67 نتیجه برای ریسک
سقراط عمری شکفتیک، عباس شیخ طاهری، اسماعیل زارعی، سمیه فرهنگ دهقان، ندا مهرپرور، فریده گلبابایی،
دوره 15، شماره 2 - ( 4-1404 )
چکیده
مقدمه: علیرغم کاربردهای فراوان نانومواد در بخش های مختلف علمی و صنعتی، ظهور این مواد، کارکنان را در معرض نسل جدیدی از مخاطرات قرار داده است. همزمان با مطرح شدن بحث اثرات سوء نانومواد بر انسان، محققان درصدد بر آمدند تا روش هایی را برای ارزیابی ریسک های شغلی ناشی از این مواد ارائه دهند. لذا، این مطالعه به دنبال پیشنهاد چارچوبی کلی برای توسعه چنین روش هایی است.
روش کار: این یک مطالعه تحلیل انتقادی است که با هدف نقدوبررسی روشهای موجود برای ارزیابی ریسک فعالیت های شغلی مرتبط با نانومواد و درنهایت پیشنهاد یک چارچوب اصلاحشده برای توسعه این روش ها انجام گرفته است. نویسندگان با بررسی رویکردهای موجود و استخراج نقاط قوت و ضعف آن ها، چارچوبی اصلاحشده را برای ارزیابی ریسک فعالیت های شغلی درگیر با نانومواد پیشنهاد کردهاند.
یافته ها: چارچوب پیشنهادی، مبتنی بر دو محور «شدت/خطر» و «احتمال/مواجهه» است. محور اول میزان خطر بالقوهای را که در اثر مواجهه با نانومواد ممکن است ایجاد شود، مشخص میکند. ویژگیها و سمشناسی خود نانوماده و یا مواد والد و مواد مشابه مهمترین فاکتورهای این محور هستند. محور دوم به توصیف احتمال و نحوه مواجهه با نانومواد در حین فعالیت میپردازد. ویژگی های افراد، فعالیت و محیط کار، تاثیرگذارترین فاکتورهای این محور هستند.
نتیجه گیری: نبود اطلاعات کافی و وجود عدم قطعیت های فراوان در زمینه تعامل زیست-نانو، انجام ارزیابی ریسک کمی (روش سنتی بهداشت حرفه ای) را برای نانومواد –با دانش کنونی- مشکل، با قابلیت استناد پایین و در مواردی غیرقابل انجام کرده است. رویکردهای کیفی و نیمهکمی، ازجمله Control Banding، باوجود برخی ویژگی های مثبت، بسیار مورد نقد قرار گرفته اند. به نظر می رسد روش مبتنی برچارچوب پیشنهادی بتواند تا حدودی این نقص ها را برطرف کند.
ملیحه کلاهدوزی، یوسف نجفیان، علی کریمی،
دوره 15، شماره 3 - ( 7-1404 )
چکیده
مقدمه: حمل و نقل مواد خطرناک همواره با خطرات متعددی همراه است که میتواند سلامت انسان، محیط زیست، اموال و زیرساختها را تهدید کند. توسعه و اجرای مخازن آمونیاک در پروژه ها و سازمانهای صنعتی مختلف با اهداف صنعتی متفاوت، خطرات جدی در زمینه ایمنی، بهداشت و محیط زیست خواهد داشت. از این رو، ارزیابی ریسک برای بخش شیمیایی ضروری است. بنابراین هدف از این مطالعه ارزیابی اثربخشی سنسور فشار در کاهش ریسک رهایش محموله آمونیاک در حال حمل، مبتنی بر QRA در یک شرکت حمل و نقل مواد پتروشیمی میباشد.
روش کار: این مطالعه به ارزیابی ریسک انتشار آمونیاک از تانکر تحت فشار پرداخته و اثرات کاهشی ریسک ناشی از بهکارگیری سنسور فشار جهت پیش بینی نشتی را مورد بررسی قرار داد. جهت مدلسازی و آنالیز پیامدها و ارزیابی کمی ریسک از نسخه 9 نرم افزار SAFETI استفاده شد.
یافته ها: نتایج نشان داد که نصب سنسور فشار روی تانکر آمونیاک منجر به کاهش زمان رهایش گاز از 40 به 25 دقیقه شده که پیامد آن کاهش حجم گاز نشت یافته و در نهایت کاهش سطح ریسک وقوع حوادث خواهد بود. این کاهش ریسک در شرایط مختلف جوی بین 55 تا 99 درصد متغیر بوده است. با کاهش زمان نشت از 40 به 25 دقیقه، شعاع کشندگی آمونیاک در تمام شرایط جوی به طور منظم کاهش یافت. تحلیل کانتورهای ریسک فردی در سناریوی گسست ناگهانی نشان داد که شرایط جوی به ویژه در شبهای زمستان، بیشترین تأثیر را در گسترش نواحی کشندگی دارند.
نتیجه گیری: استفاده از سنسور فشار و سامانههای هشداردهنده میتواند به طور مؤثری در کاهش سطح ریسک فردی نقش داشته باشد. این سامانه ها با پایش مستمر وضعیت مخزن و اطلاع رسانی سریع در صورت بروز نشتی یا افت فشار، موجب واکنش سریع تر و جلوگیری از تشدید پیامدها میشوند.
کاظم صمیمی، اسماعیل زارعی، محسن امیدوار، جواد قیاسی، پرهام عظیمی، مصطفی پویاکیان،
دوره 15، شماره 3 - ( 7-1404 )
چکیده
مقدمه: ارزیابی ریسک حریق در مخازن ذخیرهسازی نفت با چالشهایی مانند دادههای ناقص، متناقض و نامطمئن و بهویژه محدودیت شواهد تجربی روبرو است. مطالعات قبلی مبتنی بر شبکه های بیزی بر پایه مقادیر نقطهای اغلب در بازتاب تردیدهای کارشناسان و عدم قطعیت شناختی ناکام میمانند. این مطالعه با هدف توسعه و ارزیابی یک چارچوب ترکیبی نوآورانه بر پایه تلفیق نظریه دمپستر-شافر (DST) و شبکههای بیزی (BN) انجام شده است تا قابلیت اطمینان ارزیابی ریسک حریق را از طریق در نظر گرفتن میزان «تردید کارشناسان در احتمال وقوع رویدادهای پایه» در چنین محیطهای صنعتی بهبود بخشد.
روش کار: روش پیشنهادی از نظریه دمپستر-شافر برای مدلسازی عدم قطعیت کارشناسی از طریق احتمالات بازهای (اعتماد - مقبولیت) استفاده میکند و شبکههای بیزی را برای بهروزرسانی پویا و دینامیک روابط علّی با ورود اطلاعات جدید به کار میگیرد. در این مطالعه ترکیب پیچیده نظرات شواهد متعدد با رویکرد DST از طریق طراحی کدهای محاسباتی در نرم افزارRstudio انجام شده است. مطالعه موردی بر اساس روش پیشنهادی در یک مجتمع انبار فرآورده های نفتی در سال 1403 پیاده سازی شده است.
یافته ها: چارچوب ترکیبی DST-BN توانایی برتر خود را در ادغام دادههای ناقص و متناقض کارشناسان نشان داد و از اعتماد مبالغه آمیز ناشی از برآوردهای نقطهای مربوط به احتمال وقوع رویدادهاجلوگیری کرد. احتمالات بازهای نمایشهای قابلاطمینانتری از عدم قطعیت شناختی ارائه دادند و از طرفی تلفیق BN امکان مدلسازی علّی قابل ردیابی و قابل به روزرسانی را فراهم کرد. راهحل محاسباتی ارائهشده کاربرد عملی DST با چند کارشناس را امکانپذیر و قدرت ارزیابی ریسک را تقویت نمود.
نتیجه گیری: این پژوهش یک روش ترکیبی مؤثر بر پایه DST-BN برای ارزیابی ریسک حریق در مخازن نفتی با سقف ثابت ارائه میدهد که دقت و قابلیت اطمینان را در محیطهای صنعتی پیچیده بهبود میبخشد. با رفع نواقص روشهای مبتنی بر مقادیر نقطهای و تسهیل مشارکت چندین کارشناس، این چارچوب استنتاجهای احتمالاتی شفافتر و قابل دفاعتر ارائه میکند. مطالعات آینده میتوانند بر یکپارچهسازی دادههای لحظهای حسگرها و سامانههای تصمیمیار مبتنی بر هوش مصنوعی برای تقویت بیشتر توان ارزیابی پویا متمرکز شوند.
آذین نجفی، فریده گلبابایی، محسن صادقی یارندی، مهدی یاسری، رضا جهانی، سیده ریحانه شمس، صبا کلانتری،
دوره 15، شماره 3 - ( 7-1404 )
چکیده
مقدمه: مواجهه شغلی با ترکیبات آلی فرار (BTEX) و فلزات سنگین در محیطهای صنعتی، نگرانیهای جدی از منظر سلامت شغلی ایجاد کرده است. این ترکیبات ممکن است منجر به اثرات سمی، سرطانزایی، و اختلالات خونی و بیوشیمیایی شوند. هدف این مطالعه، ارزیابی ریسکهای بهداشتی ناشی از مواجهه با این آلایندهها در یک صنعت تولید تجهیزات نیروگاهی طی یک دوره 10 ساله و مقایسه دقت روشهای کمی (USEPA) و نیمهکمی (سنگاپور) بوده است.
روش کار: این مطالعه بهصورت مقطعی در شش گروه شغلی انجام شد. نمونهبرداری فردی از ترکیبات BTEX و فلزات سنگین مطابق با روشهای NIOSH انجام گرفت. سپس ارزیابی ریسک سرطانزایی و غیرسرطانزایی با روش کمی سازمان حفاظت محیط زیست آمریکا (USEPA) و روش نیمهکمی سنگاپور محاسبه شد. علاوهبراین، شاخصهای خونی و بیوشیمیایی کارکنان نیز تحلیل گردید.
یافته ها: بیشترین ریسک سرطانزایی با نیکل و بالاترین مقدار ضریب خطر (HQ) مربوط به زایلن، بنزن و نیکل گزارش شد. درحالیکه اکثر ریسکها در روش نیمهکمی در سطح پایین طبقهبندی شدند، روش USEPA توانست موارد با ریسک قطعی را نیز شناسایی کند. شاخصهای SGOT، SGPT، FBS، کراتینین و فشار خون نیز نشان دادند کافراد تحت مواجهه با این ترکیبات قرار گرفته اند.
نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان داد روش USEPA با دقت و حساسیت بالاتر، ابزار مناسب تری برای ارزیابی ریسک مواد شیمیایی در محیطهای کاری محسوب میشود. همچنین، توجه جدی به مواجهه مزمن با ترکیبات BTEX و فلزات و انجام اقدامات کنترلی مؤثر در صنایع مشابه مورد تأکید قرار میگیرد.
رسول احمدپور قشلاقی، هادی احمدی وفا، رامین عباسی، پریسا مشعشعی، مهدی فیروزی، مصطفی جوانمردی، سید شمس الدین علیزاده،
دوره 15، شماره 4 - ( 10-1404 )
چکیده
مقدمه: بیماریهای شغلی و حوادث کاری سالانه تأثیرات مالی قابلتوجهی بر صنایع، جوامع و کشورها دارند. ارزیابی ریسک ابزاری مؤثر برای مدیریت این مسائل محسوب میشود، بااینحال، بسیاری از سازمانها در اجرای آن ناکام میمانند. این مطالعه به بررسی این چالش از دیدگاه افسران بهداشت، ایمنی و محیطزیست
(Health, Safety and Environment) میپردازد.
روش کار: در این پژوهش، از مصاحبههای نیمهساختاریافته فردی استفاده شد و طی یک دوره دو ماهه در مجموع ۳۰ مصاحبه با افسران HSE انجام گرفت. تحلیل محتوای استقرایی برای بررسی مصاحبهها به کار گرفته شد. پس از تجزیهوتحلیل مصاحبهها، کدهای استخراجشده دستهبندی شدند.
یافته ها: نتایج نشان داد که هفت دسته اصلی از موانع شناسایی شدهاند که هر یک شامل چندین زیرگروه هستند. این دستههای اصلی عبارتاند از: منابع، دانش فنی، موانع قانونی و مقرراتی، مسائل فرهنگی، عدم تفکر مبتنی بر ریسک در سازمان، مسائل فردی، و فقدان تعامل و ارتباطات.
نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد که در صنایع استان آذربایجان شرقی، هفت مانع اساسی در مسیر اجرای سیستم مدیریت ریسک و انجام ارزیابی ریسک وجود دارد. این موانع میتوانند بهطور مستقیم بر شناسایی، تحلیل و کنترل ریسکها تأثیر گذاشته و باعث کاهش کارایی فرآیندهای ایمنی و بهداشت شغلی شوند. بنابراین، برای انجام یک ارزیابی ریسک مؤثر و ارتقای سطح ایمنی در محیطهای صنعتی، ضروری است که سیاستگذاران، مدیران صنایع و نهادهای نظارتی این موانع را بهدقت شناسایی و تحلیل کرده و راهکارهای مناسبی برای رفع آنها ارائه دهند. ضروری است که مدیران صنایع برای رفع موانع مرتبط با منابع، به تخصیص بودجه مستقل و کافی برای ارزیابی ریسک (مانند خرید نرمافزار مدیریت ریسک) و پرداخت هزینه برای اقدامات کنترلی پس از ارزیابی، اهتمام ورزند. علاوه بر این، تدوین و اجرای برنامههای آموزشی، بازسازی نظامهای مدیریتی و تقویت تعاملات بین سازمانهای نظارتی و صنایع میتواند به بهبود فرآیند ارزیابی ریسک و مدیریت ایمنی در این حوزه کمک کند.
عذرا درگاهی قرهباغ، موسی جباری، غزاله منظمی تهرانی،
دوره 15، شماره 4 - ( 10-1404 )
چکیده
مقدمه: حساسیت بیمارستان در برابر حریق، به علت محدودیتهای حرکتی و هوشیاری جمعیت ساکن، وجود کارکنان متخصص، ارزش زیرساختی در نظام درمان، تجهیزات گرانقیمت، بهعنوان یکی از دغدغههای مدیریت بیمارستانها موردتوجه است. همچنین، دود بهعنوان یکی از اصلیترین علل مرگومیر ناشی از حریق مطرح است. این پژوهش با هدف بررسی وضعیت ایمنی حریق و مدلسازی انتشار دود و حریق بر اساس نتایج ارزیابی ریسک حریق در یک بیمارستان آموزشی و درمانی در سال ۱۴۰۲- ۱۴۰۳ انجام شد.
روش کار: این مطالعه در سه گام متوالی شامل ارزیابی ریسک، طراحی سناریو حریق و مدلسازی دود و حریق در یک بیمارستان آموزشی و درمانی انجام شد. بخشهای آسیبپذیر در برابر حریق با استفاده از روش FRAME شناسایی شدند. سپس، سناریو حریق و استراتژی کنترلی بر اساس علل ریسک شناساییشده در گام اول و نیز با مرور منابع طراحی گردید. در گام پایانی، مدلسازی دود و حریق با نرمافزار CFAST انجام شد و کارایی استراتژی کنترلی مورد بررسی قرار گرفت.
یافته ها: از میان بخشهای مورد ارزیابی بیمارستان، بخش بستری واقع در طبقه دهم به دلیل تجمع چندین رفتار ناایمن و بخش انبار واقع در طبقه منفی یک به علت انبارش نامناسب و دسترسی ناکافی به خروجی اضطراری، دارای ریسک حریق افراد بالاتر از حد مجاز (سطح نامطلوب) ارزیابی شدند. مدلسازی دود و حریق در این دو طبقه، برای دو استراتژی »وضعیت موجود «و»کنترل ریسک «انجام شد. نتایج مدلسازی در هر دو مورد، تأثیر مثبت استراتژی کنترلی را بر بهبود شاخصهای دوز مؤثر کسری (FED) و نرخ انتشار حرارت (HRR) نشان داد.
نتیجه گیری: ارزیابی ریسک میتواند دیدگاه روشنی از جزئیات ایمنی حریق ساختمان بیمارستان ارائه دهد. تلفیق نتایج ارزیابی ریسک FRAME با شبیهسازی CFAST، به درک جامعی از وضعیت ایمنی حریق بیمارستان منجر میشود. از این دادهها میتوان برای طراحی برنامههای اضطراری و محاسبه زمان خروج ایمن موردنیاز (RSET) بهره برد تا از آسیبهای جانی ناشی از گازهای خفهکننده برای ساکنان پیشگیری شود.
توحید دلشاد، فرهاد شهرکی، محمد رضا سردشتی بیرجندی، بهاره بیدار،
دوره 15، شماره 4 - ( 10-1404 )
چکیده
مقدمه: واحدهای صنعتی مانند پالایشگاههای نفت با خطرات ناشی از انتشار گازهای سمی و قابلاشتعال مواجه هستند. گاز هیدروژن سولفید (H₂S) به دلیل سمیت بالا و اثرات زیستمحیطی، از جمله خطرناکترین آلایندههاست. هدف این مطالعه، مدلسازی و ارزیابی پیامد انتشار H₂S در واحد بازیافت گوگرد (SRU) پالایشگاه آبادان با استفاده از نرمافزار PHAST برای پشتیبانی از برنامهریزی ایمنی و استراتژیهای کاهش ریسک است.
روش کار: مدلسازی پیامدها با نسخه ۸.۴ نرمافزار PHAST انجام شد. دادههای فرآیندی شامل دما، فشار، دبی جریان و آنالیز خوراک، همراه با شرایط هواشناسی (دمای متوسط، رطوبت نسبی و سرعت باد براساس طبقهبندی پاسکویل) برای تعریف سناریوها استفاده شدند. سناریوها شامل پارگی جزئی خط لوله، نشتی با دبی متغیر، آزادسازی از لوله کوتاه و پارگی فاجعهآمیز مخزن راکتور بودند. معیارهای کلیدی آسیب شامل آستانه تشعشع حرارتی، فشار موج انفجار و دوز سمیت برای تعیین محدودههای پرخطر به کار گرفته شد.
یافته ها: تشعشع حرارتی تا kW/m² 027/71 مرگ آنی تا شعاع ۷۰ متر ایجاد میکند و فشار بیش از bar 02/0 تجهیزات و سازهها را تا ۳۵ متر در تابستان تخریب میکند. ابر H2S تا ۱۲۰ متر در جهت باد گسترش مییابد و مرگ فوری کارکنان را موجب میشود. این یافتهها محدودههای پرخطر SRU و اطراف آن را مشخص کرده و بر ضرورت جابجایی پناهگاهها، نصب سیستم پایش گاز و تأمین تجهیزات حفاظتی تأکید میکند. نتایج محدود به سناریوهای تعریفشده و مفروضات PHAST است.
نتیجه گیری: به سبب عدم مطالعه ارزیابی ریسک در فازهای اولیه و حین بهرهبرداری، تعیین نقاط ایمن و محدوده با ریسک بالا به همراه اولویتبندی کاهش ریسک ضروری است تا سلامت محیط کار کارکنان و عموم مردم تأمین شود. ارزیابی کامل ریسک شامل تحلیل احتمال وقوع (با نرمافزارهایی مانند SAFETI) و استفاده از مدلهای پیشرفتهتر (CFD و روشهای هوش مصنوعی) برای تحقیقات آینده توصیه میشود.