبران قطارها انجام شد.
.
روش کار: برای اندازه گیری ارتعاش تمام بدن، از دستگاه ارتعاش سنج و آنالیزور SVAN 958 ساخت کمپانی Svantek استفاده شد و بر طبق استاندارد ISO 2631-1 میزان شتاب r.m.s وزنی – فرکانسی برای هر محور، ترکیب محورها، فاکتور قله، VDV و نسبت های مطرح در استاندارد جهت تعیین نوع معیار ارزیابی، اندازه گیری و محاسبه شدند.
.
یافته ها: نتایج نشان داد که مواجهه همه راهبران با ارتعاش طبق روش پایه از حد پایین ناحیه احتیاط راهنمای بهداشتی (< 45/0 m/s2)، کمتر و طبق روش ارزیابی با استفاده از مقدار دوز ارتعاشی، VDV، تعداد 12 نمونه بالاتر از حد پایین ناحیه احتیاط راهنمای بهداشتی(<5/8 m/s1.75)، و فقط 11 مورد در محدوده پایینتر از مقدار مذکور قرار گرفتند.
.
نتیجه گیری: بررسی نتایج بهدست آمده با استفاده از روشهای پایه و مقدار دوز ارتعاشی، میزان مواجهه متفاوتی را در دو روش بیان میکند که در روش VDV میزان ریسک پیش بینی شده بسیار بیشتر از روش پایه ارزیابی ارتعاش است که این موضوع می تواند مدعایی بر این واقعیت باشد که برخی از شاخص&thinspهای ارایه شده، بیانگر محدوده ای ایمن در ارزیابی ارتعاش انسانی نیستند.
فریده گل بابایی، عادل آذر، مهرناز گنجی کاظمیان،
دوره 4، شماره 2 - ( 4-1393 )
چکیده
مقدمه: بهداشت هوا یک مساله مهم زیست محیطی است که طی سالیان اخیر به دلیل استفاده از تکنولوژیهای پیشرفته جهت تامین رفاه مادی و نسبی انسان ها، به مخاطره افتاده است. استفاده از سیستم&thinspهای کنترل آلودگی و روش&thinspهای تصفیه کننده، از شیوه&thinspهای عمومی کنترل آلودگی محیط زیست به شمار می&thinspروند. از آن جا که روشهای کنترل مختلف و متعددی با مزایا و محدودیت های متفاوت به منظور کاهش انتشارات آلودگی هوا به کار می روند، لذا هدف از تحقیق حاضر، طراحی یک مدل تصمیم گیری چند شاخصه فازی برای انتخاب مناسب ترین تجهیزات جهت کنترل آلودگی هوا در شرکت سیمان شرق مشهد می باشد.
.
روش کار: پس از شناسایی صنعت مورد نظر و فرآیند تولید، به کمک روش فرآیند تحلیل سلسله مراتبی فازی تمامی عوامل موثر بر فرآیند تصمیم گیری مشتمل بر عوامل محیطی، عوامل مهندسی و عوامل اقتصادی در نظر گرفته شدند. اوزان اهمیت این معیارها محاسبه و سپس اولویت گزینه های مدل نیز به کمک این روش، تعیین گردیدند.
.
یافته ها: از میان معیارهای اصلی مدل، معیار اقتصادی با وزن 0.555 به عنوان مهمترین معیار تاثیر گذار بر انتخاب نوع تجهیزات کنترل آلودگی هوا مشخص شد. معیارهای محیطی و مهندسی نیز به ترتیب با اوزان 0.286 و 0.159 اولویت های بعدی را به دست آوردند. اوزان نهایی تکنولوژیهای الکتروفیلتر، بگ هاوس و فیلتر هیبریدی در واحد آسیاب سیمان به ترتیب 0.256، 0.415 و 0.329 و در واحد آسیاب مواد و کوره به ترتیب 0.291، 0.374 و 0.334 محاسبه گردید.
.
نتیجه گیری: بدر نهایت مدل ارایه شده که بر پایه روش تحلیل سلسله مراتبی فازی قرار دارد، نشان میدهد که روش مناسب جهت فیلتر کردن گرد و غبار در منابع اصلی انتشار آلودگی در شرکت سیمان شرق، روش بگ هاوس خواهد بود.
علی خوانین، رمضان میرزایی، محمدحسین بهشتی، زهرا صفری، کیکاوس ازره،
دوره 4، شماره 3 - ( 6-1393 )
چکیده
مقدمه: رایجترین استانداردهای مورد استفاده برای پیش بینی ریسک بهداشتی ناشی از ارتعاشات تمام بدن ISO 2631-1 و BS 6841 می باشد که فرکانسهای توزین و ضرایب مختلفی را برای حساسیت های متفاوت در محور های مختلف ارایه میکنند در این مطالعه حدود 900 دقیقه اندازه گیری ارتعاش بر روی 9 قطار در یکی از خطوط فعال مترو تهران با هدف مقایسه استانداردهای مذکور در بررسی میزان مواجهه با ارتعاش تمام بدن انجام شد.
.
روش بررسی: در این مطالعه علاوه بر ارزیابی شاخص های ارتعاشی مختلف، تفاوت های دو استاندارد ISO 2631-1 و BS 6841 مورد بررسی قرار گرفته است. مقادیر شتاب موثر، دوز ارتعاش و دوز روزانه ارتعاشی در محور های x،y و z نشیمنگاه و همچنین محور x پشتی صندلی رانندگان مترو طبق توصیه ها و راهنمایی های هر دو استاندارد به صورت جداگانه اندازه گیری شد.
.
یافته ها: میانگین مقادیر محاسبه شده شتاب موثر و مقدار دوز ارتعاش در استاندارد BS 6841 پایینتر از مقادیر محاسبه شده ISO 2631 شد. نتایج بهدست آمده بیانگر سطوح ریسک بالاتر از 17 ms1.75 در 3 نمونه طبق استاندارد ISO و در 3 نمونه نیز بالاتر از مقدار راهنمای کلی 15 ms1.75 ارایه شده استاندارد BS 6841 بود.
.
نتیجه گیری: انجام محاسبات با روش ISO مقادیر بالاتری را نشان میدهد و بنابراین معیار ایمن تری را نسبت به BS 6841 ارایه میکنند. هرچند که راهنمای کلی 15 ms1.75 در BS از میزان حد بالایی ناحیه احتیاط راهنمای بهداشتی، 17m_(s^1.75 ) ، ISO کمتر است. بهعلاوه ارتباط بین مقادیر شتاب موثرو دوز ارتعاش در استاندارد ISO 2631 کمی کمتر از ارتباط میان همین مقادیر در BS6841 شد
ایرج محمدفام، سوسن باستانی، محبوبه اسحاقی، رستم گلمحمدی، علی ساعی،
دوره 4، شماره 3 - ( 6-1393 )
چکیده
مقدمه: شرایط اضطراری و پیامدهای ناشی از آن یکی از چالش های مهم و تهدید کننده در صنایع محسوب می شود. درک وضعیت تعاملات کاری درون تیمی مدیریت شرایط اضطراری در بهبود عملکرد تیم واکنش شرایط اضطراری موثر می باشد. هدف مطالعه حاضر، بررسی فضای تعاملات کاری تیم پاسخ اضطراری به صورت مطالعه موردی در یک پالایشگاه با استفاده از تحلیل شبکه اجتماعی بوده است.
روشکار: برای بررسی تعاملات تیم های پاسخ در مدیریت شرایط اضطراری از شاخص تراکم یا چگالی شبکه استفاده شد. دادهها بر اساس مصاحبه و مشاهدات جمع آوری گردید. نتایج بررسی با استفاده از برنامه تحلیل شبکه اجتماعی UCINET 6.0 تحلیل و ارزیابی شد.
یافتهها: یافته های مطالعه نشان می دهد تیم مدیریت شرایط اضطراری با چگالی برابر 2/0 دارای تراکم نسبتاً کمی بوده است. یافته های مطالعه حاکی از آن است که در مجموع درصد کمی از تعاملات کاری بین تیم های واکنش در مدیریت شرایط اضطراری وجود داشته است.
نتیجهگیری: این روش تصویر مناسبی از شبکه تعاملات کاری بین تیم های شرایط اضطراری فراهم نموده است. نتایج تحقیق نشان داد تحلیل شبکه اجتماعی می تواند در ارایه یک روش کمی و قابل مقایسه برای ارزیابی تعاملات تیم های واکنش اضطراری مورد استفاده قرار بگیرد
فریده گلبابایی، مریم رستمی اقدم شندی، محمدرضا منظم، مصطفی حسینی، محسن یزدانی،
دوره 5، شماره 2 - ( 4-1394 )
چکیده
مقدمه: کارگران شاغل در محیط های روبازعلاوه برگرمای ناشی از فرایند کاری، در معرض گرمای ناشی ازشرایط جوی منطقه و تابش های خورشیدی میباشند که این امر با گرم شدن کره زمین حادتر شده است.از اینرو هدف از انجام این مطالعه اندازه گیری و ارزیابی شاخص دمای ترگویسان بهمنظور ارزیابی استرس های حرارتی و نیزسنجش پاسخهای فیزیولوژیکی کارگران مشاغل روباز و تاکید بر لزوم توجه مضاعف به این گروه های شغلی می باشد.
.
روش کار: این مطالعه به صورت توصیفی تحلیلی درمرداد ماه سال 1393 انجام شد. اندازهگیری شاخص دمای تر گویسان یا WBGT در ساعات مختلف بر اساس استاندارد ISO7243 انجام شد و نیز پاسخهای فیزیولوژیکی 53 نفرکارگر شامل ضربان قلب، فشارخون، دمای دهانی، دمای پوستی در 9 گروه شغلی شامل کارگران شهرداری و بتنسازی، باربران، کارگران راهسازی و ساختمانی و سنگبری، کشاورزان، مامورین راهنمایی رانندگی و دستفروشان که درمحیط روبازمشغول به فعالیت بودند، مورد سنجش قرار گرفت.
.
یافته ها: میانگین شاخصWBGT برای تمام مشاغل روبازاندازه گیری شده به جزکارگران شهرداری، دستفروشان، مامورین راهنمایی رانندگی و کارگران سنگبری، بیشتر از مقدار حد مجاز بود. بیشترین میزان میانگینWBGT مربوط به شغل راهسازی و کمترین میزان آن مربوط به کارگران شهرداری (به ترتیب 27 و 26 درجه سانتیگراد) می باشد.آزمون همبستگی نشان داد بین شاخص WBGT و پارامترهای فیزیولوژیک ارتباط مستقیم و مثبت معنادار وجود دارد و بیشترین ضریب همبستگی مربوط به ضربان قلب می باشد (492/0r=).
.
نتیجه گیری: کارگران کارگاه بتن سازی ،راهسازی، باربری، ساختمانی و کشاورزی در تمامی ساعات روز در معرض بیشترین میزان مواجهه بر اساس شاخص WBGT بودند و کارگران شهرداری نیز کمترین میزان مواجهه را داشتند. از طرفی استرس حرارتی با استرین های مورد مطالعه همبستگی معنی داری داشت. بنابراین انجام مطالعات بیشتر و ایجاد تدابیری برای مراقبت از این کارگران امری ضروری است.
غلامحسین کرمی، مسعود بیـژنی، عماد سلامت،
دوره 6، شماره 1 - ( 1-1395 )
چکیده
مقدمه: کشاورزی جزو فعالیتهای پرخطر بوده و مصدومیتهای شغلی در آن زیاد است. آموزش ایمنی در کاهش حوادث شغلی کاربران کشاورزی مؤثر میباشد. در همین راستا کارشناسان و مروجان کشاورزی نقش مهمی در برنامههای آموزش ایمنی دارند. لذا هدف این تحقیق بررسی نگرش کارشناسان سازمان جهاد کشاورزی نسبت به ایمنی بود.
روش کار: این تحقیق از نوع توصیفی و همبستگی بود که به روش پیمایشی اجرا شد. جامعه آماری تحقیق کارشناسان شاغل در سازمان جهاد کشاورزی استانهای خوزستان و ایلام بودند که 230 نفر از آنان بر اساس جدول تعیین حجم نمونه تاکمن و به روش نمونهگیری طبقهبندی تصادفی با انتساب متناسب انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسشنامهای بود که روایی آن بر اساس نظرات گروهی از متخصصان و پایایی آن نیز از طریق یک مطالعه راهنما و آزمون کرونباخ آلفا محاسبه و تأیید شد (75/0=α). برای تجزیه و تحلیل دادهها از نرمافزار SPSS22 استفاده شد.
یافتهها: میانگین نگرش ایمنی پاسخگویان 04/4 از 5 و با انحراف معیار 77/0 بود و در مجموع نگرش 23/71 درصد از افراد در سطوح "خوب" و "متوسط" قرار داشت. از بین مؤلفههای نگرش ایمنی کارشناسان، "هزینه در ارتقاء ایمنی بهعنوان یک سرمایهگذاری ارزشمند" و "ضرورت تدوین قوانین ایمنی کشاورزی از سوی مجریان" جزء اولویتهای اول و دوم بود. میانگین نگرش ایمنی پاسخگویان برحسب متغیرهای جنسیت و سابقه کار عملی کشاورزی تفاوت معنیداری داشت. اما بر اساس وضعیت تأهل، طبقه شغلی و شاهد بودن حوادث کشاورزی تفاوت معنیداری نداشت. رابطه سن و سطح تحصیلات با نگرش به ایمنی مثبت و معنیدار بود، اما رابطه تعداد دورههای آموزشی گذرانده و نگرش به ایمنی معنیدار نبود.
نتیجهگیری: با توجه به اهمیت موضوع آموزش ایمنی، شناسایی عوامل مرتبط با نگرش ایمنی کارشناسان کشاورزی به متخصصان ایمنی برای تدوین و اجرای راهبردهای کاهش حوادث شغلی کاربران بخش کشاورزی کمک میکند.
کیکاوس ازره، رمضان میرزایی، علیرضا شریفی، اردلان سلیمانیان،
دوره 6، شماره 1 - ( 1-1395 )
چکیده
مقدمه: ارتعاش تمام بدن یکی از عواملی است که حین مسافرت ممکن است بر آسایش مسافرین و یا خدمه سیستمهای حمل و نقل ریلی تاثیرات منفی بگذارد. در این مطالعه تاثیرات احتمالی ارتعاش تمام بدن بر روی آسایش مسافرین مترو تهران مورد بررسی قرار گرفته است.
روش کار: طرح ریزی، اندازهگیری و انجام محاسبات قبل از ارزیابی عمدتاً بر طبق توصیهها و روشهای ISO 2631- 1,4 انجام گرفت. همچنین در انجام اندازهگیری و انجام محاسبات به ترتیب از دستگاه SVAN 958 و نرم افزار Excel استفاده گردید.
یافته ها: میانگین مقادیر اندازهگیری شده شتاب rms در محلهای سطح نشیمنگاه صندلی، پشتی صندلی و پاها به ترتیب در محورهای غالب برابر با 57/0 ، 44/0 و 64/0 m/s 2 و مقدار کل شتاب rms اندازهگیری شده در هر سه محل ورود ارتعاش به بدن مسافر برابر با 02/1و با انحراف معیار 11/0 m/s 2 بود. میانگین مقدار ارتعاش کل مواجهه در حداقل و حداکثر زمان مواجهه مورد نظر به ترتیب برابر با 44/6 و 63/9 m/s 1.75 محاسبه شد.
بحث و نتیجه گیری: مقادیر محورهای غالب محاسبه شده عمدتاً در سطح نسبتاً ناخوشایند در طبقه بندی آسایشی ISO 2631-1 قرار داشتند، اما مقدار کلی مواجهه محاسبه شده بر اساس wrms در سطح ناخوشایند قرار داشت.مقادیر VDV اندازهگیری شده عمدتاً در محور z غالب بودند.
کیکاوس ازره، محسن پورصادقیان، محمد جواد فانی، محمد رضازاده، اردلان سلیمانیان،
دوره 6، شماره 3 - ( 6-1395 )
چکیده
مقدمه: مطالعات محدودی بر روی ارزیابی مواجهه رانندگان تاکسیها با ارتعاش تمام بدن انجام شده است بنابراین این مطالعه با هدف ارزیابی مواجهه با ارتعاش تمام بدن و شوکهای مکرر در رانندگان تاکسیهای درون شهری و مقایسه روشهای مختلف ارزیابی در این محیط شغلی انجام شد.
روش کار: فرایند اندازه گیری و ارزیابی مطابق با روش کار ارایه شده در استانداردهای ISO 2631-1,5 و با استفاده از دستگاه ارتعاش سنج و آنالیزور SVAN 958 انجام گردید. اندازه گیری به کمک شتاب سنج سه محوره در شرایط معمول کاری روزانه در سطح نشیمنگاه صندلی در 9 تاکسی انجام گرفت.
یافته ها: نتایج اندازه گیری در روشهای ISO 2631-1 بهطور کلی ریسک بزرگتری را در مقایسه با روش فشار تراکمی استاتیک معادل روزانه ، Sed ، ارایه شده در ISO 2631-5 نشان داد. مدت زمان محاسبه شده برای سطح عمل مواجهه در روش ریشه میانگین مربعات شتاب، مقدار ارتعاش و فشار تراکمی استاتیک معادل روزانه به ترتیب 55/4 ، 54/3 و 70/31 ساعت برآورد شد.
نتیجه گیری: تفاوت زیاد در زمانهای حدود عمل و مجاز برآورد شده مواجهه در روشهای مختلف بیانگر عدم همخوانی روشهای ارزیابی مذکور بود. بنابراین انجام پژوهشهای آتی جهت اصلاح حدود ارایه شده در استاندارد ضروری است.
ویدا زراوشانی، علی خوانین، احمد جنیدی جعفری، سید باقر مرتضوی، فرحناز خواجه نصیری،
دوره 6، شماره 4 - ( 9-1395 )
چکیده
مقدمه: با توجه به اهمیت کنترلهای مهندسی در پیشگیری از مواجهه با پرتوهای مایکروویو، این مطالعه به منظور طراحی و ساخت نوع جدیدی از حفاظهای الکترومغناطیسی کامپوزیتی در باند بسامدی ایکس و بررسی عوامل موثر بر اثربخشی آن انجام شد.
روش کار: در این تحقیق از رزین اپوکسی به عنوان بستر و نانوذرات اکسید نیکل به عنوان فیلر و در چهار درصد وزنی (5، 7، 9 و 11) برای ساخت حفاظهای کامپوزیتی با سه ضخامت گوناگون (2، 4و 6 میلیمتر) استفاده شد. مشخصه یابی حفاظها با استفاده از دستگاههای پراش اشعه ایکس و میکروسکوپ الکترون روبشی انتشار میدانی انجام و مقادیر اثربخشی حفاظتی، عمق نفوذ و آستانه نفوذ حفاظها با استفاده از دستگاه تحلیلگر شبکه اندازه گیری شد. با استفاده از آنالیز وزن سنجی دمایی نیز اثر افزایش دما بر تغییرات جرمی حفاظها بررسی گردید.
یافته ها: حفاظ کامپوزیتی mm 6-11%، بیشترین مقدار اثربخشی حفاظتی (18/84 درصد) را در فرکانس01/8 گیگاهرتز و حفاظ mm 4-7%، بیشترین مقدار میانگین اثربخشی حفاظتی (72 /66 درصد) را در باند بسامدی ایکس، بهدست آورد. ضخامت 4 میلیمتر ضخامت بهینه و بحرانی در این مطالعه بود و مقدار عمق نفوذ بیشتر از ضخامت کامپوزیتها بهدست آمد. افزایش مقدار نانوذرات اثر قابل توجهی بر اثربخشی حفاظتی حفاظها نداشت. حفاظهای مورد مطالعه تا دمای 150 درجه سانتی گراد مقاوم به حرارت بودند و دچار اُفت وزن نشدند. نانوذرات اکسید نیکل از توزیع و پراشیدگی مطلوبی در بستر اپوکسی برخوردار بودند و آستانه نفوذ در مقادیر اندک نانوذرات اکسید نیکل ظهور نمود.
نتیجه گیری: این مطالعه توانست با بهکارگیری ضخامت کم و مقدار اندک نانوذرات به حفاظی با اثربخشی چشمگیر جهت اهداف بهداشت حرفهای دست یابد، ضمن اینکه از مزایایی چون تولید آسان و ارزان، مقاومت در برابر رطوبت و خوردگی و سبک وزن بودن نیز برخودار باشد. کامپوزیتهای اکسید نیکل / اپوکسی میتوانند معرف نسل جدیدی از حفاظهای الکترومغناطیس و گزینه مناسبی جهت حفاظت شغلی در برابر پرتوهای مایکروویو باشند. پیشنهاد میشود در پژوهشهای آتی، با کاهش عمق نفوذ اثربخشی این حفاظها بهبود یافته و کارایی آنها در محیط های کاری نیز بررسی گردد.
محمد جواد جعفری، حسن اصیلیان مهابادی، سهیلا خداکریم، غلام حیدر تیموری،
دوره 6، شماره 4 - ( 9-1395 )
چکیده
مقدمه: استرس گرمایی در محیط های کاری روباز معدن سنگ آهن وجود دارد و می تواند باعث مشکلات بهداشتی و ایمنی کارگران شود. هدف از انجام این مطالعه بررسی استرس گرمایی در مشاغل یک معدن روباز سنگ آهن بر اساس شاخص دمای ترگویسان و ارتباط آن با استرین فیزیولوژیکی می باشد.
روش کار: این مطالعه بهصورت مقطعی در تابستان 1393 در معدن روباز، بر روی120 نفر نمونه مرد شاغل انجام گرفت. پارامترهای فیزیولوژیکی دمای عمقی و ضربان قلب براساس استاندارد ISO9886 اندازه گیری شد و شاخص های استرین فیزیولوژیکی شامل PSI و PSIHR با استفاده از فرمول محاسبه گردید. متغیرهای محیطی در طول شیفت کاری و نیز به طور همزمان با پارامترهای فیزیولوژیکی اندازه گیری و ثبت شدند. شاخص دمای ترگویسان بر اساس استاندارد ISO7243 و با استفاده از فرمول محاسبه گردید. با استفاده از نرم افزار SPSS22 تجزیه و تحلیل آماری انجام گرفت.
یافته ها: میانگین شاخص دمای ترگویسان محاسبه شده برای افراد oC 9/29بهدست آمد، واحدهای حفاری بیشترین و کراشر و کارخانه کمترین میزان شاخص دمای ترگویسان را دارا بودند (به ترتیب oC 6/31و oC 05/29).
میزان مواجهه کارگران با استرس گرمایی بر اساس شاخص دمای ترگویسان در مقایسه با استاندارد در کلیه واحدهای کاری بالاتر از حدود مجاز توصیه شده تعیین گردید. بین شاخص دمای ترگویسان با شاخص های استرین فیزیولوژیکی رابطه معناداری وجود داشت (001/0>P). ضریب همبستگی پیرسون بین شاخص دمای ترگویسان با شاخص استرین فیزیولوژیکی و شاخص استرین فیزیولوژیکی بر پایه ضربان قلب به ترتیب مساوی 658/0و 566/0 بهدست آمد.
نتیجه گیری: شاخص دمای ترگویسان همبستگی بالاتری با شاخص استرین فیزیولوژیکی نشان داد و میزان استرس گرمایی در واحدهای کاری معدن بیشتر از حدود مجاز توصیه شده بود که باید تدابیری برای کنترل استرس گرمایی جهت مراقبت از کارگران اتخاذ شود.
الهام رحمان زاده، فریده گلبابایی، علی فقیهی زرندی، سید غلامرضا موسوی، محمدرضا بانشی،
دوره 7، شماره 3 - ( 6-1396 )
چکیده
مقدمه: کروم شش ظرفیتی (Cr+6) یک اکسیدکننده بسیار قوی است که علیرغم کاربردهای فراوان در انواع صنایع، برحسب مدت مواجهه میتواند منجر به سرطان ریه، زخمهای عمیق (در دست، بازو، زبان و سقف دهان)، سوراخ شدن تیغه بینی، سوزش و التهاب در بینی، ریهها و قسمت فوقانی دستگاه تنفس، آسم، درماتیت تماسی، آسیب به کلیه و کبد و حساسیت پوستی شود. هدف از انجام این مطالعه، سنجش کارایی کربن فعال در جذب سطحی کروم (VI) از جریان هوا و پارامترهای موثر بر آن است.
روش کار: در این مطالعه تجربی از دستگاه نبولایزر (مهپاش) به عنوان مولد میست کروم استفاده شد و عوامل موثر بر آن از قبیل میزان جریان هوا (1 و 3 لیتر بر دقیقه)، غلظت اولیه کروم (05/0، 15/0، 1 و 10 میلیگرم برمترمکعب) و عمق بستر جذب (5/2، 5 و 10 سانتیمتر) بررسی گردید. به منظور تسهیل در پیشبینی عملکرد ستون جذب کربن فعال، از مدل یون-نلسون و توماس و برای تعیین میزان تطابق مدل با دادههای واقعی، از آزمون همبستگی استفاده شد.
یافته ها: ظرفیت جذب کربن فعال با افزایش عمق بستر جذب، افزایش یافته اما با افزایش میزان جریان هوا و غلظت ورودی، کاهش پیدا کرد. نتایج نشان داد مدل یون-نلسون و توماس با ضریب همبستگی بالاتر از 9953/0، با دادههای آزمایشگاهی مطابقت دارند.
نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که کربن فعال کارایی بالایی در جذب سطحی کروم (VI) دارد، به طوریکه راندمان آن در میزان جریان 3 لیتر بر دقیقه، عمق بستر 5 سانتیمتر و غلظت 20 و 200 برابر TLV به ترتیب 42/85 و 83/71 درصد است.
علی خوانین، احمد جنیدی جعفری، علی صفری واریانی، ویدا زراوشانی،
دوره 8، شماره 1 - ( 1-1397 )
چکیده
مقدمه: امروزه افزایش تقاضا برای حفاظت در برابر پرتوهای راداری با استفاده از سپرهای نانوکامپوزیتی رو به افزایش است. در این میان ، برای رفع محدودیت های سپرهای الکترومغناطیس تک لایه از سپرهای دو یا چند لایه استفاده می شود. در این مطالعه سعی شد تا ضمن ساخت نوعی سپر دولایه الکترومغناطیس، اثر برخی فاکتورهای ساختاری مانند ضخامت، هم جنس بودن لایه ها و نیز مدت زمان اختلاط بر اثربخشی حفاظتی سپرهای دولایه مورد بررسی قرار گیرد.
روش کار: در این پژوهش از رزین اپوکسی EI-403 و نانوذرات اکسید نیکل برای ساخت سپرهای مورد بررسی استفاده شد. در ابتدا دو گروه سپر تک لایه ( با مدت زمان اختلاط 10 و 66 دقیقه) در ضخامت های 2 ، 4 و6 میلی متر و با مقدار هفت درصد وزنی از نانوذرات اکسید نیکل و با روش ریخته گری ساخته شدند. سپس از قرار گیری بدون فاصله ی سپرهای تک لایه بر روی یک دیگر سپرهای دو لایه تهیه شدند. با استفاده از دستگاه تحلیل گر شبکه، پرتوهای راداری باند ایکس تولید و پارامترهای پراکندگی اندازه گیری و میانگین اثربخشی حفاظتی سپرها محاسبه گردید.
یافته ها: بیش ترین و کم ترین میانگین اثربخشی حفاظتی سپرهای تک لایه به ترتیب 14/84 و 05/46 درصد و در سپرهای دولایه به ترتیب 34/66 و 99/41 درصد به دست آمد. میانگین اثربخشی حفاظتی سپرهای دولایه با مدت زمان اختلاط 10 دقیقه در ضخامت های 6، 8 و 10 میلی متر به ترتیب 99/41 ، 45/45 و 25/43 درصد بود. این مقادیر در مدت زمان اختلاط 66 دقیقه به ترتیب به 30/54، 07/62 و 34/66 درصد افزایش یافت.
نتیجه گیری: در این مطالعه اثربخشی حفاظتی سپرهای دو لایه کم تر از سپرهای تک لایه به دست آمد. اگرچه افزایش مدت زمان اختلاط موجب بهبودی اثربخشی حفاظتی در سپرهای تک و دولایه گردید اما نتوانست موجب افزایش اثربخشی سپرهای دولایه نسبت به سپرهای تک لایه گردد. هم چنین افزایش مدت زمان اختلاط در سپرهای دولایه نشان داد ، در این سپرها با افزایش ضخامت ، اثربخشی حفاظتی کاهش یافت. به نظر می رسد در این مطالعه استفاده از سپرهای هم جنس در تهیه سپرهای دولایه منجر به افزایش عمق نفوذ و انعکاس های متوالی و در نهایت کاهش چشم گیر اثربخشی حفاظتی در سپرهای دو لایه نسبت به تک لایه شده باشد. پیشنهاد می گردد در پژوهش های آینده ، سایر مطالعات در خصوص بهبود اثربخشی حفاظتی این دسته از سپرهای دولایه صورت گیرد.
محمد جواد جعفری، حسن اصیلیان مهابادی، غلام حیدر تیموری، محسن عطار، سهیلا خداکریم،
دوره 8، شماره 3 - ( 6-1397 )
چکیده
مقدمه: افراد شاغل در معادن روباز، غالباً در فصول گرم سال در معرض استرس گرمایی شدید قرار دارند. برای ارزیابی استرس گرمایی از شاخص های متعددی استفاده می شود که یکی از آن ها شاخص ناراحتی می باشد. هدف از انجام این مطالعه ارزیابی شاخص گرمایی ناراحتی اصلاح شده و بررسی ارتباط استرس گرمایی موجود در محیط کاری با پارامترهای فیزیولوژیکی بدن کارگران معدن روباز می باشد.
روش کار: این مطالعه مقطعی بر روی 120 نفر نمونه مرد شاغل در یک معدن روباز در تابستان 1393 انجام گرفت. پارامترهای فیزیولوژیکی افراد شامل دمای عمقی، دمای پوست، ضربان قلب و فشار خون سیستولیک و دیاستولیک براساس استاندارد ISO9886 اندازه گیری شد. متغیرهای محیطی در طول شیفت کاری و نیز به طور هم زمان با پارامترهای فیزیولوژیکی اندازه-گیری و ثبت شدند. شاخص های گرمایی ناراحتی اصلاح شده و دمای تر گویسان با استفاده از فرمول محاسبه گردید و با استفاده از نرم افزار SPSS22 مورد تجزیه و تحلیل آماری انجام گرفت.
یافته ها: بر اساس معیار غربال گری شاخص ناراحتی، حدود 29 درصد افراد سطح متوسط، 68 درصد افراد سطح شدید و 5/2 درصد افراد سطح خیلی شدید مواجهه با استرس گرمایی را تجربه کردند و سطح سبک مواجهه با استرس گرمایی در افراد مشاهده نشد. شاخص ناراحتی با شاخص استاندارد ایزو ارتباط معناداری نشان داد. هم چنین بین شاخص ناراحتی و پارامترهای فیزیولوژیکی هم بستگی معناداری وجود داشت (001/0>P) و بیش ترین هم بستگی مربوط به دمای عمقی با مقدار 589/0 به دست آمد.
نتیجه گیری: درصد بالایی از کارگران معدن بر اساس معیارهای شاخص MDI در معرض خطر استرس گرمایی قرار داشتند، شاخص ناراحتی ارتباط متوسطی با پارامترهای فیزیولوژیکی کارگران معدن روباز داشت و با شاخص استاندارد WBGT ارتباط قابل قبولی نشان داد.
فرشاد ندری، علی خوانین، فرحناز خواجه نصیری، مسعود قنبری کاکاوندی، زهره مظاهری،
دوره 9، شماره 2 - ( 3-1398 )
چکیده
مقدمه: نظر به این که صدا و ارتعاش از شیوع بالایی درمحیط های کاری برخوردار بوده و مطالعات قبلی بیش تر به تاثیرات شنوایی و اسکلتی عضلانی این دو عامل پرداخته اند، این مطالعه با هدف تعیین نقش حفاظتی عصاره دارچین بر سطح هورمونهای جنسی، وزن بدن و وزن بیضه رت نر بالغ مواجهه یافته با صدا و ارتعاش انجام پذیرفت.
روش کار: 64 سر موش صحرایی نر بالغ نژاد ویستار در قالب 8 گروه به صورت اول کنترل، دوم دریافت عصاره دارچین(دوز 75 میلی گرم بر کیلوگرم)، سوم در معرض صدا(تراز 100 دسی بل)، 8 ساعت در روز(7:00-23:00)، چهارم در معرض صدا و دریافت عصاره دارچین، پنجم در معرض ارتعاش تمام بدن(شتاب ارتعاشی 1 متر بر مجذورثانیه)، 8 ساعت در روز(7:00-23:00)، ششم در معرض ارتعاش تمام بدن و دریافت عصاره، هفتم مواجهه با صدا و ارتعاش، 8 ساعت در روز(7:00-23:00) و هشتم مواجهه با صدا و ارتعاش و دریافت عصاره از طریق گاواژ تقسیمبندی شدند. پس از 50 روز، از رت ها خون گیری شد و سطح هورمون های LH، FSH و تستوسترون با کیت های مخصوص الایزا تعیین و در ادامه بیضهها جهت تعیین پارامترهای وزنی از بدن حیوان خارج گردید. تحلیل دادهها با نرمافزار SPSS انجامپذیرفت.
یافته ها: در این مطالعه عامل صدا بر سه هورمون LH، FSH و تستوسترون اثر کاهشی در حالی که ارتعاش تمام بدن صرفاً بر هورمون تستوسترون اثر کاهشیداشت(P<0.05). ترکیب دو عامل صدا و ارتعاش توانست با گروه کنترل با هورمونهای LH و تستوسترون اختلافمعنادار ایجاد نماید(P<0.05). سه عامل صدا، ارتعاش تمام بدن و ترکیب آن ها توانست در متغیر وزن نهایی بدن با گروه کنترل اختلافمعنادار حاصل نماید(P<0.05). عصاره دارچین توانست سطح سه هورمون جنسی را نسبت به گروه کنترل افزایش دهد(P<0.05).
نتیجه گیری: عصاره دارچین (به دلیل خواص آنتیاکسیدانی) بر سطح هورمون های جنسی رت های در معرض عوامل زیانآور صدا و ارتعاش اثر حفاظتی داشته و مطالعات بیش تر جهت تعیین مکانیسم دقیق عصاره دارچین در دوزهای متنوع در نمونه های انسانی و حیوانی پیشنهاد می گردد.
حمیده پیرامی، زهرا زمانیان، فائزه عباسی بلوچخانه، یونس مهری فر، فاطمه کشی زاده،
دوره 9، شماره 2 - ( 3-1398 )
چکیده
مقدمه: سندرم تونل کارپال به دنبال تحت فشار قرارگرفتن عصب مدیان در تونل کارپال مچ دست بروز می کند.عوامل شغلی مانند حرکات تکراری دست و انگشتان و انحراف مکرر مچ دست در ایجاد این سندرم تاثیر گذارند. کیفیت زندگی دربرگیرنده مفهوم چند بعدی از توانایی عمل کرد جسمی و روحی -روانی فرد می باشد. مطالعه حاضر با هدف بررسی شیوع CTS و تاثیر آن بر کیفیت زندگی افراد تایپیست در تهران انجام شد.
روش کار: این مطالعه توصیفی -تحلیلی مقطعی در سال1396 روی 363 تایپیست در 50 موسسه تایپ در تهران انجام شد. اطلاعات با پرسش نامه ویژگی های دموگرافیک-شغلی، بوستون(BQ)، کیفیت زندگی(SF36) و مقیاس بصری درد (VAS) جمع آوری گردید. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS22، آزمون تحلیل واریانس یک طرفه (ANOVA) و هم بستگی پیرسون آنالیز شدند.
یافته ها: از 363 نفر جمعیت مورد مطالعه، 215 نفر زن(23/59%) و 148 نفر مرد(77/40%) با میانگین سنی 58/12±37 سال بودند. در بین کل تایپیست ها 51 نفر (05/14%) درگیری دست یک طرفه و 312 نفر (95/85%) درگیر دست دوطرفه گزارش کردند. نتایج شیوع علایم CTS در زنان را بیش تر از مردان نشان داد. مقدار ضریب هم بستگی پیرسون (783/0-613/0) هم بستگی متوسط تا قوی معناداری بین مقیاس های شدت علایم(SSS)، وضعیت عمل کردی(FSS) و مقیاس بصری درد(VAS) در تایپیست های مورد مطالعه نشان داد(05/0>p). هم چنین بین BMI ≥ 25 Kg/m2با SSS و FSS در تایپیست ها هم بستگی قوی و معناداری مشاهده شد. در این مطالعه علایم CTS تاثیرمنفی معناداری بر بعد جسمانی کیفیت زندگی تایپیست ها نشان داد اما بعد روانی کیفیت زندگی تحت تاثیر این علایم قرار نگرفته است.
نتیجه گیری: با توجه به شیوع بالای علایم CTS در تایپیست ها که مدت زمان زیادی با کامپیوتر کار می کنند و وجود رابطه معنادار بین علایم CTS و نمره کیفیت زندگی در این گروه شغلی، توجه بیش تر به این افراد، طراحی صحیح ابزار کار و انجام مطالعات بیش تر در این زمینه پیشنهاد می گردد.