جستجو در مقالات منتشر شده


کاربران عمومی فقط به فهرست مقالات منتشر شده دسترسی دارند.
30 نتیجه برای موضوع مقاله:

ویدا زراوشانی،
دوره 10، شماره 4 - ( 9-1399 )
چکیده

مقدمه: در حال حاضر جهان با یک بحران همه گیری در خصوص کرونا ویروس 2019 مواجه شده است . سرعت انتقال و مقیاس جهانی عفونت  این ویروس به قدری وسیع است که نیاز دارد در حوزه های استراتژیک ، مدیریت منابع و کنترل عفونت اقدامات اساسی انجام شود.  در چنین شرایطی استفاده از فناوریهای هوشمند انقلاب صنعتی چهارم می تواند به بهبود عملکرد سیستمهای بهداشت و درمان و نیز ایمنی و سلامت شغلی کارکنان آن کمک شایانی نماید. این مطالعه قصد دارد تا با انجام یک مطالعه مروری سیستماتیک به بررسی کاربرد فناوریهای انقلاب صنعتی چهارم در شناسایی و کنترل بحران همه گیری Covid-19 در سیستمهای بهداشت و درمان به عنوان یکی از محیطهای کاری پر خطر بپردازد.
روش کار: جستجو  بر اساس راهنمای PRISMA در فاصله زمانی ماههای می و جوئن میلادی سال 2020 و در پایگاه‌های Google Scholar، PubMed، Scopus انجام و مقالات انگلیسی که در سال 2020 منتشر شده بودند با استفاده از کلیدواژه‌هایی که بر اساس اصل Pico و از پایگاهMesh  انتخاب و جمع‌آوری گردیدند، به صورت تک و یا در ترکیب با یکدیگر استفاده شدند. در این مرحله مقالاتی که در عنوان یا خلاصه آن‌ها واژه   Covid-19 به همراه هر یک از واژه های  Intelligence Artificial، Smart Hospital ، ,Digital Health Care, Internet Of Things, Big Data,  Industry 4.0, Virtual Reality, Holography, Cloud Computing, Autonomous Robot,3D Printing , 3D Scanning, Biosensors  Assistive Technology,  مشاهده شد انتخاب شدند. سپس عناوین، چکیده‌ها و کلمات کلیدی این مقالات بررسی شد. برای افزایش حساسیت جستجو، از کلید واژه و رفرنس منابع مقالات منتخب نیز استفاده گردید. سپس با بررسی عنوان و خلاصه تمام مقالات جمع‌آوری شده، مقالات مرتبط از غیر مرتبط جدا و مقالات تکراری نیز حذف شدند. سرانجام متن کامل مقالاتی که به عنوان مرتبط جمع‌آوری شده بود مورد بررسی قرار گرفتند.
  یافته ها: در اولین گام جستجو، در مجموع 175 مطالعه یافت شد که در سال 2020 در پایگاه‌های Google Scholar، PubMed، Scopus منتشر شده بودند. سپس با توجه به معیارهای ورود و خروج و انجام غربالگریها و ارزیابی کیفی مقالات تعداد، 30 مقاله وارد مطالعه شد. از این تعداد 22 مقاله مروری ، 6 مقاله اصیل، یک مقاله کوهورت و یک مقاله موردی بود . بیشترین تعداد مقاله متعلق به کشور هند بود که به همراه چین و انگلیس در مجموع 16 مقاله ورودی را به خود اختصاص داده بودند. یافته های این مطالعه نشان داد در انقلاب صنعتی چهارم فناوریهایی مانند فناوریهای هوش مصنوعی ، اینترنت اشیا، داده های بزرگ، واقعیت مجازی، هولوگرافی، پردازش ابری، رباتهای خودکار، اسکن سه بعدی، چاپ سه بعدی و حسگرهای زیستی می تواند در پیش بینی، شناسایی، ردیابی، نظارت، درمان و کنترل اپیدمی کرونا استفاده نمود. فناوری هوش مصنوعی (10 مقاله) و پس از آن فناوری رباتهای خودکار (6 مقاله) بیشترین فناوری مورد توجه در مقالات ورودی بود.
نتیجه گیری: فناوریهای انقلاب صنعتی چهارم می تواند به بهبود عدالت در دسترسی به مراقبت بهداشتی، بهبود مراقبتهای ویژه بیماران مبتلا به COVID-19 ، حفظ ایمنی و سلامت شغلی کارکنان بهداشت و درمان منجر گردد . بکارگیری فناوریهای هوشمند فوق می تواند به دولتها در شناسایی ، ردیابی ، نظارت و درمان بیماران مبتلا به کرونا کمک نماید و با مدیریت منابع انسانی، دارو، تجهیزات ، زمان و غیره تاب آوری جامعه ومحیطهای کاری بویژه بیمارستانها را افزایش دهد.
سیده فریماه نویدی، علی صفری واریانی، سکینه ورمزیار،
دوره 11، شماره 2 - ( 3-1400 )
چکیده

مقدمه: اختلالات اسکلتی- عضلانی مرتبط با کار از مهمترین دلایل غیبت از کار، افزایش هزینه ها و آسیب های انسانی است که شیوع آن در کاربران کامپیوتر بسیار بالا می باشد. تحقیق حاضر با هدف بررسی 8 هفته تمرینات حرکات اصلاحی بر کاهش شیوع اختلالات اسکلتی- عضلانی کاربران کامپیوتر شرکت گاز انجام شده است.
روش کار: این مطالعه ی تحلیلی-مقطعی در سال 1397 در بین 101 نفر از کاربران کامپیوتر شرکت گاز شهر قزوین انجام شد. از این تعداد، 14 نفر در برنامه مداخله آموزشی حرکات اصلاحی به مدت 8 هفته (16جلسه 1ساعته و 2 بار در هفته) شرکت نمودند. به منظور بررسی شیوع و شدت اختلالات اسکلتی- عضلانی از پرسشنامه های نوردیک و نقشه بدن استفاده گردید. نتایج با استفاده از آزمون-های کولموگروف-اسمیرنف، وی کرامر، مک نمار و ویل کاکسون در نرم افزار spss نسخه 23 بررسی شدند.  
یافته ها: بیشترین اختلالات در بین کاربران کامپیوتر در طی یک هفته گذشته قبل از مداخله مربوط به نواحی شانه ها (3/64%)، کمر (9/42%) و گردن (7/35%) می باشند. شیوع اختلالات اسکلتی – عضلانی بوسیله حرکات ورزشی تقویت عضلات و انعطاف پذیری در نواحی گردن و شانه به ترتیب با اطمینان 95 و 99 درصد قبل و بعد از مداخله متفاوت و کاهش معناداری نشان داد. شیوع ناراحتی در ناحیه کمر بعد از مداخله به میزان 8/35% و در سایر نواحی نیز حداقل به میزان 1/7% کاهش یافته است.
نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که اجراء برنامه مداخله آموزشی حرکات اصلاحی توسط افراد متخصص علوم ورزشی می تواند باعث تقویت عضلات و در نتیجه اختلالات اسکلتی - عضلانی را 3/64-1/7% کاهش دهد.
محمد حسین بهشتی، روح اله حاجی زاده، علی عالمی، مجتبی امکانی، یاسین منصوری، علی تاج پور،
دوره 11، شماره 3 - ( 6-1400 )
چکیده

مقدمه: حوادث ناشی از تجهیزات بازی کودکان تهدیدی جدی برای سلامت کودکان تلقی می‌شود. ایمن سازی این تجهیزات مستلزم رعایت استانداردهای ایمنی و طراحی ارگونومیک است. هدف مطالعه حاضر طراحی تجهیزات مخصوص بازی کودکان (سرسره،تاب والاکلنگ) موجود در پارک های عمومی شهر بر اساس استانداردهای ملی و داده های آنتروپومتریک کودکان است. 
روش کار: پژوهش حاضر از نوع کاربردی است که در آن طراحی تجهیزات بازی کودکان شامل، سرسره، تاب و الاکلنگ بر اساس  استانداردهای ملی 2-6436 ، 3-6436 و 6-6436 موسسه استاندارد و تحقیقات صنعتی ایران و همچنین اندازه گیری ابعاد آنتروپومتریکی مورد نیاز برای طراحی این تجهیزات، در مقطع زمانی پاییز و زمستان 1396 صورت گرفت. در این مطالعه کلیه ابعاد آنتروپومتریک 385 کودک 2 تا 12 سال در یکی از شهرستان های شرق کشور اندازه گیری شد. طراحی بر اساس صدک های مربوطه و با استفاده از نرم افزار minitab انجام شد.  
یافته ها: نتایج مطالعه حاضر نشان داد در استانداردهای ملی 2-6436 و 6-6436 اندازه هیچکدام از ابعاد مورد نیاز برای طراحی الاکلنگ و تاب بیان نشده است و فقط نکات ایمنی بیان شده است در استاندارد 3-6436  اندازه ابعاد مربوط به بخش سریدن بیان شده و ابعاد سایر قسمت ها از جمله مسیرهای دسترسی، راه پله و راهروها بیان نشده است. در مطالعه حاضر طرح ارگونومیک و استاندارد تجهیزات بازی کودکان شامل تاب، سرسره و الاکلنگ نشان داده شده است. مقایسه مدل طراحی شده با وضعیت موجود در پارک های مورد بررسی نشان داد طول و پهنای نشیمنگاه الاکلنگ باید برابر 37/0 و 25/0 باشد در صورتی در پارک های مورد بررسی میزان طول و پهنای نشیمنگاه به ترتیب برابر 24/0 و 35/0 می باشد.  بر اساس داده ها آنتروپومتریک کودکان، ارتفاع صندلی نشیمنگاه از زمین، پهنا و عمق صندلی تاب به ترتیب برابر 2/0، 35/0 و 37/0 متر بدست آمد. در صورتی که میزان واقعی آنها در پارک های مورد بررسی به ترتیب برابر 25/0، 42/0 و 31/0 متر می باشد. نتایج مطالعه حاضر طول و عرض بخش خروجی برابر 75/0 و 5/0  ، عرض پله ها 75/0 ، حفاظ جانبی پله ها، 7/0 و حفاظ جانبی بخش سریدن برابر 18/0 بدست آمد. در صورتی که نتایج ارزیابی میدانی کاملا متفاوت است.
نتیجه گیری: نتایج مطالعه حاضر طرح ارگونومیک از تجهیزات بازی کودکان بر اساس استانداردهای ملی و داده های آنتروپومتریک کودکان می باشد و در برنامه ریزی های شهری بسیار کابردی می باشد همچنین نتایج مطالعه حاضر بر بازبینی استانداردهای ملی و ذکر اندازه ابعاد مورد نیاز برای طراحی تجهیزات بازی کودکان بر اساس داده های آنتروپومتریک در این استانداردها تاکید دارد.  
ویدا زراوشانی، رومینا عباس نژاد،
دوره 11، شماره 3 - ( 6-1400 )
چکیده

مقدمه: با توجه به بحران کووید-19 و اهمیت شناسایی و ردیابی منابع اولیه آلودگی و نیز نقش آنالیز مشاغل در تامین ایمنی کارکنان ، این مطالعه به شناسایی وظایف شغلی موثر در انتقال کووید-19 در مورد مرگ خانمی شاغل در واحد مدارک پزشکی بیمارستان شفا تاکستان (استان قزوین) پرداخت.
روش کار: این پژوهش نوعی مطالعه موردی (Case study)  است که در خصوص مرگ خانم 26 ساله متاهل و شاغل در بخش مدارک پزشکی بیمارستان شفا تاکستان که در اسفند 1398 رخ داد انجام شد. پس از شناسایی و تکمیل وظایف شغلی متوفی، آنالیز خطرات شغلی انجام و درنهایت وظایف شغلی معمول و میزان منابع خطر کووید-19 تعیین گردید.  
یافته ها: تعداد 15 وظیفه به عنوان وظایف شغلی متوفی شناسایی شد. منابع خطر کووید-19 در سه گروه منابع انسانی با 51 مورد (06/38 درصد) ، منابع اداری (ابزار ، تجهیزات اداری و کامپیوتری) با 46 مورد (33/34 درصد) و منابع کاغذی با 37 مورد (61/27 درصد) طبقه بندی شدند. چهار وظیفه به عنوان وظایف معمول و عمده شغل متوفی شناسایی شدند که در مجموع 90/59 درصد از تعداد کل منابع خطر را شامل می شدند. در این مطالعه ، دو وظیفه شغلی بحرانی شناسایی شد. وظیفه ی» پاسخ به مکاتبات مربوط به پزشکی قانونی و بیمه»و» بررسی گزارش عمل جراحی بیماران « دو وظیفه بودند که با مجموع 06/39 درصد بیشترین منابع خطر کووید-19 را دارا بودند.  
نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد عامل اصلی انتشار کووید- 19 در این مطالعه، منابع انسانی بوده و دو وظیفه شغلی معمول (روتین) بیشترین منبع انتقال کووید-19 را در پی داشته و به عنوان وظایف بحرانی شناسایی شدند که کنترل آنها از اهمیت ویژه ای برخوردار است. همچنین نتایج نشان داد پرهیز از انجام وظایف خاص و غیر معمول در دوره کرونا و انتقال آن به زمان پس از این بحران، به منظور کاهش منایع آلودگی کووید-19 ضروری است. استفاده از این تکنیک جهت تدوین فرایند و دستورالعمل های ایمن به منظور استقرار سیستم مدیریت ایمنی و بهداشت شغلی و افزایش آمادگی بیمارستان ها در مقابله با بحران کووید-19 توصیه می گردد.
الهه الله یاری، عبدالله غلامی، مرتضی عرب زوزنی، حسین عامری، نگین ناصح،
دوره 11، شماره 3 - ( 6-1400 )
چکیده

امروزه میان صاحبنظران این توافق وجود دارد که هوش هیجانی در موفقیت افراد در حیطه های مختلف زندگی نقش به سزایی دارد. در مقابله با درخواست ها و فشارها در محیط کار نیز افرادی که هوش هیجانی بالاتری دارند کمتر دچار استرس می شوند. این پژوهش با هدف بکارگیری هوش مصنوعی برای پیش بینی استرس شغلی افراد و مقایسه عملکرد این مدل با مدل رگرسیون چند متغیره طراحی گردیده است. بدین منظور ٨۹۲ نفر از بین افراد شاغل در گروه های شغلی مختلف به صورت تصادفی انتخاب شدند. سپس اطلاعات ۱۵ بعد هوش هیجانی پرسشنامه بار-آن، ۱۰ گروه شغلی و سن و تحصیلات به عنوان متغیرهای ورودی و ۷ بعد پرسشنامه استرس شغلی HSE به عنوان متغیر خروجی در نظر گرفته شد. نتایج نشان داد که شبکه عصبی مصنوعی با الگوریتم پرسپترون با یک لایه میانی و ۳۷۵ گره که از توابع تانژانت هاﻳﭘربولیک در لایه میانی و سیگموئید در لایه خروجی، توانست به طور قابل ملاحظه ای موفق تر از رگرسیون چند متغیره استرس شغلی افراد را در حیطه های مختلف برآورد نماید. به نحوی که، همبستگی بین نمرات برآورد شده از مدل رگرسیون با مقادیر واقعی تنها بین ۳۶۴/۰-۱۹۲/۰ بود اما این مقدار برای مدل شبکه عصبی در کلیه ابعاد استرس شغلی بیشتر از ۵۲۷/۰ بود.
سیما رفیعی، روح اله کلهر، سعید شهسواری، صابر صوری،
دوره 11، شماره 4 - ( 10-1400 )
چکیده

مقدمه: شناخت ویژگی های شخصیتی پرستاران و بررسی نقش این ویژگی ها در انگیزش ایمنی آنان در راستای ارتقای فرهنگ ایمنی و دست یافتن به محیط کاری ایمن می تواند تا حد زیادی به شکل دهی رفتار ایمن منجر گردد و زمینه ساز استقرار استاندارد  های بیمارستان های ارتقا دهنده سلامت باشد. با این فرضیه و با عنایت به اهمیت قابل توجهی که کاهش مخاطرات شغلی پرستاران و توسعه رفتارهای ایمن دارد مطالعه حاضر به بررسی نقش ویژگی های شخصیتی پرستاران در بروز رفتارهای  ایمن از سوی آنان با نقش میانجی انگیزش ایمنی طی سال های 1399-1398 پرداخته است.
روش کار: پژوهش حاضر از نوع مطالعات توصیفی- تحلیلی می باشد. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه پرستاران شاغل در مراکز آموزشی درمانی شهر قزوین بود که از میان آنان 435 نفر به روش نمونه گیری طبقه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه پنج عاملی شخصیت مک کری و کاستا، پرسشنامه انگیزش ایمن صالح (2010) و پرسشنامه رفتار ایمن مهدی نیا (2016) جمع آوری شد. جهت تجزیه و تحلیل آماری داده ها متناسب با اهداف و فرضیات پژوهش از روش های آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار)، آزمون های پارامتری مانند T-Test و آنالیز واریانس استفاده شد و نیز جهت ارزیابی برازندگی الگوی پیشنهادی، الگویابی معادلات ساختاری با بهره گیری از نرم افزار AMOS نسخه 23 و به منظور بررسی نقش واسطه ای انگیزش ایمنی آزمون سوبل مورد استفاده قرار گرفت.  
یافته ها: نتایج حاصل از مطالعه نشان داد که پرستاران از انگیزش ایمنی نسبتاً مطلوبی برخوردار بوده اند (4/2+84/12). همچنین ضرایب مسیر میان متغیرهای مدل بر روی مسیرهای متناظر با فرضیات پژوهش شامل ارتباط میان ویژگی های شخصیتی پرستاران با انگیزش ایمنی آنان (ضریب مسیر=557/0) و نیز انگیزش ایمنی با بروز رفتار ایمن افراد (ضریب مسیر=267/0) معنادار بوده است. بعلاوه فرضیه ارتباط میان ویژگی های شخصیتی پرستاران و رفتار ایمن آنان (ضریب مسیر=573/0) مورد تایید قرار گرفت (05/0 p <). 
نتیجه گیری: نتایج این تحقیق نشان داد انگیزش ایمنی در پرستاران بر عملکرد و رفتار ایمنی آنان تاثیر گذار بوده است، بنابراین می توان از طریق ایجاد و ارتقاء انگیزش ایمنی مناسب به بهبود رفتار ایمنی پرستاران کمک کرد. این کار می تواند طریق ایجاد نظام های تشویقی مانند شناسایی افراد یا واحدهای با عملکرد مثبت ایمنی که از طریق ارزیابی ماهانه عملکرد آنان حاصل  شود.
فاطمه حیدری عبداللهی، علی صفری واریانی، محمد سلیمان آبادی، سکینه ورمزیار،
دوره 12، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده

مقدمه: از دست دادن تعادل به‌عنوان یک عامل محرک در حوادث سقوط از ارتفاع در حین کار ساخت‌وساز مشخص شده است. به نظر می‌رسد که ویژگی‌های آناتومیکی و مورفولوژیکی پا بر آمادگی حرکتی افراد ازجمله تعادل تأثیرگذار است. درنتیجه تحقیق حاضر با هدف پیش‌بینی درصد انحراف از نقطه تعادل استاتیک، بر اساس ابعاد آنتروپومتری کارگران ساختمانی انجام شد.
روش کار: این مطالعۀ توصیفی- تحلیلی در سال 1398 در بین 114 نفر از کارگران ساختمانی شهر قزوین انجام شد. پس از تکمیل پرسشنامه دموگرافیک و تعیین معیار ورود، ابعاد آنتروپومتریک نظیر قد، وزن، طول پا، طول کف پا، سطح کف پا، عرض مچ پا،‌ عرض قدامی و خلفی کف پا،‌ عرض لگن،‌ محیط مچ پا و محیط ران برای هر آزمودنی اندازه‌گیری شدند. سپس تعادل استاتیک آزمودنی‌ها توسط دستگاه استابیلومتر در حالت ایستاده با چشم باز ارزیابی شد. نتایج با استفاده از آزمون‌های پیرسون، اسپیرمن،‌ تی‌تست مستقل، ‌U من‌ویتنی و رگرسیون خطی چندگانه در نرم‌افزار SPSS نسخه 25 بررسی شدند.  
یافته ها: 8/29% از کارگران ساختمانی ازنظر تعادل استاتیک در طبقه ضعیف و خیلی ضعیف قرار داشتند. سن و وزن افراد بر اساس آزمون پیرسون و اسپیرمن با درصد شاخص انحراف معیار، ارتباط معناداری را نشان دادند. بر اساس رگرسیون خطی چندگانه، سن،‌ وزن و سطح کف پا از عوامل پیش‌بینی کننده درصد انحراف از نقطه تعادل استاتیک کارگران ساختمانی می‌باشند.
نتیجه گیری: نتایج تحقیق حاضر نشان داد که در جامعه کارگران ساختمانی سالم با توده بدنی نرمال، اطلاعات دموگرافیک نظیر سن، پارامترهای آنتروپومتری وزن و سطح پا از عوامل تأثیرگذار بر تعادل استاتیک می‌باشند.
ویدا زراوشانی، فرحناز خواجه نصیری،
دوره 12، شماره 2 - ( 4-1401 )
چکیده


فائزه صراف، علی صفری واریانی، سکینه ورمزیار،
دوره 12، شماره 2 - ( 4-1401 )
چکیده

مقدمه: میزان بروز شکایات اسکلتی-عضلانی به دلیل استفاده از کوله‌پشتی در بین دانشجویان افزایش یافته است. لذا هدف مطالعه حاضر بررسی ارتباط بین اطلاعات دموگرافیک و وزن کیف با شاخص ناتوانی گردن، زوایا و وضعیت سر و گردن در بین دانشجویان می‌باشد.
روش کار: این مطالعه توصیفی-تحلیلی و مقطعی در بین 80 نفر از دانشجویان که بر اساس معیار ورود و به‌صورت تصادفی انتخاب شدند، انجام شد. از پرسشنامه‌های اطلاعات دموگرافیک و شاخص ناتوانی گردن (NDI) جهت جمع‌آوری داده‌ها استفاده شد. به‌منظور اندازه‌گیری وزن افراد و وزن کیف به ترتیب از ترازوی دیجیتال معمولی و قلاب‌دار استفاده شد. با استفاده از روش فتوگرامتری و نرم‌افزار کینوا، اندازه زوایای شیب سر و شیب گردن و میزان تغییر وضعیت سر به جلو تعیین گردید.  
یافته ها: %65 از دانشجویان وزن کیف بیش‌تر از 2 کیلوگرم را حمل می‌کنند. %92.5 از دانشجویان از شدت درد خفیف در ناحیه گردن برخوردار بودند. بین زاویه شیب سر با سن (0.27 - =r ) و زاویه شیب گردن با شاخص توده بدنی همبستگی منفی و معنی‌دار (0.37 - = r) و بین میزان تغییر وضعیت سر به جلو با وزن بدن همبستگی مثبت و معنی‌داری (0.24 = r) مشاهده شد. همچنین، زاویه شیب سر در بین دانشجویان دختر و پسر و در مقاطع تحصیلی مختلف تفاوت معنی‌داری داشت. شاخص ناتوانی گردن (0.23 = r) و زاویه شیب گردن (0.26 = r) نیز به‌طور معنی‌داری با افزایش وزن کیف افزایش یافت.
نتیجه گیری: بازنگری در وزن استاندارد کیف و رعایت نسبت وزن کیف به وزن بدن و تغییر در سبک زندگی می‌توانند نقش مهمی در بهبود زوایا و وضعیت سر و گردن و همچنین کاهش شاخص ناتوانی گردن داشته باشند.

احسان رضائیان، ابراهیم تابان، سید باقر مرتضوی، علی خوانین، حسن اصیلیان مهابادی، الهام محمودی،
دوره 12، شماره 2 - ( 4-1401 )
چکیده

مقدمه: جاذب‌های پانل میکرو متخلخل (MPP) نویدبخش نسل بعدی جاذب‌های صوتی هستند چراکه از مزایای قابل‌توجهی نسبت به سایر جاذب‌های متخلخل برخوردارند. در این پژوهش به بررسی عملکرد صوتی جاذب‌های میکرو متخلخل ساخته‌شده از کامپوزیت زیست‌تخریب‌پذیر پلی لاکتیک اسید تقویت‌شده با الیاف طبیعی چوب‌پنبه (PLA/Corkwood) توسط فناوری چاپ 3 بعدی خواهیم پرداخت.
روش کار: ابتدا مشخصات ابعادی پارامترهای مؤثر در عملکرد صوتی جاذب MPP تعیین شد و سپس کلیه نمونه‌ها به‌وسیله دستگاه پرینتر سه‌بعدی Zortrax M200 و به روش مدل‌سازی ته‌نشینی لایه‌های مذاب (FDM) ساخته شدند. ضریب جذب برخورد نرمال نمونه‌ها با استفاده از لوله امپدانس آکوستیکی مطابق استاندارد ISO 10534-2 در محدوده فرکانسی 64 تا 1600 هرتز اندازه‌گیری شد. در ادامه اثر 4 پارامتر هندسی شامل قطر حفرات، ضخامت صفحه، میزان تخلخل و اندازه فاصله هوایی بر روی ضریب جذب موردمطالعه قرار گرفت.
یافته ها: بر اساس یافته‌های این پژوهش، بیشترین مقدار متوسط ضریب جذب صوتی (SACA) مربوط به جاذب SL-MPP 12 با مقدار 0.28 است به‌طوری‌که در فرکانس 804 هرتز بالاترین جذب صوتی معادل 0.91 را دارد. یافته‌های مطالعه پارامتری نشان داد، با افزایش قطر حفرات مقادیر پیک جذب و متوسط ضریب جذب کاهش می‌یابد. افزایش ضخامت صفحه MPP باعث می‌شود پیک جذب به سمت محدوده فرکانس‌های پایین‌تر حرکت کند. کاهش میزان تخلخل باعث افزایش مقادیر پیک جذب و میانگین جذب صوتی می‌شود و فرکانس دارای بیشترین جذب نیز به سمت محدوده فرکانس‌های بالاتر حرکت می‌کند. همچنین فرکانس تشدید صوتی به عمق فاصله هوایی پشت صفحه بستگی دارد. تغییر در عمق فاصله هوایی از 30 میلی‌متر به 70 میلی‌متر فرکانس تشدید را بیش از 35 درصد کاهش داد.
نتیجه گیری: ساخت جاذب‌های آکوستیکی پایدار با بهره‌گیری از فناوری چاپ 3 بعدی این امکان را به ما می‌دهد تا این‌گونه جاذب‌ها با کیفیت و سرعت بیشتر نسبت به ساخت با روش‌های سنتی مانند روش میکس و پرس حرارتی تولید شوند.

صابر صوری، محمد عامرزاده، روح‌الله کلهر، سیما رفیعی،
دوره 12، شماره 3 - ( 6-1401 )
چکیده

مقدمه: کارکنان بهداشتی درمانی به‌ویژه پرستاران، در معرض خطر بالای ابتلا به ویروس کرونا و بروز مشکلات روحی-روانی مانند اضطراب، استرس و افسردگی قرار دارند. هدف مطالعه حاضر بررسی ارتباط میان اضطراب و استرس ناشی از بیماری کووید-19 در پرستاران با رفتارهای پیشگیرانه آن‌ها می‌باشد.
روش کار: این مطالعه مقطعی بر روی پرستاران شاغل در بیمارستان‌های ارجاعی کووید-19 شهر قزوین در سال 1399 انجام شد. از بین 645 پرستار، 260 پرستار به‌صورت تصادفی انتخاب شدند. به‌منظور گردآوری داده‌ها از سه پرسشنامه اطلاعات جمعیت شناختی و زمینه‌ای، پرسشنامه اضطراب و استرس کووید-19 و پرسشنامه رفتارهای پیشگیرانه و احتیاطی کووید-19 استفاده شد. از روش‌های آماری توصیفی، همبستگی پیرسون، آزمون تی و آنالیز واریانس یک‌طرفه و تحلیل رگرسیون لجستیک دووجهی (Binary) در فاصله اطمینان 95 درصد استفاده گردید.  
یافته ها: شیوع علائم اضطراب در پرستاران 32/08 درصد و میانگین نمره رفتار حفاظتی آنان 5/66±18/45 و بیشترین نمره 4/7±22/06 بوده است. رابطه منفی بین اضطراب و رفتار احتیاطی پرستاران (0/36-=β) و تأثیر معنادار استرس کووید-19 بر رفتار محافظتی آن‌ها (0/22-=β) در سطح معناداری 0/05 تأیید گردید. با افزودن استرس به‌عنوان یک عامل مداخله‌گر، نقش میانجی استرس در رابطه بین اضطراب و رفتار احتیاطی پرستاران مورد تأیید قرار گرفت (0/18-=β). پرستاران زیر 35 سال با احتمال بیشتری از دستورالعمل‌های حفاظتی تبعیت می کنند (1/62=OR) و نیز کارکنان با سابقه کاری بین ۶ تا ۱۰ سال به ترتیب ۳۲ و ۳۷ برابر احتمال بیشتری برای تبعیت از دستورالعمل های حفاظتی داشتند.
نتیجه گیری: احتمال استفاده مؤثر از وسایل حفاظت فردی و رعایت دستورالعمل‌های محافظتی در پرستاران با سطح اضطراب شدید و بسیار شدید کمتر می‌باشد. در افراد با سطوح استرس کنترل‌شده، این احتمال به‌مراتب بیشتر است. لذا کلیه مراکز ارائه‌دهنده خدمات سلامت لازم است برنامه‌های حمایتی بر تأکید بر ارتقای سلامت روان کارکنان را ترتیب دهند
فرحناز خواجه نصیری، ویدا زراوشانی، زهرا بابایی هریس،
دوره 13، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده

مقدمه: با توجه به اهمیت ایمنی حریق در خوابگاه‌های دانشجویی به‌عنوان یکی از مراکز تجمع و انجام مطالعات محدود در این خصوص، این مطالعه با استفاده از شاخص ریسک حریق برای ساختمان های آپارتمانی چند طبقه
 (FRIM-MAB) به‌صورت کمّی به تحلیل و رتبه‌بندی ریسک حریق پرداخت.
روش کار: این مطالعه توصیفی تحلیلی در 17 بخش از یک خوابگاه دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی قزوین در سال 1400 انجام شد. در این مطالعه از روش شاخص سازی ریسک حریق موسوم به
 Fire Risk Index Method for Multistorey Apartment Buildings (FRIM-MAB)  نسخه 2.1 استفاده شد. در این روش، ۱۷ پارامتر و زیرپارامترهای مؤثر در ریسک حریق، تعیین و وزن دهی شده است که بر اساس آن خوابگاه مورد نظر نیز بررسی و درجه وزنی هر پارامتر محاسبه و در نهایت شاخص ریسک حریق هر واحد که عددی بین 1 تا 5 بود بدست آمد.  
یافته ها: میانگین شاخص ریسک حریق ساختمان خوابگاه در زمان مطالعه 2.37 بود. همه ی 17 بخش موجود در خوابگاه دارای شاخص ریسک کمتر از 3 بودند. در این میان رختشویخانه کمترین (1.69) و سایت کامپیوتر بیشترین (2.7) شاخص ریسک را بدست آوردند. نتایج نشان داد موثرترین پارامترهای مسبب ریسک حریق به ترتیب مربوط به «حجم فضای درونی/ تقسیم بندی ساختمان» (12 مورد فراوانی)، «پوشش داخلی ساختمان» (4 مورد فراوانی) و «راه های فرار» (یک مورد فراوانی) می باشند. سهم مشارکت این سه پارامتر در ایجاد شاخص ریسک پرخطرترین بخشهای خوابگاه بیش از 42 درصد بود.
نتیجه گیری: استفاده از روش FRIM-MAB به‌عنوان یک روش کمّی و شاخص‌سازی ریسک حریق برای ساختمان خوابگاه‌های دانشجویی مناسب است و ضمن ارزیابی و تحلیل ریسک حریق، ابزار سریع، کم هزینه و قدرتمندی برای غربالگری و رتبه‌بندی ساختمان‌ها می باشد. پوشش داخلی ساختمان، تقسیم بندی فضای درونی و راههای فرار موثرترین پارامترهای شناخته شده در ریسک حریق خوابگاه موردمطالعه بودند.
ناصر نیک افشار، مصطفی کمالی، الهام اخلاقی پیرپشته، حسام‌الدین عسگری مجدآبادی، نصیر امانت، محسن پورصادقیان،
دوره 13، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده

مقدمه: در سال‌های اخیر خواب‌آلودگی راننده یکی از دلایل اصلی تصادفات جاده‌ای می‌باشد که می‌تواند منجر به صدمات فیزیکی، مرگ‌ومیر و تلفات قابل‌توجه اقتصادی شود. آمارها نشان می‌دهد که به یک سیستم مناسب برای آشکارساز وضعیت خواب‌آلودگی راننده موردنیاز می‌باشد، به‌طوری‌که بتواند قبل از اینکه رویداد ناگواری اتفاق بیافتد هشدار لازم را بدهد. لذا این مطالعه مروری با هدف بررسی مطالعات سنسورهای تشخیص‌دهنده خواب‌آلودگی راننده و ارائه روش‌های ترکیبی تشخیصی و طرح مدل کارآمد انجام گرفت.
روش کار: این مطالعه مروری توصیفی از طریق یک جستجوی نظام‌مند و با استفاده از کلیدواژه‌های رانندگان و تشخیص خواب‌آلودگی در پایگاه‌های داده بین‌المللی شامل Scopus, Pubmed و  Web of Scienses انجام گرفت که شامل جدیدترین تحقیقات انجام‌شده مرتبط در این زمینه از سال 2005 تا سپتامبر 2021 بود. همچنین لیست منابع مطالعات نهایی برای یافتن مطالعات بیشتر بررسی شد تا روش‌ها و مطالعات خاص (تیپیک) مورد اشاره واقع شوند و با یکدیگر مقایسه شوند.
یافته ها: به‌طورکلی محققان خواب‌آلودگی راننده را با استفاده از سه روش انـدازه‌گیری بر اساس وسیله نقلیه، اندازه‌گیری رفتاری و اندازه‌گیری فیزیولوژیکی مورد ارزیابی قرار می‌دهند. جزئیات و نحوه انجام این اندازه‌گیری‌ها تأثیر و تفاوت زیادی روی سیستم‌های موجود ایجاد می‌کند. در این مطالعه مروری، هر سه اندازه‌گیری ذکرشده با استفاده از سنسورهای معین بررسی و همچنین مزیت‌ها و محدودیت‌های هر کدام موردبحث قرار گرفت. مقایسه شرایط رانندگی واقعی و شبیه‌سازی‌شده نیز موردبحث قرار گرفت. همچنین راه‌های مختلفی که میزان خواب‌آلودگی را به‌صورت آزمایشگاهی نشان می‌دهد، موردبررسی قرار گرفت. درنهایت پس از مقایسه تحلیلی بین روش‌های تشخیص خواب‌آلودگی، یک دیاگرام پیشنهادی برای ارائه مدل کارآمد که به‌صورت ترکیبی بود ارائه شد.
نتیجه گیری: به‌طورکلی می‌توان بیان داشت که با توجه به محدودیت‌های هریک از روش‌ها، نیاز است که با طراحی سیستم آشکارساز خواب‌آلودگی که ترکیبی از معیارهای رفتاری، عملکردی و سایر اندازه‌گیری‌ها است، بتوان به‌دقت سطح هوشیاری راننده را مشخص کرد. درنهایت این مدل ترکیبی (کارآمد) باید در محیط شبیه‌سازی ساخته و تست شده باشد تا با ارسال هشدار به راننده‌ای خواب‌آلود از تعداد تصادفات جاده‌ای اجتناب شود.
مهشید عسگری، ویدا زراوشانی، مهران قلعه نوی، یوسف اکبری شهرستانکی،
دوره 13، شماره 2 - ( 4-1402 )
چکیده

مقدمه: بروز حریق در بیمارستان‌ها و مراکز درمانی به دلیل ناتوانی در حرکت اکثر بیماران، وجود تجهیزات گران‌قیمت در بیمارستان و نقش مهم بیمارستان در خدمت‌رسانی به مردم، می‌تواند منجر به ایجاد حوادث ناگوار و غیرقابل‌تحمل گردد. نداشتن و یا ضعف در مدیریت ریسک حریق می‌تواند برشدت رخداد حادثه بیفزاید. این مطالعه، به‌منظور ارزیابی سطح ایمنی حریق و ارائه‌ی راهکارهای کنترلی مناسب در یک مرکز آموزشی بهداشتی درمانی واقع در شهر قزوین انجام شد.
روش کار: این مطالعه، با استفاده از جدیدترین ویرایش استاندارد NFPA۱۰۱A، ارزیابی ریسک حریق در هفت بخش از یک بیمارستان آموزشی در شهر قزوین در سال ۱۴۰۰ و ۱۴۰۱ انجام شد. در این مطالعه، محاسبه‌ی ضریب ریسک سکونت برای ساکنان هر ناحیه، بررسی پارامترهای ایمنی حریق و تعیین ضریب ریسک آن‌ها، محاسبه‌ی امتیاز کسب‌شده‌ی ناحیه‌ی تحت ارزیابی، تعیین حداقل امتیاز مورد نیاز در حیطه‌های مختلف ایمنی حریق و تعیین سطح ریسک حریق انجام گردید.  
یافته ها: در میان بخش‌های آی‌سی‌یو ۱ و ۲، سی‌سی‌یو ۱ و ۲، انبار مرکزی، انبار داروخانه و تأسیسات بیمارستان که برای ارزیابی ریسک حریق انتخاب شدند، کل ساختمان‌های آی‌سی‌یو ۱ و ۲، با نمره ی ایمنی کلی حریق ۲۱/۱ بهترین وضعیت و ساختمان تأسیسات با نمره ی ایمنی کلی حریق ۱۴/۵-، بدترین وضعیت را داشتند.
نتیجه گیری: تأسیسات بیمارستان، پرریسک‌ترین بخش مورد مطالعه از دیدگاه حریق شناسایی شد. قرارگیری تجهیزات پرخطر در کنار یکدیگر و نبود برنامه ی مدون مدیریت ایمنی، از عوامل مؤثر در کسب نتایج این مطالعه بود. اهمیت تدوین یک برنامه  در پاسخ به شرایط اضطراری به‌منظور پیشگیری و اطفای حریق در این ساختمان، ضرورت دارد.
کوثر توحیدی زاده، مهران قلعه نوی، اسماعیل زارعی، کامران کولیوند،
دوره 13، شماره 2 - ( 4-1402 )
چکیده

مقدمه: ایران، به دلیل داشتن ۲۷۰۰ کیلومتر مرز آبی با کشورهای منطقه، به‌عنوان بزرگ‌ترین ناوگان حمل‌ونقل دریایی خاورمیانه شناخته می‌شود. با این‌حال، محیط پیچیده و پرخطر دریایی، این موهبت را به زیان بدل کرده و از طرفی رشد فنّاوری نیز بر پیچیدگی آن افزوده است. این موارد، نیاز به توسعه ی ابزارهای جدید جهت تجزیه‌ و تحلیل حوادث را تضمین می‌کند تا علاوه بر قدرت کاوش بالا در داده‌های حوادث، باعث ایجاد یکپارچگی در حوزه‌ی تجزیه‌ و تحلیل حوادث دریایی شود. مطالعه ی حاضر، با هدف توسعه‌ی یک رویکرد اختصاصی تجزیه و تحلیل حوادث دریایی مبتنی بر AcciMap انجام شده است.
روش کار: این پژوهش، یک مطالعه ی توصیفی از نوع کاربردی بوده که در ۳ فاز اصلی ۱) جمع‌آوری اطلاعات، ۲) توسعه ی رویکرد و ۳) اعتباربخشی انجام شده است. در مرحله ی اول، با استفاده از مرور مطالعات پیشین، مصاحبه با خبرگان و تجزیه و تحلیل حوادث واقعی، اطلاعات لازم درخصوص عوامل مؤثر در حوادث دریایی استخراج شده و در مرحله ی بعد، رویکرد AcciMap در قسمت‌هایی توسعه یافت و در مرحله ی سوم، مدل طراحی‌شده، توسط خبرگان حوزه ی دریایی، اعتباربخشی و تأیید شد.  
یافته ها: مدل AcciMap توسعه یافته در سه سطح «عوامل خارجی (بین‌المللی و ملی)»، «عوامل درون‌سازمانی» و « شرایط محیطی/ فردی و فعالیت‌های فردی» تنظیم ‌شده است؛ که در آن سطح «عوامل خارجی (بین‌المللی و ملی)» در ۳ لایه ی اصلی، ۲ لایه ی فرعی و ۱۳ لایه ی فرعی ثانویه، سطح «عوامل درون‌سازمانی» به ۲ لایه ی اصلی، ۱۱ لایه ی فرعی و ۳۵ لایه ی فرعی ثانویه و سطح «شرایط محیطی/ فردی و فعالیت‌های فردی» به ۱ لایه ی اصلی، ۳ لایه ی فرعی و ۱۱ لایه ی فرعی ثانویه طبقه‌بندی‌شده است.
نتیجه گیری: استفاده از رویکرد توسعه یافته، می‌تواند سطوح دارای نقص و مسئول اجرای اقدام اصلاحی را مشخص نماید. همچنین به دلیل گنجانده شدن عوامل نوظهور مؤثر در حادثه، رویکرد ارائه‌شده در این مطالعه، قدرت کاوش بالاتری در داده‌های حوادث دریایی دارد.
فاروق محمدیان، محسن فلاحتی، میلاد عباسی، مجتبی ذکائی،
دوره 13، شماره 3 - ( 7-1402 )
چکیده

مقدمه: امروزه بسیاری از صنایع دارای عوامل متعدد آسیب رسان به سلامت هستند و این امر منجر به مواجهه توام با این عوامل خواهد شد. صدا از شایع‌ترین پارامترهای فیزیکی در محیط کار است. از طرف دیگر گرما نیز به علت فرآیندهای متنوع انرژی بر در صنایع رو به افزایش است. بنابراین این مطالعه با هدف تعیین تغییرات پارامترهای فیزیولوژیک و توجه دیداری – شنیداری در مواجهه حاد توام با گرما وصدا انجام شد.
روش کار: در این مطالعه تجربی تعداد 72 نفر (36 مرد و 36 زن) در محدوده‌ی سنی 23 تا 33 سال بر اساس معیارهای ورود به مطالعه شرکت داشتند. در مجموع ۱۲ حالت آزمایش (3 سطح دما و 4 تراز فشار صوت) مختلف انجام شد. آزمایش برای هر فرد در 4 مرحله طی یک روز مشخص انجام شد. مدت مواجهه با هر حالت نیم ساعت و بین هر حالت آزمایش نیز نیم ساعت استراحت داده شد. نمونه بزاق هر آزمایش‌شونده قبل و بلافاصله بعد از مواجهه با صدا و گرما با هدف تعیین میزان کورتیزول بزاق جمع‌آوری شد. همچنین آزمون عملکرد پیوسته دیداری و شنیداری (IVA)، به‌صورت همزمان، توسط شرکت‌کنندگان نیز ثبت شد.
یافته ها: نتایج مواجهه توأم با صدا و گرما بر توجه دیداری و شنیداری نشان داد، تنها دو حالت مواجهه توأم SPL95+WBGT34 و SPL95+WBGT29 کاهش معنادار (05/0 P <) توجه دیداری و شنیداری گردید. علاوه بر این نتایج نشان داد که مواجهه مستقل با صدا در ترازهای 85 و 95 دسی‌بل و مواجهه با گرما در سطوح دمای‌تر گوی‌سان 34 و 29 درجه سانتی گراد باعث افزایش قابل‌ملاحظه و معنادار (05/0 P <) کورتیزول بزاق بعد از مواجهه می‌شوند. نتایج اثر مواجهه توأم با صدا و گرما بر کورتیزول بزاق نشان داد که 3 حالت آزمایشی مواجهه توأم (SPL85+WBGT34، SPL95+WBGT29 و SPL95+WBGT34) باعث افزایش قابل‌ملاحظه و معنادار (001/0 P <)، کورتیزول بزاق شده است.
نتیجه‌گیری: کورتیزول بزاق را می‌توان بعنوان یک شاخص فیزیولوژیک برای ارزیابی مواجهه با صدا و گرما توصیه کرد. همچنین کورتیزول بزاق نسبت به عملکرد شناختی بیشتر تحت تأثیر مواجهه صدا و گرما قرار می‌گیرد.
زهرا هاشمی، محمد‌جواد شیخ‌مظفری، آزما پوترا، مرضیه صادقیان، نسرین اسدی، سعید احمدی، معصومه علی‌دوستی،
دوره 14، شماره 3 - ( 7-1403 )
چکیده

مقدمه: با وجود اینکه پنل‌های میکروسوراخدار (MPP) به عنوان نسل جدیدی از جاذب‌های صوتی و جایگزینی موثر برای جاذب‌های الیافی معرفی می‌شوند، این فناوری همچنان با چالش‌هایی مواجه است. مهم‌ترین ضعف این پنل‌ها، پهنای باند جذب محدود آنهاست که عمدتاً در اطراف فرکانس طبیعی متمرکز است. این محدودیت باعث می‌شود که MPP ها نتوانند به‌طور موثری طیف وسیعی از فرکانس‌ها را پوشش دهند، که این امر کارایی آنها را در کاربردهای مختلف کاهش می‌دهد. در نتیجه، بهینه‌سازی طراحی این پنل‌ها برای بهبود عملکرد جذب در گستره وسیع‌تری از فرکانس‌ها، به یکی از اهداف اصلی تحقیقات در این حوزه تبدیل شده است
روش کار: در این مطالعه از روش سطح پاسخ (RSM) با رویکرد طراحی مرکب مرکزی (CCD) و نرم‌افزار Design Expert برای تعیین میانگین ضریب جذب نرمال در محدوده فرکانسی ۱۲۵ تا ۲۵۰۰ هرتز استفاده شد. همچنین شبیه‌سازی‌های عددی به روش اجزاء محدود (FEM) برای اعتبارسنجی نتایج RSM انجام گرفت. پس از بهینه‌سازی، یک جاذب MPP طراحی، ساخته و ضریب جذب نرمال آن با استفاده از لوله امپدانس اندازه‌گیری شد. مدل تئوریک مدار معادل (ECM) نیز برای پیش‌بینی ضریب جذب نرمال برای MPP ساخته شده استفاده شد.  
یافته ها: فرایند بهینه‌سازی نشان داد که با تنظیم قطر سوراخ‌ها، درصد تخلخل و عمق حفره هوایی پشت پنل به ترتیب بر روی ۰.۳ میلی‌متر، ۲.۵% و ۲۵ میلی‌متر، حداکثر جذب در محدوده فرکانسی مورد نظر حاصل می‌شود. تحت این شرایط بهینه، میانگین ضریب جذب با پیش‌بینی‌های RSM در شبیه‌سازی‌های عددی، تئوریک و آزمایشگاهی هماهنگی نزدیک داشت و بهبود چشمگیری به میزان ۱۳.۸% نسبت به MPP غیر بهینه‌شده نشان داد.
نتیجه گیری: این مطالعه کارایی و اثربخشی استفاده از RSM را برای ارزیابی پارامترهای مختلف مؤثر بر عملکرد MPP به نمایش گذاشت. همچنین مدل عددی FEM و مدل تئوریک ECM همبستگی قابل توجهی با نتایج لوله امپدانس نشان دادند و به‌عنوان جایگزین‌های مقرون‌به‌صرفه و قابل اعتماد برای روش‌های آزمایشگاهی سنتی پیشنهاد می‌شوند. این مدل‌ها سطح توافق قابل قبولی با نتایج تجربی ارائه دادند و پتانسیل خود را در کاربردهای عملی تایید کردند.
روح اله فلاح مدواری، حمیده بیدل، حدیث قجری، زهرا جگری، فاطمه بابایی، میلاد عباسی،
دوره 15، شماره 3 - ( 7-1404 )
چکیده

مقدمه: سروصدای محیط کار یکی از منابع اصلی مشکلات سلامتی است. صنعت کارتن‌سازی با توجه به ماهیت خود و همچنین فرایندهای کاری آن، دارای آلودگی صوتی زیادی می‌باشد که تاکنون به آن پرداخته نشده است. بنابراین این مطالعه با هدف بررسی تاثیر آزردگی صوتی بر سطح اضطراب در کارگران صنعت کارتن‌سازی انجام شد.
روش کار: شرکت‌کنندگان در مطالعه 60 نفر از کارگران یک شرکت کارتن‌سازی بودند که بر اساس مواجهه صوتی به دو گروه مواجهه (تراز صوتی بیش از 85 دسی‌بل) و کنترل (تراز صوتی کمتر از 85 دسی‌بل) تقسیم شدند. مواجهه صوتی افراد در محل کار مطابق با استاندارد ISO 9612:2009 و با استفاده از دزیمتر TES-1354 اندازه‌گیری شد. سطوح اضطراب با استفاده از پرسشنامه اضطراب اسپیلبرگر (STAI) ارزیابی شد، در حالی که آزردگی صوتی با استفاده از یک مقیاس آنالوگ بصری 100 درجه ای اندازه گیری شد. تحلیل آماری با استفاده نرم افزار آماری STATA انجام شد.  
یافته ها: میانگین سنی و سابقه کاری افراد مورد مطالعه به ترتیب، 78/35 و 78/10 سال به دست آمد. نتایج نشان داد که تفاوت معنی‌داری (P-value <0.05) در میانگین نمره آزردگی صوتی وجود دارد. بطوریکه میانگین نمره آزردگی صوتی در گروه مواجهه به طور قابل توجهی بالاتر (03/88) از گروه غیرمواجهه (6/47) بود. میانگین نمرات اضطراب در گروه مواجهه و کنترل به ترتیب 81/106 و 6/101 به دست آمده. علاوه بر این، تجزیه و تحلیل رگرسیون نشان داد که هر واحد افزایش در سطح آزردگی صوتی منجر به افزایش 08/1 برابری در اضطراب در گروه مواجهه می‌شود.
نتیجه گیری: آزردگی صوتی اغلب شایع‌ترین پاسخ روان‌شناختی به مواجهه با صدا است. بنابراین لازم است تا در محیط‌های کاری از جمله صنایع، اقدامات کنترلی مناسب جهت کاهش صدا از جمله طراحی مجدد ایستگاه‌های کاری، شناسایی و کنترل صدا در منبع، استفاده از تکنولوژی یا تجهیزات کنترل صدا نیز پیاده‌سازی شود. 
رقیه اسمعلی، الهام اخلاقی پیرپشته، علی عسکری، محسن پورصادقیان،
دوره 15، شماره 3 - ( 7-1404 )
چکیده

مقدمه: هوش مصنوعی (AI) و دیجیتالی شدن در افزایش سلامت و ایمنی شغلی (OHS)، کاهش حوادث محل کار، بهبود شرایط و افزایش بهره‌وری سازمانی نقش اساسی دارند. این مطالعه به بررسی تأثیرات، چالش‌ها و فرصت‌های این فناوری‌ها در ایمنی محل کار می‌پردازد.
روش کار: این مطالعه مروری روایتی، با جستجو در پایگاه‌های Google Scholar، PubMed، IEEE Xplore و ScienceDirect (۲۰۱۳ تا ژانویه ۲۰۲۵) و استفاده از کلیدواژه‌هایی نظیر «هوش مصنوعی در ایمنی شغلی»، انجام شد. از ۱۲۵ مقاله غربال‌گری شده، ۷۱ مورد بر اساس معیارهای ورود (مقالات فارسی/انگلیسی) انتخاب و با تحلیل محتوای کیفی، چالش‌ها و فرصت‌ها استخراج شدند.    
یافته ها: هوش مصنوعی در پیش‌بینی حوادث، نظارت، بهینه‌سازی فرآیند و تحلیل چالش‌های بهداشت، ایمنی و محیط زیست مورد استفاده قرار گرفته است. با تجزیه و تحلیل داده‌های تاریخی و الگوهای خطر، هوش مصنوعی امکان کاهش ریسک پیشگیرانه را فراهم می‌کند. یادگیری مداوم در مدل‌های هوش مصنوعی، دقت پیش‌بینی و سازگاری محیطی را افزایش می‌دهد. با این حال، مسائل مربوط به کیفیت داده‌ها همچنان پابرجاست؛ تکنیک‌هایی مانند یادگیری انتقالی، راه‌حل‌های بالقوه‌ای ارائه می‌دهند. اتوماسیون مبتنی بر هوش مصنوعی، خطای انسانی را کاهش می‌دهد، اما چالش‌ها شامل نگرانی‌های اخلاقی و شکاف‌های زیرساختی هستند.
نتیجه گیری: هوش مصنوعی و فناوری‌های دیجیتال از طریق تجزیه و تحلیل پیش‌بینی‌کننده و نظارت بلادرنگ، بهداشت حرفه‌ای و ایمنی شغلی را متحول می‌کنند. برای بهره‌برداری کامل از این مزایا، تلاش‌های آینده باید بر پرداختن به مسائل کیفیت داده‌ها، ایجاد چارچوب‌های اخلاقی قوی و توسعه زیرساخت‌های پیشرفته متمرکز شوند. تحقیقات بیشتر برای پیاده‌سازی عملی هوش مصنوعی در محیط‌های کاری مختلف ضروری است.
 
زهرا بتولی، علی اصغر خواجه وندی، مسعود مطلبی کاشانی، حسین اکبری، ایرج محمدفام، رسول عزیزیان شهریور،
دوره 15، شماره 4 - ( 10-1404 )
چکیده

مقدمه: ایمنی محیط کار به عنوان یکی از عوامل حیاتی موفقیت سازمان‌ها و حفاظت از سرمایه انسانی شناخته می‌شود. رفتار ایمن کارکنان تحت تأثیر عوامل روان‌شناختی و سازمانی قرار دارد که از آن جمله می‌توان به جو ایمنی و انگیزش ایمنی اشاره کرد. با توجه به اهمیت تقویت انگیزش ایمنی و کمبود ابزارهای استاندارد بومی در ایران، این مطالعه با هدف بومی‌سازی مقیاس انگیزش ایمنی خودتعیین‌شده (SDSM) و بررسی نقش میانجی آن در رابطه بین جو ایمنی و رفتار ایمن کارکنان مجتمع فولاد کویر شهرستان آران و بیدگل انجام شد.
روش کار: این پژوهش تحلیلی-مقطعی در سال ۱۴۰۳ با مشارکت ۲۵۶ نفر از کارکنان خطوط تولید اجرا گردید. ابزارهای جمع‌آوری داده شامل پرسشنامه جو ایمنی، پرسشنامه رفتار ایمن و نسخه فارسی‌شده SDSM بود که فرآیند بومی‌سازی آن شامل ترجمه-بازترجمه، ارزیابی روایی محتوا توسط کارشناسان و تحلیل عاملی تأییدی بود. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS نسخه ۲۶ و مدل‌سازی معادلات ساختاری با SmartPLS نسخه ۴ تحلیل شدند.  
یافته ها: نتایج نشان داد جو ایمنی تأثیر مثبت و معناداری بر رفتار ایمن دارد (608/0=β،001/0>p) و انگیزش ایمنی این رابطه را به‌طور معناداری میانجی‌گری می‌کند (388/0=β،001/0>p). لازم به ذکر است که رابطه مستقیم بین جو ایمنی و انگیزش ایمنی به‌طور معنی‌داری منفی بود. مدل پژوهش توانست تقریباً ۴۲٪ از واریانس رفتار ایمن را تبیین نماید (R² = 0.419)، که نشان‌دهنده قدرت پیش‌بینی مناسب مدل است. شاخص‌های برازش مدل شامل (91/0=NFI، 06/0=SRMR) نشان‌دهنده تطابق مناسب مدل بودند. همچنین روایی همگرا، روایی واگرا و پایایی سازه‌ها در سطح قابل قبول تأیید شد.
نتیجه گیری: یافته‌ها اهمیت ایجاد جو ایمنی مثبت و تقویت انگیزش درونی کارکنان را در محیط‌های پرخطر به منظور کاهش حوادث و ارتقای سلامت سازمانی برجسته می‌سازند و می‌توانند مبنای سیاست‌گذاری‌ها و برنامه‌های آموزشی در حوزه HSE قرار گیرند.
 

صفحه 1 از 2    
اولین
قبلی
1
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به بهداشت و ایمنی کار می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb