43 نتیجه برای بهداشت
رقیه اسمعلی، الهام اخلاقی پیرپشته، علی عسکری، محسن پورصادقیان،
دوره 15، شماره 3 - ( 7-1404 )
چکیده
مقدمه: هوش مصنوعی (AI) و دیجیتالی شدن در افزایش سلامت و ایمنی شغلی (OHS)، کاهش حوادث محل کار، بهبود شرایط و افزایش بهرهوری سازمانی نقش اساسی دارند. این مطالعه به بررسی تأثیرات، چالشها و فرصتهای این فناوریها در ایمنی محل کار میپردازد.
روش کار: این مطالعه مروری روایتی، با جستجو در پایگاههای Google Scholar، PubMed، IEEE Xplore و ScienceDirect (۲۰۱۳ تا ژانویه ۲۰۲۵) و استفاده از کلیدواژههایی نظیر «هوش مصنوعی در ایمنی شغلی»، انجام شد. از ۱۲۵ مقاله غربالگری شده، ۷۱ مورد بر اساس معیارهای ورود (مقالات فارسی/انگلیسی) انتخاب و با تحلیل محتوای کیفی، چالشها و فرصتها استخراج شدند.
یافته ها: هوش مصنوعی در پیشبینی حوادث، نظارت، بهینهسازی فرآیند و تحلیل چالشهای بهداشت، ایمنی و محیط زیست مورد استفاده قرار گرفته است. با تجزیه و تحلیل دادههای تاریخی و الگوهای خطر، هوش مصنوعی امکان کاهش ریسک پیشگیرانه را فراهم میکند. یادگیری مداوم در مدلهای هوش مصنوعی، دقت پیشبینی و سازگاری محیطی را افزایش میدهد. با این حال، مسائل مربوط به کیفیت دادهها همچنان پابرجاست؛ تکنیکهایی مانند یادگیری انتقالی، راهحلهای بالقوهای ارائه میدهند. اتوماسیون مبتنی بر هوش مصنوعی، خطای انسانی را کاهش میدهد، اما چالشها شامل نگرانیهای اخلاقی و شکافهای زیرساختی هستند.
نتیجه گیری: هوش مصنوعی و فناوریهای دیجیتال از طریق تجزیه و تحلیل پیشبینیکننده و نظارت بلادرنگ، بهداشت حرفهای و ایمنی شغلی را متحول میکنند. برای بهرهبرداری کامل از این مزایا، تلاشهای آینده باید بر پرداختن به مسائل کیفیت دادهها، ایجاد چارچوبهای اخلاقی قوی و توسعه زیرساختهای پیشرفته متمرکز شوند. تحقیقات بیشتر برای پیادهسازی عملی هوش مصنوعی در محیطهای کاری مختلف ضروری است.
پیام خانلری، احمدعلی نوربالا تفتی، فخرالدین قاسمی، شهرزاد قیاسوندیان، کمال اعظم، سید ابوالفضل ذاکریان،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1405 )
چکیده
مقدمه: کارکنان مراقبتهای بهداشتی-درمانی به دلیل عوامل استرسزای مرتبط با شغل، با میزان بالایی از افسردگی و اضطراب مواجه هستند که به رفاه آنها آسیب میرساند و کیفیت مراقبت و ایمنی بیمار را به خطر میاندازد. این مطالعه با هدف ادغام شواهد و بینشهای متخصص/ذینفعان برای شناسایی و اولویتبندی عوامل مؤثر بر سلامت روان کارکنان مراقبتهای بهداشتی، مداخلات هدفمندتر و تخصیص کارآمد منابع را امکانپذیر میسازد.
روش کار: این مطالعه کیفی-رتبهبندی از مصاحبههای نیمه ساختاریافته با مدیران بهداشت حرفهای بیمارستان که به صورت هدفمند نمونهگیری شده بودند، برای شناسایی عوامل مؤثر بر سلامت روان کارکنان مراقبتهای بهداشتی-درمانی استفاده کرد. مصاحبهها ضبط، رونویسی و با استفاده از تحلیل محتوا در MAXQDA تا اشباع تجزیه و تحلیل شدند. سپس عوامل شناسایی شده توسط متخصصان روانشناسی صنعتی سازمانی و روانپزشکان با استفاده از یک نظرسنجی لیکرت پنج امتیازی رتبهبندی شدند.
یافته ها: با دوازده مدیر بهداشت حرفهای مصاحبه شد و 19 متخصص رتبهبندی را تکمیل کردند. 51 عامل در 19 زیرگروه و چهار سطح اصلی سیستم کاری شناسایی شد: فردی (14 عامل)، وظیفه و شغل (16)، سازمانی (12) و خارجی (9). در رتبهبندی، سابقه بیماری روانی مهمترین عامل (میانگین ۴.۳۶) و کار با اتوماسیون کماهمیتترین عامل (۲.۸۴) ارزیابی شد؛ ۱۱ عامل امتیاز بالاتر از ۴ و بسیاری از عوامل امتیاز ۳.۵-۴ کسب کردند.
نتیجه گیری: این مطالعه با استفاده از یک رویکرد مبتنی بر سیستم و نظرات ذینفعان، عوامل مؤثر بر سلامت روان کارکنان مراقبتهای بهداشتی-درمانی را در چهار سطح فردی، وظیفه و شغل، سازمانی و خارجی شناسایی و اولویتبندی کرد و مداخلات هدفمندتر و مبتنی بر شواهد را امکانپذیر ساخت.
فردین احمدخانی، سقراط عمری شکفتیک، رضا کچوئی،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1405 )
چکیده
مقدمه: قارچ ها بهعنوان یکی از عوامل زیستی مهم، تهدیدی جدی برای سلامت کارکنان در صنایع و محیطهای کاری مختلف محسوب میشوند. این مطالعه مروری با هدف بررسی انواع قارچهای آلودهکننده، تأثیرات آنها بر سلامت، و راهکارهای پیشگیری و کنترل در محیطهای کاری انجام شد.
روشکار: این مطالعه بهصورت مروری روایتی طراحی شد و منابع علمی از پایگاههای داده
PubMed، Scopus، Web of Science، و منابع داخلی مانند Magiran و SID در بازه زمانی 2000 تا مارس 2025 بررسی شدند. کلیدواژههایی نظیر «قارچهای آلودهکننده»، «بهداشت شغلی»، و «مایکوتوکسینها» برای جستجو استفاده شد. دادهها بهصورت کیفی تحلیل و در دستهبندیهای موضوعی سازماندهی شدند.
یافتهها: قارچهایی مانند آسپرژیلوس، پنیسیلیوم، کلادوسپوریوم، و استکیبوتریس در محیطهایی با رطوبت بالا، تهویه نامناسب، و مواد آلی فراوان شایع هستند و میتوانند بیماریهای تنفسی، آلرژیها، عفونتهای قارچی، و اثرات سمی مزمن ایجاد کنند. روشهای شناسایی شامل نمونهبرداری هوایی، آنالیز مولکولی، و ارزیابی مایکوتوکسینهاست. راهکارهای کنترلی مانند مدیریت رطوبت، بهبود تهویه، و استفاده از تجهیزات حفاظتی مؤثر شناخته شدند.
نتیجهگیری: مدیریت قارچهای آلودهکننده نیازمند رویکردهای یکپارچه شامل شناسایی دقیق، پیشگیری از طریق کنترل محیطی، و آموزش کارکنان است. این اقدامات میتوانند سلامت کارکنان را بهبود بخشیده و هزینههای اقتصادی و اجتماعی را کاهش دهند.