جستجو در مقالات منتشر شده


کاربران عمومی فقط به فهرست مقالات منتشر شده دسترسی دارند.
6 نتیجه برای موضوع مقاله:

مهران امیری، مهدی مهاجری،
دوره 7، شماره 2 - ( 3-1396 )
چکیده

مقدمه: ایمنی در کارگاه های ساختمانی نه‌تنها نیازمند اجرای قوانین و دستورالعمل های اجرایی است، بلکه نیازمند وجود فرهنگ ایمنی در کلیه افراد شاغل در کارگاه ها می باشد. فرهنگ ایمنی عاملی است که به‌موجب آن تمامی کارکنان، متعهد می شوند تا سهم مثبتی در ایمنی خود و همکارانشان داشته باشند. ازاین‌رو هدف از این مطالعه، شناسایی عوامل فرهنگ ایمنی و رتبه‏بندی مشاغل در کارگاه ها ازنظر فرهنگ ایمنی به‌منظور فراهم آوردن زمینه بهبود وضعیت ایمنی و ارتقای فرهنگ ایمنی در پروژه های بلندمرتبه‌سازی است.

روش کار: در این مطالعه توصیفی- تحلیلی، ابتدا معیارهای فرهنگ ایمنی در پروژه های ساختمانی از طریق مطالعه ادبیات موضوع شناسایی شد. سپس 8 معیار فرهنگ ایمنی با استفاده از روش تحلیل سلسله مراتبی فازی وزن دهی و درنهایت با استفاده از روش تاپسیس فازی، ده شغل مختلف کارگاه های بلندمرتبه‌سازی ازنقطه‌نظر فرهنگ ایمنی، رتبه‌بندی گردیدند.

یافته ها: نتایج رتبه‌بندی معیارها نشان داد که مهم‌ترین معیارها، نگرش ایمنی، نظارت بر ایمنی، سیاست سازمان و آموزش ایمنی می‌باشند. هم‌چنین در پروژه های بلندمرتبه‌سازی، مشاغل سرپرست کارگاه و ناظر، بالاترین فرهنگ ایمنی را به خود اختصاص داده و کارگران ساده از این نظر در پایین‌ترین سطح قرار دارند.

نتیجه گیری: در این مطالعه، پس از ارزیابی فرهنگ ایمنی مشاغل مختلف ساختمانی با روش ترکیبی
 FTOPSIS-FAHP، نتایج با تحقیقات قبلی مقایسه شد و مشخص گردید که یافته‌ها با نتایج پژوهش‌های پیشین هم‌خوانی قابل‌قبولی دارد. از سوی دیگر پایین بودن فرهنگ ایمنی کارگران ساده ساختمانی در بین مشاغل، نشان‌گر ضعف در آموزش و نگرش ایمنی است. لذا به‌منظور ایجاد یک فرهنگ ایمنی مثبت در کارگران، باید روی عواملی ازجمله نظارت بیش‌تر و آموزش ایمنی سرمایه‌گذاری نمود.


مهران امیری، عبداله اردشیر، علی عباسی،
دوره 8، شماره 4 - ( 10-1397 )
چکیده

مقدمه: ایمنی در محل کار یک موضوع مهم بوده و عدم استفاده از روش‌های مؤثر و کارآمد مدیریت ایمنی بر مبنای مطالعات علمی، همواره هزینه های بالایی را به صنعت ساخت‌وساز تحمیل می کند. با ارزیابی ریشه ای حوادث و تعیین عوامل اولیه تأثیرگذار در وقوع حوادث، می توان با صرف حداقل زمان و هزینه از رخداد حوادث جلوگیری نمود.
روش کار: در ابتدا حوادث عمده در پروژه های راه‌سازی با انجام مصاحبه و مطالعه ادبیات موضوع، شناسایی شد. سپس، درخت خطای مربوط به هر یک از این ریسک‌های اصلی ترسیم گردید. در مرحله بعد، پرسش نامه‌ای به‌منظور محاسبه احتمال وقوع و شدت اثر هر نوع حادثه تهیه و توزیع شد. با توجه به وجود عدم قطعیت در واژه‌های زبانی، از منطق فازی در محاسبات بهره گرفته شد. جهت محاسبه احتمال وقوع، از تحلیل درخت خطای فازی استفاده شد و به‌منظور تعیین شدت اثر هر نوع حادثه، درجه اهمیت هر معیار با استفاده از فرآیند تحلیل سلسله مراتبی فازی تعیین گردید. درنهایت ریسک فاکتور برای هر نوع حادثه محاسبه و ریسک‌ها رتبه‌بندی شدند.
یافته ها: در بین یازده نوع حادثه موردبررسی، حوادث مربوط به سنگ شکن و کارخانه آسفالت، حوادث ترافیکی، گرمازدگی و عدم رعایت بهداشت و تصادف افراد با ماشین‌آلات به‌عنوان مهم‌ترین ریسک‌ها شناسایی شدند.
نتیجه گیری: با استفاده از نتایج حاصل از این تحقیق می توان با اعمال روش‌های مؤثر مدیریت ایمنی، نسبت به کاهش احتمال وقوع عوامل ریشه‌ای حوادث و درنتیجه تعدیل ریسک آن‌ها اقدام نمود.
علی جعفری، محمدرضا منظم اسمعیل‌پور، علی خوانین، مائده لشگری، سیدعلی قریشی،
دوره 13، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده

مقدمه: جاذب‌های آکوستیکی رشتۀ چوب - سیمان (WWCPs) موادی هستند که در کنار کاربردهای آکوستیکی به‌عنوان عایق‌های گرما، انرژی و رطوبت نیز مصرف دارند. پژوهش پیش رو جهت طراحی، ساخت و تعیین تأثیر پارامترهای اساسی تولید و عرضه این محصول یعنی ضخامت و دانسیته بالک بر روی ضریب جذب صدا در دو بازه فرکانسی پائین و بالا انجام شد.
روش کار: مراحل ساخت نمونه شامل آماده‌سازی و ترکیب مواد اولیه، قالب‌گیری با استفاده از قالب‌های منطبق با قطر لوله‌های امپدانس و نهایتاً خروج از قالب و خشک‌سازی می‌باشد. نمونه‌ها در دو ضخامت 2 و 4 سانتی‌متر و سه دانسیته بالک 400، 500 و 600 کیلوگرم بر مترمکعب ساخته شدند. اندازه‌گیری ضریب جذب آکوستیکی بر اساس استاندارد ISO 10534-2 انجام شد.  
یافته ها: بر اساس یافته‌های این پژوهش در بازه فرکانسی پائین، افزایش ضخامت از 2 به 4 سانتی‌متر، افزایش ضریب جذب به مقدار 0.16 و 0.23 در فرکانس 500 هرتز را به ترتیب برای دانسیته‌های 400 و 500 کیلوگرم بر مترمکعب به دنبال داشت. در بازه فرکانسی بالا نیز افزایش ضخامت موجب اضافه شدن یک پیک جذبی و بالا رفتن مقدار این پیک‌های جذب تا 0.92 شد. در نمونه‌های با ضخامت 4 سانتی‌متر، با افزایش دانسیته بالک از 400 به 600 کیلوگرم بر مترمکعب، پیک جذب در بازه فرکانسی پائین به مقدار 0.4 افزایش یافت. این افزایش دانسیته در ضخامت 2 سانتی‌متر و بازه فرکانسی بالا نیز پیک جذب را به مقدار 0.26 افزایش داد.
نتیجه گیری: جاذب‌های WWCPs جزو معدود جاذب‌های آکوستیکی هستند که از قابلیت تولید انبوه در کنار زیبایی ظاهری و ویژگی‌های مکانیکی قابل‌قبول برخوردار هستند. افزایش ضخامت این نوع جاذب، جذب آن‌ها را در هر دو بازه فرکانسی بالا و پائین افزایش می‌دهد. با افزایش دانسیته بالک البته تا حدود 500 کیلوگرم بر مترمکعب نیز کارایی جذب در هر دو رنج فرکانسی بهبود می‌یابد.

 
ندا مهدوی، حسن ختن‎لو، مهدی درویشی، جواد فردمال، ایمان دیانت، رشید حیدری مقدم،
دوره 13، شماره 2 - ( 4-1402 )
چکیده

مقدمه: خستگی جسمانی از مهمترین ریسک‌فاکتورهای آغازگر اختلالات اسکلتی-عضلانی در محیط‌های کاری است که هزینه‌های جانی و مالی زیادی در پی داشته است. تأثیر ریسک‎فاکتورهای جسمانی/ بیومکانیکی، روانی-اجتماعی، محیطی و فردی بر خستگی عضلانی انکار ناپذیرست. هدف این مطالعه مدل‌سازی پدیده خستگی عضلانی (به عنوان خروجی) ناحیه دست در محیط‌های کاری واقعی بر اساس این ریسک‌فاکتورها (به عنوان ورودی) با استفاده از روش‌های نرم محاسباتی است.
روش کار: در گام اول ریسک‌فاکتورهای موثر بر خستگی ۱۵۶ آزمودنی در سه شغل با نیازمندی‌های جسمانی متفاوت اندازه‌گیری شد. این ۱۲ریسک‌فاکتورها با پرسشنامه‌های محیطی، روانی-اجتماعی کوپنهاگ، دموگرافیک و ابزار Man-TRA  استخراج شدند. سپس جهت اندازه‌گیری خستگی با داینامومتر و شتاب‌سنج سه-محوره به ترتیب از معادله Roman-Liu و میانگین مجذور دامنه امواج شتاب استفاده شد. در نهایت با توجه به ماهیت ریسک‌فاکتورها و پدیده خستگی از ۶ دسته (۲۴روش) یادگیری ماشین نظارت‎شده مبتنی بر طبقه‎بندی و با کمک نرم‌افزار  ،(MatLab R۲۰۱۷b, The Mathworks Inc., MA, U.S.A.) MatLab برای برازش مدل‎ها استفاده شد.  
یافته ها: بهترین مدل‌های برازش‎ شده در نیمه اول و دوم شیفت کاری، با استفاده از روش‎های ماشین بردار پشتیبان حاصل شد. ریسک‌فاکتورهای جسمانی بیشترین تأثیر را بر خستگی جسمانی داشتند. پس از فیلتر نمودن ریسک‌فاکتورهای کم‌اولویت، در نیمه اول شیفت کاری بهینه‎ترین مدل صحت %۷۱/۸، دقت %۷۲/۵، حساسیت %۷۶/۹، ویژگی %۷۰/۸ و قدرت افتراق برابر با %۷۳ و در نیمه دوم شیفت کاری با صحت، دقت، حساسیت و ویژگی به ترتیب برابر با %۶۰/۳، %۵۷/۵، %۵۰ و %۴۶/۹ و قدرت افتراق در حدود %۶۲ به دست آمد.
نتیجه گیری: مدل‌های برازش شده برای خستگی دست در هر دو بخش شیفت عملکرد قابل قبولی داشتند، اما همچنان قابلیت بهینه‎تر شدن را دارا هستند. لذا ضروری‌ست، مطالعات آینده ضمن ارتقای کیفی داده‌های ورودی و خروجی، سایر ابعاد مؤثر بر خستگی همچون بار کاری شناختی، نوع شیفت کاری و غیره را در مدل‌ها لحاظ کنند.

زهره شرعی، قربانعلی عباسی دره بیدی،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده

مقدمه: سلامت کارکنان‌یک پیش‌بینی کننده مهم بهره‌وری سازمان است لذا هدف از این پژوهش بررسی تأثیر منتورینگ معکوس و بازآفرینی شغل بر سلامت روانی و جسمی با نقش میانجی عجین شدن با کار بود.
روش کار: این پژوهش از نوع توصیفی پیمایشی با محوریت کاربردی بود که به‌صورت مقطعی و با استفاده از روش‌های پیمایشی برای جمع آوری داده‌ها انجام شد. جامعه آماری شامل 330 نفر از کارکنان شرکت فولاد امیرکبیر کاشان می‌باشد. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 180 نفر و از روش نمونه گیری تصادفی ساده استفاده شد. داده‌ها با استفاده از پرسشنامه استاندارد شده با 63 سؤال جمع آوری شد. روایی پرسشنامه از طریق آزمون روایی همگرا و واگرا تأیید شد و پایایی آن با آلفای کرونباخ تأیید شد که برای همه متغیرها از 7/0 فراتر رفت. تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از آمار توصیفی (SPSS) و آمار استنباطی (PLS) انجام شد.  
یافته ها: نتایج نشان داد که منتورینگ معکوس بر سلامت روانی و سلامت جسمی تأثیر منفی معنادار دارد 
(P < 0.001) . بازآفرینی شغل بر سلامت روانی (P < 0.001) و سلامت جسمی (P = 0.001) تأثیر منفی معنادار دارند. عجین شدن در کار، تأثیر منفی منتورینگ معکوس بر سلامت روانی را بیشتر و تأثیر منفی منتورینگ معکوس بر سلامت جسمی را کمتر کرده است (P < 0.001) . همچنین عجین شدن در کار، تأثیر منفی بازآفرینی شغل بر سلامت روانی (P = 0.002) و سلامت جسمی (P < 0.001) را در بین کارکنان و مدیران شرکت فولاد امیرکبیر کاشان کاهش داده است.
نتیجه گیری: نتایج نشان می‌دهند که مدیران با پیاده‌سازی شیوه‌های منتورینگ معکوس و بازآفرینی شغل می‌توانند میزان عجین شدن با کار را کنترل کنند و با ارتقا سلامت و رفاه کارکنان، بهره‌وری سازمان را حفظ کنند.
روح اله فلاح مدواری، حمیده بیدل، حدیث قجری، زهرا جگری، فاطمه بابایی، میلاد عباسی،
دوره 15، شماره 3 - ( 7-1404 )
چکیده

مقدمه: سروصدای محیط کار یکی از منابع اصلی مشکلات سلامتی است. صنعت کارتن‌سازی با توجه به ماهیت خود و همچنین فرایندهای کاری آن، دارای آلودگی صوتی زیادی می‌باشد که تاکنون به آن پرداخته نشده است. بنابراین این مطالعه با هدف بررسی تاثیر آزردگی صوتی بر سطح اضطراب در کارگران صنعت کارتن‌سازی انجام شد.
روش کار: شرکت‌کنندگان در مطالعه 60 نفر از کارگران یک شرکت کارتن‌سازی بودند که بر اساس مواجهه صوتی به دو گروه مواجهه (تراز صوتی بیش از 85 دسی‌بل) و کنترل (تراز صوتی کمتر از 85 دسی‌بل) تقسیم شدند. مواجهه صوتی افراد در محل کار مطابق با استاندارد ISO 9612:2009 و با استفاده از دزیمتر TES-1354 اندازه‌گیری شد. سطوح اضطراب با استفاده از پرسشنامه اضطراب اسپیلبرگر (STAI) ارزیابی شد، در حالی که آزردگی صوتی با استفاده از یک مقیاس آنالوگ بصری 100 درجه ای اندازه گیری شد. تحلیل آماری با استفاده نرم افزار آماری STATA انجام شد.  
یافته ها: میانگین سنی و سابقه کاری افراد مورد مطالعه به ترتیب، 78/35 و 78/10 سال به دست آمد. نتایج نشان داد که تفاوت معنی‌داری (P-value <0.05) در میانگین نمره آزردگی صوتی وجود دارد. بطوریکه میانگین نمره آزردگی صوتی در گروه مواجهه به طور قابل توجهی بالاتر (03/88) از گروه غیرمواجهه (6/47) بود. میانگین نمرات اضطراب در گروه مواجهه و کنترل به ترتیب 81/106 و 6/101 به دست آمده. علاوه بر این، تجزیه و تحلیل رگرسیون نشان داد که هر واحد افزایش در سطح آزردگی صوتی منجر به افزایش 08/1 برابری در اضطراب در گروه مواجهه می‌شود.
نتیجه گیری: آزردگی صوتی اغلب شایع‌ترین پاسخ روان‌شناختی به مواجهه با صدا است. بنابراین لازم است تا در محیط‌های کاری از جمله صنایع، اقدامات کنترلی مناسب جهت کاهش صدا از جمله طراحی مجدد ایستگاه‌های کاری، شناسایی و کنترل صدا در منبع، استفاده از تکنولوژی یا تجهیزات کنترل صدا نیز پیاده‌سازی شود. 

صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به بهداشت و ایمنی کار می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb