جستجو در مقالات منتشر شده


28 نتیجه برای زمان

عادل مظلومی، زینب کاظمی، رامین مهرداد، مهرداد حلمی کهنه شهری، مهران پورحسین،
دوره 7، شماره 2 - ( 3-1396 )
چکیده

مقدمه: کیفیت زندگی کاری شکل جدیدی از رضایت شغلی است که احساسات فرد درباره تمامی جنبه‌های کاری خود را شامل می‌شود. هدف از مطالعه حاضر تعیین ویژگی‌های سایکومتریک نسخه فارسی پرسش‌نامه WRQoL-2 برای استفاده در جامعه پرستاران می‌باشد.

روش کار: در مطالعه حاضر، از روش ترجمه معکوس به‌منظور تأیید ثبات زبان‌شناسی پرسشنامه استفاده می‌شود. سپس، مطالعه مقطعی در میان 270 نفر از پرستاران یکی از بیمارستان‌های تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی تهران صورت گرفت. پایایی پرسش‌نامه با استفاده از روش آزمون-بازآزمون و اعتبار ساختاری آن با استفاده از آزمون تحلیل عاملی بررسی شد. به‌علاوه، اعتبار افتراقی این پرسش‌نامه از مقایسه میانگین نمرات کیفیت زندگی کاری در دو گروه از پرستاران راضی از درآمد و ناراضی از درآمد خود به دست آمد.

یافته ها: در خصوص پایایی، ملاحظه گردید که ضریب تکرارپذیری برای تمامی ابعاد پرسش‌نامه WRQoL-2 در سطح قابل‌قبولی می‌باشد. طبق تحلیل عاملی مؤلفه‌های مربوط به پرسش‌نامه در مطالعه حاضر 6 مؤلفه کیفیت زندگی کاری شناسایی گردید که در مقایسه با نسخه اصلی پرسش‌نامه برخی سؤالات در گروه‌های متفاوتی قرار گرفتند. در خصوص روایی افتراقی، در مورد تمامی مؤلفه‌ها، به‌جز مؤلفه استرس در کار، مقدار P-value کم‌تر از 50/0 به دست آمد.

نتیجه گیری: با توجه به سطح قابل‌قبول روایی و پایایی به‌دست‌آمده برای پرسش‌نامه WRQoL-2، استفاده از این پرسش‌نامه باری ارزیابی کیفیت زندگی کاری پرستاران در بیمارستان‌ها پیشنهاد می‌گردد.


رضا جعفری ندوشن، محمدجواد جعفری، غلامعباس شیرالی، سهیلا خداکریم، حسن خادمی زارع، امیرعباس حامد منفرد،
دوره 7، شماره 3 - ( 6-1396 )
چکیده

مقدمه: مهندسی رزیلینس یکی از رویکردهای نوین مدیریت خطر و توانایی ذاتی یک سیستم در تطبیق کارهای خود پیش از، در طی و پس از تغییرات و وقایع ناخواسته است به گونه ای که بتواند عمل‌کرد سیستم را تحت شرایط قابل پیش بینی و غیر قابل پیش بینی حفظ نماید. هدف از این مطالعه، شناسایی شاخص‌های رزیلینس سازمانی پالایشگاهها و اولویت بندی آنها با استفاده از تکنیک تاپسیس فازی بود.

روش کار: یک مطالعه کیفی جهت شناسایی شاخص های رزیلینس سازمانی مجتع‌های پالایشگاهی انجام شد. روش اصلی جمع آوری اطلاعات، مصاحبه نیمه ساختاریافته با خبرگان بود که با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی و مرور متون، شاخص‌ها استخراج و تعیین شدند. وزن دهی و رتبه بندی شاخص‌های شناسایی شده، به وسیله تکنیک تاپسیس فازی انجام شد.

یافته ها: یازده شاخص در بخش رزیلینس سازمانی شناسایی شدند که عبارتند از: تعهد مدیریت، نظام مدیریت عمل‌کرد، جریان اطلاعات/ارتباطات، فرهنگ مشارکت، فرهنگ مدیریت خطا، مدیریت منابع انسانی، آموزش، آمادگی، انعطاف پذیری، مدیریت تغییر و فرهنگ نوآوری. نتایج نشان داد شاخص تعهد مدیریت(وزن 035/0) و آمادگی(وزن 031/0) دارای بیش‌ترین تاثیر و شاخص فرهنگ نوآوری نسبت به سایر شاخص‌ها دارای کم‌ترین اهمیت بود.

نتیجه گیری: سازمان‌های فنی اجتماعی بحرانی بالاخص مجتمع‌های پالایشگاهی به منظور بهبود مدیریت ایمنی و رزیلینس می توانند بر روی شاخص‌های تأثیرگذار بر اساس اولویت، تمرکز نموده و نسبت به پایش و بهبود آنهـا اقـدام نماینـد. اصلاح و بهبود شاخص‌های موثر منجر به ارتقاء ایمنی و سطح رزیلینس سازمان خواهد شد.


زهره محبیان، حبیب اله دهقان، احسان اله حبیبی،
دوره 7، شماره 3 - ( 6-1396 )
چکیده

مقدمه: استرس حرارتی یکی از عوامل زیان آور فیزیکی محیط کار است که می تواند باعث اختلال در عمل‌کردهای شناختی افراد شود. هدف از این تحقیق بررسی اثر سطوح مختلف گرما بر روی میزان توجه و زمان واکنش در شرایط آزمایشگاهی بود.

روش کار: در این مطالعه تجربی 33 نفر از دانشجویان دانشکده بهداشت شامل 17مرد و16زن با میانگین و انحراف معیار سنی1/22 (±3/2) مورد بررسی قرارگرفتند. پس از 5/1 ساعت مواجهه با دو سطح دمای C‏°22 و C°37 ،درصد توجه افراد با استفاده از آزمون عمل‌کرد پیوسته و زمان واکنش آنها با استفاده از دستگاه سنجش زمان واکنش اندازه‌گیری شد. داده‌ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 20 تجزیه و تحلیل شدند.

یافته ها: نتایج آزمو‌ن‌های توجه وزمان واکنش نشان داد که با افزایش دما، میانگین میزان توجه کاهش و زمان واکنش افزایش می‌یابد که از نظر آماری این تفاوتها معنادار بود (001/0˂P).درصد توجه درشرایط مواجهه با دمای 22درجه سانتی‌گراد به‌طور معناداری بیش‌تر از میزان مربوطه در دمای 37 درجه سانتی‌گراد بود (001/0˂P). زمان واکنش درشرایط مواجهه با دمای 37 درجه سانتی‌گراد به‌طور معنی داری بیش‌تر از میزان مربوطه در دمای 22 درجه سانتی‌گراد بود (001/0˂P).

نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که گرما از طریق افزایش زمان واکنش و کاهش درصد توجه افراد منجربه افت عمل‌کردهای شناختی آنها می‌شود. بنابراین در پست‌های کاری مانند اتاق‌های فرمان و صنایع مختلف که نیاز به توجه، تمرکز و عکس‌العمل سریع دارند در نظر گرفتن و بهینه‌سازی شرایط گرما به منظور افزایش سطح توجه و کاهش زمان واکنش ضروریست.


اسماء زارع، سعید یزدانی راد، فاطمه دهقانی، فریبرز امیدی، ایرج محمد فام،
دوره 7، شماره 3 - ( 6-1396 )
چکیده

مقدمه: با وجود تلاش‌های مداوم برای کاهش خطای انسانی در سیستم‌های مختلف، اشتباهات و رفتار نا ایمن علت اصلی وقوع حوادث در محیط کار می‌باشد. مطالعات زیادی برای شناسایی و بهبود خطای انسانی در سال‌های اخیر انجام گرفته‌اند. تعداد زیاد مطالعات خطای انسانی با تنوع بالای مباحث، مرور کلی در این زمینه را برای محققان دشوار ساخته است. بنابراین یک مرور سیستماتیک مطالعات گذشته، بهترین راه برای به اشتراک گذاشتن یافته‌های مفید مطالعات و در دسترس قرار گرفتن گرایشات مطالعات آینده در زمینه خطای انسانی می‌باشد.

روش کار: مقالات بعد از جستجوی سیستماتیک در پایگاه‌های داده معتبر، بر اساس عنوان مقاله، سال انتشار، عنوان مجله/کنگره، شهر/ منطقه، سطح سازمان بندی، شغل مورد بررسی، نوع سازمان و روش استفاده شده رمزگذاری شدند و به بررسی دقیق براساس کدبندی‌ها پرداخته شد.

یافته ها: سه گروه مطالعات خطای انسانی شناسایی شدند. گروه اول مطالعات از جنبه مدیریت ایمنی، ارزیابی و برنامه ریزی ایمنی به بررسی خطای انسانی پرداخته‌اند. گروه دوم تاثیرات خصوصیات فردی مثل رفتار فرد، ادراک و میزان آموزش را بر میزان خطای انسانی بررسی کرده‌اند. گروه سوم اطلاعات حاصل از حوادث پیشین را برای بهبود رفتار افراد و کاهش خطای انسانی به کار گرفته‌اند. به‌منظور تعیین بهتر گرایشات مطالعات، از جنبه‌های زمانی و موضوعی به بحث راجع به مباحث پرداخته شده است.

نتیجه گیری: در آخر، در این مطالعه مروری، شکاف‌های مطالعاتی مرتبط با خطای انسانی شناسایی و راهکارهای مناسب ارایه گردید.


محمد رضا منظم اسماعیل پور، فریدون لعل، فرشته مجلسی، روح اله فلاح مدواری، عباس رحیمی فروشانی، علیرضا فلاح مدواری،
دوره 7، شماره 4 - ( 9-1396 )
چکیده

مقدمه: استفاده از وسایل حفاظت شنوایی آخرین راه کنترل صدا می باشد. برای اطمینان از موثر بودن کارایی گوشی، اطلاع از مدت زمان استفاده از آن مهم می باشد. هدف مطالعه حاضر بررسی میزان افزایش زمان استفاده از گوشی‌های حفاظتی با کاربرد مدل آموزشی بزنف است.

روش کار: برای بررسی میزان مواجهه صوتی کارگران زمانی که از وسایل حفاظت شنوایی استفاده نمی‌کردند، از روش مبتنی بر وظیفه و روش استاندارد (2009)ISO9612 با دستگاه اندازه گیری دوزیمتر صدا استفاده شد. عمل کرد واقعی گوشی‌های حفاظتی قبل و بعد از مداخله آموزشی پس از احتساب مدت زمان استفاده و هم چنین نوع وسیله حفاظتی با استفاده از استاندارد NIOSH تعیین گردید. داده ها با استفاده از نرم افزار 19 SPSS و اجرای آزمون های آماری ANCOVA و T-Test آنالیز شدند.

یافته ها: قبل از مداخله آموزشی میزان واقعی تراز صدا برای کارگران گروه مورد 76dBA/89 و برای بعد از مداخله dBA 04/84 به دست آمده است که طبق آزمون ANCOVA اختلاف معناداری با گروه شاهد دارد(0.0001>p). در گروه شاهد با توجه به این که هیچ آموزشی دریافت نکرده اند میزان واقعی تراز صدا تغییری نکرده است.

نتیجه گیری: نتایج حاکی از آن است که افزایش مدت زمان استفاده از گوشی حفاظتی با کاربرد مداخله آموزشی مدل بزنف تاثیر به سزایی در افزایش عمل کرد و کارایی گوشی های حفاظتی دارد.


آتنا رفیعی پور، پروین نصیری، امید گیاهی، محمد رضا منظم اسماعیل پور، ابوالفضل ذاکریان، فاروق محمدیان،
دوره 7، شماره 4 - ( 9-1396 )
چکیده

مقدمه: مواجهه با ارتعاش به عنوان یکی از پیامدهای صدای صنعتی و یا استفاده از وسایل مولد ارتعاش می تواند باعث عدم آسایش، کاهش کارایی و سطح ایمنی در محیط های کاری شود. از این رو در مطالعه حاضر به بررسی تأثیر ارتعاش تمام بدن بر عملکرد ذهنی و زمان پاسخ دهی افراد پرداخته شد.

روش کار: در پژوهش حاضر 40 نفر از دانش جویان پسر دانش گاه علوم پزشکی تهران به طور تصادفی انتخاب شده و به دو گروه 20 نفره تقسیم شدند. هر گروه در یکی از دو آزمون پورد پگ بورد و محاسبات ریاضی شرکت داده شدند. هر یک از افراد نمونه در هر مرحله از آزمون با ارتعاش تمام بدن در دو شتاب 8m/s2/0و 1m/s2/1 و نیز یک حالت شاهد شامل وضعیت بدون ارتعاش مواجهه داده شدند و زمان پاسخ دهی و عملکرد ذهنی آن ها مورد بررسی قرار گرفت.

یافته ها: در مطالعه حاضر میانگین زمان پاسخ دهی به آزمون دستی پورد پگ بورد در شتاب ارتعاشی m/s2 0، 8/0 و 1/1 با یک روند کاهشی به ترتیب معادل 7/2±65/197، 58/3±31/176 و 92/2±58/177 به دست آمد که باعث کاهش معنادار در صحت انجام آزمون می شود. هم چنین نتایج نشان داد که ارتعاش تمام بدن بر کارایی ذهنی در حد سطحی تأثیرگذار نیست اما در سطوح میانی و عمقی این تفاوت به لحاظ آماری معنادار می باشد(001/0>p).

نتیجه گیری: بر اساس نتایج به دست آمده ارتعاش تمام بدن یک عامل موثر بر زمان پاسخ دهی و عملکرد ذهنی افراد می باشد که می تواند منجر به کاهش در صحت انجام کار شود.


داوود محمودی، سید شمس الدین علیزاده، یحیی رسول زاده، محمد اصغری جعفرآبادی،
دوره 8، شماره 4 - ( 10-1397 )
چکیده

مقدمه: برای صنایع و سازمان ها فجایع، حوادث و بحران ها مسایل پیچیده و بحث برانگیز می باشند. انعطاف پذیری سازمانی یک هدف مؤثری است که به طور مداوم به عمل کرد سازمان در طول کسب و کار، فجایع و موقعیت های بحرانی کمک می کند. لذا مطالعه حاضر با هدف بررسی روایی و پایایی پرسش نامه انعطاف پذیری سازمانی در مواجهه با حوادث بزرگ انجام گرفت.
روش کار: پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی-تحلیلی است. ابتدا مفهوم انعطاف پذیری سازمانی و ابعاد آن برای بررسی مشخص شد. سپس برای بررسی روایی محتوایی، پرسش نامه طراحی شده در اختیار اعضای پانل خبرگان قرار گرفته و براساس نظرات اعلام شده، شاخص روایی محتوایی (CVI) و نسبت روایی محتوایی (CVR) محاسبه گردید. پایایی پرسش نامه نیز بعد از تکمیل آن توسط 272 نفر از کارکنان صنایع مورد مطالعه تعیین گردید.
یافته ها: میزان شاخص CVR در تمامی گویه ها از مقدار استاندارد (50/0) بالاتر بود. هم چنین تمامی حیطه های پرسش نامه به جز حیطه مسوولیت پذیری دارای CVI بالاتر از 90/0 بودند. ضریب آلفای کرونباخ برای همه ابعاد پرسش نامه به جز بعد مسوولیت پذیری، بالاتر از مقدار قابل قبول (70/0) بوده و این ضریب برای کل پرسش نامه نیز 967/0 به دست آمد که نشان دهنده عالی بودن این شاخص در مطالعه می باشد.
نتیجه گیری: یافته های مطالعه نشان داد که پرسش نامه انعطاف پذیری سازمانی در مواجهه با حوادث بزرگ دارای روایی و پایایی قابل قبول بوده و برای بررسی انعطاف پذیری سازمانی در سازمان ها، می توان به عنوان یک ابزار جامع، قوی و قابل اعتماد از آن استفاده کرد
حجت الله کاکایی، مجتبی بیگزاده، فریده گلبابایی، محمدرضا گنجعلی، مهدی جهانگیری، سید جمالدین شاه طاهری،
دوره 9، شماره 4 - ( 10-1398 )
چکیده

مقدمه: سولفید هیدروژن یکی از مهمترین ناخالصی های موجود در گاز طبیعی است. با توجه به این واقعیت که این گاز بسیار خطرناک، سمی، خورنده و آتش زا می باشد، لذا حذف سولفید هیدروژن به روش های مختلفی مورد مطالعه قرار گرفته است که یکی از شناخته شده ترین آنها روش جذب سطحی می باشد. در مطالعه حاضر از کربن فعال و کامپوزیت کربن فعال داربست آلی-فلزی (MOF-5) جهت حذف سولفید هیدروژن از هوای تنفسی به روش جذب سطحی استفاده شد.
روش کار: ابتدا کربن فعال (AC) توسط آسیاب گلوله ای تبدیل به پودر گردید و کامپوزیت  AC/MOF-5بر پایه کربن با مقادیر10، 25 و 40 درصد وزنی از داربست آلی فلزی MOF-5 سنتز شد. سپس بررسی میزان جذب و زمان عبور آلاینده در دما، رطوبت و غلظت های مختلف با استفاده از سیستم شبیه ساز دستگاه تنفسی انسان طراحی شده مورد آزمایش قرار گرفت. برای تعیین ویژگی جاذب های کامپوزیتی تهیه شده از روش های دستگاهی XRD، SEM و BET استفاده گردید.برای سنجش میزان دقیق گاز سولفید هیدروژن از سنسور اختصاصی دستگاه قرائت مستقیم aeroqual S500 با دقت
 ppm 01/0 برای گاز سولفید هیدروژن استفاده شد.   
یافته ها: کامپوزیت AC/MOF-5 نسبت به سایر جاذب ها میزان جذب و زمان عبور آلاینده بالاتری را نشان داد. سطح ویژه (BET) برای این نمونهm2/g  814، متوسط قطر حفره ها 6795/1 نانومتر و حجم کل حفرات برابر cm3/g 342/0 بدست آمد. نمودار ایزوترم نشان داد که بر اساس تقسیم بندی اتحادیه جهانی شیمی محض و کاربردی ( IUPAC ) بیشتر اندازه حفرات این جاذب در دسته میکرو متخلخل قرار گرفت. بیشترین میزان جذب (میلی گرم بر گرم جاذب) و زمان عبور آلاینده (دقیقه) مربوط به جاذب  با 41/60 (08/1=SD) میلی گرم بر گرم جاذب و 26/56 (38/2=SD) دقیقه در دمای 15 درجه سانتی گراد، غلظت ppm 88/9 (70/0=SD) ، رطوبت 06/51 (15/0=SD) و افت فشار 34/51 میلی متر آب بود. با افزودن بیش از  25 درصد وزنی از داربست آلی-فلزی MOF-5 به کربن فعال مقدار جذب و زمان عبور آلاینده افزایش یافت، اگرچه افت فشار آن نیز بیشتر گردید.
نتیجه گیری: نتایج نشان داد که جاذب کامپوزیتی AC/MOF-5 ، باتوجه به ساختار متخلخل، سطح ویژه بالا، و از همه مهمتر داشتن گروه های Zn-O-C، باعث افزایش میزان جذب و همچنین زمان عبور آلاینده شد. با این حال افت فشار نسبتا بالاتری را نسبت به کربن فعال تجاری  (AC)نشان داد.
 
محسن صادقی یارندی، فریده گلبابایی، علی کریمی، علی اصغر ساجدیان، وحید احمدی،
دوره 10، شماره 3 - ( 6-1399 )
چکیده

مقدمه: 3،1- بوتادین یکی از مهم ترین ترکیبات سرطانزای موجود در هوای تنفسی کارکنان شاغل در صنایع پتروشیمی می باشد. یکی از مهم ترین راه های تعیین سطح اثرات سرطانزایی و بهداشتی ناشی از مواجهه تنفسی با آلاینده های موجود در محیط کار، استفاده از روش های ارزیابی ریسک می باشد. مطالعه حاضر با هدف ارزیابی مقایسه ای ریسک سرطانزایی مواجهه تنفسی با 3،1- بوتادین در یک صنعت پتروشیمی با استفاده از دو روش سازمان حفاظت محیط زیست آمریکا و دپارتمان بهداشت شغلی سنگاپور انجام گردید.
روش کار: مطالعه حاضر از نوع مقطعی بوده و در سال 1397 در یک صنعت پتروشیمی تولید کننده کوپلیمرهای آکریلونیتریل، بوتادین و استیرن (ABS) انجام گردید. میزان مواجهه تنفسی با 3،1- بوتادین با استفاده از متد شماره 1024 انستیتو ملی ایمنی و بهداشت شغلی اندازه گیری گردید. سپس به منظور ارزیابی ریسک سرطانزایی از دو روش سازمان حفاظت محیط زیست آمریکا (USEPA) و دپارتمان بهداشت شغلی سنگاپور استفاده گردید.  
یافته ها: نتایج نشان داد که میانگین مواجهه تنفسی با 3،1- بوتادین در بین کلیه افراد مقدار 367/0±  253/0 پی پی ام  بوده و در کلیه موارد پایین تر از حد مجاز مواجهه می باشد. میانگین شاخص سرطانزایی طول عمر (LCR) در روش پیشنهادی سازمان حفاظت محیط زیست آمریکا  در بین کلیه افراد مورد مطالعه مقدار 3- 10 ×71/2 مشخص گردید. همچنین در این روش 2/82 درصد از افراد مورد مطالعه در محدوده ریسک سرطانزایی قطعی و 8/17 درصد نیز در محدوده ریسک احتمالی قرار دارند. نتایج حاصل از روش دپارتمان بهداشت شغلی سنگاپور نیز نشان داد که 2/91 درصد از افراد مورد مطالعه در محدوده ریسک سرطانزایی احتمالی و 8/8 درصد از افراد نیز در محدوده ریسک قطعی قرار دارند.
نتیجه گیری: یافته های مطالعه حاضر نشان داد که نتایج روش ارزیابی ریسک نیمه کمی سنگاپوری سازگاری مناسبی با نتایج روش کمی پیشنهادی توسط سازمان حفاظت محیط زیست آمریکا ندارد. لذا با توجه به دقت و جامعیت بالای روش ارزیابی ریسک سازمان حفاظت محیط زیست آمریکا به عنوان روشی مرجع در دنیا به منظور ارزیابی ریسک سرطانزایی و بهداشتی مواجهه با مواد شیمیایی، پیشنهاد می گردد در مطالعات آینده از این روش به جای روش سنگاپوری استفاده گردد.
محسن مهدی‌نیا، مصطفی میرزایی علی‌آبادی، احمد سلطان‌زاده، علیرضا سلطانیان، ایرج محمد‌فام،
دوره 11، شماره 2 - ( 3-1400 )
چکیده

مقدمه: آگاهی موقعیتی ایمنی یکی از فاکتور‌های مهم مؤثّر بر قابلیت اطمینان و عملکرد ایمنی اپراتور‌ها می‌باشد که خود تحت تأثیر متغیر‌های مختلفی قرار می‌گیرد. شناسایی این متغیر‌ها و نحوه روابط آنها در بهینه‌سازی اقدامات کنترلی نقش اساسی خواهد داشت و مطالعه حاضر نیز با همین هدف انجام شد.
روش کار: این مطالعه بر مبنای نظرات متخصصان آگاهی موقعیتی و با استفاده از یک روش تصمیم‌گیری چند معیاره فازی انجام شد. جهت کمی سازی نظرات متخصصان و برای کاستن از خطای ناشی از ارزیابی‌‌ ذهنی آنها از روابط متغیر‌ها، از اعداد فازی مثلثی استفاده گردید.   
یافته ها: نتایج نشان داد که متغیر‌های سازمانی همراه با «دانش ایمنی/شغلی» و « تجربه در وظیفه» مهمترین و ریشه‌ای‌ترین متغیر‌های پیش‌بینی کننده آگاهی موقعیتی می‌باشند. از گروه متغیر‌های سازمانی مورد مطالعه نیز «نگرش ایمنی سازمان»، «طراحی ایمن سیستم‌ها» و «آموزش» مهمترین متغیر‌های تعیین کننده تغییرات آگاهی موقعیتی می‌باشند.
نتیجه گیری: بر اساس تجمیع نظرات خبرگان مبتنی بر منطق فازی، مهمترین متغیر‌های مؤثر بر آگاهی موقعیتی و روابط علت و معلولی آنها شناسایی شدند. متغیر‌های سازمانی اصلی‌ترین متغیر‌های تعیین کننده ‌آگاهی موقعیتی می‌باشند. برای بهبود آگاهی موقعیتی بهترین نتایج با اصلاح متغیر‌های ریشه‌ای مؤثر یعنی متغیر‌های سازمانی وبرخی متغیر‌های فردی بدست می‌آید.
آذر مهرابی متین، مهسا الفی، محمد رضا منظم، عادل مظلومی، کمال اعظم،
دوره 12، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده

مقدمه: صدا می‌تواند بر برخی از جنبه‌های سلامتی انسان از جمله عملکرد شناختی تأثیر بگذارد. علاوه بر تراز فشار صوت و مدت‌زمان مواجهه، ویژگی‌های سایکوآکوستیک صدا نیز ممکن است باعث اثرات مخرب بر انسان شود. تعداد مطالعات اندکی درباره تأثیرات ویژگی‌های کیفی صدا بر عملکرد شناختی وجود دارد. در این مطالعه، هدف پیدا کردن میزان بلندی و تیزی صدایی بود که بیشترین تأثیر مخرب را بر عملکرد شناختی افراد داشته باشد.
روش کار: این مطالعه مقطعی بر روی 10 دانشجوی پسر از دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد. صداها در دو کانال تولید شدند که کانال چپ صدای صورتی را به‌عنوان صدای پس‌زمینه تولید کرد. بلندی و تیزی صدای صورتی به ترتیب 7/ 19 سون و 2/49 آکوم می‌باشد. کانال راست صداهایی با سطوح بلندی و تیزی متفاوت تولید کرد که محدوده بلندی صداها 9/67-8/87 سون و محدودۀ تیزی صداها 6/4-1/07 آکوم می‌باشد. درنهایت، ده صدا با بلندی و تیزی‌های مختلف استفاده شد. دانشجویان تست MPST را جهت سنجش زمان واکنش و میزان دقت در مواجهه با ده نوع صدای مختلف و حالت سکوت انجام دادند. زمان واکنش و نسبت دقت پس از پنج دقیقه مواجهه با صدا اندازه‌گیری شد. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS نسخۀ 22 آنالیز شدند. 05/0>P به‌عنوان سطح معنادار در نظر گرفته شد.  
یافته ها: زمان واکنش و میزان دقت با افزایش سطح تیزی صدا افزایش یافت. اگرچه، تغییر در سطوح بلندی و تیزی تأثیر معناداری بر سرعت و دقت دانشجویان ندارد. سرعت عملکرد در مواجهه با صدای شمارۀ 3 با بیشترین بلندی (67/9 = L , 1/07=SH) در مقایسه با حالت سکوت بهبود یافت (0/05=p-value). میانگین میزان دقت نیز در مواجهه با صدای شمارۀ 9 در مقایسه با حالت سکوت کاهش یافت (0/04=p-value).
نتیجه گیری: صداهای با بلندی و تیزی‌های مختلف، اثر معناداری بر پارامترهای عملکرد شناختی نداشتند. اگرچه، میزان دقت و سرعت واکنش به ترتیب در مواجهه با صدای 9 با بیشترین بلندی و صدای 3 با بیشترین تیزی در مقایسه با حالت سکوت کاهش یافتند.
رضا کیانتاژ، علی رمضانی، ناهید امراللهی،
دوره 12، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده

مقدمه: توصیه به ایجاد سازمان یادگیرنده از مهم‌ترین توصیه‌های آژانس بین‌المللی انرژی اتمی برای داشتن فرهنگ ایمنی پیشرفته در سازمان‌ها است. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف بررسی تجربی رابطۀ همبستگی یادگیرنده بودن یک سازمان با فرهنگ ایمنی آن در صنایع هسته‌ای و پرتوی ایران انجام شده است.
روش کار: در این تحقیق ارتباط دو مفهوم سازمان یادگیرنده و فرهنگ ایمنی سازمانی توسط داده‌های آماری جمع‌آوری‌شده از نمونه آماری 388 نفرِ از کارکنان 45 شرکت فعال در صنایع پرتوی و هسته‌ای در حوزه‌های پرتو پزشکی، رادیوگرافی صنعتی و تأسیسات پرتوی و هسته‌ای ایران با روش حداقل مربعات جزئی (PLS) و نرم‌افزار SmartPLS3 مورد تجزیه‌وتحلیل همبستگی قرار گرفت. از پرسشنامه‌های یانگ و همکاران (DLOQ) در سال 2004 برای سنجش میزان یادگیرنده بودن سازمان‌ها و پرسشنامۀ  آژانس بین‌المللی انرژی اتمی (SCPQ-LH) در سال 2017 برای سنجش سطح فرهنگ ایمنی آن‌ها استفاده شد.  
یافته ها: با توجه به یافته‌های به‌دست‌آمده در این تحقیق یادگیرنده بودن، قادر به تبیین 52 درصد از تغییرات متغیر فرهنگ ایمنی در سازمان‌ها، می‌باشد. علاوه بر این، مشاهده شد که میزان این تأثیر در چهار زیرگروه مختلف صنایع پرتوی و هسته‌ای به دلیل تفاوت‌های زمینه‌ای آن‌ها، از اختلاف معناداری برخوردار است و از مقدار 65 درصد برای تأسیسات هسته‌ای و 59 درصد برای پرتو پزشکی تا مقدار 45 درصد برای تأسیسات پرتوی و 34 درصد برای رادیوگرافی صنعتی در حال تغییر است.
نتیجه گیری: یافته‌ها از همبستگی معنادار متغیرهای پنهان سازمان یادگیرنده و فرهنگ ایمنی در سازمان‌ها حکایت دارد و مطابق نتایج به‌دست‌آمده، می‌توان از ارتقاء حالت یادگیرندگی در سازمان‌ها به‌عنوان عاملی کلیدی، در جهت بهبود فرهنگ ایمنی در آن‌ها یاد کرد.
لیلا امیدی، حسین کریمی، سعید موسوی، غلامرضا مرادی،
دوره 12، شماره 3 - ( 6-1401 )
چکیده

مقدمه: جو ایمنی پتانسیل تأثیر بر عملکرد ایمنی شاغلین در صنایع پرمخاطره را دارد. تاب‌آوری نیز به‌عنوان یک مفهوم درحال‌توسعه، توانایی تأثیر بر بهبود مستمر عملکرد ایمنی را دارد. هدف از مطالعه حاضر، تعیین تأثیر تاب‌آوری به‌عنوان یک فاکتور سازمانی بر عملکرد ایمنی (رفتار ایمن) کارکنان در یک صنعت تولید فولاد است. انتظار می‌رود که جو ایمنی در رابطه میان تاب‌آوری و عملکرد ایمنی نقش میانجی گر داشته باشد.
روش کار: این مطالعه در سال 1399 در یک صنعت تولید فولاد انجام شد. جهت سنجش متغیرهای موردمطالعه، پرسشنامه‌ای حاوی سه بخش سنجش تاب‌آوری، سنجش جو ایمنی و سنجش عملکرد ایمنی در میان 250 نفر از شاغلین توزیع گردید. پرسشنامه تاب‌آوری حاوی 19 آیتم بود که تاب‌آوری سازمان را در 6 بعد سنجش می‌نمود. جهت سنجش عملکرد ایمنی از دو بعد انطباق با ایمنی و مشارکت در ایمنی استفاده گردید و جهت سنجش جو ایمنی از پرسشنامه‌ای حاوی 19 آیتم در 4 بعد شامل ارتباطات ایمنی، درک ایمنی سرپرست، درک ایمنی همکاران و فشار کاری استفاده شد.  
یافته ها: نتایج سنجش برازش مدل ارتباطی با استفاده از مدل معادلات ساختاری نشان داد که تأثیر تاب‌آوری سازمانی بر جو ایمنی (0/05=P و 0/23=β) و همچنین تأثیر جو ایمنی بر عملکرد ایمنی (0/01=P و 0/43=β) معنی‌دار بود. بعلاوه، اثر غیرمستقیم تاب‌آوری سازمانی بر عملکرد ایمنی از طریق جو ایمنی 0/66 گزارش گردید؛ بنابراین، بر اساس نتایج، جو ایمنی دارای نقش میانجی‌گری در رابطه میان تاب‌آوری سازمانی و عملکرد ایمنی است.
نتیجه گیری: ارتقاء تاب‌آوری سازمانی و جو ایمنی سبب ارتقاء عملکرد ایمن شاغلین می‌شود. تاب‌آوری سازمانی و ابعاد سازنده آن مانند فرهنگ گزارش دهی، یادگیری و آگاهی سبب بهبود هر دو بعد سازنده عملکرد ایمنی (انطباق با ایمنی و مشارکت در ایمنی) می‌گردد.
محمدعلی آدیش، روح‌الله علیخان گرگانی، کریم کیاکجوری،
دوره 12، شماره 4 - ( 10-1401 )
چکیده

مقدمه: بیمارستان یکی از سازمان‌های اجتماعی مهم در هر جامعه‌ای می‌باشد که ضعف عملکرد آن باعث تأخیر در درمان به‌موقع و پیشرفت بیماری یا مرگ می‌شود. هدف این پژوهش کیفی، بررسی مؤلفه‌های تعالی سازمانی بر اساس نگرش مدیران بیمارستان‌های دانشگاه‌های علوم پزشکی ایران می‌باشد.
روش کار: پژوهش کیفی حاضر در بیمارستان‌های وابسته به دانشگاه علوم پزشکی کشور در سال 1400 انجام شد. داده‌ها با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند، از طریق مصاحبه عمیق با 15 نفر از مدیران بیمارستان‌ها جمع‌آوری و با استفاده از نرم‌افزار MAXQDA تحلیل گردید. مفاهیم و مؤلفه‌های موردنظر از مصاحبه‌های عمیق بعد از پیاده‌سازی به روش گراندد تئوری استخراج گردید.  
یافته ها: تعالی سازمانی در بیمارستان‌ها، مؤلفه‌های مختلفی دارد که می‌توان آن را در قالب پارامترهای مدل پارادایمی گراندد تئوری (شرایط علّی، شرایط زمینه‌ای، شرایط مداخله‌گر و پیامدها) دسته‌بندی نمود. شرایط علّی (مؤلفه‌های رهبری، منابع انسانی، استراتژی‌ها و شرایط زمینه‌ایی) شامل مؤلفه منابع و امکانات می‌باشد. همچنین شرایط مداخله‌گر (مؤلفه فرایندها و پیامدها) شامل مولفه‌های رضایت بیماران و خانواده‌هایشان، رضایت منابع انسانی، رضایت جامعه و رضایت از نظام سلامت است. در رتبه‌بندی مؤلفه‌ها، رهبری و منابع انسانی بالاترین اهمیت را در تعالی سازمانی بیمارستان‌ها داشته‌اند.
نتیجه گیری: برای نیل به تعالی سازمانی در بیمارستان‌های دانشگاه‌های علوم پزشکی کشور باید به دو مؤلفه رهبری و منابع انسانی توجه بیشتری شود. مدیران با انتخاب سبک‌های مختلف رهبری می‌توانند از منابع انسانی متخصص در بهبود وضعیت و ارائه خدمات مطلوب استفاده نمایند.
علی ناصری، وجیهه هوشیار،
دوره 13، شماره 3 - ( 7-1402 )
چکیده

مقدمه: کووید 19 پاندمی بود که بسیاری از مشاغل را با مشکلات عدیده‌ای روبرو کرد و باعث ایجاد ناامنی زیادی در بین مشاغل شد که کارگران و کارکنان زیادی را با استرس از دست دادن شغل خود دچار مشکلات فراوانی کرد. لذا، پژوهش حاضر با هدف تحلیل تاثیر اقدامات مدیریت ایمنی محل کار بر رفتار شهروند سازمانی با توجه به نقش ناامنی شغلی و ریسک ادراک شده مرتبط با ویروس کرونا در میان کارکنان سازمان تامین اجتماعی مشهد انجام گرفت.
روش کار: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از لحاظ جمع‌آوری داده‌ها، توصیفی پیمایشی است. جامعه آماری این پژوهش، کلیه کارکنان سازمان تامین اجتماعی شهر مشهد می‌باشند که تعداد آنها560 نفر است. حجم نمونه براساس جدول مورگان و با استفاده از روش غیرتصادفی دردسترس تعداد 225 نفر تعیین شد. ابزار گردآوری داده‌ها، پرسشنامه استاندارد وو و همکاران (2022) است که جهت بررسی روایی، از روایی سازه و روش تحلیل عاملی تاییدی بهره برده شد و برای سنجش پایایی از ضریب آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی استفاده شد، نتایج نشان داد که پرسشنامه از روایی و پایایی مناسب برخوردار است. همچنین، تجزیه و تحلیل داده‌ها به روش مدل معادلات ساختاری و با استفاده از نرم‌افزار smart pls انجام پذیرفت.
یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که اقدامات مدیریت ایمنی محل کار بر رفتار شهروندی سازمانی و ریسک ادراک شده کرونا تاثیرگذار است. همچنین، ریسک ادراک شده مرتبط با کرونا بر ناامنی شغلی درک شده تاثیر مثبت دارد. اما ریسک ادراک شده مرتبط با کرونا بر رفتار شهروندی سازمانی تاثیرگذار نیست و رابطه بین اقدامات مدیریت ایمنی محل کار و رفتار شهروندی سازمانی را میانجی‌گری نمی‌کند. اقدامات مدیریت ایمنی محل کار بر ناامنی شغلی درک شده تاثیرگذار است و ناامنی شغلی بر رفتار شهروندی سازمانی تاثیرگذار است.
نتیجه‌گیری: از یافته‌های پژوهش می‌توان چنین استنباط کرد که اقدامات مدیریت ایمنی محل کار یکی از مهم‌ترین برنامه‌ها و استراتژی‌های سازمان‌ها در افزایش رفتارهای شهروندی و همراهی کارکنان از طریق پشتیبانی و حمایت کارکنان و فراهم کردن شرایط ایمنی در سازمان است.

 
بهزاد غلامی، موسی جباری، داود اسکندری،
دوره 14، شماره 2 - ( 4-1403 )
چکیده

مقدمه: یکی از راه های تولید برق در نیروگاهها استفاده از توربین های گازی و ژنراتور های همراه می باشد. این تجهیزات به علت استفاده از گاز متان به عنوان سوخت مشعل ها و سرعت دوران بالا، دارای سطح شاخص DOW بالایی می باشند، بنابر این درصورتی‌که شرایط مخاطره‌آمیز در توربین گازی توسط سیستم ابزار دقیق ایمنی کنترل نگردد و فرآیند به حالت ایمن هدایت نشود، وقایع فاجعه باری مانند آتش‌سوزی و انفجار و آسیب به اموال و افراد و همچنین قطع فرآیند تولید برق در طولانی مدت رخ خواهد داد، بنابراین می‌توان سیستم‌های ابزار دقیق ایمنی توربین‌های گازی را به‌عنوان «سیستم‌های ایمنی بحرانی» در نظر گرفت، لذا بایستی سطح قابلیت اطمینان و دسترسی عملکرد آن‌ها مورد ارزیابی قرار گیرد. هدف از این تحقیق، تعیین (Determination) 
و تایید (Verification) سطح یکپارچگی ایمنی مربوط به عملکرد سیستم ابزار دقیق ایمنی جهت از سرویس خارج کردن توربین گازی و ژنراتور در یک نیروگاه سیکل ترکیبی می‌باشد. 
روش کار: در این مطالعه سطح یکپارچگی ایمنی با استفاده از دو روش نمودار ریسک کالیبره شده (CRG) و آنالیز لایه های حفاظتی مستقل (LOPA) تعیین گردید و جهت تایید سطح یکپارچگی ایمنی الزامات مربوط به خرابی های تصادفی سخت افزار (Random Hardware Failure)، تحمل خطای سخت افزاری (Hardware Fault Tolerance) و قابلیت سیستماتیک (Systematic Capability)، مطابق با استاندارد IEC 61511 و IEC 61508 در نظر گرفته شده است.   
یافته ها: نتایج مطالعه موردی در توربین گازی و ژنراتور نشان داد که روش LOPA نسبت به CRG روش کمی‌تری می‌باشد و جزئیات بیشتری از لایه‌های حفاظتی مستقل را فراهم می‌کند، لذا روش مناسب‌تری برای تعیین SIL می‌باشد. نتایج تایید سطح یکپارچگی ایمنی مربوط به عملکرد سیستم ابزاردقیق ایمنی نصب شده، سطح SIL2 را تایید می کند، که به نتایج حاصل از LOPA نزدیک تر است. 
نتیجه گیری: نتایج حاصله نشان داد که عملکرد سیستم ابزار دقیق ایمنی توربین گازی مورد مطالعه دارای سطح قابلیت اطمینان و دسترسی مناسبی است و به‌خوبی پاسخگوی شرایط مخاطره‌آمیز و انحرافات احتمالی می‌باشد. رویکرد حاضر به مهندسین ایمنی و مهندسین ابزاردقیق کمک می کند، قابلیت اطمینان و قابلیت در دسترس بودن عملکرد سیستم های ابزار دقیق ایمنی تجهیزات فرآیندی خود را محاسبه کرده و از قابل قبول بودن یا نبودن آن اطمینان حاصل کنند. 
آقای علیرضا آذرمهری، دکتر علی کریمی، دکتر عمران احمدی،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده

مقدمه: موانع ایمنی برای کاهش ریسک‌های موجود در صنایع فرایندی و جلوگیری از بروز حوادث حیاتی هستند. با این حال، درک جامع عملکرد موانع ایمنی نیازمند در نظر گرفتن تأثیر عوامل انسانی و سازمانی است. این بررسی سیستماتیک، چارچوب‌ها و روش‌های موجود را برای ارزیابی تأثیر این عوامل بر عملکرد موانع ایمنی مورد بررسی قرار می‌دهد.
روش کار: جستجوی سیستماتیک در پایگاه‌های داده «اسکوپوس» و «وب‌آوساینس»، با رعایت دستورالعمل‌های پریزما انجام شد. جستجو با هدف یافتن مطالعاتی که روش‌هایی را برای ارزیابی تأثیر عوامل انسانی و سازمانی بر عملکرد موانع ایمنی در صنایع فرایندی ارائه داده بودند، انجام شد. سپس داده‌های مورد نیاز از ۱۶ مطالعه وارد شده به پژوهش استخراج گردید.  
یافته ها: ۱۶ مطالعه وارد شده به پژوهش حاضر، روش‌ها و چارچوب‌هایی را ارائه کرده‌اند که در آن، تأثیر عوامل انسانی و سازمانی بر انواع موانع ایمنی، شامل موانع فنی و موانع عملیاتی و انسانی در دامنه گسترده‌ای از صنایع، از جمله نفت و گاز، شیمیایی و فولاد، مورد بررسی قرار گرفتند. «آنالیز ریسک عملیاتی و مانع» یا «BORA» به عنوان چارچوب غالب در میان مطالعات شناسایی شد. مطالعات در مورد موانع عملیاتی و انسانی، که به اقدامات و رویه‌های انسانی وابسته هستند، اغلب عواملی مانند صلاحیت، آموزش، ارتباطات و نظارت را به عنوان عوامل تأثیرگذار بر عملکرد آن‌ها شناسایی کرده و در خصوص موانع فنی، مطالعات بر لزوم ارزیابی عواملی مانند مدیریت تعمیر و نگهداری و رویه‌ها تأکید می‌کنند.
نتیجه گیری: در این پژوهش به بررسی نقش محوری عوامل انسانی و سازمانی در عملکرد موانع ایمنی پرداخته شده و با مرور سیستماتیک روش‌ها و چارچوب‌هایی که برای ارزیابی تأثیر این عوامل بر عملکرد موانع ایمنی در صنایع فرایندی ارائه شده‌اند، نقاط قوت و ضعف هر یک مشخص شد. یکی از یافته‌های کلیدی این پژوهش، تأکید بر اهمیت در نظر گرفتن عدم قطعیت موجود در قضاوت‌های کارشناسان در وزن‌دهی به عوامل انسانی و سازمانی و تعاملات بین این عوامل در توسعه مدل‌های ارزیابی است. در این راستا، تلفیق منطق فازی و شبکه‌های بیزین پیشنهاد شد. پژوهش‌های آتی باید چارچوب‌هایی یکپارچه را توسعه دهند که ضمن حفظ مزایای روش‌های موجود، محدودیت‌های آن‌ها را مرتفع سازند، همچنین دامنه کاربرد این روش‌ها را بر طیف وسیع‌تری از صنایع گسترش دهند.
آرزو سماک امانی، زهرا نقوی کنجین، ابوالفضل حسین نتاج حسین نتاج، سیاوش اعتمادی‌نژاد،
دوره 15، شماره 2 - ( 4-1404 )
چکیده

مقدمه: بهره‌گیری از نشانگرهای پیشرو در تعیین توانایی و تمایل سازمان‌ها در درس‌آموزی از وقایع مرتبط با ایمنی می‌تواند به طور قابل‌توجهی سیستم‌های مدیریت ایمنی و بهداشت شغلی را بهبود بخشیده و از وقوع رویدادهای آتی پیشگیری نماید.
روش کار: این پژوهش با هدف بررسی ویژگی‌های روان‌سنجی نسخه فارسی پرسشنامه تمایل به درس‌آموزی از تجربیات مرتبط با وقایع ایمنی در میان 352 نقر از اپراتورها و مدیران (با میزان پاسخگویی 92درصد) انجام شد و از ترکیبی از روش‌های کیفی و کمی برای ارزیابی روایی صوری و محتوا، روایی سازه و ضرایب پایایی استفاده کرد.  
یافته ها: ۴۸ گویه از ۴۹ گویه در هر دو پرسشنامه دارای سطوح قابل قبولی از روایی صوری و محتوایی بودند و مقادیر روایی محتوایی پرسشنامه‌ها در بازه ۱- ۸۰/۰ قرار داشت. مقادیر پایایی با روش همسانی درونی (آلفای کرونباخ) و نیز ضریب همبستگی درون طبقاتی، به ترتیب 80/0 و 95/0 برای پرسشنامه اپراتورها و 95/0 و 92/0 برای پرسشنامه مدیران قابل قبول ارزیابی گردید. تحلیل عاملی تأییدی، نشان داد هر دو مدل اندازه‌گیری اپراتورها و مدیران هر کدام با 12، بُعد از روایی سازه بسیار خوبی برخوردارند و با توجه به حجم نمونه بیشتر اپراتورها (۲۷۱ نفر) در قیاس با مدیران (۸۱ نفر)، برازش مدل اندازه‌گیری اپراتورها با شاخص‌های برازش مقتصد و تطبیقی نتایج بهتری را نشان داد. 
نتیجه گیری: نسخه فارسی پرسشنامه درس آموزی از تجارب مرتبط با وقایع ایمنی، ابزاری معتبر و قابل اعتماد برای شناسایی نقاط ضعف یادگیری در سطوح فردی و سازمانی است و می‌تواند به عنوان نشانگر پیشرو برای بهبود فرهنگ ایمنی و فرآیندهای یادگیری از وقایع مورد استفاده قرار گیرد.  
آذین نجفی، فریده گلبابایی، محسن صادقی یارندی، مهدی یاسری، رضا جهانی، سیده ریحانه شمس، صبا کلانتری،
دوره 15، شماره 3 - ( 7-1404 )
چکیده

مقدمه: مواجهه شغلی با ترکیبات آلی فرار (BTEX) و فلزات سنگین در محیط‌های صنعتی، نگرانی‌های جدی از منظر سلامت شغلی ایجاد کرده‌ است. این ترکیبات ممکن است منجر به اثرات سمی، سرطان‌زایی، و اختلالات خونی و بیوشیمیایی شوند. هدف این مطالعه، ارزیابی ریسک‌های بهداشتی ناشی از مواجهه با این آلاینده‌ها در یک صنعت تولید تجهیزات نیروگاهی طی یک دوره 10 ساله و مقایسه دقت روش‌های کمی (USEPA) و نیمه‌کمی (سنگاپور) بوده است.
روش کار: این مطالعه به‌صورت مقطعی در شش گروه شغلی انجام شد. نمونه‌برداری فردی از ترکیبات BTEX و فلزات سنگین مطابق با روش‌های NIOSH انجام گرفت. سپس ارزیابی ریسک سرطانزایی و غیرسرطانزایی با روش کمی سازمان حفاظت محیط زیست آمریکا (USEPA)  و روش نیمه‌کمی سنگاپور محاسبه شد. علاوه‌براین، شاخص‌های خونی و بیوشیمیایی کارکنان نیز تحلیل گردید.  
یافته ها: بیشترین ریسک سرطان‌زایی با نیکل و بالاترین مقدار ضریب خطر (HQ) مربوط به زایلن، بنزن و نیکل گزارش شد. درحالی‌که اکثر ریسک‌ها در روش نیمه‌کمی در سطح پایین طبقه‌بندی شدند، روش USEPA توانست موارد با ریسک قطعی را نیز شناسایی کند. شاخص‌های SGOT، SGPT، FBS، کراتینین و فشار خون نیز نشان دادند کافراد تحت مواجهه با این ترکیبات قرار گرفته اند.
نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان داد روش USEPA با دقت و حساسیت بالاتر، ابزار مناسب تری برای ارزیابی ریسک مواد شیمیایی در محیط‌های کاری محسوب می‌شود.  همچنین، توجه جدی به مواجهه مزمن با ترکیبات BTEX و فلزات و انجام اقدامات کنترلی مؤثر در صنایع مشابه مورد تأکید قرار می‌گیرد.
علی کریمی، اسماعیل زارعی، رجبعلی حکم آبادی،
دوره 15، شماره 4 - ( 10-1404 )
چکیده

مقدمه: یکی از تاسیسات مهم در سیستم‌های انتقال گاز، ایستگاه‌های تقلیل فشار گاز شهری می‌باشند که از بخش‌های مختلف تشکیل یافته اند. قابلیت اطمینان هر بخش از ایستگاه در قابلیت اطمینان کلی ایستگاه موثر می‌باشد. لذا این مطالعه با هدف ارزیابی قابلیت اطمینان بخش‌های مختلف ایستگاه بر مبنای روش‌های مونت کارلو زنجیره مارکوف و زنجیره‌ مارکوف زمان پیوسته انجام گرفت. 
روش کار: نرخ شکست و تعمیر تجهیزات با استفاده از روش شبیه سازی مونت کارلو زنجیره مارکوف با نرم افزار WinBUGS14  شبیه سازی گردید، سپس بر اساس نرخ شکست و تعمیر، قابلیت اطمینان ایستگاه توسط روش زنجیره‌ مارکوف زمان پیوسته مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج شبیه سازی نرخ شکست تجهیزات با دو معیار MC Error و آزمون گلمن-روبین و نتایج ارزیابی قابلیت اطمینان ایستگاه با روش‌های  Reality Check وPartial Benchmark Exercise اعتبار بخشی گردید.  
یافته‌ها: شکست در بخش‌های فیلتراسیون و تقلیل فشار بیشتر از سایر بخش‌های ایستگاه بود، لذا این بخش‌ها به عنوان بحرانی ترین بخش‌ها در ارزیابی قابلیت اطمینان محسوب می‌گردد. خطای معیار نمونه‌های پسین کمتر از 0.01 بود که نشان‌دهنده همگرایی خوب داده‌ها برای توزیع پسین پارامتر‌ها می‌باشد. نتایج آزمون گلمن-رابین، مقادیر کمتر از 1.2 را نشان داد، که نشان از همگرایی مناسب زنجیره‌ها بود. برای کلیه بخش‌ها و ایستگاه، رویکرد سیستماتیک بر اساس مدل مارکوف تعیین گردد که نتایج نشان داد همبستگی قوی بین نتایج محاسبه شده بر اساس روش زنجیره‌ مارکوف زمان پیوسته و روش دیاگرام بلوکی (R2=0.9499) وجود داشت.
نتیجه گیری: رویکرد پیشنهادی، شکست اجزای سیستم را با هم ترکیب کرده و توانایی نمایش شکست‌های چند‌گانه را دارد. همچنین جنبه‌های زمانی را در محاسبه خود لحاظ نموده و ارزیابی ذهنی کارشناسان را به حداقل ممکن می‌رساند.
 

صفحه 1 از 2    
اولین
قبلی
1
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به بهداشت و ایمنی کار می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb