97 نتیجه برای ایمنی
رستم اسماعیلی، احمد علی بابایی، غزاله منظمی تهرانی،
دوره 11، شماره 2 - ( 3-1400 )
چکیده
مقدمه: هر کشوری جهت توسعه و پیشرفت، به حفظ سرمایه انسانی خود از طریق پیشگیری از حوادث نیاز دارد. بنابراین این مطالعه با هدف بررسی ارتباط سرمایه گذاری های ایمنی با شاخص های عملکرد ایمنی با در نظر گرفتن اثر تعاملی سطح خطر پروژه در صنعت ساخت و ساز انجام شده است.
روش کار: انجام مطالعه به روش صورت «مطالعه موردی چندگانه» در 5 کارگاه ساختمانی بزرگ شهر تهران در سال 1397 انجام گرفته است. جهت جمع آوری داده های مورد نیاز مطالعه از پرسشنامه به همراه مصاحبه و بررسی مستندات ایمنی استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از ویرایش 18 نرم افزار آماری SPSSانجام گرفت.
یافته ها: بین انواع سرمایه گذاری های ایمنی (کل سرمایه گذاری های ایمنی، سرمایه گذاری پایه ایمنی و سرمایه گذاری داوطلبانه ایمنی) و ضریب تکرار حادثه (AFR) (05/P-value < 0 ،936/0- = r ) همبستگی قوی معکوس وجود دارد و بین سرمایه گذاری های ایمنی با عملکرد ایمنی همبستگی قوی مستقیم (05/P-value <0 ،939/0= r) وجود دارد. همچنین تأثیر انواع سرمایه گذاری های ایمنی بر شاخص های عملکرد ایمنی تحت شرایط مختلف پروژه (سطح خطرات پروژه) یکسان نمی باشد و زمانی که سطح خطر پروژه بالا باشد، تأثیر کل سرمایه گذاری های ایمنی و اجزاء آن، بر عملکرد ایمنی بیشتر است.
نتیجه گیری: افزایش در میزان سرمایه گذاری های ایمنی باعث بهبود عملکرد ایمنی از طریق کاهش حوادث می شود. همچنین سرمایه گذاری در هر دو جزء ایمنی (سرمایه گذاری پایه ایمنی و سرمایه گذاری داوطلبانه ایمنی) می تواند باعث بهبود عملکرد ایمنی شود. نتایج تحقیق حاضر می تواند به عنوان مبنایی برای کمک به پیمانکاران و شرکت های ساختمانی جهت سرمایه گذاری در ایمنی و تعیین بودجه مناسب برای مدیریت ایمنی پروژه ساختمانی باشد.
مریم بابایی، سحر رضایان، سید علی جوزی،
دوره 11، شماره 3 - ( 6-1400 )
چکیده
مقدمه: ارزیابی عملکرد سازمان به طور جامع و در خور اعتماد همواره یکی از دغدغههای اصلی ذینفعان و مدیران سازمان میباشد. ارزیابی عملکرد میتواند باعث آگاهی از میزان پیشرفت در بهبود عملکرد هر سازمان به ویژه در بخش ایمنی، بهداشت و محیطزیست(HSE) گردد، و در نتیجه انگیزه و فرصت لازم برای ارتقاء کیفیت عملکرد HSE را ایجاد نماید. رویکرد اعطا جوایز ملی کیفیت و سرآمدی سازمان بر این واقعیت تاکید دارد که بقاء در رقابت جهانی، مستلزم بهبود عملکرد سازمان در مقیاس جهانی است.
روش کار: در این پژوهش مدل تعالی سازمانی EFQM به عنوان یک ابزار فراگیر و دارای نگرش جامع به تمامی زوایای سازمانها، به کمک مدیران میآیند تا آنها را در شناخت دقیقتر سازمان خود یاری نماید. این مطالعه در گروه صنعتی تهران و در سال 1397 انجام گرفته است. و در آن ارزیابی عملکرد این گروه صنعتی در طراحی و ساخت یکی از سدهای جنوب کشور مورد ارزیابی و تحلیل قرار گرفته است. ابزار گردآوری اطلاعات شامل پرسشنامه استاندارد خودارزیابی براساس الگوی تعالی سازمانی EFQM بوده که روایی و پایایی آن ارزیابی شده و ضریب آلفای کرونباخ آن 971/0 به دست آمده است.
یافته ها: در حوزه معیارهای توانمندسازها، بعد رهبری با امتیاز 36/76 دارای بهترین درصد امتیازی و بعد فرآیندها با امتیاز 04/72 از کمترین امتیاز برخوردار بوده است که این بعد به همراه ابعاد کارکنان، منابع و شرکا، نیازمند بهبود میباشند. درحوزه معیارهای نتایج، بعد نتایج کلید عملکرد با امتیاز 79/77 دارای بهترین درصد امتیازی و بعد نتایج مشتریان با امتیاز 13/69 از کمترین امتیاز برخوردار بوده است که نشان دهنده این موضوع است که سازمان مورد نظر باید این بخشها را بهبود بخشد.
نتیجه گیری: یافتههای این مطالعه در مجموع حاکی از وضعیت مناسب این سازمان از نظر معیارهای الگوی سرآمدی در اجرای پروژه حاضر است. نتایج این مدل، عموماً برای تحلیل نظاممندسازمان به منظور رسیدن به نگرشی جامع از سازمان و چالشهای آن به کار گرفته میشود.
محمد حسین بهشتی، روح اله حاجی زاده، علی عالمی، مجتبی امکانی، یاسین منصوری، علی تاج پور،
دوره 11، شماره 3 - ( 6-1400 )
چکیده
مقدمه: حوادث ناشی از تجهیزات بازی کودکان تهدیدی جدی برای سلامت کودکان تلقی میشود. ایمن سازی این تجهیزات مستلزم رعایت استانداردهای ایمنی و طراحی ارگونومیک است. هدف مطالعه حاضر طراحی تجهیزات مخصوص بازی کودکان (سرسره،تاب والاکلنگ) موجود در پارک های عمومی شهر بر اساس استانداردهای ملی و داده های آنتروپومتریک کودکان است.
روش کار: پژوهش حاضر از نوع کاربردی است که در آن طراحی تجهیزات بازی کودکان شامل، سرسره، تاب و الاکلنگ بر اساس استانداردهای ملی 2-6436 ، 3-6436 و 6-6436 موسسه استاندارد و تحقیقات صنعتی ایران و همچنین اندازه گیری ابعاد آنتروپومتریکی مورد نیاز برای طراحی این تجهیزات، در مقطع زمانی پاییز و زمستان 1396 صورت گرفت. در این مطالعه کلیه ابعاد آنتروپومتریک 385 کودک 2 تا 12 سال در یکی از شهرستان های شرق کشور اندازه گیری شد. طراحی بر اساس صدک های مربوطه و با استفاده از نرم افزار minitab انجام شد.
یافته ها: نتایج مطالعه حاضر نشان داد در استانداردهای ملی 2-6436 و 6-6436 اندازه هیچکدام از ابعاد مورد نیاز برای طراحی الاکلنگ و تاب بیان نشده است و فقط نکات ایمنی بیان شده است در استاندارد 3-6436 اندازه ابعاد مربوط به بخش سریدن بیان شده و ابعاد سایر قسمت ها از جمله مسیرهای دسترسی، راه پله و راهروها بیان نشده است. در مطالعه حاضر طرح ارگونومیک و استاندارد تجهیزات بازی کودکان شامل تاب، سرسره و الاکلنگ نشان داده شده است. مقایسه مدل طراحی شده با وضعیت موجود در پارک های مورد بررسی نشان داد طول و پهنای نشیمنگاه الاکلنگ باید برابر 37/0 و 25/0 باشد در صورتی در پارک های مورد بررسی میزان طول و پهنای نشیمنگاه به ترتیب برابر 24/0 و 35/0 می باشد. بر اساس داده ها آنتروپومتریک کودکان، ارتفاع صندلی نشیمنگاه از زمین، پهنا و عمق صندلی تاب به ترتیب برابر 2/0، 35/0 و 37/0 متر بدست آمد. در صورتی که میزان واقعی آنها در پارک های مورد بررسی به ترتیب برابر 25/0، 42/0 و 31/0 متر می باشد. نتایج مطالعه حاضر طول و عرض بخش خروجی برابر 75/0 و 5/0 ، عرض پله ها 75/0 ، حفاظ جانبی پله ها، 7/0 و حفاظ جانبی بخش سریدن برابر 18/0 بدست آمد. در صورتی که نتایج ارزیابی میدانی کاملا متفاوت است.
نتیجه گیری: نتایج مطالعه حاضر طرح ارگونومیک از تجهیزات بازی کودکان بر اساس استانداردهای ملی و داده های آنتروپومتریک کودکان می باشد و در برنامه ریزی های شهری بسیار کابردی می باشد همچنین نتایج مطالعه حاضر بر بازبینی استانداردهای ملی و ذکر اندازه ابعاد مورد نیاز برای طراحی تجهیزات بازی کودکان بر اساس داده های آنتروپومتریک در این استانداردها تاکید دارد.
سمیه مرادحاصلی، علی اصغر میرک زاده، فرحناز رستمی،
دوره 11، شماره 3 - ( 6-1400 )
چکیده
مقدمه: توسعه و اجرای برنامه آموزشی ایمنی مؤثر برای به حداقل رساندن خطرات در مزرعه، مهمترین فعالیتی است که می توان برای ارتقاء سطح ایمنی در میان کشاورزان انجام داد. اما این برنامه نیاز به انجام ارزیابی نیازهای آموزشی دارد، بنابراین مطالعه حاضر به منظور تجزیه و تحلیل نیازهای آموزشی کشاورزان در زمینه بهداشت حرفه ای کشاورزی طراحی شده است.
روش کار: این مطالعه کمی و به روش پیمایشی انجام پذیرفت. جامعه آماری تحقیق کشاورزان شهر ماهیدشت واقع در استان کرمانشاه بوده که حجم نمونه 140 خانوار تعیین گردید و به صورت تصادفی ساده مورد بررسی قرار گرفتند. ابزار تحقیق پرسشنامه بود که روایی ابزار با نظر متخصصان و پایایی آن با استفاده از مطالعه راهنما و محاسبه ضریب آلفای کرونباخ تأیید گردید. برای آنالیز داده ها از نرم افزار SPSS/16 و آزمون های آماری مناسب بهره گرفته شد.
یافته ها: یافته ها نشان داد که نیاز های آموزشی کشاورزان مورد مطالعه در زمینه بهداشت حرفه ای کشاورزی، به ترتیب شامل نحوه مواجهه با سر و صدای محیط کار، مواجهه با گرد و غبار در مزارع، مسائل ارگونومیک، رعایت اصول حفاظتی و بهداشتی در سم پاشی، رعایت ایمنی در کار با تراکتور و ماشین آلات کشاورزی می باشد.
نتیجه گیری: خطرات شغل کشاورزی از یک سو و از سوی دیگر عدم ارائه آموزش های مناسب و پوشش اندک آموزش های انجام شده و همچنین نارضایتی کشاورزان، بر لزوم اجرای آموزش های صحیح و منطبق بر اصول نیاز سنجی در منطقه مورد مطالعه تأکید دارد. در این زمینه با توجه نمرات دانش و رفتار بهداشت حرفه ای کشاورزان مورد مطالعه، آن ها نیازمند به دریافت آموزش در اکثر زمینه های بهداشتی هستند. در این بین مراقبت در مواجهه با خطرات محیطی (نور خورشید و صدا، گرد و غبار در مزارع)، مسائل ارگونومیک، مصرف صحیح و ایمن نهاده های شیمیایی و رعایت اصول ایمنی در کار با ماشین آلات کشاورزی در اولویت می باشد.
سیما رفیعی، روح اله کلهر، سعید شهسواری، صابر صوری،
دوره 11، شماره 4 - ( 10-1400 )
چکیده
مقدمه: شناخت ویژگی های شخصیتی پرستاران و بررسی نقش این ویژگی ها در انگیزش ایمنی آنان در راستای ارتقای فرهنگ ایمنی و دست یافتن به محیط کاری ایمن می تواند تا حد زیادی به شکل دهی رفتار ایمن منجر گردد و زمینه ساز استقرار استاندارد های بیمارستان های ارتقا دهنده سلامت باشد. با این فرضیه و با عنایت به اهمیت قابل توجهی که کاهش مخاطرات شغلی پرستاران و توسعه رفتارهای ایمن دارد مطالعه حاضر به بررسی نقش ویژگی های شخصیتی پرستاران در بروز رفتارهای ایمن از سوی آنان با نقش میانجی انگیزش ایمنی طی سال های 1399-1398 پرداخته است.
روش کار: پژوهش حاضر از نوع مطالعات توصیفی- تحلیلی می باشد. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه پرستاران شاغل در مراکز آموزشی درمانی شهر قزوین بود که از میان آنان 435 نفر به روش نمونه گیری طبقه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه پنج عاملی شخصیت مک کری و کاستا، پرسشنامه انگیزش ایمن صالح (2010) و پرسشنامه رفتار ایمن مهدی نیا (2016) جمع آوری شد. جهت تجزیه و تحلیل آماری داده ها متناسب با اهداف و فرضیات پژوهش از روش های آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار)، آزمون های پارامتری مانند T-Test و آنالیز واریانس استفاده شد و نیز جهت ارزیابی برازندگی الگوی پیشنهادی، الگویابی معادلات ساختاری با بهره گیری از نرم افزار AMOS نسخه 23 و به منظور بررسی نقش واسطه ای انگیزش ایمنی آزمون سوبل مورد استفاده قرار گرفت.
یافته ها: نتایج حاصل از مطالعه نشان داد که پرستاران از انگیزش ایمنی نسبتاً مطلوبی برخوردار بوده اند (4/2+84/12). همچنین ضرایب مسیر میان متغیرهای مدل بر روی مسیرهای متناظر با فرضیات پژوهش شامل ارتباط میان ویژگی های شخصیتی پرستاران با انگیزش ایمنی آنان (ضریب مسیر=557/0) و نیز انگیزش ایمنی با بروز رفتار ایمن افراد (ضریب مسیر=267/0) معنادار بوده است. بعلاوه فرضیه ارتباط میان ویژگی های شخصیتی پرستاران و رفتار ایمن آنان (ضریب مسیر=573/0) مورد تایید قرار گرفت (05/0 p <).
نتیجه گیری: نتایج این تحقیق نشان داد انگیزش ایمنی در پرستاران بر عملکرد و رفتار ایمنی آنان تاثیر گذار بوده است، بنابراین می توان از طریق ایجاد و ارتقاء انگیزش ایمنی مناسب به بهبود رفتار ایمنی پرستاران کمک کرد. این کار می تواند طریق ایجاد نظام های تشویقی مانند شناسایی افراد یا واحدهای با عملکرد مثبت ایمنی که از طریق ارزیابی ماهانه عملکرد آنان حاصل شود.
رضا کیانتاژ، علی رمضانی، ناهید امراللهی،
دوره 12، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده
مقدمه: توصیه به ایجاد سازمان یادگیرنده از مهمترین توصیههای آژانس بینالمللی انرژی اتمی برای داشتن فرهنگ ایمنی پیشرفته در سازمانها است. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف بررسی تجربی رابطۀ همبستگی یادگیرنده بودن یک سازمان با فرهنگ ایمنی آن در صنایع هستهای و پرتوی ایران انجام شده است.
روش کار: در این تحقیق ارتباط دو مفهوم سازمان یادگیرنده و فرهنگ ایمنی سازمانی توسط دادههای آماری جمعآوریشده از نمونه آماری 388 نفرِ از کارکنان 45 شرکت فعال در صنایع پرتوی و هستهای در حوزههای پرتو پزشکی، رادیوگرافی صنعتی و تأسیسات پرتوی و هستهای ایران با روش حداقل مربعات جزئی (PLS) و نرمافزار SmartPLS3 مورد تجزیهوتحلیل همبستگی قرار گرفت. از پرسشنامههای یانگ و همکاران (DLOQ) در سال 2004 برای سنجش میزان یادگیرنده بودن سازمانها و پرسشنامۀ آژانس بینالمللی انرژی اتمی (SCPQ-LH) در سال 2017 برای سنجش سطح فرهنگ ایمنی آنها استفاده شد.
یافته ها: با توجه به یافتههای بهدستآمده در این تحقیق یادگیرنده بودن، قادر به تبیین 52 درصد از تغییرات متغیر فرهنگ ایمنی در سازمانها، میباشد. علاوه بر این، مشاهده شد که میزان این تأثیر در چهار زیرگروه مختلف صنایع پرتوی و هستهای به دلیل تفاوتهای زمینهای آنها، از اختلاف معناداری برخوردار است و از مقدار 65 درصد برای تأسیسات هستهای و 59 درصد برای پرتو پزشکی تا مقدار 45 درصد برای تأسیسات پرتوی و 34 درصد برای رادیوگرافی صنعتی در حال تغییر است.
نتیجه گیری: یافتهها از همبستگی معنادار متغیرهای پنهان سازمان یادگیرنده و فرهنگ ایمنی در سازمانها حکایت دارد و مطابق نتایج بهدستآمده، میتوان از ارتقاء حالت یادگیرندگی در سازمانها بهعنوان عاملی کلیدی، در جهت بهبود فرهنگ ایمنی در آنها یاد کرد.
ویدا زراوشانی، فرحناز خواجه نصیری،
دوره 12، شماره 2 - ( 4-1401 )
چکیده
علی فردی، محمّد کارخانه، حمیدرضا حیدری، ابوالفضل محمدبیگی، احمد سلطانزاده،
دوره 12، شماره 2 - ( 4-1401 )
چکیده
مقدمه: گاز متان بهعنوان یکی از پرکاربردترین گازهای مورد استفاده در صنایع دارای پتانسیل اشتعالپذیری بسیار بالایی میباشد. لذا انجام تمهیدات ایمنی بهمنظور جلوگیری از بروز حریق این گاز باید در اولویت یک صنعت باشد. هدف از انجام این مطالعه سنجش و تحلیل اثربخشی عملکرد سیستم تهویه موجود بر روی گودال شیر یا ولوپیتهای انتقال گاز متان بر اساس استاندارد طبقهبندی فضاهای خطرناک بود.
روش کار: این مطالعه در یک صنعت تولید فولاد در استان قم در سال 1398 طراحی و اجرا شده است. بخش موردمطالعه شامل ولوپیتهای ورودی گاز متان و ولوپیتهای توزیع گاز متان در صنعت موردمطالعه بود. ابزارهای مورداستفاده در این مطالعه شامل دستگاه لوله پیتو DELTA OHM مدل DO-2003 برای اندازهگیری سرعت باد، دستگاه گاز سنج متان متعلق به شرکت BW مدل GasAlert Max XTII، پروتکل نشت تأسیسات هیدروکربنی مربوط به سازمان حفاظت محیط زیست آمریکا (EPA)، مدل ریاضی تعیین دبی جرمی گاز در زمان نشتی و استاندارد طبقهبندی فضاهای خطرناک IEC-60079-10 برای تحلیل اثربخشی ایمنی ولوپیتهای انتقال گاز متان بود.
یافته ها: میزان LELm برای گاز متان در حدود 0.0334kg/m3 و میزان حجم محوطه نشت بر اساس معادلات استاندارد IEC-60079-10 در حدود Vz = 0.053m3 بود. بر اساس سناریوهای نشتی، نتایج اندازهگیریها، شبیهسازیهای نشت و محاسبات صورت گرفته در استانداردهای IEC-60079-10 و EPA، نشتی رایج ناشی از اتصالات در محدوده Vz < 0.1 مترمکعب بوده است. بعلاوه، نتایج محاسبات میزان نشتی غیرمتداول ناشی از تأسیسات نشان داد برای سوراخهای با قطر بیش از 0.3mm، سیستم تهویه تعبیهشده بر روی ولوپیتهای توزیع گاز متان موردمطالعه اثربخش نبوده و بهسرعت حجم گاز داخل ولوپیتها از مرز تهویه بالا عبور کرده و احتمال تجمع خطرناک گازها در ولوپیتها را به همراه خواهد داشت.
نتیجه گیری: یافتههای این مطالعه بیانگر این بود که با وجود کوچکترین میزان نشتی، احتمال بروز جو انفجاری درون ولوپیتهای موردمطالعه وجود دارد، لذا بایستی تمهیدات ویژهای برای جانمایی، تعمیر و نگهداری، بازرسی نشتی، تمهیدات ایمنی برای ورود به ولوپیتها و همچنین پیشگیری از رسیدن منابع حرارتی لازم مانند الکتریسیته ساکن و غیره توسط کاربران این تأسیسات بکار گرفته شود.
لیلا امیدی، حسین کریمی، سعید موسوی، غلامرضا مرادی،
دوره 12، شماره 3 - ( 6-1401 )
چکیده
مقدمه: جو ایمنی پتانسیل تأثیر بر عملکرد ایمنی شاغلین در صنایع پرمخاطره را دارد. تابآوری نیز بهعنوان یک مفهوم درحالتوسعه، توانایی تأثیر بر بهبود مستمر عملکرد ایمنی را دارد. هدف از مطالعه حاضر، تعیین تأثیر تابآوری بهعنوان یک فاکتور سازمانی بر عملکرد ایمنی (رفتار ایمن) کارکنان در یک صنعت تولید فولاد است. انتظار میرود که جو ایمنی در رابطه میان تابآوری و عملکرد ایمنی نقش میانجی گر داشته باشد.
روش کار: این مطالعه در سال 1399 در یک صنعت تولید فولاد انجام شد. جهت سنجش متغیرهای موردمطالعه، پرسشنامهای حاوی سه بخش سنجش تابآوری، سنجش جو ایمنی و سنجش عملکرد ایمنی در میان 250 نفر از شاغلین توزیع گردید. پرسشنامه تابآوری حاوی 19 آیتم بود که تابآوری سازمان را در 6 بعد سنجش مینمود. جهت سنجش عملکرد ایمنی از دو بعد انطباق با ایمنی و مشارکت در ایمنی استفاده گردید و جهت سنجش جو ایمنی از پرسشنامهای حاوی 19 آیتم در 4 بعد شامل ارتباطات ایمنی، درک ایمنی سرپرست، درک ایمنی همکاران و فشار کاری استفاده شد.
یافته ها: نتایج سنجش برازش مدل ارتباطی با استفاده از مدل معادلات ساختاری نشان داد که تأثیر تابآوری سازمانی بر جو ایمنی (0/05=P و 0/23=β) و همچنین تأثیر جو ایمنی بر عملکرد ایمنی (0/01=P و 0/43=β) معنیدار بود. بعلاوه، اثر غیرمستقیم تابآوری سازمانی بر عملکرد ایمنی از طریق جو ایمنی 0/66 گزارش گردید؛ بنابراین، بر اساس نتایج، جو ایمنی دارای نقش میانجیگری در رابطه میان تابآوری سازمانی و عملکرد ایمنی است.
نتیجه گیری: ارتقاء تابآوری سازمانی و جو ایمنی سبب ارتقاء عملکرد ایمن شاغلین میشود. تابآوری سازمانی و ابعاد سازنده آن مانند فرهنگ گزارش دهی، یادگیری و آگاهی سبب بهبود هر دو بعد سازنده عملکرد ایمنی (انطباق با ایمنی و مشارکت در ایمنی) میگردد.
حمزه قیسوندی، رضا خانی جزنی، سید محمد سید مهدی،
دوره 12، شماره 3 - ( 6-1401 )
چکیده
مقدمه: خستگی شغلی بهعنوان یکی از عوامل زیانبار در بسیاری از محیطهای کاری ازجمله مراکز بهداشتی درمانی است که میتواند اثرات نامطلوب بر سلامت و ایمنی کارکنان داشته باشد. این پژوهش با هدف تعیین ارتباط میان خستگی شغلی با عناصر مدل مهندسی سیستمها برای ایمنی بیمار در پرستاران طراحی و اجرا گردید.
روش کار: این مطالعه یک پژوهش توصیفی همبستگی است که با مشارکت 457 نفر از پرستاران بیمارستانهای آموزشی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در سال 1397 انجام گرفت. ابعاد خستگی بهوسیله پرسشنامه چندبعدی خستگی (MFI) و عناصر مدل مهندسی سیستمها برای ایمنی بیمار بهوسیله پرسشنامه مورد ارزیابی قرار گرفت. روایی این ابزار با روش لاوشه و محاسبه CVR و CVI بهوسیله نظر خبرگان و پایایی ابزار بهوسیله آزمون همسانی درونی و آزمون آلفای کرونباخ انجام و تحلیل عاملی تائید نشان داد که تمامی شاخصهای ابزار قابلقبول است. کلیه تجزیهوتحلیلها بهوسیله نرمافزار SPSS نسخه 21 انجام گرفت.
یافته ها: یافتههای این پژوهش نشان میدهد بالاترین نمره خستگی مربوط به بعد خستگی عمومی با میانگین 12/86 و انحراف معیار 3/23 و کمترین نمره مربوط به بعد کاهش انگیزه با میانگین 9/11 و انحراف معیار 3/66 است. در این پژوهش میان ویژگیهای جمعیت شناختی با ابعاد خستگی رابطه معناداری مشاهده نشد ولی میان ابعاد خستگی با عنصر سازمان، وظیفه، تکنولوژی و ابزار و محیط فیزیکی رابطه معناداری مشاهده گردید (0/05>p).
نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد، خستگی در پرستاران در سطح متوسط است و عوامل سیستم کاری بیش از عوامل جمعیت شناختی در بروز خستگی نقش دارد؛ بنابراین برنامهریزی در جهت بهبود سیستم کاری میتواند به کاهش خستگی در پرستاران کمک کند.
یونس مهری فر، سلیمان رمضانی فر، سونا بیرامی، سارا طالب الحق، احسان رمضانی فر، پردیس امیری، مصطفی پویاکیان،
دوره 12، شماره 4 - ( 10-1401 )
چکیده
مقدمه: سالیانه در سراسر جهان، هزینههای زیادی از تولید ناخالص ملی کشورها در پی وقوع حوادث شغلی اتلاف میشود. برآورد این هزینهها میتواند در راستای سرمایهگذاری بهینه و پایهگذاری سیاستهای مناسب در بسیاری از کشورهای دنیا ازجمله ایران حائز اهمیت باشد. لذا، این مطالعه با هدف بررسی مطالعات انجامشده درزمینۀ اقتصاد ایمنی و هزینهیابی حوادث در ایران از سال 2000 تا 2021 انجام شده است.
روش کار: بهمنظور انجام این پژوهش مروری از پایگاههای داده معتبر «Web of Science»، «Embase»، «IranDoc»، «SID»، «Magiran»، «Google Scholar»، «PubMed» و «Scopus» استفاده گردید. مقالات در این پایگاههای داده با جستجوی کلیدواژههای فارسی همچون «حادثه»، «هزینه حوادث»، «حوادث شغلی»، «ایران» و معادل انگلیسی آنها شامل «Accidents»، «Accident Costs»، «Occupational Accident» و «Iran» در بازه زمانی 2000 تا 2021 جستجو و استخراج گردیدند.
یافته ها: از میان 66 مقاله شناساییشده، 19 مقاله بهعنوان مقالات نهایی انتخاب گردید که از این میان 11 مطالعه در صنعت حملونقل و 8 مطالعه در سایر صنایع اجرا شده بودند. در میان این مطالعات، 9 مطالعه فقط به بررسی و بیان هزینههای کلی و 6 مطالعه به تفکیک به بررسی و بیان هزینههای مستقیم، غیرمستقیم و کلی پرداخته بودند. 4 مطالعه دیگر نیز به بررسی و بیان هزینههای ناشی از حوادث به صورتهای دیگر پرداخته بودند. گفتنی است که در 3 مطالعه میزان هزینههای مستقیم بیشتر از هزینههای غیرمستقیم برآورد شده است. همچنین، بر اساس مطالعات میزان خسارت وارده به تولید ناخالص داخلی از 0.03 تا 6.46 درصد از تولید ناخالص ملی بود.
نتیجه گیری: نتایج حاصل از مرور مطالعات نشان داد که حوادث شغلی سبب اتلاف بخش قابلتوجهی از تولید ناخالص ملی ایران میشود. لذا بهمنظور جلوگیری از اتلاف چنین هزینههای سنگینی توصیه میگردد تا مطالعات دیگری درزمینۀ ارتباط سرمایهگذاری در بخش ایمنی و کاهش هزینههای حوادث با توجه به گروهبندی مشاغل بهویژه در صنایع فرآیندی، خدماتی و تولیدی صورت بپذیرد.
احسان رمضانی فر، کامران غلامی زاده، ایرج محمدفام، مصطفی میرزایی علیآبادی،
دوره 13، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده
مقدمه: ارزیابی ریسک مقیاسی برای پیشبینی قابلیت اطمینان است و میتواند تعاملات بین اجزا و متغیرهای فرآیند را مدیریت کند. از طرفی قابلیت اطمینان یک جزء یا یک مانع ایمنی میتواند بر ریسک کلی سیستم تأثیرگذار باشد. به عنوان یکی از مهمترین موانع ایمنی مخازن ذخیرهسازی، خرابی سیستمهای فوم میتواند عواقب شدیدی را به همراه داشته باشد؛ بنابراین سیستمهای فوم برای کاهش خطرات ناشی از آتشسوزی و خسارات ناشی از آن دارای اهمیت بالایی هستند.
روش کار: این مطالعه با هدف تعیین علل ریشهای دخیل در شکست سیستمهای فوم ثابت مخازن ذخیرهسازی از طریق آنالیز درخت خطای فازی و برآورد قابلیت اطمینان آن صورت گرفت. در محاسبات درخت خطای متعارف معمولاً از دادههای دقیق برای ارزیابی احتمال وقوع رویدادهای پایه استفاده میشود؛ بنابراین در رویکرد معرفی شده، مجموعههای فازی در جهت کمّیسازی احتمالات رویدادهای پایه و مدیریت عدم قطعیت استفاده گردید. در نهایت، با توجه به احتمال رویداد نهایی، قابلیت اطمینان سیستم برآورد شد.
یافته ها: یافتهها نشان داد که ۱۳ رویداد پایه در عملکرد سیستمهای فوم ثابت مخازن ذخیرهسازی نقش دارند. علاوه بر این، خرابی مسیر کابل و سیستم تشخیص (حسگرهای دما مقاومتی)، تنظیم اشتباه کلید فعالسازی و ممتد عمل نکردن سیستمهای تولیدکننده کف، سه عامل تأثیرگذار بر قابلیت اطمینان سیستمهای فوم ثابت بودند. با استفاده از روش پیشنهادی، قابلیت اطمینان سیستم 0.8470 برآورد گردید.
نتیجه گیری: نتایج نشان داد که میتوان از روش درخت فازی به عنوان ابزاری قابل اعتماد برای تخمین قابلیت اطمینان با استفاده از قضاوت کارشناسان استفاده کرد. همچنین، مطالعه حاضر سازگاری منطق فازی را برای ارزیابی احتمال نقص رویدادهای پایه درخت خطا نشان میدهد.
لیلا کیکاوسی آرانی، اصغر قهری، الهام احسانی چیمه،
دوره 13، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده
مقدمه: غرقشدگی از شایعترین تروماهای دریایی است. هر چند امروزه در دنیا، غرقشدگی موردتوجه سیاستگذاران سلامت قرار گرفته است ولی مسئله غرقشدگی در مدیریت ایمنی دانشآموزان مغفول مانده است. این پژوهش با هدف بررسی پیشبینی کنندههای اتخاذ رفتارهای پیشگیرانه از ترومای غرقشدگی در دانشآموزان غرب شهر تهران با رویکرد مدیریت ایمنی انجام شد.
روش کار: این مطالعه از نوع توصیفی– تحلیلی) مقطعی) بود. جامعه آماری پژوهش، والدین دانش آموزان مشغول به تحصیل در دوره اول ابتدایی مدارس منتخب دولتی غرب تهران در سال تحصیلی 1401- 1400 بودند (3000=N). نمونهگیری به روش تصادفی در دسترس بود. 340 نفر از والدین مشارکت نمودند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه محقق ساخته با رویکرد جدید مدیریت ایمنی (پیشگیری از وقوع حادثه با اتخاذ رفتارهای پیشگیرانه) بر اساس مدلی انگیزش محافظت (مدل رفتاری پیشگیرانه) بود که پایایی و روایی آن بررسی شد. تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار 26 SPSS و آزمونهای همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی انجام شد.
یافته ها: مدل موردمطالعه 67% واریانس رفتارهای پیشگیرانه از ترومای دریایی غرقشدگی را تبیین نمود. 69.7% از دانش آموزان سابقه استفاده از کلاسهای شنا را نداشتند. بیشترین همبستگی بین رفتار پیشگیرانه از غرقشدگی و هزینههای درک شده بود (0.579-=r و 0.01>P). تعداد 237 دانشآموز (69.7%) هرگز رفتار پیشگیرانه «یادگیری فنون شنا یا کسب توانایی شنا از مربیان حرفهای شنا « از خود نشان ندادند.
نتیجه گیری: رابطه معنادار بین بیشتر سازههای مدل انگیزش محافظت با اتخاذ رفتارهای پیشگیرانه از غرقشدگی و وجود بیشترین همبستگی بین رفتار پیشگیرانه و هزینه درک شده، بر طراحی برنامههای آموزشی رایگان در جهت افزایش دانش و انگیزش دانش آموزان درباره رفتارهای پیشگیرانه از غرقشدگی تأکید دارد.
مهشید عسگری، ویدا زراوشانی، مهران قلعه نوی، یوسف اکبری شهرستانکی،
دوره 13، شماره 2 - ( 4-1402 )
چکیده
مقدمه: بروز حریق در بیمارستانها و مراکز درمانی به دلیل ناتوانی در حرکت اکثر بیماران، وجود تجهیزات گرانقیمت در بیمارستان و نقش مهم بیمارستان در خدمترسانی به مردم، میتواند منجر به ایجاد حوادث ناگوار و غیرقابلتحمل گردد. نداشتن و یا ضعف در مدیریت ریسک حریق میتواند برشدت رخداد حادثه بیفزاید. این مطالعه، بهمنظور ارزیابی سطح ایمنی حریق و ارائهی راهکارهای کنترلی مناسب در یک مرکز آموزشی بهداشتی درمانی واقع در شهر قزوین انجام شد.
روش کار: این مطالعه، با استفاده از جدیدترین ویرایش استاندارد NFPA۱۰۱A، ارزیابی ریسک حریق در هفت بخش از یک بیمارستان آموزشی در شهر قزوین در سال ۱۴۰۰ و ۱۴۰۱ انجام شد. در این مطالعه، محاسبهی ضریب ریسک سکونت برای ساکنان هر ناحیه، بررسی پارامترهای ایمنی حریق و تعیین ضریب ریسک آنها، محاسبهی امتیاز کسبشدهی ناحیهی تحت ارزیابی، تعیین حداقل امتیاز مورد نیاز در حیطههای مختلف ایمنی حریق و تعیین سطح ریسک حریق انجام گردید.
یافته ها: در میان بخشهای آیسییو ۱ و ۲، سیسییو ۱ و ۲، انبار مرکزی، انبار داروخانه و تأسیسات بیمارستان که برای ارزیابی ریسک حریق انتخاب شدند، کل ساختمانهای آیسییو ۱ و ۲، با نمره ی ایمنی کلی حریق ۲۱/۱ بهترین وضعیت و ساختمان تأسیسات با نمره ی ایمنی کلی حریق ۱۴/۵-، بدترین وضعیت را داشتند.
نتیجه گیری: تأسیسات بیمارستان، پرریسکترین بخش مورد مطالعه از دیدگاه حریق شناسایی شد. قرارگیری تجهیزات پرخطر در کنار یکدیگر و نبود برنامه ی مدون مدیریت ایمنی، از عوامل مؤثر در کسب نتایج این مطالعه بود. اهمیت تدوین یک برنامه در پاسخ به شرایط اضطراری بهمنظور پیشگیری و اطفای حریق در این ساختمان، ضرورت دارد.
یونس مهری فر، مجید عباسی، کاظم صمیمی، صابر مرادی حنیفی، مصطفی پویا کیان،
دوره 13، شماره 2 - ( 4-1402 )
چکیده
مقدمه: شاخصهای عمومی زیادی برای بررسی عملکرد ایمنی در سازمانها ارائه شده است؛ لیکن این شاخصها به دلیل ماهیت کلینگر آنها، نمیتوانند همواره منعکسکننده ی جنبههای ویژه ی عملکرد سازمان درخصوص ایمنی باشند؛ به بیان دیگر، ماهیت فعالیتهای یک سازمان، ایجاب میکند که آن سازمان از شاخصهای مختص به خود برای انعکاس بهتر عملکرد ایمنی استفاده نماید. این مطالعه، با هدف تعیین شاخصهای کلیدی عملکرد ایمنی به روش دلفی و سنجش آنها در شرکت توزیع نیروی برق استان البرز انجام شد.
روش کار: در این مطالعه ی توصیفی-پیمایشی، از نظرات خبرگان و کارشناسان ایمنی صنعت توزیع برق (n=۱۱) در قالب روش دلفی استفاده شد. نظرات، در چهار مرحله جمعآوری و شاخصهای کلیدی نهایی شناسایی شدند. سپس از این شاخصها برای ارزیابی عملکرد ایمنی شرکت توزیع برق البرز در طی یک دوره ی ۳ ماهه استفاده شد.
یافته ها: در این مطالعه، ۳۴ فعالیت ایمنی شناسایی و ثبت گردید. در مرحله ی اول روش دلفی، ۲۰ شاخص توسط گروه خبرگان پیشنهاد گردید. در مراحل دوم و سوم، به ترتیب ۴ و ۱ شاخص به دلیل عدم کسب امتیاز لازم حذف شدند. در مرحله ی چهارم، برای ۱۵ شاخص باقیمانده، نسبت روایی محتوا (CVR) و شاخص روایی محتوا (CVIAv) محاسبه شد. نتایج، نشان داد که میانگین امتیاز عملکرد سهماههی مناطق و ادارات توزیع برق استان البرز در سال ۱۳۹۵، از ۱۰۰ امتیاز شامل نظرآباد، ساوجبلاغ، مهرشهر، فردیس، غرب، شرق، طالقان و اشتهارد، به ترتیب ۷۸/۹، ۵۴/۷، ۷۸/۸، ۷۵/۹، ۷۵/۷، ۸۰/۸، ۶۱ و ۸۳/۵ بود.
نتیجه گیری: روش دلفی، تکنیکی مؤثر در شناسایی شاخصهای کلیدی عملکرد ایمنی است. شاخصهای کلیدی انتخابشده توسط خبرگان شرکتکننده در راندهای دلفی، جزو شاخصهای فعال (پیش از وقوع حادثه) بودند که عملکرد ایمنی واحدهای عملیاتی شرکت توزیع نیروی برق استان البرز را به شکل کارآمدتری منعکس میکنند. پیشنهاد میشود این شاخصها برای ارزیابی عملکرد ایمنی در سایر شرکتهای توزیع برق کشور مورد استفاده قرار گیرند.
عادل مظلومی، علیمحمد مصدقراد، فریده گلبابایی، محمدرضا منظم اسماعیل پور، سجاد زارع، مهدی محمدیان، رمضان میرزایی، ایرج محمدفام، حسن صادقی نائینی، مسعود ریسمانچیان، یحیی رسول زاده، غلامعباس شیرالی، محمود حیدری، یحیی خسروی، حامد دهنوی، ملیحه کلاهدوزی، هانیه اخلاص، میرغنی سیدصومعه، سولماز بالاجمادی، مهدی غرسی،
دوره 13، شماره 3 - ( 7-1402 )
چکیده
مقدمه: مدیریت استراتژیک، با تعیین جهت حرکت سازمان و تهیه چشمانداز استراتژیک و بیانیه مأموریت، زمینه رشد، سودآوری، تولید و گنجاندن برنامههای ایمنی و سلامت کارکنان در سراسر سازمان را فراهم میکند. همچنین وجود یک برنامه استراتژیک جهت تقویت علمی و کاربردی رشته بهداشت حرفهای و ایمنی کار یکی از اولویتهای دانشگاهی و صنعتی کشور است. هدف از مطالعه حاضر ارائه برنامه استراتژیک توسعه رشته تخصصی مهندسی بهداشت حرفهای و ایمنی کار در ایران میباشد.
روش کار: مطالعه حاضر از نوع مطالعات اقدام پژوهی مشارکتی است که در سال 1400 انجام شد. کمیته تدوین برنامهریزی استراتژیک متشکل از 20 نفر از اساتید، کارشناسان و دانشجویان مقطع دکترا بودند طی 14 هفته با تشکیل جلسات منظم هفتگی و با جمعآوری اطلاعات درون سازمان و برون سازمان و تحلیل محیط داخلی و خارجی سازمان و شناسایی نقاط قوت و ضعف و فرصتها و تهدیدهای موجود در محیط اقدام به تعیین مأموریت، دورنما، ارزشها و اهداف کلی و اختصاصی سازمان برای سالهای 1400 تا 1404 نموند. همچنین، اقدامات لازم برای دستیابی به اهداف تعیین شده شناسایی و برنامه عملیاتی دستیابی به اهداف در زمینه ارتقای عملکرد رشته تخصصی بهداشت حرفهای و ایمنی کار تدوین شدند.
یافته ها: انجام این پژوهش کاربردی منجر به ارزشیابی استراتژیک محیط درونی و بیرونی رشته تخصصی بهداشت حرفهای و ایمنی کار، تعیـین جهـت استراتژیهای اساسی، مأموریت، دورنما، ارزشها و اهداف کلی شد. درنهایت هفت هدف اختصاصی و 286 اقدام برای ارتقای عملکرد رشته مهندسی بهداشت حرفهای و ایمنی کار مشخص شد. در تحلیل SWOT انجامگرفته از محیط داخلی و خارجی رشته بهداشت حرفهای و ایمنی کار، 27 نقطه قوت، 7 نقطهضعف، 26 فرصت و 12 تهدید به دست آمد. طبق نتایج ماتریس SWOT موقعیت استراتژیک رشته مهندسی بهداشت حرفهای و ایمنی کار در موقعیت استراتژیهای احتیاطی و حفظ شرایط موجود قرار دارد.
نتیجهگیری: این برنامه، در راستای برنامه 4 ساله رشته مهندسی بهداشت حرفهای و ایمنی کار نوشته شده است. در تدوین برنامه به اسناد و سیاستهای ارگانهای بالادستی توجه شده است. موقعیت استراتژیک رشته مهندسی بهداشت حرفهای و ایمنی کار، استراتژی محتاطانه است. در این موقعیت میتوان استراتژیهای حفظ شرایط موجود را به کاربرد؛ بنابراین، پیشنهاد میشود با تمرکز بر استراتژیهای محتاطانه تا حد امکان نقاط ضعف رشته مهندسی بهداشت حرفهای و ایمنی کار و ایمنی کار کاهش یابد و قابلیتهای استراتژیک آن افزایش یابد. رشته مهندسی بهداشت حرفهای و ایمنی کار بهتدریج از سال دوم اجرای برنامه استراتژیک میتواند بر توسعه فعالیتها متمرکز شود.
علی ناصری، وجیهه هوشیار،
دوره 13، شماره 3 - ( 7-1402 )
چکیده
مقدمه: کووید 19 پاندمی بود که بسیاری از مشاغل را با مشکلات عدیدهای روبرو کرد و باعث ایجاد ناامنی زیادی در بین مشاغل شد که کارگران و کارکنان زیادی را با استرس از دست دادن شغل خود دچار مشکلات فراوانی کرد. لذا، پژوهش حاضر با هدف تحلیل تاثیر اقدامات مدیریت ایمنی محل کار بر رفتار شهروند سازمانی با توجه به نقش ناامنی شغلی و ریسک ادراک شده مرتبط با ویروس کرونا در میان کارکنان سازمان تامین اجتماعی مشهد انجام گرفت.
روش کار: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از لحاظ جمعآوری دادهها، توصیفی پیمایشی است. جامعه آماری این پژوهش، کلیه کارکنان سازمان تامین اجتماعی شهر مشهد میباشند که تعداد آنها560 نفر است. حجم نمونه براساس جدول مورگان و با استفاده از روش غیرتصادفی دردسترس تعداد 225 نفر تعیین شد. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامه استاندارد وو و همکاران (2022) است که جهت بررسی روایی، از روایی سازه و روش تحلیل عاملی تاییدی بهره برده شد و برای سنجش پایایی از ضریب آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی استفاده شد، نتایج نشان داد که پرسشنامه از روایی و پایایی مناسب برخوردار است. همچنین، تجزیه و تحلیل دادهها به روش مدل معادلات ساختاری و با استفاده از نرمافزار smart pls انجام پذیرفت.
یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که اقدامات مدیریت ایمنی محل کار بر رفتار شهروندی سازمانی و ریسک ادراک شده کرونا تاثیرگذار است. همچنین، ریسک ادراک شده مرتبط با کرونا بر ناامنی شغلی درک شده تاثیر مثبت دارد. اما ریسک ادراک شده مرتبط با کرونا بر رفتار شهروندی سازمانی تاثیرگذار نیست و رابطه بین اقدامات مدیریت ایمنی محل کار و رفتار شهروندی سازمانی را میانجیگری نمیکند. اقدامات مدیریت ایمنی محل کار بر ناامنی شغلی درک شده تاثیرگذار است و ناامنی شغلی بر رفتار شهروندی سازمانی تاثیرگذار است.
نتیجهگیری: از یافتههای پژوهش میتوان چنین استنباط کرد که اقدامات مدیریت ایمنی محل کار یکی از مهمترین برنامهها و استراتژیهای سازمانها در افزایش رفتارهای شهروندی و همراهی کارکنان از طریق پشتیبانی و حمایت کارکنان و فراهم کردن شرایط ایمنی در سازمان است.
فاطمه فصیح رامندی، فریده گلبابایی، هادی شکیبیان، سید محمد اسدزاده، محمدرضا منظم اسماعیل پور،
دوره 13، شماره 4 - ( 10-1402 )
چکیده
مقدمه: انتخاب درست و استفاده مناسب از تجهیزات حفاظت فردی، یکی از راهکارهای بسیار مهم در حفظ سلامتی و ایمنی کارکنان میباشد. لازمه انتخاب درست، شناخت معیارهایی است که در گزینش تجهیزات حفاظتی مد نظر قرار میگیرند. مطالعه حاضر با هدف بررسی وضعیت و معیارهای لحاظ شده در انتخاب تجهیزات حفاظت از سیستم تنفسی و شنوایی در صنایع استان تهران انجام شد.
روش کار: مطالعه حاضر یک مطالعه توصیفی-تحلیلی بوده، که روی 400 نفر از کارشناسان و متخصصان ایمنی و بهداشت حرفهای شاغل در صنایع استان تهران در سال 1401 انجام شد. به منظور آگاهی از معیارهایی که جهت انتخاب تجهیزات حفاظتی مد نظر قرار میگیرند، از چکلیست و پرسشنامه محققساخته (نسخه فیزیکی و آنلاین) استفاده شد. چکلیست حاوی یک سری سوالات جمعیت شناختی و تخصصی و پرسشنامه حاوی سوال باز در مورد معیارهای انتخاب تجهیزات حفاظت تنفسی و شنوایی بود. از نرم افزار SPSS-v21 و Excel-2016 به منظور آنالیز آماری دادهها و ترسیم نمودارها استفاده شد.
یافته ها: میانگین سن و سابقه کاری شرکتکنندگان به ترتیب 66/38 و 78/11 سال بود. از بین شرکتکنندگان، به ترتیب 3/48% و 7/47% آنها کیفیت و 5/42% و 5/39% از آنها کمیت تجهیزات حفاظت تنفسی و شنوایی موجود در واحد تولیدی/ صنعتی تحت نظارت خود را تایید نکرده و 3/56% آنها اذعان نمودند که هیچ مسئولیتی در خصوص تهیه یا تایید این تجهیزات در محیط کار خود ندارند و این مسئولیت اغلب بر عهده کارپردازان، کارفرما و مسئولین خرید/تدارکات میباشد. همچنین در بررسی معیارها، در مجموع به ترتیب 27 و 29 معیار در ارتباط با تجهیزات حفاظت تنفسی و شنوایی توسط شرکتکنندگان در مطالعه عنوان شد که پرتکرارترین آنها معیارهایی چون نوع و غلظت آلایندههای تنفسی، کیفیت و جنس اجزاء تشکیلدهنده، قیمت و کارایی فیلتراسیون در ارتباط با حفاظهای تنفسی و شاخص کاهندگی صدا، کیفیت و جنس گوشیهای ایمنی، قیمت و راحتی استفاده-کننده در ارتباط با حفاظهای شنوایی بود. توزیع فراوانی معیارهای شناسایی شده نیز حداقل 3/0 % و حداکثر 38% بود.
نتیجه گیری: فراوانی بالای گزارش شده در خصوص عدم دخالت و رضایت کارشناسان از تناسب تجهیزات حفاظتی و نیز فراوانی ناچیز اغلب معیارهای مطرح شده، نشان میدهد که با وجود اهمیت زیاد مساله انتخاب درست تجهیزات حفاظت تنفسی و شنوایی، این مساله در صنایع مورد بررسی آنچنان مورد توجه قرار نگرفته و مستلزم بررسیهای بیشتر و ارائه راهکارهای عملیاتی و کاربردی جهت بهبود وضعیت میباشد.
موسی جباری، حسن صادقی نائینی، پروین سپهر،
دوره 13، شماره 4 - ( 10-1402 )
چکیده
مقدمه: سقوط از ارتفاع یکی از حوادث شایع در محیط کاری ساخت و ساز میباشد. استفاده از وسایل حفاظت از سقوط فردی مناسب از قبیل هارنسهای ایمنی، یکی از راههای کنترلی موثر در این خصوص میباشد. در این مطالعه به بررسی سیستماتیک طراحی هارنسهای ایمنی و اثرات تعلیق پرداخته شده است.
روش کار: در این مطالعه مروری سیستماتیک، مقالات منتشر شده در مجلات علمی در خصوص ایمنی سقوط و طراحی هارنسهای ایمنی و پیامدهای ناشی از سقوط هنگام استفاده از هارنس در طی سال های2000 تا 2021 مورد بررسی قرار گرفت. جستجو با استفاده از 8 کلمه کلیدی هارنس تمام بدن، سیستم توقف سقوط، هارنس صنعتی، هارنس ارگونومی، طراحی هارنس، استانداردهای هارنس، حفاظت از سقوط و تجهیزات حفاظت فردی در مقابل سقوط با معادل انگلیسی در پایگاههای دادهای معتبر انجام گردیده و مقالات مرتبط جمعآوری و انتخاب شدند. بعد از استخراج دادههای مورد نیاز تقسیم بندی و آنالیز مطالعات انجام گردید
یافته ها: براساس کلمات کلیدی مورد استفاده، 101 مقاله جمعآوری گردید و در نهایت پس از بررسیهای انجام شده 23 مقاله مرتبط انتخاب و وارد مطالعه اصلی شد. مقالات انتخاب شده در دو گروه شامل «طراحی هارنسها و بهینهسازی سیستمهای توقف سقوط» و «مطالعات مربوط به پیامدهای تعلیق از ارتفاع و اثرات آن» تقسیم بندی شدند. مطالعات انجام شده نشان داد که 34/7 درصد از مطالعات در خصوص ایمنی هارنس، 34/7 درصد در خصوص ارگونومی هارنس، و 30/3 درصد مطالعات به بررسی پیامد تعلیق پرداختهاند. نتایج نشان داد بیشتر مطالعات در این خصوص در امریکا (39/7% از مقالات مورد بررسی) انجام گردیده است.
نتیجهگیری: علایم و تغییرات فیزیولوژیک در زمان تعلیق هارنس بوجود میاید. هیچ مطالعهای تاکنون به مرگ ناشی از تعلیق هارنس اشاره نکرده است. لوازم جانبی مناسب برای هارنسها میتواند زمان تحمل تعلیق را طولانیتر کند. بیشترین مشکل در خصوص طراحی ارگونومیک هارنسها وجود دارد.
معصومه خوش کردار، رضا سعیدی، امین باقری، محمد حجارتبار، محمد درویشی، رضا غلام نیا،
دوره 14، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
مقدمه: به منظور شناسایی و بررسی اثرات ظهور فناوری در صنعت و به خصوص صنعت معدن، در این مطالعه تاثیر استفاده از سامانههای هوشمند ماشینآلات، شامل سیستم نظارت بر سلامت خودرو (VHMS: Vehicle health monitoring system)، سیستم کنترل هوشمند عملیات معدنکاری (Dispatching) و سنسور پایش فشار باد لاستیک (TPMS: Tire pressure monitoring system) بر پارامترهای بهداشت، ایمنی، محیطزیست و نگهداشت پیشگیرانه در صنعت معدن مورد بررسی قرار گرفت.
روش کار: پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی- تحلیلی است که در دو بازه زمانی قبل و بعد از به کارگیری سیستمهای هوشمند ماشین آلات معدنی انجام شده است. در ابتدا پارامترهای بهداشت، ایمنی، محیطزیست و نگهداشت پیشگیرانه شناسایی شد، سپس با مقایسه و تحلیل وضعیت و استفاده از روش دلفی، پارامترهای منتخب پیشو پس از راه اندازی سامانههای هوشمند ماشینآلات معدنی و میزان اثربخشی استفاده از این سامانهها تعیین گردید.
یافته ها: یافتهها نشان داد که به کارگیری سیستمهای هوشمند ماشین آلات معدنی با فرض ثابت بودن شرایط محیطی منجر به کاهش حوادث تجهیزاتی به میزان ۳/۳۳ درصد، افزایش عمر مفید لاستیک ۱/۷ درصد، کاهش مصرف سوخت ۶/۱۴ درصد، کاهش میانگین زمان خاموشی ماشین جهت تعمیر ۵/۲۵ درصد و افزایش مطابقت با برنامه نگهداشت ۷/۵ درصد شده است.
نتیجهگیری: استفاده از سامانههای هوشمند ماشین آلات معدنی میتواند اثرات مثبتی در زمینه ایمنی ماشین آلات، کاهش اثرات زیستمحیطی از جمله مصرف سوخت و همچنین بهبود شرایط نگهداشت ماشینآلات سنگین داشته باشد که این امر منجر به بهبود شرایط استخراج و کاهش هزینهها میگردد.