73 نتیجه برای ارزیابی
حمیدرضا رائی حق، آزیتا بهبهانی نیا، مینا مکی آل آقا،
دوره 13، شماره 2 - ( 4-1402 )
چکیده
مقدمه: امروزه، استفاده از خطوط لوله بهمنظور انتقال حجمهای بالای نفت و گاز در مسافتهای طولانی، بهطور گستردهای مورد توجه قرار گرفته است. ارزیابی ریسک میتواند به تعیین عوامل مخاطرهآمیز و ایجاد یک اقدام و استراتژی مناسب در کاهش و یا حتی حذف آنها در حوزهی مذکور، کمک شایانی نماید. هدف اصلی این تحقیق، ارائه ی روشی برای ارزیابی ریسک خطوط لوله بر اساس سیستم استنتاج فازی است تا بتوان قالبی سیستماتیک ایجاد نمود؛ که انتظار میرود این قالب، مدلی قدرتمندتر، دقیقتر و مطمئنتر برای کنترل ریسکها و خطرات مربوط به خطوط لولهی نفت و گاز باشد.
روش کار: در این مقاله، از منطق فازی برای مدلسازی عدم قطعیت و ارائهی مدلی جهت ارزیابی ریسک خطوط لوله استفاده شده است. برای نیل به این مقصود، روش مالبایر که یکی از متداولترین روشهای ارزیابی ریسک خطوط لوله ی نفت و گاز میباشد، جهت تعیین فاکتورهای مهم و تأثیرگذار بر خطوط استفاده شده است. این روش، با استفاده از الگوریتم میدانی و بر اساس دانش خبرگان، در تولباکس منطق فازی نرمافزار متلب اجرا شده است. جهت صحتسنجی نتایج حاصل از مدل پیشنهادی، از اطلاعات خطوط لوله ی بین فازی پالایشگاه پنجم میدان گازی پارس جنوبی بهعنوان نمونه ی مطالعاتی استفاده شده است.
یافته ها: یافتهها از اجرای مدل ایجادشده در خطوط لوله ی فازهای 10-9 پارس جنوبی (بخش خشکی)، نشان میدهد که خطوط لوله ی مورد مطالعه بر اساس شاخصهایی از قبیل تراکم جمعیت و استقرار تجهیزات و غیره به سه قسمت A-B-C تقسیمبندی شده است. قسمت C خط لوله، دارای بیشترین میزان ریسک بوده که مهمترین عوامل مؤثر بر آن آسیبهای شخص ثالث و طراحی بوده است. قسمت B، دارای کمترین میزان ریسک بوده و کمترین پیامد را برای بروز حوادث انسانی در بر خواهد داشت. همچنین مشاهده گردید که خوردگی، بهعنوان عاملی مهم در افزایش نشتی و میزان ریسک هر سه قسمت خط لوله است.
نتیجه گیری: نتایج، نشان میدهد که روش پیشنهادی، نتایج دقیقتر، صحیحتر و مطمئنتری را نسبت به روشهای سنتی و کلاسیک ارائه میدهد. عواملی از قبیل عملکرد نادرست ، پراکندگی ، گیرندهها ، حجم نشت و خطر محصول که از دیگر عوامل مؤثر بر ریسک خطوط لوله هستند، در روشهای سنتی و کلاسیک در نظر گرفته نشده بودند؛ لذا میتوان بیان نمود که از این مدل بهعنوان ابزاری جامع و هوشمند، میزان ریسک خطوط لوله ی نفت و گاز را محاسبه نمود.
پوریا احمدی جلالدهی، ژیلا یاوریان، فریده گلبابایی، صبا کلانتری، عباس رحیمی فروشانی، حسین عباسلو،
دوره 13، شماره 4 - ( 10-1402 )
چکیده
مقدمه: کووید-19 در سالهای اخیر یکی از مهمترین معضل بهداشتی در جهان بوده که منجر به مرگ و میر و بیماری بسیاری از افراد گردیده است. مراکز بهداشتی –درمانی به عنوان خط مقدم که غالباً بیماران و افراد مشکوک به آن مراجعه میکردند، منبعی برای انتقال بیماری از طریق هوا به عنوان راه اصلی انتقال آن بوده اند. لذا، مطالعه حاضر به بررسی ارزیابی ریسک انتقال هوابرد کووید-19 در یک مرکز درمانی پرداخته است.
روش کار: در مطالعه حاضر، دو بخش اتاق نمونهگیری و سالن انتظار یک مرکز منتخب بهداشتی-درمانی منتخب کرونا جهت ارزیابی ریسک انتقال هوابرد ویروس کووید-19 تحت دو سناریوی مختلف و با در نظر گرفتن فعالیت، تعداد مراجعین، مدت زمان مواجهه و نرخ تنفس انتخاب شدند. به منظور بررسی ارزیابی ریسک انتقال هوابرد ویروس کووید-19 از معادله ویلز-ریلی استفاده شد.
یافته ها: این مطالعه نشان داد که با افزایش بار ویروسی، میزان کوانتای منتشر شده برای همه انواع فعالیتها افزایش پیدا میکند. میزان نرخ انتشارکوانتا، در فعالیت از نوع صحبت با صدای غیریکنواخت، در هر دو بخش مورد بررسی بیشتر از سایر فعالیتهای بازدمی بوده است (P-Value<0.001) و در عمل تنفس به نسبت سایر فعالیتها کمتر است. همچنین در اتاق نمونهگیری، میزان کلی نرخ انتشارکوانتا اندکی بیشتر از سالن انتظار بود که البته از نظر آماری معنادار نبود. همچنین، محاسبه ریسک انتقال هوابرد نشان داد که احتمال انتقال هوابرد ویروس در اتاق نمونه گیری حدود 2 تا 8 درصد بالاتر از سالن انتظار بوده و استفاده از ماسک میتواند به میزان 77 تا 81 احتمال انتقال ویروس را کاهش دهد.
نتیجه گیری: براساس نتایج مطالعه همواره ریسک انتقال هوابرد در اتاق نمونهگیری و سالن انتظار وجود داشته و استفاده از ماسک باعث کاهش چشمگیر احتمال انتقال هوابرد ویروس میشود. بنابراین، اتخاذ تدابیر بهداشتی مناسب مانند جلوگیری از تجمع، استفاده از ماسک، پرهیز از صحبت با صدای بلند، رعایت فاصله گذاری اجتماعی میتواند به کاهش احتمال انتقال هوابرد ویروس کووید منجر شود.
مهران ملکی روشتی، زهرا نقوی کنجی، سیاوش اعتمادی نژاد، جمشید یزدانی چراتی،
دوره 14، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
مقدمه: فرایند برپایی اسکلت فلزی بهعنوان یکی از خطرناکترین فعالیتها در صنعت ساختوساز شناخته میشود. همچنین این فرایند از نظر ایمنی و بهداشت شغلی، بسیار پرخطر محسوب میگردد. لذا هدف پژوهش حاضر، آنالیز کیفی ریسک برپایی اسکلت فلزی و مدلسازی آن با استفاده از روش آنالیز تشدید عملکردی (FRAM) است.
روش کار: در مطالعه توصیفی-مقطعی حاضر، ابتدا بازدیدی از سایت برپایی اسکلت فلزی یک برج بلندمرتبه درحال ساخت در یک شرکت ساختمانی جهت شناسایی فرایندهای اصلی در پروسه برپایی انجام گردید. سپس با 33 نفر از کارگران شاغل در این فرایند، مصاحبه نیمهساختاریافته و انتها باز، صورت گرفت. دادههای حاصل از مصاحبه و مشخصات فرایند، جهت تجزیهوتحلیل و مدلسازی روابط پیچیده و تعاملات بین وظایف روزانه در نرمافزار FRAM Model Visualiser (FMV) وارد گردید.
یافته ها: نتایج مطالعه نشان داد، در 4 عملکرد از 19 عملکرد اصلی اجزای سیستم شناسایی شده، بهدلیل تعاملات پیچیده مابین عملکردهای فنی، انسانی و سازمانی، پتانسیل بیثباتی و شکست وجود دارد. اعمال تشدید در مدل گرافیکی سیستم نشان داد درصورت نادیده گرفتن فعلوانفعالات در 4 عملکرد شامل هماهنگی با ریگر باتجربه، آمادهسازی تاور کرین، تثبیت قطعات در محل نصب و اجرای طناب نجات، ممکن است ریسکهایی جبرانناپذیری بر سیستم تحمیل گردد.
نتیجه گیری: یافتهها نشان داد، ارزیابی کیفی ریسک و مدلسازی پروسه برپایی اسکلت فلزی با بهکارگیری روش FRAM برای درک شرایط غیرخطی و پویایی ناشی از تشدید بین تعاملات فنی-اجتماعی، میتواند تحلیل جامعی از وضعیت ایمنی سیستم ارائه دهد.
راحله پورحسین، سعید موسوی، یحیی رسول زاده،
دوره 14، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
مقدمه: ارزیابی دقیق احتمال و سطح ریسک خطای انسانی بسیار حائز اهمیت است. این مطالعه با هدف ارزیابی مقایسهای ریسک خطای انسانی در شرایط اضطراری با استفاده از روشهای شاخص احتمال موفقیت (Success Likelihood Index Methods) و شاخص احتمال موفقیت با استفاده از روش منطق فازی (Fuzzy SLIM) انجام شده است.
روش کار: مطالعهً حاضر توصیفی- تحلیلی از نوع مقطعی بوده که در شغل آتش نشانی و با مشارکت 12 نفر آتشنشان و با استفاده از تکنیک Fuzzy SLIM و SLIM انجام شده است. 39 زیروظیفه در 4 فاز (آگاهی، ارزشیابی، خروج و بازیابی) مورد مطالعه قرار گرفت، با این تفاوت که در روش Fuzzy SLIM در مرحله تعیین وزن فاکتورهای شکل دهنده عملکرد از منطق فازی استفاده گردید. از نرم افزار Excel برای انجام محاسبات احتمال خطا استفاده گردید و آزمونهای آماری همبستگی و کاپا برای آنالیز دادهها به کار گرفته شد.
یافته ها: میانگین و انحراف معیار عدد احتمال خطای انسانی در زیروظایف مختلف آتش نشانی در روش SLIM و Fuzzy SLIM به ترتیب 026193/0± 095357/0 و 051748/0± 06490/0 میباشد. در 7/48 درصد زیروظایف، طبقه احتمال خطای انسانی و ریسک ارزیابی شده یکسان میباشد، با این وجود، در 7/89 درصد زیروظایف سطح ریسک برآورد شده در دو روش یکسان میباشد. ضریب همبستگی مقادیر احتمال خطا بین دو روش برابر 320722/0 میباشد که نشان دهنده همبستگی متوسط در این خصوص است. همچنین نتایج حاصل از آزمون آماری کاپا بین سطح ریسک برآورد شده نشان داد که بین دو روش SLIM و Fuzzy SLIM توافق بالا در این خصوص وجود دارد (05/P value<0).
نتیجه گیری: نتایج ارزیابی احتمال خطای انسانی به دو روش مذکور نشان دهنده همبستگی متوسط و توافق معنی دار بین آنها میباشد. به دلیل نسبی بودن و دقت بالای روشهای منطق فازی و نیز طولانی بودن روش SLIM، Fuzzy SLIM میتواند جایگزین خوبی برای آن باشد.
سید حسین نظیری، مصطفی پویاکیان، صدیقه صادقحسنی، سمیه فرهنگ دهقان،
دوره 14، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
مقدمه: در اثر پیشرفت چشمگیر فناوری نانو، افزایش مصرف نانومواد مهندسیشده، شکاف اطلاعاتی و عدم قطعیتهای موجود در رابطه با مخاطرات محصولات جدید نانو، توسعه و بکارگیری چارچوبها و ابزارهایی که بتواند از منظر حفظ سلامت انسان و محیطزیست، به شناسایی مخاطرات، کاهش احتمال مواجهه و کنترل ریسک نانومواد مهندسیشده بیانجامد، مورد توجه مراجع مختلف قرار گرفته است. با این حال، در اغلب رویکردهای ارزیابی یا مدیریت ریسک نانومواد مهندسیشده، تمام معیارهای مورد نظر برآورده نمیشوند. این مطالعه با هدف بررسی و معرفی چارچوبها و ابزارهای توسعه یافته مختلف برای نانومواد مهندسیشده در حوزه مدیریت ریسک ایمنی، بهداشت و محیطزیست در فناوری نانو انجام گردید.
روش کار: جستجوی چارچوبها و ابزارهای مربوطه در پایگاههای داده Scopus، Web of Science و مراجع NIOSH، ECHA و ISO با استفاده از کلید واژههای «نانومواد مهندسیشده»، «چارچوب»، «ابزار»، «مدیریت ریسک»، «مواجهه شغلی»، «محیطزیست»، «ارزیابی ریسک» و «فناوری نانو» انجام شد. از بین نتایج جستجو، چارچوبها و ابزارهای مدیریت و ارزیابی ریسک ایمنی، بهداشتی و زیستمحیطی که به طور مستقیم به مخاطرات، اثرات بالقوه و مدیریت ریسک دادههای نانومواد مهندسیشده پرداختهاند، برای مطالعه انتخاب گردید.
یافته ها: از میان نتایج بدست آمده، 17 چارچوب مدیریتی و 11 ابزار ارزیابی توسعه یافته در حوزه مدیریت ریسک شغلی، سمشناختی و زیستمحیطی در رابطه با مخاطرات نانومواد مهندسیشده انتخاب شده، مورد معرفی و بحث قرار گرفت. چارچوبها و ابزارهای مختلف با هدف شناسایی و ارزیابی مخاطرات بالقوه و ریسک ناشی از مواجهه با نانومواد مهندسیشده از منظر دامنه، اهداف، رویکردهای ارزیابی ریسک و خروجی تفاوت داشته و کاربردهای مختلفی را ارائه میکنند.
نتیجه گیری: چارچوبها و ابزارهای مختلف توسعه یافته در رابطه با ارزیابی و مدیریت ریسک نانومواد مهندسیشده، هر یک دارای قابلیتها، کاربردها و محدودیتهای به خصوصی بوده که میتواند سازمانها را در نیل به اهداف ایمنی، بهداشت و محیطزیست در حوزه فناوری نانو یاری نماید. در حال حاضر، هیچ اتفاق نظری در مورد بهترین ابزار ارزیابی یا چارچوب مدیریت ریسک نانومواد وجود ندارد و نیاز به تحقیق، توسعه و همکاری بیشتر در این حوزه برجسته میباشد.
سلیمه قاسمی، تورج دانا، مریم رباطی، زهرا عابدی، فریده گل بابایی،
دوره 14، شماره 2 - ( 4-1403 )
چکیده
مقدمه: ارتقاء سلامت و محیط زیست یکی از مولفه های توسعه، رفاه اجتماعی و رشد اقتصادی است. یکی دیگر از عوامل مؤثر در افزایش هزینههای سلامت و کاهش سطح رفاه اجتماعی، حوادث و بیماریهای ناشی از کار است که هزینههای زیادی را بر افراد، صنایع و اقتصاد ملی کشورها تحمیل میکنند. لذا مطالعه حاضر با هدف ارائه یک مدل مفهومی برای شناسایی و رتبهبندی هزینه های محیطزیستی و بهداشتی بیماریهای ناشی از کار با استفاده از روش های تصمیم گیری چندمعیاره انجام پذیرفت.
روش کار: مطالعه حاضر در سال 1402 انجام پذیرفت. برای دستیابی به هدف مطالعه، یک طبقه بندی مدل ارزیابی اقتصادی هزینه های زیست محیطی و بهداشتی بیماری های شغلی تدوین گردید. در پژوهش حاضر از روش دلفی برای شناسایی معیارهای بهداشتی و محیطزیستی و از روش تحلیل شبکه ای (ANP) برای وزندهی به زیرمعیارها استفاده گردید. در نهایت هزینه بهداشت و محیط زیست بر اساس اطلاعات موجود برآورد شد. بیمارستان فوق تخصصی نفت تهران نیز به عنوان محل مطالعه موردی انتخاب شد.
یافته ها: نتایج نشان داد که عامل هزینه دارو و تجهیزات پزشکی با وزن 312/0 در بخش درمانی و عامل هزینه پسماند های ویژه و عفونی با وزن 085/0 مهمترین عامل در ارزیابی اقتصادی بودند. همچنین نتایج حاصل از مدل پارامتریک نشان داد که 84/99 درصد از هزینههای کل مربوط به هزینه بهداشتی و 16/0 درصد مربوط به هزینههای محیطزیستی است. بهطور کلی، نتایج این پژوهش نشان داد 3/61 درصد از هزینههای بخش بهداشتی مربوط به دو بخش دارو و تجهیزات پزشکی و هزینه پرسنل شاغل خدمات دهنده و 7/91 درصد از هزینههای بخش محیطزیستی مربوط به تصفیه پساب و هزینه مصرف برق است.
نتیجه گیری: در این مطالعه یک مدل نیمه کمی برای براورد هزینه های بهداشتی و زیست محیطی ناشی از بیماری های شغلی ارائه گردید. نتایج مطالعه حاضر می تواند دیدگاه علمی جدیدی را در زمینه اجرای اقدامات کنترلی با استفاده از نقطه بهینه پارامترهای هزینه - فایده ایجاد کند. اجرای این مدل یکپارچه می تواند گامی عملی و موثر در تخصیص منابع و اولویت بندی مداخلات باشد.
مجتبی ذکایی ، میلاد عباسی، محسن وحیدنیا، محمد زارعی، فردین زندسلیمی، محسن فلاحتی،
دوره 14، شماره 3 - ( 7-1403 )
چکیده
مقدمه: امروزه آمار ساخت و ساز پروژه های زیر زمینی در کشور رو به افزایش است، به دنبال آن نیز آمار حوادث ناشی از کار این پروژه ها رو به فزونی است. لذا بکارگیری سیستم های نظارتی اثر بخش جهت کنترل و پایش مخاطرات ایمنی و بهداشت محیط کار می تواند در کاهش حوادث و بیماریهای شغلی نقش بسزایی داشته باشد. بکارگیری ترکیبی تکنولوژی های نوین از قبیل فناوری اطلاعات، اینترنت اشیاء، هوش مصنوعی و ... می تواند در تشخیص سریع و دقیق مخاطرات محیط کار قابل توجه باشد.
روش کار: رویکرد اصلی مدل پیشنهادی در این مطالعه استفاده از فناوری IOT در چارچوب مدیریت ریسک شامل شناسایی ، ارزیابی، کنترل سطح ریسک مخاطرات در فاز ساخت تونل مترو بود که خط 7 مترو تهران بعنوان محیط مورد مطالعه انتخاب گردید. روش تحقیق این مطالعه در 4 مرحله طراحی گردید. در مرحله اول قوانین، الزامات و استاندارد های ایمنی و بهداشت مرتبط با مخاطرات مذکور در سطح ملی گردآوری شد. در مرحله دوم معیار ها و حدود مجاز مواجهه شغلی مخاطرات شناسایی شده تعیین گردید و در مرحله سوم حسگر های نوری، صوتی، گاز سنج و بینایی با قابلیت اتصال به شبکه مورد بررسی قرار گرفت. برنامه نویسی کامپیوتری، نحوه دریافت، پردازش و مقایسه اطلاعات حسگرها با استانداردهای تعیین شده در مرحله چهارم انجام و سیستم های هشدار و کنترل هوشمند مربوط به مخاطرات مورد نظر پیشنهاد شد.
یافته ها: براساس مراحل تحقیق مخاطرات مهم کارگاه از قبیل صدا، کمبود روشنایی و مواجهه با گازهای Co ، متان و کمبود اکسیژن تعیین گردید و یک مدل تلفیقی با استفاده از استفاده از IOT جهت کنترل و پایش این این مخاطرات استخراج و براساس مدل موجود سنسورهای تشخیص میزان صدا، روشنایی، گاز متان و اکسیژن تعیین و کد نویسی آن بر اساس حد مجاز شغلی(OEL) تعیین گردید.
نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد، با بکارگیری دانش تخصصی IT و استفاده از نرم افزار و سخت افزارهای مرتبط، با ایجاد یک دانش مشترک در حوزه های IT و ایمنی و بهداشت میتوان مفهوم اینترنت اشیاء را در بکارگیری نظارت دقیق بر کنترل میزان غلظت گازهای گازهای متان و منواکسید کربن و همچنین پایش عوامل زیان آوری فیزیکی از قبیل صدا و روشنایی در محیط های کاری مختلف از قبیل فاز ساخت تونل مترو توسعه داد.
سمانه سالاری، آذر سلطانی، مائده ندیم قاضیانی، علی کریمی،
دوره 14، شماره 3 - ( 7-1403 )
چکیده
مقدمه: ایمنی حریق در مراکز بهداشتی و درمانی به دلیل محدودیت توان حرکتی ساکنین و ضرورت عدم اختلال در عملکرد آن از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است. بنابراین، اقدامات احتیاطی ضعیف در برابر حریق منجر به تلفات جانی و خسارات مالی بیشتر می شود. در این مطالعه، ضمن اینکه ریسک حریق یک بیمارستان آموزشی و درمانی شهرستان بیرجند به روش جامع و کامل ارزیابی ریسک حریق برای مهندسین 1 (FRAME) مورد ارزیابی قرار گرفته است؛ پارامترهای مؤثر بر ایمنی حریق بیمارستان مورد تحلیل قرار گرفت و راهکارهای کنترلی نیز ارائه شده است.
روش کار: در ابتدا در کلیه بخش های بیمارستان چک لیست ارزیابی ریسک حریق تکمیل گردید سپس مقادیر پارامترهای مؤثر بر ایمنی حریق بدست آمد در مرحله ی بعد، ریسک حریق برای اموال، ساکنین و فعالیت ها با استفاده از نرم افزار تحت اکسل تخمین زده شد. در نهایت، بر اساس مقادیر عوامل مؤثر بر ایمنی حریق، راهکارهای کنترلی ارائه گردید.
یافته ها: نتایج بدست آمده از ارزیابی ریسک نشان داد ریسک 22 درصد بخش های بیمارستان مورد مطالعه برای ساختمان و اموال نامطلوب بوده از طرفی سطح ریسک 90 درصد بخش های بیمارستان برای ساکنین نامطلوب بدست آمد. نتایج ریسک اولیه ساختمان نشان داد در اکثر بخش های بیمارستان می توان با استفاده از سیستم های اطفاء حریق و کاشف های خودکار تعادل بین ریسک بالقوه حریق و پذیرش ریسک برقرار نمود. مطابق با نتایج بدست آمده بخش تاسیسات ساختمان نیاز به سیستم های اطفاء حریق از جمله اسپرینکلرها می باشد. همچنین در هنگام وقوع حریق در بخش های مختلف، نرخ انتشار حرارت (HRR) بین 125-250 کیلووات بر متر مربع تخمین زده شد.
نتیجه گیری: به طور کلی نیاز به اقدامات کنترلی حریق به خصوص تدابیر ایمنی حریق برای افراد می باشد. نتایج این مطالعه می تواند برای خوانندگان و متخصصین در تفسیر ارزیابی ریسک حریق و ارائه ی دقیق راهکارهای کنترلی بر اساس ارزیابی ریسک و مقادیر پارامترهای بدست آمده از آن مفید واقع شود.
فرزاد خلیلی، افشین مرزبان، محمود قاسمینژاد رائینی، عبدالله حیاتی،
دوره 14، شماره 4 - ( 10-1403 )
چکیده
مقدمه: نیشکر محصولی مهم و استراتژیک در بسیاری از کشورها از جمله ایران است. با وجود اینکه با ورود مکانیزاسیون و ماشینهای دروگر نیشکر، فرآیند تولید این محصول بهبود چشمگیری پیدا کردهاست، اما کاربران این دروگرها، با مشکلات ارگونومیکی و ایمنی متعددی مواجه هستند.
روش کار: در مطالعه حاضر، وضعیت موجود ارگونومیکی کاربران دروگر نیشکر، با بررسی برخی ارزیابیهای فیزیولوژیکی و فیزیکی آنها انجام شد. ارزیابیهای فیزیولوژیکی شامل ضربان قلب، دمای دهانی، انرژی مصرفی کاربر، شاخصهای استرین گرمایی (شاخص استرین ادراکی و شاخص استرین فیزیولوژیکی) و ارزیابی فیزیکی شامل برآورد میزان درد و ناراحتی اعضای بدن بود. همبستگی بین درد و ناراحتی اعضای بدن با برخی شاخص های دموگرافیکی و فیزیولوژیکی کاربران با استفاده از نرم افزار IBM SPSS 24 مورد بررسی قرار گرفت.
یافته ها: میانگین ضربان قلب، انرژی مصرفی و شاخص استرین فیزیولوژیکی کاربران دروگر نیشکر بهترتیب 05/79 ضربه بر دقیقه، 81/18 کیلوژول بر دقیقه و 83/0 به دست آمد. میانگین سه شاخص احساس گرمایی، شدت فعالیت اعمال شده ادراکی و شاخص استرین ادراکی بهترتیب 40/4، 21/9 و 86/8 برآورد شد. همچنین، سابقه گرمازدگی، آسیب دیدگی حین کار و مشکلات عضلانی-اسکلتی بین کاربران مورد مطالعه به ترتیب 56%، 48% و 48% بدست آمد. سطح تحصیلات با درد و ناراحتی در تمامی اعضای بدن ارتباطی منفی (معنادار یا غیرمعنادار) برقرار کرده بود؛ به این معنی که افراد با سوادتر درد و ناراحتی کمتری داشتند و بالعکس.
نتیجه گیری: درد و ناراحتی در نواحی گردن و کمر بین کاربران دروگر نیشکر همچون بسیاری از فعالیت های کشاورزی، مقادیر بالاتری را نسبت به سایر اعضای بدن به خود اختصاص داد. علاوه بر این، همبستگی معنادار درد و ناراحتی در برخی نواحی بدن با ابعاد فیزیکی کاربران (قد و جرم) نشان دهنده ارتباط مشخصه های آنتروپومتریکی افراد با میزان بدن درد است. در این خصوص باید گفت درد و ناراحتی در برخی نواحی بدن بین کاربران کوتاهقامت تر و لاغرتر بالاتر بود.
سقراط عمری شکفتیک، جمال بیگانه، مائده حسین زاده، حمیدرضا جعفری ندوشن، ندا مهرپرور،
دوره 14، شماره 4 - ( 10-1403 )
چکیده
مقدمه: محیط های کاری اغلب دارای خطرات بالقوه ای همچون مواجهه با مواد شیمیایی سمی هستند. انجام یک ارزیابی ریسک بهداشتی به کارفرمایان در راستای شناسایی خطرات موجود ناشی از این مواد و اجرای کنترل های لازم کمک می کند. لذا هدف از انجام این مطالعه بحث، بررسی و معرفی روش های ارزیابی ریسک بهداشتی مواد شیمیایی است.
روش کار: پژوهش حاضر یک مرور روایتی است. بمنظور کسب اطلاعات لازم، جستجوی متون فارسی و انگلیسی در پایگاه های داده Web of Science، PubMed، Scopus، SID و Magiran انجام شد. در این جستجو از کلمات کلیدی مانند «health risk assessment»، «chemicals» و «nanomaterials» استفاده شده است.
یافته ها: ارزیابی ریسک بهداشتی کمی و کیفی نقش مهمی در سلامت شغلی دارد، بطوریکه هر روش سطوح مختلفی از عمق و دقت را ارائه می دهد. مدل آژانس حفاظت از محیط زیست (EPA)، مدل مالزی، شبیهسازی مونت کارلو، مدلسازی فارماکوکینتیک مبتنی بر فیزیولوژی (PBPK)، مدلهای رابطه کمی ساختار-فعالیت (QSAR)، ارزیابی خطر احتمالی (PRA)، ارزیابی تأثیر چرخه زندگی (LCIA) و مدل دوز-پاسخ مبتنی بر بیولوژی (BBDR) از جمله مهمترین روشهای کمی، مدل COSHH، مدل ICCT، مدل ICMM، مدل استرالیا و مدل رومانی از مهمترین روشهای کیفی و مدل سنگاپور، روش LEC و مدل SEP نیز روشهای نیمه کمی برای ارزیابی ریسک بهداشتی مواد شیمیایی هستند. عدم قطعیتهای اساسی در داده های سمشناختی، دسترسی محدود به دادهها و رفتارهای منحصربهفرد و پیچیده نانومواد در محیطهای کاری سبب ارجحیت روش های کیفی نسبت به روش های کمی در ارزیابی ریسک فعالیتهای مربوط به نانومواد شده است.
نتیجه گیری: بطور کلی، تکامل روش های ارزیابی ریسک بهداشتی نشان دهنده یک حرکت پیوسته در جهت افزایش دقت، صحت، قابلیت اطمینان و ارتباط بیشتر آنها است. همگام با شکوفایی و گسترش دانش ما، ارزیابی ریسک بهداشتی نیز برای رسیدگی به چشم انداز پیچیده و در حال تحول خطرات شیمیایی و تضمین حفاظت از سلامت انسان و محیط زیست، بخوبی در حال تحول است.
مهندس پیام خانلری، مهندس لیلا سلیمانی، دکتر احمدعلی نوربالاتفتی، مهندس الهه عموزاده، دکتر سیدابوالفضل ذاکریان،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
مقدمه: سلامت روان در محیطکار، نقش مهمی در رفاه کارکنان و بهرهوری سازمانی دارد، اما حالاتی نظیر استرس، اضطراب، افسردگی و فرسودگی شغلی میتوانند تأثیرات منفی بسیاری بر عملکرد شغلی و کیفیت زندگی افراد داشته باشند. ابزارهای متعددی برای ارزیابی سلامت روان توسعه یافتهاند، اما اغلب برای محیطهای کاری طراحی نشده یا بهروز نیستند. این مطالعه ابزارهای موجود را مرور کرده و مناسبترین روشها برای غربالگری و ارزیابی حالات سلامت روان در کار را معرفی میکند.
روشکار: این مطالعه از روش مرور دامنهای برای شناسایی ابزارهای ارزیابی سلامت روان در محیط کار استفاده کرده است. جستجو در پایگاههای اطلاعاتی PubMed، PsycINFO، Web of Science و Scopus با استفاده از کلمات کلیدی مرتبط با حالات سلامت روان شغلی انجام شد. مطالعات انتخاب شده شامل ابزارهایی بودند که پس از سال 2020 توسعه یافته و اعتبارسنجی شده بودند. دادهها توسط دو نویسنده استخراج و بررسی شده و ابزارها بر اساس کاربرد و ویژگیهای خاص دستهبندی شدند.
یافتهها: از 746 سند اولیه، پس از حذف موارد غیرمرتبط و بازبینی معیارها، 12 مطالعه نهایی انتخاب شد. ابزارهای استخراجشده برای ارزیابی استرس، اضطراب، افسردگی و فرسودگی شغلی کاربرد داشتند. بیشتر این ابزارها برای عموم مشاغل طراحی شدهاند، اما برخی کاربردهای خاص شغلی داشتند، مانند ابزارهای مرتبط با پرسنل نظامی، کارکنان مراقبت بهداشتی و امدادگران. ابزار فرسودگی شغلی بیشترین ارجاعات را به خود اختصاص داده است.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان داد بیشتر ابزارها کاربرد عمومی و برخی برای محیطهای کاری طراحی شدهاند. ابزارهای جدیدتر، مانند غربالگر استرس شغلی، سیاهه افسردگی شغلی و ابزار ارزیابی فرسودگی، میتوانند جایگزین ابزارهای قدیمی شوند. پیشنهاد میشود ابزارهای کوتاه و تخصصی ارزیابی اضطراب شغلی توسعه یابد و سازمانها از ابزارهای متناسب با شرایط کاری کارکنان برای ارتقای سلامت روان و بهرهوری استفاده کنند.
کلمات کلیدی: ابزارهای ارزیابی سلامت روان، استرس شغلی، افسردگی شغلی، فرسودگی شغلی، اضطراب شغلی
علی محمدی، محمود صمدیان، علی بهروزی،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
مقدمه: یکی از ابزارهای مورد استفاده جهت ارزیابی عملکرد مدیریت ایمنی و بهداشت حرفه ای، مدل مدیریت ایمنی کیفیت جامع (TQSM) می باشد. در مطالعه حاضر، عملکرد مدیریت ایمنی و بهداشت حرفه ای در دو کارخانه تولید روغن خوراکی با استفاده از مدل مذکور مورد ارزیابی قرار گرفته است.
روش کار: 78 معیار در چهار حیطه اصلی مدل TQSM شامل مدیریت کیفیت جامع (TQM)، خطوط راهنمای سیستم مدیریت کیفیت(ISO 9001) ، برنامه حفاظت داوطلبانه(VPP) و مدیریت ایمنی فرآیند (PSM) در کارخانه های سبوس مازند و مینو کاسپین، واقع در استان مازندران مورد ارزیابی قرار گرفت. جامعه مطالعه، 20 نفر از هر کارخانه با شرایط مدیر، سرپرست و یا عضو کمیته حفاظت فنی و بهداشت کار و با حداقل سابقه کار یک سال در آن مسئولیت بودند که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. با توجه به نوع صنعت، دو کارخانه مذکور در زمان انجام این مطالعه دارای سیستم های مستقر و فعال مدیریت کیفیت (ISO 9001)، مدیریت رضایتمندی مشتریان (ISO 10002) و HACCP (تجزیه و تحلیل خطر و کنترل نقاط بحرانی) بودند.
یافته ها: نتایج نشان داد که مجموع امتیاز کسب شده در کارخانه های سبوس مازند و مینو کاسپین در حیطه های 4 گانه فوق الذکر، به ترتیب 11/52 و 8/51 در حیطه TQM، 94/43 و 5/45 در حیطه 9001 QMS-ISO، 23/45 و 45/46 در حیطه VPP، و 22/30 و 06/30 در حیطه PSM بوده است. مجموع امتیاز کسب شده در مدل TQSM در شرکت سبوس مازند 51/171 امتیاز و در شرکت مینو کاسپین 81/173 امتیاز بود که معادل 97/54% و 7/55% حداکثر امتیاز قابل دستیابی در این مدل بود. اختلاف معناداری بین میانگین امتیازات کسب شده در 4 حیطه فوق در دو شرکت مشاهده نگردید (05/0
نتیجه گیری: هر دو شرکت از منظر سطح کلی عملکرد مدیریت بهداشت حرفه ای و ایمنی در حد متوسط قرار داشتند. معیارهای ارزیابی در چهار حیطه در مدل TQSM نشان دهنده وضعیت های ضعیف و متوسط در زیرحیطه های مورد ارزیابی بود. با استفاده از این مدل، معیارهای سازمانی و عملیاتی نیازمند تلاش و تمرکز بیشتر جهت ارتقاء سطح عملکرد مدیریت ایمنی و بهداشت حرفه ای در دو کارخانه بخوبی متمایز گردید.
معصومه السادات موسوی کانی، زینب کاظمی، مرضیه ایزدی لای بیدی، احسان گروسی، جمیله ابوالقاسمی، محمد صادق قاسمی،
دوره 15، شماره 2 - ( 4-1404 )
چکیده
مقدمه: پرستاران بخش مهمی از نیروی کار در بیمارستانها هستند که وظایف سنگینی فراتر از ظرفیتهای فیزیکی و شناختیشان به آنها محول میشود. پرسشنامه ابزار ارزیابی کار چند وجهی ساختارمند یک ابزار ارزیابی ریسک در محیط های کاری می باشد که هدف از مطالعه حاضر بررسی ویژگی های روان سنجی این پرسشنامه بود.
روش کار: در این مطالعه روایی صوری و محتوایی پرسشنامه به صورت کیفی و کمی توسط 13 نفر از خبرگان ارزیابی شد. سنجش روایی محتوایی کمی پرسشنامه با استفاده از نسبت روایی محتوایی(CVR) و شاخص روایی محتوایی (CVI) انجام شد. از محاسبه آلفای کرونباخ و همبستگی درون رده ای (ICC) برای سنجش پایایی استفاده گردید.
یافته ها: طبق نتایج حاصل از روایی صوری که توسط متخصصین انجام گردید، تعدادی از سؤالات از لحاظ وضوح مورد بازبینی قرار گرفتند. CVI همه آیتم ها بالاتر از ۷۹/۰ محاسبه شد، اما CVR تعدادی از سؤالات امتیاز کمتر از ۵۴/۰بدست آوردند. بدین معنا که از نظر متخصصین تعدادی از سؤالات غیرضروری و تکراری بودند. با توجه به امتیازات و بازبینی مجدد، این سؤالات حذف و یا با سؤالات مشابه ادغام شدند. مقادیر آلفای کرونباخ و ICC کل پرسشنامه و ابعاد بدست آمده بالاتر از 7/0 بود و مطلوب و رضایت بخش گزارش شد.
نتیجه گیری: نسخه فارسی پرسشنامه ابزار ارزیابی کار چند وجهی ساختارمند برای استفاده در محیط های کاری سلامت و درمان دارای روایی و پایایی قابل قبول است. ابزار حاضر می تواند جهت ارزیابی محیط کار پرستاران مورد استفاده قرار گیرد.
سقراط عمری شکفتیک، عباس شیخ طاهری، اسماعیل زارعی، سمیه فرهنگ دهقان، ندا مهرپرور، فریده گلبابایی،
دوره 15، شماره 2 - ( 4-1404 )
چکیده
مقدمه: علیرغم کاربردهای فراوان نانومواد در بخش های مختلف علمی و صنعتی، ظهور این مواد، کارکنان را در معرض نسل جدیدی از مخاطرات قرار داده است. همزمان با مطرح شدن بحث اثرات سوء نانومواد بر انسان، محققان درصدد بر آمدند تا روش هایی را برای ارزیابی ریسک های شغلی ناشی از این مواد ارائه دهند. لذا، این مطالعه به دنبال پیشنهاد چارچوبی کلی برای توسعه چنین روش هایی است.
روش کار: این یک مطالعه تحلیل انتقادی است که با هدف نقدوبررسی روشهای موجود برای ارزیابی ریسک فعالیت های شغلی مرتبط با نانومواد و درنهایت پیشنهاد یک چارچوب اصلاحشده برای توسعه این روش ها انجام گرفته است. نویسندگان با بررسی رویکردهای موجود و استخراج نقاط قوت و ضعف آن ها، چارچوبی اصلاحشده را برای ارزیابی ریسک فعالیت های شغلی درگیر با نانومواد پیشنهاد کردهاند.
یافته ها: چارچوب پیشنهادی، مبتنی بر دو محور «شدت/خطر» و «احتمال/مواجهه» است. محور اول میزان خطر بالقوهای را که در اثر مواجهه با نانومواد ممکن است ایجاد شود، مشخص میکند. ویژگیها و سمشناسی خود نانوماده و یا مواد والد و مواد مشابه مهمترین فاکتورهای این محور هستند. محور دوم به توصیف احتمال و نحوه مواجهه با نانومواد در حین فعالیت میپردازد. ویژگی های افراد، فعالیت و محیط کار، تاثیرگذارترین فاکتورهای این محور هستند.
نتیجه گیری: نبود اطلاعات کافی و وجود عدم قطعیت های فراوان در زمینه تعامل زیست-نانو، انجام ارزیابی ریسک کمی (روش سنتی بهداشت حرفه ای) را برای نانومواد –با دانش کنونی- مشکل، با قابلیت استناد پایین و در مواردی غیرقابل انجام کرده است. رویکردهای کیفی و نیمهکمی، ازجمله Control Banding، باوجود برخی ویژگی های مثبت، بسیار مورد نقد قرار گرفته اند. به نظر می رسد روش مبتنی برچارچوب پیشنهادی بتواند تا حدودی این نقص ها را برطرف کند.
ملیحه کلاهدوزی، یوسف نجفیان، علی کریمی،
دوره 15، شماره 3 - ( 7-1404 )
چکیده
مقدمه: حمل و نقل مواد خطرناک همواره با خطرات متعددی همراه است که میتواند سلامت انسان، محیط زیست، اموال و زیرساختها را تهدید کند. توسعه و اجرای مخازن آمونیاک در پروژه ها و سازمانهای صنعتی مختلف با اهداف صنعتی متفاوت، خطرات جدی در زمینه ایمنی، بهداشت و محیط زیست خواهد داشت. از این رو، ارزیابی ریسک برای بخش شیمیایی ضروری است. بنابراین هدف از این مطالعه ارزیابی اثربخشی سنسور فشار در کاهش ریسک رهایش محموله آمونیاک در حال حمل، مبتنی بر QRA در یک شرکت حمل و نقل مواد پتروشیمی میباشد.
روش کار: این مطالعه به ارزیابی ریسک انتشار آمونیاک از تانکر تحت فشار پرداخته و اثرات کاهشی ریسک ناشی از بهکارگیری سنسور فشار جهت پیش بینی نشتی را مورد بررسی قرار داد. جهت مدلسازی و آنالیز پیامدها و ارزیابی کمی ریسک از نسخه 9 نرم افزار SAFETI استفاده شد.
یافته ها: نتایج نشان داد که نصب سنسور فشار روی تانکر آمونیاک منجر به کاهش زمان رهایش گاز از 40 به 25 دقیقه شده که پیامد آن کاهش حجم گاز نشت یافته و در نهایت کاهش سطح ریسک وقوع حوادث خواهد بود. این کاهش ریسک در شرایط مختلف جوی بین 55 تا 99 درصد متغیر بوده است. با کاهش زمان نشت از 40 به 25 دقیقه، شعاع کشندگی آمونیاک در تمام شرایط جوی به طور منظم کاهش یافت. تحلیل کانتورهای ریسک فردی در سناریوی گسست ناگهانی نشان داد که شرایط جوی به ویژه در شبهای زمستان، بیشترین تأثیر را در گسترش نواحی کشندگی دارند.
نتیجه گیری: استفاده از سنسور فشار و سامانههای هشداردهنده میتواند به طور مؤثری در کاهش سطح ریسک فردی نقش داشته باشد. این سامانه ها با پایش مستمر وضعیت مخزن و اطلاع رسانی سریع در صورت بروز نشتی یا افت فشار، موجب واکنش سریع تر و جلوگیری از تشدید پیامدها میشوند.
کاظم صمیمی، اسماعیل زارعی، محسن امیدوار، جواد قیاسی، پرهام عظیمی، مصطفی پویاکیان،
دوره 15، شماره 3 - ( 7-1404 )
چکیده
مقدمه: ارزیابی ریسک حریق در مخازن ذخیرهسازی نفت با چالشهایی مانند دادههای ناقص، متناقض و نامطمئن و بهویژه محدودیت شواهد تجربی روبرو است. مطالعات قبلی مبتنی بر شبکه های بیزی بر پایه مقادیر نقطهای اغلب در بازتاب تردیدهای کارشناسان و عدم قطعیت شناختی ناکام میمانند. این مطالعه با هدف توسعه و ارزیابی یک چارچوب ترکیبی نوآورانه بر پایه تلفیق نظریه دمپستر-شافر (DST) و شبکههای بیزی (BN) انجام شده است تا قابلیت اطمینان ارزیابی ریسک حریق را از طریق در نظر گرفتن میزان «تردید کارشناسان در احتمال وقوع رویدادهای پایه» در چنین محیطهای صنعتی بهبود بخشد.
روش کار: روش پیشنهادی از نظریه دمپستر-شافر برای مدلسازی عدم قطعیت کارشناسی از طریق احتمالات بازهای (اعتماد - مقبولیت) استفاده میکند و شبکههای بیزی را برای بهروزرسانی پویا و دینامیک روابط علّی با ورود اطلاعات جدید به کار میگیرد. در این مطالعه ترکیب پیچیده نظرات شواهد متعدد با رویکرد DST از طریق طراحی کدهای محاسباتی در نرم افزارRstudio انجام شده است. مطالعه موردی بر اساس روش پیشنهادی در یک مجتمع انبار فرآورده های نفتی در سال 1403 پیاده سازی شده است.
یافته ها: چارچوب ترکیبی DST-BN توانایی برتر خود را در ادغام دادههای ناقص و متناقض کارشناسان نشان داد و از اعتماد مبالغه آمیز ناشی از برآوردهای نقطهای مربوط به احتمال وقوع رویدادهاجلوگیری کرد. احتمالات بازهای نمایشهای قابلاطمینانتری از عدم قطعیت شناختی ارائه دادند و از طرفی تلفیق BN امکان مدلسازی علّی قابل ردیابی و قابل به روزرسانی را فراهم کرد. راهحل محاسباتی ارائهشده کاربرد عملی DST با چند کارشناس را امکانپذیر و قدرت ارزیابی ریسک را تقویت نمود.
نتیجه گیری: این پژوهش یک روش ترکیبی مؤثر بر پایه DST-BN برای ارزیابی ریسک حریق در مخازن نفتی با سقف ثابت ارائه میدهد که دقت و قابلیت اطمینان را در محیطهای صنعتی پیچیده بهبود میبخشد. با رفع نواقص روشهای مبتنی بر مقادیر نقطهای و تسهیل مشارکت چندین کارشناس، این چارچوب استنتاجهای احتمالاتی شفافتر و قابل دفاعتر ارائه میکند. مطالعات آینده میتوانند بر یکپارچهسازی دادههای لحظهای حسگرها و سامانههای تصمیمیار مبتنی بر هوش مصنوعی برای تقویت بیشتر توان ارزیابی پویا متمرکز شوند.
آذین نجفی، فریده گلبابایی، محسن صادقی یارندی، مهدی یاسری، رضا جهانی، سیده ریحانه شمس، صبا کلانتری،
دوره 15، شماره 3 - ( 7-1404 )
چکیده
مقدمه: مواجهه شغلی با ترکیبات آلی فرار (BTEX) و فلزات سنگین در محیطهای صنعتی، نگرانیهای جدی از منظر سلامت شغلی ایجاد کرده است. این ترکیبات ممکن است منجر به اثرات سمی، سرطانزایی، و اختلالات خونی و بیوشیمیایی شوند. هدف این مطالعه، ارزیابی ریسکهای بهداشتی ناشی از مواجهه با این آلایندهها در یک صنعت تولید تجهیزات نیروگاهی طی یک دوره 10 ساله و مقایسه دقت روشهای کمی (USEPA) و نیمهکمی (سنگاپور) بوده است.
روش کار: این مطالعه بهصورت مقطعی در شش گروه شغلی انجام شد. نمونهبرداری فردی از ترکیبات BTEX و فلزات سنگین مطابق با روشهای NIOSH انجام گرفت. سپس ارزیابی ریسک سرطانزایی و غیرسرطانزایی با روش کمی سازمان حفاظت محیط زیست آمریکا (USEPA) و روش نیمهکمی سنگاپور محاسبه شد. علاوهبراین، شاخصهای خونی و بیوشیمیایی کارکنان نیز تحلیل گردید.
یافته ها: بیشترین ریسک سرطانزایی با نیکل و بالاترین مقدار ضریب خطر (HQ) مربوط به زایلن، بنزن و نیکل گزارش شد. درحالیکه اکثر ریسکها در روش نیمهکمی در سطح پایین طبقهبندی شدند، روش USEPA توانست موارد با ریسک قطعی را نیز شناسایی کند. شاخصهای SGOT، SGPT، FBS، کراتینین و فشار خون نیز نشان دادند کافراد تحت مواجهه با این ترکیبات قرار گرفته اند.
نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان داد روش USEPA با دقت و حساسیت بالاتر، ابزار مناسب تری برای ارزیابی ریسک مواد شیمیایی در محیطهای کاری محسوب میشود. همچنین، توجه جدی به مواجهه مزمن با ترکیبات BTEX و فلزات و انجام اقدامات کنترلی مؤثر در صنایع مشابه مورد تأکید قرار میگیرد.
رسول احمدپور قشلاقی، هادی احمدی وفا، رامین عباسی، پریسا مشعشعی، مهدی فیروزی، مصطفی جوانمردی، سید شمس الدین علیزاده،
دوره 15، شماره 4 - ( 10-1404 )
چکیده
مقدمه: بیماریهای شغلی و حوادث کاری سالانه تأثیرات مالی قابلتوجهی بر صنایع، جوامع و کشورها دارند. ارزیابی ریسک ابزاری مؤثر برای مدیریت این مسائل محسوب میشود، بااینحال، بسیاری از سازمانها در اجرای آن ناکام میمانند. این مطالعه به بررسی این چالش از دیدگاه افسران بهداشت، ایمنی و محیطزیست
(Health, Safety and Environment) میپردازد.
روش کار: در این پژوهش، از مصاحبههای نیمهساختاریافته فردی استفاده شد و طی یک دوره دو ماهه در مجموع ۳۰ مصاحبه با افسران HSE انجام گرفت. تحلیل محتوای استقرایی برای بررسی مصاحبهها به کار گرفته شد. پس از تجزیهوتحلیل مصاحبهها، کدهای استخراجشده دستهبندی شدند.
یافته ها: نتایج نشان داد که هفت دسته اصلی از موانع شناسایی شدهاند که هر یک شامل چندین زیرگروه هستند. این دستههای اصلی عبارتاند از: منابع، دانش فنی، موانع قانونی و مقرراتی، مسائل فرهنگی، عدم تفکر مبتنی بر ریسک در سازمان، مسائل فردی، و فقدان تعامل و ارتباطات.
نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد که در صنایع استان آذربایجان شرقی، هفت مانع اساسی در مسیر اجرای سیستم مدیریت ریسک و انجام ارزیابی ریسک وجود دارد. این موانع میتوانند بهطور مستقیم بر شناسایی، تحلیل و کنترل ریسکها تأثیر گذاشته و باعث کاهش کارایی فرآیندهای ایمنی و بهداشت شغلی شوند. بنابراین، برای انجام یک ارزیابی ریسک مؤثر و ارتقای سطح ایمنی در محیطهای صنعتی، ضروری است که سیاستگذاران، مدیران صنایع و نهادهای نظارتی این موانع را بهدقت شناسایی و تحلیل کرده و راهکارهای مناسبی برای رفع آنها ارائه دهند. ضروری است که مدیران صنایع برای رفع موانع مرتبط با منابع، به تخصیص بودجه مستقل و کافی برای ارزیابی ریسک (مانند خرید نرمافزار مدیریت ریسک) و پرداخت هزینه برای اقدامات کنترلی پس از ارزیابی، اهتمام ورزند. علاوه بر این، تدوین و اجرای برنامههای آموزشی، بازسازی نظامهای مدیریتی و تقویت تعاملات بین سازمانهای نظارتی و صنایع میتواند به بهبود فرآیند ارزیابی ریسک و مدیریت ایمنی در این حوزه کمک کند.
عذرا درگاهی قرهباغ، موسی جباری، غزاله منظمی تهرانی،
دوره 15، شماره 4 - ( 10-1404 )
چکیده
مقدمه: حساسیت بیمارستان در برابر حریق، به علت محدودیتهای حرکتی و هوشیاری جمعیت ساکن، وجود کارکنان متخصص، ارزش زیرساختی در نظام درمان، تجهیزات گرانقیمت، بهعنوان یکی از دغدغههای مدیریت بیمارستانها موردتوجه است. همچنین، دود بهعنوان یکی از اصلیترین علل مرگومیر ناشی از حریق مطرح است. این پژوهش با هدف بررسی وضعیت ایمنی حریق و مدلسازی انتشار دود و حریق بر اساس نتایج ارزیابی ریسک حریق در یک بیمارستان آموزشی و درمانی در سال ۱۴۰۲- ۱۴۰۳ انجام شد.
روش کار: این مطالعه در سه گام متوالی شامل ارزیابی ریسک، طراحی سناریو حریق و مدلسازی دود و حریق در یک بیمارستان آموزشی و درمانی انجام شد. بخشهای آسیبپذیر در برابر حریق با استفاده از روش FRAME شناسایی شدند. سپس، سناریو حریق و استراتژی کنترلی بر اساس علل ریسک شناساییشده در گام اول و نیز با مرور منابع طراحی گردید. در گام پایانی، مدلسازی دود و حریق با نرمافزار CFAST انجام شد و کارایی استراتژی کنترلی مورد بررسی قرار گرفت.
یافته ها: از میان بخشهای مورد ارزیابی بیمارستان، بخش بستری واقع در طبقه دهم به دلیل تجمع چندین رفتار ناایمن و بخش انبار واقع در طبقه منفی یک به علت انبارش نامناسب و دسترسی ناکافی به خروجی اضطراری، دارای ریسک حریق افراد بالاتر از حد مجاز (سطح نامطلوب) ارزیابی شدند. مدلسازی دود و حریق در این دو طبقه، برای دو استراتژی »وضعیت موجود «و»کنترل ریسک «انجام شد. نتایج مدلسازی در هر دو مورد، تأثیر مثبت استراتژی کنترلی را بر بهبود شاخصهای دوز مؤثر کسری (FED) و نرخ انتشار حرارت (HRR) نشان داد.
نتیجه گیری: ارزیابی ریسک میتواند دیدگاه روشنی از جزئیات ایمنی حریق ساختمان بیمارستان ارائه دهد. تلفیق نتایج ارزیابی ریسک FRAME با شبیهسازی CFAST، به درک جامعی از وضعیت ایمنی حریق بیمارستان منجر میشود. از این دادهها میتوان برای طراحی برنامههای اضطراری و محاسبه زمان خروج ایمن موردنیاز (RSET) بهره برد تا از آسیبهای جانی ناشی از گازهای خفهکننده برای ساکنان پیشگیری شود.
توحید دلشاد، فرهاد شهرکی، محمد رضا سردشتی بیرجندی، بهاره بیدار،
دوره 15، شماره 4 - ( 10-1404 )
چکیده
مقدمه: واحدهای صنعتی مانند پالایشگاههای نفت با خطرات ناشی از انتشار گازهای سمی و قابلاشتعال مواجه هستند. گاز هیدروژن سولفید (H₂S) به دلیل سمیت بالا و اثرات زیستمحیطی، از جمله خطرناکترین آلایندههاست. هدف این مطالعه، مدلسازی و ارزیابی پیامد انتشار H₂S در واحد بازیافت گوگرد (SRU) پالایشگاه آبادان با استفاده از نرمافزار PHAST برای پشتیبانی از برنامهریزی ایمنی و استراتژیهای کاهش ریسک است.
روش کار: مدلسازی پیامدها با نسخه ۸.۴ نرمافزار PHAST انجام شد. دادههای فرآیندی شامل دما، فشار، دبی جریان و آنالیز خوراک، همراه با شرایط هواشناسی (دمای متوسط، رطوبت نسبی و سرعت باد براساس طبقهبندی پاسکویل) برای تعریف سناریوها استفاده شدند. سناریوها شامل پارگی جزئی خط لوله، نشتی با دبی متغیر، آزادسازی از لوله کوتاه و پارگی فاجعهآمیز مخزن راکتور بودند. معیارهای کلیدی آسیب شامل آستانه تشعشع حرارتی، فشار موج انفجار و دوز سمیت برای تعیین محدودههای پرخطر به کار گرفته شد.
یافته ها: تشعشع حرارتی تا kW/m² 027/71 مرگ آنی تا شعاع ۷۰ متر ایجاد میکند و فشار بیش از bar 02/0 تجهیزات و سازهها را تا ۳۵ متر در تابستان تخریب میکند. ابر H2S تا ۱۲۰ متر در جهت باد گسترش مییابد و مرگ فوری کارکنان را موجب میشود. این یافتهها محدودههای پرخطر SRU و اطراف آن را مشخص کرده و بر ضرورت جابجایی پناهگاهها، نصب سیستم پایش گاز و تأمین تجهیزات حفاظتی تأکید میکند. نتایج محدود به سناریوهای تعریفشده و مفروضات PHAST است.
نتیجه گیری: به سبب عدم مطالعه ارزیابی ریسک در فازهای اولیه و حین بهرهبرداری، تعیین نقاط ایمن و محدوده با ریسک بالا به همراه اولویتبندی کاهش ریسک ضروری است تا سلامت محیط کار کارکنان و عموم مردم تأمین شود. ارزیابی کامل ریسک شامل تحلیل احتمال وقوع (با نرمافزارهایی مانند SAFETI) و استفاده از مدلهای پیشرفتهتر (CFD و روشهای هوش مصنوعی) برای تحقیقات آینده توصیه میشود.