جستجو در مقالات منتشر شده


کاربران عمومی فقط به فهرست مقالات منتشر شده دسترسی دارند.
5 نتیجه برای موضوع مقاله:

فریده گلبابایی، محسن امیدوار، فرشته نیرومند،
دوره 8، شماره 4 - ( 10-1397 )
چکیده

مقدمه: فعالیت درمحیط‌های گرم و شرایط جوی نامناسب، می‌تواند به بیماری‌های ناشی از گرما و حتی در مواردی به مرگ منجر شود. ارزیابی ریسک استرس گرمایی در این محیط ها از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد. از آنجایی که عوامل مختلفی بر استرس گرمایی موثر می باشند، لذا بایستی از شاخصی استفاده نمود که بازتاب دهنده اثر تمام این عوامل باشد.
روش کار: ابتدا یک تیم 5 نفره از متخصصین تشکیل شد. سپس با استفاده از روش تجزیه و تحلیل سلسله مراتبی فازی(FAHP) اهمیت هر یک از متغیرها مشخص گردید. در مرحله بعد با استفاده از روش فازی تاپسیس (FTOPSIS)، 5 ایستگاه کاری موجود در فرایند ریخته گری فلزات مورد ارزیابی قرار گرفته و ریسک ناشی از استرس گرمایی در آنها اولویت بندی گردید. در انتها نیز، جهت بررسی میزان ارتباط نتایج روش پیشنهادی با شاخص WBGT از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد.
یافته ها: اوزان مربوط به سه متغیر اصلی شامل ویژگی کار(C1)، محیط(C2) وکارگر(C3) به ترتیب برابر با 279/0، 526/0 و 195/0 برآورد گردیدند. 5 ایستگاه کاری شامل ایستگاه جمع آوری و تخلیه ضایعات، کوره ذوب، بخش ذوب ریزی و قالب گیری، پرداخت قطعات و انبارقطعات به ترتیب اولویتهای ریسک 4=S1، 2=S2، 1=S3، 3=S4 و5=S5 را بدست آوردند. ضریب همبستگی پیرسون بین شاخص شباهت و WBGT برابر با 97/0 محاسبه گردید.
نتیجه گیری: از بین سه متغیر اصلی دخیل در استرس گرمایی، متغیر "محیط کار" بیشترین اهمیت را در ارزیابی ریسک دارا می باشد و لذا بیشترین تلاش بایستی در کنترل این متغیر متمرکز گردد. روش ارائه شده در این مطالعه توانایی ارزیابی همزمان متغیرهای کیفی و کمی موثر بر استرس گرمایی را دارا بوده و عدم قطعیتهای موجود در فرآیند ارزیابی ریسک را با تکیه بر مجموعه های فازی به حداقل می رساند.
پروین سپهر، موسی جباری، حسن صادقی نائینی، علی صالحی سهل آبادی، منصور ضیائی، وحید احمدی مشیران، مریم احمدیان، یونس مهری فر،
دوره 14، شماره 3 - ( 7-1403 )
چکیده

مقدمه: هارنس ایمنی نقش مهمی در جلوگیری از سقوط از ارتفاع دارد. هدف این مطالعه شناسایی علل عدم استفاده از هارنس ایمنی کار در ارتفاع  و بررسی میزان راحتی، رضایت و قابلیت استفاده هارنس های ایمنی با ابزار محقق ساخته در بین کارگران ساختمانی شهر تهران بود.
روش کار: بدین منظور مصاحبه نیمه ساختار یافته ای با کارگران ساختمانی به منظور تعیین عوامل موثر بر عدم استفاده از هارنس انجام گردیده و داده ها وارد نرم افزار10 MAXQDA شد. سپس با توجه به نتایج حاصله که نشان دهنده نارضایتی کارگران از هارنس های موجود بود، میزان راحتی، رضایت و قابلیت استفاده از هارنس با استفاده از پرسشنامه SHUCAT تعیین شد.   
یافته ها: علل عدم استفاده از هارنس ایمنی در 4 گروه شامل عوامل مدیریتی، نگرشی، راحتی و طراحی هارنس و 27 زیر گروه شناسایی شد. میانگین رضایت و راحتی افراد از هارنس های ایمنی 25/6±8/26  بود که نشان می دهد افراد در استفاده از هارنس های ایمنی احساس راحتی و رضایت ندارند. میانگین قابلیت استفاده از هارنس های ایمنی نیز
  60/5 ±70/38 بود که نشان دهنده عدم کاربردپذیری  هارنس میباشد.
نتیجه گیری: طراحی مناسب هارنس ایمنی می تواند باعث افزایش راحتی و رضایت کارگران از هارنس گردیده و نهایتاً باعث افزایش تمایل به استفاده از هارنس گردد. نظرات کاربران و متخصصین می تواند به رفع نقص های موجود در هارنس ها  کمک نموده و منجر به طراحی محصولی بهتر گردد.
حکیمه واحدپرست، صدیقه پیکار، فرحناز کمالی، راضیه باقرزاده،
دوره 15، شماره 3 - ( 7-1404 )
چکیده

مقدمه: تعارض کار-خانواده می تواند در همه شاغلین به ویژه زنان پرستار که شرایط شغلی خاص دارند، منجر به پیامدهای منفی از جمله دیسترس روانشناختی شود؛ اما این مسئله که کدام جنبه از تعارض کار-خانواده و با چه سازوکاری می‌تواند بیشترین نقش را در ایجاد دیسترس روانشناختی داشته باشد، مورد بررسی قرار نگرفته است. پژوهش حاضر با هدف تعیین ارتباط مؤلفه‌های تعارض کار-خانواده با دیسترس روانشناختی در پرستاران زن استان بوشهر انجام شد. 
روش کار: مطالعه توصیفی-تحلیلی حاضر در سال 1400، روی 277 پرستار زن شاغل در بیمارستان‌های دولتی استان بوشهر با نمونه‌گیری در دسترس انجام شد. داده‌ها با فرم مشخصات جمعیت‌شناختی و شغلی، پرسشنامه‌های تعارض کار-خانواده و دیسترس روانشناختی جمع‌آوری شد. برای پاسخ به فرضیات پژوهش از تحلیل مسیر استفاده شد.   
یافته ها: دو مؤلفه تعارض کار-خانواده یعنی «تداخل کار با زندگی فردی و خانوادگی» و  «تداخل زندگی خانوادگی با کار» بر دیسترس روانشناختی اثر مستقیم و معنی‌دار داشتند (05/0> P). «تداخل کار با زندگی فردی و خانوادگی» در ارتباط بین «تسهیلات و حمایت ناکافی» و  دیسترس روانشناختی نقش میانجی داشت (05/0> P). اثر میانجی «نارضایتی خانواده» در ارتباط بین «تداخل کار با زندگی فردی و خانوادگی» با دیسترس روانشناختی معنی‌دار نبود (05/0

نتیجه گیری: «تداخل کار با زندگی فردی و خانوادگی» و «تداخل زندگی خانوادگی با کار» بطور مستقیم باعث دیسترس روانشناختی می‌شود. همچنین «حمایت و تسهیلات ناکافی» می تواند با افزایش «تداخل کار با زندگی فردی و خانوادگی» باعث دیسترس روانشناختی در زنان پرستار شود. برنامه‌ریزی برای افزایش اقدامات حمایتی در محیط کار و زندگی می‌تواند به کاهش تعارض کار-خانواده و در نتیجه کاهش دیسترس روانشناختی در زنان پرستار کمک نماید.
 


کاظم صمیمی، اسماعیل زارعی، محسن امیدوار، جواد قیاسی، پرهام عظیمی، مصطفی پویاکیان،
دوره 15، شماره 3 - ( 7-1404 )
چکیده

مقدمه: ارزیابی ریسک حریق در مخازن ذخیره‌سازی نفت با چالش‌هایی مانند داده‌های ناقص، متناقض و نامطمئن و به‌ویژه محدودیت شواهد تجربی روبرو است. مطالعات قبلی مبتنی بر شبکه های بیزی بر پایه مقادیر نقطه‌ای اغلب در بازتاب تردیدهای کارشناسان و عدم قطعیت شناختی ناکام می‌مانند. این مطالعه با هدف توسعه و ارزیابی یک چارچوب ترکیبی نوآورانه بر پایه تلفیق نظریه دمپستر-شافر (DST) و شبکه‌های بیزی (BN) انجام شده است تا قابلیت اطمینان ارزیابی ریسک حریق را از طریق در نظر گرفتن میزان «تردید کارشناسان در احتمال وقوع رویدادهای پایه» در چنین محیط‌های صنعتی بهبود بخشد.
روش کار: روش پیشنهادی از نظریه دمپستر-شافر برای مدل‌سازی عدم قطعیت کارشناسی از طریق احتمالات بازه‌ای (اعتماد - مقبولیت) استفاده می‌کند و شبکه‌های بیزی را برای به‌روزرسانی پویا و دینامیک روابط علّی با ورود اطلاعات جدید به کار می‌گیرد. در این مطالعه ترکیب پیچیده نظرات شواهد متعدد با رویکرد DST  از طریق طراحی کدهای محاسباتی در نرم افزارRstudio  انجام شده است. مطالعه موردی بر اساس روش پیشنهادی در یک مجتمع انبار فرآورده های نفتی در سال 1403 پیاده سازی شده است.  
یافته ها: چارچوب ترکیبی DST-BN توانایی برتر خود را در ادغام داده‌های ناقص و متناقض کارشناسان نشان داد و از اعتماد مبالغه آمیز ناشی از برآوردهای نقطه‌ای مربوط به احتمال وقوع رویدادهاجلوگیری کرد. احتمالات بازه‌ای نمایش‌های قابل‌اطمینان‌تری از عدم قطعیت شناختی ارائه دادند و از طرفی تلفیق BN امکان مدل‌سازی علّی قابل ردیابی و قابل به روزرسانی را فراهم کرد. راه‌حل محاسباتی ارائه‌شده کاربرد عملی DST با چند کارشناس را امکان‌پذیر و قدرت ارزیابی ریسک را تقویت نمود.
نتیجه گیری: این پژوهش یک روش ترکیبی مؤثر بر پایه DST-BN برای ارزیابی ریسک حریق در مخازن نفتی با سقف ثابت ارائه می‌دهد که دقت و قابلیت اطمینان را در محیط‌های صنعتی پیچیده بهبود می‌بخشد. با رفع نواقص روش‌های مبتنی بر مقادیر نقطه‌ای و تسهیل مشارکت چندین کارشناس، این چارچوب استنتاج‌های احتمالاتی شفاف‌تر و قابل دفاع‌تر ارائه می‌کند. مطالعات آینده می‌توانند بر یکپارچه‌سازی داده‌های لحظه‌ای حسگرها و سامانه‌های تصمیم‌یار مبتنی بر هوش مصنوعی برای تقویت بیشتر توان ارزیابی پویا متمرکز شوند.
محمدرضا حیدرزاده، اردوان فرزین‌پور، سیدجعفر عصمت ساعتلو، محسن امیدوار، سیامک عباس‌پور، اکبر رضایی، علی زینبی، سجاد زارع،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1405 )
چکیده

مقدمه: کاهش شنوایی ناشی از صدا (NIHL) یکی از نگرانی‌های اساسی در حوزه سلامت شغلی است. قرارگیری طولانی‌مدت در معرض صدا، نه‌تنها موجب آسیب شنوایی شده بلکه باعث ایجاد سایرعوارض فیزیولوژیکی سیستمیک نیز می شود. در این پژوهش، از دو توانمندی پیش‌بینی و تشخیصی شبکه‌ بیزی (BN) جهت بررسی تعاملات پیچیده بین علل بروز NIHL و پیامدهای مواجهه با سروصدا استفاده شد.  
روش کار: در این مطالعه مقطعی، داده‌های ۸۲۸ کارگر پتروشیمی (شامل اطلاعات دموگرافیک، شنوایی‌سنجی، صداسنجی، شاخص‌های هماتولوژیک و بیوشیمیایی) از سوابق پزشکی و اندازه‌گیری‌های محیط کار استخراج گردیده و پیش‌پردازش شدند. در مرحله بعد، مدل استنتاجی شبکه بیزی با استفاده از الگوریتم Bayesian Search ساخته شد که امکان استنتاج رو به جلو (FI ، پیش‌بینی) و استنتاج معکوس (BI، تشخیصی) را فراهم کرد. برای ارزیابی اعتبار مدل از منحنی‌های ROC  و تحلیل حساسیت استفاده شد.    
یافته ها: نتایج FI نشان داد که مواجهه با تراز SPL بالاتر از ۸۵دسی‌بل، خطر بروز NIHL شدید (سطح هشدار) را از ۹% به ۵۷% ، احتمال فشار خون سیستولیک بالا، قند خون ناشتا بالاتر از 100 mg/dL، و کلسترول تام بالاتر از 200 mg/dL را به ترتیب از ۶% به۱۰ %، از ۸% به ۱۸% ، از ۵% به ۹% افزایش می دهد. با ایجاد شاهد همزمان برای شرایطی نظیر SPL بالا، سابقه کار بالا و اشتغال در واحدهای پرصدا، احتمال NIHL شدید به بیش از ۷۰% افزایش یافت که با خطرات تجمعی متابولیک نیز همراه بود. BI نشان داد که مشاهده NIHL شدید، احتمال مواجهه پیشین با SPL بالا یا مرزی را به‌طور معناداری افزایش می‌دهد. افزون برآن، شاخص‌های متابولیکی مانند TG و FBS با احتمال مواجهه با صدا (حتی در ترازهای پایین‌تر از حدود اقدام) ارتباط مثبت نشان دادند.  
نتیجه گیری: شبکه‌های بیزی چارچوبی قدرتمند برای شناسایی و مدلسازی وابستگی‌های احتمالی مستقیم و غیرمستقیم بین مواجهه شغلی با سروصدا و پیامدهای سلامت در محیط‌های صنعتی فراهم می‌کنند. توانایی BN در استنتاج BI و FI، تشخیص پیش‌بینانه، پایش سلامت، و طراحی راهبردهای پیشگیرانه هدفمند را در مدیریت سلامت شغلی تقویت می‌کند.

 

صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به بهداشت و ایمنی کار می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb